در روزنامه های زنجیره ای اصلا یک وضعیه!

یک روز از اینکه رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور آمریکا، تلفنی صحبت کرده است هیجان زده می شوند.

یک روز از اینکه بعد از سی و چهار سال ،وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا دیدار کرده است به شعف می آیند و برای این دیدار تاریخی! تیتر می زنند.

یک روز از اینکه وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا دست داده است شادمانی می کنند.

یک روز از اینکه وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا قدم زده است ذوق زده می شوند.

و اخیرا هم از اینکه بعد از سی و شش سال، وزیر خارجه آمریکا برای دیدار با وزیر خارجه ایران به اقامتگاه سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل در نیویورک قدم نهاده است ابراز خوشحالی می کنند و آرزوهای نهفته در درونشان را فریاد می زنند و با تیتر درشت می نویسند : « تابوها یک به یک در حال شکسته شدن است، تابوی ورود وزیر خارجه آمریکا به خاک ایران هم شکسته شد!»؛ « جان کری در خاک ایران!»

و عجیب اینکه حتی از پسته خندان ایرانی که ظریف به جان کری تعارف کرده است و فرش ایرانی که جان کری و وندی شرمن بر آن قدم گذاشته اند نیز به هیجان می آیند و طوری به توصیف آن می پردازند که انسان گمان می کند این افراد آرزو دارند : ای کاش به جای آن پسته خندان و فرش ایرانی بودند!!!

این رفتارهای عجیب و غریب، نگران کننده و شرم آور است. اینطور که پیش می رود ممکن است در آینده ،کار به آنجا برسد که همین روزنامه های زنجیره ای تیتر بزنند و بگویند « بعد از سال ها انتظار، یک تحلیلگر و نویسنده روزنامه زنجیره ای به آرزویش رسید و توانست با افتخار ،بر خاک قدوم وزیر خارجه آمریکا بوسه بزند!!»

غربزدگی بیماری خطرناکی است. غربزده ها و آمریکاپرستان، بلای بزرگی برای کشور هستند. خداوند ما را از شر این بلا محفوظ بدارد و به این بیماران غربزده، شفای عاجل عنایت فرماید.

و عجیب تر اینکه در کشوری که بنیانگذار انقلاب آن، آمریکا را شیطان بزرگ نامیده و شعار «مرگ بر آمریکا» ذکر شهدای گلگون کفنش بوده است، روزنامه های زنجیره ای در کمال آزادی، به ستایش شیطان بزرگ مشغولند و در آرزوی روزی که سیاستمداران مستکبر آمریکا بر خاک پاک ایران که به خون مقدس هزاران شهید آغشته است پا بگذارند لحظه شماری می کنند و شعارهای حضرت امام(ره) و شهدا را تابویی می دانند که به شکسته شدنش افتخار می کنند و باز هم عجیب تر از همه اینکه، هر از چندی ادعای پیروی از راه امام و شهدا را نیز دارند!!! اصلا یک وضعیه!



پ ن:

آن زمان که هیچکس در دنیا «مرگ بر آمریکا» نمی گفت ما با پیروزی انقلاب اسلامی، بیدار شدیم و گفتیم « مرگ بر آمریکا».
حالا که اغلب مردم آزادیخواه جهان با درس گرفتن از انقلاب اسلامی ایران ،بیدار شده اند و شعار انزجار از آمریکا سر می دهند ؛بعضی از سیاستمداران ما از تعامل با آمریکا سخن می گویند!
اصلا یه وضعیییییییه!

راستی! پسته ایرانی از باغ کدام سیاستمدار بوده است؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روزنامه های زنجیره ای، آمریکا، غربزدگی، جان کری، ظریف، نیویورک، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
قصد پرداختن کامل به مفاد بیانیه سوئیس را ندارم فقط می خواهم نکاتی را پیرامون این بیانیه مطرح نمایم:

یک- تیم مذاکراتی ایران در دفاع از عملکرد خود ،معمولا به خواسته های آمریکایی ها استناد می کنند و می گویند آمریکا می خواهد تمام پیچ و مهره های صنعت هسته ای ایران را حذف کند، می خواهد فردو نباشد، آب سنگین اراک نباشد و... اما ما توانستیم این مقدار که در بیانیه عنوان شده است را حفظ کنیم.

یعنی تیم مذاکراتی ایران در دفاع از عملکردشان به جای اینکه خواسته های ملت ایران را معیار قرار دهند و عملکردشان را نسبت به آن بسنجند خواسته های آمریکایی ها را مطرح می کنند و با معیار خواسته های آمریکا، از عملکرد خود دفاع می کنند. این یک اشتباه بزرگ است.
درست مثل فردی که به بازار می رود و یک جفت جوراب را به قیمت یک میلیون تومان می خرد و وقتی به او اعتراض می کنند که این چه کاری بود کردی؟ در جواب می گوید فروشنده می خواست آن را چهار میلیون تومان به من بفروشد و من توانستم به یک میلیون تومان بخرم!

لذا اینکه تیم مذاکره کننده ایران،عملکرد خود را با خواسته های غربی ها می سنجند تا ما را به امتیازات فراوانی که داده اند راضی کنند اشتباه است. تیم مذاکره کننده باید خط قرمز ها و نیاز کشور را در نظر بگیرند. مثلا آنها می توانستند برای لغو تحریم های نفتی و بانکی از امتیاز اورانیوم 20 درصد استفاده کنند اما نباید از نیاز کشور که  190 هزار سو توان غنی سازی عنوان شده بود کوتاه بیایند که متاسفانه کوتاه آمدند. خواسته های ملت ایران در زمینه هسته ای بسیار مهم است و نباید نادیده گرفته شود بالاخص وقتی که برای کسب این دستاوردها ،خون پاک شهدای هسته ای هم در میان باشد.

تیم مذاکراتی ایران به دلیل اینکه به حصول توافق ،به چشم یک هدف می نگرند و بنا به سیاست های دولت ، اصرار دارند که حتما به توافق برسند نمی توانند خط قرمزهای نظام در زمینه هسته ای را رعایت کنند. در صورتی که اگر نگاه به درون داشتند و رسیدن به توافق برای آنان به یک هدف تبدیل نشده بود خط قرمزها را در نظر می گرفتند و تلاش خود را به کار می بستند تا به یک توافق خوب برسند و اگر با زیاده خواهی های آمریکا نمی توانستند به توافق خوب برسند باز هم نگران نبودند چون اصل، برای آنان رسیدن به توافق نبود بلکه می دانستند که در صورتی که به توافق نرسند راهکار اقتصاد مقاومتی و تکیه بر توان داخلی می تواند حلال مشکلات کشور باشد. این حرف ها شعار نیست بلکه چون ایمان و توکلمان ضعیف است خیال می کنیم با رابطه با آمریکا مشکلاتمان حل می شود اما با تکیه بر توان خود و اعتماد به خدا نمی توانیم بر مشکلات اقتصادی فائق بیاییم و این حرف ها را صرفا شعار تلقی می کنیم. اگر ایمانمان ضعیف نبود از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شدیم و دوباره پروتکل الحاقی را نمی پذیرفتیم چون می گویند مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

البته این درست است که دکتر ظریف و تیم مذاکراتی ایران ،ساعت ها بیخوابی کشیده اند اما این دلیل نمی شود که ما به خاطر این بیخوابی ها، چشم خود را بر روی زحمات شهدایی که در این راه جان داده اند ببندیم و از تیم ایرانی به خاطر دادن امتیازات بزرگ به دشمن انتقاد نکنیم.
همیشه اینطور نیست که بیخوابی ها نتیجه مثبت داشته باشد، وقتی جهت گیری غلط باشد هر چقدر هم انسان تلاش کند به جای اینکه اثر مثبت داشته باشد اثر منفی خواهد داشت. مذاکره با استکبار به نیت برد - برد یک جهت گیری غلط است؛ لذا به نظر من اگر دکتر ظریف ، زمانی که می خواست بیانیه سوئیس را بپذیرد خوابیده بود و این بیانیه را نپذیرفته بود خوابش عبادت بود!

دو- اوباما در سخنانی که بعد از بیانیه لوزان داشت برای توجیه اقداماتش خطاب به منتقدان خود گفت: « ایران حتی در مواجهه با تحریم های بی سابقه، هیچ تمایلی نشان نداده است که آن جنبه ها از برنامه اش را که آنان معتقدند برای اهداف صلح آمیز است حذف کند... این درحالی است که مشکوک است که ما حتی بتوانیم تحریم های کنونی را سر جای خود نگه داریم.»

این سخن باراک اوباما نشانگر این واقعیت است که اوباما نیز برخلاف ادعاهای گزافش به خوبی می داند که ساختار تحریم ها ممکن بود با استقامت ایران از هم پاشیده شود و حتی او هم مشکوک است که بتواند ساختار تحریم ها را حفظ کند. وقتی این اعتراف را از زبان اوباما می شنویم بیشتر حسرت می خوریم زیرا اگر استقامت بیشتری به خرج داده بودیم ،می توانستیم بدون اینکه امتیازهای هنگفتی مثل اورانیوم 20 درصد و امتیازهای بزرگ فعلی را بدهیم ساختار تحریم ها را بشکنیم.


سه- در این بیانیه ،آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان داور برای راستی آزمایی تعهدات ایران معرفی شده است. با توجه به سابقه نامطلوبی که آژانس در برخورد با پرونده هسته ای ایران داشته است سوال اینجاست که چرا تیم مذاکراتی ایران داوری آژانس را پذیرفته است؟

آقای ظریف و آقای عراقچی در پاسخ به این سوال گفتند: آژانس در گذشته همکاری خوبی با ایران نداشت اما در یکسال گذشته همکاری خوبی با ایران داشته است.

در جواب این آقایان باید گفت: اگر آژانس در یکسال گذشته در قبال تعهدات ایران ، از نظر شما عکس العمل منفی نداشته و به قول شما همکاری خوبی با ایران داشته است امری طبیعی است. چون ایران در یکسال گذشته خزانه اورانیوم 20 درصد خود را فقط در قبال دریافت دلارهای ناچیزی به صفر رسانید و این جای هیچ نگرانی برای قدرت های غربی نبود. اما در مورد لغو تحریم ها قضیه فرق می کند. چرا؟ 

زیرا اگر قرار باشد راستی آزمایی آژانس منجر به لغو تحریم ها شود این بدین معناست که حربه تحریم که در دست غربی ها و آمریکا برای اعمال فشار بر ایران و تغییر تدریجی رفتار و ساختار ایران استفاده می شد از دست آمریکا و متحدانش گرفته شود، و مسلما آمریکا نخواهد گذاشت حربه تحریم به صورت کامل از دستش خارج شود کما اینکه فکت شیت هسته ای آمریکا نشان می دهد که آمریکا حتی در ازای امتیازهای بزرگی که از ایران گرفته است حاضر نیست حربه تحریم را از دست خود خارج سازد و شروط متعددی را برای آن مطرح نموده است.

 از طرف دیگر اگر ایران بپذیرد که پروتکل الحاقی و حتی بازرسی های فراتر از پروتکل را اجرا کند مطمئنا آژانسی که تحت سلطه قدرت های بزرگ است قصد سرک کشیدن به مراکز حساس ایران را نیز به بهانه مشکوک بودن خواهد داشت و اگر ایران ، تقاضای آنان را به خاطر مسائل امنیتی نپذیرد آژانس و آمریکا به راحتی می توانند بهانه ای برای عدم راستی آزمایی و عدم لغو تحریم ها پیدا کنند. پس واقعا جای نگرانی است.




چهار- زمانی که توافقنامه ژنو امضا شد بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب به تیم مذاکره کننده هسته ای انتقاد کردند که چرا اورانیوم 20 درصد را به این راحتی از دست داده اند و می پرسیدند که دیگر قرار است از چه چیزی دست بکشند تا تحریم های اصلی برداشته شود؟
و اکنون مشخص شد که اگر تیم مذاکره کننده هسته ای در توافقنامه ژنو ،اورانیوم 20 درصد را فقط در قبال مقدار ناچیزی دلارهای بلوکه شده ،حراج نکرده بودند امروز مجبور نمی شدند باز هم امتیازهای هنگفتی بدهند و وعده نسیه بگیرند. اورانیوم 20 درصد به قدری ارزشمند بود که می شد با آن کل تحریم های نفتی و بانکی را برداشت.

پنج- برخی می گویند تفسیر آمریکا از بیانیه اهمیتی ندارد و شما باید تفسیر دکتر ظریف و تیمش را در این زمینه بپذیرید.
 اما سوال اینجاست که: مگر دکتر ظریف با خودش مذاکره کرده است که ملزم باشیم فقط تفسیر او را بپذیریم ؟ آیا آمریکا طرف دیگر مذاکره نیست؟ و دوم اینکه مگر دکتر ظریف ، خودش قرار است تحریم ها را بردارد؟ آیا این آمریکا نیست که باید تحریم ها را بردارد؟ لذا وقتی طرف حساب ما آمریکاست باید نظرش هم مهم تلقی شود چون مسلما آمریکا بر طبق برداشت خودش عمل خواهد کرد نه بر طبق برداشت دکتر ظریف.

نکته دیگر اینکه وقتی آمریکا از همین ابتدا، تفسیر ایرانی از بیانیه را نمی پذیرد چه تضمینی وجود دارد که به تعهداتش در قبال تعلیق یا لغو تحریم ها پایبند بماند. آیا این جای نگرانی نیست؟

شش- تیم مذاکراتی ایران می گویند اگر طرف مقابل به تعهداتش عمل نکند یا تحریم ها را برگرداند، تمام اقدامات اطمینان ساز ما نیز برگشت پذیر است!
سوال ما در اینجا این است: در بیانیه مشترکی که دکتر ظریف قرائت کرد آمده است «ایالات متحده نیز اجرای تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای را، همزمان با اجرای تعهدات عمده هسته ای ایران به نحوی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی شود متوقف خواهد کرد.»

 
آیا اورانیومی که در طول ماه ها و سال ها به دست آمده است به راحتی و بدون هزینه برگشت پذیر است؟ آیا اطلاعات مهمی که توسط بازرسان آژانس در اختیار غربی ها و اسرائیل قرار می گیرد برگشت پذیر است؟ مهم تر از همه آیا غرور ملی که با کوتاه آمدن در برابر استکبار ،خدشه دار شده است به راحتی برگشت پذیر است؟ آیا امید و انگیزه جوانانی که برای ادامه راه شهدای هسته ای، تغییر رشته دادند و دکترای هسته ای گرفتند تا بتوانند قله های هسته ای را فتح کنند و اکنون باید با حسرت شاهد اکسید شدن اورانیوم باشند و به سانتریفیوژ هایی بنگرند که به انبار می روند به آسانی برگشت پذیر است؟


هفت- امسال به عنوان سال « دولت و ملت، همدلی و همزبانی» معرفی شده است. معنای همدلی و همزبانی این نیست که ما انتقاد نکنیم و کلیه اقدامات دولت را بپذیریم که بعضی ها به این بهانه می خواهند ما را ساکت نگه دارند. بلکه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در توضیح همدلی و همزبانی فرمودند:
« من مردم عزیزمان را به بی تفاوتی دعوت نمی کنم، به نظارت نکردن دعوت نمی کنم،آنها را به اهتمام در مسائل اساسی کشور دعوت می کنم؛ اما اصرار می کنم که برخوردها نه از سوی مردم نسبت به مسئولین و نه از سوی مسئولین نسبت به منتقدین، تخریبی نباشد.»

 لذا قرار نیست حقایق را بپوشانیم و طوطی وار حرف مسئولین را تکرار کنیم و برداشت خود از مسائل را بیان نکنیم بالاخص وقتی می بینیم خط قرمزهای مد نظر رهبر معظم انقلاب در بیانیه سوئیس رعایت نشده است.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: بیانیه لوزان، هسته ای، مذاکرات هسته ای، ظریف، سانتریفیوژ، پروتکل الحاقی، آمریکا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 17 فروردین 1394 توسط عقل کل
 این دستاورد بزرگ رو به آقای ظریف و دولت تدبیر و امید تبریک میگیم. ما واقعا از موفقیت بزرگ لوزان شوکه شدیم و اون رو یه پیروزی مشعشع تاریخی میدونیم! ما اصلا فکر نمی کردیم با تدبیر بشه به این سرعت ،چرخ سانتریفیوژها رو از کار انداخت همین الان یهویی!

تبریک میگیم که تونستن چنین دستاورد بزرگی رو واسه ملت ایران به ارمغان بیارن. تبریک میگیم که تونستن بالاخره پنج هزار سانتریفیوژ رو ،از مجموع حدود بیست هزار سانتریفیوژ فعال در نطنز نگه دارن؛ واقعا این پنج هزارتا هم خودش غنیمته؛ الکی مثلا یادمون نیس کشور به حدود 190 هزار سو غنی سازی نیاز داره و پنج هزار سانتریفیوژ نسل یک فقط میتونه حدود 6 هزار سو  رو تامین کنه.
 
 تبریک میگیم که تونستن هزار سانتریفیوژ رو در فردو نگه دارن تا بدون اینکه غنی سازی کنه همینطوری بچرخه و اینقد بچرخه و بچرخه تا سرش گیج بره و خودش وایسه و به جای اون، فردو رو به مرکز فیزیک و فناوری تبدیل کردن؛ الکی مثلا آلزایمر داریم و یادمون نیس فردو رو برای غنی سازی در عمق زمین ساختن تا از حمله دشمن درامان باشه، الکی مثلا روی زمین و در هوای آزاد نمیشه فیزیک بخونن و مجبورن برن زیر زمین تحقیق کنن؛ اونم به صورت کاملا بین المللی!

ما واقعا تشکر می کنیم که دولت و تیم مذاکره کننده در حرفاشون مدام از رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) اسم میبرن و از ایشان تشکر می کنن؛ الکی مثلا اصلا یادمون نیس که رهبر معظم انقلاب فرمودند توافق بر کلیات و جزئیات باید یک مرحله ای و غیر قابل تفسیر باشه اما اینا دو مرحله ای و مبهم و قابل تفسیر ارائه کردن، الکی مثلا یادمون نیس رهبر انقلاب فرمودند کشور به 190 هزار سو توان غنی سازی نیاز داره و اونا از این خط قرمز عبور کردن ، الکی مثلا یادمون نیس رهبر انقلاب فرمودند تمام تحریم ها باید یکجا برداشته بشه اما اینا مرحله ای و مشروط کردند.

من تبریک میگم که دوباره به آژانس بین المللی انرژی اتمی اعتماد کردن و اون رو به عنوان داور پذیرفتن، الکی مثلا یادمون نیس این آژانس چه بلاهایی سر ما آورد و بارها و بارها بعد از کلی بازرسی ،باز هم ادعا می کرد که نمیتونه صلح آمیز بودن برنامه هسته ایران رو تایید کنه، الکی مثلا یادمون نیس که بازرسان آژانس ،اطلاعات هسته ای ایران رو به اسرائیل میدادن و باعث ترور دانشمندان هسته ای شدن.

من تبریک میگم که پروتکل الحاقی رو پذیرفتند تا بازرسان آژانس بتونن هر جایی رو که مشکوک شدن بگردن و حتی بازرسی های فراتر از پروتکل رو نیز قبول کردن، الکی مثلا نمیدونیم که انجام داوطلبانه پروتکل نیاز به تصویب مجلس داره، الکی مثلا نمیدونیم آمریکا و اسرائیل چقدر حریص و مشتاقن تا از طریق بازرسان آژانس به مراکز دفاعی و موشکی ایران سرک بکشن، الکی مثلا نمیدونیم پذیرش این بازرسی های گسترده و نامحدود، عزت و استقلال کشور رو به باد میده.

من تبریک میگم که دوباره مثل توافقنامه ژنو ، دو تفسیر متفاوت از بیانیه ارائه شد و باز هم ما بنا به اعتمادی که به تیم مذاکراتی خودمون داریم تفسیر دکتر ظریف و تیمش رو می پذیریم و به حرف آمریکا اعتنا نمی کنیم، الکی مثلا آمریکا هیچ کارس و طرف حساب ما در مذاکره نیس و نظرش هیچ اهمیتی نداره، الکی مثلا معنای مذاکره این نیس که دو طرف پس از ماه ها و روزها و ساعت ها گفتگو به یک تفسیر مشترک برسن، الکی مثلا دکتر ظریف و تیمش کلی بیخوابی کشیدن تا به دو تفسیر متفاوت برسن و اصولا هیچ کسی نفهمه بر سر چه چیزی توافق شده!

من به همه ملت ایران این موفقیت بزرگ رو تبریک میگم، الکی مثلا منم جوگیر شدم و بدون اینکه کمی فکر کنم و ببینم بیانیه مشترک به نفع ایرانه یا به ضررش، الکی خوشحالم و میخوام برم تو خیابونا هورا بکشم، الکی مثلا منم از اون آدمایی ام که حتی وقتی تو فوتبالم می بازیم میرن شادی می کنن!



پ ن:
الکی مثلا من مطلب نوشتم تا الکی مثلا شما هم بخونین!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، لوزان، بیانیه سوئیس، ظریف، مذاکرات هسته ای، الکی مثلا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 17 فروردین 1394 توسط عقل کل
از آنجا که دولت محترم سرنوشت خود را به مذاکرات هسته ای گره زده است و مصمم است به هر نحو ممکن به توافق هسته ای دست یابد لذا برای تقویت تیم مذاکراتی از هیچ اقدامی دریغ نمی ورزد.

در این راستا بعد از پیوستن آقای فریدون دستیار ویژه رئیس جمهور و آقای صالحی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی به تیم مذاکراتی هسته ای، تصمیم گرفته شد دیگر اعضای کابینه نیز به تیم مذاکراتی بپیوندند و با همتای آمریکایی خود به تبادل نظر بپردازند تا تیم هسته ای تقویت شود.

بنا بر گزارشات واصله قرار است خانم ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با حضور در تیم مذاکراتی علاوه بر تقویت این تیم، تجربیات و راهکارهای خود در مقابله با ریزگردها را در اختیار همتای آمریکایی قرار دهد تا آمریکایی ها نیز در آینده بتوانند به راحتی ،طوفان های سهمگینی همچون طوفان کاترینا را مهار کرده و در نزد ملتشان سربلند باشند.

همچنین قرار است آقای آخوندی وزیر مسکن و شهرسازی ،در دیدار با همتای آمریکایی خود ؛ ضمن برحذر داشتن او از تکرار تجربه مسکن مهر که طرح بسیار مزخرفی است  با ارائه طرح مسکن اجتماعی ، تمام بی خانمان های آمریکا را سر و سامان دهد.

قرار است آقای زنگنه وزیر نفت با استفاده از قدرت چانه زنی بالایی که دارد آمریکایی ها را به فروش بیشتر نفت ترغیب نموده و قیمت نفت را به پایین ترین حد ممکن برساند.

قرار است آقای جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دیدار با همتای آمریکایی ،به بررسی راه های ارتقاء آوازخوانی زنان بپردازد و برای کمک به سینمای ایران ،گلشیفته را نیز با خود به ایران بازگرداند.

قرار است آقای نعمت زاده وزیر صنعت و معدن با همتای آمریکایی خود دیدار کند و ...( با عرض پوزش این خبر اصلاح می شود: آقای نعمت زاده اعلام کرده اند حال و حوصله سفر کردن ندارند و اطمینان داده اند هر گاه دور مذاکرات به ایران رسید با همتای آمریکایی خود در تهران ملاقات خواهند کرد )

خبرها حاکیست از وقتی بابا پنجعلی در جریان مذاکرات هسته ای قرار گرفته به دکتر ظریف گفته است: « منم میام!»

لذا قرار است بابا پنجعلی نیز به تیم مذاکراتی بپیوندد تا به جای دکتر ظریف و تیمش که معمولا با آمریکایی ها تعارف و رودربایستی دارند جواب یاوه گویی های آمریکایی ها را بدهد.

کارشناسان می گویند هیچ چیز به اندازه حضور بابا پنجعلی روند مذاکرات را تسریع نکرده است به طوری که به احتمال زیاد تا چند روز آینده ،توافق بسیار خوبی حاصل خواهد شد.

بنا بر اخباری که از مذاکرات محرمانه به بیرون درز کرده است حضور بابا پنجعلی باعث شده آمریکایی ها دست از لاف زدن بردارند و مجبور شوند برای اولین بار در طول مذاکرات ایران و آمریکا، منطقی به بحث و مذاکره بپردازند ؛چون هر گاه با بی منطقی به تهدید ایران می پردازند و از گزینه های روی میز سخن می گویند یا تهدید به ترک میز مذاکره می کنند ،بابا پنجعلی در واکنش به باج خواهی و یاوه گویی آمریکایی ها می گوید: « الکی میگه!...بخوابونم دهنش! »

دکتر ظریف اذعان کرد اگر ما می دانستیم حضور بابا پنجعلی تا این حد روند مذاکرات را تسریع می کند به جای یکسال و نیم مذاکره و امتیاز دادن و لبخند زدن و قدم زدن ، از همان ابتدا از او در تیم مذاکراتی دعوت به عمل می آوردیم.




حاشیه مذاکرات هسته ای:


در آغاز مذاکرات ، بابا پنجعلی در حالی که به آقای فریدون زل زده بود از آقای ظریف پرسید: « عباس معصومیه؟ »

در طول مذاکرات، بارها تیم مذاکراتی ایران و آمریکا، اقدام به خرید ناهار کردند چون بابا پنجعلی گاه و بیگاه می گفت : «ناهار نخوردمه!»

در طول مذاکرات ،آقای عراقچی چندین بار مجبور شد توضیح دهد که وندی شرمن، زن جان کری نیست؛ چون بابا پنجعلی از جان کری می پرسید: «زنته؟!»

بعد از امضای توافقنامه، آقای ظریف بابا پنجعلی را بغل کرد و گفت: «فدایی داری! »

در پایان مذاکرات، تیم مذاکراتی ایران ،بسیار هیجان زده و خوشحال از توافق حاصل شده ؛شروع به کف زدن نموده و با هم خواندند:
« باریکلا اوباما کدخدا باریکلا...باریکلا مرد بی خدا باریکلا...باریکلا مرد بی خدا باریکلا ...»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: مذاکرات هسته ای، ظریف، دولت، آمریکا، بابا پنجعلی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 5 اسفند 1393 توسط عقل کل
وقتی شفافیت ها کاهش یابد شمار تکذیب کردن ها بالا می رود و وزارت خارجه مجبور می شود در حالت کاملا انفعالی، مدام به تکذیب اخبار خبرگزاری های خارجی مشغول باشد.

 در تمام کشورهای دنیا ، زمانی که بخواهند محتوای یک متن یاسندی در اختیار دشمن قرار نگیرد آن را محرمانه تلقی می کنند اما محرمانه تلقی کردن مذاکرات هسته ای ایران ، موردی کاملا استثنایی است!

وقتی دشمن درجه یک نظام جمهوری اسلامی که او را شیطان بزرگ می نامیم یک طرف مذاکره است و همه چیز را می داند و بی شرمانه اعلام می کند که جزء به جزء مذاکرات را با اسرائیل نیز هماهنگ می کند محرمانه بودن مذاکرات هسته ای چه معنایی دارد؟

 وقتی روباه پیر انگلستان  به همراه رفقای اروپایی اش در کنار روسیه و چین در جریان همه چیز هستند محرمانه بودن مذاکرات هسته ای چه معنایی دارد؟

دولت تدبیر و امید ،مذاکرات را برای چه کسانی محرمانه نگه داشته است؟ برای مردم ژاپن و مغولستان و  ونزوئلا و لهستان و...

 مسلما مذاکرات هسته ای ایران برای سایر مردم دنیا اهمیت چندانی ندارد. این مردم ایران هستند که دوست دارند بدانند سیاستمداران کشورشان دارند چگونه از دستاوردهای هسته ای دفاع می کنند و چه تصمیماتی می گیرند.

آیا این انصاف است مردمی که عزیزانشان را در راه دفاع از دستاوردهای هسته ای فدا کرده اند نامحرم مذاکرات تلقی شوند اما مقامات اسرائیل یعنی قاتلان دانشمندان هسته ای ،محرم مذاکرات باشند؟

هر چند این سوال تکراری است اما موضوع کوچکی نیست که راحت از کنار آن بگذریم. اگر کمی دقت کنید می بینید که آمریکایی ها چگونه دارند با غرور و غیرت ما ایرانی ها بازی می کنند.

مقامات آمریکا به طور مستمر با مقامات اسرائیل، ملاقات های محرمانه یا علنی دارند. اما وقتی می بینیم جان کری یا اوباما در حین مذاکرات هسته ای با نتانیاهو دیدار می کنند یا مکالمه تلفنی دارند و این دیدار یا مکالمه تلفنی را که می توانست محرمانه باشد علنی می کنند و خبرش را به جهان مخابره می نمایند و دستگاه دیپلماسی کشور هم نسبت به آن اعتراضی نشان نمی دهد توهینی آشکار به ملت ایران است.

آمریکایی ها می خواهند به ما بفهمانند درست است که دانشمندان هسته ای شما توسط اسرائیل ترور شدند اما ببینید کارتان به کجا کشیده است که باید هم رضایت ما را جلب کنید هم رضایت اسرائیل را.

 می خواهند به ما بگویند درست است که شما هیچ گاه اسرائیل را به رسمیت نشناختید اما ما به جهانیان نشان می دهیم که بدون موافقت اسرائیل، هیچ توافقی با ایران صورت نخواهد گرفت و این یعنی به رسمیت شناختن اسرائیل!


گویا آمریکا و اسرائیل با همین یک کار می خواهند تمام عقده های فروخفته خود را بر سر ملت ایران خالی می کنند. کاری که در نظر بسیاری افراد؛ عادی به نظر می رسد و آن را حساسیت برانگیز نمی دانند در حالی که شاید تحمل تحقیر در ما عادی شده است که این ها را عادی می بینیم!

شاید در خاطرتان باشد که سال های اول مذاکرات، اگر به ما می گفتند اطلاعات هسته ای ایران ممکن است در اختیار اسرائیل قرار گیرد خونمان به جوش می آمد و شدیدا اعتراض می کردیم اما ببینید حالا چقدر این حرف ها برایمان عادی شده است که جان کری هم جرات می کند در جلوی چشم ملت ایران به جهانیان بگوید ما مذاکرات هسته ای ایران را به اسرائیل گزارش می دهیم!

وقتی آمریکایی ها به بهانه تسخیر سفارتشان ، نماینده ایران در سازمان ملل را به خاک آمریکا راه نمی دهند و بعد از گذشت بیش از سی سال هنوز هم خاطره تسخیر لانه جاسوسی را در ذهن دارند چرا ما در قبال شهادت دانشمندان هسته ای ، غیرت و حمیت نشان نمی دهیم؟ این درحالی است که آمریکا جاسوس هایش را سالم تحویل گرفت اما باز هم فراموش نکرد، ولی اسرائیل ، خون پاک دانشمندان ایران را بر زمین ریخت و اکنون باید محرم مذاکرات باشد!
 
هیچ چیزی برای ما ایرانی ها تحقیرآمیزتر از این نیست که متن مذاکرات هسته ای باید به سمع و نظر اسرائیل هم برسد.



هر چند حرف های ما در انسان های خوابزده اثری نخواهد داشت اما سکوت هم جایز نیست. لذا باز هم از دستگاه دیپلماسی کشور و تیم مذاکره کننده هسته ای می خواهیم اگر به هر دلیلی ،ملت ایران را محرم مذاکرات نمی دانند و مطالبی را امضا کرده اند که از افشا شدن و انتشار آن در جامعه و افکار عمومی واهمه دارند؛ حداقل در برابر اقدامات بی شرمانه مسئولان آمریکایی واکنش قاطع نشان دهند و به آمریکایی ها هشدار دهند که اجازه ندارند بی واهمه ، در جلوی چشم جهانیان اعلام کنند که قاتلان دانشمندان هسته ای ایران را در جریان مشروح مذاکرات قرار داده اند.

پی نوشت:
همه چیز را محرمانه نگه داشته اند و حرفی نمی زنند، وقتی می پرسیم به جای اینکه با منطق و استدلال جواب دهند تشر می زنند و برچسب بارانمان می کنند، به صدا وسیما هم فشار می آورند که جز تمجید و گفتن «چه سری چه دمی عجب پایی!» نباید حرفی بزنند؛ حالا تازه هوای همه پرسی هم به سرشان زده است! ...جل الخالق! مردم را چشم و گوش بسته نگه داشته اند و توقع دارند نظر هم بدهند؟!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مذاکرات هسته ای، اسرائیل، ایران، آمریکا، محرمانه،
ارسال در تاریخ دوشنبه 15 دی 1393 توسط عقل کل
درست است که به توافق نرسیدیم و ساختار اصلی تحریم ها که پارسال گفتم ترک خورده است ،کماکان دست نخورده باقیمانده است اما من می خواهم به ملت بزرگ ایران بگویم ما یک پیروزی بزرگ داریم مهم تر از آنچه در این مذاکرات به کجا رسیده ایم و آن پیروزی مهم این است که امروز مانند سال های قبل نیست.

امروز در جایگاهی هستیم که هیچکس در دنیا نمی گوید برای اینکه ما به توافق برسیم باید به ایران فشار بیشتری وارد شود. چون ما خودمان هر چه عامل فشار باشد را از کار می اندازیم. اورانیوم 20 درصد یکی از عوامل فشار بود لذا تصمیم گرفتیم آن را اکسید کنیم و الان همانطور که جان کری گفت ذخیره اورانیوم 20 درصد ایران صفر شده است.

رآکتور آب سنگین اراک هم عامل فشار است ما در درجه اول از ابتدای روی کار آمدن این دولت تلاش کردیم از راه اندازی و تکمیل آن خودداری کنیم و با موفقیت این کار را کردیم. رآکتور آب سنگین اراک را که قرار بود پارسال راه اندازی شود به حال خود رها کردیم تا یکی دیگر از عوامل فشار را از میدان خارج سازیم. هر چند هنوز هم باید در آن دست برده و تغییر کاربری دهیم تا باز هم عامل فشار نباشد.

امروز همه دنیا می گویند باید زمان بیشتری بگذاریم و بحث های بیشتری بکنیم برای دستیابی به توافق نهایی که خود این یک موفقیت بزرگ برای راهی است که ملت بزرگ ایران از 24 خرداد پارسال آغاز کردند و آن حماسه سیاسی را آفریدند.

 امروز همه دنیا فهمیده اند که منطق این دولت ،منطق مذاکره و تعامل است و با مذاکره و تعامل سازنده ،تمام عوامل فشار را با دست خودش از سر راه برمی دارد لذا امیدوار شده اند که با ادامه مذاکرات بتوانند یکی یکی سایر عوامل فشار از قبیل سانتریفیوژها را نیز از کار بیندازند و این موفقیت بزرگی است که در گذشته نبود!

امروز با سه ماه پیش کاملا متفاوت است ،با شش ماه پیش بیشتر متفاوت است؛ با یکسال پیش که خیلی بیشتر متفاوت است. پارسال اورانیوم 20 درصد داشتیم امسال نداریم. از پارسال تا حالا ما کاملا شفاف سازی کرده ایم و اجازه دادیم بازرسی های گسترده ای از تاسیسات هسته ای ایران صورت بگیرد به طوری که حتی نتانیاهو نیز بر تمام تاسیسات هسته ای ما اشراف کامل دارد و این موفقیت بزرگی است چون بخشی از بهانه را از دشمن گرفتیم!

و این اعتمادسازی ها و شفافیت ها باعث شد تا از رکود عبور کنیم و نرخ تورم و بیکاری را به نحو شگفت انگیزی کاهش دهیم. البته ممکن است این آمارها زیاد برای مردم ملموس نباشد دلیل اصلی اش این است که من فعلا ایثار کردم و ترجیح دادم خودم به تنهایی از رکود عبور کنم تا ببینم اگر آب و هوای «خارج از رکود» خوب بود بعدها مردم را هم به دنبال خود ببرم!

امروز همه دنیا تردید ندارند که راهی جز توافق وجود ندارد و به یاری خدا آنقدر به این روند ادامه می دهیم تا به توافق نهایی برسیم.

ما در یکسال گذشته توانستیم در عرصه فرهنگی هم اقدامات موثری انجام دهیم. ما توانستیم فرهنگ سازی کنیم تا این فرهنگ را در بین مردم جا بیندازیم که عادت کنند به اینکه « مذاکره کنیم برای تمدید و تمدید کنیم برای مذاکره ». همچنین فرهنگ سازی کردیم برای اینکه نسبت به توهین های آمریکایی ها حساس نباشند و ناراحت نشوند و آن را به مصرف داخلی تعبیر کنند که در این زمینه هم تا حدودی موفق بودیم البته اگر تندورها بگذارند!

ملت ما ملت آگاهی هستند و خوب می دانند که توافق دو مرحله دارد:

یکی مباحث پشت پرده است که خوشبختانه در این زمینه پیشرفت های خوبی صورت گرفته است و منطق ها کاملا به هم نزدیک شده است به طوری که آقای ظریف بارها در خلال درد دل هایی که با جان کری و اشتون داشته به آنان فهمانده است که اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد ممکن است در انتخابات آتی ،افراد مخالف غرب و مقاوم در برابر زیاده خواهی های غرب به قدرت برسند که این کاملا به ضرر هر دو طرف است و هر دو طرف پذیرفته اند که به هیچ عنوان نباید بگذارند چنین اتفاقی رخ دهد.
و دیگر آنچه تفاهم می شود و روی کاغذ می آید که در این زمینه با هم فاصله داریم و نیاز به مذاکره بیشتری دارد.

 موفقیت بزرگ دیگری که کسب نمودیم این است که امروز هیچکس تردید ندارد که تحریم ها باید برداشته شود اما درباره اینکه چطور و در چه زمانی تعلیق تحریم یا لغو آن و شروع و خاتمه آن انجام شود باید بیشتر مذاکره کنیم.

اوباما رئیس جمهور مودب و باهوشی است و من امیدوارم در دو سال باقیمانده از ریاست جمهوری اش تحریم ها برداشته شود اما به هر حال اگر در زمان ریاست جمهوری اوباما هم توافق حاصل نشد من باز هم برای او روز خوبی را آرزو می کنم و امیدوارم بتوانیم با رئیس جمهور آینده آمریکا به توافق نهایی برسیم.

ملت ما همیشه نشان داده اند که ملت صبوری هستند و به این صبر کردن ها عادت دارند و صبورانه مسائل را پیگیری می کنند.من خودم بارها دیده ام که چگونه خبرنگاران و مردم ،پیگیر جلسات دادگاه آقازاده عزیز یکی از سرمایه های گرانقدر نظام هستند و با اینکه همه چیز همانند مذاکرات هسته ای برای آنان محرمانه قلمداد می شود باز هم صبوری به خرج می دهند و باز هم امیدوارند.

خداوند آن روز را نیاورد که ما از مذاکره خسته شویم. راهی جز توافق وجود ندارد و ما بالاخره به توافق خواهیم رسید. اگر دست من بود می گفتم «راه قدس هم از مذاکره می گذرد! »
من به ملت ایران قول می دهم همانطور که در حدود ده سال پیش ،هسته ای را تعلیق نکردیم و تکمیل کردیم اکنون نیز همان راه را ادامه دهیم. ما از هر چیز و هر کسی ناامید شویم از مذاکره ناامید نخواهیم شد و ملت ما پیروز بوده و به پیروزی نهایی خواهد رسید.

به امید تعجیل در رسیدن به توافق نهایی!



پی نوشت:

1- در شگفتم که چگونه بعد از یکسال مذاکره و لبخند زدن و امتیاز دادن ،هنوز هم حرف از موفقیت بزرگ می زنند! باز هم یادم افتاد به آن مصاحبه تلویزیونی که می گفت:«ما تعلیق نکردیم ،ما تکمیل کردیم!»... آیا می شود شب باشد و بگوییم روز است؟!

2- دست مزن! چشم ببستم دو دست
راه مرو! چشم ! دو پایم شکست
حرف مزن! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم! ببستم دهن
هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن
خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم! کور شوم! کر شوم!
لیک محال است که من...شوم



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: مذاکرات هسته ای، روحانی، توافق ژنو، وین، تحریم، 5+1،
ارسال در تاریخ دوشنبه 3 آذر 1393 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic