گفتند اختیارش را می دهیم دست خود مردم. خودشان عقلشان می رسد چگونه دخل و خرج زندگیشان را مدیریت کنند. گفتند پولش را می ریزیم در جیب مردم تا هر جور خواستند خرج کنند.
مرحله اول را اجرا کردند. قیمت حامل های انرژی  اصلاح! شد و پولش را ریختند به حساب مردم. قیمت نان را هم اصلاح! کردند و چهار هزار تومانی افزودند به مبلغ یارانه.

هر چند 45 هزار تومان مبلغ ناچیزی بود و بود و نبودش برای اقشار مرفه جامعه فرقی نمی کرد و اقشار متوسط هم بهره چندانی از آن نبردند اما اقشار کم درآمد توانستند آن را به زخمی از زندگیشان بزنند. بعضی ها قسط وام هایشان را به یارانه بستند و بعضی ها هم که سال و ماه می گذشت و به خاطر پایین بودن درآمد ،چشمشان به برخی اقلام خوراکی (مثل پسته و...) روشن نمی شد با دریافت یارانه برای خرید در مغازه ها صف کشیدند.

حرف بر سرش زیاد بود یکی از یارانه تعریف می کرد و یکی آن را می کوبید. یکی پیش بینی می کرد تورم را می رساند به 500 درصد و آن یکی می گفت تورم را پایین می آورد!

و این تازه آغاز راه بود. آغاز راهی که قرار بود در مراحل بعدی متناسب با اصلاح ساختار قیمت حامل های انرژی و موارد دیگر، بر مبلغ یارانه هم افزوده شود. تا 250 هزار تومان هم وعده اش را داده بودند.

گذشت و گذشت و مرحله دوم هم اجرا شد و یارانه همان 45 هزار تومان باقی ماند اما قیمت بنزین دوباره اصلاح! شد. یارانه 45 هزار تومان باقی ماند اما قیمت نان باز هم اصلاح! شد. اصلاحات به صورت کاملا یکطرفه صورت گرفت.

گفتند سهم تولید را می پردازیم اما نه دولت قبلی سهم تولید را داد نه دولت فعلی. یکسال گذشت و تنها بخشی از یارانه را به طرح تحول نظام سلامت اختصاص دادند و باز هم تولید بی نصیب ماند تا جایی که صدای رئیس مجلس هم درآمد.

گفتند یارانه ثروتمندان را حذف می کنیم اما به حفظ وضع موجود راضی شدند چون اصولا ریسک پذیری جسارت می خواهد.

گفتند با سبد کالا جبران می کنیم اما سبد کالا هم به سرنوشت یارانه دچار شد و آن هم آب رفت.

سرنوشت یارانه ای که قرار بود به دست خود مردم مدیریت شود؛ ختم شد به 45 هزار تومانی که هر روز آب می رود . گویا مسئولین به طور غیرمستقیم به مردم گفتند حالا که با زبان خوش و داوطلبانه از یارانه انصراف ندادید خودمان با اصلاح! قیمت ها ، بالاجبار انصرافتان می دهیم جوری که هم یارانه بگیرید هم انگار که نگرفته اید!

اکنون هم که در وضعیتی هستیم که هنوز تحریم ها باقیمانده  و دست های توطئه گر ،قیمت نفت را نیز کاهش داده است.

ما مردم هم خوب می دانیم که در جنگ اقتصادی هستیم. ما هم دلمان برای کشورمان می سوزد اما قرار نیست چوب بدعهدی ها و زیاده خواهی های آمریکا و خیانت های عربستان را مردم بپردازند. مگر مسئولین نمی گفتند زبان دیپلماسی را خوب می فهمند و با جهان آشتی می کنند؟

پس چرا عربستانی که سنگش را به سینه می زدند حاضر شد خائنانه قیمت نفت را پایین نگه دارد و میلیارد ها دلار به اعضای اوپک ضرر بزند تا فشار اقتصادی بر ایران بیشتر شود؟ اگر نتیجه آشتی این است همان بهتر که زبان دیپلماسی را نفهمیم و قهر باشیم!

آنانکه تا اسم آمریکا و عربستان می آمد ذوق زده می شدند کجایند تا پاسخ دهند؟

 چرا به جای اینکه با موضع گیری و اقدام قاطع ،گلوی ملک عبدالله را بفشارید، با اصلاح! قیمت ها گلوی مردم را می فشارید؟!





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: یارانه، اصلاح قیمت، گرانی، اصلاح قیمت نان،
ارسال در تاریخ سه شنبه 11 آذر 1393 توسط عقل کل

دیدم همه دارند همدیگر را توصیه می کنند به انصراف از یارانه، گفتم منم به این وظیفه ملی عمل کنم. برای همین دل را زدم به دریا و شجاعانه رفتم سراغ یکی از ثروتمندان و کلی از مزایای انصراف از یارانه سخن راندم و بعد به امید اینکه این همه حرف زدن، بالاخره اثرگذار بوده و او را به انصراف از یارانه مصمم کرده ، گقتم: میدونستم که نیازی به گفتن بنده نبود و شما خودتون داوطلبانه انصراف میدین.

ناگهان ابرو در هم کشید و جوری نگام کرد که وحشت کردم. طوری که اگه گفته بودم عزرائیل اومده جونت را بگیره اینقدر ناراحت نمی شد که گفتم از یارانه انصراف بده.

اما من کوتاه نیومدم و با لحنی آرامتر و صمیمانه تر گفتم: تو که سه تا آپارتمان داری، دو تا ویلا داری ،سه باب مغازه داری ،ماشین هم که کمتر از پورشه سوار نمیشی...

همین طور که داشتم اموالش را ردیف می کردم با عصبانیت گفت: دارم که دارم، زحمتش را کشیدم، همدست (ب ز) و ( م ه) و ( ا. ا) که نبودم، اختلاس هم که نکردم، کار کردم؛ اهل ولخرجی ام نبودم که هر سال تعطیلات عید اهل و عیال را ببرم کیش بگردونم ،سرم گرم تجارت بود، حالا حرف حسابت چیه؟

گفتم: خیر اموالت را ببینی ،خدا زیادترش کنه ،ما که ندیده نیستیم؛ فقط می خواستم بگم 45 هزار تومن که پول تو جیبی پسرتم نیست ،خوب انصراف بده وقتی نیاز نداری

گفت: حالا من انصراف بدم کشور گلستان میشه. اصلا وقتی قراره وضعمون خوب بشه چرا باید انصراف بدم. مگه توافقنامه ژنو را امضا نکردند که تحریم را بردارند. مگه برای امضای این توافق به ملت تبریک نگفتند پس دیگه نونمون تو روغنه، چرا باید انصراف بدم؟

گفتم: هنوز که به توافق جامع نرسیدند تازه معلوم نیست تهش چی بشه. تو بیا به خاطر مردمی که بیشتر نیاز دارند انصراف بده. مگه نمی بینی که وزرا و نمایندگان مجلس و مدیران کل و فوتبالیست ها و...اعلام کردند که از یارانه انصراف میدن.

پوزخندی زد و ابرو بالا انداخت و گفت: پ ن پ می خواستند بذارند اونایی که تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی اند انصراف بدن ، چرا اینقدر از خودگذشتگی! نشون دادند. اینا مگه تا حالا داشتند یارانه می گرفتند که الان اعلام می کنند انصراف میدن ؟ رو را برم!

گفتم: چی بگم ، تو فقط بهتره به خاطر بهبود اوضاع کشورت از یارانه انصراف بدی.

گفت: اگه خیلی نگران وضع کشورید کمی جلوی ریخت و پاش ها و اسراف ها را بگیرید. به داد میادین مشترک برسید تا حق ما هر روز در حلقوم عرب های خلیج فارس ریخته نشه.جلوی فساد را بگیرید ؛یارانه من یک سر سوزن از فساد کرسنت و سه هزار میلیارد و ویژه خواری بعضی آقازاده ها نیست، اگه راست میگین برید شصت هزار میلیارد معوقات بانکی را که به آدمای خاصی دادند پس بگیرید، چرا زورتون فقط به این 45 هزار تومان یارانه رسیده؟ انصراف بدم تا پول ها رو هم جمع بشه بعد یکی بالا بکشه و بعدم اگه گفتیم چرا فساد شده ،سریع پروندش را بچسبونن به امنیت ملی و نذارن حرفشم بزنیم، نه رفیق! معلومه که انصراف نمیدم.

گفتم: خدا بگم چی کارشون کنه اونایی را که با ویژه خواری ها و فسادشون، زبان استدلال امثال منو کند می کنند ،بله درسته باید به این مسائل هم رسیدگی کنند اما خلط مبحث نکن. تو به وظیفت عمل کن انشاءالله مسئولین هم به وظیفه شون عمل می کنند.

گفت: اگه اینجا نشستی که مخ منو بزنی و از گرفتن یارانه منصرفم کنی بیخود داری وقتت را تلف می کنی. این پول برای من ارزش داره ،مگه تا یکسال پیش ادعا نمی کردند که این پول فرق داره ،من میخوام بذارم ته جیبم بمونه تا برام برکت بیاره و ورشکست نشم. حالا چه اتفاقی افتاده که این پول مشکل دار شده و تازه گرفتنش جریمه هم داره! اصلا مگه قرار نبود این پول زیادتر هم بشه تا 250 هزار تومان هم حرفش بود حالا این 45 هزار تومان را هم نمی تونید به ما ببینید. بذار خیالت را راحت کنم به هیچ وجه من الوجوه من انصراف بده نیستم تو هم برو مخ یکی دیگه را بزن.

دیگه داشتم ناامید می شدم تا اینکه موبایلش زنگ خورد و شروع کرد به حرف زدن...

بعد از اینکه حرف زدنش تموم شد صداش را صاف کرد و با کمی مکث گفت: البته این پول که ارزش گرفتن نداره به قول خودت پول تو جیبی پسرم هم نیست، منم فکر می کنم بد نباشه به خاطر کمک به وضعیت کشور انصراف بدم ،شاید گره کوچکی را باز کرد!

خیره خیره نگاش کردم و با تعجب پرسیدم: منظورت اینه که قصد داری انصراف بدی؟ درست میشنوم؟

گفت: چرا که نه...اونوقت تا حالا هم داشتم باهات شوخی می کردم

گفتم: برو...برو یکی دیگه را سیاه کن ...راستش را بگو تو که پول به جونت بسته بود ،پشت تلفن چی بهت گفتند که نظرت از این رو به اون رو شد؟

بعد از کلی اصرار و با شرط اینکه این موضوع بین خودمون بمونه و برای کسی تعریف نکنم( من هم برای کسی تعریف نکردم جز شما، شما هم قول بدین برای کسی تعریف نکنید!) گفت: خانومم بود، زنگ زده میگه حتما باید انصراف بدیم. میگم چرا؟ میگه عفت خانوم زن حاج اسماعیل تاجر بزرگ فرش، زنگ زده منزل ما و گفته از گرفتن یارانه انصراف داده اند. خانوم بنده هم گفته ما هم انصراف میدیم. عفت خانوم گفته شنیدم به کسانی که انصراف میدن «کارت همیاری ملی» داده میشه بعد دعوت خانوم و دخترم را گرفته تا سه ماه دیگه برن تو ویلای شمالشون و تاکید کرده که کارت انصراف از یارانه را هم بیارند. خانوم بنده هم میگه برای اینکه جلوی عفت خانوم کم نیارم و ضایع نشم باید انصراف بدیم تا به ما هم کارت بدن.

تازه خانومم میگفت این کارت حیثیتی شده، ممکنه بعدا که خواستیم دختر و پسرمون را سر و سامون بدیم خانواده دختر بگن ما به پسری که کارت انصراف از یارانه نداره زن نمیدیم یا خانواده داماد یک عمر به خاطر نداشتن کارت انصراف از یارانه به دخترمون سرکوفت بزنند. پس علاج واقعه را باید قبل از وقوع کرد! از طرف دیگه وقتی ده میلیون پردرآمد را قراره خود دولت حذف کنه محترمانه تر اینه که خودم انصراف بدم تا بعد که حذفم کردند سبک نشم!

گفتم: عجب! بعضی مردم خالصانه برای کمک به کشورشون انصراف میدن شما هم چه استدلال هایی که نمی کنید. باز به این عفت خانم که به جای اینکه با حرفش مملکت را به هم بریزه ،داره به کشورش کمک می کنه. جا داره بگیم عفت خانم مچکریم!

اما سوال مسابقه الو نوید:

با توجه به اینکه اعلام شد محتوای سبد کالا در مرحله دوم تغییر می کند و ممکن است این تغییر ادامه یابد، به ما بگین محتوای سبد کالا مرحله سوم چیست؟

1- یک جعبه شامل انواع کلید به همراه نیم گرم اورانیوم 20 درصد اکسید شده

2- کالای فرهنگی شامل جدیدترین نسخه خاطرات هاشمی از امام(ره) و طرح جلد متن محرمانه توافقنامه ژنو

3- یک دست کت و شلوار مدل اشتون و کراوات مدل جان کری

4- مرحله سومی وجود ندارد چون بعد از مرحله دوم اعلام خواهند کرد کسانی که سبد کالا می گیرند برای کمک به نیازمندان، داوطلبانه از دریافت سبد کالا هم انصراف دهند.

سوال بعدی: این صدا را گوش بدین و بگین صدای چیه؟  




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: یارانه، انصراف از یارانه، طنز الو نوید،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 27 فروردین 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic