شهید همت در مورد فرانسه می گفت:

« از همان ماه های اول شروع جنگ به بعد، ما از حضور جنگنده های پیشرفته میراژ اف-۱ فرانسوی در ارتش صدام خبر داشتیم، آن هم در شرایطی که هیچ خلبان عراقی، تجربه پرواز با این جت های مدرن را نداشت.

فرانسوی ها، دارند به صدام موشک های اگزوسه را می دهند تا با شلیک آنها، بعثی ها از بندر فاو، کشتی های ما را در ترمینال نفتی جزیره خارک، هدف قرار بدهند و منهدم کنند. روزی پنج فروند هواپیمای فوق پیشرفته سوپر استاندارد، موشک های اگزوسه سوار کرده اند.

جالب است این را هم بدانید که فرانسوی ها، مطابق قوانین خودشان، مجاز نیستند تسلیحات فوق مدرنشان را غیر از ارتششان، به کشور دیگری بفروشند. مع الوصف آمده اند و قوانین خودشان را هم، به قول معروف دور زده اند! مدعی شده اند که؛ ما این سوپر استانداردها را به عراق نفروخته ایم، بلکه فقط آنها را اجاره داده ایم! بماند که چنین جنگنده هایی، چون جزء تسلیحات سازمانی نیروی هوایی عراق نبوده اند، قطعا خلبان عراقی هم ندارند. پس چه کسی آنها را به پرواز در می آورد؟ خلبان های فرانسوی.

لذا دولت فرانسه، عین روسپی های سیاسی، این قدر کِرم می ریزد و آنقدر بر سر واگذاری سوپر استاندارد و موشک اگزوسه به عراق تبلیغات به راه می اندازد که در ایران، اجرای دو عملیات والفجر۲ و والفجر۳، حدود پانزده روز به تعویق می افتد.

نکته بعدی آنجاست که دو، یا سه شب پیش، تلویزیون دولتی فرانسه در بخش خبری خودش صراحتا اعلام می کند: تحویل این هواپیماها به عراق، صرفا با هدف کمک به رژیم صدام، جلوگیری از سقوط آن و ممانعت از رشد انقلاب اسلامی در منطقه، انجام گرفته است! بعد هم همین تلویزیون دولتی، در کمال رذالت و وقاحت اعلام می کند: هم اکنون بیش از ششصد مستشار نظامی فرانسوی، در ارتش عراق خدمت می کنند.»

سابقه سیاه فرانسوی ها را از کلام شهید همت می توان دریافت. پرونده سیاهی که هر روز برحجم آن افزوده می شود. اما متاسفانه با وجود چنین پرونده ای امروز شاهدیم که دولت یازدهم آنچنان نسبت به فرانسه ارادت می ورزد که هر جسارتی از فرانسوی ها سربزند نادیده انگاشته و به دیده منت می پذیرد چون در برابر غربی ها احساس ضعف می کند.

نمونه اخیرش سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران برای مذاکرات اقتصادی بود. این سفر در حالی انجام شد که نظامی های فرانسوی در رزمایش مشترک با انگلیس و آمریکا در آب های خلیج فارس بودند.

این همزمانی باعث نگرانی تجار فرانسوی شده بودند و احتمال می دادند که دولت ایران از انجام مذاکرات اقتصادی به دلیل فعالیت نظامی فرانسه در خلیج فارس سرباز زند.

در این راستا یکی از تجار فرانسوی با نگرانی، از وزیرخارجه فرانسه پرسید: «جناب وزیر! چرا این سفر دقیقا در روزی انجام شد که فرانسه به همراه انگلیس و آمریکا در خلیج فارس و در نزدیکی آب های ایران مانور نظامی که طبیعتا پیام های خاصی دارد، برگزار کرده اند؟...آیا فکر نمی کنید این مسئله روی روابط تجاری ما با ایران تاثیر بگذارد و نتوانیم در این سفر قرارداد خاصی منعقد کنیم؟ شما از واکنش مقامات ایرانی نگران نیستید؟»

وزیر فرانسوی پاسخ داد: «خیر، بنده هیچ نگرانی نسبت به موفقیت آمیز بودن این سفر ندارم. مقامات ایرانی در هیچ یک از جلسات مقدماتی و برنامه ریزی برای سفر در تهران و پاریس به این مسئله معترض نشدند.»

و در ادامه با لحنی گستاخ آمیز گفت: «دولت ایران به این سفرها احتیاج دارد و مطمئنم که هیچ اعتراضی در جلسات فردا هم  نخواهیم شنید.»

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) با اشاره به این نوع اظهارات گستاخانه وزیر غربی فرمودند:

«احساس ضعف شما، موجب تشویق دشمن به حمله‌ی به شما است؛ این یک قاعده‌ی کلّی است.

اگر می خواهید دشمن را از تهاجم به خودتان منصرف کنید، سعی کنید اظهار ضعف نکنید. نمی گویم به دروغ بگوییم قوی هستیم، [بلکه] می گویم قوّت خودمان را آشکار کنیم. ما نقاط قوّت زیادی داریم، این نقاط قوّت را آشکار کنیم. در زمینه‌ی اقتصادی هم همین‌جور است، در زمینه‌ی فرهنگی هم همین‌جور است.

اشتباه بزرگ بعضی از ماها در چالش اقتصادی بزرگی که امروز کشور دچار آن است -که ما امروز دچار چالش اقتصادی هستیم- این بود که در زمینه‌ی اقتصادی اظهار ضعف شد؛ دشمن دید که اینجا جایی است که می شود فشار آورد، [لذا] فشار را زیاد کردند؛ [طوری که] از یک نفر در مصاحبه بپرسند که این رزمایشی که شما دارید فلان‌جا می کنید و درعین‌حال با ایرانی‌ها مذاکره می کنید، [یک وقت] ایرانی‌ها از این رزمایش ناراحت نشوند که به این مذاکرات اقتصادی ضربه بخورد،

او رویش بشود و خجالت نکشد از اینکه بگوید «نه آقا، اینها تأثیری ندارد؛ ایرانی‌ها اینقدر احتیاج به این مذاکرات دارند که امثال این رزمایش ضرری به مذاکره‌ی اقتصادی ما نمی زند»! این اظهار ضعف در مقابل دشمن نباید بشود.»




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فرانسه، شهید همت، وزیر خارجه فرانسه، مقام معظم رهبری، چالش اقتصادی، روحانی، احساس ضعف،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط عقل کل
شب ها چند ساعت بیشتر نمی خوابید و به نیایش با پروردگار مشغول بود تا خداوند گره ها را باز کند. تکفیری ها بخش اعظمی از سوریه را به تصرف خود در آورده بودند و دولت بشار اسد را در چند قدمی سقوط می دیدند. بسیاری از مسئولین و مقامات ایرانی نیز ، کار بشاراسد را تمام شده می دانستند و مقاومت را بیهوده.

اما حاج حسین فقط امیدش به خدا بود و تنها دلگرمی اش فرمایش رهبر معظم انقلاب بود که خواستار بقای دولت سوریه بودند و با توصیه به صبر و ایستادگی می فرمودند سوریه مثل مریضی می ماند که خودش نمی داند مریض است، باید به او بگویید که مریض است. دکتر نمی رود، شما باید ببریدش. دکتر که برود می گوید دارو نمی خواهم، دارو باید بنویسید برایش. نمی رود دارو را بگیرد باید برایش دارو بگیرید. دارو را نمی خورد باید دارو را به خوردش بدهید و به آن نظارت هم داشته باشید.

و اینگونه شد که سردار همدانی همراه با دیگر مدافعان حرم در سوریه ماندند و مقاومت کردند تا باز هم ثابت شود که تنها راه پیروزی، مقاومت است.
و خدای خرمشهر، حلب را آزاد کرد و فردا مسجدالاقصی و مسجدالحرام را نیز آزاد خواهد کرد.



آزادی حلب و نقض برجام!
خداوند این دو حادثه را با فاصله ای اندک، جلوی دیدگان ما قرار داد تا شاید ایمانمان تقویت شود.
در یکی امید به خدا موج می زند و در دیگری امید به کدخدا!

و خداوند قسم یاد کرده است که هر کس به غیر او امید داشته باشد ناامیدش خواهد کرد.
و ناامید شدند آنان که می گفتند اگر کدخدا را ببینیم تمام مشکلات حتی آب خوردن هم حل می شود.

آنان که برای حل مشکلات ، دل را به مکالمه تلفنی با اوباما خوش کرده بودند ؛ دیدند که هنوز ترامپ از راه نرسیده، برجام به گونه ای در جلوی چشمانشان نقض شد که مجبور شدند از آفتاب تابان و سیب و گلابی چشم بپوشند و آن را نقض فاحش بنامند و اوبامای مودب و باهوش حتی حاضر نشد به اندازه یک وتو برای آنان ارزش قائل شود.

آنان که به درخواست آمریکا، کشتی کمک رسان به مردم مظلوم یمن را به جیبوتی فرستادند، دیدند که چگونه همان کشور ذره بینی تحویلشان نگرفت و قطع رابطه کرد.

آنان که برای رضای پیرزن انگلیسی، رضای خدا را زیر پا گذاشتند و پوشش نامتعارف نخست وزیر انگلیس را پذیرفتند و لبخند زدند، دیدند که چگونه همان پیرزن برای آنها شاخ و شانه کشید و توهین کرد.

آنان که برای رضای آمریکا و فرانسه حاضر شدند در برابر اهانت به وجود مقدس پیامبر اسلام (ص) مماشات به خرج دهند و با جان کری قدم بزنند و برای دیدار با مقامات فرانسوی سر از پا نشناسند؛ دیدند که چگونه همان مقامات با بی مهری به هیجان آنان پاسخ دادند.

این است عاقبت دل بستن به کدخدایی که بزرگترین دشمن خداست.

اما آنان که دل در گرو خدا داشتند و جز به خدا امید نبستند مقاومتشان نتیجه داد و امروز به جای تیترهایی که رسانه های عربی می نوشتند « امروز سوریه، فردا ایران» ؛ باید نوشته شود « امروز حلب، فردا بیت المقدس»

البته باید مراقب بود سرنوشت پیروزی های جبهه مقاومت به دست کدخدا باوران نیفتد. حواسمان باشد روزگاری نه چندان دور، پیروزی های هسته ای را جشن گرفتیم اما زمانی که سررشته کار به دست برجام آفرینان افتاد دستاوردهای هسته ای بر باد رفت.

آزادسازی حلب، کابوس آمریکا بود که تعبیر شد و ما این پیروزی را در درجه اول تبریک می گوییم به آقا و مولایی که تنها یاور و راهنمای حضرت سید علی بود؛
به او که اصلی ترین مدافع حرم بود و تک تک مدافعان حرم را می شناسد؛
به او که در سخت ترین شرایط یاریگر حاج قاسم و ابووهب بود؛
به او که در غربت خان طومان، بر مظلومیت شهدا اشک ریخت؛
به او که همه مدافعان حرم از فاطمیون و زینبیون و حیدریون و...به عشق او فریاد سر می دادند « لبیک یا زینب»
به او که روزی جهان را از سیطره ظلم آزاد خواهد کرد...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: سوریه، آزادی حلب، امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، سردار همدانی، سردار سلیمانی، برجام،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 آذر 1395 توسط عقل کل

رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) تاکنون چندین بار نسبت به کاهش سرعت رشد علمی کشور هشدار داده اند و از مسئولین خواسته اند که نگذارند سرعت رشد علمی کشور با کندی مواجه شود. یکی از دلایل اصرار معظم له بر ارتقای رشد علمی، اهمیت و جایگاه علم در پیشرفت کشور است.

لازمه پیشرفت کشور و حل مشکلات ،رشد روزافزون علمی است و موتور محرکه این پیشرفت، نخبگان کشورند. کاهش رشد علمی ، کاهش انگیزه و امید نخبگان علمی را نیز در پی خواهد داشت و یاس و نامیدی ،خطر بزرگی است که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) نسبت به آن هشدار دادند و فرمودند:

«نباید ما اجازه بدهیم این حرکت علمی آسیب ببیند؛ این حرکت علمی، دشمن دارد، اگر این حرکت علمی دچار دشمنی‌ها بشود و ما نفهمیم و از آن مراقبت نکنیم، یک نتیجه‌ی بسیار سنگین و تلخی خواهد داشت. می دانید آن نتیجه چیست؟ آن نتیجه عبارت است از ایجاد یأس در نیروهای جوان کشور؛ اگر این به وجود آمد، درست کردن و رُفو کردنش دیگر به این آسانی‌ها نیست. یک امیدی در جامعه‌ی جوانِ فرزانه‌ی درس‌خوان در طول این چند سال وجود پیدا کرده ... اگر این جوان ها مأیوس بشوند، ناامید بشوند، به این آسانی نمی شود آنها را برگرداند.»

شاید در عرض چند ماه یا چند سال بتوان تعداد سانتریفیوژها را افزایش داد یا راکتوری جدید ساخت اما آیا امید و اعتماد نخبگانی که شاهد سیمان ریختن در قلب راکتور اراک بوده اند نیز به راحتی قابل ترمیم است؟

اگر وسیله ای برای سنجش میزان امید نخبگان وجود داشت آن گاه مشخص می شد که سیمان ریختن در قلب راکتور اراک و تحقیر اعتماد به نفس ملی چه بلایی بر سر اعتماد و امید نخبگان علمی کشور آورده است. آن گاه مشخص می شد که هر سانتریفیوژی که از کار انداختیم چه میزان از انگیزه و امید نه تنها نخبگان جوان بلکه حتی دانش آموزانی که برای آینده علمی خود برنامه ریزی می کنند را کاهش داد.

آیا نخبگان علمی کشور حق ندارند مایوس شوند وقتی می بینند سیاستمداران ساده اندیش ، با اعتماد به وعده های پوچ دشمن از دستاوردهای علمی آنان کوتاه می آیند و حاصل دسترنج چندین ساله آنان را به ثمن بخس می فروشند.

چه رویاهای علمی که بر اثر ساده اندیشی برخی مسئولین به سراب تبدیل می شود و چه جوانانی که با هزار امید و آرزو به رشته هایی کلیدی همچون هوافضا و هسته ای روی آوردند و اکنون نگران آینده علمی خود هستند.

هر چند برخی از مسئولین ذیربط حواسشان به اینگونه امور نیست اما رهبر معظم انقلاب به مسائل علمی توجه جدی دارند و نگران توقف و کندی در اجرای طرح های کلان تحقیقاتی هستند و در دیدار اخیرشان با نخبگان فرمودند:

«یک نکته‌ی دیگر این است که گزارش هایی به من می رسد که بعضی از طرح های کلان در موضوعات تحقیقاتی مهم مثل هوافضا، ماهواره و امثال اینها، دچار توقّف یا لنگی است؛ این من را نگران می کند، این را می خواهم اینجا بگویم که مطالبه‌ی عمومی باشد، من از مسئولین امر به طور جدّی درخواست می کنم به این مسائل بپردازند. این طرح ها، طرح های بسیار مهمّی است؛ حتّی بعضی از طرح های تحقیقاتی مربوط به انرژی هسته‌ای همین طور. اینها نبایستی مطلقاً توقّف پیدا کند؛ نباید تعطیل یا نیمه‌تعطیل باشد که می گویند بعضی از اینها نیمه‌تعطیل است یا بعضی مُشرف به تعطیل است. ...اینها، هم خسارت علمی است برای ما، هم دانشمند جوانی که در بخش مثلاً هسته‌ای یا در بخش هوافضا یا در بخش نانو یا زیست‌فنّاوری با امیدواری مشغول فعّالیّت است، وقتی‌که این بخش مورد بی‌اعتنایی قرار می گیرد و نیمه‌تعطیل می شود، مأیوس می شود. من قبلاً هم عرض کرده‌ام که یأس و نومیدی جوانان ما خیلی خطر بزرگی است.»

   




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: رشد علمی، مقام معظم رهبری، نخبگان،
دنبالک ها: حواستان به اعتماد محققان و نخبگان علمی هست؟!،
ارسال در تاریخ شنبه 1 آبان 1395 توسط عقل کل
گفتند چون امسال سالروز تولدش با ایام محرم توام شده است تصمیم گرفتیم زودتر برایش جشن تولد بگیریم. بنابراین در پنجم مهر جشن تولد کاکایشان را برگزار کردند و بر روی کیک تولدش نوشتند: « پاییز ما را بهار کردی. تولدت مبارک »
جشن تولد چه کسی؟ محمد خاتمی یکی از سران فتنه!

برایش جشن تولد می گیرند و از او تمجید می کنند و اصلا برایشان مهم نیست که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) بارها و بارها تاکید فرمودند که فتنه خط قرمز نظام است و فرمودند « مواضع من درباره فتنه سال 88 کاملا صریح است و بر روی این موضوع حساس هستم . ملاک هم، عدم حمایت از کسانی است که سردمدار فتنه بودند و یا از آن سوء استفاده کردند و تاکنون نیز اعلام تبری نکرده اند.»

و در روزهای اخیر همین افرادی که از سران فتنه حمایت می کنند ناگهان ولایتمدار شدند و در روزنامه های زنجیره ای مطلب نوشتند و گفتند چون رهبر انقلاب به فلانی نصیحت کرده اند که صلاح نیست بیاید باید به رای رهبری تمکین کرد.

در لزوم اطاعت از امر و حتی نصیحت حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) بر کسی که خود را پیرو ایشان بداند شکی نیست و امری واضح و مبرهن است و از مسلمات ولایتمداری است ؛ اما اینکه اصلاح طلبانی که دستور و امر صریح و آشکار رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد 88 را فصل الخطاب ندانستند و هشت ماه کشور را درگیر فتنه و آشوب کردند اکنون نگران ولایتمداری برای یک نصیحت (نه امر و دستور ) شده اند واقعا مضحک است.

مگر فراموش کرده ایم ندای « این عمار» رهبر معظم انقلاب را که از دست نانجیبی افرادی مثل خاتمی سر دادند؟ مگر فراموش کرده ایم بغض و نجوای غریبانه نائب امام زمان(عج) را که از دست نا اهلان و ریاکارانی همچون خاتمی و موسوی و کروبی، خطاب به مولایشان حضرت حجت (عج) فرمودند: « ای سید ما ای مولای ما! دعا کن برای ما...»

اصلاح طلبانی که هم در فتنه 78 و هم در فتنه 88 ، در مقابل رهبر معظم انقلاب ایستادند و اشک نائب امام عصر(عج) را درآوردند چگونه می توانند بفهمند ولایتمداری یعنی چه؟

اگر مفهوم ولایتمداری را می فهمیدند بر علیه امام مسلمین فتنه برپا نمی کردند و از سران فتنه دلجویی نمی کردند.

این حرف ها به تیپ و قیافه اصلاح طلبان نمی خورد. حداقل بگذارید کسانی نگران ولایتمداری شوند که کارنامه سیاهی پر از فتنه گری نداشته باشند.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، ولایت فقیه، فتنه88، ولایتمداری، مقام معظم رهبری، خاتمی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395 توسط عقل کل
ریشه فتنه 88 را که پیگیری کنیم حتما به فیش های حقوقی ده ها و صدها میلیونی و چند میلیاردی هم می رسیم.

فتنه 88 شورش اشرافیت بر علیه رای مردم بود. اشرافیتی که نمی توانست چرخش قدرت را بپذیرد.

اشرافیتی که هوای همدیگر را داشتند و بخور بخور به راه انداخته بودند دور سفره ای به نام سفره انقلاب!
آقازاده هایشان عادت کرده بودند خوب بخورند و خوب بپوشند و خوب خوشگذرانی کنند. در بازارهای لندن قدم بزنند و به بهانه تحصیل، تربیت انگلیسی پیدا کنند تا در وقت لازم در ستاد قیطریه جمع شوند و توطئه کنند تا نظام را زمین بزنند.

تاریخ نشان داده است مال حرام خورها و دنیاطلبان، فتنه گر می شوند و بر علیه امام حق، خروج می کنند. دنیاطلبان یا فتنه جمل را رقم می زنند یا واقعه عاشورا را.

طلحه ها و زبیرها از وقتی به دنبال دنیا رفتند و مال دنیا زیر دندانشان نشست روبروی مولایمان علی (ع) ایستادند.

آنها هم وقتی طلاهایشان را با تبر می شکستند و بین فرزندانشان تقسیم می کردند آن را حلال تر از شیر مادر می دانستند و اصلا وجدانشان به درد نمی آمد که شب ها یتیمان کوفه از گرسنگی خوابشان نبرد. درست مثل کسانی که امروز حقوق ده ها و صدها میلیونی و چند میلیاردی می گیرند و آن را حق خود می دانند و اصلا یادشان نیست که جوانی برای چند میلیون، حاضر است کلیه اش را بفروشد.



مال و منال دنیا، دست طلحه ها و زبیرها بود اما به جای اینکه طلحه ها و زبیرها شرمنده باشند این علی علیه السلام بود که خود را شرمنده یتیمان کوفه می دانست.
امام علی علیه السلام شبانه آذوقه برای یتیمان می برد و گاهی با دست خود برایشان نان می پخت و ابراز شرمندگی می کرد و از زنان بی سرپرست ، بد و بیراه می شنید.

یتیمان کوفه نمی دانستند برخی از همان صحابه های پیامبر که مردم هنوز هم از آنان تجلیل می کردند هر روز برای حکومت علی، فتنه جدیدی به پا می کنند و نمی گذارند حضرت علی(ع) به اقتصادشان سروسامان دهد و مردم  طعم عدالت علوی را به خوبی بچشند.

امام علی علیه السلام دل پرخونی داشت از دنیاطلبان و فتنه گرانی که به نام دین و سابقه در اسلام، بیش از حقشان طلب می کردند. امام علی(ع) بارها از دست فتنه گران ، با پیامبر (ص) نجوا می کرد و درد دل می گفت.

سید علی هم مثل جد بزرگوارش امیرالمومنین (ع)، بارها با مولایش مهدی(عج) درد دل گفته است. نمونه اش آنجا بود که در خطبه تاریخی 29 خرداد 88 فرمود: «ای سید و مولای ما! دعا کن برای ما...»

سید علی هم دل پرخونی دارد از دست فتنه گرانی که به نام دین و سابقه در انقلاب، بیش از حقشان طلب می کنند. سید علی هم از بیکاری جوانان شرمنده می شود. مال و منال دنیا و حقوق های صدها میلیونی در جیب دار و دسته دیگران است و شرمندگی اش سهم سید علی! 

دیگرانی که به عنوان سابقه دارهای انقلاب مورد احترام واقع می شوند اما حرف رهبری را زمین می اندازند و با فتنه انگیزی در مسیر حق ،سنگ اندازی می کنند و با دل بستن به وعده های پوچ کدخدا، نمی گذارند اقتصاد مردم سروسامان بگیرد.

راستی! صاحبان فیش های حقوقی صدها میلیونی و چند میلیاردی و اشراف و میلیاردرهای تهران ،در انتخابات به چه کسی رای دادند؟!


پی نوشت:
من همسن و سال پسر تو هستم ، تو همسن و سال پدر من هستی. 
پسر تو درس می خواند و کار نمی کند، من کار می کنم و درس نمی خوانم. 
پدر من نه کار دارد ، نه خانه، تو هم کاری داری هم خانه ، هم کارخانه ؛ 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه چیز عادلانه تقسیم شده است: 
سود آن برای تو ، دود آن برای من. من کار می کنم ، تو احتکار می کنی. 
من بار می کنم ،تو انبار می کنی. من رنج می برم، تو گنج می بری. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست: 
وقتی که من کار می کنم، تو خسته می شوی،
وقتی که من خسته می شوم ، تو برای استراحت به شمال می روی، 
وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه کارها به نوبت است: 
یک روز من کار می کنم، تو کار نمی کنی، روز دیگر تو کار نمی کنی ، من کار می کنم. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم کارخانه ی تو بزرگ است. 
اما کارخانه ی تو هر قدر هم بزرگ باشد، از کارخانه ی خدا که بزرگتر نیست. 
کارخانه ی خدا از کارخانه ی تو و از همه ی کارخانه ها بزرگتر است. 
و در کارخانه ی خدا همه ی کارها به نوبت است، 
در کارخانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود.
در کارخانه ی خدا ، همه کار می کنند.
در کارخانه ی خدا ، حتی خدا هم کار می کند.
قیصر امین پور




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فیش حقوقی صدها میلیونی، فتنه88، مال حرام، اشرافیت، طلحه و زبیر، حضرت علی(ع)، مقام معظم رهبری،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
« ما گفتیم نشان دادن حسن نیت، باعث حسن نیت متقابل می شود، ولی نگفتیم اگر ایرانیان گروگان ها را آزاد کنند، بدون توجه به باقی قضایا، به این اقدام پاسخ مطلوب و مساعد می دهیم.»

این جملات، پاسخی بود که مقامات آمریکا در قبال کمک ایران به آزادی گروگان های آمریکایی در بیروت در سال 1991 ارائه دادند. پاسخی که هاشمی را از امیدی که به بهبود روابط با آمریکا داشت دلسرد و ناامید کرد.
در سال 1369 دولت هاشمی برای اثبات حسن نیت خود به دولت بوش پدر، تمام تلاش خود را به کار گرفت تا با آزادی گروگان های آمریکایی، زمینه ایجاد روابط مساعد با آمریکا را فراهم آورد. در این راستا مشاور دبیرکل سازمان ملل به ایران آمد و با محمد جواد ظریف به گفتگو نشست و سپس به دیدار هاشمی رفت و از قول رئیس جمهور آمریکا به رئیس جمهور ایران اطمینان داد که کمک و همکاری ایران برای آزادی گروگان ها بدون اجر نخواهد ماند و حسن نیت ، حسن نیت می آورد.

اما بعد از اینکه با تلاش و پافشاری ایران، گروگان های آمریکایی توسط لبنان آزاد شده و به کشورشان بازگشتند آمریکا طبق معمول به وعده اش عمل نکرد و هاشمی را سرکار گذاشت و چند سال بعد، هاشمی با یادآوری بدقولی آمریکا فقط گفت: « وقتی آمریکایی ها درست به وعده هایشان عمل نمی کردند، کار ناقص می ماند.»

این تجربه ای بود که می توانست برای همیشه در جلوی چشمان سیاستمداران ایرانی قرار گیرد و از آن درس بگیرند و اشتباهات گذشته را دوباره تکرار نکنند. اما متاسفانه برخی از سیاستمداران از تجربه های گذشته عبرت نمی گیرند و باز هم درصدد تکرار تجربه هایی برمی آیند که قبلا با شکست مواجه شده است.

اگر امروز بار دیگر رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) به همگان توصیه می فرمایند که از تجربه مذاکرات هسته ای و دبه کردن های مداوم آمریکا درس بگیرند به این دلیل است که مبادا باز هم برخی ها در پی تکرار تجربیات ناکام خود برآیند.
اگر آمریکا در سال 69 عمل به وعده هایش را در گرو حل «باقی قضایا» می دانست امروز نیز عمل به تعهداتش را در گرو اجرای برجام های 2 و 3 و... می داند.
آیا مسئولینی که بارها قابل اعتماد نبودن آمریکا و حتی اروپا را آزموده اند از این تجربه ها درس خواهند گرفت؟

آیا حسن روحانی هنوز هم نامه ای را که در مرداد 84 به دبیر کل آژانس نوشت به خاطر دارد که در آن پس از اشاره به انجام تعهدات ایران و پذیرش تعلیق دو ساله و گشودن درهای مراکز هسته ای به سوی یکی از مداخله آمیزترین و گسترده ترین بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی ، گفته بود : « متاسفانه در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول های انجام نشده و درخواست های بیشتر روبرو شد.»

تکرار تجربه های شکست خورده، نشان می دهد که برخی سیاستمداران هنوز هم از تجربه های گذشته خود درس نگرفته اند ؛ لذا رهبر معظم انقلاب لازم دیدند که بار دیگر با اشاره به مذاکرات هسته ای ، همگان را به درس گرفتن از این تجربه ها فرا خوانده و بفرمایند: « یک تجربه ای ما در مذاکرات هسته ای پیدا کردیم،این تجربه را نباید فراموش کنیم. این تجربه این است که اگر ما تنازل هم بکینم آمریکا دست از نقش مخرب خودش بر نمی دارد... جمهوری اسلامی تعهدات خودش را انجام داد، آن طرف بدقول بدعهد بدحساب دارد دبه می کند، تا الان دبه کرده است. خیلی خب، این یک تجربه است. این شد تجربه. حالا خیلی ها قبل از این تجربه هم می دانستند اما بعضی ها هم که نمی دانستند حالا بدانند...»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هسته ای، مذاکرات هسته ای، مقام معظم رهبری، روحانی، هاشمی، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 15 خرداد 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:6)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو