پسرخاله خطاب به وزیر نفت:

یه پیرزنه هست پاهاش درد می کنه فقیرم هست. بعضی وقتا میرم بهش کمک می کنم. خونشو تمیز می کنم و بعضی کارای دیگه.
همیشه بهم میگه بردار از اون شکلاتا بخور.

منم چون کلا چنتا دونه شکلات داره نمی خورم.
اما واسه اینکه ناراحت نشه همیشه چنتا پوسته شکلات از قبل میذارم تو جیبم تا نشونش بدم و بگم خوردم.

اینو که گفتم واسه این نیس که از خودم تعریف کنم آقای زنگنه!
واسه این گفتم تا بدونین ،هستن کسایی که فقیرن و حتی چنتا دونه شکلات بیشتر ندارن.

حالا شما بگین 18 میلیارد دلار چنتا شکلات میشه؟!

بعضی چیزا اتفاقه باید بیفته. یه مورچه یه دونه رو به دوش می کشه باد میزنه و دونه رو میندازه، اتفاقه دیگه،
یه گربه لب حوض میخواد ماهی بگیره، میفته تو حوض، هه هه...اتفاقه دیگه میفته، اصلا اتفاق باید بیفته.

اما بعضی چیزا اتفاق نیست فقط باید یه کم احتیاط کنیم تا پیش نیاد.
مث حکم دادگاه لاهه و جریمه میلیارد دلاری ایران.

اگه وقتی رئیس جمهور به شما پیشنهاد وزارت داد رد می کردین
اگه رئیس جمهور یه نفر دیگه رو به جای شما واسه وزارت نفت معرفی می کرد

اگه شما به نماینده ها نمی گفتین « من از وزارت اشباعم و اینی که میگن اگه من وزیر بشم ایران باید خسارت میلیارد دلاری بده ،جنگ روانیه و مضحکه»
اگه رئیس جمهور واسه شما سنگ تموم نمیذاش

اگه بعضی نماینده ها به شما رای نمیدادن و لابی نمی کردن
اگه احتیاط میکردن و میگفتن احتیاط شرط عقله

الان این اتفاق نمی افتاد

آقای زنگنه! شما باس خودت زودتر می فهمیدی و کنار می رفتی
آدم باس از خودگذشتگی داشته باشه مخصوصا وقتی پای منافع یه ملت وسطه

یه روز رفتم نونوایی
نونوا گفت هر کسی اومد بهش بگو پشت سرت وانسه...نون نمیرسه
منم هر کی اومد گفتم بیا جلوی من وایسا
مگه چیه، همه باید به هم کمک کنیم.

به من میگن پسرخاله، نون خواستید گرفتم، نفت خواستید خریدم، تا حالا کسی دیده من از کسی چیزی بخوام؟ اما حالا میخوام!
از رئیس جمهور، از وزیر نفت، از مجلس، از قوه قضائیه


میخوام حقیقت رو به مردم بگن. این مردم همونان که به شماها رای دادن. حق دارن بدونن حکم دادگاه چی بوده.
از مسئولا میخوام همه تلاششون رو بکنن تا ایران مجبور نشه خسارت بده.

یه مورچه صدبارم که دونه ش بیفته صد دفه ورش میداره. واسه چی؟ واسه اینکه امید داره.
 هر طور شده نباس بذارین حق مردم پامال بشه.

اگه با کنار رفتن آقای زنگنه ممکنه حکم دادگاه عوض بشه خب بره کنار
اگه خودش نرفت خب رئیس جمهور بذاردش کنار ،نه اینکه تازه جایزه بش بده
اگه رئیس جمهور نذاشت خب مجلس کنارش بذاره

بیت الماله دیگه ،نباس بذارین هدر بره
اینقد برو بیا کردین واسه توافق ژنو تا چار پنج میلیارد از پول خودتونو پس بدن

اونوقت این درسته که 18 میلیارد دلار پول بی زبون رو بریزین تو حلقوم اماراتیا
تا اماراتیا کمک کنن به تکفیری ها و اسرائیل ، تا بمب و گلوله بزنن تو سر بچه های عراق و سوریه و غزه
خب زشته دیگه

مردم گناه دارن. نباس بذارین حقشونو شیخ نشینای اماراتی بخورن.
خب چی کار کنم .دلم سوخت...هعی...امان از این دل مهربون...میخوای برم نون بگیرم...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: پسرخاله، کرسنت، وزیر نفت، رئیس جمهور، مجلس، دادگاه لاهه، امارات،
ارسال در تاریخ سه شنبه 11 شهریور 1393 توسط عقل کل

قانون انتخابات ریاست جمهوری در پنجم تیر ماه 1364 به تصویب رسید. این قانون در هشت فصل، 94 ماده و 25 تبصره تنظیم شده بود و هفت دوره انتخابات ریاست جمهوری با استناد به این قانون برگزار شد.

در حال حاضر مجلس طرحی را در دست بررسی دارد که به اصلاح این قانون می پردازد. طرح اصلاح قانون انتخابات، خارج از نوبت مورد بررسی قرار گرفت و نمایندگان با کلیات این طرح در 12 آذر 1391 موافقت نمودند. این طرح 21 ماده و 17 تبصره دارد که در صورت تصویب نهایی، 21 ماده از 94 ماده قانون انتخابات فعلی اصلاح خواهد شد.

یکی از موادی که مورد اعتراض قرار گرفته است ماده 7 است که به اصلاح ماده 35 قانون انتخابات می پردازد. در این ماده برای کاندیداهای ریاست جمهوری سقف سنی تعیین شده است ( دارا بودن حداقل 45 و حداکثر 75 سال سن).

و برای احراز رجل دینی بودن گفته است باید تاییدیه 25 نفر از اعضای ادوار مجلس خبرگان رهبری و یا اعضای شورای مدیریتی حوزه های علمیه را در زمان ثبت نام داشته باشد. و برای احراز رجل سیاسی بودن ، یک راه این است که حداقل صد نفر از نمایندگان فعلی یا گذشته مجلس، وزرا، معاون وزرا، دبیرکل احزاب ،...امضا کنند که فرد مورد نظر رجل سیاسی است.

البته فعلا ماده 7 این طرح به تصویب نهایی نرسیده است و چون مخالف قانون اساسی است احیانا حذف خواهد شد و حتی در صورت تصویب نهایی به تایید شورای نگهبان نمی رسد.

اما چند سوال؟

آیا این سقف سنی مناسب است؟ خداوند متعال هم سن چهل سالگی را برای مبعوث شدن به پیامبری مناسب می داند اما طبق این طرح باید پنج سال دیگر نیز اضافه شود تا شاید شایسته کاندیداتوری ریاست جمهوری شوید! از طرف دیگر شما به فرماندهان دفاع مقدس که حماسه ها آفریدند نگاهی بیندازید ببینید در چه رده سنی قرار داشتند؟ در اسلام، سن مطرح نیست شایسته سالاری مطرح است. مگر مولا علی علیه السلام چند سال داشتند که به ولایت امر مسلمین برگزیده شدند؟

در مورد رجل سیاسی و مذهبی بودن هم آیا صرف گرفتن امضا کفایت می کند؟ اولا نمایندگان مجلس خبرگان و علمای حوزوی به این راحتی ها امضا نمی دهند به این دلیل که می گویند از نظر شرعی بعدا ما مسئول اشتباهاتی هستیم که فرد مورد تاییدمان مرتکب می شود، ثانیا اگر امضا هم بدهند و فرد مورد نظر احیانا رد صلاحیت شود تازه اول جنجال سازی است که 25 عالم دینی تایید کردند و شورای نگهبان رد کرد!

در مورد رجل سیاسی هم اگر قرار باشد کاندیداهای ریاست جمهوری از همان ابتدا وامدار سیاسیون باشند و بعدها بخواهند دین خود را به آنها ادا کنند که نمی شود رئیس جمهور، می شود نوکر احزاب! و این رویه باعث می شود چرخه قدرت فقط در دست عده ای معدود باقی بماند و همان ایراداتی که ما به نظام دو حزبی آمریکا و برخی کشورهای غربی می گیریم بر سر خودمان هم بیاید و هیچ فرد مستقلی نتواند به چرخه قدرت وارد شود.

گذشته از این ها مگر گرفتن چند امضا می تواند نشانه صلاحیت افراد باشد؟ اصلا مگر خود امضا دهندگان در کجا احراز صلاحیت شده اند تا امضایشان نشان دهنده صلاحیت باشد؟!

آیا بهتر نیست برای حاکم کردن شایسته سالاری در کشور، از همه کسانی که کاندیدای نمایندگی یا ریاست جمهوری هستند در ابتدا آزمونی گرفته شود تا سطح اطلاعات آنها را در علومی که به مسئولیتشان مربوط است بسنجد؟

چرا برای یک مسئولیت معمولی در رده های پایین دولتی با اینکه می دانیم افراد مورد نظر مدرک مورد نیاز را دارند آزمون استخدامی به عمل می آوریم اما از کسانی که قرار است بر سرنوشت مردم حاکم شوند آزمونی به عمل نمی آید؟

آیا کسی که نماینده مجلس می شود نباید با قانون های مختلف آشنا باشد؟ چرا وقتی به برخی نمایندگان مراجعه می کنیم تا به رفع مشکل قانونی بپردازند می گویند تخصص ما در فلان رشته است و با قوانین فلان نهاد آشنایی نداریم؟!

آیا کسی که می خواهد رئیس جمهور شود نباید اطلاعات پایه ای از علوم مورد نیاز در مسئولیتش را بداند؟ چرا باید اجازه دهیم کسانی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مورد تایید قرار گیرند که به طور مثال در بحث های اقتصادی فقط سخن کارشناسان را تکرار می کنند و خود حتی با مبانی علم اقتصاد هم آشنایی ندارند؟ آیا چنین افرادی می توانند در پیچ و خم مشکلات اقتصادی و...بهترین تصمیم را بگیرند؟ اصلا چرا نباید از کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری تست هوش بگیرند و استعداد حساب و تحلیل و مدیریتشان را بسنجند تا حداقل از نظر میزان اطلاعات و استعداد، بهترین ها برگزیده شوند؟

عصر ما عصر اطلاعات و دانایی است و برای مدیریت جامعه اسلامی باید کسانی برگزیده شوند که هم تعهد داشته باشند و هم تخصص. و به قول شهید چمران « تقوا از تخصص لازم تر است اما آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست». تخصص نمایندگی یعنی آشنایی اجمالی با کلیه قوانین و تخصص ریاست جمهوری یعنی آشنایی اجمالی با کلیه اطلاعات و علومی که یک رئیس جمهور در تصمیم گیری ها به آن نیاز دارد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: رئیس جمهور، مجلس، قانون انتخابات، کاندیدا، رجل مذهبی و سیاسی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 19 آذر 1391 توسط عقل کل

مردم باید بدانند نماینده شان چقدر حقوق می گیرد

در یکی از روزها عده ای از نمایندگان به شهید مدرس مراجعه کرده و اظهار داشتند: حقوق نماینده یکصد تومان است و این برای اداره زندگی کافی نیست. ترتیبی دهید تا مجلس آن را به دو برابر برساند! شهید مدرس در جواب گفت: روزی که انتخاب شدید مشخص شد که حقوق شما صد تومان است و با رضایت وکالت را انتخاب کردید یا انتخابتان کردند.اگر ناراضی هستید باید استعفا دهید و اعلام کنید با حقوق دویست تومان حاضریم قبول نمایندگی کنیم. اگر موکلین شما راضی شدند و باز به مجلس آمدید ، حق دارید دویست تومان بگیرید.

شهید مدرس اهل باج دادن نبود

روزی یکی از طلاب که به نفع مدرس و رفقای او در انتخابات تهران کوشش فراوان کرده و به همین جهت از درس و امتحان، یک هفته باز مانده بود، اصرار داشت حقوق همان هفته را بگیرد. مدرس با تذکر اینکه حاضر است سه برابر شهریه مدرسه از محل دیگری به وی پرداخت کند، از دادن جیره به آن طلبه خودداری نمود. حتی در پاسخ یکی از حاضران که می خواست بدون این تذکر مدرس، وجه را در اختیار آن طلبه قرار دهد گفت: « خیر! این نوعی تزویر است. او باید بداند که مزد کار دیگر را از محل خودش می گیرد ، اما پرداخت جیره مدرسه ، به درس خواندن منوط است و بس!»

با این حساب نماینده ای هم ،که بعد از انتخاب شدن می خواهد با دادن پست و ...لطف طرفدارانش را جبران کند از نظر شهید مدرس، اهل حقه و تزویر است.

نماینده باید ساده زیست و بارش سبک باشد

شهید مدرس می گفت: « اگر می بینید من نسبت به بسیاری از اسرار ، اظهار عقیده می کنم و هر حرفی را بی پروا می زنم ، برای این است که چیزی ندارم و از کسی هم چیزی نمی خواهم ، اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع خود را کم نمایید آزاد می شوید.» شهید مدرس بی پرده حرفش را می زد حاضر جوابی های مدرس آنقدر جالب توجه بود که اگر در مجلس وسط سخنرانی کسی ،جمله ای می گفت و صدا به همه نمایندگان نمی رسید ، سخن مدرس را از یکدیگر می پرسیدند.

نماینده نباید امتیازی برای خانواده و اطرافیانش قائل شود

روزی آخرین فرزند شهید مدرس که بسیار مورد علاقه ایشان بود بیمار شد. پزشک اصرار داشت که باید این فرزند به منطقه ای که آب و هوای خوشی دارد برود، شاید معالجه موثر واقع شود. شهید مدرس در جواب فرمود:« همه فرزندان این مملکت، فرزندان من هستند، نمی پسندم که فرزند من به جای خوش آب و هوایی منتقل شود و دیگران در محیط گرم تهران یا جاهای دیگر در شرایط سخت به سر برند، مگر اینکه برای همه آنان چنین شرایطی فراهم شود.»

نماینده باید در علوم مختلف سررشته داشته باشد

شهید مدرس علاوه بر کسب مدارج عالی در حوزه با تاریخ غرب و فلسفه سیاسی اروپا هم آشنا بود. او می گفت: « در نجف که بودم روزهای جمعه کار می کردم، کارفرمای من یکی از تجار اروپایی بود که بسیار مطالعه می کرد و در عوض کارگری به من تاریخ غرب می آموخت.» اما با وجود اینکه غرب را به خوبی می شناخت تحت تاثیر غرب نبود و در مورد وضع قانون ، اسلام را مرجع می دانست و می گفت: « اگر تمام علوم اروپا را هم بیاوریم و بخواهیم قانون وضع کنیم ، محقق است زحمت بیهوده ای است و شباهت به قانون ما ندارد.»

آیت الله حاج سید محمدرضا بهاء الدینی (ره) می گوید: «مرحوم مدرس یک رجل علمی و دینی و سیاسی بود و این گونه فردی مهمتر از رجل علمی و دینی است ، زیرا این مظهر ولایت است که اگر ولایت و سیاست مسلمین نباشد ، دیگر فروع اسلامی تحقق کامل نمی یابد.»

شهید مدرس با نخواندن علوم جدید در مدارس دینی ، مخالف بود و می گفت: « باید معارف را به قسمی توسعه داد که تمام افراد ممالک استفاده نمایند، نه اینکه معارف را مجزا کنند که مثلا پسر من که عمامه دارد حساب نخواند، فقه بخواند.خیر تمام علوم را باید همه بخوانند.»

نماینده باید شجاع باشد و از صاحبان ثروت و قدرت نترسد

حسین مکی درباره کسانی که به منزل شهید مدرس می آمدند می گوید:« اشخاص تازه وارد اگر از طبقات پایین بودند ، مدرس احترامات بیشتری می کرد و هر قدر از طبقات بالاتر وارد می شدند کمتر تعارفات معمول را می نمود.» مدرس نسبت به بزرگترین قدرت ها آنقدر کم اعتنا بود که یکی از نامزدهای نمایندگی مجلس برای تبلیغات خود در روزنامه به اینکه مدرس او را کمی تحویل گرفته و به او چای تعارف کرده می بالید و چنین نوشته بود : « در منزل مدرس بودم که او به من چای داد و من خوردم!»

شهید مدرس نماینده ای دوراندیش و تیزبین بود

شهید مدرس بعد از قضیه تحریم تنباکو و دیدار با میرزای شیرازی می گوید:« حالا قدرت های سلطه گر فهمیدند قدرت اصلی یک ملت و نقطه تحرک شیعیان کجاست. حالا تصمیم می گیرند این نقطه و این مرکز را نابود کنند. نگرانی من از آینده جامعه اسلامی است

شهید مدرس نماینده ای صاحب کرامت و اهل تهجد و شب زنده داری بود

از مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی (عارف مشهور) نقل شده است: « روزی در نجف طلبه ای به اتاق ما آمد. من و مدرس هم حجره بودیم ، آن طلبه دچار سردرد شدیدی شده بود و مدت یک هفته تبش قطع نشده بود. مدرس دست به پیشانی او گذاشت و آیه نور را قرائت کرد. با تمام شدن آن آیه سردرد و تب وی قطع شد. تمام ایامی که من با او بودم نماز شبش ترک نشد. او اهل نماز و دعا و مطالعه بود. من شنیدم که یکی از اهالی خواف در زندان دچار تب شدیدی شده و به خدمت آقا می رود، مدرس هم پیراهن خود را به تن او می پوشاند و او شفا می یابد.»

نماینده ای که فقط به فکر مردم بود

در سال 1328 ه ق که شهید مدرس به عنوان یکی از پنج نفر طراز اول برای دوره دوم مجلس شورای ملی انتخاب شد، هنوز مدتی از مجلس او باقی مانده بود. وی این فرصت را مغتنم شمرد و به روستای اسفه رفت و خانه موروثی خویش را در این روستا به دو باب حمام تبدیل و آسیاب روستا را تعمیر و دایر کرد. اغلب دیده می شد که خود نیز همراه با کارگران به کار می پرداخت.

دختر شهید مدرس می گوید:« بسیار اتفاق می افتاد پدرم بدون قبا یا پیراهن در حالی که عبایش را به خود پیچیده بود به خانه می آمد. می دانستیم که او برهنه ای را در راه دیده و لباس خویش را به او بخشیده است.

بزرگداشت شهید مدرس یعنی اینکه هر نماینده ای سعی کند تا آنجا که در توان دارد خصوصیات و سیره مدرس را در زندگی اش پیاده کند. از شهید مدرس ، سخن گفتن راحت است اما در عمل مثل او بودن بسی دشوار!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مجلس، نمایندگان، شهید مدرس، ساده زیستی، شجاعت،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 9 آذر 1391 توسط عقل کل

انتخابات مرحله دوم مجلس نهم نیز برگزار شد و لیست نمایندگان دوره نهم کامل شد. در این میان 169 نماینده نیز برای اولین بار به بهارستان راه یافتند. اما با گذشت دوره های متعدد مجلس ؛هنوز هم فرهنگ نمایندگی در بین برخی از نمایندگان ما نهادینه نشده است و نمایندگی آفاتی دارد که بیش از همه ؛ جدیدالورودها باید مراقب باشند تا درگیر آن نشوند.

این تقریبا به یک عرف تبدیل شده است که مردم برای رسیدگی به مشکلاتشان به نمایندگان خود مراجعه می کنند و نماینده نیز تا جایی که بتواند در رفع آن تلاش می کند که البته تا اینجای قضیه خوب است اما وقتی کار به سفارش و پارتی بازی و دور زدن قانون می رسد آفت نمایندگی رخ می نماید اینجاست که کار نماینده این می شود که به جای اینکه گره های کور زندگی مردم را با قوانین راهگشا باز کند دائم با این اداره و آن اداره مکاتبه می کند تا مقبولیت مردمی اش را از دست ندهد ( و متاسفانه نمایندگی که بخواهد فقط به قانون گذاری بپردازد و به این حواشی نپردازد معمولا دوره بعد رای نمی آورد!)  

در حالی که اگر تک تک نمایندگان نوشتن قوانین راهگشا را در اولویت وظایف خود می دیدند و در رای دادن به طرح ها با مطالعه کافی و دقت لازم عمل می کردند بسیاری از مشکلات مردم که به خاطر رفع آن ؛ گاها به نمایندگان خود روی می آورند با یک قانون مناسب حل می شد. ما در کشور کمبود قانون نداریم کما اینکه قوانین دست و پاگیر هم کم نداریم ؛اما قوانین راهگشا کم داریم .

یکی دیگر از آفت های نمایندگی ، دخالت در کارهای اجرایی است ؛اینکه نماینده ای به دنبال تغییر مدیریت های مختلف براساس دیدگاه خود در حوزه انتخابیه اش باشد. ( ما هنوز قوانینی داریم که از رژیم سابق برجا مانده و نیاز به اصلاح و تغییر دارد اما اصلاحاتی در آن ها صورت نگرفته است ، باید به این نمایندگان گفت که به جای دخالت در کارهای اجرایی و برسرکار آوردن مسئولین انتصابی خود ، لطفا به وظیفه نمایندگی تان عمل کنید تا بعد از گذشت سی سال از انقلاب هنوز قوانین رژیم شاهنشاهی در کشور حاکم نباشد!)

آفت دیگر، نداشتن نگاه ملی و داشتن نگاه بخشی است چیزی که متاسفانه کمابیش نمایندگان به آن گرفتارند و برخی اوقات  به این نگاه بخشی خود، مباهات هم می کنند به طور مثال به مردم حوزه انتخابیه خود می گویند فلان کارخانه و...را قرار بود در جای دیگری احداث کنند اما با اصرار ما به اینجا منتقل شد! ( وچقدر این نگاه بخشی به کشور ما ضربه می زند!)

و اما برای رفع این آفات ؛ما مردم نیز وظیفه داریم که از تذکر و امر به معروف و نهی از منکر مسئولین و از جمله نمایندگان غافل نشویم.

پ ن: البته آفات بزرگتری نیز وجود دارد از جمله خضوع در برابر کانون های قدرت و ثروت و... اما این چند موردی که ذکر کردم معمولا عمومیت بیشتری دارد و متاسفانه به عنوان آفت از آن یاد نمی شود.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مجلس، نمایندگان، قانون، قوه مقننه،
ارسال در تاریخ یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 توسط عقل کل

نکاتی چند پیرامون سوال از رئیس جمهور:

- قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت های زیادی دارد که ما هنوز از بعضی از ظرفیت های آن استفاده نکرده ایم به طوری که بعد از گذشت سی سال ؛ برای اولین بار قسمتی از اصل هشتاد و هشتم عملی شد و سوال از رئیس جمهور در مجلس صورت گرفت. در صورتی که در ادوار گذشته نیز می شد از این ظرفیت استفاده کرد. شاید اگر این قانون در دوره های گذشته نیز عملی شده بود بعضی از مشکلاتی که اکنون با آن مواجه هستیم و ریشه در عملکرد دولت های گذشته دارد کمتر وجود داشت و از طرف دیگر با کسب تجربه آموخته بودیم که چگونه باید از رئیس جمهور سوال کرد و چگونه رئیس جمهور باید پاسخ دهد!

- این سوالات گر چه به قول رئیس جمهور مدت ها بر سر زبان ها بود ، اما قسمتی از آن ، از همان نوع حاشیه هایی بود که بارها رهبر معظم انقلاب اشاره فرموده بودند از حاشیه ها دوری کنید و به متن بپردازید؛ لذا بر سر زبان انداختن دوباره این حاشیه ها کار چندان درستی نبود و اگر جلسه از کنترل خارج می شد و خویشتن داری صورت نمی گرفت و پای حرف های ناگفته به میان می آمد ممکن بود فضای امیدبخشی که بعد از حضور حماسی مردم در انتخابات به وجود آمده بود را تبدیل به یاس و جدال بر سر بحث های فرعی کند و دشمنی که با اثر انگشت مردم ناامید شده بود با کلام بیجای برخی مسئولین امیدوار شود و ذائقه مردم تلخ گردد.

 - بعضی ها این جلسه را با بازی فوتبال یا رینگ بوکس اشتباه گرفته اند، گویی مجلس یک تیم است و دولت تیمی دیگر و قرار بوده است به هم گل بزنند و ببینند چه کسی برنده می شود و چه کسی بازنده؟! و انگار نه انگار که دولت و مجلس دو قوه از نظام جمهوری اسلامی هستند که ضربه دیدن هر یک از آنها ضربه به نظام است!

- رعایت اخلاق و ادب اسلامی بر هر مسلمانی لازم است اما بر مسئولین یک نظام اسلامی لازم تر است. هم اینکه رئیس جمهور با کنایه بگوید «به نظرم طراح سوال از همان هایی بوده که با شاسی فوق لیسانس شده» خارج از چارچوب اخلاق اسلامی است و هم اینکه گروهی از نمایندگان ، رئیس جمهور را در جلسه مجلس هو کنند خارج از ادب است. هم اینکه رئیس جمهور لغات و اصطلاحات کوچه بازاری را در جلسات رسمی به کار برد شایسته نیست و هم اینکه یک نماینده در جریان بحث با نماینده ای دیگر ، کلمات رکیک به کار برد دور از ادب است. کار غلط، غلط است حال از طرف هر کسی که باشد. پس بهتر است با تعصب رفتارهای غلط را توجیه نکنیم و نگوییم « جواب های ، هوی است» یا مجلس در حق دولت نامردی کرده بود پس حقش بود و دلمان خنک شد و...  مسلما نوع رفتارهای مسئولان با یکدیگر بر رفتار جامعه نیز اثر می گذارد و نا مناسب بودن ادبیات سخن گفتن آنهابا یکدیگر، روحیه تعامل و همکاری را به کینه و لجبازی تبدیل می کند و دودش به چشم مردم می رود!

- در مورد سوال از مکتب ایرانی، رئیس جمهور بعد از تعریف و تمجید از ایران گفت « ایران یعنی شیوه شیعه علوی و اسلام ناب محمدی (ص) » .  خوب مرد حسابی! اگر واقعا منظورت این است چرا لقمه را دور سرت می چرخانی ، یک راست بگو « اسلام ناب محمدی» تا هم کلام امام عظیم الشان را که همیشه می فرمود « اسلام ناب محمدی» پاس داشته باشی و هم این همه جار و جنجال به پانکنی!  چون ما ملت از کسانی که فقط دم از ایران می زنند چشم ترس داریم زیرا دیده ایم همان ها که فقط ندای ایران ایرانشان به گوش می رسید ناقوس جنگ که به صدا درآمد بارو بندیلشان را بستند و از ایران فراری شدند و با دشمنان ایران هم کاسه شدند اما آنها که دم از اسلام می زدند در زیر شنی تانک های دشمن له شدند اما نگذاشتند یک وجب از ایران به یغما رود!

- در مورد قانون عفاف و حجاب نیز رئیس جمهور گفت « کار فرهنگی با برخورد و بگیر و ببند نمی شود و به دختر و پسرها گیر سه پیچ ندهید» . مسلما برای یک نظام اسلامی شایسته نیست که وضعیت عفاف و حجاب در آن مناسب نباشد لذا اگر نظر رئیس جمهور این است که با کار فرهنگی حجاب و عفاف را نهادینه کند کسی جلوی این کار را نگرفته ، محکم و جدی به صحنه بیاید و با کار فرهنگی آن را عملی سازد. درست است که نهادهای مختلفی در عرصه فرهنگ دخیلند از صدا و سیما و... اما در زیرمجموعه دولت که می توان این کار را کرد. پس بهتر است دولت به جای اینکه حرف هایی بزند که هنجارشکنان را جری تر کند هر طرح فرهنگی در این زمینه دارد به مرحله اجرا درآورد و وضعیت حجاب را سروسامان دهد.چون هدف اصلی اجرای این قانون است و روش اجرا میتواند متفاوت باشد اگر دولت روش مناسبی دارد به جای تعلل ،اجرایی کند.

- در مورد نوشتن و اجرای قانون نیز مقام معظم رهبری (مدظله العالی )بارها اشاره فرموده اند که مجلس سعی کند طوری قانون بنویسد که اجرای آن برای دولت عملی باشد و دولت نیز وقتی قانونی منجز شد موظف است همه توان خود را برای اجرای آن به کارگیرد. اما در حال حاضر گاهی مجلس بر تصویب قانونی اصرار دارد که شورای نگهبان آن را برخلاف قانون اساسی می داند و اجرای آن برای دولت مشکل است اما وقتی به مجمع می رود تصویب می شود . دولت نیز گاهی این قوانین را به عنوان قانون نمی پذیرد و اینجاست که همکاری بین قوا کمرنگ می شود.

- در مورد برکناری وزیر خارجه نیز رئیس جمهور گفت «من به او ماموریت نداده بودم» بر فرض که این طور باشد (هرچند وزیر مربوطه چیز دیگری می گوید) اما اگر چند ساعتی صبر می کرد و وقتی وزیر از ماموریت برمی گشت برکنارش می نمود آسمان که به زمین نمی آمد. قرار نیست دلخور بودن از یک وزیر را بر سر نظام خالی کنیم.

- مردم هم مجلس را به خوبی می شناسند و هم دولت را. هم به معایب مجلس واقفند و هم به معایب دولت. پیش از اینکه احمدی نژاد بخواهد با کنایه عیب های مجلس را رو کند مردم ،یکشنبه سیاه  و تلاش برای تصویب حقوق مادام العمر و...را از این مجلس دیده بودند و قبل از اینکه نمایندگان بخواهند از رئیس جمهور مچ گیری کنند مردم عزل ناگهانی وزرا و...را از رئیس جمهور دیده بودند پس زیاد نگران خدشه دار شدن آبروی مجلس یا دولت در نزد مردم نباشید و سعی نکنید با کش دادن این بحث ها ، خود را ثابت کنید ؛به جای آن سعی کنید ولایتمداری را در عمل تجربه کنید.

خیلی طولانی شد از بقیه نکات صرف نظر می کنم




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مجلس، دولت، رئیس جمهور، قانون اساسی،
ارسال در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط عقل کل

حضور حماسی مردم در انتخابات 12 اسفند ماه 90 ، پیام های روشنی برای داخل و خارج کشور داشت که به مواردی اشاره می کنیم:

- این حضور حماسی نشان داد که اعتماد مردم به نظام اسلامی نه تنها کاهش نیافته است بلکه با توجه به رشد 11 درصدی مشارکت مردم نسبت به انتخابات مجلس در دوره قبل، افزایش نیز یافته است و این حضور ؛ مهر باطلی بود بر سخن کسانی که دائم تکرار می کردند « کشور در وضعیت بحرانی قرار دارد» و آنها که می گفتند « مشکل اصلی کشور، شکاف فزاینده بین عرصه رسمی و عرصه عمومی است» و آنان که می گفتند« ما در شرایط شعب ابیطالب به سر می بریم» و... اما پیام این حضور به قدری روشن بود که ورشکستگان سیاسی را نیز مجبور کرد علیرغم میل باطنی ، شرط خود را بشکنند و ناز و ادا را کنار بگذارند و به صحنه بیایند تا به زعم خویش ،قبل از اینکه به مرده سیاسی تبدیل شوند خود را نجات دهند.

- این حضور حماسی به کسانی که هنوز هم در توهم 13 میلیون طرفدار به سر می بردند فهماند که نام بردن از جنبشی به نام سبز، خیالی بیش نیست.

- این حضور به غربی ها فهماند که باید در محاسبات خود درباره ایران تجدید نظر کنند و اوباما را مجبور کرد که در مورد گزینه های روی میزش توضیح دهد و از بلوف هایش دست بردارد و بگوید «جنگ با ایران که بازی رایانه ای نیست»                          

- این حضور به ملت های منطقه نشان داد که الگوی جمهوری اسلامی ایران همان الگوی موفقی است که باید برای رسیدن به آن تلاش کنند و به مردم جهان فهماند که نظام اسلامی ایران از چنان پتانسیلی برخوردار است که بعد از گذشت بیش از سی سال ، هنوز هم مردم را با عزم راسخ بر سر آرمان ها و اهداف خود در صحنه نگه داشته است.

- این حضور برای مسئولین نظام نیز حامل این پیام بود که مردم هنوز هم آگاهانه و پرشور و خالصانه در صحنه اند ، مسئولین نیز باید این حضور را قدر بدانند و خالصانه به مردم خدمت کنند. (فراموش نمی کنم پیرمردی را که با حضورش در شعبه اخذ رای ، عطر صلوات را در فضا طنین انداز کرد و با گفتن بسم الله و طلب رضای الهی ، رای خود را به صندوق انداخت. کاش منتخبین ملت نیز فقط کسب رضای الهی را در سر داشته باشند)

- و نکته آخر اینکه با پایان انتخابات ، مردم ما بر اساس اخلاق اسلامی آموخته اند که پایان رقابت، آغاز رفاقت است. لذا انتظار می رود که کاندیداهای منتخب و غیر منتخب نیز همگام با مردم و به دور از عقده گشایی و کینه توزی؛ رقابت ها را به رفاقت تبدیل کنند و به خدمت موثر بپردازند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: انتخابات، مجلس، حضور حماسی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 15 اسفند 1390 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو