تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر عراق
گاهی عظمت یک پیروزی به اندازه ای است که کلمات در توصیفش نمی گنجد و حقش ادا نمی شود.

اگر امروز خود را در صحنه ی وقایع چند سال پیش تصور کنیم ، فقط یک معجزه می توانست ما را به پیروزی شیرینی که اکنون با آن روبرو هستیم برساند.

چه کسی باور می کرد دولت سوریه بماند؟ داعش چنان قدرت گرفته بود و تاخت و تاز می کرد که حتی خوش بین ترین تحلیلگران هم امیدی به بقای دولت سوریه نداشتند.

امروز را نبینید که همه دارند به هم تبریک می گویند و به نحوی می خواهند خود را در این پیروزی بزرگ سهیم بدانند. چند سال پیش برخی از همین آقایان، به رفتن بشار اسد راضی شده بودند و کار سوریه را تمام شده می دانستند. منظورم ساده لوحانی نیستند که بلندگوی دشمن در داخل کشور هستند و گمان می کردند با داعش هم می شود مذاکره کرد؛ بلکه افرادی را می گویم که به مبارزه و ایستادگی در مقابل استکبار شهره بودند اما نوبت به دفاع از سوریه که رسید خود را باختند و همه چیز را تمام شده می دانستند.

 با این وجود، فقط یک اراده ی جدی برای بقای دولت سوریه وجود داشت و آن کسی نبود جز حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی).

می نویسم اما رشته افکارم در روزهایی سیر می کند که دلهره و اضطراب، دست از سرمان برنمی داشت. تکلیف سوریه چه خواهد شد؟ اگر دولت بشار سقوط کند چه بر سر حرم حضرت زینب(س) و حضرت رقیه(س) خواهد آمد؟

حرف های گاه و بیگاه سیاستمداران نیز بر این دلهره می افزود وقتی اکثر قریب به اتفاق آنان از سقوط دولت سوریه می گفتند و حتی برخی، سخن گفتن از ماندن بشار را به تمسخر می گرفتند.

با این حال مثل همیشه فرمایشات رهبر معظم انقلاب، مایه ی آرامش بود. دولت سوریه ماندنی شد چون نائب امام زمان(عج) به تبعیت از مولایش، اراده کرده بود که سوریه باید بماند.

 امروز سردار سلیمانی در درجه اول به پاس حق شناسی است که به رهبر انقلاب نامه می نویسد و تبریک می گوید چون حاج قاسم، بیش از همه به این واقعیت اشراف دارد که تنها، اراده ی جدی مقام عظمای ولایت بود که نگذاشت دولت سوریه سقوط کند؛ کما اینکه سردار شهید همدانی نیز در خاطراتش به این حقیقت اشاره کرده است.

   

اما در عراق علاوه بر حمایت ایران که به فریاد بغداد در آستانه سقوط رسید؛ فتوای مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیستانی(حفظه الله) نیز یاریگر شد و حشد الشعبی مقدس را شکل داد.

و امروز هر چند تفکر تکفیری هنوز پابرجاست و برای اضمحلال آن نیاز به جهاد فکری و فرهنگی است اما دولت خودساخته داعش به پایان رسید.

اگر آزادی حلب را با آزادسازی خرمشهر مقایسه می کردیم سقوط دولت داعش را باید با چه واقعه ای مقایسه کنیم؟

آزادی حلب یک رویا بود که با جانفشانی مدافعان حرم عملی شد. آزادی موصل رویای دیگری بود که آن هم عملی شد. اما شاید بسیاری تحلیلگران هم باور نداشتند که طومار حکومت داعش به این زودی ها در هم پیچیده شود و شاید حتی برخی دوستان هم به وعده ی سردار صادق الوعدمان با دیده تردید می نگریستند و بیان آن را نوعی ریسک می پنداشتند.

اما معجزه ی ایمان، هر ناممکنی را ممکن می کند. و ما امروز علاوه بر پایان حکومت داعش، سرمایه های بزرگی به دست آورده ایم. دل هایمان به هم نزدیکتر شده است. اصلا انگار تازه همدیگر را شناخته ایم. اسم افغانستان را که می شنویم فاطمیون دلاور در ذهنمان نقش می بندد. عراق را با حشد الشعبی مقدسش می شناسیم و پاکستان را با زینبیون غیورش. همانطور که لبنان را نیز با حزب الله و سید مقاومتش می شناختیم.

 در این چند سال تمرین کردیم که چگونه در کنار هم با دشمنی واحد بجنگیم و عطش ظهور در قلبمان شعله ورتر شده است.حالا وقتی دعای فرج می خوانیم دلمان قرص تر از قبل است، چون کوله باری از تجربه داریم و یاد گرفته ایم که چگونه می شود بسیج بین المللی تشکیل داد.

حالا به جای اینکه ما نگران باشیم که داعش با ایران همسایه نشود، صهیونیست ها در وحشتند که چرا با پیروزی جبهه مقاومت، لشکر بین المللی شیعه، همسایه ی اسرائیل شده است!

 فاصله ی ما و بیت المقدس هر روز کمتر می شود و امروز آرزوهایمان را جدی تر از قبل دنبال می کنیم و محکم تر وباصلابت تر از گذشته می گوییم « اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود»


پی نوشت:

1-خداوند دوست دارد آثار نعمت هایش را در بندگانش ببیند. این پیروزی بزرگ را باید قدر دانست و راحت از کنارش عبور نکرد. هر کس در حد وسعش می تواند حلاوت این پیروزی بزرگ را به دیگران هدیه دهد. حداقل می شود نماز شکری به جا آورد، شیرینی پخش کرد و....

2-برای بزرگداشت برجامی که خسارت محض بود چه کارها که نکردند، آیا برای بزرگداشت پیروزی بزرگ جبهه مقاومت که سراسر غرور و عزت و فایده ی محض بود نباید کاری کرد؟ امید چندانی به مراکز و نهادها و ....نیست، در بزرگداشت این پیروزی بزرگ، باید آتش به اختیار عمل کرد.

3- نثار ارواح مطهر همه ی شهدایی که در این پیروزی بزرگ نقش داشتند فاتحه مع الصلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام خامنه ای(مدظله العالی)، سردار سلیمانی، پایان داعش، سوریه، عراق، آیت الله سیستانی(حفظه الله)، پیروزی مقاومت،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 1 آذر 1396 توسط عقل کل
امسال زائران اربعین می گفتند محبوبیت ایران در بین مردم عراق به نحو چشمگیری افزایش یافته بود و دلیل آن چیزی نبود جز مجاهدت های خالصانه و کمک های مستشاری سردارانی چون حاج قاسم سلیمانی.

مردم عراق به چشم خود دیدند آن زمان که داعش به نزدیکی بغداد رسیده بود این تنها جمهوری اسلامی ایران بود که به کمک دولت عراق آمد و مردم عراق را در مبارزه با داعش یاری داد.

مردم عراق شاهد بودند که چگونه بعضی از جوانان ایرانی و پیروان راستین مکتب امیرالمومنین علیه السلام که آموخته بودند حتی نسبت به کشیدن خلخال از پای یک زن یهودی نیز بی تفاوت نباشند ،به صورت داوطلبانه خود را به عراق رساندند تا با داعش بجنگند و مردمان شیعه و سنی و کرد و ایزدی و مسیحی عراق را از اسارت داعش نجات دهند.

مردم عراق شاهد بودند چگونه خون جوانان ایرانی با خون رزمندگان و مجاهدان عراقی درهم آمیخت و معجونی از عشق و غیرت و ایثار و حماسه آفرید در دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام.

مردم عراق شاهد بودند علیرغم تبلیغات ایران هراسی رسانه های تفرقه افکن و بدخواه منطقه ای و جهانی، چگونه جمهوری اسلامی ایران ،فارغ از نژاد و قومیت و کشور و دین و آیین به کمک مظلومین گرفتار در چنگال داعش شتافت.
و این جانفشانی ها از ایران ، قهرمان مقاومت ساخت و محبوبیتی که قلب ها را تسخیر کرد.

اما متاسفانه چند روزی است سخنان نسنجیده علی یونسی، دستمایه ای شده است برای موج جدید ایران هراسی.

هفته گذشته علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهور در امور اقوام و اقلیت های دینی و مذهبی در همایشی با عنوان « ایران، نام، مردم و سرزمین» با نام بردن از بغداد گفته بود: « در حال حاضر عراق نه فقط حوزه تمدنی نفوذ ماست بلکه هویت، فرهنگ، مرکز و پایتخت ماست و این مسئله هم برای امروز است و هم برای گذشته. چرا که جغرافیای ایران و عراق غیرقابل تجزیه و فرهنگ ما غیرقابل تفکیک است. پس ما یا باید با هم بجنگیم و یا باید یکی شویم.»

این اظهارات ،واکنش های متعددی را در پی داشت و باعث رنجش دوستان و طرفداران ایران در منطقه شد و  بهانه ای جدید برای تشدید تبلیغات ضد ایرانی بدخواهان منطقه ای و جهانی ایران فراهم آورد.

مقامات عراقی و از جمله وزیر امور خارجه عراق نسبت به این اظهارات واکنش نشان دادند و وزارت امور خارجه عراق نیز با صدور بیانیه ای از این سخنان ابراز انزجار کرد. حتی نماینده حضرت آیت الله سیستانی در کربلا نیز در خطبه های نماز جمعه موضع گرفت و گفت: « از همکاری برادران و دوستانمان سپاسگزاریم اما این به معنی کوتاه آمدن از هویت و استقلالمان نیست.»

از طرف دیگر ،رسانه های العربیه و الجزیره ،فرصت را غنیمت شمرده و دفاع تمام قد ایران از محور مقاومت در سوریه و عراق و لبنان و فلسطین و یمن را به حساب روحیه استعمارگری و جاه طلبی و برنامه ایران جهت احیای امپراطوری فارس گذاشتند و سایت العربیه نیز با تیتر «بغداد ،پایتخت امپراطوری ایران » برای اثبات ادعاهای خود و دمیدن در موج ایران هراسی، به اظهارات یونسی استناد کرد.



هر چند یونسی در دو مصاحبه ،سعی کرد به توضیح اظهاراتش بپردازد و تاکید کرد که منظورش مخدوش کردن حاکمیت عراق نبوده است و گفت « این چه حرفی است، هیچ دیوانه ای این حرف را نمی زند.» اما توضیحاتش کافی و اثرگذار نبود و دیگر کار از کار گذشته و آب رفته به جوی برنگشت و این سخنان نسنجیده ،سنگی در چاه انداخت که فعلا صد عاقل هم نتوانسته اند دربیاورند.

این اظهارات نسنجیده باعث شد تمام زحمات و مجاهدت های خالصانه و بی منت ایران در منطقه زیرسوال برود، به طوری که حتی عبدالباری عطوان نویسنده و تحلیلگر سرشناس جهان عرب و حامی محور مقاومت نیز در این باره نوشت: « در حالی که بیشتر ملت های عربی، ایران را قهرمانی در برابر اشغالگری های اسرائیل و توطئه های تجزیه طلبانه آمریکا قلمداد می کنند ولی اظهارات یونسی در زمانی که مستشاران نظامی ایران در عراق حضور نظامی دارند تصور خوب این ملت ها از ایران قهرمان را تخریب کرد. ما می گوییم هیچ فرقی بین البغدادی سرکرده داعش با یونسی وجود ندارد. اگر دولت ایران می خواهد خود را از مواضع اینچنینی تبرئه کند باید یونسی را از سمتش برکنار کند چرا که ادامه فعالیت یونسی در سمتش به معنای همراهی دولت متبوعش با این مواضع است. »

در این شرایط ،دولت به جای اینکه هر انتقادی را به پای تسویه حساب های جناحی بگذارد باید اهمیت قضیه را درک کند و با برکناری یا حداقل جابجایی یونسی ،آبی بر آتش ریخته و  بهانه را از بدخواهان بگیرد و بر دل رنجیده دوستان مرهم نهد.

یونسی نیز باید پاسخگو باشد که چرا در شرایطی که ارتش و نیروهای مردمی عراق با کمک های مستشاری ایران توانسته اند تا تکریت ،زادگاه صدام به پیش روند باید در جایگاه دستیار ویژه رئیس جمهور بهانه به دست بدخواهان دهد و باعث رنجش دوستداران منطقه ای ایران شود؟

آیا این بی انصافی نیست که مدافعان حرم و در راس آنها سردار قاسم سلیمانی با مجاهدت ها و جانفشانی های خویش برای ایران ،محبوبیت به ارمغان آورند و در مقابل، افرادی با سخنان نسنجیده خود ، دستاوردهای این دلاوران را مخدوش نمایند.

آیا علی یونسی که سابقه تصدی وزارت اطلاعات در دولت اصلاحات را در کارنامه دارد نباید موقع حرف زدن ، اول فکر کند و جوانب امر را بسنجد تا به منافع ملی ضربه وارد نسازد؟

 البته این اولین بار نیست که یونسی ادعا کرده است حرف های نسنجیده اش ،بد برداشت شده است ، با این حال آیا فردی که نمی داند چه می گوید و هربار که حرف می زند مجبور است دوباره توضیح دهد تا برداشت نادرستی از سخنانش صورت نگیرد واجب است حرف بزند؟ آیا اگر حرف نزند اتفاقی می افتد؟

آیا بهتر نیست دولت به جای اینکه تمام سرمایه و فرصتش را صرف اعتمادسازی با دشمنان نماید کمی دقت و ظرافت به خرج دهد و مراقب سلب اعتماد دوستان باشد. می ترسم آنقدر سرگرم اعتمادسازی با دشمن شوند که از دوستان غافل شده و اعتماد دوستان را نیز از دست بدهند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عراق، ایران، محور مقاومت، یونسی، ایران هراسی، دولت،
ارسال در تاریخ یکشنبه 24 اسفند 1393 توسط عقل کل
امروز که نیروهای مقاومت در سوریه به نزدیک ترین نقطه تماس با اسرائیل در جولان اشغالی رسیده اند و تلویزیون رژیم صهیونیستی، هراسان این سوال را مطرح می کند که « آیا ایرانی ها با بیرون راندن شورشیان(تروریست های تکفیری)، مرز جولان را به یک جبهه باز علیه اسرائیل تبدیل خواهند کرد؟ »

امروز که توطئه های کشورهای غربی و عربی در سوریه نقش بر آب شده است و همگان از نقش ایران در بقای حکومت سوریه سخن می گویند

امروز که آوازه سردار قاسم سلیمانی همه جا پیچیده است و حتی آمریکا که اسم سردار سلیمانی را در چارچوب تحریم ایران در راس فهرست تحریم های وزارت خزانه داری خود قرار داده بود از زبان وزیر امور خارجه و همچنین رئیس سابق سیا ،آرزوی دیدار با حاج قاسم را در دل می پروراند اما حاج قاسم به آنها افتخار ملاقات نمی دهد

امروز که اوباما هم فهمیده است بدون ایران نمی تواند نقشی در تحولات منطقه داشته باشد و برای جبران شکست هایش تصمیم می گیرد با نوشتن نامه به مقام معظم رهبری(مدظله العالی) و دعوت از ایران برای شرکت در ائتلاف ساختگی ضد داعش ، به پاکسازی چهره خود در حمایت از تروریست ها بپردازد تا شاید از این راه بتواند در پیروزی های حاج قاسم و جبهه مقاومت سهیم شود و برای خود کسب آبرو کند

امروز که تروریست های تکفیری در سوریه و عراق تضعیف گشته اند و حاج قاسم برای پایان عمرشان خط و نشان می کشد

امروز که در پرتو دلاوری ها و فرماندهی سردار قاسم سلیمانی ،ده ها و صدها حاج قاسم در عراق و سوریه و لبنان و یمن تربیت شده اند و جبهه مقاومت قوی تر از هر زمان دیگر است

امروز یادمان نرود دیروز را !

یادمان نرود دیروز که حاج قاسم داشت نیروهای دفاع وطنی را در سوریه سازماندهی می کرد و مردم و ارتش سوریه را به مقاومت در برابر تروریست های تکفیری تشویق می نمود عده ای با زبان و قلمشان ، حمایت از سوریه را بی فایده و هزینه بر می دانستند و می گفتند کار سوریه تمام شده است و باید دست از بشار اسد کشید و کوتاه آمد

یادمان نرود دیروز که رزمندگان مقاومت و حاج قاسم برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم سر از پا نمی شناختند و خواب را به چشمشان حرام کرده بودند ؛بعضی ها سخنرانی می کردند و به جای اینکه حامی و یاور حاج قاسم و جبهه مقاومت باشند و به رزمندگان مقاومت روحیه بدهند در عوض با کلام بیجا ، همان اتهامات دشمن را علیه سوریه تکرار می کردند و آب به آسیاب دشمن می ریختند

یادمان نرود بعضی از همین افرادی که امروز حاج قاسم را می ستایند دیروز با قلم و زبانشان پشت حاج قاسم را خالی کردند و در مسیر آرمان های جبهه مقاومت سنگ اندازی کردند.

اصولا بعضی افراد یاد گرفته اند در غم ها و شکست ها و سختی ها ،خودشان را کنار بکشند و فقط نق بزنند و در پیروزی ها ،خودشان را سهیم بدانند. در صدر اسلام هم از این گونه افراد کم نبودند ؛قرآن در مورد آنها فرموده است: « و ان منکم لمن لیبطئن فان اصابتکم مصیبة قال قد انعم الله علی اذ لم اکن معهم شهیدا، و لئن اصابکم فضل من الله لیقولن کان لم تکن بینکم و بینه مودة یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما »

اما حاج قاسم کم حرف بود و پر کار و آرمان هایش را در عمل ثابت می کرد ،

گام هایش چنان استوار بود که موج بی مهری ها و سنگ اندازی ها ،نتوانست ذره ای در اراده و عزم راسخش تزلزل ایجاد نماید،

گام هایی که آموخته اند قدم های خود را تنها با قدم های ولایت ،تنظیم نمایند باید هم محکم و استوار باشند،

گام هایی که تنها به قدم زدن با ولایت ،افتخار می کنند باید هم بتوانند داعش را له کنند.






طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سردار سلیمانی، حاج قاسم سلیمانی، سوریه، عراق، جبهه مقاومت، تروریست های تکفیری،
ارسال در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393 توسط عقل کل
بیش از 70 روز است در محاصره اند. تا امروز را مقاومت کرده اند اما معلوم نیست با این اوضاع و احوال بتوانند تا کی دوام بیاورند. اگر آب و غذا به آنها نرسد از تشنگی و گرسنگی می میرند و اگر مقاومتشان را از دست بدهند اسیر گرگ های داعش می شوند.

نمی دانند نگران گرسنگی کودکانشان باشند یا سرنوشتی که در انتظار آنهاست . سرنوشتی شبیه آن 2500 کودکی که در سوریه به جرم محبت اهل بیت علیهم السلام ذبح شدند.

این حال و روز حدود بیست هزار شیعه ترکمن شهر آمرلی در طوزخورماتو از توابع استان صلاح الدین عراق است که در محاصره تکفیری های داعش قرار گرفته اند. تکفیری هایی که با تمام مذاهب مشکل دارند اما بیش از همه ،از شیعیان نفرت دارند و شیعه را دشمن درجه یک خود می دانند.

داعش دورتادور آمرلی را محاصره کرده است. تصویر زیر نشان دهنده وضعیت بغرنج شیعیان آمرلی است. در قسمت آبی رنگ ،شیعیان آمرلی ساکن هستند. قسمت سیاه رنگ تحت کنترل تروریست های داعش است. قسمت زرد رنگ تحت کنترل پیشمرگان کرد و قسمت سبز رنگ در اختیار دولت عراق است.



در حال حاضر نیروهای مقاومت مردمی جلوی نفوذ داعش به آمرلی را سد کرده اند و ارتش عراق هم سعی دارد محاصره را بشکند و خود را به آمرلی برساند.

اما مردمان آمرلی در بیم و امید به سر می برند. بیم از اینکه داعش هر لحظه ممکن است مقاومت را بشکند و به شهر وارد شود و امیدوار به اینکه ارتش هر چه زودتر محاصره را بشکند و آنها را نجات دهد.

در این بین وضعیت زنان و دختران عذاب آورتر است. اخباری که هر روز از مناطق تحت تصرف داعش مخابره می شود روزگار سیاهی را برایشان مجسم می کند. فتوای مزخرف جهاد نکاح تا کنیزفروشی و به مزایده گذاشتن و قاچاق ، آنان را به مرگ راضی کرده است. شاید آنها هم مثل برخی دیگر از زنان شمال عراق از وحشت داعش ،در فکر استفاده از سم های قوی هستند تا در صورت لزوم خود را خلاص کنند یا با اصرار از پدران و شوهران خود خواسته اند تا قبل از اسارت ،آنان را با گلوله ای به کام مرگ بفرستند و از تعرض گرگ های داعش نجات دهند.

جنایات فجیع داعش ،عاطفه ها را دگرگون کرده است. پدری که تا دیروز اوج محبتش را در این می دید که برای حمایت از خانواده اش از جان خود نیز بگذرد امروز مجبور می شود برای حمایت از خانواده اش از شر وحشی های داعش ، شبیه آن پدر سوری ،زن و فرزندانش را پیشاپیش بکشد تا آسوده بمیرند و از اسارت و مرگ زجرآوری که در انتظار آنهاست رها شوند یا شبیه بعضی از سران طایفه ایزدی از کردها بخواهند تا برای درامان ماندن دخترانشان ،آنها را به قتل برسانند!

شیعیان آمرلی نیز مضطر شده اند، فاجعه ای بزرگ در یک قدمی آنهاست. بیایید برای نجاتشان دعا کنیم، این حداقل کاری است که نه به عنوان یک شیعه بلکه به عنوان یک انسان باید انجام دهیم.

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: داعش، عراق، شیعه، آمرلی،
ارسال در تاریخ شنبه 1 شهریور 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ