امام عزیز! هر چند سال هاست که از عروج ملکوتی شما می گذرد اما نام و یادتان، قرین جان ما و کلامتان روشنای راه ماست.

امام عزیز! این روزها امام شناسان فراوانند. هر فرد و گروهی ادعا می کند که شما را بیش از دیگران می شناسد حتی کار به جایی رسیده است که برخی افراد  که حرمت عاشورای 88 را شکستند و با آشوب طلبی ،زمینه شعارهای منافقانه بر ضد اصل ولایت مطلقه فقیه را فراهم آوردند ادعا می کنند که شما را می شناسند و در راه شما گام برمی دارند! ادعای امام شناسی این افراد ما را به یاد آن قسمت از کلامتان می اندازد که می فرمودید: « کارتر هم اسلام شناس شده است!»

ای امام امت! اسمتان بر زبان همه جاری است اما رسمتان نه! بعضی ها فقط نامتان را بر زبان جاری می کنند اما کلامتان را یا بایگانی می نمایند یا درصدد تحریف آن برمی آیند یا فقط جملاتی که به مذاقشان خوش بیاید بیان می کنند و « نومن ببعض و نکفر ببعض» می شوند، زیرا اگر بخواهند گزینشی عمل نکنند و شخصیت جامع شما را با سخنانتان توصیف کنند با نوع رفتار و عملکردشان نمی سازد و خودشان را زیرسوال می برد.

آن گاه دیگر نمی توانند دم از تنش زدایی بزنند وقتی ببینند شما حتی در پیامی که به مناسبت پذیرش قطعنامه صادر کردید حماسی ترین و چالش برانگیزترین سخنان را نثار جبهه استکبار نمودید و باکی از مستکبرانی که خود را به عنوان جامعه جهانی جا می زدند نداشتید. آنجا که قاطعانه فرمودید: « ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حالا اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم....و از خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین بلکه از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم.»

ای امام بت شکن قرن! ما امروز تنها بر دفاع از حق هسته ای خود تاکید می ورزیم اما به ما برچسب افراطی گری و تندروی می زنند ؛اگر می خواستیم به پیروی از شما در فکر تشکیل امپراتوری بزرگ اسلامی باشیم نوکران آمریکا چه برچسبی نثارمان می کردند؟

ای روح خدا! شما به ما آموختید که هیچ گاه به دنبال تایید و به رسمیت شناخته شدن موجودیت خویش توسط قدرت های جهانی نباشیم چون مستکبران جهانی تنها در یک صورت است که ما را به رسمیت می شناسند. شما فرمودید: « اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام را با دست های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها، نه یک ایران با هویت ایرانی اسلامی بلکه ایرانی که شناسنامه اش را آمریکا و شوروی صادر کند.»
پیروان راستین شما نیز امروز ،به دنبال به رسمیت شناخته شدن حق هسته ای یا غنی سازی اورانیوم توسط قدرت های جهانی نیستند.

شما از ملی گراها و لیبرال ها رویگردان بودید و می فرمودید: « من به صراحت اعلام می کنم ملی گراها اگر بودند، به راحتی در مشکلات و سختی ها و تنگناها دست ذلت و سازش به طرف دشمنان دراز می کردند و برای اینکه خود را از فشارهای روزمره سیاسی برهانند همه کاسه های صبر و مقاومت را یکجا می شکستند و به همه میثاق ها و تعهدات ملی و میهنی ادعایی خود پشت پا می زدند. کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!»

امام عزیز ! شما به ما آموختید که رفاه طلبان و دنیا طلبان اهل مبارزه نیستند و نمی توانند در خط و راه شما گام بردارند و فرمودید: « مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست و آنهایی که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند و آنهایی هم که تصور می کنند سرمایه داران و مرفهان بی درد با نصیحت و پند و اندرز متنبه می شوند وبه مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می کنند آب در هاون می کویند. بحث مبارزه و رفاه ، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ایست که هرگز با هم جمع نمی شوند.»

و ما حقانیت این سخن شما را در عمل نظاره کردیم و دیدیم چگونه افرادی که زمانی اهل مبارزه و جهاد بودند وقتی به رفاه طلبی روی آوردند و ساده زیستی را کنار گذاشتند تفکرات سازش طلبانه پیدا کردند و برای اینکه رفاه طلبی و سازش پذیری خود را توجیه کنند ساده زیستی را به زهدفروشی و مبارزه را به خشونت تعبیر نمودند.




اماما! شما بسیار ساده زندگی می کردید اما سادگی جماران نه تنها از ابهت شما نکاست بلکه نماینده گورباچف را به کرنش در برابر شما وادار کرد ،اما امروز کسانی خود را در راه شما می دانند که شمردن صفرهای اموالشان سخت است و کثرت این صفرها نه تنها دیگران را به کرنش در برابر آنها وانداشته بلکه باعث شده که حتی کوچکترین رفتار و ادب دیپلماتیک را در برابر آنها رعایت نکنند و آنها را تحقیر نمایند.

شما بین فرزندان خود و دیگران هیچ تفاوتی قائل نبودید و می فرمودید اگر احمد هم خطا کرد باید مجازات شود، اما امروز برخی افراد که تمام آبرویشان را از شما کسب کرده اند از خطای فرزندانشان حمایت می کنند و برای آنها مصونیت قائل می شوند و ما حتی نمی توانیم اسم آنها را کامل به زبان آوریم چون متهم می شویم که به سرمایه های انقلاب بی احترامی کرده ایم!

شما همیشه از جوانان انقلابی طرفداری می کردید و به مسئولین هشدار می دادید که به آنها بی مهری روا ندارند و می فرمودید: « من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.»
اما امروز بعضی ها که خود را در خط شما و ارادتمند به شما می دانند جوانان انقلابی را برچسب باران می کنند و این خلف صالح شما حضرت سید علی خامنه ای است که از جوانان انقلابی حمایت می کنند و به افرادی که نسبت به این جوانان بدبینانه نگاه می کنند هشدار می دهند و می فرمایند:
« واقعا باید قدر جوانان مومن و انقلابی را همه بدانند. این جوانان مومن و انقلابی اند که روز خطر سینه سپر می کنند، هشت سال جنگ تحمیلی می روند توی میدان،این ها هستند. افرادی که نسبت به این جوان ها با چشم بدبینی نگاه می کنند یا مردم را بدبین می کنند خدمت نمی کنند به کشور، به استقلال کشور، به پیشرفت کشور، به انقلاب اسلامی خدمت نمی کنند.»

 ای سلاله پیامبر! ما هر گاه سخنان شما را برای برخی شخصیت ها یادآور می شویم در جواب ما می گویند شماها تازه از راه رسیده اید و انقلابی شده اید، ما خودمان سال ها با امام بوده ایم و بهتر از شما امام را می شناسیم.
 اما مگر تاریخ اسلام نشان دهنده این نکته نیست که نزدیکی و دوری و نسب و سابقه ،معیار مناسبی برای سنجش نیست ،چه بسا اویس قرنی که پیامبر (ص) را ندید اما بیشتر از برخی اصحاب که صبح تا شب کنار پیامبر بودند پیامبر(ص) را می شناخت ؛
امام عزیز ! امروز نیز کم نیستند جوانان دلباخته شما در ایران و لبنان و کشمیر و آفریقا و...که شما را بهتر از برخی افراد که سال ها با شما بوده اند می شناسند.
و ما خوب می دانیم که هیچ کس چون حضرت علی علیه السلام ،پیامبر(ص) را نشناخت ،امروز هم امام شناس واقعی ،حضرت سید علی خامنه ای(مدظله العالی) است که وقتی از شما سخن می گوید تعاریف او از شما ،با کلام و رفتارتان تطابق دارد و آینه تمام نمای شماست.



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری، امام شناس،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 خرداد 1393 توسط عقل کل

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در جلسه اخیر با حضور سران قوا در مورد چگونگی اجرا و تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی فرمودند: « افرادی را مامور پیگیری و اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی کنید که انگیزه های انقلابی و مردمی و اعتقاد لازم و کافی برای اجرای آنها داشته باشند.»

هر اقتصادی ،مدیران خودش را می طلبد که به مبانی آن اعتقاد راسخ داشته باشند. همانطور که اقتصاد سرمایه داری و سوسیالیستی مدیرانی می خواهد که به اندیشه های لیبرالیستی و سوسیالیستی معتقد باشند، اقتصاد مقاومتی نیز با مدیران انقلابی و جهادی ؛عملیاتی می شود نه با مدیران تکنوکرات.

اگر مدیران تکنوکرات بخواهند در صدد تحقق اقتصاد مقاومتی برآیند، قضیه همان می شود که رهبر معظم انقلاب مدتی پیش با گلایه فرمودند: « من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سرکار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم ، بتوانیم در چاه های نفت را ببندیم. آقایان به قول خودشان تکنوکرات لبخند انکار زدند که مگر می شود؟! بله می شود، باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه ریزی کرد، وقتی برنامه اقتصادی یک کشور به یک نقطه خاص متصل و وابسته باشد دشمنان روی آن نقطه خاص تمرکز پیدا می کنند.»

مدیران اقتصاد مقاومتی باید روحیه انقلابی و جهادی و مردمی داشته باشند. مدیرانی که مردمی بودن را به پوپولیست تفسیر نکنند.مدیرانی که برای ترویج استفاده از تولیدات ملی، ابتدا در زندگی خود از تولیدات داخلی حتی اگر کیفیت پایین تری داشته باشد استفاده نمایند تا عرق ملی را در خود و دیگران تقویت نمایند. وگرنه مدیرانی که در زندگی خود کالاهای خارجی را بر داخلی ترجیح می دهند هرگز نمی توانند حامی و مروج کالای داخلی باشند چون رطب خورده که منع رطب نمی کند.

اقتصاد مقاومتی مدیرانی می طلبد که نخواهند با تکرار تئوری های آدام اسمیتی و کینزی ، اقتصاد مقاومتی را پایه ریزی کنند. مدیرانی که اهل ریسک پذیری معقول باشند نه اینکه با حفظ وضع موجود، قدرت ابتکار را از دیگران نیز بگیرند. مدیرانی که جرات و جسارت ورود به میدان های سخت و دشوار را داشته باشند، رفاه زده نباشند تا زود خسته شوند و با روبرو شدن با چند مشکل ، جا بزنند و بگویند نمی شود.

مدیران اقتصاد مقاومتی باید ابتدا خود باور عمیق به پیاده سازی این الگو داشته و سرشار از روح خودباوری و « ما می توانیم» باشند تا بتوانند این باور را به بدنه تحت مدیریت خود نیز تزریق نمایند.

اقتصاد مقاومتی یک الگوی بومی و اسلامی است که برای تحقق آن باید ابتکار و نوآوری به خرج داد. ما قرار نیست از ژاپن و چین و آلمان و...الگوبرداری کنیم. قرار نیست مثل کشورهایی باشیم که اکنون به عنوان قدرت اقتصادی در جهان مطرحند اما از نظر نظامی و امنیتی به آمریکا یا ناتو وابسته اند و استقلال امنیتی ندارند. قرار نیست مثل کشورهایی باشیم که رشد اقتصادی بالایی دارند اما هر سال تعدادی از مردمانش از کار زیاد و خستگی مزمن جان می دهند.

ما باید اقتصاد مقاومتی را همسو با سبک زندگی اسلامی پیاده کنیم. اقتصادی که رشد اقتصادی و درآمد سرانه آن بالا باشد اما مردمانش کار و عبادت و تفریحشان نیز به جا باشد و هیچ کدام قربانی دیگری نشود.اقتصادی که به افزایش فاصله طبقاتی و کاهش عدالت منجر نشود.

اقتصاد مقاومتی با مدیرانی انقلابی و مبتکر و مومن عملیاتی می شود، مدیرانی که خودباوری و نوآوری و ایمان و توکلشان ،یادآور فرماندهان مخلص و جهادی هشت سال دفاع مقدس باشد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاومتی، انقلابی، تکنوکرات، حماسه اقتصادی،
ارسال در تاریخ جمعه 9 اسفند 1392 توسط عقل کل
  در جریان تسخیر لانه جاسوسی آمریکا ، سفیر انگلستان به شهید بهشتی(ره) گفت: خیلی غیرواقع بینانه با مسائل سیاسی برخورد می کنید.
 شهید بهشتی(ره) در جواب فرمود: « همین جورهاست ؛ما آرمان طلبانه قرار است با مسائل برخورد کنیم، انقلاب ما انقلاب آرمان هاست نه سر تسلیم در برابر واقعیت ها »
سفیر انگلیس صحبت از محاصره اقتصادی کرد. شهید بهشتی پاسخ داد:« ما همان نان و پنیر خودمان که توی این مملکت به دست می آید بخوریم ...انشاءالله سیاست ما بر این است که اگر قرار شد روزی همه مردم نان خالی نوش جان کنند ولی با آمریکا بجنگند، بجنگند
نهایتا سفیر انگلیس اوقاتش تلخ شد و گفت: آمریکا دخالت نظامی خواهد کرد. دکتر بهشتی پاسخ داد: « ما از خیلی وقت پیش برای دخالت نظامی آماده ایم. خلاف انتظار ما نیست؛ ولی هر سرباز آمریکایی که به داخل مرزهای ایران بیاید یک جا برایش در ایران هست آن هم گور زیر خاک.»

این کلام قاطع آن بزرگمردی است که خود به تنهایی یک امت بود، یکی از راست قامتان جاودانه تاریخ.
مرام شهید بهشتی (ره) این نبود که عصبانیت دشمن را با نرمش و پذیرفتن واقعیت ها  و کوتاه آمدن و دادن امتیاز ،کاهش دهد، بلکه در قبال عصبانیت دشمن می گفت « به آمریکا بگویید از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر» و این برگرفته از همان فرهنگ قرآنی است که می فرماید: « قل موتوا بغیظکم»

مسئول در تراز نظام جمهوری اسلامی همچون بهشتی؛ در برابر دشمن اهل کم آوردن نیست ، به بهانه عقلانیت و پذیرش واقعیت های جهانی ؛ از آرمان ها ذره ای کوتاه نمی آید ، نظام سلطه و هژمونی آمریکا را به چالش می کشد و برهم می زند؛  نه اینکه بخواهد با دادن امتیاز عصبانیت دشمن را کاهش دهد. 

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در این زمینه فرمودند:
« بعضى با این تحلیل غلط كه به دشمنان امتیاز بدهیم تا عصبانیت آنها را نسبت به خودمان كم كنیم، عملاً منافع آنها را بر منافع ملت ترجیح می دهند؛ این اشتباه است. عصبانیت آنها ناشى از این است كه شما هستید، ناشى از این است كه جمهورى اسلامى هست... عصبانیت آنها مربوط به این چیزها است. عصبانیت دشمن را باید با اقتدار ملی علاج و جبران کرد. اگر ملت مقتدر باشد، توانا باشد، نیاز خود را كم كند، مشكلات خود را برطرف كند، و امروز كه مسئله‌ى اقتصاد مسئلهى اصلى است، بتواند اقتصاد خود را روبهراه كند، دشمن در مقابلهى با ملت ایران بىدفاع خواهد ماند.»





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: شهید بهشتی، انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری، آرمان، واقعیت، آمریکا،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 6 تیر 1392 توسط عقل کل

نامه می نویسند به رهبر انقلاب و دغدغه هایشان را مطرح می کنند اما سرگشاده!

اگر نوشتن این نامه ها از باب خیرخواهی امام مسلمین است پس چرا خصوصی نمی نویسید؟ چرا نامه ای را که خطاب به رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) می نویسید در جامعه منتشر می کنید؟ چرا متن نامه ی شما خطاب به رهبری را حتی اپوزیسیون خارج نشین و رسانه های بیگانه نیز باید بدانند و با آن جدول اتهاماتشان علیه نظام را کامل کنند؟! چرا دم از اخلاق می زنید اما خود ، آن را زیر پا می گذارید!

این چه رویه ای است که چند سالی است جریان دارد؟ خدا لعنت کند آنکه این رویه ی نامه نگاری سرگشاده به رهبر انقلاب را باب کرد.

مگر امام نفرمود که پشتیبان ولی فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. آیا نوشتن نامه سرگشاده به ولی فقیه ، پشتیبانی از ولایت فقیه است؟ آیا نوشتن نامه سرگشاده از باب دلسوزی و خیرخواهی است یا راهی است برای تحمیل نظر خود بر ولی فقیه؟ یا شاید خودشیرینی برای کاندیدای رد صلاحیت شده!

آیا ولی فقیهی که باید با یک اشاره ی او میلیون ها نفر آماده جانفشانی در راه اسلام شوند باید با نامه ی سرگشاده مورد خطاب قرار گیرد؟! مگر امام خمینی (ره) نفرمود «ولایت فقیه همان ولایت رسول الله (ص) است» آیا اینگونه حرمت نگه می دارید؟!

اصلا مگر شما کی هستید که بی پروا برای ولی فقیه تان تعیین تکلیف می کنید؟ بعضی از شما ها را اگر از نسب هایتان جدا کنند دیگر ارزش قابل ذکری برایتان باقی نمی ماند تا در سایه ی آن خودنمایی و ابراز وجود کنید.

اگر در زمان امام خمینی (ره) به آن حضرت ، نامه سرگشاده می نوشتید مسلما شهید مطهری از اولین کسانی بود که واکنش نشان می داد. چون آن استاد بزرگوار با وجود اینکه مشاوری زبده و امین برای امام راحل عظیم الشان بود اما در کوچکترین مسائل نیز از محضر امام کسب تکلیف می کرد نه اینکه بخواهد تعیین تکلیف کند!

پا را از گلیم خودتان درازتر نکنید. اگر مخالفان نظام ، نامه سرگشاده می نویسند ما آن را به پای عداوت و حماقتشان می گذاریم اما این اقدام مدافعان نظام را به حساب چه چیزی بگذاریم؟!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، انتخابات ریاست جمهوری، نامه سرگشاده،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1392 توسط عقل کل

همان طور كه كاروان بشری به سوی یك نهایتی در حال حركت دایمی است، هر فرد انسان هم در طول زندگی خود در حال حركت به یك منتها و غایت و سرمنزلی است: «انّك كادح الی ربّك كدحا فملاقیه».

این مسیر طولانی و پر فراز و نشیب از گذرگاههای گوناگونی می گذرد؛ رنجها در آن هست، بلاها در آن هست، سختیها هست، گشایشها و فرجها و شادی ها در آن هست: «بلوناهم بالحسنات و السّیئات»؛ همه ی اینها هم آزمایش است.

در این راه طولانی كه افراد بشر باید آن را طی كنند و سعی كنند خود را به اوج نقطه ی كمال انسانی، یعنی به لقاءالله، برسانند، حركت در بعضی از قطعات این راه دشوار است؛ مثل مسیرهای زندگی معمولی؛ گاهی انسان از یك گذرگاه دشواری عبور می كند؛ گاهی از جاده ی سختی، در گردنه یی مجبور است بالا برود؛ گاهی سر راه انسان باتلاقی قرار می گیرد؛ گاهی هم راه، راهِ گسترده و مركب، مركب همواری است.


ما در طول سال و در مسیر طولانی حركت خودمان در چالش با هواهای نفسانی، با گناهان، با فضاهای تاریكی كه خودمان به دست خودمان به وجود می آوریم، با مشكلاتی مواجه می شویم. گاهی انسان برای این كه حال دعا پیدا كند، مشكل دارد؛ گاهی برای این كه قطره ی اشكی بفشاند، مشكل دارد؛ چون راه دشوار است، به وسیله ی خلافها و گناههای خود احاطه می شویم؛

اما قطعه ی ماه رمضان، آن قطعه یی است كه حركتِ در آن قطعه آسان است؛ مثل این است كه در این راه دشواری كه می خواهید به محلی یا به شهری برسید، گاهی مجبورید پیاده راه را طی كنید؛ گاهی مجبورید از آب بگذرید؛ گاهی مجبورید از باتلاق بگذرید؛ یك جا هم می رسید به فرودگاهی كه هواپیمای مجهزی آماده است تا شما را بی دردسر و با خیال راحت و پس از طی مسیر طولانی به مقصد برساند. آغاز ماه رمضان، رسیدن به همین فرودگاه است.             

خدای متعال راه را در ماه رمضان هموار كرده است و فضا را در ماه رمضان، فضای خالی از مُعارض قرار داده است. این روزه یی كه شما می گیرید، نفس و هواهای نفسانی را به زنجیر می كشد؛ این عبادتها، این دعاها، این خشوعها، این ذكرها و این لیلةالقدر همان وسایل همواری است كه شما را فرسنگها جلو می برد؛ راهی را كه در طول سال و در ماههای دیگر گاهی یك متر یك متر باید طی كنیم، می توانیم اگر همت كنیم و اگر خودمان را برسانیم، در ماه رمضان این راه را فرسنگ فرسنگ طی كنیم؛ لذاست كه شما می بینید اولیای خدا از مژده ی رسیدن ماه رمضان خرسند می شدند و از فراق ماه رمضان اشكهایشان سرازیر می شد.

بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) 24/8/83




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: ماه رمضان، مقام معظم رهبری،
ارسال در تاریخ جمعه 30 تیر 1391 توسط عقل کل

صد ساعت سخنرانی پخش کنید و از محاسن و فلسفه حجاب بگویید ...بعد گلایه کنید که چرا تاثیری که باید داشته باشد را ندارد؟...معلوم است که نباید تاثیر داشته باشد وقتی الگوسازی غلط صورت می گیرد.

شب ولادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) است و سخنرانان در شان و منقبت بانوی بزرگ اسلام سخن می گویند و از اینکه زنان جامعه ما باید از آن حضرت الگو بگیرند و درست در همان زمان در برنامه «سین مثل سریال» بازیگری به عنوان نفر دوم بازیگر برتر زن معرفی می شود که با حضور در جشنواره های خارجی به راحتی کشف حجاب می کند و در مراسم دریافت جایزه « هانری لانگ لوا » در فرانسه با مجری مرد روبوسی می کند!

فردای همان شب صدا و سیما ،مشروح سخنان رهبر انقلاب را به مناسبت ولادت حضرت فاطمه (س)پخش  می کند که می فرمایند:«خودنمایی و جلوه فروشی یک لحظه است و آثار سوء آن برای کشور ، برای جامعه ، برای اخلاق ، حتی برای سیاست ، آثار مخرب و ماندگار است ؛ در حالی که ملاحظه عفاف ، ملاحظه حدود شرعی در رفتار و حرکات بانوان ، اگر چنانچه سختی ای داشته باشد سختی کوتاهی است اما آثارش ، آثار عمیق و ماندگاری است ، خود خانم ها خیلی باید مراقبت کنند مسئله حجاب را، مسئله عفاف را ، وظیفه آنهاست ، افتخار آنهاست.»

 حال باید پرسید که صدا و سیما از کجا خط مشی می گیرد؟ مگر امام خمینی (ره) نفرمودند: « صدا و سیما باید دانشگاهی عمومی برای هدایت و تربیت مردم باشد»

مگر نفرمودند: «صدا وسیما دستگاهی است که با صحت او ، بسیاری از مردم در داخل و خارج صحیح می شوند و با فساد او ، فاسد می شوند.» ؛

مگر رهبر انقلاب (مدظله العالی) نفرمودند: « هدف در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ، تاثیر گذاشتن بر روی انسان ها و کشاندن آنها به سمت آن انسانی است که اسلام و بینش انقلابی اسلامی می خواهد آن انسان را بسازد و به وجود بیاورد»

اگر صدا و سیما از رهنمودهای امام و رهبری ، خط مشی می گیرد پس این چه جور الگویی است که به جامعه عرضه می دارد و محبوبیت سازی می کند؟! آیا زمان آن نرسیده که صدا و سیمای ما اسلامی شود؟! آیا زمان آن نرسیده که به این تناقض ها پایان دهیم؟!

پ ن: گواردیولا مربی محبوب بارسلونا که در طی سه سال ، 13 جام را برای تیمش به ارمغان آورد به خاطر دهن کجی به اصول صهیونیسم برکنار می شود ، اما ما برای کسانی که به اصولمان دهن کجی می کنند محبوبیت سازی می کنیم!!!




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی، مقام معظم رهبری، صدا و سیما، سریال، بازیگر، الگو،
ارسال در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:6)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic