بارها از زبان مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) شنیدیم که از عملیاتی نشدن اقتصاد مقاومتی و نبودن اراده جدی در این زمینه گلایه کرده اند، چند بار از کاهش رشد علمی کشور و سیاست بازی برخی مسئولین شاکی بودند

در طول تاریخ ، چه در زمان پیامبر(ص)، چه در زمان امیرالمومنین(ع) و چه امروز ، تمام مشکلات از اینجا ناشی می شود که حرف ولی خدا زمین می ماند.

باید فکری کرد
تا کی باید این روند ادامه پیدا کند
تا کی باید بعضی مسئولین ، نظرات و ایده های خود را بر نظر ولی فقیه ترجیح و اولویت دهند

باید نهادی در کشور وجود داشته باشد که زیر نظر ولی فقیه ، پیگیر فرمایشات ولی فقیه باشد و مسئولینی که به هر دلیلی نسبت به این فرمایشات بی توجه یا اهتمام کافی ندارند توبیخ و محاکمه شوند.

اگر جایگاه ولی فقیه را جایگاه نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می دانیم و اگر در صدد زمینه سازی برای ظهور آن حضرت هستیم باید ابتدا این مشکل را حل کنیم و اجازه ندهیم حرف ولی خدا بر زمین بماند.

مگر جایگاه ولی فقیه از مدیر یک اداره پایین تر است که دستورات مدیر باید مو به مو اجرا شود و در صورت تخلف از دستورات مدیر، پیامد توبیخ در انتظار زیر مجموعه باشد اما دستورات و فرمایشات ولی فقیه در برخی موارد بر زمین بماند و مسئولینی که اهتمام کافی در این امر ندارند مصون از هر نوع توبیخ باشند.

باید فکری کرد...



برچسب ها: ولایت فقیه، ولی فقیه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 آذر 1394 توسط عقل کل

سوال: مجلس خبرگان وظیفه تعیین رهبری و نظارت بر عملکرد رهبری را برعهده دارد و از طرف دیگر صلاحیت نمایندگان مجلس خبرگان باید ابتدا به تایید شورای نگهبان برسد و شورای نگهبان نیز ، نیمی از اعضای آن به صورت مستقیم توسط رهبری انتخاب می شوند ونیمی دیگر به صورت غیرمستقیم و با واسطه قوه قضائیه و مجلس تعیین می شوند.(البته تایید صلاحیت کاندیداهای خبرگان، فقط به عهده فقهای شورای نگهبان است) لذا این دور پیش می آید که ولی فقیه اعتبار می بخشد به شورای نگهبان و شورای نگهبان اعتبار می بخشد به مجلس خبرگان و مجلس خبرگان اعتبار می بخشد به ولی فقیه.

پاسخ های متعددی به این سوال داده شده است که من در اینجا قصد ندارم به طور کامل به آن بپردازم ؛ فقط به ارائه چند نکته در این زمینه می پردازم .

1- ولی فقیه اعتبار خود را از ناحیه خداوند متعال می گیرد نه از ناحیه مردم. مجلس خبرگان براساس معیارهایی که شرع بیان کرده است به مصداق یابی می پردازد و فقیه واجد شرایط را برمی گزیند. پس ولی فقیه مشروعیت الهی دارد و مقبولیت مردمی.لذا در بحث مشروعیت ولی فقیه هیچ گونه دوری وجود ندارد چون ولی فقیه مشروعیتش را با واسطه امام زمان (عج) و معیارهایی که شرع مقدس بیان فرموده است می گیرد و به همین خاطر است که گفته می شود اگر ولی فقیه یک دیکتاتوری کند خود به خود از ولایت ساقط می شود یعنی دیگر مشروعیت الهی ندارد حتی اگر بر فرض مقبولیت مردمی هم داشته باشد، اما دیگر ولی فقیه جامعه نیست فقط حاکم جامعه است مثل دیگر حکام دنیا.

2- باید توجه داشت که در قضیه انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) به رهبری ، این دور از اساس وجود ندارد ؛ زیرا مجلس خبرگانی که ایشان را به رهبری برگزید توسط شورای نگهبانی تایید صلاحیت شده بودند که آن شورای نگهبان توسط امام خمینی (ره) انتخاب شده بودند.

3-در هر صورت نظارت بر انتخابات باید صورت گیرد حال چه توسط شورای نگهبان باشد چه توسط نهاد یا افرادی دیگر. اما همان نهاد و افراد نیز باید توسط فرد یا افرادی دیگر انتخاب شوند همان گونه که در انتخابات سایر کشورها می بینیم  لذا احتمال تبانی و اعمال قدرت در هر صورت وجود دارد اما آنچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی در نظارت بر انتخابات در نظر گرفته شده است اطمینان بخشی بیشتری دارد.البته اگر راهکار بهتر و جامع تری برای نظارت بر انتخابات وجود داشته باشد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ظرفیت هرگونه تعالی و تغییر را درخود دارد. 

4-شبهه دور بیشتر در این راستا مطرح می گردد که ادعا می شود قدرت در یک جا متمرکز شده و ممکن است به سمت دیکتاتوری و استبداد کشیده شود. اما فی الواقع آنچه ما می بینیم این است که فعلا این ولی فقیه است که مظلوم واقع می شود .همه نهادها در کلام به رهنمودهای رهبری اشاره می کنند اما در عمل می لنگند. طرح نظارت بر نمایندگان که مورد سفارش رهبری بود بعد از چند سال هنوز هم در مجلس اصولگرا سرنوشت مطلوبی پیدا نمی کند .تهاجم فرهنگی که از سال 72 مطرح شد مورد غفلت دولت سازندگی قرار می گیرد و روحیه اشرافیگری برخلاف رهنمودهای رهبری؛ ترویج می شود.دولت اصلاحات هم که ساز خودش را می زد . دولت عدالت محور هم که نزدیکترین نظرات به ولی فقیه را داشت دغدغه های فرهنگی رهبری را مورد غفلت قرار می  دهد. لذا به نظر می رسد این ولی فقیه است که مورد ظلم واقع می شود و ما بیشتر باید نگران باشیم که رهنمودهای رهبری بر زمین نماند.

5- نظام مورد قبول اسلام ، نظام امت و امامت است. ولی فقیه ،امام امت اسلامی است و امام برقلوب امت حکومت می کند.( البته این بدین معنا نیست که همه مردم جامعه ، ولی فقیه را قبول داشته باشند ،خود خداوند متعال را هم ،همه قبول ندارند چه برسد به ولی فقیه!). حال فرض کنید خدای ناکرده ، ولی فقیه شرایطش را از دست داد و مشروعیت الهی اش ساقط شد ؛چه پیش خواهد آمد؟ در این صورت یا حاکم جامعه که دیگر ولایتش ساقط شده و دیگر نمی توان او را ولی فقیه و امام امت نامید با استفاده از قدرت در جایگاه خویش خواهد ماند یا اینکه خود می پذیرد و کنار می رود. اگر کنار رفت که مشکلی پیش نمی آید و مردم به سراغ فقیه دیگری که شرایط مورد نظر شرع را دارد می روند. اما اگر از قدرت استفاده کرد و در جایگاهش باقی ماند( در اینجا فرض بر این است که اکثریت اطرافیان حاکم و سکانداران حکومت هم به دلایلی از جمله حفظ موقعیت و ...با او همراهی داشته باشند و تقوایشان را از دست بدهند!) دو فرض پیش می آید. اگر اکثریت مردم جامعه ،مسلمان اهل عمل و خواستار حاکمیت احکام اسلامی باشند مسلما حکومت چنین حاکمی را نخواهند پذیرفت و از راه های مختلف به دنبال برکنار کردن چنین حاکمی برمی آیند حتی اگر به قیمت از دست دادن جانشان باشد و چنین حکومتی که پشتوانه مردمی ندارد پایدار نخواهد بود. (البته این یک فرض است که با درنظر گرفتن دلیل بعدی که اشاره خواهیم کرد امکان وقوعش نزدیک به صفر است). اما اگر مردم جامعه فقط پوسته ای از اسلام را به همراه داشته باشند و خود نیز اهل عمل به احکام اسلامی نباشند چنین حاکمی را می پذیرند و مسلما چنین مردمی لیاقت ولی فقیه مورد نظر اسلام را ندارند و همان بهتر که چنین حاکمی بر آنها حکومت کند.

لذا در حکومت اسلامی مردم نقش کلیدی دارند ، همان طور که ما در جمهوری اسلامی دیده ایم که حضور همیشگی مردم در صحنه و حمایت از ولی فقیه و امام جامعه بود که این نظام را در برابر انواع دشمنی ها حفظ کرد ؛به طور مثال در فتنه 88 که بسیاری از خواص سکوت کردند و بعضی از همان ها که خود را با واسطه یا بی واسطه منتخب رهبری می دانستند نیز یا سکوت کردند و یا حتی به آتش فتنه دامن زدند این مردم بودند که به صحنه آمدند و از امامشان  حمایت کردند و 9 دی را آفریدند، در صورتی که اگر حاکمیت ولی فقیه بر قلوب مردم نبود فتنه 88 می توانست انقلاب را به زمین بزند.

6- اما در باب مسئله ولایت فقیه ، کلیدی ترین و مهمترین نکته، توجه به نقش امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. ولی فقیه نائب عام امام زمان (عج) است . امام زمان (عج) فرموده اند:«...فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم». آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم. باید توجه داشت که امام زمان (عج) در زمان غیبت نیز به وظیفه هدایت گری خویش عمل می کنند. خورشید اگر پشت ابر هم باشد گرمایش را از ما دریغ نمی کند.لذا امام زمان ما را به حال خود رها نکرده اند و هدایت قلب ها را به عهده دارند. وقتی مردمی صادقانه به دنبال یافتن نائب عام حضرت برمی آیند مسلما حضرت مهدی (عج) که خود فرموده اند ما از شما غافل نیستیم و در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم اجازه نخواهند داد که هر کسی در قلب مردم به عنوان نائب حضرت جای گیرد.(حتی کسانی که هنوز در مصداق نائب عام حضرت دچار تردید هستند اگر صادقانه قلبشان را به مولایشان بسپارند حضرت آنها را هدایت خواهد کرد.) حتما قضیه شیخ مفید و حکمی را که به اشتباه صادر کرد شنیده اید مگر می شود امام زمان(عج) که حکم شیخ مفید را تصحیح کرد تا حتی یک کودک بی گناه به خطر نیفتد اجازه دهند کسی با استفاده از عنوان نائب عام ایشان ، امت اسلامی را به مسیر غلط بکشاند و امام زمان به وظیفه هدایت گری خویش عمل نکند.(البته این بدین معنا نیست که ولی فقیه اشتباه نمی کند اشتباهات تاکتیکی ممکن است وجود داشته باشد اما اشتباهات راهبردی که مسیر جامعه را به سمت غلط بکشاند وجود ندارد) اینکه حضرت می فرمایند « من حجت خدا بر آنها هستم» یعنی آنها نیز به حال خود رها نشده اند. ما تاکنون در طول تاریخ شاهد حکومت هیچ فقیهی نبوده ایم تا با استناد به آن ادعا کنیم فقیهی حکومت کرد و به استبداد و دیکتاتوری کشیده شد. اما شاهد بودیم که قرار بود آقای منتظری به عنوان ولی فقیه بعد از امام راحل (ره) ،رهبری جامعه را برعهده گیرد اما چون شرایطش را نداشت در ماه های آخر عمر حضرت امام ،از این منصب عزل شد و آنکه شایستگی اش را داشت در این جایگاه قرار گرفت. مسلما این انتخاب نیز از منظر عارفان اهل دلی چون آیت الله بهاءالدینی و...با عنایت امام عصر(عج) صورت گرفت.البته این نکته حائز اهمیت است که عنایت امام زمان(عج) به شرطی است که مردم آگاهانه در صحنه باشند و در عمل نشان دهند که لیاقت این لطف را دارند وگرنه هیچ جبری در کار نیست و اگر مردم تغییر کنند و اسلام فقط لقلقه زبانشان باشد تضمینی در عنایت امام زمان (عج) و حفظ رهبری صالح وجود ندارد.لذا آنچه بیشتر جای مراقبت دارد حضور مستمر مردم در صحنه و تمایل آنها به اجرای احکام نورانی اسلام است و تا وقتی مردم صادقانه پای اسلام ایستاده باشند امام زمان(عج) بر طبق سنت الهی، سرپرستی امت اسلامی را تضمین خواهند کرد. 

در  پاسخ به «شبهه دور» می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: شبهه دور، خبرگان، شورای نگهبان، ولی فقیه، نظارت بر رهبری،
دنبالک ها: شبهه دور (خبرگان رهبری)، شبهه دور، بررسی شبهه دور انتخاب رهبری، شبهه دور در مورد مجلس خبرگان،
ارسال در تاریخ یکشنبه 23 مهر 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic