آمده بودند برای آشتی! ... شبیه همین چیزی که این روزها می گویند« آشتی ملی!»

بعد از آن همه ظلم و آزاری که خود و عواملشان در حق حضرت زهرا(س) روا داشته بودند حالا به خانه مولا آمده بودند تا با  دختر پیامبر آشتی کنند و با عوامفریبی در جلوی مردم ، اینطور وانمود نمایند که ما اهل صلح و آشتی هستیم و با دختر پیامبر(ص) مشکلی نداریم.

اما حضرت فاطمه(س) با تمام مهر و عطوفتی که نسبت به مردم مدینه داشتند و هر شب به همان همسایه هایی که از گریه اش گلایه می نمودند دعا می کردند، هرگز حاضر نشدند با سران فتنه آشتی کنند.

امروز نیز فرزند حضرت زهرا(س)، حضرت سید علی به پیروی از مادر، با فتنه گرانی که در سال 88 در حق مردم و انقلاب جفا کردند آشتی ناپذیر است و محبان فاطمه(س) نیز با فتنه گران دغلباز، هرگز آشتی نمی کنند.

 

 




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فتنه88، فتنه گران، آشتی ملی، حضرت زهرا(س)،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط عقل کل
گفتند چون امسال سالروز تولدش با ایام محرم توام شده است تصمیم گرفتیم زودتر برایش جشن تولد بگیریم. بنابراین در پنجم مهر جشن تولد کاکایشان را برگزار کردند و بر روی کیک تولدش نوشتند: « پاییز ما را بهار کردی. تولدت مبارک »
جشن تولد چه کسی؟ محمد خاتمی یکی از سران فتنه!

برایش جشن تولد می گیرند و از او تمجید می کنند و اصلا برایشان مهم نیست که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) بارها و بارها تاکید فرمودند که فتنه خط قرمز نظام است و فرمودند « مواضع من درباره فتنه سال 88 کاملا صریح است و بر روی این موضوع حساس هستم . ملاک هم، عدم حمایت از کسانی است که سردمدار فتنه بودند و یا از آن سوء استفاده کردند و تاکنون نیز اعلام تبری نکرده اند.»

و در روزهای اخیر همین افرادی که از سران فتنه حمایت می کنند ناگهان ولایتمدار شدند و در روزنامه های زنجیره ای مطلب نوشتند و گفتند چون رهبر انقلاب به فلانی نصیحت کرده اند که صلاح نیست بیاید باید به رای رهبری تمکین کرد.

در لزوم اطاعت از امر و حتی نصیحت حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی) بر کسی که خود را پیرو ایشان بداند شکی نیست و امری واضح و مبرهن است و از مسلمات ولایتمداری است ؛ اما اینکه اصلاح طلبانی که دستور و امر صریح و آشکار رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد 88 را فصل الخطاب ندانستند و هشت ماه کشور را درگیر فتنه و آشوب کردند اکنون نگران ولایتمداری برای یک نصیحت (نه امر و دستور ) شده اند واقعا مضحک است.

مگر فراموش کرده ایم ندای « این عمار» رهبر معظم انقلاب را که از دست نانجیبی افرادی مثل خاتمی سر دادند؟ مگر فراموش کرده ایم بغض و نجوای غریبانه نائب امام زمان(عج) را که از دست نا اهلان و ریاکارانی همچون خاتمی و موسوی و کروبی، خطاب به مولایشان حضرت حجت (عج) فرمودند: « ای سید ما ای مولای ما! دعا کن برای ما...»

اصلاح طلبانی که هم در فتنه 78 و هم در فتنه 88 ، در مقابل رهبر معظم انقلاب ایستادند و اشک نائب امام عصر(عج) را درآوردند چگونه می توانند بفهمند ولایتمداری یعنی چه؟

اگر مفهوم ولایتمداری را می فهمیدند بر علیه امام مسلمین فتنه برپا نمی کردند و از سران فتنه دلجویی نمی کردند.

این حرف ها به تیپ و قیافه اصلاح طلبان نمی خورد. حداقل بگذارید کسانی نگران ولایتمداری شوند که کارنامه سیاهی پر از فتنه گری نداشته باشند.





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، ولایت فقیه، فتنه88، ولایتمداری، مقام معظم رهبری، خاتمی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395 توسط عقل کل
ریشه فتنه 88 را که پیگیری کنیم حتما به فیش های حقوقی ده ها و صدها میلیونی و چند میلیاردی هم می رسیم.

فتنه 88 شورش اشرافیت بر علیه رای مردم بود. اشرافیتی که نمی توانست چرخش قدرت را بپذیرد.

اشرافیتی که هوای همدیگر را داشتند و بخور بخور به راه انداخته بودند دور سفره ای به نام سفره انقلاب!
آقازاده هایشان عادت کرده بودند خوب بخورند و خوب بپوشند و خوب خوشگذرانی کنند. در بازارهای لندن قدم بزنند و به بهانه تحصیل، تربیت انگلیسی پیدا کنند تا در وقت لازم در ستاد قیطریه جمع شوند و توطئه کنند تا نظام را زمین بزنند.

تاریخ نشان داده است مال حرام خورها و دنیاطلبان، فتنه گر می شوند و بر علیه امام حق، خروج می کنند. دنیاطلبان یا فتنه جمل را رقم می زنند یا واقعه عاشورا را.

طلحه ها و زبیرها از وقتی به دنبال دنیا رفتند و مال دنیا زیر دندانشان نشست روبروی مولایمان علی (ع) ایستادند.

آنها هم وقتی طلاهایشان را با تبر می شکستند و بین فرزندانشان تقسیم می کردند آن را حلال تر از شیر مادر می دانستند و اصلا وجدانشان به درد نمی آمد که شب ها یتیمان کوفه از گرسنگی خوابشان نبرد. درست مثل کسانی که امروز حقوق ده ها و صدها میلیونی و چند میلیاردی می گیرند و آن را حق خود می دانند و اصلا یادشان نیست که جوانی برای چند میلیون، حاضر است کلیه اش را بفروشد.



مال و منال دنیا، دست طلحه ها و زبیرها بود اما به جای اینکه طلحه ها و زبیرها شرمنده باشند این علی علیه السلام بود که خود را شرمنده یتیمان کوفه می دانست.
امام علی علیه السلام شبانه آذوقه برای یتیمان می برد و گاهی با دست خود برایشان نان می پخت و ابراز شرمندگی می کرد و از زنان بی سرپرست ، بد و بیراه می شنید.

یتیمان کوفه نمی دانستند برخی از همان صحابه های پیامبر که مردم هنوز هم از آنان تجلیل می کردند هر روز برای حکومت علی، فتنه جدیدی به پا می کنند و نمی گذارند حضرت علی(ع) به اقتصادشان سروسامان دهد و مردم  طعم عدالت علوی را به خوبی بچشند.

امام علی علیه السلام دل پرخونی داشت از دنیاطلبان و فتنه گرانی که به نام دین و سابقه در اسلام، بیش از حقشان طلب می کردند. امام علی(ع) بارها از دست فتنه گران ، با پیامبر (ص) نجوا می کرد و درد دل می گفت.

سید علی هم مثل جد بزرگوارش امیرالمومنین (ع)، بارها با مولایش مهدی(عج) درد دل گفته است. نمونه اش آنجا بود که در خطبه تاریخی 29 خرداد 88 فرمود: «ای سید و مولای ما! دعا کن برای ما...»

سید علی هم دل پرخونی دارد از دست فتنه گرانی که به نام دین و سابقه در انقلاب، بیش از حقشان طلب می کنند. سید علی هم از بیکاری جوانان شرمنده می شود. مال و منال دنیا و حقوق های صدها میلیونی در جیب دار و دسته دیگران است و شرمندگی اش سهم سید علی! 

دیگرانی که به عنوان سابقه دارهای انقلاب مورد احترام واقع می شوند اما حرف رهبری را زمین می اندازند و با فتنه انگیزی در مسیر حق ،سنگ اندازی می کنند و با دل بستن به وعده های پوچ کدخدا، نمی گذارند اقتصاد مردم سروسامان بگیرد.

راستی! صاحبان فیش های حقوقی صدها میلیونی و چند میلیاردی و اشراف و میلیاردرهای تهران ،در انتخابات به چه کسی رای دادند؟!


پی نوشت:
من همسن و سال پسر تو هستم ، تو همسن و سال پدر من هستی. 
پسر تو درس می خواند و کار نمی کند، من کار می کنم و درس نمی خوانم. 
پدر من نه کار دارد ، نه خانه، تو هم کاری داری هم خانه ، هم کارخانه ؛ 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه چیز عادلانه تقسیم شده است: 
سود آن برای تو ، دود آن برای من. من کار می کنم ، تو احتکار می کنی. 
من بار می کنم ،تو انبار می کنی. من رنج می برم، تو گنج می بری. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست: 
وقتی که من کار می کنم، تو خسته می شوی،
وقتی که من خسته می شوم ، تو برای استراحت به شمال می روی، 
وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه کارها به نوبت است: 
یک روز من کار می کنم، تو کار نمی کنی، روز دیگر تو کار نمی کنی ، من کار می کنم. 
من در کارخانه ی تو کار می کنم کارخانه ی تو بزرگ است. 
اما کارخانه ی تو هر قدر هم بزرگ باشد، از کارخانه ی خدا که بزرگتر نیست. 
کارخانه ی خدا از کارخانه ی تو و از همه ی کارخانه ها بزرگتر است. 
و در کارخانه ی خدا همه ی کارها به نوبت است، 
در کارخانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود.
در کارخانه ی خدا ، همه کار می کنند.
در کارخانه ی خدا ، حتی خدا هم کار می کند.
قیصر امین پور




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فیش حقوقی صدها میلیونی، فتنه88، مال حرام، اشرافیت، طلحه و زبیر، حضرت علی(ع)، مقام معظم رهبری،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
« رقابت ها تمام شد و دوران وحدت و همکاری فرارسیده است...احتیاج به هماهنگی مثال زدنی داریم که این انتخابات طلیعه و مقدمه آن بود. چون هر چه بود و هر چه شد، تمام شد و نباید به مباحث اختلاف برانگیز دامن زده شود که دوران پس از انتخابات، دوران تلاش برای ساختن کشور است.»

این حرف ها را آقای هاشمی یک روز بعد از انتخابات 7 اسفند بر زبان آورد.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود اکنون ده ها جوان بی گناه زیر خروارها خاک نبودند.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود موسوی و کروبی و خاتمی، پشت گرمی نداشتند به بودن هاشمی و ادامه لجبازی و مقابله با قانون.

و فائزه با حرف هایش به آشوب ها دامن نمی زد و مهدی هاشمی به خارج از کشور پیغام نمی داد که تحریم ها را تشدید کنید.

اگر این چند جمله را شش سال پیش گفته بود سرمایه رای چهل میلیونی بر باد نمی رفت و می توانستیم پرونده هسته ای را بدون عقب نشینی های گسترده ای که در برجام صورت گرفت به سرانجام برسانیم و شاید اکنون علیرضا و آرمیتا داغدار پدر نبودند.



این چند جمله ، چه کارها که می توانست بکند اما وای بر سیاست بازانی که طمع قدرت ،چنان چشمشان را کور می کند که نمی گذارد حرف حق را بر زبان بیاورند.

شریح هم طمع قدرت داشت وقتی به دروغ گفت «هانی زنده است» و دروغ او زمینه ساز واقعه کربلا شد.

سرزنشم نکنید که چرا باز هم از فتنه می گویم، زیرا که من از قرآن آموخته ام « من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا » هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسان ها را کشته است.
نمی توانم چشمم را به روی قتل ده ها انسان بی گناه ببندم و فراموش کنم که یک دروغ بزرگ چه بر سر مردم کشورم آورد.

آهای شهدای فتنه! برخیزید و ببینید سران فتنه هم بعد از شش سال رای دادند. همان ها که می گفتند تقلب شده و حرف شورای نگهبان را نمی پذیرفتند. ببینید امروز به شورای نگهبان اعتماد کرده اند. گویا شش سال پیش ،فقط تشنه خون شما بودند!... آه!


پی نوشت:

1-آقای روحانی گفت: «بسیار انتخابات معناداری در ایران انجام شد. آرای مردم صدها جلد کتاب ، حرف، سخن و رهنمود برای ما دارد. امیدوارم همه درس آموز از مکتب ملت ایران باشیم.»

آقای روحانی! انتخابات همیشه معنادار است و آرای مردم ،همیشه صدها جلد کتاب و حرف دارد. انتخابات 82 و 84 و 88 هم بسیار معنادار بود. اما برخی فقط هنگامی که نتیجه انتخابات به نفعشان باشد معنایش را می فهمند و زمانی که نتیجه به نفعشان نباشد خودشان را به نفهمی می زنند!

2-کسانی که مردم شهرستان ها یا تهران را ستایش یا نکوهش می کنند بدانند که مردم به دلیل اینکه حزبی نیستند رای ثابتی ندارند و در گذر زمان به انتخاب های متنوعی می رسند: به طور مثال، مردم تهران همان مردمی هستند که در مرحله دوم انتخابات 84 ، حدود دو میلیون و 174 هزار به احمدی نژاد رای دادند در حالی که به هاشمی یک میلیون و 390 هزار رای دادند. باز همین مردم در سال 88 به موسوی بیش از احمدی نژاد رای دادند.
مردم شهرستان ها نیز رای ثابتی نداشته و شاهد تغییرات صد و هشتاد درجه ای در رای آنها هستیم: سال 76 به خاتمی رای داده اند، سال 84 به احمدی نژاد، سال 92 به روحانی.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات 94، هاشمی، فتنه88، رای،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1394 توسط عقل کل
من به نظام جمهوری اسلامی و اقتدار و عظمتش می بالم. در هر نظام سیاسی، هر گاه گروه یا جریانی بر علیه حاکمیت دست به کودتا بزند و شکست بخورد نتیجه اش این است که آن گروه و جریان یا به طور کامل حذف می شود یا دیگر هیچ فردی جرات ندارد با اسم و عنوان آن جریان به فعالیت سیاسی بپردازد و یا حتی برخی از افراد آن جریان ، خودشان از مردم شرم می کنند که با عنوان و اسم قبلی به صحنه بیایند.

 اما در جمهوری اسلامی شاهدیم جریانی که در سال 88 بر علیه قانون اساسی و ولایت فقیه و رای مردم کودتا کرد ، نه تنها حذف نشد بلکه اجازه یافت با همان اسم و عنوان قبلی (اصلاح طلبی) به فعالیت بپردازد و نمایندگانش را به مجلس بفرستد. این نشانه اوج اقتدار جمهوری اسلامی است.

لطفی که نظام جمهوری اسلامی در حق اصلاح طلبان روا داشته، در حق هیچ جریانی روا نداشته است.

حال با این لطف بزرگ نظام ، پیشنهادی به اصلاح طلبان دارم:

شما اصلاح طلبان که بسیار مشتاق حضور در عرصه سیاسی و خدمت به مردم هستید واقعا حیف است که در عرصه تامین امنیت کشور هیچ نقشی نداشته باشید.

لذا توصیه می کنم برای اینکه بیش از این از جوانانی که جانشان را کف دست گرفته اند و برای دور کردن خطر داعش از مرزهای کشور ، در سوریه و عراق می جنگند خجالت نکشید، شما هم جوانان اصلاح طلب را به سوی این میدان مبارزه گسیل نمایید تا از مسابقه جان دادن برای اسلام و کشور عقب نمانید.

اگر نگاهی به مدافعان حرم بیندازید مشاهده خواهید کرد که تفکر آنها شبیه همان کسانی است که شما به ناحق ، آنان را تندرو و افراطی می نامید. واقعا زشت است جوانان حزب اللهی و مومنی که هر روز از طرف شما برچسب تندرو و دلواپس دشت می کنند از جانشان برای حفظ امنیت کشور و آرامش شما و ناموستان بگذرند اما شما یادتان نباشد و هیچ نقشی در تامین امنیت کشور نداشته باشید.

 واقعا شرم آور است که در زمان تقسیم قدرت در صحنه باشید اما در زمان جان دادن برای اسلام و انقلاب، خودتان را کنار بکشید.

همانطور که برای کسب قدرت دست و پا می زنید ، ترس و بزدلی را کنار بگذارید و  برای جان دادن در راه اسلام و انقلاب هم مشتاقانه به میدان مبارزه بشتابید. بیایید همانطور که سهمی از مجلس دارید سهمی از جان دادن برای امنیت کشور را هم داشته باشید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: اصلاح طلبان، فتنه88، نظام جمهوری اسلامی، انتخابات، مدافعان حرم، مجلس، امنیت،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 12 اسفند 1394 توسط عقل کل
بعضی کارها و اقدامات ،زمینه ساز عذاب الهی است و ملتی را به نابودی می کشاند. گاهی آه یک مظلوم چنان عرش خدا را می لرزاند که قومی را نابود می کند.

فتنه 88 و جنایات بزرگی که توسط فتنه گران بر سر بی گناهان آمد زمینه ساز عذاب الهی بود و اگر حماسه 9 دی رخ نمی داد ، معلوم نبود امانی در برابر غضب الهی وجود داشته باشد. 9 دی ملت ایران را نجات داد و زمینه ساز رحمت الهی شد.

حرمت شکنی عاشورای حسینی، قضیه کوچکی نیست که بشود راحت از کنار آن گذشت. برای درک عظمت عاشورا و عزاداران امام حسین علیه السلام، فقط کافیست به اربعین بنگرید و اوج احترامی که عراقی ها برای زائران حسین قائل می شوند.

وقتی زائر امام حسین(ع) اینقدر مورد احترام است آیا نباید عزادار آن حضرت در روز عاشورا و آن هم در کشور شیعه مورد احترام واقع شود؟

شاید اگر حرمت شکنی عاشورا در کشوری دیگر رخ می داد آنقدر مورد غضب الهی نبود که در ام القرای جهان اسلام و در پایتخت تشیع، چنین جسارت بزرگی به عاشورای حسینی شد.

اگر در نیویورک ، پاریس، تلاویو یا حتی اسلام آباد و کابل و باکو چنین حوادثی رخ می داد، آنقدر زمینه ساز عذاب الهی نبود که در پایتخت کشوری که هزاران هزار شهید با ذکر «یاحسین» تقدیم اسلام کرده است چنین فجایعی اتفاق بیفتد.

این غضب الهی را برمی انگیزد که نوجوان 13 ساله ایرانی ، در راه حسین و به عشق اباعبدالله الحسین علیه السلام، در زیر تانک های دشمن تکه تکه شود و در مقابل، در خیابان های تهران عزادار حسین را سنگ باران کنند.

این غضب الهی را برمی انگیزد که رزمنده ایرانی در اسارت بعثی ها، فقط به خاطر اینکه حاضر نیست به ولی فقیه زمانش جسارت کند در زیر مشت و لگد بعثی ها جان دهد و در مقابل، عده ای بی دین و ضد انقلاب، چنان فرصت یابند که بتوانند در خیابان های تهران بر ضد ولایت فقیه شعار سر دهند.

فریاد جانسوز آن جوانی که آشوبگران با بنزین او را به آتش کشیدند و آه آن مظلومی که زیر کتک برهنه اش کردند، کافی بود تا عرش خدا را بلرزاند.

فتنه 88 ما را به لبه پرتگاه عذاب رسانده بود. فتنه ای که داشت تر و خشک را با هم می سوزاند و سکوت و دو پهلو حرف زدن بعضی خواص در آتش آن می دمید؛ اما 9 دی رحمت الهی را بر ما نازل کرد و ملت ایران را نجات داد ،چنانکه مقتدای ما فرمود: « یکی از موارد جلب رحمت الهی، همین نهم دی بود.»





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: 9 دی، فتنه88، حماسه نهم دی، عاشورای 88، حرمت شکنی عاشورا، رحمت الهی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ