در قفس مکر و بدعهدی آمریکا گرفتار شده اند اما برای اینکه به اشتباهات و ساده اندیشی خود اعتراف نکنند دست به توجیهات عجیب و غریب می زنند. تا پارسال از کربلا درس مذاکره می گرفتند و می گفتند امام حسین علیه السلام با عمرسعد مذاکره کرد و امسال پا را فراتر گذاشته و می گویند امام حسین علیه السلام نه تنها با عمرسعد مذاکره کرد بلکه حاضر بود با یزید هم ملاقات و مذاکره کند!!!

عاشورا را تحریف می کنند تا مذاکره با آمریکا را توجیه نمایند.

سروش محلاتی در دهه اول محرم سخنرانی کرد و گفت : « در تاریخ طبری به نقل از ابی مخنف چنین آمده: پس از ملاقات‌ها نتیجه این شد که عمر به عبیدالله نامه نوشت. (از مضمون آن می‌توان حدس زد که محور گفتگو‌ها چه بوده است) در این نامه او نوشته که خدا را شکر آتش جنگ خاموش و اختلاف نظر‌ها حل شد و خدا با لطفش کار امت را سامان داد. حسین (ع) پذیرفته که یکی از این چند کار را انجام دهد؛ ۱- به‌‌ همان جا که آمده بازگردد.۲-حسین (ع) را به یکی از نقاط مرزی بفرستیم.۳-به شام برود و به طور مستقیم با یزید ملاقات کند و با رفاقت! مسئله را بین خودشان حل کنند.»

این سخنران ، به نامه عمرسعد به ابن زیاد که در تاریخ طبری و ارشاد شیخ مفید آمده است اشاره می کند . نامه ای که نه شیخ مفید مفادش را تایید کرده و نه هیچکدام از علما. نامه ای که علما آن را جزو تحریفات و اکاذیبی می دانند که به امام حسین(ع) نسبت داده شده است.

اما جالب اینجاست که سخنران مذکور،حتی در مفاد نامه عمرسعد هم دست می برد و آن را طوری روایت می کند که به هدف دلخواهش برسد. به عنوان مثال در تاریخ طبری نوشته که « اما ان اضع یدی فی ید یزید بن معاویه فیری فیما بینی و بینه رایه» یعنی امام حسین به نزد یزید برود و دست در دست او بگذارد و هر چه نظر یزید بود همان را انجام دهد.

اما سخنران مذکور چون می داند که اگر این نامه را کاملا طبق تاریخ طبری روایت کند مردم هرگز نخواهند پذیرفت که امام حسین علیه السلام که شعار «هیهات منا الذله» سر داده، قصد بیعت با یزید را داشته باشد ؛ بنابراین طبق میل خودش نامه عمرسعد را روایت می کند و می گوید «امام حسین می خواست به شام برود و با یزید ملاقات کند و با رفاقت مسئله را بین خودشان حل کنند!»

این همه دست و پا زدن برای توجیه مذاکره با آمریکا چه وجهی دارد. سخنان امام حسین در پرهیز از ذلت پذیری و عدم بیعت با یزید را رها کرده اند و به نامه عمرسعد که دشمن و قاتل امام حسین است متوسل شده اند؟

سخنان صریح و شفاف سالار شهیدان را که فرمود «لا وَاللّه ِلاأُعطیكُم بِیَدی إعطاءَ الذَّلیلِ وَلاأُفِرُّ فِرارَ العَبیدِ» رها کرده اند و به حرف های عمرسعد استناد می کنند؟

و عجیب اینکه حتی در مفاد نامه عمرسعد هم دست می برند تا حرف نادرست خود را به کرسی بنشانند و عاشورایی که نماد استقامت و مبارزه است به نماد مذاکره با شیطان تبدیل کنند!

     

اصلا حالا که رفتند و با آمریکا مذاکره کردند چه نتیجه ای حاصل شد؟ آیا جز این است که آمریکایی ها فقط حرف زدند و وعده های پوچ و توخالی دادند و اینها فقط به فشار ایمیلی دلخوش کرده اند.

 کربلا درس مقاومت و ایستادگی است این درس را هر وجدان بیداری در می یابد. فقط کافیست به گلوی بریده حضرت علی اصغر(ع) بنگرید تا اوج استقامت را بفهمید. پس ای کسانی که از کربلا درس مذاکره می گیرید از این اراجیف دست بردارید و ننگ تحریف عاشورا را به پرونده خود اضافه نکنید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: کربلا، درس مقاومت، مذاکره با آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 1 آبان 1395 توسط عقل کل

« امروز می خواهم به مصاف تزویر بروم .... تزویر سکه ایست دورو که بر یک رویش نام خدا و بر روی دیگرش نقش ابلیس است .عوام خدایش را می بینند و اهل معرفت ابلیسش را ...»

این قسمتی از سخنان مختار است در آخرین قسمت مختارنامه، آن هنگام که مصعب بن زبیر تلاش داشت با فشار و محاصره ،مختار را از پای دربیاورد و مختار یارانش را به مقاومت و ایستادگی برای شکستن محاصره دعوت می کرد و نیرنگ و قابل اعتماد نبودن مصعب را به آنها گوشزد می کرد اما یارانش پذیرفتن امان مصعب را بر مقاومت ترجیح دادند و به وعده های مصعب اعتماد کردند.

مختار جوانمردانه جنگید و پس از مختار، یاران او که به امید گرفتن امان از مصعب بن زبیر، مختار را تنها گذاشته بودند همان گونه که مختار پیش بینی کرده بود مصعب دستور داد ، همه را گردن بزنند و در یک روز هفت هزار نفر از یاران مختار را گردن زدند! هفت هزار نفری که اگر مقاومت کرده بودند می توانستند به پیروزی برسند.

وقتی دشمن همه توانش را به کار می گیرد تا با فشار و محاصره ، رای و نظرش را تحمیل کند؛ پذیرفتن پیشنهاد دشمن در چنین شرایطی ، تن دادن به تزویر دشمن است که نتیجه ای جز حسرت در پی نخواهد داشت. اما این تزویر را نیز فقط اهل معرفت می فهمند و افراد ساده اندیش تنها وعده های توخالی اش را می بینند و اعتماد می کنند.

 وقتی دشمن از یک طرف ابزار تحریم را به کار می گیرد و از طرف دیگر پیشنهاد مذاکره می دهد مذاکره در چنین شرایطی ، پایانی جز گردن زدن ندارد! تنها فرقش این است که یکبار گردنت را می زنند و یکبار عزت و آبروی منطقه ای و بین المللی ات را می زنند! که بر طبق مکتب عاشورا ، انسان سر می دهد اما نمی گذارد عزتش را سر ببرند. هیهات منا الذله. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مذاکره با آمریکا، تحریم، مختارنامه،
ارسال در تاریخ سه شنبه 1 اسفند 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic