تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر مذاکرات هسته ای
« ما مسئله محرمانه بودن را رعایت و از کلیه اطلاعات حفاظت می کنیم و حفاظت از این اطلاعات جزو برنامه های ماست.»

این بخشی از سخنان آمانو رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی است که سال گذشته در جمع اعضای کمیسیون برجام حاضر شد و به آنان تضمین داد که اطلاعات هسته ای ایران محرمانه خواهد ماند.

و هنوز یکسال از این تضمین نگذشته که خبر رسید سند محرمانه ایران و آژانس به بیرون درز کرده و از خبرگزاری آسوشیتدپرس سر در آورده است!

همکاری ایران با آژانس هیچ خیری برای ایران نداشته و فقط باعث شر بوده است. زمانی که مردم ایران در مضیقه دارویی قرار گرفته بودند و بیماران خاص و سرطانی به رادیو دارو نیاز داشتند آژانس هیچ کاری برای ایران نکرد و اگر به همت دانشمندانی همچون شهید شهریاری، اورانیوم 20 درصد در داخل تولید نمی شد معلوم نبود چه بلایی بر سر بیماران نیازمند دارو می آمد.

نام آژانس با بی اعتمادی گره خورده و مردم ایران بارها ضربه اعتماد به آژانس را خورده اند. شهدای هسته ای در اثر درز اطلاعات هسته ای که در اختیار آژانس قرار گرفته بود توسط موساد به شهادت رسیدند. آیا امروز نباید نگران جان نخبگان هسته ای باشیم؟

وقتی سخنگوی سازمان انرژی اتمی نسبت به درز سند محرمانه واکنش نشان می دهد و می گوید: « ما از این به بعد بر اساس پروتکل الحاقی بسیاری از اسناد را در اختیار آژانس قرار خواهیم داد... نگرانی ما از این بابت است که اگر امروز این سند غنی سازی بلندمدت ما درز کرده، فردا سرنوشت اطلاعات دیگر ایران در سازمان چه می شود؟ » با این حال آیا باز هم باید به همکاری همه جانبه با آژانس ادامه دهیم و همچنان اجازه دهیم که آژانس به بازرسی ها و نظارت های گسترده خود ادامه دهد؟

اگر فقط یک درصد احتمال بدهید که بار دیگر جان نخبگان هسته ای در معرض خطر قرار گیرد آیا ادامه همکاری گسترده با آژانس و اجرای پروتکل الحاقی عاقلانه است؟ آیا وقت آن نرسیده که نخبگان هسته ای را دریابیم؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: هسته ای، آژانس، سند محرمانه، آمانو، مذاکرات هسته ای، شهدای هسته ای،
دنبالک ها: دم خروس اطمینان های آژانس،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 مرداد 1395 توسط عقل کل
یکی از ویژگی های دوران پسابرجام، شنیدن استدلال های آبکی در دفاع از برجام است که به نمونه هایی از اینگونه استدلال ها اشاره می کنیم:

یک: آقای صالحی در مورد سند محرمانه توافق که قبلا بعضی ها وجود آن را انکار می کردند و با خبر آسوشیتدپرس مشخص شد که وجود خارجی دارد گفته است: « ما موافق نیستیم که برنامه بلند مدت ما این طور در معرض عموم قرار گیرد... خود ملت هم اگر خوب دقت کنند می پذیرند که اینگونه برنامه های مهم و استراتژیک بهتر است همین طور محرمانه بماند.»



بله! حالا که خوب دقت می کنم می بینم حق با آقای صالحی است. بهتر است این سند هم مثل بقیه مسائل که در دولت محرمانه است محرمانه بماند. همین قدر که آمریکا و کشورهای اروپایی و اسرائیل از این سند خبر دارند کافی است. چه لزومی دارد که در معرض عموم قرار بگیرد و مردم ایران هم از آن باخبر شوند. بگذارید همانطور که مردم بورکینافاسو و جزایر کارائیب از این سند بی اطلاعند مردم ایران هم بی خبر باقی بمانند.
 اصلا مردم ایران این چیزها را ندانند برای خودشان بهتر است. مگر متن برجام که رونمایی شد فایده ای جز نگرانی و ناراحتی برای مردم داشت؟ مگر فیش های حقوقی نجومی که علنی شد جز اعصاب خردی نتیجه ای برای مردم داشت؟ اصلا کارهای این دولت محرمانه بماند بهتر است چون علنی شدن آن چیزی جز ناراحتی برای مردم ندارد!


دو:
آقای عراقچی گفته: « از اول هم قرار نبود تحریم های غیر هسته ای لغو شود...مگر ما در فعالیت های موشکی خود تغییری داده ایم که انتظار داشته باشیم تحریم های مرتبط با موشکی برداشته شود.»

خب راست می گوید بنده خدا! مگر از تولید موشک دست برداشته اید که انتظار دارید تحریم های موشکی برداشته شود! مگر حقوق بشر مورد نظر غرب ( مثل آزادی همجنس گرایان و...) را پذیرفته اید که انتظار دارید تحریم های حقوق بشری برداشته شود! هر وقت تمام این مسائل را پذیرفتید شاید تحریم ها برداشته شود!!!


سه:
آقای عراقچی باز هم گفتند: « آنها تعهدات خود را انجام داده اند که اگر نداده بودند ما می رفتیم و پیگیری می کردیم. این ها بستگی به این دارد که ما چگونه نگاه کنیم. نگاه من به برجام فراتر از بحث برداشته شدن تحریم هاست. اهداف این چالش هسته ای به مراتب بزرگتر از برداشته شدن تحریم ها بود. باید ببینیم برجام توانسته خواسته مردم ایران را برآورده کند یا نه؟ شعار اصلی مردم که به خاطر آن ایستادگی کردند و فشارها را تحمل کردند این بود که انرژی هسته ای حق مسلم ماست...مردم بر این حق تاکید داشتند و برجام در این امر موفق بوده و این حق را محقق کرده است.»



بله! اصلا مردم انتظار نداشتند که تحریم ها برداشته شود، فقط می خواستند سازمان های جهانی که با رشوه گرفتن و تهدید حاضرند اسم عربستان را از لیست کودک کش ها خارج سازند حق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند!
درست است که الان نه از اورانیوم 20 درصد خبری هست ، نه از چندین تن اورانیوم زیر 5 درصد خبری هست، نه از فردو خبری هست و اگر چه بیشتر دستاوردهای هسته ای که نخبگان علمی کشور برای آن زحمت کشیده بودند از دست دادیم اما در عوض حق هسته ای را به دست آوردیم!!!

و اگر این مدل برجام ها را ادامه دهیم خواهیم توانست حقوق دیگرمان را نیز به دست بیاوریم. مثلا اگر می خواهیم حق موشکی را محقق کنیم فقط کافیست موشک هایی مثل شهاب سه را با سیمان پر کنیم. آن گاه حق موشکی ما محقق می شود و در آینده می توانیم با چند موشک دست ساز کوتاه بردی که سازمان های جهانی آن را به رسمیت می شناسند تا صد کیلومتری تهران را نشانه گیری کنیم! درست است که دیگر دستمان به اسرائیل نمی رسد اما در عوض حق موشکی ما تثبیت می شود!

بنابراین به قول آقای عراقچی این ها بستگی دارد که ما چگونه نگاه کنیم. اگر با دید آقای عراقچی به برجام بنگرید جز خوبی نمی بینید.
اگر در دیده مجنون نشینی                    به غیر از خوبی لیلی نبینی


چهار:
آقای ظریف گفت :« اصلا معنی توافق چیست؟ معنی توافق این است که دو طرف راضی باشند مگر اینکه بتوان نامش را قرارداد تسلیم گذاشت و گرنه توافقی وجود ندارد که هر یک از دو طرف بتوانند بگویند صد درصد به نفعشان است چنین چیزی در جهان خارج وجود ندارد...نمی گویم برجام فتح الفتوح است اما سندی کاملا قابل دفاع است، اگر بخواهیم به برجام نمره بدهیم حتما با توجه به ظرف زمانی و شرایط بین المللی نمره بسیار خوبی می گیرد اما اگر بخواهیم به نحوه اجرای آمریکایی ها نمره بدهیم احتمالا نمره پایینی می گیرد.»



بله همین که پنجاه درصد توافق که تعهدات ایران بوده عملیاتی شده پس نتیجه می گیریم که برجام سندی کاملا قابل دفاع است. فقط تعهدات آمریکا عملیاتی نشده که به آن نمره پایینی می دهیم. درست است که ایران به خواسته اش نرسید اما آمریکا که به خواسته اش رسید بنابراین برجام نمره خوبی می گیرد چون یک طرف توافق حاصل شده است.
اصلا معنی توافق چیست؟ توافق یعنی اینکه دو طرف راضی باشند. آمریکا که راضی است ما هم می گوییم راضی هستیم به رضای آمریکا! لذا رضایت دو طرف تا حدودی حاصل شده است.


پنج:
آقای روحانی می گوید: « با برجام ، تهدید از سر مردم برداشته شد...»

آقای روحانی! اگر این گونه باشد که شما می گویید چرا اوباما که به قول شما مودب و باهوش است گفته: « حمله به ایران در پانزده سال آینده- یعنی زمانی که توافق به لحاظ اجرایی به نقطه پایان رسیده است- دقیقتر و آسان تر خواهد بود.»
بنابراین برجام به جای اینکه سایه تهدید را از سر مردم بردارد ما را خلع سلاح می کند و تهدیدآفرین می شود. وقتی کشوری مولفه های قدرتش را از دست داد بیشتر در معرض حمله دشمن قرار می گیرد.
 وقتی آمریکا توانست با برجام های متعدد، مولفه های قدرت ایران ( اعم از هسته ای، موشکی، منطقه ای و...) را بگیرد یا کاهش دهد آنگاه شرایط حمله به کشور فراهم می شود. اوباما در نشست آیپک در کاخ سفید گفته بود « در زمان جورج بوش نیز شرایط برای جنگ علیه ایران فراهم نبود و بوش نیز طرحی برای حمله به ایران فراهم نکرده بود.» چون ایران هنوز از مولفه های قدرت تهی نشده بود. آنچه مد نظر اوباماست فراهم شدن شرایط جنگ علیه ایران است که اگر برجام ها ادامه یابد این شرایط فراهم خواهد شد.

قبل از برجام ، آمریکایی ها از وجود اورانیوم 20 درصد و چند تن اورانیوم زیر 5 درصد نگران بودند و آن را یکی از عوامل قدرت ایران می دانستند اما اکنون این نگرانی وجود ندارد. آنچه سایه تهدید را از سر مردم برمی دارد قدرت هسته ای، موشکی و منطقه ای ایران است. اوباما در دیدار رهبران یهودی گفته بود « اگر به ایران حمله کنیم مقاومت لبنان با موشک های خود تلاویو را هدف قرار خواهد داد.» با این حساب ، آنچه مانع جنگ است موشک های ایران و حضور حزب الله لبنان در منطقه است نه برجام. وقتی آمریکا در جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله که به جنگ نیابتی ایران و آمریکا شهرت یافت شکست خورد ،فهمید که تا عوامل قدرت را از ایران نگیرد نمی تواند با ایران رو در رو شود.



شش: آقای روحانی گفت: « اگر برجام نبود فروش نفت ما به صفر می رسید.»

روحانی، دولت را در حالی از احمدی نژاد تحویل گرفت که ایران روزانه یک میلیون و 400 هزار بشکه نفت می فروخت. آمریکا در نظر داشت فروش نفت ایران را به صفر برساند ولی به دلایل متعدد نتوانست به این خواسته اش برسد. آمارها نشان می دهد برخلاف ادعاهایی که مطرح می شود و می گویند قرار بود هر شش ماه، 20 درصد از فروش نفت ایران کاهش یابد تا در عرض دو سال به صفر برسد، آمریکا علیرغم تمام تلاش هایش هیچگاه نتوانست فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برساند.
بنابر آمارهای ارائه شده، قبل از توافق ژنو از تیرماه 91 تا آذر 92 صادرات نفت ایران ثابت بوده و بالای یک میلیون بشکه در روز بوده است. و برطبق گزارش بانک مرکزی ، متوسط صادرات نفت خام ایران در سال 92 حدود یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز بوده است.
بنابراین این ادعا نیز همانند ادعای جنگ، صرفا بهانه ای برای تحمیل توافق به ایران تلقی می شود.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، صالحی، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1395 توسط عقل کل
تا همین چند وقت پیش، محض مزاح و شوخی می گفتیم کارکرد حسین فریدون در مذاکرات هسته ای ، رد و بدل کردن اطلاعات به زبان سرخه ای به رئیس جمهور بوده است اما امروز از زبان آقای عراقچی می شنویم که حسین فریدون با زبان سرخه ای حماسه آفریده  و به انجام توافق هسته ای کمک کرده است!

نمی دانیم بخندیم یا گریه کنیم! در دنیایی که هر روز دریچه ای جدید از علم و تکنولوژی بر انسان می گشایند زیان سرخه ای تبدیل می شود به رمزنگاری دو برادر تا توافق هسته ای شکل بگیرد! (گویا فقط در جهان ،همین دو برادر با این زبان آشنا هستند و هرگز سرویس های جاسوسی دشمن نمی توانند به رمز و رموز این زبان دست یابند!)

آیا سرنوشت اطلاعات محرمانه هسته ای را نیز اینگونه تضمین می کنند و ادعا می نمایند که « کاملا مراقب هستیم!»

چند روز پیش نماینده ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی برای چندمین بار از آمانو خواسته بود از آنجا که به مرحله ای مهم در امر اجرای پروتکل اضافی درباره اعلامیه ابتدایی نزدیک می شویم در حفظ اسرار و اطلاعات محرمانه هسته ای ایران ، کوششی دوچندان داشته باشد تا تجربه های تلخ گذشته که منجر به درز اطلاعات هسته ای ایران شد تکرار نشود.

قبلا که به این مرحله مهم نرسیده بودیم درز اطلاعات هسته ای منجر به ترور نخبگان هسته ای ایران شد، امروز که به مرحله مهمی رسیده ایم که باعث نگرانی مسئولین هم شده است آیا می شود بی تفاوت باشیم؟
 
و آیا ایران نباید در قبال عمل نکردن آمریکا به تعهداتش که صدای اروپایی ها را نیز درآورده است و به نشست های بی نتیجه مقامات اروپایی با آمریکا منجر شده است اقدامی متقابل انجام دهد و حداقل کمی در ادامه همکاری با آژانس تعلل ورزد تا شاید بخشی از تحریم ها برداشته شود؟ وقتی آمریکا به تعهداتش عمل نمی کند چرا ایران باید مو به مو به تعهداتش عمل کند و در اجرای یکطرفه تعهداتش اصرار ورزد و به مراحل بعدی گام بردارد؟

آیا آژانس بین المللی انرژی اتمی از سازمان مللی که تحت فشار لابی های سعودی و صهیونیستی و برای تامین مالی خود، نام عربستان را از لیست قاتلان کودکان یمن خارج می کند مهمتر و مقتدرتر است که بتواند از درز اطلاعات هسته ای ایران جلوگیری کند؟ بودجه آژانس را چه کسانی تامین می کنند؟

ساده اندیشی است که گمان کنیم با چند توصیه به آمانو می شود جلوی سرقت اطلاعات محرمانه هسته ای ایران را گرفت. هنوز یادمان نرفته که یکی از بازرسان سابق آژانس که گویا از ترور نخبگان هسته ای ایران ، کمی وجدانش به درد آمده بود چند بار به ایران توصیه کرد که مراقب جاسوسی های آژانس باشد و دوباره اعتماد نکند.

از یک طرف با نگاهی به ساده اندیشی برخی مسئولین در رمزنگاری های سرخه ای در مذاکرات و از طرف دیگر با نگاهی به نهادهای بین المللی که جیره خوار صهیونیسم جهانی هستند به این نتیجه می رسیم که خسارت های برجام ، تنها در عقب نشینی های گسترده از دستاوردهای هسته ای و باقی ماندن تحریم ها و جمله «تقریبا هیچ» سیف و سرقت میلیاردی اموال ایران توسط آمریکا و... خلاصه نشده است بلکه باید نگران خسارت هایی باشیم که درز اطلاعات محرمانه هسته ای ممکن است در آینده ، بار دیگر جان نخبگان علمی کشور را نیز نشانه بگیرد.

در حالی که امروز برخی از مدافعان سرسخت توافق هسته ای از دفاع قبلی خود از برجام پشیمان گشته اند ، رئیس جمهور می گوید به خاطر گشایش های برجام باید شکرگزاری کنیم! گشایش هایی که نه با چشم می توان آن را دید و نه با زبان می توان آن را چشید و نه حتی می توان آن را لمس یا استشمام کرد و تنها می توان مدح آن را از زبان رئیس جمهور شنید و شگفت زده شد؛ اما آیا آقای روحانی تضمین می دهد که در آینده ، تمام ملت ایران مجبور نشوند به خاطر خسارت های جانی برجام ، از آستان الهی طلب عفو نموده و توبه کنند؟


پی نوشت:
تا کی باید به خاطر ساده اندیشی و خوش خیالی برخی ها که به نهادهای بین المللی ایمان آورده اند هزینه بدهیم؟

خوش نشینان ساحل بدانند
تا که دریاست این شور و حال است
چشم سازش ز دریا ندارند
سازش موج و ساحل محال است



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: هسته ای، روحانی، فریدون، سرخه ای، جاسوسی هسته ای، مذاکرات هسته ای، شهدای هسته ای،
ارسال در تاریخ شنبه 22 خرداد 1395 توسط عقل کل
« ما گفتیم نشان دادن حسن نیت، باعث حسن نیت متقابل می شود، ولی نگفتیم اگر ایرانیان گروگان ها را آزاد کنند، بدون توجه به باقی قضایا، به این اقدام پاسخ مطلوب و مساعد می دهیم.»

این جملات، پاسخی بود که مقامات آمریکا در قبال کمک ایران به آزادی گروگان های آمریکایی در بیروت در سال 1991 ارائه دادند. پاسخی که هاشمی را از امیدی که به بهبود روابط با آمریکا داشت دلسرد و ناامید کرد.
در سال 1369 دولت هاشمی برای اثبات حسن نیت خود به دولت بوش پدر، تمام تلاش خود را به کار گرفت تا با آزادی گروگان های آمریکایی، زمینه ایجاد روابط مساعد با آمریکا را فراهم آورد. در این راستا مشاور دبیرکل سازمان ملل به ایران آمد و با محمد جواد ظریف به گفتگو نشست و سپس به دیدار هاشمی رفت و از قول رئیس جمهور آمریکا به رئیس جمهور ایران اطمینان داد که کمک و همکاری ایران برای آزادی گروگان ها بدون اجر نخواهد ماند و حسن نیت ، حسن نیت می آورد.

اما بعد از اینکه با تلاش و پافشاری ایران، گروگان های آمریکایی توسط لبنان آزاد شده و به کشورشان بازگشتند آمریکا طبق معمول به وعده اش عمل نکرد و هاشمی را سرکار گذاشت و چند سال بعد، هاشمی با یادآوری بدقولی آمریکا فقط گفت: « وقتی آمریکایی ها درست به وعده هایشان عمل نمی کردند، کار ناقص می ماند.»

این تجربه ای بود که می توانست برای همیشه در جلوی چشمان سیاستمداران ایرانی قرار گیرد و از آن درس بگیرند و اشتباهات گذشته را دوباره تکرار نکنند. اما متاسفانه برخی از سیاستمداران از تجربه های گذشته عبرت نمی گیرند و باز هم درصدد تکرار تجربه هایی برمی آیند که قبلا با شکست مواجه شده است.

اگر امروز بار دیگر رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) به همگان توصیه می فرمایند که از تجربه مذاکرات هسته ای و دبه کردن های مداوم آمریکا درس بگیرند به این دلیل است که مبادا باز هم برخی ها در پی تکرار تجربیات ناکام خود برآیند.
اگر آمریکا در سال 69 عمل به وعده هایش را در گرو حل «باقی قضایا» می دانست امروز نیز عمل به تعهداتش را در گرو اجرای برجام های 2 و 3 و... می داند.
آیا مسئولینی که بارها قابل اعتماد نبودن آمریکا و حتی اروپا را آزموده اند از این تجربه ها درس خواهند گرفت؟

آیا حسن روحانی هنوز هم نامه ای را که در مرداد 84 به دبیر کل آژانس نوشت به خاطر دارد که در آن پس از اشاره به انجام تعهدات ایران و پذیرش تعلیق دو ساله و گشودن درهای مراکز هسته ای به سوی یکی از مداخله آمیزترین و گسترده ترین بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی ، گفته بود : « متاسفانه در مقابل اگر نگوییم هیچ، ایران مابه ازای بسیار اندکی دریافت کرد و بارها اقدامات اعتمادساز خود را افزایش داد و تنها در عوض آن، با قول های انجام نشده و درخواست های بیشتر روبرو شد.»

تکرار تجربه های شکست خورده، نشان می دهد که برخی سیاستمداران هنوز هم از تجربه های گذشته خود درس نگرفته اند ؛ لذا رهبر معظم انقلاب لازم دیدند که بار دیگر با اشاره به مذاکرات هسته ای ، همگان را به درس گرفتن از این تجربه ها فرا خوانده و بفرمایند: « یک تجربه ای ما در مذاکرات هسته ای پیدا کردیم،این تجربه را نباید فراموش کنیم. این تجربه این است که اگر ما تنازل هم بکینم آمریکا دست از نقش مخرب خودش بر نمی دارد... جمهوری اسلامی تعهدات خودش را انجام داد، آن طرف بدقول بدعهد بدحساب دارد دبه می کند، تا الان دبه کرده است. خیلی خب، این یک تجربه است. این شد تجربه. حالا خیلی ها قبل از این تجربه هم می دانستند اما بعضی ها هم که نمی دانستند حالا بدانند...»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هسته ای، مذاکرات هسته ای، مقام معظم رهبری، روحانی، هاشمی، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 15 خرداد 1395 توسط عقل کل
اتل متل توتوله، گاو حسن چه جوره؟ ... نه شیر داره...

چرا شیر نداره؟

چون تحریم هستیم! باید تحریم های ظالمانه از بین برود تا سرمایه بیاید، تا بانک ها احیا شوند، تا منابع آبی زیاد شوند ،تا مشکل محیط زیست حل شود ، تا مشکل اشتغال و صنعت و آب خوردن هم حل شود.

وقتی می گوییم باید تحریم های ظالمانه رفع شود تا گاو حسن شیر بدهد بعضی ها چشمانشان زیاد نچرخد!

این فقط خاصیت گاو حسن است که تا تحریم ها برداشته نشود و آب و یونجه اش را از واشنگتن نیاورند شیر نمی دهد، وگرنه هر گاوی حتی گاو زینت و طینت و نعمت هم ، شیردادنش ربطی به تحریم ها ندارد!





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: تحریم، دولت، مذاکرات هسته ای، رفع تحریم، آب خوردن،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 21 خرداد 1394 توسط عقل کل
در روزنامه های زنجیره ای اصلا یک وضعیه!

یک روز از اینکه رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور آمریکا، تلفنی صحبت کرده است هیجان زده می شوند.

یک روز از اینکه بعد از سی و چهار سال ،وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا دیدار کرده است به شعف می آیند و برای این دیدار تاریخی! تیتر می زنند.

یک روز از اینکه وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا دست داده است شادمانی می کنند.

یک روز از اینکه وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا قدم زده است ذوق زده می شوند.

و اخیرا هم از اینکه بعد از سی و شش سال، وزیر خارجه آمریکا برای دیدار با وزیر خارجه ایران به اقامتگاه سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل در نیویورک قدم نهاده است ابراز خوشحالی می کنند و آرزوهای نهفته در درونشان را فریاد می زنند و با تیتر درشت می نویسند : « تابوها یک به یک در حال شکسته شدن است، تابوی ورود وزیر خارجه آمریکا به خاک ایران هم شکسته شد!»؛ « جان کری در خاک ایران!»

و عجیب اینکه حتی از پسته خندان ایرانی که ظریف به جان کری تعارف کرده است و فرش ایرانی که جان کری و وندی شرمن بر آن قدم گذاشته اند نیز به هیجان می آیند و طوری به توصیف آن می پردازند که انسان گمان می کند این افراد آرزو دارند : ای کاش به جای آن پسته خندان و فرش ایرانی بودند!!!

این رفتارهای عجیب و غریب، نگران کننده و شرم آور است. اینطور که پیش می رود ممکن است در آینده ،کار به آنجا برسد که همین روزنامه های زنجیره ای تیتر بزنند و بگویند « بعد از سال ها انتظار، یک تحلیلگر و نویسنده روزنامه زنجیره ای به آرزویش رسید و توانست با افتخار ،بر خاک قدوم وزیر خارجه آمریکا بوسه بزند!!»

غربزدگی بیماری خطرناکی است. غربزده ها و آمریکاپرستان، بلای بزرگی برای کشور هستند. خداوند ما را از شر این بلا محفوظ بدارد و به این بیماران غربزده، شفای عاجل عنایت فرماید.

و عجیب تر اینکه در کشوری که بنیانگذار انقلاب آن، آمریکا را شیطان بزرگ نامیده و شعار «مرگ بر آمریکا» ذکر شهدای گلگون کفنش بوده است، روزنامه های زنجیره ای در کمال آزادی، به ستایش شیطان بزرگ مشغولند و در آرزوی روزی که سیاستمداران مستکبر آمریکا بر خاک پاک ایران که به خون مقدس هزاران شهید آغشته است پا بگذارند لحظه شماری می کنند و شعارهای حضرت امام(ره) و شهدا را تابویی می دانند که به شکسته شدنش افتخار می کنند و باز هم عجیب تر از همه اینکه، هر از چندی ادعای پیروی از راه امام و شهدا را نیز دارند!!! اصلا یک وضعیه!



پ ن:

آن زمان که هیچکس در دنیا «مرگ بر آمریکا» نمی گفت ما با پیروزی انقلاب اسلامی، بیدار شدیم و گفتیم « مرگ بر آمریکا».
حالا که اغلب مردم آزادیخواه جهان با درس گرفتن از انقلاب اسلامی ایران ،بیدار شده اند و شعار انزجار از آمریکا سر می دهند ؛بعضی از سیاستمداران ما از تعامل با آمریکا سخن می گویند!
اصلا یه وضعیییییییه!

راستی! پسته ایرانی از باغ کدام سیاستمدار بوده است؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روزنامه های زنجیره ای، آمریکا، غربزدگی، جان کری، ظریف، نیویورک، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ