در جنگ احد، هند جگرخوار به همراه تعدادی دیگر از زنان قریش در بین صفوف سربازان راه می رفتند و طبل و دهل می نواختند و شعر می خواندند و می گفتند:

« مرحبا طایفه بنی عبدالدار، مرحبا ای حامیان نیاکان! مرحبا که همگی با شمشیرها حمله می کنید. اگر به میدان جنگ روی آورید...و برای شما بسترهای نرم می گسترانیم، اما اگر پشت به جنگ کنید از روی بی مهری از شما جدا می شویم و جدایی ما دیگر دوستی بردار نیست.»

این رسم لشکریان سفیانی است که یک روز با شعرخوانی زنان ،انگیزه نبرد و مبارزه پیدا کنند و روزی دیگر با جهاد نکاح!

ولی سفیانی های امروز با سفیانی های دیروز فرق دارند. یزید که نوه ابوسفیان بود با همه ی میخوارگی و کفرش، نسبت به همسرش ذره ای غیرت نشان می داد اما مفتی های وهابی، همان یک ذره غیرت یزید را هم که ندارند هیچ، حتی با کمال وقاحت مفتی سعودی اعلام می کند که حاضر است همسرش را به تروریست های سوری هدیه دهد.

سفیانی آخرالزمان از سفیانی جاهلیت اولی ، پست تر و حقیرتر و درمانده تر است.

در حالی که سپاهیان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ، همانگونه که در غزوات با نام خدا و ذکر الله به میدان مبارزه می شتافتند اکنون نیز مدافعان حرم که جانشان را سپر کرده اند تا از بارگاه سلاله پیامبر اعظم(ص)، حضرت زینب (س) دفاع کنند با یاد و نام خدا و اهل بیت (س) روحیه می گیرند و به میدان جهاد قدم می گذارند.

در عصر واژگونی واژه ها که اسارت انسان در بند شهوات را آزادی می نامند و قتل عام بی گناهان را ترویج دموکراسی می دانند و حیوانیت و درندگی را دفاع از حقوق بشر نام می نهند چندان هم عجیب به نظر نمی رسد اگر فحشا و هرزگی را جهاد نکاح بنامند!

اگر با رحلت پیامبر خاتم(ص)، وحی منقطع نشده بود چه آیه ها که در مذمت این جاهلیت آخرالزمانی نازل نمی شد!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سفیانی، آخرالزمان، جهاد نکاح، وهابیت، سوریه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 29 دی 1392 توسط عقل کل

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: « ما اوذی نبی مثل ما اوذیت» هیچ پیامبری مثل من آزار ندید.

 پیامبران گذشته نیز آزارهای بسیار دیدند ، سر یحیی را از بدن جدا کردند ؛ زکریا را با اره دونیم کردند و...اما آزاری که پیامبر (ص) از جاهلان عرب دید هیچ کدام از پیامبران به آن اندازه آزار ندیدند.

اما در روایتی امام صادق علیه السلام می فرمایند: « آزاری که قائم در هنگام قیام خویش از جاهلان آخرالزمان می بیند به مراتب سخت تر است از آن همه آزار که پیامبر (ص) از مردم جاهلیت دید.»

راوی می پرسد: این چگونه می شود؟ امام فرمود: « پیامبر به میان مردم آمد در حالی که آنها سنگ و صخره و چوب و تخته های تراشیده (بت ها) را می پرستیدند، ولی قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای او دلیل می آورند و آیه های قرآن را تاویل و توجیه می کنند.»

آزار جاهلیت عرب کجا و آزار جاهلیت آخرالزمان کجا!

یکی از بزرگترین آزارهایی که امام زمان (عج) با آن مواجه می شوند، از جانب فرقه ضاله ی وهابیت است. فرقه ای که زبانی جز قتل و غارت نمی داند و غیر خود را مسلمان نمی بیند.

 مولود نامشروع انگلیس و صهیونیسم و آمریکا که زبان منطق نمی فهمند و مفتی هایش با فتواهای مضحک ، پیروانش را به انجام پست ترین کارها از جهاد نکاح گرفته تا حراج غیرت؛ تشویق می کنند. یک روز برای نابودی حزب الله لبنان ،فتوا ردیف می کنند و روز دیگر برای نابودی حکومت بشار اسد. مجاهدانش دلگرم به کمک های اسرائیل هستند و هم کاسه ی آمریکا و اروپا. خودشان نماد اعلای شرک اند و دم از توحید ناب می زنند. 

قرآن را در بهترین نسخ چاپ و نشر می دهند و تمام سعی شان را در تلاوت هر چه زیباتر قرآن صرف می کنند اما بر خلاف آیاتش رفتار می نمایند. می خوانند که « و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا» (نساء،94) اما حتی کودکان مسلمان را با ذکر بسم الله سر می برند و مثله می کنند! 

 آیات قرآن را از بر می کنند و می خوانند که قرآن در سوره کهف آیه 21 ؛ گرامیداشت یاد اصحاب کهف را با ساختن عبادتگاه در کنار مزار آنها جایز دانسته است اما بقیع را ویران می کنند و به بهانه زدودن شرک، قبر صحابی پیامبر را نبش کرده و پیکرش را می ربایند.

امام زمان(عج) چه ها خواهند کشید از دست وهابیت و مفتی هایش که خود را خادم الحرمین و مروج دین و نمادهای توحید ناب می دانند!

امام زمان (عج) چه اذیت و آزاری از صاحبان این مغزهای منجمد شده و افکار پوسیده و متحجر خواهند دید.

اللهم طهر منهم بلادک و اشف منهم عبادک ... 




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: آخرالزمان، امام زمان (عج)، وهابیت، بقیع، 8 شوال،
ارسال در تاریخ جمعه 25 مرداد 1392 توسط عقل کل

شعار می دهند: « علوی ها در تابوت ، مسیحی ها در بیروت »

خود را فرزندان ابوسفیان می دانند و می گویند : نحن ابناء ابی سفیان ، نحن ابناء معاویه ، نحن ابناء یزید!

گردان هایشان را به نام یزید بن معاویه و شمر بن ذی الجوشن نامگذاری می کنند

به نام اسلام و با ذکر «بسم الله » سر می برند مثل آب خوردن!

حتی به کودکان هم آموزش می دهند چگونه با ساطور سر علوی ها را از بدن جدا کنند

وعده می دهند که به محض حاکم شدن بر دمشق، حرم حضرت زینب (س) و حرم حضرت رقیه (س) را با خاک یکسان خواهند کرد...

این ایدئولوژی ارتش آزاد سوریه است که به دنبال ساقط کردن دولت بشار اسد است.

دیگر تظاهرات مردمی در سوریه به چشم نمی خورد ، اگر قبلا اعتراضاتی از سوی مردم صورت می گرفت اما اکنون میدان به دست کسانی افتاده است که با تفکر سلفی و وهابی از طرف ترکیه و عربستان و قطر و حمایت های آمریکا و اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی به جان مردم افتاده اند.

سوریه کلکسیونی از اقوام و ادیان مختلف است از اکثریت سنی گرفته تا علوی و مسیحی و دروزی و...هرچند بشار اسد خود یک علوی است اما همسرش از خانواده ای سنی مذهب است و اهل سنت در حزب بعث که حزب حاکم سوریه است نقشی اصلی دارند. اما از طرف مخالفان دولت سوریه، این گونه القاء می شود که گویی حکومتی علوی بر اکثریتی سنی حاکم است در حالی که اهل سنت در حکومت بشار اسد نقش کلیدی دارند. مهمترین صاحب منصبان چه در دوره حافظ اسد و چه در زمان فعلی از اهل سنت هستند و نبض اقتصاد سوریه در دست تاجران دمشق و حلب است که همگی از اهل سنت و از حامیان سرسخت بشار اسد هستند.

در زمان حافظ اسد فقط حزب بعث بود که به رسمیت شناخته می شد و دیگران از جمله اخوان المسلمین نمی توانستند در سوریه فعالیت داشته باشند. ( البته اخوان المسلمین سنی مذهب، توسط همان صاحب منصبان سنی مذهب در دولت حافظ اسد سرکوب می شد و این چیزی است که اخوان المسلمین سوریه خجالت می کشند به زبان بیاورند و به طرفداران خود چه در سوریه و چه در کشورهای عربی اینگونه القاء می کنند که این علوی ها هستند که با ما مقابله می کنند و نمی گویند که همه کاره دولت سوریه از اهل سنت اند!) اما بشار اسد بعد از به قدرت رسیدن دست به یک سری اصلاحات در سوریه زد تا زمینه برای فعالیت گروه های دیگر نیز فراهم شود اقداماتی که بازتاب جهانی داشت و سال 2000 که اولین سال ریاست جمهوری بشار اسد بود به بهار دمشق معروف شد. در تحولات اخیر نیز با اصلاح قانون اساسی ، دولت را از انحصار حزب بعث خارج کرد و زمینه برای فعالیت احزاب دیگر از جمله اخوان المسلمین فراهم شد.

21 ماه است سوریه درگیر بحران است. مردم سوریه انتظار نداشتند که خواسته های مشروعشان از حکومت با دخالت کشورهایی که هر کدام به دنبال منافع خود هستند به آشفتگی و ناامنی اوضاع کشورشان منجر شود. مردمی که آموخته بودند با عقاید و سلیقه های گوناگون در کنار هم زندگی کنند. لذا برخلاف عراق که ناامن است و بر سر هر کوی و برزنی باید تفتیش شوی تا به زیارت حرم امام حسین علیه السلام بروی ، در دمشق آزادانه به زیارت می رفتی بدون اینکه حتی در ورودی حرم مورد تفتیش قرار گیری و در آنجا می دیدی مسیحیانی را که به زیارت حرم حضرت رقیه (س) می آمدند و جوان سنی مذهبی که به زائران ،عروسک می فروخت جهت تبرک و نذر برای گرفتن حاجت از سیده رقیه(س).

 اما پای وهابیت و سلفی ها و القاعده که به سوریه باز شد چنان ناامن شد که تهدید می کنند هم حرم های مقدس شیعیان را تخریب خواهند کرد هم کلیساها و اماکن مقدس مسیحیان را.مردم سوریه می توانستند با آرامش به خواسته های مورد نظرشان دست یابند اگر سلفی های وهابی آرامش را از آنها نمی گرفتند و این را مسیحیان سوریه به خوبی درک کرده اند که اگر حکومت بشار اسد ساقط شود سلفی ها مجالی برای نفس کشیدن به آنها نمی دهند لذا مسیحیان و علوی ها از طرفداران پروپاقرص بشار اسد هستند. بشار اسد طوری در دمشق محبوبیت داشت که معمولا به زائران ایرانی توصیه می شد چون زبان عربی نمی دانند درباره بشار اسد در دمشق سخن نگویند زیرا ممکن است مردم دمشق تصور کنند بر ضد بشاراسد سخن گفته می شود و واکنش نشان دهند!

تحولات سوریه پیچیده است و حتی قدرت های مداخله گر نیز استراتژی مشخصی برای آن ندارند بالاخص اینکه سناریوهای بعد از نظام فعلی نیز کاملا مبهم است و برای آمریکا و دیگر کشورهای مداخله گر این مسئله مشخص نیست که بر فرض اگر موفق به براندازی نظام فعلی سوریه شوند این کشور چه آینده ای را در پیش خواهد داشت؟ و آیا این بحران به کشورهای همسایه مثل ترکیه منتقل نخواهد شد؟ در حال حاضر مخالفان دولت سوریه ،اتحاد و یگانگی ندارند و تنها چیزی که آنها را گرد هم می آورد پول های عربستان و قطر و حمایت های ترکیه و آمریکا و...است.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: سوریه، تروریست های سوریه، ارتش آزاد سوریه، القاعده، وهابیت، بشار اسد،
ارسال در تاریخ یکشنبه 26 آذر 1391 توسط عقل کل

هذا شرک...

این جمله را وهابیت در قبال عقاید شیعه دائما تکرار می کنند و زائران بقیع با این جمله آشنایند...

و درست 89 سال پیش در 8 شوال بارگاه ائمه بقیع را ویران کردند به این بهانه که هذا شرک...

آری از دیگاه وهابیت این شرک است که به زیارت قبور اولیای الهی بروی و دست بر ضریح نورانی پیامبر رحمت بمالی و و ببوسی اما اگر جام شرابت را به جام شراب جرج بوش بزنی عین ایمان است!

این شرک است که گنبد و بارگاه برای اولیای الهی برپا کنی اما اگر برج های بلند با نمادهای فراماسونری در گرداگرد کعبه  بنا کنی عین توحید است

این شرک است که از پیامبر استمداد جویی اما اگر از آمریکا و صهیونیسم طلب استمداد کنی عین ایمان است! 

لابد اگر دست وهابیت بود حضرت یعقوب را به جرم اینکه پیراهن یوسفش را بر دیدگان می نهد تا شفا گیرد مهدورالدم می خواندند!

 اگر اینگونه باشد که وهابی ها می گویند باید خدا را (نعوذ بالله) بنیانگذار شرک دانست که در قرآنش فرموده ( وابتغوا الیه الوسیله ) ...باید خدا را مواخذه کرد که چرا ملک الموت را واسطه قبض روح بندگانش کرده است مگر خودش بی واسطه نمی تواند؟ باید خدا را مواخذه کرد که چرا در جریان اصحاب کهف می گوید می خواستند بر آنها یادبودی بنا کنند مگر بنای بارگاه شرک نیست؟ ؛ باید خدا را مواخذه کرد که چرا در سوره توبه آیه 74 نام پیامبر را در کنار نام خود آورده و فرموده ( خدا و پیامبرش آنها را بی نیاز نمودند) مگر خودش به تنهایی نمی توانست ؟ اصلا باید خدا را مواخذه کرد که چرا می خواهی بندگانت را مشرک بار بیاوری ؟!

اما اگر این شرک است که آنها می گویند  ؛ این شرک شرف دارد بر آن ایمانی که وهابی ها از آن دم می زنند! این شرک شرف دارد بر آن ایمانی که سر بیگناهی را از تن جدا می کند و کودکی را به آتش می کشد! این شرک شرف دارد بر آن ایمانی که سر در آبشخور آمریکا و اسرائیل دارد!




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: وهابیت، بقیع، شرک،
ارسال در تاریخ یکشنبه 5 شهریور 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات