بعضی افراد وقتی می خواهند حقیقتی را نپذیرند به جای اینکه آن را کاملا رد کنند بار معنایی اش را تغییر می دهند.
مثلا به جای اینکه کلمه «مولا» را به معنای « اولی به تصرف » بدانند به معنای «محبت و دوستی» می گیرند.

و می گویند پیامبر(ص) در آفتاب سوزان غدیر خم ،حدود صد و بیست هزار نفر را جمع کرد تا بفرماید «هر که من دوست او هستم علی هم دوست اوست  و او را دوست بدارد.» و سه روز از تک تک حاضران اعم از زن و مرد به صورت جداگانه بیعت گرفت تا علی را دوست بدارند!



در باب «ولایت فقیه» نیز ،برخی همین رویه را در پیش می گیرند. این افراد با اینکه خود را معتقد به اصل «ولایت فقیه» می دانند در رفتارشان نشان می دهند که مفهوم اصلی ولایت فقیه را درک نکرده اند.

مثلا به جای اینکه بگویند مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، بر آنها ولایت دارد و ولی فقیه آنهاست ،می گویند ما با رهبری دوست هستیم.
یا می گویند ما به رهبر انقلاب ،ارادت ویژه داریم و ایشان عشق ما هستند اما به وقتش ،نامه بی سلام هم خطاب به مقام معظم رهبری می نویسند و آتش بیار فتنه هم می شوند!

بعضی هم هستند که نامه دوستانه به رهبری می نویسند و برای ایشان آرزوی سلامتی می کنند اما حتی حاضر نمی شوند به خاطر بیانیه ها و اقداماتی که بر خلاف نظر رهبر انقلاب و بعد از خطبه تاریخی 29 خرداد؛ انجام دادند و با تحریک فتنه گران ،خون به دل رهبری کردند عذرخواهی نمایند.

این افراد کلام ولی فقیه را فصل الخطاب نمی دانند ؛بعضی از آنها حزب و جناحشان را بر دستور ولی فقیه برمی گزینند ،بعضی رفیق محبوبشان  را و بعضی فرزندانشان را.

بعضی هم با اینکه خود را پایبند به ولایت فقیه می دانند نامه سرگشاده به رهبری می نویسند و از رد صلاحیت کاندیدای مطلوبشان گلایه می کنند و با اینکه رو در رو از زبان رهبر معظم انقلاب شنیده اند که «نظام اسلامی در حق سران فتنه بسیار ملاطفت کرده است و جرم سران فتنه بزرگ است و اگر امام بودند شدیدتر برخورد می کردند» باز هم به این در و آن در می زنند تا از سران فتنه رفع حصر نمایند.

و تمام مشکلات ما چه در کشور و چه در جهان اسلام بر می گردد به نپذیرفتن ولایت یا تغییر در معنا و مفهوم آن.
لذا می بینیم که در جهان اسلام ،بیداری اسلامی از ضعف یا نبود رهبری آگاه و شجاع ،رنج می برد و ضربه می خورد.

در داخل کشور نیز بیشتر مشکلات ما از آنجا ناشی می شود که برخی مسئولین و خواص سیاسی ، معنا و مفهوم ولایت فقیه را درک نکرده اند؛ تا آنجا که گاهی شاهد نوعی ولایتمداری کاسبکارانه یا ریاکارانه از آنان هستیم.

در صورتی که اگر مسئولین ما شبیه شهدا همه دغدغه شان این بود که حرف ولی فقیه ، بر زمین نماند؛ بسیاری از مشکلات کشور حل شده بود. زیرا تنها مسئولینی می توانند گام های اساسی در جهت رفع مشکلات مردم بردارند که معنای حقیقی ولایت فقیه را درک کرده و به آن اعتقاد راسخ داشته باشند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: ولایت فقیه، ولایت، غدیر خم، مولا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 20 مهر 1393 توسط عقل کل
مقامات و مسئولین و شخصیت ها برای عیادت مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می آیند و می روند ؛ صدای چیک چیک دوربین ها قطع نمی شود

همه آمدند، چه آنانکه تمام توانشان را به کار می بستند تا دستورات ولی فقیه زمانشان را مو به مو اجرا کنند و لبخند رضایت را بر لبانش بنشانند
و چه آنانکه گاه و بی گاه ،دل رهبرشان را شکسته بودند و «چشم»گفتنشان ،بیشتر از اینکه در رفتارشان نمایان شود به لقلقه زبان شبیه تر بود!

دوربین ها هر رفت و آمدی را ثبت می کردند
اما دوربین ها او را ندیدند
هیچ دوربینی نتوانست آمدن او را ثبت کند



او که قرار دل سید علی بود و در فراقش بارها و بارها شعر سروده بود
او که امام امت هم به خال لبش گرفتار شده بود و با دیدن چشم بیمارش، بیمار شده بود

او که همیشه هوای نواب خاص و عامش را دارد ؛ نه سید روح الله و بسیجیانش را در هشت سال دفاع مقدس تنها گذاشت و نه سید علی و یارانش را در هشت ماه نبرد مقدس با فتنه گران به حال خود رها کرد.

او که صاحب اصلی این انقلاب است و در بحبوحه مبارزات به سید روح الله دستور داد تا حکومت نظامی را بشکند.

او که هرگاه دل سید علی از دست بعضی خواص بی بصیرت خون می شد تنها او بود که در محراب جمکران ،آرام و قرار دل بی قرارش می شد.

او که سید علی در حوادث 78 و 88 ،او را بهترین شاهد و گواه استقامت امتش در نزد خداود متعال دانست و مورد خطابش قرار داد و فرمود «ای سید و مولای ما، دعا کن برای ما.»

او که نیم نگاهش همه غم های عالم  را از یاد می برد
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را

آمدن او را هیچ رسانه و دوربینی نمی تواند مستند سازد ،دیدار عاشق و معشوق سری است که نامحرمانی چون ما را به آن راهی نیست...

دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپندوار ز کف داده ام عنان بی تو

 گزارش غم دل را مگر کنم چو امین
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، ولایت فقیه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 19 شهریور 1393 توسط عقل کل

آنجا که خواست دلت با خواست ولی امرت ،یکی باشد میزان ولایتمداری ات چندان روشن نمی گردد چون تشخیص اینکه به خواسته ی دلت ،لبیک گفته ای یا به خواسته ی ولی امرت؛ سخت است اما آنجا که نظر و خواسته ی ولی امر زمانت با خواسته شخصی ات  متفاوت باشد و خاضعانه به خواست ولی امرت لبیک بگویی خلوص ولایتمداری ات اثبات می شود.

بر این اساس شاید بتوان گفت یکی از نقاط برجسته ولایتمداری حضرت زهرا سلام الله علیها آنجا نمود پیدا می کند که درخواست امیرالمومنین علیه السلام مبنی بر تقاضای عیادت ابوبکر و عمر را می پذیرد.

زمانی که مردم مدینه به عیادت حضرت زهرا (س) می رفتند ابوبکر نیز به پیشنهاد ابوعبیده تصمیم گرفت به عیادت حضرت زهرا (س)برود و بعد از عیادت، پایان اختلاف و  سوء تفاهم را به افکار عمومی جامعه اعلام نماید. مولا فرمود: باید از همسر بیمارم اجازه عیادت بگیرم.

وقتی حضرت علی(ع) درخواست عیادت ابوبکر را مطرح کرد حضرت زهرا(س) فرمود: « البیت بیتک و الحرة زوجتک ، افعل ما تشاء» علی جان! خانه، خانه ی توست و من همسر تو هستم هر چه می خواهی انجام بده.

حتی تصورش هم سخت است وقتی قرار باشد دختر پیامبر(ص) با کسانی روبرو شود که بزرگترین جسارت ها را در حق او روا داشته اند. پهلوی شکسته و بازوی کبود و صورت نیلی و شهادت محسن شش ماهه را هم بتواند تحمل کند اما چگونه می تواند با کسانی روبرو شود که امامش را به سخره گرفتند و دستان فاتح خیبر را بستند و بر گردنش ریسمان افکندند. چگونه می تواند شمشیر برهنه ای را که بر بالای سر حیدر کرار گرفته بودند تا او را مجبور به بیعت نمایند از خاطر ببرد...

با این حال زهرای اطهر درخواست امامش را پذیرفت و نقشه غاصبان را که قصد عوامفریبی داشتند خنثی نمود و خشم و نارضایتی خویش از غاصبان را بیش از پیش آشکار ساخت و بر همگان روشن شد که دختر پیامبر تا آخر عمر شریفش از ابوبکر و عمر ناراضی بوده است و حکمت اقدام مولا علی در پذیرش درخواست عیادت نیز نمایان شد.  

در زمان ما نیز خیلی ها ادعای ولایتمداری دارند. نگاهی به خواص جامعه بالاخص سیاسیون بیندازید ببینید چند درصد از ادعاهای ولایتمداری خواص با عمل آنان مطابقت دارد.

برخی مسئولین و خواص جامعه از هر بیست جمله ای که می گویند یک جمله اش اشاره به نام یا بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است اما وقتی به عمل و رفتارشان نگاه می کنیم صد و هشتاد درجه با منش و رفتار رهبر انقلاب تفاوت دارد. در سخن می گویند ما پیرو محض ولایت فقیه هستیم اما در عمل هر کاری که خواستند انجام می دهند. در کلام به توصیه های رهبر معظم انقلاب لبیک می گویند اما در عمل ، بر ضد آن توصیه ها رفتار می نمایند ،این را می گویند ولایتمداری ریاکارانه و منافقانه!

برخی دیگر از خواص هم پیدا می شوند که فقط تا آنجایی پیرو امر ولی فقیه هستند که نظر و تشخیص رهبر انقلاب در راستای نظر و تشخیص آنان باشد و هر گاه ولی فقیه ،نظری متفاوت با آنها ارائه دادند یا بر آنان خرده گرفتند یا احیانا از یکی از رقبای سیاسی این افراد تمجید کردند ،در عمل با ولی فقیه زاویه می گیرند اما کماکان در ظاهر، فرمایشات رهبری را تکرار می نمایند. این افراد نیز ولایت دل و هوای نفس خویش را دارند نه ولایت فقیه را !

خداوند عاقبت ما را ختم بخیر کند. ولایتمدار بودن در حرف و ادعا آسان است اما در عمل ، نفسی مهذب و تزکیه شده می طلبد و تا در معرض آزمایش قرار نگیریم صدق ولایتمداری ما روشن نمی شود و ادعایی که در عمل اثبات نشود جز بر نفاق و ریا نمی افزاید.

 

پ ن:

شب های آخر عمر مادر است. در این شب ها ،حضرت زهرا(س) بیش از پیش برای فرزندش حضرت مهدی(عج) دعا می فرمود. اللهم عجل لولیک الفرج.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: حضرت زهرا(س)، ولایتمداری، ولایت فقیه، خواص،
ارسال در تاریخ یکشنبه 10 فروردین 1393 توسط عقل کل

سلام حاج همت

سلامی به گرمی نگاهت که افق های معنویت را در نوردید و نظاره گر وجه الله شد

سلامی از اوج شرمندگی

اسم شهدا که می آید شرمنده ایثار و خلوصشان می شویم ؛ اما سردار ! اسم شما و شهید باکری که به میان می آید بیش از دیگران حس شرمندگی در وجودمان احساس می کنیم

حاجی ما شرمنده ایم

ما حق هیچ کدام از شهدا را ادا نکردیم اما حق شما را بیشتر ضایع کردیم

وقتی اسم شما را در شعارهایی می شنیدیم که از زبان آشوب طلبان جاری می شد مظلومیتت را از عمق وجودمان احساس می کردیم

اسم شما قداست داشت ؛ نباید اجازه می دادیم بر زبان کسانی جاری شود که علنی روزه خواری می کردند ؛ یادم آمد به وقتی که می گفتی تلخ ترین دوران عمرت دوسال سربازی ات بوده است ؛ می گفتی فرمانده لشکر برای اینکه از روزه گرفتن سربازان جلوگیری کند همه را به خط کرد و مجبور کرد تا آب بنوشند و روزه خود را باطل کنند ؛ همین جا بود که گفتی « اگر آن روز با چند تیر مغزم را متلاشی می کردند برایم گواراتر از این بود که با چشمان خود ببینم که چگونه این از خدا بیخبران فرمان می دهند تا حرمت مقدس ترین فریضه دینمان را بشکنیم و تکلیف الهی را زیر پا بگذاریم»

حاجی ما را ببخش که بر دهان این روزه خواران نزدیم تا اسم تو را بر زبان نیاورند ؛ ما قرار بود پاسدار خون تو باشیم اما پاسدار اسمت هم نبودیم ...                 

ما را ببخش که  اجازه دادیم کسانی اسم تو را بر زبان جاری کنند که سخن ولی فقیه زمان را فصل الخطاب ندانستند ؛ تک تک خاطرات و کلامت سرشار از عشق خالصانه ات به ولی فقیه زمانت بود ؛ هنوز هم وصیت نامه اولت هست که در آن نوشته بودی« مادرجان به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم»

هنوز هم همسنگرانت به خاطر دارند که وقتی شنیدی امام فرموده است «جزیره مجنون باید حفظ شود» از خواب و خوراک افتادی آنقدر که سر نماز بیهوش شدی و مجبور شدند سرم بزنند ؛ یک دستت سرم بود و با دست دیگرت بی سیم را گرفته بودی و منطقه را کنترل می کردی تا مبادا سخن امامت بر زمین بماند . مقاومت و پایداری تحسین برانگیزت  در شرایطی بود که حتی فرمانده سپاه سوم عراق گفته بود « ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید نمودیم که از جزایر مجنون جز تلی خاکستر چیز دیگری باقی نیست!»

ما شنیده بودیم که در سفر حج در زیر ناودان طلا از خدا خواسته بودی حتی یک لحظه هم تو را بدون امام در این دنیا زنده نگذارد ؛ نفس کشیدن در این دنیا بدون امام برای شما محال بود... اوج شرمندگی ما در همین جاست که فرصت سوءاستفاده از اسمت را به کسانی دادیم که شعارهایی بر ضد ولایت سر می دادند.

سردار خیبر! نمی دانم شمایی که برای یک اطلاعیه امام حاضر بودی جان بدهی اگر خودت بودی با این جماعت چه می کردی وقتی می دیدی کلام امامت را که می فرمود « پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد» زیرپا می گذارند...وقتی می دیدی علنی روزه خواری می کنند و...

حاجی ! ما را ببخش، حق داری که از دست ما دلخور باشی ؛ حق داری اگر ما را مواخذه کنی ؛ شما مظلوم واقع شدی و ما نتوانستیم حتی از اسمت دفاع کنیم ...حاجی ! ذره ای از آن غیرت و خلوصت را به ما هم ارزانی دار.

حلالمان کن حاج همت 

نثار روح بلند و ملکوتی سردار بزرگ اسلام حاج ابراهیم همت صلوات

«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»

سالروز شهادت سردار خیبر گرامی باد




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شهید همت، ولایت فقیه، جزیره مجنون،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 17 اسفند 1390 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic