بعضی کارها و اقدامات ،زمینه ساز عذاب الهی است و ملتی را به نابودی می کشاند. گاهی آه یک مظلوم چنان عرش خدا را می لرزاند که قومی را نابود می کند.

فتنه 88 و جنایات بزرگی که توسط فتنه گران بر سر بی گناهان آمد زمینه ساز عذاب الهی بود و اگر حماسه 9 دی رخ نمی داد ، معلوم نبود امانی در برابر غضب الهی وجود داشته باشد. 9 دی ملت ایران را نجات داد و زمینه ساز رحمت الهی شد.

حرمت شکنی عاشورای حسینی، قضیه کوچکی نیست که بشود راحت از کنار آن گذشت. برای درک عظمت عاشورا و عزاداران امام حسین علیه السلام، فقط کافیست به اربعین بنگرید و اوج احترامی که عراقی ها برای زائران حسین قائل می شوند.

وقتی زائر امام حسین(ع) اینقدر مورد احترام است آیا نباید عزادار آن حضرت در روز عاشورا و آن هم در کشور شیعه مورد احترام واقع شود؟

شاید اگر حرمت شکنی عاشورا در کشوری دیگر رخ می داد آنقدر مورد غضب الهی نبود که در ام القرای جهان اسلام و در پایتخت تشیع، چنین جسارت بزرگی به عاشورای حسینی شد.

اگر در نیویورک ، پاریس، تلاویو یا حتی اسلام آباد و کابل و باکو چنین حوادثی رخ می داد، آنقدر زمینه ساز عذاب الهی نبود که در پایتخت کشوری که هزاران هزار شهید با ذکر «یاحسین» تقدیم اسلام کرده است چنین فجایعی اتفاق بیفتد.

این غضب الهی را برمی انگیزد که نوجوان 13 ساله ایرانی ، در راه حسین و به عشق اباعبدالله الحسین علیه السلام، در زیر تانک های دشمن تکه تکه شود و در مقابل، در خیابان های تهران عزادار حسین را سنگ باران کنند.

این غضب الهی را برمی انگیزد که رزمنده ایرانی در اسارت بعثی ها، فقط به خاطر اینکه حاضر نیست به ولی فقیه زمانش جسارت کند در زیر مشت و لگد بعثی ها جان دهد و در مقابل، عده ای بی دین و ضد انقلاب، چنان فرصت یابند که بتوانند در خیابان های تهران بر ضد ولایت فقیه شعار سر دهند.

فریاد جانسوز آن جوانی که آشوبگران با بنزین او را به آتش کشیدند و آه آن مظلومی که زیر کتک برهنه اش کردند، کافی بود تا عرش خدا را بلرزاند.

فتنه 88 ما را به لبه پرتگاه عذاب رسانده بود. فتنه ای که داشت تر و خشک را با هم می سوزاند و سکوت و دو پهلو حرف زدن بعضی خواص در آتش آن می دمید؛ اما 9 دی رحمت الهی را بر ما نازل کرد و ملت ایران را نجات داد ،چنانکه مقتدای ما فرمود: « یکی از موارد جلب رحمت الهی، همین نهم دی بود.»





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: 9 دی، فتنه88، حماسه نهم دی، عاشورای 88، حرمت شکنی عاشورا، رحمت الهی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط عقل کل
در حوادث فتنه سال 88 ، گروه شش نفره ای از طرف مجلس برای رسیدگی به اعتراض کاندیداهای معترض تشکیل شد که این شش نماینده با کاندیداهای انتخابات و آقای هاشمی دیدار کردند و سخنان آنها را شنیدند.

آقای زاکانی به عنوان یک نفر از آن گروه شش نفره ، به تعریف شنیده ها و جریان آن دیدارها پرداخته و در بخشی از سخنانش در مورد دیدار با آقای هاشمی گفته است:

« آقای هاشمی به صراحت به ما گفت تقلب شده.
گفتیم: چه جوری تقلب شده؟

گفت: آقای ری شهری آمده بود اینجا. آقای ری شهری به من گفت: روز 15 خرداد یکی از کارمندانش برای دیدار پدرش به «کهک» قم رفته و دیده پدرش نیست. بعد از مدتی پدرش می آید در حالی که شناسنامه اش را در دست دارد و انگشتش هم جوهری است.
از پدرش می پرسد: پدرجان کجا بودی؟
پدر می گوید: من رفتم 50 هزار تومان پول گرفتم و به آقای احمدی نژاد یک رای دادم.

آقای هاشمی گفت: از آن موقع (یک هفته قبل از انتخابات) صندوق پر می کردند.


این حرف را اگر من خودم از آقای هاشمی نشنیده بودم غیرقابل باور بود، اما من بودم با پنج نفر از نمایندگان که این حرف را از آقای هاشمی شنیدیم.

بعد به آقای هاشمی گفتیم: واقعا آقای هاشمی، در نظام اسلامی از یک هفته قبل از انتخابات داشتند برای یک نفر رای جمع می کردند؟! اصلا قابل تصور است؟!

گفت: بله همین جوری تقلب شده.

بعد دوستان به آقای محسنی اژه ای که در آن زمان وزیر اطلاعات بود مراجعه کردند و گفتند: آقای هاشمی یک چنین ادعایی دارند. اگر آقای ری شهری که آدم ثقه و معتمدی است چنین حرفی زده باشد باید ببینید موضوع چیست؟ موضوع مهمی است.

آقای اژه ای به عنوان وزیر اطلاعات بررسی کرد. سپس در مجمع تشخیص مصلحت جلوی 35 نفر به آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی! ما رفتیم این ادعایی را که شما مطرح کردید بررسی کردیم و از اساس نادرست بود، آن چیزی که منتسب کرده بودید به آقای ری شهری.

آقای ری شهری گفت: چه چیزی را به من منتسب کرده اند؟

قضیه را برای آقای ری شهری تعریف کردیم
آقای ری شهری به آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی! من کی به شما چنین حرفی زدم؟!

آقای زاکانی در ادامه گفت: من این قضیه را در دانشگاه امام صادق گفتم و دفتر آقای هاشمی آن را تکذیب کرد.

بعد از آن تکذیب، یک روز که هر شش نماینده ای که این قضیه را از آقای هاشمی شنیده بودیم در مجلس حضور داشتیم و آقای ابوترابی هم به عنوان یک نفر از آن شش نفر داشت مجلس را اداره می کرد، من رفتم نطق کردم و از همه آنها شهادت گرفتم. گفتم: آقایان! همه شما بودید و شنیدید اما دفتر آقای هاشمی آن را تکذیب کرده است. من هم این ادعا را مطرح کردم اگر نادرست می گویم بگویید نادرست است.

همه سکوت کردند.
به آقای ابوترابی هم گفتم : اگر نادرست می گویم بگویید نادرست است. آقای ابوترابی هم سکوت کرد چون حرفم راست بود.»


پی نوشت:

وقتی شیخ مصلحت می تواند به کسانی که حی و حاضرند چیزی را نسبت دهد که بعدا توسط آن فرد انکار می شود؛ با این حساب هیچ جای تعجب نیست اگر حرف ها و خاطره هایی را به امام نسبت دهد که با صحیفه امام سنخیت ندارد!



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فتنه88، تقلب، هاشمی، ری شهری، زاکانی، مجلس، ابوترابی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط عقل کل
آدم از گرسنگی بمیرد اما دست گدایی و دریوزگی به سمت سعودی های تروریست پرور دراز نکند!

حتما باید شباهتی میان تروریست های تکفیری و وزیر دولت اصلاحات باشد که سعودی ها همانطور که دلارهای نفتی شان را به پای تکفیری ها می ریزند تا سر از تن مردم مظلوم عراق و سوریه جدا نمایند، حاضرند مخارج تحصیل پسر مهاجرانی را نیز تقبل کنند.



حتما نوکری و خوش خدمتی مهاجرانی برای سعودی های وهابی، به اندازه جنایات تکفیری ها در نظر آل سعود ، آنقدر ارزش داشته است که به درخواست مهاجرانی پاسخ مثبت می دهند و چکی به مبلغ شانزده هزار و سیصد و هفتاد و یک پوند به عنوان هزینه یکسال تحصیل و اقامت علی مهاجرانی در انگلیس به وزیر ارشاد خاتمی تقدیم می کنند و پرداخت هزینه شصت و پنج هزار پوندی دوران تحصیل پسرش را می پذیرند.

حتما باید شباهتی باشد بین وزیر دولت اصلاحات با تکفیری ها و اسرائیل که آل سعود هوای هر سه را دارد.

این را باید غلامحسین کرباسچی، رفیق گرمابه و گلستان مهاجرانی پاسخ دهد تا به جای اینکه فرافکنی کرده و در ضیافت افطار دولت، از موسوی به عنوان «سید مظلوم» یاد نماید، بگوید چرا مهاجرانی که خود را ابوذر میرحسین موسوی می دانست و کروبی او را به عنوان مشاور خود در امور ایرانیان خارج از کشور منصوب کرده و خاتمی در تمجید از او سنگ تمام گذاشته بود و اصلاح طلبان از او به عنوان «زینت دولت اصلاحات» یاد می کردند و بسیاری از روزنامه های زنجیره ای آغاز فعالیت خود را مدیون او هستند، باید جیره خوار سعودی از آب درآید و بر سر سفره خون آلود آل سعود روزی بخورد؟

اگر مهاجرانی، کل بیت المال را خالی و فرار کرده بود بهتر از این بود که ننگ جیره خوار سعودی بودن بر پیشانی او نقش بسته باشد. اگر زینت دولت اصلاحات این است پس وای به حال بقیه!

چه ننگی بالاتر از اینکه آدم، دست گدایی به سوی دشمنان امیرالمومنین علیه السلام و وهابی های کودک کش دراز کند؟! اصلاح طلبان برای این ننگ چه پاسخی دارند؟! آیا فعالان اصلاح طلب و روزنامه های زنجیره ای از مهاجرانی ابراز تنفر می کنند؟! آیا کرباسچی از مهاجرانی اعلام بیزاری می نماید؟!

وقتی شکم انسان از مال حرام پر شد دیگر نمی تواند سخن حق را بشنود. کسانی که در روز عاشورا در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و نصایح و فرمایشات امام در آنها اثر نکرد به خاطر حرام خواری آنان بود.

امروز نیز کسانی که فرمایش ولی فقیه مبنی بر خط قرمز بودن فتنه را نادیده می گیرند و از سران فتنه دفاع می کنند، به سفره غذایشان بنگرند شاید بخشی از کمک 18 میلیون دلاری دستگاه امنیتی آل سعود به مهاجرانی در جریان ضیافت الجنادریه، یا بخشی از آن یک میلیارد دلاری که سعودی ها برای براندازی نظام به فتنه گران دادند به سفره آنان نیز راه پیدا کرده باشد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مهاجرانی، آل سعود، اصلاحات، ویکی لیکس، اصلاح طلبان، کرباسچی، فتنه88،
ارسال در تاریخ جمعه 5 تیر 1394 توسط عقل کل
حضرت یوسف علیه السلام چندین سال در زندان بود. وقتی خواب پادشاه مصر را تعبیر کرد و پادشاه دستور داد که او را به نزدش ببرند، حضرت یوسف به فرستاده پادشاه گفت: « ارجع إلی ربک فسئله ما بال النسوة الـتی قطعن أیدیهنّ ؛  بازگرد و از اربابت بپرس چه شد که زنان مصری ، همه دست خود را بریدند؟»

حضرت یوسف با اینکه قبلا به واسطه شهادت یکی از اطرافیان زلیخا، بی گناهی اش برای عزیز مصر به اثبات رسیده بود و همگان نیز زلیخا را مقصر می دانستند و زبان به ملامت زلیخا گشوده بودند با این حال بعد از گذشت سال ها از آن ماجرا به یادآوری آن اقدام نمود و تا وقتی زنان مصری به صورت علنی به جرم خویش اعتراف نکردند ،حاضر نشد از زندان خارج شود.
آقای هاشمی رفسنجانی در تفسیر این آیه نوشته است: « در بینش حضرت یوسف ،ارزش اعاده حیثیت و شرف بیش از ارزش رهایی از زندان و نجات از دشواری ها و مشکلات است و این آیه بر ضرورت تلاش برای اعاده حیثیت و رفع اتهام های ناروا تاکید دارد.»

 این نکته قرآنی را خطاب به کسانی می گویم که هنوز هم وقتی اسم «فتنه» را می شنوند موضع می گیرند و می گویند «اینقدر گذشته را یادآوری نکنید و از آن بگذرید و مسئله را کش ندهید.»

این افراد متوجه نیستند که بحث فتنه ،بحث یک حزب و جناح و شخص نیست .مسئله خیلی مهم تر از این حرف هاست. علاوه بر خسارت های فراوان جانی و مالی که فتنه 88 برای کشور به بار آورد ،مهم تر از همه حیثیت نظام اسلامی بود که خدشه دار شد. امام خمینی(ره) می فرمودند: « حفظ نظام جمهوری اسلامی از اهم واجبات عقلی و شرعی است» . نظام جمهوری اسلامی ایران ،نظامی مقدس است ، نظامی است که بر پایه خون هزاران شهید شکل گرفته است . اما در سال 88 عده ای به دروغ ،این نظام مقدس اسلامی را متهم به تقلب کردند و بعد بعضی از همین افراد در محافل خصوصی گفتند که از قبل هم می دانستند تقلبی صورت نگرفته بود.
با برگزاری انتخابات 92 و حراست مجدد نظام از آرای مردم و قبول رای اکثریت حتی با اختلاف 261 هزار رای ،حقانیت نظام بیش از پیش روشن شد و ظلمی که فتنه گران در سال 88 روا داشتند نیز آشکارتر گردید.
اما برای اینکه چه در زمان حال و چه در آینده هیچ کسی نتواند نظام اسلامی را متهم نماید حداقل کاری که سران فتنه و فتنه گران باید انجام دهند این است که به صورت علنی و با صدای رسا به ظلم بزرگی که در حق نظام اسلامی روا داشتند اعتراف نمایند و بگویند این ما بودیم که با دروغ بزرگ تقلب به نظام اسلامی خیانت کردیم.

افرادی که امروز به دنبال این هدف هستند که فتنه گران را بدون عذرخواهی و اعتراف به جرمشان وارد صحنه کنند و چهره آنان را تطهیر نمایند، دارند به نظام اسلامی ظلم می کنند. آنها خواسته یا ناخواسته ،دارند حیثیت و آبروی نظام اسلامی را به پای چند شخص و حزب قربانی می کنند.

دلسوزان انقلاب باید تا وقتی که فتنه گران به صورت علنی به جرم خویش اعتراف نکرده اند به مرور حوادث فتنه 88 بپردازند و نگذارند فتنه گران، برای حفظ آبروی حزب و جناحشان ،پرونده فتنه 88 را مختومه اعلام نمایند. مگر این نظام ،ارزان به دست آمده است که بخواهیم پای حیثیت آن نایستیم؟

در این میان موضوع تعجب برانگیزتر اینجاست که امروز کسانی می گویند «به گذشته نگاه نکنید و دائم گذشته را مرور نکنید» که خودشان مدام در حال شخم زدن و زیر و رو کردن هشت سال گذشته و کوبیدن آن هستند. آیا از نظر این افراد ،فقط فتنه 88 جزء گذشته محسوب می شود و هشت سال گذشته ،جزء گذشته به شمار نمی رود که مدام با نیش و کنایه از آن یاد می کنند؟!





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه88، نظام اسلامی، سران فتنه،
ارسال در تاریخ دوشنبه 26 خرداد 1393 توسط عقل کل

مردی با نردبان به باغی می رفت تا میوه بدزدد. صاحب باغ رسید و گفت: در باغ من چه کار داری؟ گفت: نردبان می فروشم. گفت: نردبان در باغ من می فروشی؟ گفت: نردبان از آن من است هر کجا که بخواهم می فروشم!

با خواندن این طنز عبید زاکانی به پر رویی این مرد نردبان به دست می خندیم اما این روزها حکایتی طنزآمیزتر  را در واقعیت شاهد هستیم.

حکایت کسانی که چهار سال پیش فتنه به پا کردند و می خواستند با نردبان آشوب از دیوار قانون اساسی بالا روند و رای چهل میلیونی مردم را بدزدند و امروز هنوز هم فتنه انگیزی خود را فتنه نمی دانند و شاید آنها هم ادعای نردبان فروشی دارند! و به جای اینکه پاسخگوی اقدامات آشوب طلبانه و قانون شکنانه خویش باشند طلبکارانه بر نظام منت می گذارند و می گویند « از طلب سال 88 گذشتیم »

 ما می گوییم چرا باید از طلبشان بگذرند؟ بیایند تا طلبشان را وصول کنیم!

لیست طلب هایشان را بنویسند تا چیزی از قلم نیفتد

بنویسند به خاطر آبرویی که از نظام اسلامی در جهان خدشه دار کردند  چقدر از نظام طلب دارند؟

بنویسند هر کدام از آرای چهل میلیونی مردم را چند دلار ارزشگذاری کرده بودند که اصرار داشتند حتی با آشوب طلبی و هم پیاله شدن با دشمن ،آن را به سرقت ببرند؟

بنویسند برای هر کدام از جوانانی که قربانی قدرت طلبی شان کردند چقدر از نظام اسلامی طلبکارند تا وصول کنیم؟

علی الحساب به خاطر خون پاک شهید حسین غلام کبیری که به ناحق بر زمین ریختند این طناب و چوبه دار را به عنوان قسط اول طلب سال 88 دریافت کنند ، مابقی طلبشان را اگر نظام اسلامی نتوانست بپردازد ماموران الهی با آنها تسویه خواهند کرد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه88، طلبکاری، نظام اسلامی،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 آذر 1392 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic