در حوادث فتنه سال 88 ، گروه شش نفره ای از طرف مجلس برای رسیدگی به اعتراض کاندیداهای معترض تشکیل شد که این شش نماینده با کاندیداهای انتخابات و آقای هاشمی دیدار کردند و سخنان آنها را شنیدند.

آقای زاکانی به عنوان یک نفر از آن گروه شش نفره ، به تعریف شنیده ها و جریان آن دیدارها پرداخته و در بخشی از سخنانش در مورد دیدار با آقای هاشمی گفته است:

« آقای هاشمی به صراحت به ما گفت تقلب شده.
گفتیم: چه جوری تقلب شده؟

گفت: آقای ری شهری آمده بود اینجا. آقای ری شهری به من گفت: روز 15 خرداد یکی از کارمندانش برای دیدار پدرش به «کهک» قم رفته و دیده پدرش نیست. بعد از مدتی پدرش می آید در حالی که شناسنامه اش را در دست دارد و انگشتش هم جوهری است.
از پدرش می پرسد: پدرجان کجا بودی؟
پدر می گوید: من رفتم 50 هزار تومان پول گرفتم و به آقای احمدی نژاد یک رای دادم.

آقای هاشمی گفت: از آن موقع (یک هفته قبل از انتخابات) صندوق پر می کردند.


این حرف را اگر من خودم از آقای هاشمی نشنیده بودم غیرقابل باور بود، اما من بودم با پنج نفر از نمایندگان که این حرف را از آقای هاشمی شنیدیم.

بعد به آقای هاشمی گفتیم: واقعا آقای هاشمی، در نظام اسلامی از یک هفته قبل از انتخابات داشتند برای یک نفر رای جمع می کردند؟! اصلا قابل تصور است؟!

گفت: بله همین جوری تقلب شده.

بعد دوستان به آقای محسنی اژه ای که در آن زمان وزیر اطلاعات بود مراجعه کردند و گفتند: آقای هاشمی یک چنین ادعایی دارند. اگر آقای ری شهری که آدم ثقه و معتمدی است چنین حرفی زده باشد باید ببینید موضوع چیست؟ موضوع مهمی است.

آقای اژه ای به عنوان وزیر اطلاعات بررسی کرد. سپس در مجمع تشخیص مصلحت جلوی 35 نفر به آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی! ما رفتیم این ادعایی را که شما مطرح کردید بررسی کردیم و از اساس نادرست بود، آن چیزی که منتسب کرده بودید به آقای ری شهری.

آقای ری شهری گفت: چه چیزی را به من منتسب کرده اند؟

قضیه را برای آقای ری شهری تعریف کردیم
آقای ری شهری به آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی! من کی به شما چنین حرفی زدم؟!

آقای زاکانی در ادامه گفت: من این قضیه را در دانشگاه امام صادق گفتم و دفتر آقای هاشمی آن را تکذیب کرد.

بعد از آن تکذیب، یک روز که هر شش نماینده ای که این قضیه را از آقای هاشمی شنیده بودیم در مجلس حضور داشتیم و آقای ابوترابی هم به عنوان یک نفر از آن شش نفر داشت مجلس را اداره می کرد، من رفتم نطق کردم و از همه آنها شهادت گرفتم. گفتم: آقایان! همه شما بودید و شنیدید اما دفتر آقای هاشمی آن را تکذیب کرده است. من هم این ادعا را مطرح کردم اگر نادرست می گویم بگویید نادرست است.

همه سکوت کردند.
به آقای ابوترابی هم گفتم : اگر نادرست می گویم بگویید نادرست است. آقای ابوترابی هم سکوت کرد چون حرفم راست بود.»


پی نوشت:

وقتی شیخ مصلحت می تواند به کسانی که حی و حاضرند چیزی را نسبت دهد که بعدا توسط آن فرد انکار می شود؛ با این حساب هیچ جای تعجب نیست اگر حرف ها و خاطره هایی را به امام نسبت دهد که با صحیفه امام سنخیت ندارد!



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فتنه88، تقلب، هاشمی، ری شهری، زاکانی، مجلس، ابوترابی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط عقل کل
طرف به منتقدانش توهین کرده و گفته بود: منتقدان من کلاغ اند!

پس حتما خودش هم روباهه که میخواست قالب پنیر را با حیله و نیرنگ بدزده.

اما حیله داریم تا حیله!

یکی حیله به کار می بنده تا قالب پنیر بدزده ؛ یکی هم حیله به کار می بنده و با رمز «تقلب» و «انتخابات آزاد» ، هر وقت نتیجه انتخابات به نفعش باشه آن را می پذیره و هر وقت به نفعش نباشه از مدعیان تقلب حمایت می کنه. آنجا که نتیجه انتخابات باب میلش نباشه چشمش را روی اختلاف 11 میلیون رای می بنده و از مدعیان تقلب حمایت می کنه و آنجا که نتیجه انتخابات مورد پسندش واقع بشه حتی اگر انتخابات را همان دولتی برگزار کرده باشه که ادعا می کردند با تقلب روی کار آمده و حتی با اختلاف 250 هزار رای، میگه انتخابات آزاد و سالم برگزار شد.

واقعا حیله و نیرنگ روباه کجا و حیله امثال اینا کجا؟ روباه انگشت کوچیکه اینا هم نمیشه!





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: منتقدان، هاشمی، کلاغ، روباه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 26 آذر 1394 توسط عقل کل
خیلی ها وقتی خبر شهادتش را شنیدند بغضشان شکست و گریه کردند. مسئولین و شخصیت های مختلف نیز دست به قلم شدند و پیام تبریک و تسلیت فرستادند. اما برخی از همان افرادی که امروز به مناسبت شهادت سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی پیام فرستادند از کسانی بودند که در گذشته با اقداماتشان، خون به دل سردار کرده بودند.

ظریف یکی از کسانی بود که در همان ساعات نخستین ،پیام داد؛ اما ای کاش شهادت این سردار بزرگوار، ظریف را بیدار سازد و رویه اش را تغییر دهد. رویه ای که باعث شده بود قلب سردار همدانی از شنیدن خبر قدم زدن ظریف و جان کری به درد بیاید و بگوید: « مگر می شود با آمریکایی ها قدم بزنیم و انتظار داشته باشیم که شهدا ما را شفاعت کنند و قطعا شهدا به خاطر انجام این کار ما را محاکمه خواهند کرد.»

روحانی هم پیام فرستاد اما ای کاش او هم با شهادت سردار ؛دست از سهل اندیشی بردارد و به راه امام برگردد و آمریکا را شیطان بزرگ ببیند نه کدخدای جهان که باید با او معامله کرد!
سهل اندیشی روحانی باعث شده بود که سردار همدانی با انتقاد و ابراز نگرانی از سیاست خارجه دولت بگوید: « رابطه ایران و آمریکا همچون رابطه گرگ و میش است. امروز تمام ابهت ابرقدرتی دشمن شکسته شده اما با یکسری از کارها این ابهت در حال بازگشت است.»

هاشمی هم پیام داد اما او هم در فتنه 88 با موضع گیری های نادرست و نقش فعال خود و فرزندانش ،در آتش فتنه دمید و دل سردار شهیدمان را خون کرد.

 سردار همدانی نقش کلیدی در مبارزه با عناصر فتنه گر و ایجاد آرامش در کشور داشت و حتی توانست با مدیریت درست و دلسوزانه خود، برخی از افراد معترض را به مدافعان انقلاب تبدیل نماید.

او سر سازش با فتنه گران نداشت و معتقد بود «رهبران فتنه مثل کروبی و میرحسین اگر تبرئه بشوند حتما خداوند متعال و این هایی که شهید و جانباز و مجروح شده اند هرگز رضایت نخواهند داد» و می گفت « موسوی و کروبی متهمان اصلی این ماجرا هستند و حداقل مجازات برای این ها اعدام است.»

سردار همدانی در همان زمان که هاشمی ،بشار اسد را رفتنی می دانست و با سخنان نسنجیده اش محور مقاومت را تضعیف می کرد، خواستار بقای بشار اسد بود و می گفت «اطاعت پذیری بشار اسد از رهبر انقلاب بیشتر از برخی دولتمردان ماست.»

سردار بی ادعای ایرانی ، برخلاف خیلی از سیاستمداران و حزب گرایان که روزنامه ها و سایت ها را قرق کرده اند هیچ سهمی از رسانه ها و روزنامه ها نداشت و تنها بعد از شهادتش از او سخن گفتند؛ در حالی که اگر او نبود دمشق سقوط می کرد و حرم عقیله بنی هاشم در اسارت شیطان قرار می گرفت. او بود که آبروی شیعیان را خرید و با دفاع از حرم حضرت زینب(س) نگذاشت شیعه ،شرمنده امام زمانش شود.

و سرانجام بعد از سالها مجاهدت در جبهه های دفاع 8 ساله و نبرد با داعشی های ایران در دفاع هشت ماهه، به دست داعشی های سوریه به شهادت رسید و به یاران شهیدش پیوست.



پی نوشت:

سردار همدانی از قول آیت الله بهاء الدینی گفته بود: «هر کس هر روز زیارت عاشورا بخواند همه گره هایش باز می شود.».
 هدیه به روح مطهر سردار شهید همدانی یک زیارت عاشورا قرائت فرمایید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سردار همدانی، سوریه، داعش، شهادت، ظریف، هاشمی، فتنه 88،
ارسال در تاریخ شنبه 18 مهر 1394 توسط عقل کل


تو خجالت نمی کشی؟... یه نیگا به شناسنامت بنداز ببین چن سالته......سکه ریختی تو جیبت رفتی زندااان؟!
بیرونه زندان رشوه میگیری؛ تو زندانم میخوای رشوه بدی تا کارت رابیفته؟!

تو زندانم دس از این کارات برنمیداری؟...پس کی میخوای آدم بشی؟...اگه دس از این کارات نکشی میام براتا!

مگه بابات نمی گفت تحریما پدر مردمو درآورده، پس تو که وضت خیلی خوبه؛ سکه برات پول خورده! بابات همیجوری مث نخودچی کیشمیش سکه ریخته تو جیبت!...داشتی با تحریما کاسبی میکردی؟

والا مو آلوئه ورا شنیده بودم... رامبد شنیده بودم.... خندوانه شنیده بودم.. اما نشنیده بودم بابایی از تحریما بناله و بچه ش تو زندانم کلی سکه داشته باشه؟

بابای مو هم اگه از این سکه ها داشتو می ریخت ته جیبم که تا حالا احلامو عقدش کرده بودم و برا یه لقمه نون مجبور نبودم سر به سر رامبد فرشته بزارمو ... هه هه هه هه وو...سر بدمو ...سیاهه نارگیله...عقابه نارگیله..وی ی ی ی ی ی...بخونم! .....اخــــــــــی...




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: مهدی هاشمی، جناب خان، زندان، سکه، تحریم، هاشمی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 9 شهریور 1394 توسط عقل کل
اخیرا شیخ مصلحت در دانشگاه امیر کبیر گفته بود: عربستان سعودی در خدمت استکبار است!
هاشمی، تازه امروز فهمیده است که عربستان در خدمت استکبار است اما در گذشته متوجه این واقعیت نبود و به سوار شدن ملک عبدالله در ماشینش افتخار می کرد و خواستار توسعه و بهبود روابط با کشوری بود که داعش را با دلارهایش پرورش داده و مردم مظلوم سوریه را قتل عام کرده بود.

ملک عبدالله هم در خدمت استکبار بود اما هاشمی این حقیقت را نفهمید ، در حالی که همان نیروهای ارزشی و انقلابی که هاشمی این روزها با عنوان تندرو و خشک مقدس و دلواپس، آنان را برچسب باران می کند این حقیقت را فهمیدند و به پیروی از روح خدا که از آل سعود بیزار بود هم ملک عبدالله را در خدمت استکبار می دانستند هم حاکمان فعلی سعودی را.

هاشمی به خیال خود فکر می کرد وقتی ملک عبدالله در پای نامه اش، او را برادر خود خطاب می کند فردی قابل اعتماد است و هیچ نظر سوئی نسبت به ایران ندارد اما متوجه نبود که همین ملک عبدالله، بارها و بارها از آمریکا تقاضا کرده بود که با حمله به ایران ، سر افعی را قطع کند. هاشمی نفهمید که ملک عبدالله فقط برای او و برای حفظ ظاهر می نویسد برادرت عبدالله، اما در حقیقت ملت ایران را یک افعی می داند.

این دیر فهمیدن های برخی سیاسیون، هزینه های گزافی به ملت ایران تحمیل کرده است. معلوم نیست باید چقدر هزینه دهیم تا هاشمی و همفکرانش بفهمند رابطه و مذاکره با آمریکا، حلال مشکلات نیست و باید با توکل به خدا و تکیه بر توان داخلی به حل مشکلات اقدام کرد.

باید چقدر هزینه کنیم تا ظریف بفهمد تبریک به وزیر خارجه عربستان در حالی که سعودی ها با بمب های نامتعارف ،مشغول تکه تکه کردن کودکان و مردم مظلوم یمن هستند گناهی بزرگ است. این تبریک، نه تنها از منظر دین و شرع، گناهی آشکار است بلکه حتی از منظر دیپلماسی و عرف دیپلماتیک هم اشتباهی فاحش است.

روابط با کشورها باید براساس احترام متقابل صورت گیرد بنابراین وقتی سعودی ها به خاطر اقدام شنیع ماموران خود، حتی حاضر به یک عذرخواهی رسمی از ایران نشدند این تبریک چه معنایی دارد؟

با انتصاب عادل الجبیر به وزارت خارجه عربستان، برخی پایگاه های خبری به انتشار این خبر پرداختند که وزیر خارجه جدید عربستان، خواستار بهبود روابط با ایران شده است. بلافاصله بعد از نشر این خبر در رسانه ها، وزارت خارجه عربستان بیانیه داد و این خبر را تکذیب کرد.



حال باید از آقای ظریف پرسید وقتی سعودی ها حتی در حد و اندازه یک خبر هم حاضر نیستند بهبود روابط با ایران را بپذیرند و عادل الجبیر وزیر خارجه جدید عربستان در کنفرانس خبری با جان کری به اتهاماتش علیه ایران ادامه می دهد، چرا با تبریک گفتن نابجا ، غرور و شخصیت و عظمت مردم ایران را لگدمال می کنید؟ دیگر قرار است چه بلایی بر سرتان بیاورند تا به خود بیایید و کمی به رگ غیرتتان بربخورد؟!

معلوم نیست باید چقدر هزینه دهیم تا سیاسیونی که تا دیروز، عربستان را می ستودند و امروز تازه متوجه شده اند که عربستان در خدمت استکبار است بیدار شوند و بفهمند آمریکایی که امروز برای مذاکره و رابطه با آن دست و پا می زنند و خواستار تعامل سازنده با آن هستند عهدشکن و بی ادب و مکار است نه مودب و باهوش و قابل اعتماد؟!

باید چقدر هزینه دهیم تا سیاسیون خوشبین و خوش خیال بفهمند آمریکا از لبخند و خوش و بش کردن بعضی ها حساب نمی برد بلکه از نیروی ایمان و اقتدار و صلابت سلحشورانی حساب می برد که خواب های داعش را پریشان کردند.

اگر بنا بود آمریکا با لبخند و مکالمه تلفنی و دست دادن و قدم زدن از ایران حساب ببرد که شاه ملعون ،همه این کارها را بهتر از سیاستمداران ایرانی بلد بود اما لبخندهایش به آمریکا،نتیجه ای جز نوکری آمریکا در بر نداشت!

چقدر باید هزینه دهیم تا برخی سیاسیون ساده اندیش و دیرفهم ، بتوانند پنجه چدنی اوباما را از زیر دستکش مخملی اش ببینند؟!


پی نوشت:

سعودی ها چون خودشان را در برابر قدرت منطقه ای ایران ضعیف می بینند سعی می کنند در توهماتشان ،خودشان را بزرگ و مهم جلوه دهند. مثلا چند سال پیش وقتی عادل الجبیر سفیر عربستان در آمریکا بود ادعا کرد که ایران می خواسته او را ترور کند. اخیرا هم سعودی ها ادعا کردند که ایران می خواسته سفیرشان در لبنان را ترور کند....آخه بگو مورچه چیه که کله پاچش باشه! عربستان کیه که سفیرش اهمیت داشته باشه!

مضحک تر اینکه سعودی ها ادعا کردند برای مقابله با انصارالله یمن همه گزینه ها روی میز است!...آخه بگو آمریکا با اون همه ادعا، با گفتن گزینه ها روی میز است چه کاری تونست بکنه که نوکرش بخواد بکنه!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عربستان، آمریکا، سیاست خارجه، وزیر خارجه عربستان، سعودی ها، ظریف، هاشمی،
ارسال در تاریخ شنبه 19 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
درست است که حرف امثال من به جایی نمی رسد و حتی اگر هم برسد در کسانی که باید اثر کند اثر نمی کند اما سکوت هم جایز نیست.

وقتی خاطره گویی جدید جناب هاشمی را شنیدم ،تازه فهمیدم چرا امام راحل عظیم الشان ،در پیامی که به مناسبت قبول قطعنامه صادر کرده بودند اصرار داشتند که به مردم بفهمانند قبول قطعنامه برای ایشان چیزی جز نوشیدن جام زهر نیست. شاید ایشان می دانستند که ممکن است در آینده ،افرادی مثل هاشمی رفسنجانی با بیان خاطراتی از امام(ره)، عقاید خود را به نام امام جا بزنند و بگویند: « البته چند ماه بعد از قبول قطعنامه ،امام به خود من گفتند جام زهر امروز برای من شیرین است.»

در صورتی که امام خمینی(ره) در پیام قطعنامه با تکرار به جام زهر بودن آن تاکید می ورزند و می فرمایند: « من باز می گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم.»
حالا هر چقدر هم دلسوزان نظام، به صحیفه امام استناد کنند و حرف هاشمی را رد کنند باز هم او حرف خودش را می زند.

این نقل قول ها و خاطره گویی هایی که تنها سندش ، فقط خود گوینده است ؛ناخودآگاه مرا به یاد روزهای بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله می اندازد (بدون اینکه قصد مقایسه داشته باشم). به یاد وقتی که مثلا ابوبکر حدیثی را که در تضاد با آیات قرآن بود از پیامبر(ص) نقل می کرد و تنها سند حدیث نیز، فقط خود ابوبکر بود و حضرت زهرا سلام الله علیها با استناد به آیات قرآن، آن روایت جعلی را رد می کرد اما آنان باز هم بر حرف خود اصرار داشتند و حرف خودشان را می زدند.


مسئله دیگر اینکه ، هاشمی بارها در اظهاراتش از جریان ارزشی و مومن جامعه که عموما در صحنه های دفاع از انقلاب حاضرند و دغدغه حفظ آرمان های انقلاب را دارند به عنوان تندرو ؛افراطی ؛ خشک مقدس و دلواپس نام می برد ؛ یکبار آنها را با نتانیاهو ،هم زبان می داند و بار دیگر آنان را مشکل کشور معرفی می کند و اخیرا هم گفته است: «اگر می بینید گاهی خشک مقدس ها و دلواپس ها اذیت می کنند اینان همان کسانی هستند که امام را هم اذیت می کردند.»
او با اینگونه حرف ها ، فضای جامعه را دوقطبی می کند و جو همدلی و همزبانی را برهم می زند.

در صورتی که اگر چشم هایش را بر دیدن حقایق نمی بست آن گاه به روشنی می دید که همین قشر مومن و ارزشی هستند که در مواقع خطر از انقلاب دفاع می کنند و اگر هاشمی در این کشور در امنیت زندگی می کند صدقه سر همین نیروهای ارزشی و مومنی است که در دفاع از انقلاب ،جانشان را نیز سپر می کنند.

آن روز که مهدی هاشمی داشت در لندن خوشگذرانی می کرد مصطفی احمدی روشن ،دلواپس دستاوردهای هسته ای و عزت ملی بود و برای حفظ آن جانش را فدا کرد؛ آن روز که فائزه برای خرید ساندویچ به خیابان آمده بود! و به آتش فتنه دامن می زد مهدی نوروزی ، دلواپس انقلاب شد و در مقابل منافقین و سلطنت طلبان و فتنه گران ایستاد و از انقلاب دفاع کرد و بعد هم دلواپس حرم اهل بیت علیهم السلام در عراق شد و در مبارزه با داعش به شهادت رسید.

خلاصه اینکه جناب هاشمی!
اولا؛ اگر شما امروز در امنیت زندگی می کنید از صدقه سر همین نیروهای مومن و ارزشی است که در دفاع از انقلاب سر از پا نمی شناسند.دلتان را به کف زدن ها و هورا کشیدن های تعدادی روشنفکرنما خوش نکنید. روشنفکرنماها میانه خوبی با روحانیت ندارند. روشنفکرنماها را با آخوندجماعت چه کار؟ تجربه مشروطه ثابت کرده است که روشنفکرنماها با کل روحانیت مشکل دارند.لذا اگر این هایی که نام دلواپس و تندرو و خشک مقدس بر آنان نهاده اید نبودند اکنون به جای اینکه عمامه شما روی سرتان باشد همین روشنفکرنماها دور گردنتان پیچیده بودند و خلاص!

ثانیا؛ امام را کسانی اذیت می کنند که با خاطره سازی و نسبت دادن حرف خود به امام ،دل آرام و قلب مطمئن امام را در ملکوت اعلی می لرزانند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هاشمی، خاطره، امام خمینی(ره)، قطعنامه، جام زهر، دلواپس،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 27 فروردین 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic