در سال 88 تلاش های زیادی برای رفع ابهام از مدعیان تقلب صورت گرفت اما با لجاجت و بی منطقی آنان روبرو شد.

« پندآموز است اگر به نمونه ای ویژه از تلاش های ابهام زدا اشاره شود. اقداماتی که به دنبال آن بود تا به کمک روش های متعارف قانونی و یا حکم حکومتی و حتی سازوکارهای  عقلانی، حق را بر آنهایی که به دنبالش بودند عیان سازد و هیچ راز سر به مهری باقی نماند.

با شنیدن این خاطره ، کمی تفکر کنیم که چرا از این قبیل پیشنهادهای حقیقت یاب استقبال نشد؟

آقای ابوترابی که در سال 88 نایب رئیس مجلس بود و ضمنا با طیف های مختلفی از دانشگاهیان از جمله متصدیان ستاد آقای موسوی مثل آقای فاتح و... در ارتباط بود، از آقای جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی می خواهد جلسه ای با جمعی از دانشگاهیان داشته باشد و حرف های آنها را بشنود و به سوالاتشان پاسخ دهد. افراد شرکت کننده در جلسه از اعضای انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها بودند که در طول سه دهه ی گذشته همفکر و حامی آقای موسوی بوده اند.

وقتی که از سوی حاضران مسائل مختلفی مثل تقلب و واقعی نبودن نتیجه ی اعلام شده مطرح می شود، آقای جلیلی پیشنهاد راهگشایی را با آنها مطرح می کند و می گوید اگر شما معتقدید تقلب شده و آقای موسوی پیروز انتخابات است، یک راهش بازشماری آراء بود که هم شما نپذیرفتید و هم وقت آن گذشت، ولی این تنها راه اطمینان در رسیدن به حقیقت نیست، شما که دانشگاهی هستید و در بینتان اساتید جامعه شناسی هم هست، بیایید یک پروژه ی تحقیقاتی را طراحی کنید، ما هم به عنوان دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی از شما و کارتان پشتیبانی مادی و معنوی می کنیم، ببینیم از همین طرق نظرسنجی، مردم در 22 خرداد به چه کسی رای داده اند؟ نتیجه هر چه شد، هم ما به عنوان مسئول قبول می کنیم و هم شما از طرف آقای موسوی قبول کنید، اما متاسفانه این پیشنهاد راستی آزمایی هم پذیرفته نشد.

واقعا انسان شگفت زده می شود که کدام نظام سیاسی حاضر است چنین پیشنهادی را به معترضین بدهد و شگفتی بیشتر آنکه چرا معترضین نباید بپذیرند؟!

به نظر می رسد پاسخ جز این نیست که هر فرد و جمع و نظام سیاسی که اطمینان به درستی عملش داشته باشد، نگرانی از این قیبل راستی آزمایی ها ندارد و به قول معروف آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

پس اگر مسببان حوادث پس از انتخابات، حقیقتا معتقد بودند آراء مردم جا به جا شده است، چرا حاضر نشدند به اتکاء موضع صریح و قاطع رهبر انقلاب به بازشماری آراء تن دهند؟ »

کتاب فتنه تغلب ص 77-78




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه88، تقلب، موسوی، فتنه تغلب، راستی آزمایی، بازشماری آراء،
ارسال در تاریخ دوشنبه 9 دی 1398 توسط عقل کل
بعد از عدم تایید صلاحیت احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، گروهی از حامیان موسوی با جوسازی و هوچی گری ادعا می کنند که ما بصیرت داشتیم و شما نداشتید.

بهتر است قبل از پاسخ به این ادعا ، ابتدا بصیرت را معنا کنیم. آن بصیرتی که ما پیروان ولایت، مدعی آن هستیم یعنی اینکه : «بدانیم شمری که سر امام حسین علیه السلام را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.»

 بصیرت از نگاه ما ، یعنی پایداری در دفاع از امام حق. و هر کسی که در دفاع از ولایت، سستی و تعلل ورزد و درجا بزند از نظر ما ، بی بصیرت قلمداد می شود.  

قهرمان بصیرت از نگاه ما ، حضرت اباالفضل العباس علیه السلام است که تا پایان عمر در خدمت مولایش بود و از یاری امامش دست نکشید. و امام صادق علیه السلام در وصفش فرمود « کان عمنا العباس نافذ البصیره»

با این دیدگاه ؛ آیا حامیان فتنه ، بصیرت داشتند؟ کسانی که بر علیه حکومت اسلامی شوریدند از کدام بصیرت سخن می گویند؟

اگر بصیرتی که شما حامیان فتنه می گویید یعنی اینکه دلگرم به پشتیبانی اربابان غربی باشید و از نام بردن موسوی توسط اوباما لذت ببرید؛ این مدل بصیرت را ، سعودی ها و داعش بیش از شما دارند.

اگر بصیرت یعنی اینکه برای رسیدن به منافع حزبی خود، شدیدترین تحریم ها را به دشمن سفارش دهید و مردم کشورتان را در زجر اقتصادی قرار دهید تا شاید جنبش رو به موتتان احیا شود؛ این مدل بصیرت را مسعود و مریم رجوی هم داشتند که برای رسیدن به منافع خود، جان و مال مردم را گرفتند.

آن بصیرتی که شما حامیان فتنه از آن دم می زنید با آن بصیرتی که ما پیروان ولایت می گوییم؛  تفاوت معنایش ، از زمین تا آسمان است.

بصیرتی که ما می گوییم یعنی اینکه : بدانیم زبیری که بر امیرالمومنین علیه السلام شمشیر کشید همان سیف الاسلام است که پیامبر(ص) او را ستود.

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم حسینعلی منتظری که حامی لیبرال ها و منافقین شد همان حاصل عمر امام بود.

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم میرحسین موسوی که با دروغ تقلب ، بساط فتنه گری را پهن کرد همان نخست وزیر امام بود.

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم هاشمی (عالیجناب سرخپوش اصلاح طلبان) که حامیان فتنه به حرفش استناد می کردند ؛ همان بود که امام درباره اش فرمود «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است » و رهبری فرمود «هیچکس برای من هاشمی نمی شود.»

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم احمدی نژادی که با عمل نکردن به توصیه رهبر معظم انقلاب، رهبری را دشمن شاد کرد؛ همان بود که زمانی نظرش به رهبری نزدیکتر بود و می گفت «آمده ام تا تیرها به من بخورد نه به رهبری.»

بصیرت یعنی اینکه: بدانیم «ملاک، حال فعلی افراد است. »

بصیرت یعنی اینکه ارزش ها را بشناسیم و اشخاص را با ارزش ها بسنجیم.

بصیرتی که ما پیروان ولایت می شناسیم با نام عباس بن علی گره خورده است که تا آخر پای ولایت ایستاد؛ اما بصیرتی که شما حامیان فتنه ادعا می کنید همرنگ بصیرتی است که سعودی ها و منافقین دارند!

 

  پی نوشت:

بنای نظام جمهوری اسلامی بر اپوزیسیون سازی از افراد نیست. سیره رهبر معظم انقلاب نیز بر حفظ افراد در چارچوب نظام و انقلاب است. لذا تا افراد با پای خویش از قطار نظام و انقلاب پیاده نشوند کسی به زور،آنها را از قطار انقلاب به بیرون پرت نخواهد کرد.

موسوی و کروبی و خاتمی، خودشان از قطار انقلاب پیاده شدند و با عدم توبه و عذرخواهی، بر خروج خود اصرار ورزیدند.

 احمدی نژاد با تمام خطاهایش، فعلا در دایره نظام تعریف می شود و تا وقتی که با حکم رهبر انقلاب در مجمع تشخیص مصلحت حضور دارد می تواند به خدمت بپردازد. تایید صلاحیت نشدن برای ریاست جمهوری به معنای خروج از نظام نیست.

اما سران فتنه( موسوی و کروبی و خاتمی) برضد نظام اسلامی شوریده اند و به عنوان « باغی » شناخته می شوند و علاوه بر اینکه بر علیه امام عادل خروج کرده اند دستشان به خون بی گناهان نیز آلوده است.

احمدی نژاد یا هر فرد دیگری هم که بخواهد خود را از قطار نظام به بیرون پرت کند ، به دره انحطاط سقوط خواهد کرد.

ما به پیروی از امام و شهدا و رهبرمان ، نه تنها درصدد اپوزیسیون سازی از افراد نیستیم بلکه تا آنجا که امکان داشته باشد همگان را به راه انقلاب که همان پیروی محض از ولایت مطلقه فقیه است دعوت می کنیم و از پیاده شدن نیروهای انقلاب از قطار انقلاب ، بسیار تاسف می خوریم.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: بصیرت، فتنه 88، انتخابات ریاست جمهوری، احمدی نژاد، موسوی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 توسط عقل کل

بنا به درخواست آقای علی مطهری و جمعی دیگر که معتقدند مناظرات سال 88 عامل اصلی ایجاد فتنه بوده است تصمیم گرفتیم آقایان موسوی و کروبی و احمدی نژاد را در یک دادگاه محاکمه کنیم تا مشخص شود مقصران اصلی فتنه 88 چه کسانی بوده اند و تکلیف پرونده فتنه 88 بعد از چهار سال روشن شود.

دادگاه رسمی است...

قاضی: آقای موسوی! چرا نتیجه انتخابات را نپذیرفتید و ادعا داشتید که تقلب شده است؟

موسوی: اولا بنده باید عرض کنم چیزه...بنده این دادگاه را به رسمیت نمی شناسم و تنها به خاطر اینکه ملت حقایق را بدانند در اینجا حاضر شده ام. بنده خودم چیز هستم...مدعی هستم و شاکی ام و هنوز هم معتقدم که تقلب شده بود و گرنه مگر می شود من به عنوان داماد لرها در لرستان هم رایم از احمدی نژاد کمتر باشد! بنده از احمدی نژاد هم شکایت دارم که مرا به آقای هاشمی چسباند و باعث چیز شد...باعث کاهش آرای بنده شد...همه چیز زیر سر احمدی نژاد بود.

قاضی: آقای کروبی! چرا شما نتیجه انتخابات را نپذیرفتید و ادعای تقلب داشتید؟

کروبی: من هم این دادگاه را قبول ندارم و اصلا نمی خواهم حرف بزنم. من اجازه هایی از امام(ره) دارم که هیچکس این اجازه ها را ندارد و شما حق ندارید از من سوال کنید. همه چیز تقصیر احمدی نژاد بود ؛فکر کرده فقط او می تواند هر چیزی دلش خواست بگوید و دیگران جوابش را ندهند؟...هان!

قاضی: آقای احمدی نژاد! چرا در مناظرات اینگونه عمل کردید؟

احمدی نژاد: من که چیزی نگفتم. تازه فیلم هایی داشتم که نشان ندادم. خیلی حرف ها داشتم که نزدم. حالا بگم؟...بگم؟...بگم؟...

قاضی: لازم نیست،شما به قدر کافی گفته اید. فقط بگویید چرا نام آقای هاشمی و خانواده ایشان را در مناظرات مطرح کردید؟

احمدی نژاد: من از شما می پرسم...چرا در انتخابات سال 88 از اینکه کاندیدایی را به آقای هاشمی وصل کنند ناراحت می شدند و با اینکه آقای هاشمی از آنها حمایت می کرد دوست نداشتند آنها را به آقای هاشمی بچسبانند اما در انتخابات سال 92 می خواستند خودشان را به آقای هاشمی وصل کنند؟ من از شما می پرسم بالاخره نام بردن از آقای هاشمی خوب است یا بد؟

قاضی: اینجا قرار نیست شما چیزی بپرسید. مثل اینکه شما هنوز  هم در توهم هشت سال گذشته به سر می برید. اینجا فقط باید پاسخگو باشید نه اینکه بپرسید.

احمدی نژاد: وقتی چهار سال هر کاری می کردم آقای هاشمی همه کارها و اقدامات دولتم را می کوبید و فرزندان ایشان در مسیر دولتم سنگ اندازی می کردند انتظار داشتید باز هم حرفی نزنم. آیا یک بار شد که من کاری انجام دهم و آقای هاشمی بگوید درست است؟ آقای هاشمی در ذهن خود از من یک لولو ساخته بود تا با آن مردم را بترساند. اینقدر مرا تخریب کردند که باعث شد من هم بزنم به سیم آخر و هر چه می خواستم بگویم. وگرنه من به آقای هاشمی و موسوی و کروبی علاقمندم آنها هم مثل هلو می مانند و من آنها را دوست دارم اما همه چیز زیر سر آقای هاشمی بود.

قاضی: آقای هاشمی را در دادگاه حاضر کنید.

دادستان: جناب قاضی! اولا شان و جایگاه آقای هاشمی بالاتر از اینهاست که به دادگاه بیایند. ثانیا وقتی ما نمی توانیم آقازاده ایشان را به دادگاه بیاوریم چگونه انتظار دارید بتوانیم شخص جناب هاشمی را به دادگاه بیاوریم؟

قاضی: پس دادگاه را به خدمت آقای هاشمی می بریم!

قاضی در مجمع تشخیص مصلحت: آقای هاشمی! اگر مصلحت می دانید بفرمایید چرا شما در چهار سال اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد همه اقدامات ایشان را می کوبیدید تا کار به اینجا برسد که در مناظرات 88 بر علیه شما حرف بزند؟

هاشمی: من فعلا از همه چیز راضی هستم و مردم هم در انتخابات امسال نشان دادند که پیامشان چیست. من هر چه گفتم به مصلحت بود و درست گفتم. اگر مردم در سال 84 هم به من رای داده بودند کار به اینجا نمی کشید و همه چیز مثل گذشته خیلی خوب پیش می رفت.

قاضی: مردم را در دادگاه حاضر کنید.

دادستان: جناب قاضی! همه مردم را که نمی شود در دادگاه جمع کرد تا بگویند چرا در سال 84 درست رای ندادند!

هاشمی: کاری به مردم نداشته باشید. یک روز امام(ره) به من گفتند هر وقت مردم در انتخابات بر طبق میل تو رای ندادند اما بعد جبران کردند از آنها بگذر. من از مردم گذشتم.

حکم دادگاه: بنا به حکم دادگاه آقایان موسوی و کروبی تبرئه می شوند و مردم که مقصران اصلی فتنه 88 هستند نیز مورد عفو قرار می گیرند و به این ترتیب پرونده فتنه 88 مختومه اعلام می گردد.

قاضی: جناب دادستان! دادگاه رسمی است چرا می خندید؟

دادستان: ببخشید جناب قاضی! ناگهان یاد بچگی ام افتادم. بچه که بودیم به رفیقمان مشت می زدیم و بعد که می پرسید چرا می زنی؟ می گفتیم:

«من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود آستینم مال کتم بود کتم مال بابام بود بابام مال ایران بود ایران مال جهان بود جهان مال خدا بود پس تقصیر خدا بود!» و این طوری تبرئه می شدیم. با این نحوه استدلال که برخی ها فتنه 88 را به خاطر مناظرات 88 می دانند همه مجرمان می توانند تبرئه شوند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: موسوی، کروبی، احمدی نژاد، هاشمی، فتنه 88، مناظرات 88،
ارسال در تاریخ دوشنبه 23 دی 1392 توسط عقل کل

خداوند ارحم الراحمین است اما با همه گذشت و مهربانی و بخشندگی اش، تا بنده ای از جرمش ابراز پشیمانی و ندامت نکند و در پی جبران خطایش برنیاید او را نمی بخشد. شرط بخشش خداوند، عذرخواهی و استغفار و توبه به درگاه الهی و جبران گذشته است.

حال بگویید مگر نظام اسلامی از خداوند بخشنده تر است که بدون توبه و عذرخواهی و جبران خسارات ،بخواهد از جرم بزرگ سران فتنه و فتنه گران بگذرد؟

 چگونه می توان فتنه گرانی را که حتی یکبار از جرمشان ابراز ندامت و عذرخواهی نکرده اند و متکبرانه و طلبکارانه و حق به جانب ،سخن می گویند بخشید؟

آیا تاکنون یکبار دیده اید موسوی بیانیه بدهد و بگوید: « ای مردم ایران! مرا عفو کنید که با لجبازی ، برای شما و کشور هزینه سازی کردم و با اینکه قول داده بودم به قانون پایبند باشم و دروغ نگویم ،همچون دیکتاتورها در مقابل قانون ایستادم و حتی به طرفداران خود نیز دروغ گفتم و با اینکه می دیدم دشمنان نظام دارند از من حمایت می کنند از آنها اعلام بیزاری نکردم»

آیا یکبار از کروبی شنیده اید که بگوید: « مردم ایران! بزرگواری کنید و مرا ببخشید که با وجود اینکه دیدم حتی معاون اولم هم مرا قال گذاشت و به من رای نداد انتظار داشتم آراء من از آرای باطله بیشتر باشد! مرا عفو کنید که همیشه بی سند سخن می گفتم و ادعاهای گزاف داشتم.»

آیا تاکنون از خاتمی که اغلب در مورد هر چیزی به اظهار نظر می پردازد شنیده اید که بگوید: « مردم ایران! من از شما عذرخواهی می کنم که به جای اینکه به رای چهل میلیونی شما احترام بگذارم و آن رابپذیرم ، چون رای شما برخلاف میل من بود ،قیم مآبانه ؛پیشنهاد رفراندوم را مطرح کردم و توجه نکردم که این پیشنهاد ، نوعی دهن کجی و به تمسخر گرفتن رای شما ملت بود. نفهمیدم که پایه گذاری این بدعت باعث می شود در آینده به هیچ انتخاباتی نتوان اعتماد کرد.»

فتنه گران هرگاه عذرخواهی کردند و توانستند خساراتی را که به نظام و مردم وارد نمودند جبران نمایند نظام اسلامی بزرگوارانه از آنها خواهد گذشت.

هرگاه توانستند ده ها شهید فتنه را دوباره به آغوش خانواده هایشان بازگردانند؛ آن گاه شاید بتوانند فقط به عنوان یک شهروند با سابقه مجرمیت ،در این کشور زندگی کنند.

این روزها بعضی ها دچار توهم شده اند و فکر می کنند اگر اسم «فتنه» را عوض کنند و بگذارند «سوء تفاهم!» ،قضیه حل می شود! آیا با این تغییر اسم، شهید حسین غلام کبیری به خانواده اش بر می گردد؟ آیا با این تغییر اسم،خسارت های جانی و مالی که به نظام و مردم وارد کردند جبران می شود؟ 

اما کدام سوء تفاهم؟ سوء تفاهم وقتی رخ می دهد که درک و برداشت فعلی و گذشته فرد، با هم فرق داشته باشد. در حالی که فتنه گران اعتراف کردند که چهار سال پیش هم می دانستند که تقلب نشده بود پس حتی سوء تفاهمی هم در کار نبوده است بلکه می خواستند با دیکتاتوری و آشوبگری ،رای مردم را به نفع خود به سرقت ببرند؟

به کسانی هم که هنوز دارند از سران فتنه دفاع می کنند توصیه می کنیم اگر به قیامت اعتقاد دارند با دفاع از سران فتنه ، خود را در جرم آنها شریک نکنند.مسلما هیچ کسی دوست ندارد در قیامت در کنار مجرمان، پاسخگوی خون ده ها شهید فتنه هم باشد! 

این روزها مد شده است که همه دم از گذشت و بخشش می زنند و حتی می گویند بیایید از آمریکا هم بگذریم!

ما از آمریکا خواهیم گذشت اما نه در زمان حاضر! آن هنگام که همانند پیامبر(ص) در روز فتح مکه، آنقدر قدرتمند شدیم و توانستیم تمام بت های استکبار را بشکنیم ما نیز به پیروی از پیامبر رحمت للعالمین ،فرمان عفو عمومی صادر می کنیم و از آمریکا نیز می گذریم.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه 88، سران فتنه، آمریکا، موسوی، کروبی، خاتمی، نظام اسلامی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 3 دی 1392 توسط عقل کل

آقای عارف در مناظره سیاسی گفت آیا «سلام بر خاتمی» جرم است؟

حال با یک مثال روشن می کنیم که آیا جرم است یا خیر؟

انتخابات سال 2000 آمریکا را به خاطر دارید. در این انتخابات جرج بوش با اختلاف 537 رای رئیس جمهور آمریکا شد و این درحالی بود که هفتاد هزار رای مناطق دموکرات نشین طرفدار الگور در ایالت فلوریدا را باطل اعلام کرده بودند و فرماندار ایالت فلوریدا هم کسی نبود جز برادر جرج بوش!

این انتخابات می رفت تا به یک چالش و تهدید جدی برای آمریکا تبدیل شود اما وقتی دیوان عالی آمریکا حکم نهایی را صادر کرد و حتی اجازه بازشماری آرای ایالت فلوریدا را نداد و جرج بوش را به عنوان رئیس جمهور آمریکا معرفی نمود؛ الگور نتیجه را پذیرفت.

الگور با اینکه حدود هفتاد هزار رای او در ایالت فلوریدا تحت نظر برادر جرج بوش باطل شده بود و اجازه بازشماری هم نداده بودند و هفت تن از نه قاضی دیوان عالی هم از حزب جمهوریخواه بودند و اختلاف رای نیز فقط 537 رای بود نه حدود یازده میلیون رای ، نظر دیوان عالی را پذیرفت و طرفدارانش را به آرامش دعوت کرد و گفت : « من می دانم که بسیاری از هواداران من اندوهگین شده اند. من هم همینطور. ولی اندوه ما بایستی با عشق ما به میهن از بین برود.» و با تبریک این پیروزی به بوش گفت : « عشق به حزب باید در مقابل وطن پرستی سرفرود آورد. من با شما هستم آقای رئیس جمهور، و خداوند شما را مورد برکت قرار دهد.» و بعد به جرج بوش اطمینان داد که کمک کار او خواهد بود و گفت: «برخی گفته اند که ماهیت غیر عادی این انتخابات ممکن است رئیس جمهور بعدی را در اداره دولت دچار مشکل کند. من این سخن را باور ندارم. من شخصا در خدمت وی خواهم بود. من از همه ی آمریکایی ها، خصوصا از همه ی کسانی که با ما بودند، می خواهم تا پشت سر رئیس جمهور بعدیمان متحد شوند.»

الگور منافع ملی آمریکا را بر منافع حزبی اش ترجیح داد و آبروی آمریکا را خرید و یک تهدید جدی را به یک فرصت برای کشورش تبدیل کرد.

اما موسوی و کروبی و خاتمی چه کردند؟ موسوی با اختلاف رای بیش از یازده میلیون ، ساز تقلب را کوک کرد و با تحریک احساسات طرفدارانش، حماسه ی چهل میلیونی را که می توانست به بهبود اوضاع اقتصادی و سیاسی و حل مسئله ی هسته ای ایران کمک شایانی نماید به فتنه ای تبدیل نمود و حداقل هشت ماه از وقت و سرمایه کشور و مردم را هدر داد و یک فرصت بزرگ را به یک تهدید بزرگ تبدیل کرد. شیخ بی سند هم که با ادعاهای موهومش آبروی نظام را به بازی گرفت .خاتمی هم به جای اینکه قانون را فصل الخطاب بداند پیشنهاد رفراندوم داد و انتخابات را به تمسخر گرفت و دیگرانی مثل هاشمی نیز راه سومی در برابر نظر ولی فقیه ارائه دادند و پشتوانه ی فتنه شدند.

 و جالب اینجاست که اکنون همگی طلبکار هم هستند و به جای اینکه جوابگوی هزینه های بسیاری که برای نظام به بارآوردند باشند هر از چندی ادای منجی هم درمی آورند!

اگر موسوی و کروبی و خاتمی ، سخنانی را که الگور در بیانیه اش عنوان کرده بود خوانده بودند باید از شرم می مردند وقتی می دیدند یک فرد لیبرال اینگونه از منافع ملی و کشورش دفاع می کند و این هایی که دم از دین می زدند اینگونه به نظام اسلامی خود ظلم می کنند! 

حال بگویید آیا این از نجابت مردم ایران و مظلومیت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی نیست که به جای اینکه به محاکمه این افراد بپردازد اکنون بعضی توقع دارند که به آنها سلام هم بدهند و با افتخار از آنها نام ببرند و حتی طلبکار باشند که چرا صلاحیت یکی از پشتوانه هایشان را تایید نکرده اند!!!

اینجاست که می گوییم نظام اسلامی ما مظلوم است اما همچنان مقتدر که سعه ی صدری بسیار دارد...




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مناظره، انتخابات ریاست جمهوری، فتنه 88، آمریکا، خاتمی، موسوی، کروبی،
ارسال در تاریخ شنبه 18 خرداد 1392 توسط عقل کل

انتشارات جنبش راه سبز منتشر کرد:              

    «چاپ جدید کتاب سبز قذافی»     

نویسنده: معمر قذافی    

مترجمین: میرحسین موسوی ، 

     مهدی کروبی ، محمد خاتمی

ویراستار: محمد موسوی خویینی ها

چاپ : لندن- واشنگتن

قیمت مقطوع : خون مردم

متاسفانه به دلیل آشفتگی اوضاع در لیبی و مرگ جنبش سبز در ایران ، این کتاب نفیس به بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران نرسید. جنبش راه سبز با عرض پوزش از همه سبزاندیشان ایران زمین ، امیدوار است بتواند در بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب تهران به عرضه وسیع این کتاب راهبردی بپردازد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: قذافی، موسوی، کروبی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو