تعجبی ندارد اگر اوباما در هفتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، بخشی از سخنانش را به انتقاد از شعار «مرگ بر آمریکا» اختصاص دهد و در قبال آن موضع بگیرد.

آمریکا به دنبال نفوذ در ایران است اما موانع متعددی بر سر راهش می بیند که سعی دارد یکی یکی ، آنها را از میان بردارد.

یکی از بزرگترین موانع موجود در راه نفوذ آمریکا به ایران، سر دادن شعار «مرگ بر آمریکا» توسط ملت ایران است.

تا وقتی مردم ایران، آمریکا را دشمن خود می دانند و بر ضد آمریکا شعار سر می دهند به راحتی نمی شود به ایران نفوذ کرد.

ابتدا باید این دشمنی را تبدیل به دوستی کرد و ذهنیت و باور مردم ایران را نسبت به آمریکا تغییر داد و اولین راه تبدیل دشمنی به دوستی، دست برداشتن مردم از سر دادن شعار مرگ بر آمریکاست.

بنابراین اگر امروز مشاهده می کنیم که بزک کنندگان آمریکا ، دست به کار شده اند و تمام توانشان را به کار گرفته اند و مقاله می نویسند و توجیهات عجیب و غریب به هم می بافند و حتی به حربه توهین روی می آورند تا مردم را قانع کنند دست از این شعار بردارند ، به دنبال پیدا کردن راه نفوذ آمریکا در ایران هستند.

آمریکا به هر دری می زند تا راه نفوذش به ایران را تسهیل نماید. پیام نوروزی اوباما به ملت ایران ، بغض نمایشی جان کری ، هدیه تولد دادن ارنست مونیز، شعر حافظ خواندن و انگشتر عقیق به دست کردن آلن ایر؛ همه و همه فقط یک هدف را دنبال می کند: تغییر نگرش مسئولین و مردم ایران نسبت به آمریکا و باز شدن راه نفوذ آمریکا به ایران.

اما در عین حال آمریکایی ها به خوبی می دانند که شعار «مرگ بر آمریکا» سدی است که اگر شکسته شود راه نفوذ آمریکا به ایران را به سرعت تسهیل می کند. سدی که مردم انقلابی ایران، اجازه نمی دهند توسط شیطان بزرگ و نفوذی های وطنی شکسته شود.






طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مرگ بر آمریکا، نفوذ، آمریکا،
ارسال در تاریخ سه شنبه 12 آبان 1394 توسط عقل کل
سعودی و غیر سعودی ندارد، نوچه ، نوچه است و به رسم نوچگی، هر گاه ببیند که به اربابش مرگ می فرستند به خشم می آید و واکنش نشان می دهد.

جمعه خونین مکه در سال 1366 وقتی رقم خورد که حاجیان حرم الهی ، یکپارچه تظاهرات کردند و شعار مرگ بر آمریکا سر دادند و سعودی ها نیز به رسم نوچگی ،با چماق های میخ دار و میله های آهنی و اسلحه و گازهای سمی خفه کننده به جان حاجیان افتادند و هر چه به دستشان رسید از سنگ و بلوک و سطل شن و کولر گازی و شیشه و آب جوش و قطعات بزرگ یخ و...بر سر حاجیان ریختند و آنها را محاصره کردند و در حالی که سوت و کف می زدند نظاره گر جان دادن حجاج بودند!

پس تعجبی ندارد اگر امروز هم نوچه های آمریکا از شنیدن این شعار برآشفته می شوند و به سر دهندگان این شعار، برچسب افراطی گری می زنند.

اما به خون پاک حاجیانی که به جرم سردادن شعار «مرگ بر آمریکا» مظلومانه در خون خود غلطیدند قسم، تا پیاله مرگ را به کام سردمداران استکبار جهانی فرو نریزیم دست از تکرار این شعار بر نمی داریم، هر چند نوچه های آمریکا را خوش نیاید!

حاجی کشی و کودک کشی رسم دیرینه آل سعود است، جرثقیل هم که نباشد آل سعود از اجدادشان یاد گرفته اند ضحاک وار با خون بیگناهان تغذیه شوند.

لاجرم بساطشان را هر جا که بتوانند پهن می کنند ،مسجدالحرام باشد یا بحرین و سوریه و عراق و یمن فرقی ندارد. نه حرمت حرم می شناسند و نه حرمت ماه حرام.
شاهدش کودکانی هستند که این روزها در یمن زیر بمب های سعودی تکه تکه می شوند بدون اینکه جرثقیلی درکار باشد ، حتی بدون اینکه تصویرشان در صفحه اول روزنامه های اروپا نقش بندد، چرا که اروپا نیروی کار مورد نیازش را با همان تصویر بیجان کودک کرد سوری جذب کرد و دیگر نیازی به دیگر پناهجویان آواره سوری ندارد؛ چه برسد به اینکه بخواهد یاد یمن بیفتد!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آل سعود، عربستان، مرگ بر آمریکا، جمعه خونین مکه، نوچه، آمریکا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 30 شهریور 1394 توسط عقل کل
زمانی که وزیر خارجه سابق آمریکا به بیش از صد کشور سفر کرد تا تشکیل داعش را رقم بزند قتل آیلان را امضا کرد.

زمانی که فرانسه و انگلیس با کمک های مالی و نظامی و اطلاعاتی در کنار ایالات متحده آمریکا ،از گروه های تروریستی تکفیری در سوریه حمایت کردند نقشه قتل آیلان را کشیدند.

پدر و مادر آیلان سال ها بود که در امنیت در سوریه زندگی می کردند که به یکباره آمریکا، تروریست های تکفیری را به جان مردم سوریه انداخت و ترکیه و عربستان و قطر هم ،جان مردم سوریه را بازیچه آمال و آرزوهای فاسد خود قرار دادند و حال و روز کشوری که ادیان مختلف در کنار هم با آرامش زندگی می کردند به اینجا رسید که بر طبق آمار کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل ،تاکنون یازده میلیون سوری آواره شده اند.

داعش پدیده ای ساخت آمریکاست که بلای جان مردم سوریه و عراق شده است و همچون غده سرطانی اسرائیل ،باید جلوی رشد آن گرفته شود.

اگر آمریکا برای حفظ امنیت اسرائیل، نقشه تشکیل داعش را نکشیده بود ،امروز آیلان و برادرش در کنار پدر و مادر خود در آرامش زندگی می کردند و مجبور نمی شدند از کوبانی آواره شوند. مجبور نمی شدند از کانادا تقاضای پناهندگی کنند و تقاضایشان رد شود. مجبور نمی شدند سوار قایق شوند و خطر غرق شدن را به جان بخرند تا شاید بتوانند به یکی از کشورهای اروپایی پناهنده شوند.



اگر امروز جسد بی جان آیلان در سواحل ترکیه پیدا شد تا نماد مظلومیت هزاران آواره ای باشد که نمی دانند به کجا پناه برند، دیروز هم شاهد جنازه غرق خون کودکان سوری و عراقی بودیم که سر از بدنشان جدا شد یا زنده سوزانده شدند!

اگر امروز روزنامه ها و خبرگزاری های جهان برای پسربچه کرد سوری دلسوزی می کنند باید از خود بپرسند آیلان را چه کسی به کشتن داد؟

اگر امروز برخی از روزنامه های زنجیره ای در ایران نیز تصویر آیلان را در صفحه اول خود چاپ می کنند باید از قاتلان آیلان نیز ابراز بیزاری کنند؛ نه اینکه یک روز در سوگ آیلان سه ساله بنشینند و روزی دیگر برای قاتلان آیلان تیتر بزنند و چهره شنیع آمریکا و انگلیس و فرانسه را بزک کنند!

کسی که دلش برای آیلان و هزاران کودکی می سوزد که به خاطر ظلم و جنایت داعش و تروریست های تکفیری ،معصومانه جان می دهند باید فریادش مرگ بر قاتلین این کودکان نیز باشد . پس به حکم انسانیت فریاد سر می دهیم: مرگ بر شیطان بزرگی که کودکان را در سوریه و عراق و یمن و غزه به کشتن می دهد. مرگ بر آمریکا.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آیلان، کوبانی، سوریه، داعش، آمریکا، روزنامه های زنجیره ای، مرگ بر آمریکا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 15 شهریور 1394 توسط عقل کل
گیرم ادعای پیروی از قرآن نداشتیم، گیرم قرآن ، ما را به دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم سفارش نکرده بود،گیرم خود را شیعه نمی دانستیم، اصلا گیرم مسلمان نبودیم، آیا انسان هم نبودیم؟ آیا به عنوان یک انسان، وجدان نداشتیم؟

طبیعی ترین واکنش یک وجدان بیدار، در برابر مشاهده ظلم ظالمان چیست؟

آیا یک وجدان بیدار ،از مظلوم دفاع نمی کند؟ آیا یک وجدان بیدار در برابر دیدن ظلم بی تفاوت است؟
آیا یک وجدان بیدار تلاش نمی کند در حد وسع خود ،با دست و قلب و زبانش جلوی ظلم را بگیرد؟ آیا اظهار تنفر و بیزاری از ظالمان و مستکبران ، نشانه یک وجدان بیدار نیست؟

آیا می شود وجدانی بیدار باشد و ببیند چگونه یزیدیان و عمر سعدهای قرن 21، فرمان کشتن کودکان و بریدن سر بی گناهان را به حرمله ها و شمرهای زمانه صادر می کنند و بر آنان لعنت نفرستد؟

آیا می شود وجدانی بیدار باشد و زنده سوزاندن کودک شیرخوار فلسطینی و اقدامات فجیع رژیم کودک کش اسرائیل و آل سعود را نظاره کند و حمایت همه جانبه آمریکا از هر دو رژیم منحوس را بنگرد و شعار « مرگ بر آمریکا» سر ندهد؟

عجیب نیست اگر این شعار حرص اوباما را هم درآورده باشد به طوری که اخیرا ادعا کرده بود این شعار فقط شعار تندروهای ایران است!

اوباما هرگز نمی تواند درک کند شعار مرگ برآمریکا ،ترجمه امروزی شعار لعنت بر یزید است.

اوباما هرگز نمی تواند درک کند که «مرگ بر آمریکا» تنها یک شعار نیست بلکه سرنوشت محتومی است که به زودی گریبان آمریکا را خواهد گرفت. شعاری که انعکاس آن را در اعتراضات جنبش 99 درصدی و سیاهپوستان آمریکا شاهدیم و سرنوشتی همچون شوروی را برای ایالات متحده رقم خواهد زد.

«مرگ بر آمریکا» شعار وجدان های بیداری است که نمی توانند جنایات حرمله ها و شمرهای زمان را ببینند و بی تفاوت باشند.

 بیداری وجدانتان را با شعار «مرگ بر آمریکا» بسنجید. اگر قبلا با اعتقاد راسخ این شعار را سر می دادید و امروز در تکرار آن تعلل می ورزید وجدانتان را چک کنید شاید به خواب رفته یا به مرگ وجدان دچار شده باشید.

امروز اگر کسانی سعی دارند با قلم و زبانشان چهره خبیث آمریکا را بزک کنند و جنایات امثال اوباما و فابیوس و...را نادیده بگیرند و توجیه نمایند تا بتوانند روابطشان را با ظالمان بهبود بخشند تا شاید در پرتو آن به رشد اقتصادی برسند ؛یادشان نرود در هزار و چهارصد سال پیش هم افرادی بودند که وقتی قدرت امثال یزید و ابن زیاد را می دیدند ترجیح می دادند بر روی جنایات آنها چشم بپوشند و چهره یزید و ابن زیاد و عمرسعد را تطهیر نمایند تا دنیایشان به خطر نیفتد اما تاریخ گواهی می دهد که این افراد ،هم دنیایشان را به باد دادند و هم آخرتشان را.



پی نوشت:

با افتخار می گویند «تابوی رابطه با آمریکا شکسته شد.»

ما دو نوع تابوشکنی داریم. اگر آنچه شکسته می شود در راستای فرمان عقل و شرع باشد ستودنی است مثل اقامه حق در جمعی که به باطل خو گرفته اند. اما اگر آنچه شکسته می شود برخلاف فرمان عقل و شرع باشد نه تنها افتخار نیست بلکه مایه شرمساری است.به طور مثال بعضی معتادها حاضرند تابوشکنی کنند و برای به دست آوردن ذره ای مواد ، از ناموسشان نیز بگذرند! اما آیا این تابوشکنی افتخار است یا مایه ننگ؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، اوباما، مرگ بر آمریکا، وجدان،
ارسال در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1394 توسط عقل کل
شاید می خواهد به یادمان بیاورد.
به یادمان بیاورد که چه سابقه و پیشینه درخشانی داریم.
 به یادمان بیاورد سرمایه های عظیمی که با خون دل به دست آوردیم.
به یادمان بیاورد که چگونه آمریکا را با تسخیر لانه جاسوسی اش تحقیر کردیم آن هم در زمانی که دستمان خالی بود و آمریکا هم برای خودش ابرقدرتی بود مثل امروز نبود که قدرتش رو به افول است و از قدرت موشکی و هسته ای ایران نگران است.

شاید می خواهد بگوید حیف است ملتی با پشتوانه بزرگی از عزت و غرور، حال و روز امروزش این باشد که یک پیرزن سفیدموی آمریکایی برایش تعیین تکلیف کند و خط و نشان بکشد.

شاید می خواهد خواب زده ها را بیدار کند. شاید می خواهد بگوید چقدر قبیح است ملتی که هشت سال در برابر قدرت های جهانی ،دلاورانه ایستاد و سختی ها را به جان خرید تا ذره ای از خاک و عزتش را از دست ندهد؛ امروز منتظر باشد تا صدقه سر اورانیوم بیست درصدی که اکسید می کند چند میلیاردی از دلارهای  بلوکه شده اش را قطره چکانی و با منت به او برگردانند.

داریم چه می کنیم و به کجا می رویم؟ چشم دوختن به دستان شیطان بزرگی که روزی تمام ابهتش را زیر پا له کردیم!



و حالا رسیده ایم به یک تقارن! این تقارن ،تصادفی هم که باشد مثل آبی است که بر صورت خواب زدگان می زنند تا مگر بیدارشان کند. تقارن عاشورا و 13 آبان.

شاید بیدارمان کند و برگردیم به مسیر اصیل انقلاب. همان مسیری که امام(ره) می فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. همان مسیری که شهید بهشتی می فرمود به آمریکا بگویید از ما عصبانی باش و از عصبانیت بمیر.
آن مسیری که فهمیده ها را مصمم کرد نارنجک به خود ببندند و به زیر تانک بروند اما زیر بار ذلت نروند.
آن مسیری که شهید شهریاری را مصمم کرد با جهاد علمی ،ما را به اورانیوم 20 درصد برساند تا از دشمن بی نیاز باشیم.
آن مسیری که شهید تهرانی مقدم جانش را بر سر آن فدا کرد و شرف و عزت را نه تنها برای ما بلکه برای جوانان غزه نیز به ارمغان آورد.

خیلی ها زحمت کشیدند تا خزانه عزت ملی ایران پر شود و خیلی ها از جان گذشتند تا نگذارند ذره ای از عزت ملی ما بر باد رود. خزانه ای که این روزها عده ای به بهانه تحریم دارند آن را خالی می کنند و سخاوتمندانه از آن خرج می کنند و وقتی به آنان تذکر می دهیم یا انتقاد می کنیم ،«پیام مردم»را علم می کنند و بر سرمان می کوبند. اما آیا پیام مردم عزت فروشی بود؟ مردم وقتی کلید را دیدند گمان می کردند قرار است قفل های مشکلاتشان را باز کند، هرگز فکر نمی کردند با آن درب خزانه عزت ملی را باز کنند و چوب حراج به آن بزنند.
 
حرف بسیار است. حرف هایی که در گوش شبه روشنفکرانی که به این مذاکرات و لبخندها و نشست و برخاست ها عنوان «تابوشکنی» داده اند و به آن افتخار می کنند نمی رود. باید خودمان چاره ای بیندیشیم. چاره اش همان است که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) فرمودند: «ملت ،مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بی ادبانه آمریکایی ها را زیر نظر بگیرد.»
 کم نیستند افرادی که می خواهند فکر ما را از این مذاکرات منحرف کنند و با سوژه سازی و سرگرم کردن مردم ،بر روی اشتباهات فاحش و انفعالشان سرپوش بگذارند. باید تا آنجا که می توانیم خواب زده ها را بیدار کنیم.



تقارن عاشورا و 13 آبان می خواهد به ما بفهماند ملتی که شیرخوارگانش نیز سربند یاحسین می بندند و نوجوانانش شهادت را احلی من العسل می دانند ،باید همچنان فریادش «مرگ بر آمریکا» باشد و سازش ناپذیری و استکبارستیزی در راس سیاست خارجی اش باقی بماند.

تقارن عاشورا و 13 آبان یعنی ای ملتی که آمریکا را تحقیر کردید و به پیروی از سالار شهیدان ،شعار «هیهات منا الذله» سر می دهید ؛ «هیهات منا الذله» با دست دادن با جان کری و شنیدن توهین های وندی شرمن جور در نمی آید!
آیا این در شان پیروان حسین (ع) است که عزت و غرورشان را به دلار بفروشند؟
آیا از عزت فروشی خسته نشدید؟ آیا دیگر بس نیست عزت فروشی؟! آیا وقت آن نرسیده است که به مسیر اصیل انقلاب که سازش ناپذیری و استکبارستیزی بود بازگردید؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عاشورا، 13 آبان، عزت فروشی، مذاکرات هسته ای، هیهات منا الذله، مرگ بر آمریکا،
دنبالک ها: گفتن «مرگ بر آمریکا» لیاقت می خواهد، اثبات علمی مرگِ آمریکا با شعار «مرگ بر آمریکا»،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 آبان 1393 توسط عقل کل

تعجبم از افرادی است که اثر پروانه ای « ادوارد لورنتس» یا تحقیقات «ماسارو ایموتو » را باور می کنند اما وقتی به آنها می گوییم با شعار «مرگ بر آمریکا» نابودی آمریکا تسریع می شود ؛پوزخندی می زنند و انکار می نمایند!

ادوارد لورنتس در مقاله ای با عنوان «اثر پروانه ای» نوشت « آیا بال زدن پروانه ای در برزیل می تواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟» اثر پروانه ای به این معناست که تغییر جزئی (مثلا بال زدن یک پروانه در یک کشور) می تواند باعث تغییرات شدید (مثل وقوع یک تندباد در کشوری دیگر) در آینده شود. و این اثر، زیربنای «نظریه آشوب» است که براساس این نظریه در تمامی پدیده ها نقاطی وجود دارد که تغییری اندک در آنها باعث تغییرات عظیم خواهد شد و در این رابطه سیستم های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز همچون سیستم های جوی از اثر پروانه ای برخوردارند.

 این مطلب نشان دهنده این حقیقت است که رویدادهای جهان ،بسیار به هم مرتبطند و بر یکدیگر اثر می گذارند و ما بدون اینکه متوجه باشیم با اعمال و رفتار و گفتارمان بر کل جهان تاثیر می گذاریم و تاثیر می پذیریم.

 از طرف دیگر «ماسارو ایموتو » محقق ژاپنی نیز در تحقیقاتش ثابت کرد که مولکول های آب نیز به طور زنده به هر یک از احساسات و اندیشه هایمان پاسخ می دهند و نوع کلام ما در چگونگی شکل گیری بلورهای آب موثر است بدین معنا که آب هم خوب و بد را می فهمد و در برابر اسم ظالم واکنش منفی نشان می دهد.

همه ی این تجربیات ،گوشه ای از این حقیقت را نشان می دهد که کوچکترین تغییر در این عالم بر کل نظام آن تاثیر می گذارد حتی افتادن یک برگ از درخت یا بال زدن یک پروانه.

علامه طباطبایی (ره) می فرمود: « هر پر کاهی که در ته چاهی حرکت می کند موج برمی دارد و تا به آسمان ها اثر دارد.»

با این توصیفات وقتی نسیم بال زدن یک پروانه می تواند در آینده تندبادی به پا کند آیا فریاد برائت یک مسلمان در انزجار از آمریکا نمی تواند پایه های کاخ سفید را در آینده ای نه چندان دور فرو بریزد؟!

آیا وقتی مولکول های آب هم زنده اند و در برابر حق و باطل عکس العمل نشان می دهند ،انسان به عنوان خلیفه خدا بر زمین ؛نباید نسبت به ظلم و استکبار واکنش نشان دهد؟

البته این نکته را نیز باید یادآور شد که نظام عالم بر مبنای حق پایه ریزی شده است و همه ی کائنات در برابر حق تسلیمند لذا فریاد برائتی که در راستای حق بلند شود اثر می کند همچون نفرین حقی که اثر می نماید.

فریاد « مرگ بر آمریکا» فقط یک شعار نمادین نیست که هر از چندی در خیابان ها سر دهیم و گمان کنیم اتفاق خاصی جز حضور در صحنه رخ نداد؛ بلکه این فریاد بزرگترین اثر را در تسریع نابودی استکبار دارد و اگر آمریکا و اسرائیل از برد اثرگذاری این شعارها آگاه بودند نتانیاهو به جای اینکه تصویر بمب اتم را بکشد حذف شعار «مرگ بر اسرائیل »را نشانه می رفت و اوباما به جای اینکه نگران درصد غنی سازی اورانیوم در ایران باشد از درصد شعار «مرگ بر آمریکا »می کاست.

اینجاست که بیشتر به عمق کلام امام خمینی (ره) پی می بریم که فرمودند : « اگر همه مسلمینی که در دنیا هستند فریاد کنند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی ، همین قول مرگ بر شوروی برای آنها مرگ می آورد.» صحیفه نور ج 12

پس این بار وقتی مشتت را گره می کنی و شعار مرگ بر آمریکا سر می دهی یادت باشد که با هر شعارت در حوادث آینده جهان اثر می گذاری و از عمر استکبار می کاهی و بر سرعت ظهور مولایت می افزایی. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آمریکا، مرگ بر آمریکا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 12 آبان 1392 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو