امسال زائران اربعین می گفتند محبوبیت ایران در بین مردم عراق به نحو چشمگیری افزایش یافته بود و دلیل آن چیزی نبود جز مجاهدت های خالصانه و کمک های مستشاری سردارانی چون حاج قاسم سلیمانی.

مردم عراق به چشم خود دیدند آن زمان که داعش به نزدیکی بغداد رسیده بود این تنها جمهوری اسلامی ایران بود که به کمک دولت عراق آمد و مردم عراق را در مبارزه با داعش یاری داد.

مردم عراق شاهد بودند که چگونه بعضی از جوانان ایرانی و پیروان راستین مکتب امیرالمومنین علیه السلام که آموخته بودند حتی نسبت به کشیدن خلخال از پای یک زن یهودی نیز بی تفاوت نباشند ،به صورت داوطلبانه خود را به عراق رساندند تا با داعش بجنگند و مردمان شیعه و سنی و کرد و ایزدی و مسیحی عراق را از اسارت داعش نجات دهند.

مردم عراق شاهد بودند چگونه خون جوانان ایرانی با خون رزمندگان و مجاهدان عراقی درهم آمیخت و معجونی از عشق و غیرت و ایثار و حماسه آفرید در دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام.

مردم عراق شاهد بودند علیرغم تبلیغات ایران هراسی رسانه های تفرقه افکن و بدخواه منطقه ای و جهانی، چگونه جمهوری اسلامی ایران ،فارغ از نژاد و قومیت و کشور و دین و آیین به کمک مظلومین گرفتار در چنگال داعش شتافت.
و این جانفشانی ها از ایران ، قهرمان مقاومت ساخت و محبوبیتی که قلب ها را تسخیر کرد.

اما متاسفانه چند روزی است سخنان نسنجیده علی یونسی، دستمایه ای شده است برای موج جدید ایران هراسی.

هفته گذشته علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت های دینی و مذهبی در همایشی با عنوان « ایران، نام، مردم و سرزمین» با نام بردن از بغداد گفته بود: « در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم برای گذشته. چرا که جغرافیای ایران و عراق غیرقابل تجزیه و فرهنگ ما غیرقابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا باید یکی شویم.»

این اظهارات ،واکنش های متعددی را در پی داشت و باعث رنجش دوستان و طرفداران ایران در منطقه شد و  بهانه ای جدید برای تشدید تبلیغات ضد ایرانی بدخواهان منطقه ای و جهانی ایران فراهم آورد.

مقامات عراقی و از جمله وزیر امور خارجه عراق نسبت به این اظهارات واکنش نشان دادند و وزارت امور خارجه عراق نیز با صدور بیانیه ای از این سخنان ابراز انزجار کرد. حتی نماینده حضرت آیت الله سیستانی در کربلا نیز در خطبه های نماز جمعه موضع گرفت و گفت: « از همکاری برادران و دوستانمان سپاسگزاریم اما این به معنی کوتاه آمدن از هویت و استقلالمان نیست.»

از طرف دیگر ،رسانه های العربیه و الجزیره ،فرصت را غنیمت شمرده و دفاع تمام قد ایران از محور مقاومت در سوریه و عراق و لبنان و فلسطین و یمن را به حساب روحیه استعمارگری و جاه طلبی و برنامه ایران جهت احیای امپراطوری فارس گذاشتند و سایت العربیه نیز با تیتر «بغداد ،پایتخت امپراطوری ایران » برای اثبات ادعاهای خود و دمیدن در موج ایران هراسی، به اظهارات یونسی استناد کرد.



هر چند یونسی در دو مصاحبه ،سعی کرد به توضیح اظهاراتش بپردازد و تاکید کرد که منظورش مخدوش کردن حاکمیت عراق نبوده است و گفت « این چه حرفی است، هیچ دیوانه ای این حرف را نمی زند.» اما توضیحاتش کافی و اثرگذار نبود و دیگر کار از کار گذشته و آب رفته به جوی برنگشت و این سخنان نسنجیده ،سنگی در چاه انداخت که فعلا صد عاقل هم نتوانسته اند دربیاورند.

این اظهارات نسنجیده باعث شد تمام زحمات و مجاهدت های خالصانه و بی منت ایران در منطقه زیرسوال برود، به طوری که حتی عبدالباری عطوان نویسنده و تحلیلگر سرشناس جهان عرب و حامی محور مقاومت نیز در این باره نوشت: « در حالی که بیشتر ملت های عربی، ایران را قهرمانی در برابر اشغالگری های اسرائیل و توطئه های تجزیه طلبانه آمریکا قلمداد می کنند ولی اظهارات یونسی در زمانی که مستشاران نظامی ایران در عراق حضور نظامی دارند تصور خوب این ملت ها از ایران قهرمان را تخریب کرد. ما می گوییم هیچ فرقی بین البغدادی سرکرده داعش با یونسی وجود ندارد. اگر دولت ایران می خواهد خود را از مواضع اینچنینی تبرئه کند باید یونسی را از سمتش برکنار کند چرا که ادامه فعالیت یونسی در سمتش به معنای همراهی دولت متبوعش با این مواضع است. »

در این شرایط ،دولت به جای اینکه هر انتقادی را به پای تسویه حساب های جناحی بگذارد باید اهمیت قضیه را درک کند و با برکناری یا حداقل جابجایی یونسی ،آبی بر آتش ریخته و  بهانه را از بدخواهان بگیرد و بر دل رنجیده دوستان مرهم نهد.

یونسی نیز باید پاسخگو باشد که چرا در شرایطی که ارتش و نیروهای مردمی عراق با کمک های مستشاری ایران توانسته اند تا تکریت ،زادگاه صدام به پیش روند باید در جایگاه دستیار ویژه رئیس جمهور بهانه به دست بدخواهان دهد و باعث رنجش دوستداران منطقه ای ایران شود؟

آیا این بی انصافی نیست که مدافعان حرم و در راس آنها سردار قاسم سلیمانی با مجاهدت ها و جانفشانی های خویش برای ایران ،محبوبیت به ارمغان آورند و در مقابل، افرادی با سخنان نسنجیده خود ، دستاوردهای این دلاوران را مخدوش نمایند.

آیا علی یونسی که سابقه تصدی وزارت اطلاعات در دولت اصلاحات را در کارنامه دارد نباید موقع حرف زدن ، اول فکر کند و جوانب امر را بسنجد تا به منافع ملی ضربه وارد نسازد؟

 البته این اولین بار نیست که یونسی ادعا کرده است حرف های نسنجیده اش ،بد برداشت شده است ، با این حال آیا فردی که نمی داند چه می گوید و هربار که حرف می زند مجبور است دوباره توضیح دهد تا برداشت نادرستی از سخنانش صورت نگیرد واجب است حرف بزند؟ آیا اگر حرف نزند اتفاقی می افتد؟

آیا بهتر نیست دولت به جای اینکه تمام سرمایه و فرصتش را صرف اعتمادسازی با دشمنان نماید کمی دقت و ظرافت به خرج دهد و مراقب سلب اعتماد دوستان باشد. می ترسم آنقدر سرگرم اعتمادسازی با دشمن شوند که از دوستان غافل شده و اعتماد دوستان را نیز از دست بدهند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عراق، ایران، محور مقاومت، یونسی، ایران هراسی، دولت،
ارسال در تاریخ یکشنبه 24 اسفند 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic