تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر ولایت فقیه


در دست نوشته ای که از شهید محسن حججی منتشر شد آمده است:

« انشاء الله شهادتم صدق گفتارم را گواهی می دهد... شک نکنید و مطمئن باشید راه ولایت همان راه علیست. رهبر بر حق سید علیست... والسلام »


مگر تکذیبت کرده بودند برادر؛ که می خواستی با شهادتت صدق گفتارت را ثابت کنی؟

خون دل خورده بودی از آنان که بر علیه رهبرت سید علی حرف می زدند؟

با نیش زبانشان ،عقایدت را مسخره کرده بودند؟

حرف های بی منطق منکران ولایت ،دلت را آتش زده بود؟

یا در گفتگو با شکاکان هم گاه غریب می افتادی و با توجیهاتشان دوره ات می کردند؟


نمی دانم چرا این را نوشته ای اما غربت و حماسه در کلامت موج می زند.

گویا این اولین بار نبوده است که طعم غریبی را می چشیدی.

فکر می کردیم فقط نحوه شهادتت شبیه مولایت حسین(ع) بوده،

اما دیدیم الگوبرداری ات تمام عیار است برادر.

و خواسته ای مثل سالار شهیدان، حقانیت راهت را با خون امضا کنی.


ما چه می دانیم بین تو و خدایت ، چه قول و قرارهایی بوده است؛

چه نوع شهادتی از خدا خواسته بودی که اینگونه دل ها را تکان دادی؛

شهادت را در چه زمانی می خواستی که خداوند درست بعد از ذلتی که بعضی نمایندگان به مردم دادند تو را نشانمان داد و به رخ کشید؛

حرف حسابت با آقایت حسین چه بود که شبیه مولایت سر از تنت جدا کردند؛

غربتش آتشت زده بود که اینگونه غریبانه شهید شدی؟

یا شرمنده بودی از اینکه سر به تن داشتی و مولایت بی سر بود؟

در روضه ها چگونه گریستی که عقیله بنی هاشم، تو را گلچین کرد؟

روضه اسارت زینب(س) چگونه بی سر و سامانت کرده بود که دو روز اسیر وحوش ددمنشی چون داعش شدی و هیچکس جز خدا نمی داند کینه هایشان را در این دو روز چگونه بر سرت خالی کردند.

  

ما تصویر اسارتت را دیدیم و با درک ناقص خود گفتیم «ببینید اصلا نترسیده و محکم و باصلابت و پر غرور ایستاده است»

غافل از اینکه ترس برای تو معنا نداشت وقتی خود را در چند قدمی آرزوهایت می دیدی ، رسیدن به آرزویی که برای تحققش تا آن سوی مرزها رفته بودی.

درک مقام شما، برای من و امثال من که در باتلاق روزمرگی ها گرفتاریم دشوار است؛

فقط این را می دانیم در دنیایی که ریزگردهای گناه، قدرت نفس کشیدن را از ما گرفته،

اگر امثال شما نبودند اثری از انسانیت باقی نمی ماند.


از شرمندگی مولایت درآمدی و ما را شرمنده خودت کردی؛

بدجور شرمنده ات هستیم برادر.


پی نوشت:

هدیه به روح مطهرش صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.




طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: شهید محسن حججی، مدافعان حرم، ولایت فقیه، مقام معظم رهبری، شهدا، داعش، اسارت،
ارسال در تاریخ جمعه 20 مرداد 1396 توسط عقل کل
بعد از گذشت چند دهه، نه تنها از مظلومیت شهید بهشتی کاسته نشده ، بلکه بر مظلومیت ایشان افزوده شده است.

 اگر در زمان حیات بابرکتش، جاهلانی بودند که او را متهم به دیکتاتورمنشی و تندروی و ستمکاری می کردند امروز هم جریان ها و افرادی هستند که افکار شهید بهشتی را سانسور می کنند و طبق میل خود،بخش هایی از سخنان شهید بهشتی را که با مذاقشان نمی سازد حذف می کنند تا مردم با افکار واقعی شهید بهشتی آشنا نشوند. امروز عده ای می خواهند شهید بهشتی ساخته ذهنشان را ، به عنوان شهید بهشتی واقعی به مردم معرفی کنند و این ظلم بزرگی در حق آن سید مظلوم است.

شهید بهشتی به ولایت فقیه اعتقاد راسخ داشت و سرسختانه از آن دفاع می کرد؛ اما امروز می بینیم بعضی ها که با ولایت فقیه مشکل دارند می خواهند شهید بهشتی را به نفع خود مصادره کنند. شهید بهشتی می فرمود:

«آنهایی که ولایت فقیه را قبول ندارند در هر مقامی که باشند سرنگون خواهند شد. می گویند خودمان سرمان می شود و هرچه اینها می گویند به آنها احترام می گذاریم،ولی رهبری آنان را قبول نداریم.
ما معتقدان سرسخت به ولایت فقیه و امامت قاطع رهبر عالی قدرمان هستیم. اصل ولایت فقیه در اسلام تعارف نیست، یک اصل بنیادی نظام اسلامی است.»

                      

شهید بهشتی معتقد بود که در مسائل اجتماعی نظر رهبری بر همه، حتی بر نظر مراجع هم ارجحیت دارد و همه باید بر طبق نظر رهبر عمل کنند تا از هرج و مرج جلوگیری شود. اما امروز می بینیم بعضی افراد که برخلاف نظر رهبر انقلاب عمل کردند و در فتنه 88 کشور را به هرج و مرج کشاندند از شهید بهشتی دم می زنند.

 شهید بهشتی می فرمود: «اگر فتوای مجتهد مورد نظر ما با رهبر در مسائل اجتماعی متفاوت بود باید به نظر رهبری عمل کنید؛حتی خود آن مرجع هم باید تابع این رهبر باشد.... مگر در یک جامعه به هر صاحب نظری می شود حق داد خود او و مقلدین او درباره مسائل اجتماعی آن طور تصمیم بگیرند که آنها تشخیص می دهند؟ مگر هرج و مرج غیر این است؟ کیست که بتواند بگوید اسلام یا تشیع آیین هرج و مرج است؟....حتی اگر نظر دیگران در مسائل اجتماعی از ارزش علمی بالایی هم بر خوردار باشد در صورت ارائه ی حکم از سوی رهبری،نظر آنان فاقد ارزش اجتماعی است.»

بنابراین بر اساس نظرات شهید بهشتی، وقتی رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد 88 نظر خود را اعلام فرمودند طبق قانون ، نظرات خاتمی و هاشمی و موسوی و کروبی و صانعی و... فاقد ارزش اجتماعی بود و همگان باید از فرمان رهبری اطاعت می کردند تا جلوی هرج و مرج گرفته شود.

شهید بهشتی به استقلال کشور بسیار بها می داد و اگر امروز در بین ما بود و می دید که با برجام، راه های نفوذ به کشور هموار شده است حتما از منتقدان برجام بود. درجه اهمیت استقلال کشور در نظر شهید بهشتی به قدری بالاست که حاضر است برای حفظ آن هر سختی و مشکلی را تحمل کند. اما امروز می بینیم افرادی که بر علیه استقلال کشور کتاب نوشته اند و اقداماتشان در تضاد با استقلال کشور است سعی دارند شهید بهشتی را به نفع خود مصادره کنند.

شهید بهشتی می فرمود:

«برادران مسلمان! می دانیم به دنبال هر انقلاب،مشکلات فراوان وجود دارد، ولی به امید خدا و به امید رهنمود های رهبر،ما مردم مسلمان ایران تصمیم قاطع اتخاذ کرده ایم که استقلال پر عظمت خود را به هیچ قیمت و به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی از دست ندهیم و اگر کارمان به جایی رسید که موقتاَ با دوک نخ بریسیم و با سوزن بدوزیم و با الاغ و اسب به اینجا و آنجا سفرکنیم،باید مقاومت کنیم،باید مقاومت کنیم؛این است مکتب خونین تشیع. برای همه ی ملت مسلمان راه کشاورزی و صنعت را باید باز کنیم؛ما دست نیاز به طرف غرب و شرق دراز نمی کنیم.»

شهید بهشتی معتقد بود در جمهوری اسلامی باید از نسخه اسلام استفاده کرد نه نسخه های غربی. ایشان می فرمود:

« در جامعه هایی که دین و مذهب صرفا مساله فردی است و در مسائل اجتماعی و صنعتی و مدیریت دخالت ندارد، در آن جامعه، سوال از دین نمی کنند. در آلمان وقتی می خواهند مدیر کارخانه انتخاب کنند کار ندارند شب عرق می خورد یا نه؟ عقیده اش چیست؟ به خدا عقیده دارد یا نه؟ ولی ما نمی خواهیم اینجا نسخه دوم جامعه صنعتی آلمان غربی بشویم. ما که نمی خواهیم آن بشویم. ما می خواهیم جمهوری اسلامی باشد. مبادا جستجو و تحقیق درباره ایمان و اعتقاد و اخلاق و تقوای افراد را که برای کارهای خصوصی یا دولتی از آنها دعوت به عمل می آید بگویید تفتیش عقاید، و بخواهید با این مغلطه و سفسطه جلوی این حرکت را بگیرید.»

اگر شهید بهشتی امروز در میان ما بود و سند 2030 را می دید قطعا در مقابل آن می ایستاد تا جمهوری اسلامی از مسیر اسلام خارج نشود.

شهید بهشتی روحیه حماسی و عزتمندانه داشت و هرگز در برابر فرهنگ غرب، انفعالی برخورد نکرد و حتی در نوع لباس پوشیدن هم رعایت عزت اسلامی و ملی را می کرد. در خاطرات ایشان آمده است که فرموده بود:

« بنده همیشه در اروپا با این لباس بوده ام. حتی یکبار هم با کت و شلوار جایی نرفته ام. هر جا هم که گفتند بد است با این لباس بروی، گفته ام بنده با همین لباسی که می گویید بد است به آنجا می روم. گردنم را هم راست گرفته ام، به طوری که گاهی خانم می گوید تو اصلا توجه نمی کنی به اینکه این اطرافیان به تو نگاه می کنند. می گویم واقعا توجه نمی کنم که به من نگاه می کنند. من عادت دارم که شق و رق در خیابان راه بروم و برای اینکه «العزه لله و لرسوله و للمومنین». مگر من به این مردم اروپا بدهکارم که حتما باید اینجا مثل آنها راه بروم؟ من خودم لباس و شخصیتی با خودم دارم... باید شخصیت داشته باشیم آقا! باید عادت داشته باشیم سربلند باشیم. چه کم داریم؟ چرا احساس حقارت می کنیم؟»


پی نوشت:

هدیه به روح مطهر شهید مظلوم حضرت آیت الله بهشتی صلوات. « اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم»




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: شهید بهشتی، سید مظلوم، ولایت فقیه، تفتیش عقاید، استقلال،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 7 تیر 1396 توسط عقل کل
گفتند چون امسال سالروز تولدش با ایام محرم توام شده است تصمیم گرفتیم زودتر برایش جشن تولد بگیریم. بنابراین در پنجم مهر جشن تولد کاکایشان را برگزار کردند و بر روی کیک تولدش نوشتند: « پاییز ما را بهار کردی. تولدت مبارک »
جشن تولد چه کسی؟ محمد خاتمی یکی از سران فتنه!

برایش جشن تولد می گیرند و از او تمجید می کنند و اصلا برایشان مهم نیست که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) بارها و بارها تاکید فرمودند که فتنه خط قرمز نظام است و فرمودند « مواضع من درباره فتنه سال 88 کاملا صریح است و بر روی این موضوع حساس هستم . ملاک هم، عدم حمایت از کسانی است که سردمدار فتنه بودند و یا از آن سوء استفاده کردند و تاکنون نیز اعلام تبری نکرده اند.»

و در روزهای اخیر همین افرادی که از سران فتنه حمایت می کنند ناگهان ولایتمدار شدند و در روزنامه های زنجیره ای مطلب نوشتند و گفتند چون رهبر انقلاب به فلانی نصیحت کرده اند که صلاح نیست بیاید باید به رای رهبری تمکین کرد.

در لزوم اطاعت از امر و حتی نصیحت حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) بر کسی که خود را پیرو ایشان بداند شکی نیست و امری واضح و مبرهن است و از مسلمات ولایتمداری است ؛ اما اینکه اصلاح طلبانی که دستور و امر صریح و آشکار رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد 88 را فصل الخطاب ندانستند و هشت ماه کشور را درگیر فتنه و آشوب کردند اکنون نگران ولایتمداری برای یک نصیحت (نه امر و دستور ) شده اند واقعا مضحک است.

مگر فراموش کرده ایم ندای « این عمار» رهبر معظم انقلاب را که از دست نانجیبی افرادی مثل خاتمی سر دادند؟ مگر فراموش کرده ایم بغض و نجوای غریبانه نائب امام زمان(عج) را که از دست نا اهلان و ریاکارانی همچون خاتمی و موسوی و کروبی، خطاب به مولایشان حضرت حجت (عج) فرمودند: « ای سید ما ای مولای ما! دعا کن برای ما...»

اصلاح طلبانی که هم در فتنه 78 و هم در فتنه 88 ، در مقابل رهبر معظم انقلاب ایستادند و اشک نائب امام عصر(عج) را درآوردند چگونه می توانند بفهمند ولایتمداری یعنی چه؟

اگر مفهوم ولایتمداری را می فهمیدند بر علیه امام مسلمین فتنه برپا نمی کردند و از سران فتنه دلجویی نمی کردند.

این حرف ها به تیپ و قیافه اصلاح طلبان نمی خورد. حداقل بگذارید کسانی نگران ولایتمداری شوند که کارنامه سیاهی پر از فتنه گری نداشته باشند.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، ولایت فقیه، فتنه88، ولایتمداری، مقام معظم رهبری، خاتمی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395 توسط عقل کل
حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه غدیر می فرمایند:

« بدانید که بالاترین امر به معروف آن است که سخن مرا ( درباره ولایت علی و فرزندانش) بفهمید و آن را به کسانی که حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من به قبولش امر کنید و از مخالفتش نهی نمایید چرا که این دستوری از جانب خداوند عزوجل و از نزد من است. و هیچ امر به معروف و نهی از منکری جز با امام معصوم تحقق و کمال نمی یابد.»

با توجه به فرمایش پیامبر(ص) بالاترین امر به معروف، رساندن پیام غدیر به مردم است.

و در عصر حاضر، ولایت فقیه ادامه پیام غدیر است. بنابراین فهماندن معنا و مفهوم ولایت فقیه به مردم و مسئولین ، بالاترین امربه معروف در زمان ماست.
 
اگر مسئولان ما، مفهوم واقعی ولایت فقیه را فهمیده و آن را پذیرفته بودند بسیاری از مشکلات کشور حل می شد.

مشکل اینجاست که بخش قابل توجهی از مسئولین کشور ، درک درستی از ولایت فقیه ندارند و هنوز این سخن امام خمینی (ره) را باور نکرده اند که فرمود «ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: غدیر، پیام غدیر، امر به معروف، بالاترین امر به معروف، ولایت فقیه،
ارسال در تاریخ دوشنبه 29 شهریور 1395 توسط عقل کل
بارها از زبان مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) شنیدیم که از عملیاتی نشدن اقتصاد مقاومتی و نبودن اراده جدی در این زمینه گلایه کرده اند، چند بار از کاهش رشد علمی کشور و سیاست بازی برخی مسئولین شاکی بودند

در طول تاریخ ، چه در زمان پیامبر(ص)، چه در زمان امیرالمومنین(ع) و چه امروز ، تمام مشکلات از اینجا ناشی می شود که حرف ولی خدا زمین می ماند.

باید فکری کرد
تا کی باید این روند ادامه پیدا کند
تا کی باید بعضی مسئولین ، نظرات و ایده های خود را بر نظر ولی فقیه ترجیح و اولویت دهند

باید نهادی در کشور وجود داشته باشد که زیر نظر ولی فقیه ، پیگیر فرمایشات ولی فقیه باشد و مسئولینی که به هر دلیلی نسبت به این فرمایشات بی توجه یا اهتمام کافی ندارند توبیخ و محاکمه شوند.

اگر جایگاه ولی فقیه را جایگاه نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می دانیم و اگر در صدد زمینه سازی برای ظهور آن حضرت هستیم باید ابتدا این مشکل را حل کنیم و اجازه ندهیم حرف ولی خدا بر زمین بماند.

مگر جایگاه ولی فقیه از مدیر یک اداره پایین تر است که دستورات مدیر باید مو به مو اجرا شود و در صورت تخلف از دستورات مدیر، پیامد توبیخ در انتظار زیر مجموعه باشد اما دستورات و فرمایشات ولی فقیه در برخی موارد بر زمین بماند و مسئولینی که اهتمام کافی در این امر ندارند مصون از هر نوع توبیخ باشند.

باید فکری کرد...



برچسب ها: ولایت فقیه، ولی فقیه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 4 آذر 1394 توسط عقل کل
بعضی افراد وقتی می خواهند حقیقتی را نپذیرند به جای اینکه آن را کاملا رد کنند بار معنایی اش را تغییر می دهند.
مثلا به جای اینکه کلمه «مولا» را به معنای « اولی به تصرف » بدانند به معنای «محبت و دوستی» می گیرند.

و می گویند پیامبر(ص) در آفتاب سوزان غدیر خم ،حدود صد و بیست هزار نفر را جمع کرد تا بفرماید «هر که من دوست او هستم علی هم دوست اوست  و او را دوست بدارد.» و سه روز از تک تک حاضران اعم از زن و مرد به صورت جداگانه بیعت گرفت تا علی را دوست بدارند!



در باب «ولایت فقیه» نیز ،برخی همین رویه را در پیش می گیرند. این افراد با اینکه خود را معتقد به اصل «ولایت فقیه» می دانند در رفتارشان نشان می دهند که مفهوم اصلی ولایت فقیه را درک نکرده اند.

مثلا به جای اینکه بگویند مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، بر آنها ولایت دارد و ولی فقیه آنهاست ،می گویند ما با رهبری دوست هستیم.
یا می گویند ما به رهبر انقلاب ،ارادت ویژه داریم و ایشان عشق ما هستند اما به وقتش ،نامه بی سلام هم خطاب به مقام معظم رهبری می نویسند و آتش بیار فتنه هم می شوند!

بعضی هم هستند که نامه دوستانه به رهبری می نویسند و برای ایشان آرزوی سلامتی می کنند اما حتی حاضر نمی شوند به خاطر بیانیه ها و اقداماتی که بر خلاف نظر رهبر انقلاب و بعد از خطبه تاریخی 29 خرداد؛ انجام دادند و با تحریک فتنه گران ،خون به دل رهبری کردند عذرخواهی نمایند.

این افراد کلام ولی فقیه را فصل الخطاب نمی دانند ؛بعضی از آنها حزب و جناحشان را بر دستور ولی فقیه برمی گزینند ،بعضی رفیق محبوبشان  را و بعضی فرزندانشان را.

بعضی هم با اینکه خود را پایبند به ولایت فقیه می دانند نامه سرگشاده به رهبری می نویسند و از رد صلاحیت کاندیدای مطلوبشان گلایه می کنند و با اینکه رو در رو از زبان رهبر معظم انقلاب شنیده اند که «نظام اسلامی در حق سران فتنه بسیار ملاطفت کرده است و جرم سران فتنه بزرگ است و اگر امام بودند شدیدتر برخورد می کردند» باز هم به این در و آن در می زنند تا از سران فتنه رفع حصر نمایند.

و تمام مشکلات ما چه در کشور و چه در جهان اسلام بر می گردد به نپذیرفتن ولایت یا تغییر در معنا و مفهوم آن.
لذا می بینیم که در جهان اسلام ،بیداری اسلامی از ضعف یا نبود رهبری آگاه و شجاع ،رنج می برد و ضربه می خورد.

در داخل کشور نیز بیشتر مشکلات ما از آنجا ناشی می شود که برخی مسئولین و خواص سیاسی ، معنا و مفهوم ولایت فقیه را درک نکرده اند؛ تا آنجا که گاهی شاهد نوعی ولایتمداری کاسبکارانه یا ریاکارانه از آنان هستیم.

در صورتی که اگر مسئولین ما شبیه شهدا همه دغدغه شان این بود که حرف ولی فقیه ، بر زمین نماند؛ بسیاری از مشکلات کشور حل شده بود. زیرا تنها مسئولینی می توانند گام های اساسی در جهت رفع مشکلات مردم بردارند که معنای حقیقی ولایت فقیه را درک کرده و به آن اعتقاد راسخ داشته باشند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: ولایت فقیه، ولایت، غدیر خم، مولا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 20 مهر 1393 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ