وقتی صدا و سیما فرمایشات رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در دیدار اخیرشان با نمایندگان مجلس خبرگان را پخش می کرد که در قسمتی از آن رهبر انقلاب فرمودند:

«در انتخاب رهبر آینده، ملاحظه‌ی خدا را بکنید. احتمال اینکه این دوره‌ای که تازه شروع خواهد شد، مبتلا بشود به این آزمایش، احتمال کمی نیست؛ آن وقتی‌که بنا است رهبر انتخاب بشود، ملاحظات و رودربایستی‌ها را کنار بگذارند؛ خدا را در نظر بگیرند، وظایف را در نظر بگیرند، نیاز کشور را در نظر بگیرند؛ بر این اساس رهبر انتخاب بشود...»

دل خیلی ها با شنیدن این حرف لرزید و غمی بزرگ بر قلبشان نشست و بغضی سنگین ، گلویشان را فشرد.

نمونه آن، جانبازی بود که در دومین شب از مراسم عزاداری حضرت فاطمه سلام الله علیها در حسینیه امام خمینی(ره)، در حضور رهبر انقلاب و در دقایق آخر سخنرانی ،خطاب به سخنران مراسم که آقای پناهیان بود با صدای بلند گفت: « به آقا بگویید از رفتن حرف نزند، از دیشب تا الان به قلبم فشار آمده.»

جمله ای که حرف دل خیلی ها بود.



ای فدایت تمام هستیِ ما

حرفِ رفتن مزن به ما، آقا


ما به عشقِ شما نَفَس بکِشیم

جانِ ما بسته است به جانِ شما


چشمِ بدخواهِ دشمنانت کور

ای عزیز و امیر و رهبرِ ما



با شما ، تا ظهور راهی نیست

دستِ عباسی ات گواه ، آقا


می رسد آن زمان که پرچم را

برسانی به مهدیِ زهرا



جهت سلامتی و طول عمر نائب امام عصر (عج) ،حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام خامنه ای، مقام معظم رهبری، خبرگان، جانباز،
ارسال در تاریخ یکشنبه 23 اسفند 1394 توسط عقل کل
« دشوارترین مبارزه، مبارزه غریبانه است. کشته شدن در میان هیاهو و هلهله دوستان و تحسین عامّه مردم، چندان دشوار نیست. چنان‌که در یکی از جنگ های صدر اسلام، وقتی که دو لشکرِ حقّ و باطل در مقابل هم صف کشیدند و کسانی چون پیغمبر و امیرالمؤمنین، علیهماالسّلام، در رأس جبهه حق قرار داشتند، پیغمبر از سپاهیان خود پرسید: چه‌ کسی حاضر است به میدان برود و فلان جنگجوی معروفِ سپاه دشمن را از پای درآورد؟ جوانی از سپاهیان اسلام، داوطلب شد. پیغمبر دستی بر سر او کشید و او را بدرقه کرد. مسلمانان هم برایش دعا کردند و او به میدان نبرد رفت، جهاد کرد و کشته شد. این، یک نوع کشته شدن و جهاد کردن است.

نوعِ دیگرِ جهاد کردن، جهادی است که وقتی انسان به سمت میدان نبرد می رود، آحاد جامعه نسبت به او یا منکرند، یا غافلند، یا کناره می جویند و یا در مقابلش می ایستند. کسانی هم که قلباً وی را تحسین می کنند - و تعدادشان کم است - جرأت ندارند زبانی به تحسینش بپردازند.

در حادثه عاشورای امام حسین علیه‌السّلام، حتی کسانی مانند «عبداللَّه‌بنعباس» و «عبداللَّه‌بن جعفر» که خودشان جزو خاندان بنی‌هاشم و از همین شجره طیّبه‌اند، جرأت نمی کنند در مکه یا مدینه بایستند، فریاد بزنند و به نامِ امام حسین علیه‌السّلام، شعار بدهند. چنین مبارزه‌ای، غریبانه است و مبارزه غریبانه، سخت‌ترینِ مبارزه‌هاست. همه با انسان، دشمن. همه از انسان، رویگردان. در مبارزه امام حسین علیه‌السّلام، حتّی برخی از دوستان هم معرضند. چنان‌که به یکی از آنها فرمود: «بیا به من کمک کن.» و او به جای کمک، اسبش را برای حضرت فرستاد و گفت: «از اسب من استفاده کن!»

غربت از این بالاتر و مبارزه از این غریبانه‌تر؟! آن وقت در این مبارزه غریبانه، عزیزترین عزیزانش در مقابل چشمش قربانی شوند. پسرانش، برادرزاده‌هایش، برادرانش و پسرعموهایش؛ این گل های بنی‌هاشم، پرپر شوند، و در مقابلش روی زمین بریزند و حتّی کودک شش‌ماهه‌اش هم کشته شود!

علاوه بر همه این مصیبت ها، می داند به مجرّد اینکه جان از جسم مطهّرش خارج شود، عیالات بی پناه و بی دفاعش، مورد تهاجم قرار خواهند گرفت. می داند که گرگ های گرسنه، به دختران خردسال و جوانش حمله‌ور می شوند، دلهای آنها را می ترسانند؛ اموال آنها را غارت می کنند؛ آنها را به اسارت می گیرند و مورد اهانت قرار می دهند. می داند که به دختر والای امیرالمؤمنین علیه‌السّلام، زینب کبری سلام‌اللَّه علیها، که جزو شخصیت های بارز دنیای اسلام است، جسارت می کنند. اینها را هم می داند.

بر همه اینها، تشنگی خود و اهل و عیالش را اضافه کنید: کودکان خردسال، تشنه. دختر بچه‌ها، تشنه. پیرها، تشنه. حتی کودکِ شیرخواره، تشنه. می توانید تصوّر کنید که این مبارزه چقدر سخت است؟ »

بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) خرداد 1373




پی نوشت:
شرم بر کسانی که بخواهند از مبارزه غریبانه کربلا، درس مذاکره بگیرند!



طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام حسین(ع)، عاشورا، مبارزه غریبانه، مقام معظم رهبری، سخت ترین مبارزه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 30 مهر 1394 توسط عقل کل
همه چیز از نوع نگاه ما شکل می گیرد. نوع نگاه ما به مسائل است که رفتار ما را تنظیم می کند و با تغییر نگاه، تغییر رفتار نیز به وجود می آید. با تغییر نگاه است که انسانی خموده به انسانی فعال تبدیل می شود و بالعکس.

در مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیز، نوع نگاه ماست که زمینه ساز رشد و شکوفایی اقتصادی یا رکود می شود، نوع نگاه است که ملتی را با اراده راسخ در میدان مبارزه اقتصادی و سیاسی به صحنه می آورد یا به خمودگی و وادادگی عادت می دهد.



از این منظر شاهد هستیم که در آغاز سال جدید، مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، از همگان یک خواهش دارند و می فرمایند:

« در نگاه کلان به اقتصاد کشورمان دو جور نگاه وجود دارد. من خواهش می کنم بخصوص صاحب نظران و همچنین جوانان و عامه مردم عزیزمان به این نکته توجه کنند که دو جور نگاه به رونق اقتصادی و پیشرفت اقتصاد وجود دارد، یک نگاه می گوید که ما پیشرفت اقتصاد را باید از ظرفیت های درون کشور و درون مردم تامین بکنیم...
نگاه دوم به اقتصاد کشور، نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ می گوید سیاست خارجی مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرت های مستکبر را در بخش های گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند، این هم نگاه دوم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوم یک نگاه کاملا غلط و عقیم و بی فایده است همین تحریم هایی که امروز علیه ملت ایران اعمال می شود دلیل محکم و متقنی است بر غلط بودن این نگاه. یعنی شما وقتی که به امید قدرت های خارجی نشستید تا آنها بیایند اقتصاد شما را رونق بدهند و با زیر بار آنها رفتن، اقتصاد را رونق بدهید آنها به حد کم قانع نیستند. وقتی که شما نگاه می کنید به بیرون، مواجه می شوید با یک مسئله ای مثل کاهش قیمت نفت؛ ناگهان قدرت های مستکبر با همراهی ایادی منطقه ای خودشان متاسفانه به این نتیجه می رسند که قیمت نفت را به نصف و گاهی کمتر از نصف برسانند؛ شما مواجه می شوید با یک چنین مشکلی، وقتی نگاه به بیرون باشد این است. وقتی شما نگاه به درون کردید دیگر این جور نیست. امروز خارجی ها و روسای قدرت های مستکبر می خواهند همین نگاه دوم را در مردم ما تقویت کنند.»


آری! اگر اوباما در کنار گزینه هایی که همیشه لاف می زند و می گوید روی میزش نگه داشته است سفره هفت سین می چیند و برای ملت ایران پیام نوروزی می فرستد و آنان را به نگاه دوم دعوت می کند به خوبی دریافته است که با تغییر نگاه مردم و مسئولین می تواند به تغییر رفتار و ساختار جمهوری اسلامی برسد.

اوباما به خوبی می داند که اگر موفق شود نگاه مردم ایران را تغییر دهد تغییر رفتار و تغییر ساختار به خودی خود به وجود خواهد آمد و این یعنی جمهوری اسلامی از محتوا خارج شود و جز اسمی از آن باقی نماند. او می داند که اگر بتواند مردم ایران را قانع کند تا نگاه دوم را بپذیرند و به امید وعده نسیه ای که شاید اقتصادشان رونق یابد از اصول و آرمان هایی که برای حفظ آن جان داده اند نقدا دست بکشند و مشی استکبارستیزی را که توصیه قرآن است کنار بگذارند، دیگر این جمهوری اسلامی نمی تواند الگویی برای سایر کشورهای مسلمان منطقه باشد.

اما چرا نگاه دوم غلط است؟ دلیلش روشن است. زیرا اگر این نگاه، نگاه درستی بود نباید در اوج اعتمادسازی و مذاکرات هسته ای ، توطئه نفتی آمریکا و عربستان شکل بگیرد تا به اقتصاد ایران ضربه بزند. اگر این نگاه، نگاه درستی بود نباید در زمانی که خزانه اورانیوم 20 درصد ایران به صفر رسید تحریم های جدیدی علیه ایران امضا شود.

اصلا اگر رابطه با آمریکا می توانست حلال مشکلات باشد چرا در عراق که آمریکا حتی حضور نظامی نیز داشت هر روز ناامنی بیشتر می شد؟ مگر آمریکایی ها نمی خواستند از عراق چنان کشوری بسازند که ایرانی ها با دیدن آن ،آه حسرت کشیده و بگویند لطفا یک قدم این طرف تر هم بیایید و وضع ما را نیز سروسامان دهید، پس چرا تا حضور نظامی آمریکا در عراق پررنگ بود همه جا ناامن بود اما از وقتی مردم عراق تصمیم گرفتند به نیروی جوانان خود اتکا کنند علیرغم تمام کارشکنی های آمریکا که به داعش تنفس مصنوعی می داد ،توانستند در حالی که با داعش می جنگند پرشکوه ترین و امن ترین مراسم اربعین را رقم بزنند.

اگر آمریکا ، حلال مشکلات است چرا دوستان اروپایی اش در بحران اقتصادی دست و پا می زنند؟ اصلا مگر آمریکا توانسته است اقتصاد خودش را سروسامان دهد که انتظار داشته باشیم اقتصاد دیگران را رونق ببخشد. اقتصادی که بر پایه دلارهای بدون پشتوانه استوار است و بهبود اقتصادی را صرفا در بهبود اوضاع ابرسرمایه دارها معنا می کند تا میلیاردرها بتوانند هر روز بر شمار آسمانخراش های عمودی خود بیفزایند؛ اقتصادی که ارمغانش، افزایش شمار بی خانمان ها و تشدید فقر است، اقتصادی که فقط به فکر جیب زراندوزان صهیونیست است و فقرا را در زیر چرخ هایش له می کند به چه دردی می خورد؟ آیا رابطه با چنین اقتصادی قرار است حلال مشکلات اقتصادی ما باشد؟ اصلا کدام عاقلی از دشمن درجه یک خود انتظار کمک دارد که ما داشته باشیم.

اما نگاه اول، امتحانش را پس داده و درست بودنش را در عمل ثابت کرده است. این نگاه اول بود که در طول هشت سال دفاع مقدس، فتح المبین و بیت المقدس و والفجر8 را رقم زد؛ نگاه اول بود که موشک های ایران را بلای جان صهیونیست ها نمود؛ نگاه اول بود که صنعت هسته ای را شکوفا کرد و غنی سازی 20 درصد را به ارمغان آورد، نگاه اول بود که ایران را در هوافضا و نانوتکنولوژی و...صاحب نام کرد.

شهدای ما از شهید چمران و همت و خرازی و باکری و باقری گرفته تا شهریاری و احمدی روشن و رضایی نژاد و علی محمدی و تهرانی مقدم، همگی نام آوران نگاه اول هستند.

نگاه اول می تواند اقتصاد ایران را نجات دهد. با نگاه به بیرون نمی توان تولید داخلی را تقویت کرد و جلوی خام فروشی را گرفت .اقتصاد مقاومتی ثمره نگاه اول است. وقتی دولت و ملت با نگاه واحد و تکیه بر توان داخلی، همدل و همزبان شوند اقتصاد مقاومتی به بار می نشیند و تحریم ها نیز کارایی خود را از دست خواهد داد و حربه تحریم از دست دشمن گرفته خواهد شد. وقتی با همدلی و همزبانی ملت و دولت، اقتصاد مقاومتی به شکوفایی برسد دیگر لازم نیست با اصرار بخواهیم مردم را قانع کنیم تا تورم صفر درصد یا خروج از رکود را باور کنند بلکه آن گاه مردم ،رونق اقتصادی و کاهش تورم را با گوشت و پوستشان احساس خواهند کرد و این یعنی همدلی دولت و ملت.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اقتصاد مقاومتی، دولت و ملت، همدلی و همزبانی، مقام معظم رهبری، نگاه به درون، اوباما، سیاست خارجی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 10 فروردین 1394 توسط عقل کل
فقط چند جمله بود اما چنان سوزی در آن نهفته بود که دل را به درد می آورد. آنجا که فرمود: « این سمینار و امثال آن بناست چه معجزه ای بکند؟ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه قوه روشن نیست؟...چرا اقدام قاطع و اساسی انجام نمی گیرد که نتیجه را همه به طور ملموس مشاهده کنند. توقع من از آقایان محترم این است که چه با سمینار و چه بدون آن، تصمیمات قاطع و عملی بدون هر گونه ملاحظه ای بگیرند و اجرا کنند.»

سوز این جملات را وقتی بیشتر احساس می کنیم که متوجه شویم معاون اول رئیس جمهور در اوایل ماه جاری با نوشتن نامه ای خدمت مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ضمن خبر دادن از برگزاری قریب الوقوع همایشی ملی برای مبارزه با فساد، از معظم له می خواهد که بنا به صلاحدید خویش؛ یا در ابتدای این همایش پیامی داشته باشند یا در پایان آن دیداری انجام شود اما ولی فقیه زمان، تنها به نوشتن چند جمله در حاشیه نامه اکتفا می کنند. جملاتی که حاکی از گلایه و دلگیر بودن رهبر معظم انقلاب است از روند مبارزه با فساد.

این یعنی ولی فقیه زمان که ولایتش همان ولایت رسول الله است ،گلایه مند است از نبودن اراده جدی و قاطع برای مبارزه با فساد.

این یعنی مسئولین اگر می خواهند واقعا با فساد مبارزه کنند به جای ژست گرفتن و شعار دادن ، باید ملاحظات حزبی و جناحی را کنار بگذارند و فارغ از هر گونه حب و بغض های گروهی و شخصی به مبارزه با فساد بپردازند.

 نباید چشم را بر روی مفاسد هم حزبی خود ببندند اما چهار چشمی مفاسد جناح رقیب را زیرنظر بگیرند.

نباید پرونده ای را که مربوط به رقیب است با بزرگنمایی و گاه سیاه نمایی در بوق و کرنا کنند و پرونده ای دیگر از طرفداران و هم حزبی خود را در بایکوت خبری نگه دارند و حرف زدن در مورد آن را جرم بدانند.

نباید طول و عرض یک فساد را با طول و عرض فساد رقیب مقایسه کنند و فساد را با فساد بپوشانند و توجیه نمایند.

این یعنی اگر مسئولین به جای پاس کاری و گردن این و آن انداختن ، حداقل در حیطه کاری خود ،تصمیمات قاطع و عملی و بدون ملاحظه گرفته بودند نباید معوقات بانکی هر روز افزایش یابد؛ نباید پرونده های فساد ،روند صعودی داشته باشد. نباید واسطه ها، آنقدر پر نفوذ باشند که در روند رسیدگی به پرونده های فساد، اختلال ایجاد نمایند.

این یعنی نائب امام زمان (عج) نیز همچون مردم، دلگیر است از عدم اقدام قاطع و عملی در مبارزه با فساد؛

 دلگیر است از برخی ظاهر سازی ها و ملاحظه کاری ها و باند بازی ها،
 
دلگیر است از اینکه نتیجه مبارزه با فساد ،ملموس نیست.





پی نوشت:

یادشان بخیر شهدا همیشه نگران بودند که نکند حرف ولی فقیه زمانشان بر زمین بماند و به دیگران نیز سفارش می کردند: « فقط نگذارید حرف امام ،زمین بماند»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، سران قوا، مبارزه با فساد،
ارسال در تاریخ سه شنبه 18 آذر 1393 توسط عقل کل
اینکه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در زمان مرخص شدن از بیمارستان، لازم دیدند که بلافاصله پاسخ یاوه گویی و دروغ پردازی آمریکایی ها را بدهند حاکی از دو نکته مهم است.

اول اینکه دروغ پردازی های دشمن نباید بی پاسخ باقی بماند و مسئولین کشور وظیفه دارند با پاسخ سریع و قاطع ، دشمن را در موضع انفعال قرار دهند.

دوم اینکه اگر رئیس جمهور و وزیر امور خارجه به این وظیفه عمل کرده بودند مقام معظم رهبری لازم نمی دیدند که در اولین مصاحبه بعد از عمل جراحی و در بیمارستان ،پاسخ دروغ پردازی آمریکایی ها را بدهند.

اگر آقای ظریف و آقای عراقچی ،صریح و قاطع جواب جان کری و وندی شرمن را می دادند مقام معظم رهبری (مدظله العالی) مجبور نمی شدند با اشاره به درخواست قبلی آمریکایی ها بفرمایند:

« همان روزهای اولی که مسئله داعش در عراق پیش آمد، آمریکایی ها به وسیله سفیرشان از سفیر ما در عراق درخواست کردند که بیایید بنشینیم درباره داعش با هم هماهنگی کنیم. سفیر ما این را منعکس کرد، بعضی از مسئولین ما هم حرفی نداشتند؛ من مخالفت کردم. گفتم در این قضیه ما بخصوص با آمریکا همراهی نمی کنیم، چون این ها خودشان دستشان آلوده است؛ در این قضیه ما چطور بیاییم با کسانی که دستشان آلوده است و نیتشان آلوده است همکاری کنیم؟ بعد از آن هم همین آقای وزیر خارجه ای (جان کری) که این حرف را آمد جلوی چشم همه دنیا پشت دوربین گفت که « ما از ایران همکاری نمی خواهیم» همین ایشان شخصا از آقای دکتر ظریف درخواست کرده بود که بیایید ما در این قضیه همکاری کنیم، دکتر ظریف رد کرد. معاون او هم از آقای عراقچی در مذاکراتش درخواست کرده بود که بیایید ما همکاری کنیم؛ این ها رد کردند. بعد از آنکه آنها رد کردند و ما صریحا گفتیم در این قضیه با شما همکاری نمی کنیم حالا می گویند ما ایران را نمی خواهیم وارد کنیم!»

باید همانطور که جان کری در جلوی چشم جهانیان دروغ می گوید آقای ظریف نیز در جلوی چشم جهانیان ،صریح و قاطع جواب دروغ پردازی های جان کری را بدهد و دشمن را در موضع انفعال قرار دهد نه اینکه با سکوت خود بر حرف آمریکایی ها صحه بگذارد. اگر مقام معظم رهبری شخصا پاسخ دروغ پردازی آمریکایی ها را نمی دادند و آنها را رسوا نمی ساختند آیا دستگاه دیپلماسی کشور هنوز هم می خواست به سکوت خود ادامه دهد تا جهانیان دروغ آمریکا را باور کنند و تصور کنند که این آمریکاست که ایران را به ائتلاف راه نمی دهد؟!

اگر آقای روحانی نیز همانقدر که در برابر منتقدان دولتش، زودرنج است و خود را ملزم به پاسخگویی به نقد منتقدان می داند نسبت به یاوه گویی های آمریکایی ها نیز واکنش نشان می داد و سریع وارد عمل می شد هیچ گاه مقام معظم رهبری لازم نمی دیدند که در اولین فرصت بعد از مرخص شدن از بیمارستان ،سکوت و انفعال برخی مسئولین و دستگاه دیپلماسی کشور را با پاسخ صریح و قاطع خویش جبران نمایند.

 آقای روحانی همانطور که می گوید در مقابل تخریب گران دولت ساکت نمی نشیند باید در مقابل سخنان تخریب گرانه اخیر مسئولین آمریکایی نیز سکوت نمی کرد و سریع واکنش نشان می داد و حتی می توانست با ادبیات خودش ،خطاب به آمریکایی هایی که به دروغ می گویند ایران را در ائتلاف شرکت نخواهیم داد بگوید:
« هر جا اسم ایران می آید آمریکایی ها می گویند ما می لرزیم ...به جهنم...بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید...خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، روحانی، ظریف، سیاست خارجه، آمریکا، داعش،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 26 شهریور 1393 توسط عقل کل
مقامات و مسئولین و شخصیت ها برای عیادت مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می آیند و می روند ؛ صدای چیک چیک دوربین ها قطع نمی شود

همه آمدند، چه آنانکه تمام توانشان را به کار می بستند تا دستورات ولی فقیه زمانشان را مو به مو اجرا کنند و لبخند رضایت را بر لبانش بنشانند
و چه آنانکه گاه و بی گاه ،دل رهبرشان را شکسته بودند و «چشم»گفتنشان ،بیشتر از اینکه در رفتارشان نمایان شود به لقلقه زبان شبیه تر بود!

دوربین ها هر رفت و آمدی را ثبت می کردند
اما دوربین ها او را ندیدند
هیچ دوربینی نتوانست آمدن او را ثبت کند



او که قرار دل سید علی بود و در فراقش بارها و بارها شعر سروده بود
او که امام امت هم به خال لبش گرفتار شده بود و با دیدن چشم بیمارش، بیمار شده بود

او که همیشه هوای نواب خاص و عامش را دارد ؛ نه سید روح الله و بسیجیانش را در هشت سال دفاع مقدس تنها گذاشت و نه سید علی و یارانش را در هشت ماه نبرد مقدس با فتنه گران به حال خود رها کرد.

او که صاحب اصلی این انقلاب است و در بحبوحه مبارزات به سید روح الله دستور داد تا حکومت نظامی را بشکند.

او که هرگاه دل سید علی از دست بعضی خواص بی بصیرت خون می شد تنها او بود که در محراب جمکران ،آرام و قرار دل بی قرارش می شد.

او که سید علی در حوادث 78 و 88 ،او را بهترین شاهد و گواه استقامت امتش در نزد خداود متعال دانست و مورد خطابش قرار داد و فرمود «ای سید و مولای ما، دعا کن برای ما.»

او که نیم نگاهش همه غم های عالم  را از یاد می برد
گر طبیبانه بیایی به سر بالینم
به دو عالم ندهم لذت بیماری را

آمدن او را هیچ رسانه و دوربینی نمی تواند مستند سازد ،دیدار عاشق و معشوق سری است که نامحرمانی چون ما را به آن راهی نیست...

دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو
سپندوار ز کف داده ام عنان بی تو

 گزارش غم دل را مگر کنم چو امین
جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، ولایت فقیه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 19 شهریور 1393 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:6)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic