بعضی ها در کشور طوری با جوانان مومن و انقلابی رفتار می کنند که گویا بدشان نمی آید نقش محمود عباس را در ایران بازی کنند.

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین است که به مقاومت و ایستادگی در برابر اسرائیل اعتقادی ندارد و راه سازش با اسرائیل را در پیش گرفته است و در این راستا، جوانان مقاومت فلسطین را که به مبارزه با اسرائیل می اندیشند در تنگنا قرا می دهد ،به طوری که حدود هزار نفر از اعضای گروه های مقاومت فلسطین از جمله حماس و جهاد اسلامی به جرم مبارزه با اسرائیل ،در زندان های تشکیلات خودگردان محبوس شده اند!



محمود عباس به دنبال تنش زدایی با اسرائیل است و جوانان مقاومت را افراطی و تندرو می داند.

متاسفانه بعضی افراد در ایران نیز به گونه ای با جوانان مومن و انقلابی رفتار می کنند که آدم را به یاد اقدامات محمود عباس می اندازند. همانطور که محمود عباس همگام با اسرائیل و آمریکا ، اعضای گروه های مقاومت فلسطین را می کویند و آنان را تندرو می نامند ؛ افرادی هم در ایران هستند که همگام با آمریکا، جوانان مومن و انقلابی ایران را می کوبند و برچسب افراطی گری نثارشان می کنند.
 
همانطور که محمود عباس از شعار دادن بر ضد اسرائیل نگران می شود و آن را تنش زا می داند برخی ها در ایران نیز، از شعار مرگ بر آمریکا ناراحت می شوند و آن را تنش زا می نامند.

همانطور که اسرائیل و آمریکا ، بقای محمود عباس در قدرت را می پسندند و نگرانند که اگر او کنار برود بر قدرت گروه های مقاومت افزوده شود، آمریکا همچنین خواستار به قدرت رسیدن افرادی در ایران است که به دنبال تنش زدایی باشند و نگران است که مبادا استکبارستیزان در انتخابات پیروز شوند.

جوانان مقاومت فلسطین ،هم توسط اسرائیل سرکوب می شوند و هم توسط محمود عباس و تشکیلاتش؛ در ایران نیز جوانان مومن و انقلابی ،هم توسط شیطان بزرگ برچسب افراطی گری می خورند و هم توسط زنجیره ای ها و ارادتمندان آمریکا که دوست دارند نقش محمود عباس را بازی کنند.

مسلما اگر حمایت های بی دریغ رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) از جوانان مومن و حزب اللهی نبود احتمالا بعضی ها بدشان نمی آمد همانند محمود عباس، جوانان مومن و حزب اللهی را به جرم سر دادن شعار مرگ بر آمریکا در  زندان محبوس نمایند تا مزاحم سیاست های تنش زدایی نشوند و بگذارند امثال فابیوس و هاموند ،بی دغدغه به ایران رفت و آمد کنند.

خداوند بر عزت روزافزون مقام عظمای ولایت بیفزاید که همانند امام راحل(ره) از جوانان مومن و حزب اللهی که الگو از شهدای دفاع مقدس گرفته اند حمایت می کنند و اخیرا نیز برای چندمین بار تاکید فرمودند: « مسئولین کشور جوان های انقلابی را گرامی بدارند؛ این همه جوان های حزب اللهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت. باید به روحیه انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیه است که کشور را حفظ می کند، از کشور دفاع می کند؛ این روحیه است که در هنگام خطر به داد کشور می رسد.»

و خداوند کسانی را که اصرار دارند نقش محمود عباس را در ایران ایفا کنند به راه راست هدایت فرماید و آنها را سر عقل بیاورد تا بفهمند وجود روحیه انقلابی گری است که نظام را در برابر خطرات دشمن بیمه می کند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: افراطی، محمود عباس، فلسطین، مقاومت، جوانان مومن و انقلابی، ایران،
ارسال در تاریخ جمعه 20 شهریور 1394 توسط عقل کل
اگر هر روز سرود ملی اسرائیل در گوش سربازان اسرائیلی نواخته شود و با هم تکرار کنند و بگویند: « تا هنگامی که از ژرفای قلب، روح یهودی هنوز در حسرت و آرزوست و رو به سوی شرق ، چشمی صهیون را می نگرد امیدمان از دست نرفته است ؛ امید دو هزار ساله مان که ملتی آزاد باشیم در سرزمین خود!!! سرزمین صهیون و اورشلیم!»
اگر هر روز به دانش آموزان اسرائیلی القا کنند که اسرائیل غاصب نیست و این فلسطینی ها هستند که باید از سرزمین ما بیرون روند

اگر شورای امنیت که برای پرونده هسته ای ایران تاکنون چندین قطعنامه صادر کرده است در قبال کشتار فجیع شجاعیه به یک ابراز تاسف بسنده کند و طرفین را به خویشتن داری دعوت نماید و آمریکا طبق معمول ،همه قطعنامه های ضد اسرائیل را وتو کند

اگر سران عرب از ملک عبدالله تا امیر قطر و دیگر امرای عرب که رگ عربیت آنها فقط در مقابل ایران باد می کند همچنان به سکوت خائنانه خود در قبال فلسطین ادامه دهند تا آنجا که صبر نیکلاس مادارو رئیس جمهور ونزوئلا هم سر آید و از آنان گلایه کند که چرا به کمک برادران مسلمانشان نمی شتابند

اگر اردوغان به جای اینکه آرزوی خواندن نماز در مسجدالاقصی را داشته باشد آرزو کند که در مسجد اموی دمشق نماز بخواند!

اگر سرویس های جاسوسی آمریکا و اسرائیل و انگلیس با استفاده از استراتژی «لانه زنبور سرخ» ، گروه تروریستی داعش را سازماندهی کنند تا از اسرائیل حمایت و پشتیبانی نمایند

اگر دور تا دور کرانه باختری را دیوار حائل بکشند و غزه را به بزرگترین زندان جهان تبدیل کنند و گذرگاه رفح را نیز به روی مردم مظلوم غزه ببندند و به گنبد آهنینی که سوراخ سوراخ است دل خوش کنند

اگر رسانه های جهانی که سر در آبشخور صهیونیسم دارند حقایق را تحریف نمایند و حتی آوارگی و بی پناهی زن فلسطینی را به عنوان زن اسرائیلی به نمایش گذارند
اگر استکبار جهانی با همه متحدان و کشورهای حلقه به گوشش دست در دست یکدیگر دهند و نفس کودکان غزه را بگیرند تا به اسرائیل تنفس مصنوعی دهند و موجودیتش را حفظ نمایند

هیچکدام نمی توانند این واقعیت را تغییر دهند که اسرائیل به زودی از صفحه روزگار محو خواهد شد و شبکه عنکبوتی صهیونیسم از هم فرو می پاشد و جهانیان به زودی ،دنیای بدون اسرائیل را تجربه خواهند کرد.

این وعده امام ماست که فرمود «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود » و وعده های ولایت فقیه ردخور ندارد. اگر امام (ره) فرمود اسرائیل باید محو شود این یعنی اسرائیل به زودی محو خواهد شد و اگر خلف صالحش فرمود تلاویو و حیفا را با خاک یکسان می کنیم این یعنی به زودی تلاویو و حیفا با خاک یکسان خواهد شد.



امروز اسرائیل نفس های آخرش را می کشد. اینکه می بینیم هر روز دست به جنایت می زند و عقده ناکامی هایش در جنگ با جوانان مقاومت غزه را بر سر کودکان خالی می کند نشان از اوج استیصال و درماندگی اوست.
 
اسرائیل ادعا می کرد پنجمین ارتش قدرتمند دنیاست اما در جنگ 33 روزه و 22 روزه و 8 روزه از نیروهای مقاومت شکست خورد.
ادعا می کرد رویای نیل تا فرات را در سردارد اما به رودخانه لیتانی هم نرسید!
ادعا می کرد قدرت های عربی را در شش روز شکست داده است اما امروز از ترس چند موشک دست چندم مقاومت به زندگی در پناهگاه روی آورده است.
ادعا می کرد ارتشی قدرتمند دارد اما سربازان بزدلش به گریه می افتند و از جنگ با اشباح سخن می گویند.

روح ناامیدی بر صهیونیست ها حاکم شده است و مهاجرت معکوس شکل گرفته است به طوری که بسیاری از صهیونیست های ساکن اسرائیل درصدد اخذ گذرنامه های اروپایی هستند تا در صورت لزوم از اسرائیل خارج شوند
 
شمارش معکوس نابودی اسرائیل از مدت ها قبل شروع شده است. این واقعیت را حتی هنری کیسینجر یهودی که طرفدار سرسخت اسرائیل است نیز فهمیده است تا آنجا که دو سال پیش خیلی خوشبینانه گفت تا ده سال دیگر اسرائیلی وجود ندارد! این را جامعه اطلاعاتی آمریکا هم اذعان کرده است که از «خاورمیانه بدون اسرائیل » گزارش می دهد.

نابودی اسرائیل به زودی محقق خواهد شد هرچند عده ای امروز پوزخند بزنند و این وعده را باور نکنند. از این افراد انتظاری نیست آنها پیروزی انقلاب را هم باور نداشتند، فتح خرمشهر را نیز باور نداشتند، فروپاشی شوروی را نیز باور نداشتند پس نباید انتظار داشت نابودی اسرائیل را باور کنند.

اما به زودی این خبر از تمام رسانه ها به مردم جهان مخابره می شود که «بیت المقدس آزاد شد»
و خبرنگاران از خرابه های تلاویو گزارش می دهند و آژانس های مسافرتی تور سفر به بیت المقدس راه می اندازند و در آینده ای نزدیک ،بزرگداشت روز قدس را در بیت المقدس آزاد برگزار خواهیم کرد.
 
با این حساب جوانان مقاومت فلسطین امروز حق دارند با تمسخر سرود ملی اسرائیل ، «پایان امید» را به آنها گوشزد کنند و بگویند:
« ارتش صهیونیستی از موم ساخته شده است و در حال ذوب شدن است و دیگر امید زیادی ندارد.
با ظلم و ستم وارد سرزمین ما شدند. خبر می دهم کسی از شما باقی نمی ماند
و درنهایت به دو گروه تقسم می شوند گروه اول به وطن اصلی شان برمی گردند
و گروه دوم احمق و سرکش، سرنوشتشان زیر خاک است،
نام شهر مقدس ما به نام پرشکوه قبل برمی گردد پایتخت ما بیت المقدس می شود نه اورشلیم.»




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اسرائیل، فلسطین، بیت المقدس، روز قدس، غزه، پایان امید،
ارسال در تاریخ سه شنبه 31 تیر 1393 توسط عقل کل

سه سال پیش وقتی ریاست اجلاس عدم تعهد به مصر رسید مبارک نامبارکی بر کرسی ریاست عدم تعهد تکیه زد که تعهد دیرینه اش به اسرائیل و آمریکا ، عدم تعهد را شرمنده می کرد!

و اکنون کشوری به ریاست عدم تعهد انتخاب شده است که از ابتدا شعار « نه شرقی نه غربی» بر تارک انقلابش می درخشید و هزینه ی پافشاری بر آن را نیز پرداخت از جنگ هشت ساله گرفته تا تحریم ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی.

پس این ایران است که به عدم تعهد اعتبار بخشیده است. ایران از اعتبار جهانی اش برای جنبش عدم تعهد هزینه کرد.

ایران منزوی نبود که بخواهد با برگزاری یک اجلاس از انزوا خارج شود ، ایران آنقدر اعتبار و قدرت و شهرت دارد که بر سر یک مسئله از مسائل علمی و سیاسی اش ، پنج عضو دائم شورای امنیت را به مذاکره می کشاند و خود یک تنه به بحث می نشیند. ایران آنقدر اعتبار و قدرت دارد که برای حل مسائل منطقه ای همگان اذعان می کنند که بدون ایران نه بحران سوریه حل می شود نه عراق به آرامش می رسد نه بحرین و عربستان!

حتی محمد مرسی هم خوب می داند که برای کسب اعتبار بین المللی اگر صد بار هم به عربستان برود فایده ندارد باید به ایران بیاید تا وجهه بین المللی مصر را ارتقا بخشد ، همان ایرانی که وقتی مرسی جوانی بیش نبود با پیروزی انقلابش به هیجان می آمد و آرزو می کرد روزی مصر هم طعم آن را بچشد. مرسی حتی این را هم می داند که اگر در کنار مواضع ضد اسرائیلی اش ، مواضع ضد سوری هم بگیرد در مواضع مقتدرانه ایران اثری نخواهد داشت و ذره ای از میهمان نوازی ایران کاسته نخواهد شد و دیپلماسی ایرانی زیرکانه از کنار آن خواهد گذشت.  

فقط در تهران است که نطق همه باز می شود و بی پروا سخن از آرمان فلسطین و تغییر در ساختار شورای امنیت بر زبان می آورند گویی در ایران ترس همه ریخته است و عدم تعهد ، به تعهد عدم تعهدش بازگشته است. حتی محمود عباس هم در تهران جسارت پیدا می کند که حرفش را بزند و این چیزی است که تب اسرائیل را بالا برده و به هذیان گویی واداشته است که این اجلاس را لکه ننگ بر پیشانی دنیا بنامد و به فکر انتقام گیری در سازمان ملل بیفتد و حتی برای محمود عباس هم خط و نشان بکشد! 

پس این ایران است که با اعتبارش به عدم تعهد اعتبار بخشید و عدم تعهد را از انزوایش خارج کرد!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: جنبش عدم تعهد، ایران، اجلاس شانزدهم عدم تعهد، مصر، اسرائیل، فلسطین، مرسی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 12 شهریور 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic