غربزدگی دردی است که درمان ندارد، که اگر داشت یک بار تجربه کافی بود تا بدانند نه اروپا قابل اعتماد است و نه آمریکا.

غربزدگی درمان ندارد، که اگر داشت دو سال تعلیق هسته ای برای کسب اعتماد اروپا و مذاکرات سعدآباد و لبخندهای روحانی و جک استراو و مشت بر میز زدن یوشکا فیشر و دست آخر راضی نشدن اروپا ، کافی بود تا ایمان بیاورند تکیه گاهشان خدا باشد نه اروپا.

غربزدگی درمان ندارد که اگر داشت این دور باطل تکرار نمی شد : پناه بردن از اروپا به آمریکا و پناه بردن از آمریکا به اروپا!

غربزده ها فقط تَکرار کردن را خوب بلدند، بلند تَکرار می کنند و به آن می بالند ، تَکرار حماقت.

تصور غلطی است اینکه گمان کنیم امروز غربزده ها با اقدامات ترامپ ،چهره ی واقعی آمریکا را شناخته اند. غربزده ها فقط ترامپ را قابل اعتماد نمی دانند نه آمریکا را.

کافیست هیلاری کلینتون از راه برسد تا ببینید چگونه دلشان غنج می رود برای مذاکره ی بی چون و چرا با او. یا حتی کافیست همین ترامپی که او را دیوانه خطاب می کنند کمی به آنها روی خوش نشان بدهد، دوباره دور باطلشان را با کدخدایشان از سر می گیرند و این بار از اینکه تیلرسون بر روی فرش ایرانی قدم بگذارد و پسته بخورد لذت می برند!

    




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مذاکرات هسته ای، غربزدگی، مذاکرات سعدآباد، اروپا، آمریکا، ترامپ، تَکرار،
ارسال در تاریخ شنبه 29 مهر 1396 توسط عقل کل
مردم در روزهای اخیر سرگرم بحث در مورد سلفی حقارت آمیز تعدادی از نمایندگان با موگرینی بودند؛ اما مگر بار اول بود که احساس حقارت می کردند؟

آیا حقارت بتن ریزی در راکتور اراک کمتر از این سلفی بود؟

آیا حقارت برپایی جشن برای خسارتنامه برجام کمتر از این سلفی بود؟

آیا این حقارت نیست که دستاوردی که شهدای هسته ای با جان به دست آوردند عده ای با «هیچ» معامله کردند؟

و آیا ما از این قبیله غربزدگان، چیزی جز حقارت هم دیده ایم؟

 اکنون توجیه می کنند و می گویند لیست امیدشان که خاتمی با « تکرار می کنم» مردم را فریب داد، لیست مطلوب آنها نبوده و اگر شورای نگهبان ،بزرگان اصلاح طلب را تایید کرده بود اکنون با چنین سلفی روبرو نبودند!

آیا مجلس ششمی که رنگ و بوی اصلاح طلبی از در و دیوارش می ریخت نماد عزت بود؟ آیا در مجلس ششم نبود که گرای هسته ای را به دشمن دادند و اوج حقارت و ذلت خود را به نمایش گذاشتند؟

مگر در مذاکرات هسته ای در دولت اصلاحات نبود که جک استراو وزیر خارجه انگلیس، در توالت قطار با وزیر خارجه ایران گفتگوی تلفنی می کرد و از توصیف خاطره این گفتگو هیچ ابایی نداشت؟

 مگر با یک مشت زدن بر روی میز ، تیم مذاکراتی اصلاحات را نترساندند و هسته ای را به غارت بردند؟

و آیا این حقارت نیست که « مادر تحریم ها» ، پدر برجام را درآورده است و هنوز هم روحانی به دنبال «مادر مذاکرات» است؟

سلفی با موگرینی تنها نمونه ای محسوس از حقارت بود وگرنه اقدامات این قبیله ی غربزده، کلکسیونی از حقارت است.

و نکته اینجاست که چون بیشتر مردم ،محسوسات را بهتر از معقولات درک می کنند حقارت سلفی با موگرینی کامشان را تلخ می کند اما رونمایی از مادر مذاکرات نه!

سلفی با موگرینی کامشان را تلخ می کند اما برجامی که متنش را نخوانده اند نه!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: سلفی حقارت، موگرینی، مجلس، برجام، اصلاحات، لیست امید، غربزدگی،
ارسال در تاریخ جمعه 20 مرداد 1396 توسط عقل کل
در روزنامه های زنجیره ای اصلا یک وضعیه!

یک روز از اینکه رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور آمریکا، تلفنی صحبت کرده است هیجان زده می شوند.

یک روز از اینکه بعد از سی و چهار سال ،وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا دیدار کرده است به شعف می آیند و برای این دیدار تاریخی! تیتر می زنند.

یک روز از اینکه وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا دست داده است شادمانی می کنند.

یک روز از اینکه وزیر خارجه ایران با وزیر خارجه آمریکا قدم زده است ذوق زده می شوند.

و اخیرا هم از اینکه بعد از سی و شش سال، وزیر خارجه آمریکا برای دیدار با وزیر خارجه ایران به اقامتگاه سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل در نیویورک قدم نهاده است ابراز خوشحالی می کنند و آرزوهای نهفته در درونشان را فریاد می زنند و با تیتر درشت می نویسند : « تابوها یک به یک در حال شکسته شدن است، تابوی ورود وزیر خارجه آمریکا به خاک ایران هم شکسته شد!»؛ « جان کری در خاک ایران!»

و عجیب اینکه حتی از پسته خندان ایرانی که ظریف به جان کری تعارف کرده است و فرش ایرانی که جان کری و وندی شرمن بر آن قدم گذاشته اند نیز به هیجان می آیند و طوری به توصیف آن می پردازند که انسان گمان می کند این افراد آرزو دارند : ای کاش به جای آن پسته خندان و فرش ایرانی بودند!!!

این رفتارهای عجیب و غریب، نگران کننده و شرم آور است. اینطور که پیش می رود ممکن است در آینده ،کار به آنجا برسد که همین روزنامه های زنجیره ای تیتر بزنند و بگویند « بعد از سال ها انتظار، یک تحلیلگر و نویسنده روزنامه زنجیره ای به آرزویش رسید و توانست با افتخار ،بر خاک قدوم وزیر خارجه آمریکا بوسه بزند!!»

غربزدگی بیماری خطرناکی است. غربزده ها و آمریکاپرستان، بلای بزرگی برای کشور هستند. خداوند ما را از شر این بلا محفوظ بدارد و به این بیماران غربزده، شفای عاجل عنایت فرماید.

و عجیب تر اینکه در کشوری که بنیانگذار انقلاب آن، آمریکا را شیطان بزرگ نامیده و شعار «مرگ بر آمریکا» ذکر شهدای گلگون کفنش بوده است، روزنامه های زنجیره ای در کمال آزادی، به ستایش شیطان بزرگ مشغولند و در آرزوی روزی که سیاستمداران مستکبر آمریکا بر خاک پاک ایران که به خون مقدس هزاران شهید آغشته است پا بگذارند لحظه شماری می کنند و شعارهای حضرت امام(ره) و شهدا را تابویی می دانند که به شکسته شدنش افتخار می کنند و باز هم عجیب تر از همه اینکه، هر از چندی ادعای پیروی از راه امام و شهدا را نیز دارند!!! اصلا یک وضعیه!



پ ن:

آن زمان که هیچکس در دنیا «مرگ بر آمریکا» نمی گفت ما با پیروزی انقلاب اسلامی، بیدار شدیم و گفتیم « مرگ بر آمریکا».
حالا که اغلب مردم آزادیخواه جهان با درس گرفتن از انقلاب اسلامی ایران ،بیدار شده اند و شعار انزجار از آمریکا سر می دهند ؛بعضی از سیاستمداران ما از تعامل با آمریکا سخن می گویند!
اصلا یه وضعیییییییه!

راستی! پسته ایرانی از باغ کدام سیاستمدار بوده است؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روزنامه های زنجیره ای، آمریکا، غربزدگی، جان کری، ظریف، نیویورک، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو