تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر مجلس
اینکه افراد جدیدی به مجلس راه یابند بنفسه امر مطلوبی است و باعث چرخش قدرت و استفاده از طرح ها و ایده های نو می شود.
اما این افراد جدیدالورود باید شان و جایگاه نمایندگی را ارج نهند و رفتاری نشان ندهند که حاکی از ذوق زدگی آنان از ورود به مجلس باشد.

یک نماینده باید در برابر مردم، فروتن و متواضع باشد اما در برابر مسئولین ، روحیه پرسشگری و انتقادی خود را حفظ کند تا حق مردم ضایع نشود.

نماینده ای که با دیدن یک وزیر ذوق زده می شود یا از اینکه می تواند رئیس جمهور را از نزدیک ببیند لذت می برد یا مدام به دنبال این است که با این مسئول و آن مسئول عکس بیندازد آیا می تواند در وقت لازم ، از وزیر یا رئیس جمهور سوال یا انتقاد کند یا وزیر را به استیضاح بکشاند؟! و آیا مثلا می تواند با زبانی منطقی و رسا از تضییع حقوق ملت در قضیه برجام جلوگیری به عمل آورد؟!

به گمانم برخی از نمایندگان جدیدالورود هنوز هم در شگفتی رای آوردن خود هستند که لازم است هر چه زودتر از این حال و هوا خارج شده و رفتاری در تراز نماینده مجلس جمهوری اسلامی داشته باشند.







طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مجلس، نماینده، دولت، ظریف، رئیس جمهور،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
« آش شله قلمکار »که می گویند یعنی همین! یعنی اینکه افرادی قبلا ادعا کرده اند مستقل هستند و یا ادعا کرده اند اصولگرا هستند و اکنون اسمشان در لیست اصلاح طلبان وارد شده است!

آیا واقعا می شود افرادی مستقل باشند و در عین حال ادعا کنند که اصولگرا یا اصلاح طلبند؟!

آیا می شود افرادی هم اصولگرا باشند و سید محمد خاتمی را یکی از سران فتنه بدانند و هم اصلاح طلب باشند و خاتمی را رهبر جریان اصلاح طلبی بدانند؟! یعنی هم به عنوان یک اصولگرا، خواستار محاکمه خاتمی باشند و هم به عنوان یک اصلاح طلب از خاتمی تمجید کنند!!!

شاید بگویید رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در سخنرانی های چندین سال قبل خود، از « اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه » سخن گفتند و اصلاح طلبی و اصولگرایی را در هم تنیده دانستند.

بله! منظور رهبر معظم انقلاب در آن سخنرانی ها که قبل از سال 88 بود ، اصلاحات واقعی بود نه اصلاحاتی که فتنه 88 را رقم زد!

اگر فرمایشات معظم له را مرور کنیم ایشان فرموده اند: « اصلاحات جزو مبانی اصولگرایی است... اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه درهم تنیده هستند. آن اصلاحاتی که بخواهد با معیار آمریکایی در کشور انجام بگیرد، مثل همان اصلاحات رضاخانی است. می دانید رضاخان در مهمترین بخش ها و سال های سلطنتش، شعارش اصلاحات بود. همه ی این فجایع و جنایاتی که شما در دوره رضاخان سراغ دارید تحت نام و زیر پرچم اصلاحات انجام گرفته است. اسناد بازمانده از دوره رضاخان را بخوانید. افراد را برکنار می کردند چون می گفتند اینها ضد اصلاحاتند. افرادی را سرکار می آوردند چون می گفتند اینها مومن به اصلاحاتند. آن اصلاحاتی که با معیار رضاخانی، با معیار آمریکایی و با معیار فرهنگ غربی انجام بگیرد، اصلاحات نیست، افسادات است...اصلاحات باید ضابطه مند و مبتنی بر ارزش ها و معیارها و خط کشهای اسلامی و ایرانی باشد. معیار اصلاحات ، قانون اساسی است؛ بر این اساس باید ما اصلاحات کنیم، ما به اصلاحات احتیاج داریم، اصلاحات تصحیح روش های ماست؛ تصحیح هدف های مرحله ای ماست؛ تصحیح تصمیم گیری های ماست؛ تعصب نورزیدن روی تصمیم گیری های ناحق است. این، غیر از ساختارشکنی و مبارزه با قانون اساسی، مبارزه با اسلام و مبارزه با استقلال یک کشور است

رهبر معظم انقلاب ، اصلاحاتی را می پذیرند که با قانون اساسی مبارزه نکند. در حالی که محمد خاتمی در سال 88 با قانون اساسی مبارزه کرد و بر ضد رای مردم کودتا کرد.

رهبر انقلاب ، فتنه 88 را خط قرمز نظام معرفی فرمودند و حتی حاضر نشدند خاتمی را که یکی از سران فتنه بود برای عیادت خود بپذیرند. بنابراین آن نوع اصلاحاتی که هنوز خاتمی را در راس جریان خود می داند نمی تواند اصلاحات مد نظر رهبر انقلاب باشد.

اگر کسی ذره ای درک سیاسی داشته باشد خواهد فهمید که اصلاح طلبی حزبی که فتنه را خط قرمز نمی داند، هیچگاه با اصولگرایی قابل جمع نیست. با مستقل بودن هم قابل جمع نیست.

اکنون که به مرحله دوم انتخابات در برخی از حوزه های انتخابیه نزدیک می شویم «لیست امید» اصلاح طلبان برای مرحله دوم انتخابات منتشر شد و در این لیست افرادی به چشم می خورند که قبلا ادعای مستقل بودن یا اصولگرا بودن داشته اند و اکنون اسمشان در لیست اصلاح طلبان مشاهده می شود!

این افراد باید تکلیفشان را روشن کنند و بگویند بالاخره چه تفکری دارند. هر کاندیدایی اول باید تکلیفش با خودش روشن باشد. افرادی که هنوز تکلیفشان با خودشان روشن نیست چگونه می خواهند در مجلس برای مردم تعیین تکلیف نمایند و قانون بنویسند.

نماینده باید ثبات فکری داشته باشد. اگر کاندیداهایی حاضر شوند برای کسب چند رای بیشتر، مورد حمایت هر لیستی قرار گیرند چگونه می خواهند در صورت ورود به مجلس، از حقوق مردم دفاع کنند.

هر کاندیدایی بهتر است صادقانه ، خط فکری و نگرش سیاسی خود را برای مردم روشن نماید تا به مذبذب بودن و دم دمی مزاج بودن متهم نشود.

 اگر کاندیدایی به صورت مستقل وارد عرصه رقابت انتخاباتی شده است تا پایان رقابت، مستقل بماند ، اگر به اسم اصولگرایی وارد عرصه شده، تا آخر اصولگرا بماند و اگر به اسم اصلاح طلبی وارد صحنه شده، تا پایان رقابت انتخاباتی اصلاح طلب بماند. ثبات فکر و عقیده ،باعث جلب اعتماد مردم می شود و تغییر و تزلزل در عقیده، اعتماد مردم را سلب می نماید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات، اصلاح طلب، اصولگرا، مستقل، مجلس، لیست امید اصلاح طلبان، مرحله دوم انتخابات،
ارسال در تاریخ شنبه 28 فروردین 1395 توسط عقل کل
من به نظام جمهوری اسلامی و اقتدار و عظمتش می بالم. در هر نظام سیاسی، هر گاه گروه یا جریانی بر علیه حاکمیت دست به کودتا بزند و شکست بخورد نتیجه اش این است که آن گروه و جریان یا به طور کامل حذف می شود یا دیگر هیچ فردی جرات ندارد با اسم و عنوان آن جریان به فعالیت سیاسی بپردازد و یا حتی برخی از افراد آن جریان ، خودشان از مردم شرم می کنند که با عنوان و اسم قبلی به صحنه بیایند.

 اما در جمهوری اسلامی شاهدیم جریانی که در سال 88 بر علیه قانون اساسی و ولایت فقیه و رای مردم کودتا کرد ، نه تنها حذف نشد بلکه اجازه یافت با همان اسم و عنوان قبلی (اصلاح طلبی) به فعالیت بپردازد و نمایندگانش را به مجلس بفرستد. این نشانه اوج اقتدار جمهوری اسلامی است.

لطفی که نظام جمهوری اسلامی در حق اصلاح طلبان روا داشته، در حق هیچ جریانی روا نداشته است.

حال با این لطف بزرگ نظام ، پیشنهادی به اصلاح طلبان دارم:

شما اصلاح طلبان که بسیار مشتاق حضور در عرصه سیاسی و خدمت به مردم هستید واقعا حیف است که در عرصه تامین امنیت کشور هیچ نقشی نداشته باشید.

لذا توصیه می کنم برای اینکه بیش از این از جوانانی که جانشان را کف دست گرفته اند و برای دور کردن خطر داعش از مرزهای کشور ، در سوریه و عراق می جنگند خجالت نکشید، شما هم جوانان اصلاح طلب را به سوی این میدان مبارزه گسیل نمایید تا از مسابقه جان دادن برای اسلام و کشور عقب نمانید.

اگر نگاهی به مدافعان حرم بیندازید مشاهده خواهید کرد که تفکر آنها شبیه همان کسانی است که شما به ناحق ، آنان را تندرو و افراطی می نامید. واقعا زشت است جوانان حزب اللهی و مومنی که هر روز از طرف شما برچسب تندرو و دلواپس دشت می کنند از جانشان برای حفظ امنیت کشور و آرامش شما و ناموستان بگذرند اما شما یادتان نباشد و هیچ نقشی در تامین امنیت کشور نداشته باشید.

 واقعا شرم آور است که در زمان تقسیم قدرت در صحنه باشید اما در زمان جان دادن برای اسلام و انقلاب، خودتان را کنار بکشید.

همانطور که برای کسب قدرت دست و پا می زنید ، ترس و بزدلی را کنار بگذارید و  برای جان دادن در راه اسلام و انقلاب هم مشتاقانه به میدان مبارزه بشتابید. بیایید همانطور که سهمی از مجلس دارید سهمی از جان دادن برای امنیت کشور را هم داشته باشید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، فتنه88، نظام جمهوری اسلامی، انتخابات، مدافعان حرم، مجلس، امنیت،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1394 توسط عقل کل
در حوادث فتنه سال 88 ، گروه شش نفره ای از طرف مجلس برای رسیدگی به اعتراض کاندیداهای معترض تشکیل شد که این شش نماینده با کاندیداهای انتخابات و آقای هاشمی دیدار کردند و سخنان آنها را شنیدند.

آقای زاکانی به عنوان یک نفر از آن گروه شش نفره ، به تعریف شنیده ها و جریان آن دیدارها پرداخته و در بخشی از سخنانش در مورد دیدار با آقای هاشمی گفته است:

« آقای هاشمی به صراحت به ما گفت تقلب شده.
گفتیم: چه جوری تقلب شده؟

گفت: آقای ری شهری آمده بود اینجا. آقای ری شهری به من گفت: روز 15 خرداد یکی از کارمندانش برای دیدار پدرش به «کهک» قم رفته و دیده پدرش نیست. بعد از مدتی پدرش می آید در حالی که شناسنامه اش را در دست دارد و انگشتش هم جوهری است.
از پدرش می پرسد: پدرجان کجا بودی؟
پدر می گوید: من رفتم 50 هزار تومان پول گرفتم و به آقای احمدی نژاد یک رای دادم.

آقای هاشمی گفت: از آن موقع (یک هفته قبل از انتخابات) صندوق پر می کردند.


این حرف را اگر من خودم از آقای هاشمی نشنیده بودم غیرقابل باور بود، اما من بودم با پنج نفر از نمایندگان که این حرف را از آقای هاشمی شنیدیم.

بعد به آقای هاشمی گفتیم: واقعا آقای هاشمی، در نظام اسلامی از یک هفته قبل از انتخابات داشتند برای یک نفر رای جمع می کردند؟! اصلا قابل تصور است؟!

گفت: بله همین جوری تقلب شده.

بعد دوستان به آقای محسنی اژه ای که در آن زمان وزیر اطلاعات بود مراجعه کردند و گفتند: آقای هاشمی یک چنین ادعایی دارند. اگر آقای ری شهری که آدم ثقه و معتمدی است چنین حرفی زده باشد باید ببینید موضوع چیست؟ موضوع مهمی است.

آقای اژه ای به عنوان وزیر اطلاعات بررسی کرد. سپس در مجمع تشخیص مصلحت جلوی 35 نفر به آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی! ما رفتیم این ادعایی را که شما مطرح کردید بررسی کردیم و از اساس نادرست بود، آن چیزی که منتسب کرده بودید به آقای ری شهری.

آقای ری شهری گفت: چه چیزی را به من منتسب کرده اند؟

قضیه را برای آقای ری شهری تعریف کردیم
آقای ری شهری به آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی! من کی به شما چنین حرفی زدم؟!

آقای زاکانی در ادامه گفت: من این قضیه را در دانشگاه امام صادق گفتم و دفتر آقای هاشمی آن را تکذیب کرد.

بعد از آن تکذیب، یک روز که هر شش نماینده ای که این قضیه را از آقای هاشمی شنیده بودیم در مجلس حضور داشتیم و آقای ابوترابی هم به عنوان یک نفر از آن شش نفر داشت مجلس را اداره می کرد، من رفتم نطق کردم و از همه آنها شهادت گرفتم. گفتم: آقایان! همه شما بودید و شنیدید اما دفتر آقای هاشمی آن را تکذیب کرده است. من هم این ادعا را مطرح کردم اگر نادرست می گویم بگویید نادرست است.

همه سکوت کردند.
به آقای ابوترابی هم گفتم : اگر نادرست می گویم بگویید نادرست است. آقای ابوترابی هم سکوت کرد چون حرفم راست بود.»


پی نوشت:

وقتی شیخ مصلحت می تواند به کسانی که حی و حاضرند چیزی را نسبت دهد که بعدا توسط آن فرد انکار می شود؛ با این حساب هیچ جای تعجب نیست اگر حرف ها و خاطره هایی را به امام نسبت دهد که با صحیفه امام سنخیت ندارد!



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فتنه88، تقلب، هاشمی، ری شهری، زاکانی، مجلس، ابوترابی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط عقل کل
یکشنبه 19 مهر در روند بررسی کلیات طرح یک فوریتی «اقدام متناسب و متقابل دولت در اجرای برجام» یکی از نمایندگان گفت: «عده ای با کلیات و جزئیات طرح پیشنهادی موافقند که خودشان می دانند و عده ای هم به تصور اینکه به کلیات رای دهند بعد در جزئیات خواهند توانست پیشنهادات خود را جایگزین کنند به کلیات رای می دهند که من خطاب به گروه دوم می گویم شما یا آقای رئیس را نشناخته اید یا ساده لوحی می کنید برای اینکه فکر می کنید چیزی را می شود تصویب کرد و جایگزین آنچه کرد که کمیسیون امنیت ملی در صحن تقدیم کرده است.این تجربه در دو سه روز آینده مشخص می شود.»

و امروز کاملا روشن شد که پیش بینی این نماینده ،درست از آب درآمد و رئیس مجلس در بررسی جزئیات طرح، فرصت ارائه پیشنهادات را به نمایندگان نداد و این طرح با تغییر بسیار جزئی به تصویب رسید.

طرحی که قرار است سرنوشت 10 تا 25 سال آینده کشور را رقم بزند در عرض 20 دقیقه به تصویب رسید. با این حساب می توان گفت سیمانی که آقای صالحی می گفت می خواهند روی من بریزند و مرا دفن کنند، با تصمیم و هماهنگی چند نفر از جمله آقای لاریجانی رئیس مجلس، روی مجلس ریخته شد و پیشنهادات نمایندگان را دفن کرد.



البته آغاز ریختن سیمان از وقتی بود که کمیسیون ویژه برجام را که توسط خود مجلس تعیین شده بود کنار زدند و با توجیه اینکه این کمیسیون فقط وظیفه ارائه گزارش را برعهده داشته است به کمیسیون امنیت ملی رجوع کردند.

و هرگز جواب ندادند که اگر قرار بود برای کمیسیون برجام هیچ ارزشی جز قرائت یک گزارش قائل نشوند پس چرا ساعت ها وقت نمایندگان کمیسیون و مردم را صرف دعوت از متخصصان و تیم مذاکراتی گذشته و حال نمودند و حتی دبیرکل آژانس را در جلسات خود دعوت کردند و به پرسش و پاسخ پرداختند.

آیا ملت را سرکار گذاشته بودند؟ گزارش کمیسیون برجام برای چه کسی ارائه شد؟ آیا قرار نبود این گزارش ملاک عمل مجلس و نمایندگان قرار گیرد؟ آیا اگر گزارش کمیسیون برجام طبق میل برخی آقایان و از جمله رئیس مجلس بود باز هم آن کمیسیون را کنار می زدند؟

می گویند حرمت امامزاده با متولی آن است وقتی مجلس برای تصمیمات خود ارزش قائل نیست و به راحتی کمیسیون منتخب خود را کنار می زند نباید انتظار داشته باشد که دولت برای مجلس ارزش قائل شود و برجام را در قالب لایحه به مجلس بفرستد. تا همین مقدار نقشی هم که فعلا برای مجلس قائل شده اند  از عنایت و پیگیری مقام عظمای ولایت است و گرنه کسانی که منتقدان خود را بیسواد می دانند حاضرند همه چیز و از جمله قانون را نادیده بگیرند و برخی سیاستمداران هم برای بقای قدرت خود حاضرند مثل حزب باد عمل کنند.


پی نوشت:

ای کاش آنقدر جرات و جسارت داشتند که رای شان را علنی اعلام می کردند. بعضی نمایندگان می خواهند طوری عمل کنند که اگر برجام خوب از آب درآمد بگویند ما بودیم که به آن طرح رای دادیم و اگر بد از آب درآمد بگویند ما به آن رای ندادیم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مجلس، برجام، طرح یک فوریتی، لاریجانی، صالحی، سیمان، کمیسیون ویژه برجام،
ارسال در تاریخ سه شنبه 21 مهر 1394 توسط عقل کل

پسرخاله خطاب به وزیر نفت:

یه پیرزنه هست پاهاش درد می کنه فقیرم هست. بعضی وقتا میرم بهش کمک می کنم. خونشو تمیز می کنم و بعضی کارای دیگه.
همیشه بهم میگه بردار از اون شکلاتا بخور.

منم چون کلا چنتا دونه شکلات داره نمی خورم.
اما واسه اینکه ناراحت نشه همیشه چنتا پوسته شکلات از قبل میذارم تو جیبم تا نشونش بدم و بگم خوردم.

اینو که گفتم واسه این نیس که از خودم تعریف کنم آقای زنگنه!
واسه این گفتم تا بدونین ،هستن کسایی که فقیرن و حتی چنتا دونه شکلات بیشتر ندارن.

حالا شما بگین 18 میلیارد دلار چنتا شکلات میشه؟!

بعضی چیزا اتفاقه باید بیفته. یه مورچه یه دونه رو به دوش می کشه باد میزنه و دونه رو میندازه، اتفاقه دیگه،
یه گربه لب حوض میخواد ماهی بگیره، میفته تو حوض، هه هه...اتفاقه دیگه میفته، اصلا اتفاق باید بیفته.

اما بعضی چیزا اتفاق نیست فقط باید یه کم احتیاط کنیم تا پیش نیاد.
مث حکم دادگاه لاهه و جریمه میلیارد دلاری ایران.

اگه وقتی رئیس جمهور به شما پیشنهاد وزارت داد رد می کردین
اگه رئیس جمهور یه نفر دیگه رو به جای شما واسه وزارت نفت معرفی می کرد

اگه شما به نماینده ها نمی گفتین « من از وزارت اشباعم و اینی که میگن اگه من وزیر بشم ایران باید خسارت میلیارد دلاری بده ،جنگ روانیه و مضحکه»
اگه رئیس جمهور واسه شما سنگ تموم نمیذاش

اگه بعضی نماینده ها به شما رای نمیدادن و لابی نمی کردن
اگه احتیاط میکردن و میگفتن احتیاط شرط عقله

الان این اتفاق نمی افتاد

آقای زنگنه! شما باس خودت زودتر می فهمیدی و کنار می رفتی
آدم باس از خودگذشتگی داشته باشه مخصوصا وقتی پای منافع یه ملت وسطه

یه روز رفتم نونوایی
نونوا گفت هر کسی اومد بهش بگو پشت سرت وانسه...نون نمیرسه
منم هر کی اومد گفتم بیا جلوی من وایسا
مگه چیه، همه باید به هم کمک کنیم.

به من میگن پسرخاله، نون خواستید گرفتم، نفت خواستید خریدم، تا حالا کسی دیده من از کسی چیزی بخوام؟ اما حالا میخوام!
از رئیس جمهور، از وزیر نفت، از مجلس، از قوه قضائیه


میخوام حقیقت رو به مردم بگن. این مردم همونان که به شماها رای دادن. حق دارن بدونن حکم دادگاه چی بوده.
از مسئولا میخوام همه تلاششون رو بکنن تا ایران مجبور نشه خسارت بده.

یه مورچه صدبارم که دونه ش بیفته صد دفه ورش میداره. واسه چی؟ واسه اینکه امید داره.
 هر طور شده نباس بذارین حق مردم پامال بشه.

اگه با کنار رفتن آقای زنگنه ممکنه حکم دادگاه عوض بشه خب بره کنار
اگه خودش نرفت خب رئیس جمهور بذاردش کنار ،نه اینکه تازه جایزه بش بده
اگه رئیس جمهور نذاشت خب مجلس کنارش بذاره

بیت الماله دیگه ،نباس بذارین هدر بره
اینقد برو بیا کردین واسه توافق ژنو تا چار پنج میلیارد از پول خودتونو پس بدن

اونوقت این درسته که 18 میلیارد دلار پول بی زبون رو بریزین تو حلقوم اماراتیا
تا اماراتیا کمک کنن به تکفیری ها و اسرائیل ، تا بمب و گلوله بزنن تو سر بچه های عراق و سوریه و غزه
خب زشته دیگه

مردم گناه دارن. نباس بذارین حقشونو شیخ نشینای اماراتی بخورن.
خب چی کار کنم .دلم سوخت...هعی...امان از این دل مهربون...میخوای برم نون بگیرم...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: پسرخاله، کرسنت، وزیر نفت، رئیس جمهور، مجلس، دادگاه لاهه، امارات،
ارسال در تاریخ سه شنبه 11 شهریور 1393 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ