منطق خیابانی

در طراحی های جریان فتنه به ستادها اعلام شده بود؛ شنبه بعد از انتخابات چه برده باشیم، چه باخته باشیم، تو خیابونیم.

شنبه صبح یه جلسه برگزار می‌شه تو جماران. آقایان هاشمی، خاتمی، سیدحسن خمینی و میرحسین موسوی اون جا صحبت می‌کنن، که؛ آقا چه باید کرد؟!

تعبیر یکی از آقایون این بوده که، «اگه بتونیم یک ماه مردم رو کف خیابون نگه داریم، آقای خامنه‌ای کسی است که اهل آرامشه و نمی‌خواد کشور به اغتشاش بیفته، حتماً عقب‌نشینی می‌کنه.»

برنامه شونو می‌ذارن به اینکه مردم یک ماه تو خیابون باشن، آقای موسوی بعد از ظهر همون روز بیانیه می‌ده، می‌گه نیاز مردم تو صحنه باشن، بنده هم تسلیم این قضیه نمی‌شم و از این شرایط خطرناکی که تو نظام داره به وجود میاد عقب‌نشینی نمی‌کنم»، یعنی اعلان جنگ!

برگرفته از کتاب «من مدیر جلسه ام» نوشته رحیم مخدومی


عاشورای اغتشاش

ظهر عاشورا بود. نزدیک پل حافظ شهر مثل میدان جنگ بود. عده‌ای کف و سوت می‌زدند و از آتش زدن بانک‌ها و اموال عمومی احساس قدرت می‌کردند.

توی آن شلوغی، بین آن همه هیاهو و دود و آتش چشمم به حاج رضا افتاد. سرش شکسته بود. خون فرق سرش از کنار پیشانی، ریش‌های سفیدش را خضاب کرده بود.

به طرفش رفتم، داشت با دستمال، خون سرش را پاک می‌کرد. سلام کردم. با تعجب به من نگاه کرد. مثل همیشه با لبخند جوابم را داد و پیشانی‌ام را بوسید.

می‌خواستم بپرسم چه خبر؟ که یکی از بچه‌ها با سرعت آمد، داد زد: حاجی دارن می‌رن سراغ پمپ بنزین.


از همان فاصله‌ دویست سیصد متری می‌شد شعله‌ آتش مشعلی که به دست یک جوانک سبزپوش بود را دید. در حالی که داشت به سمت پمپ بنزین پر از ماشین و جمعیت می‌رفت، همه شروع کردیم به سمت پمپ بنزین دویدن، اما فریاد مجید که هیکل درشتی هم داشت، ما را میخ کوب کرد.

نمی‌دانم آن جلو چه کار می‌کرد. شاید بیشتر از بیست متر با تجمع اغتشاشگران فاصله نداشت، نعره‌ای کشید و ده بیست متری اغتشاشگران را به عقب راند و پمپ بنزین را نجات داد، اما ما فقط توانستیم نعش نیمه جانش را از بین مشت و لگد و چماق مدافعان حقوق بشر! بیرون بکشیم...

برگرفته از کتاب «عاشورای اغتشاش» نوشته رحیم مخدومی


پ ن:

1-خداوند، کشور و مردم ما را از شر فتنه گران درامان بدارد.

2- باید ظلم بزرگی را که در فتنه 88 به اسلام و انقلاب و مردم شد یادآوری کرد.


طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فتنه 88، عاشورا، سران فتنه، فتنه گران، اغتشاش،
ارسال در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط عقل کل
« دشوارترین مبارزه، مبارزه غریبانه است. کشته شدن در میان هیاهو و هلهله دوستان و تحسین عامّه مردم، چندان دشوار نیست. چنان‌که در یکی از جنگ های صدر اسلام، وقتی که دو لشکرِ حقّ و باطل در مقابل هم صف کشیدند و کسانی چون پیغمبر و امیرالمؤمنین، علیهماالسّلام، در رأس جبهه حق قرار داشتند، پیغمبر از سپاهیان خود پرسید: چه‌ کسی حاضر است به میدان برود و فلان جنگجوی معروفِ سپاه دشمن را از پای درآورد؟ جوانی از سپاهیان اسلام، داوطلب شد. پیغمبر دستی بر سر او کشید و او را بدرقه کرد. مسلمانان هم برایش دعا کردند و او به میدان نبرد رفت، جهاد کرد و کشته شد. این، یک نوع کشته شدن و جهاد کردن است.

نوعِ دیگرِ جهاد کردن، جهادی است که وقتی انسان به سمت میدان نبرد می رود، آحاد جامعه نسبت به او یا منکرند، یا غافلند، یا کناره می جویند و یا در مقابلش می ایستند. کسانی هم که قلباً وی را تحسین می کنند - و تعدادشان کم است - جرأت ندارند زبانی به تحسینش بپردازند.

در حادثه عاشورای امام حسین علیه‌السّلام، حتی کسانی مانند «عبداللَّه‌بنعباس» و «عبداللَّه‌بن جعفر» که خودشان جزو خاندان بنی‌هاشم و از همین شجره طیّبه‌اند، جرأت نمی کنند در مکه یا مدینه بایستند، فریاد بزنند و به نامِ امام حسین علیه‌السّلام، شعار بدهند. چنین مبارزه‌ای، غریبانه است و مبارزه غریبانه، سخت‌ترینِ مبارزه‌هاست. همه با انسان، دشمن. همه از انسان، رویگردان. در مبارزه امام حسین علیه‌السّلام، حتّی برخی از دوستان هم معرضند. چنان‌که به یکی از آنها فرمود: «بیا به من کمک کن.» و او به جای کمک، اسبش را برای حضرت فرستاد و گفت: «از اسب من استفاده کن!»

غربت از این بالاتر و مبارزه از این غریبانه‌تر؟! آن وقت در این مبارزه غریبانه، عزیزترین عزیزانش در مقابل چشمش قربانی شوند. پسرانش، برادرزاده‌هایش، برادرانش و پسرعموهایش؛ این گل های بنی‌هاشم، پرپر شوند، و در مقابلش روی زمین بریزند و حتّی کودک شش‌ماهه‌اش هم کشته شود!

علاوه بر همه این مصیبت ها، می داند به مجرّد اینکه جان از جسم مطهّرش خارج شود، عیالات بی پناه و بی دفاعش، مورد تهاجم قرار خواهند گرفت. می داند که گرگ های گرسنه، به دختران خردسال و جوانش حمله‌ور می شوند، دلهای آنها را می ترسانند؛ اموال آنها را غارت می کنند؛ آنها را به اسارت می گیرند و مورد اهانت قرار می دهند. می داند که به دختر والای امیرالمؤمنین علیه‌السّلام، زینب کبری سلام‌اللَّه علیها، که جزو شخصیت های بارز دنیای اسلام است، جسارت می کنند. اینها را هم می داند.

بر همه اینها، تشنگی خود و اهل و عیالش را اضافه کنید: کودکان خردسال، تشنه. دختر بچه‌ها، تشنه. پیرها، تشنه. حتی کودکِ شیرخواره، تشنه. می توانید تصوّر کنید که این مبارزه چقدر سخت است؟ »

بیانات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) خرداد 1373




پی نوشت:
شرم بر کسانی که بخواهند از مبارزه غریبانه کربلا، درس مذاکره بگیرند!



طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام حسین(ع)، عاشورا، مبارزه غریبانه، مقام معظم رهبری، سخت ترین مبارزه،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 30 مهر 1394 توسط عقل کل
شاید می خواهد به یادمان بیاورد.
به یادمان بیاورد که چه سابقه و پیشینه درخشانی داریم.
 به یادمان بیاورد سرمایه های عظیمی که با خون دل به دست آوردیم.
به یادمان بیاورد که چگونه آمریکا را با تسخیر لانه جاسوسی اش تحقیر کردیم آن هم در زمانی که دستمان خالی بود و آمریکا هم برای خودش ابرقدرتی بود مثل امروز نبود که قدرتش رو به افول است و از قدرت موشکی و هسته ای ایران نگران است.

شاید می خواهد بگوید حیف است ملتی با پشتوانه بزرگی از عزت و غرور، حال و روز امروزش این باشد که یک پیرزن سفیدموی آمریکایی برایش تعیین تکلیف کند و خط و نشان بکشد.

شاید می خواهد خواب زده ها را بیدار کند. شاید می خواهد بگوید چقدر قبیح است ملتی که هشت سال در برابر قدرت های جهانی ،دلاورانه ایستاد و سختی ها را به جان خرید تا ذره ای از خاک و عزتش را از دست ندهد؛ امروز منتظر باشد تا صدقه سر اورانیوم بیست درصدی که اکسید می کند چند میلیاردی از دلارهای  بلوکه شده اش را قطره چکانی و با منت به او برگردانند.

داریم چه می کنیم و به کجا می رویم؟ چشم دوختن به دستان شیطان بزرگی که روزی تمام ابهتش را زیر پا له کردیم!



و حالا رسیده ایم به یک تقارن! این تقارن ،تصادفی هم که باشد مثل آبی است که بر صورت خواب زدگان می زنند تا مگر بیدارشان کند. تقارن عاشورا و 13 آبان.

شاید بیدارمان کند و برگردیم به مسیر اصیل انقلاب. همان مسیری که امام(ره) می فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. همان مسیری که شهید بهشتی می فرمود به آمریکا بگویید از ما عصبانی باش و از عصبانیت بمیر.
آن مسیری که فهمیده ها را مصمم کرد نارنجک به خود ببندند و به زیر تانک بروند اما زیر بار ذلت نروند.
آن مسیری که شهید شهریاری را مصمم کرد با جهاد علمی ،ما را به اورانیوم 20 درصد برساند تا از دشمن بی نیاز باشیم.
آن مسیری که شهید تهرانی مقدم جانش را بر سر آن فدا کرد و شرف و عزت را نه تنها برای ما بلکه برای جوانان غزه نیز به ارمغان آورد.

خیلی ها زحمت کشیدند تا خزانه عزت ملی ایران پر شود و خیلی ها از جان گذشتند تا نگذارند ذره ای از عزت ملی ما بر باد رود. خزانه ای که این روزها عده ای به بهانه تحریم دارند آن را خالی می کنند و سخاوتمندانه از آن خرج می کنند و وقتی به آنان تذکر می دهیم یا انتقاد می کنیم ،«پیام مردم»را علم می کنند و بر سرمان می کوبند. اما آیا پیام مردم عزت فروشی بود؟ مردم وقتی کلید را دیدند گمان می کردند قرار است قفل های مشکلاتشان را باز کند، هرگز فکر نمی کردند با آن درب خزانه عزت ملی را باز کنند و چوب حراج به آن بزنند.
 
حرف بسیار است. حرف هایی که در گوش شبه روشنفکرانی که به این مذاکرات و لبخندها و نشست و برخاست ها عنوان «تابوشکنی» داده اند و به آن افتخار می کنند نمی رود. باید خودمان چاره ای بیندیشیم. چاره اش همان است که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) فرمودند: «ملت ،مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بی ادبانه آمریکایی ها را زیر نظر بگیرد.»
 کم نیستند افرادی که می خواهند فکر ما را از این مذاکرات منحرف کنند و با سوژه سازی و سرگرم کردن مردم ،بر روی اشتباهات فاحش و انفعالشان سرپوش بگذارند. باید تا آنجا که می توانیم خواب زده ها را بیدار کنیم.



تقارن عاشورا و 13 آبان می خواهد به ما بفهماند ملتی که شیرخوارگانش نیز سربند یاحسین می بندند و نوجوانانش شهادت را احلی من العسل می دانند ،باید همچنان فریادش «مرگ بر آمریکا» باشد و سازش ناپذیری و استکبارستیزی در راس سیاست خارجی اش باقی بماند.

تقارن عاشورا و 13 آبان یعنی ای ملتی که آمریکا را تحقیر کردید و به پیروی از سالار شهیدان ،شعار «هیهات منا الذله» سر می دهید ؛ «هیهات منا الذله» با دست دادن با جان کری و شنیدن توهین های وندی شرمن جور در نمی آید!
آیا این در شان پیروان حسین (ع) است که عزت و غرورشان را به دلار بفروشند؟
آیا از عزت فروشی خسته نشدید؟ آیا دیگر بس نیست عزت فروشی؟! آیا وقت آن نرسیده است که به مسیر اصیل انقلاب که سازش ناپذیری و استکبارستیزی بود بازگردید؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عاشورا، 13 آبان، عزت فروشی، مذاکرات هسته ای، هیهات منا الذله، مرگ بر آمریکا،
دنبالک ها: گفتن «مرگ بر آمریکا» لیاقت می خواهد، اثبات علمی مرگِ آمریکا با شعار «مرگ بر آمریکا»،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 آبان 1393 توسط عقل کل

این را خبرنگارها خوب می دانند که برای گزارشگری عظمت یک حضور حماسی ،باید از زمین فاصله بگیرند، باید سوار بر بالگرد شوند و از بالا بنگرند تا واقعیت و عظمت یک جمعیت را بهتر گزارش کنند.

این در مورد بعد جسمانی یک حضور است اما بعد معنوی آن را اهل آسمان  بیشتر درک می کنند. ابعاد معنوی یک حماسه را باید از جبرئیل و فرشتگان مقرب الهی پرسید تا اوج عظمتش را توصیف نمایند. همانطور که عظمت حماسه سازی مولا علی علیه السلام در جنگ احد را جبرئیل می دانست که ندای« لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار» سر داد.

عظمت 9 دی را نیز اهل آسمان بیش از اهل زمین می شناسند.

خبرنگاران هر چقدر هم گزارشگر ماهری باشند نمی توانند صلابت گام های مردمی را که به عشق سالار شهیدان به میدان آمده بودند گزارش کنند، این را فقط ملائک مقرب الهی ضبط می نمایند.

 دوربین های زمینی را توان به تصویر کشیدن اوج سوز درونی ملتی نبود که ندای « در روز عزا حرمت ارباب شکستند؛علمدار کجایی؟ »سر می دادند. 9دی را باید آسمانی ها گزارش می کردند تا عظمت آن روشن تر شود.

همه نمی توانند عظمت 9 دی را درک کنند. حتی بعضی زمینی ها از یادآوری حماسه 9 دی اکراه دارند و دوست دارند آن را به فراموشی بسپارند یا از عظمت آن بکاهند و حتی عده ای با آن دشمنی می کنند. 

9 دی یوم الله است و  روزهای خدایی را فقط پیروان الله، بزرگ می شمارند؛ پیروان شیطان از یادآوری «یوم الله» وحشت دارند و بی جهت نیست که اسرائیل هم از 9 دی به هراس افتاد.

9 دی روز خداپرستان بود لذا این روز همیشه مبغوض شخص پرستان و حزب پرستان خواهد بود.

9 دی به متوهمانی که اعتماد مردم به دین و انقلاب را با میزان اعتماد خودشان می سنجیدند فهماند که در اعتماد مردم به آرمان ها خدشه ای وارد نشده است و این برخی خواصند که بنا به اغراض نفسانی و سیاسی، اعتماد خود را به مسلخ برده اند.

 9 دی روز لبخند دوستان خدا بود ؛ قطرات اشک دوستداران انقلاب که در فتنه هشت ماهه جاری شده بود در 9 دی به لبخندی شیرین بدل گشت و نور امیدی دوباره در قلب های مستضعفان جهانی درخشیدن گرفت.

9 دی عطر حسینی دارد و بوی کربلا می دهد. هر چند می گویند حماسه 9 دی یک حضور بدون فراخوان بود اما فراخوان آن را 14 قرن پیش در عاشورای 61 با کلام «هل من ناصر ینصرنی» اباعبدالله الحسین (ع) صادر کرده بودند و 9 دی نمایش پیام واقعی مردم بود ؛ پیامی که با رفت و آمد دولت ها تغییر نمی کند و جاودانه خواهد ماند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: 9 دی، فتنه 88، عاشورا، پیام مردم،
دنبالک ها: تاریخ، 9 دی نداشت، باید نان حلال خورده باشی تا 9 دی را بفهمی!،
ارسال در تاریخ یکشنبه 8 دی 1392 توسط عقل کل

از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمودند: موسی بن عمران از پروردگارش درخواست کرد و گفت: «پروردگارا برادرم هارون از دنیا رفت پس او را ببخشای.» خداوند به او وحی کرد: «ای موسی! اگر از من بخواهی که گناه اولین و آخرین را بیامرزم اجابتت می کنم مگر قاتل حسین بن علی بن ابیطالب(ع) که از قاتلش انتقام می گیرم.»

خداوند ارحم الراحمین است اما با همه ی بخشندگی و رافتش ، اسم اباعبدالله الحسین (ع) که به میان می آید استثناء قائل می شود و حتی اگر از همه بگذرد از قاتل سید الشهدا (ع) نخواهد گذشت. امام حسین علیه السلام دردانه عالم وجود است و نه تنها جنس غمش بلکه همه چیزش فرق دارد. فرق و استثنایی که دایره ثواب و عقاب را با هم در برمی گیرد . 

 دستگاه امام حسین علیه السلام از چنان عظمتی برخوردار است که کوچکترین خدمتی هر چند ناچیز که در راستای آن انجام گیرد مورد پاداش واقع می شود و چه بسا شنیده ایم حکایت کسانی را که فقط به خاطر یک احترام یا همراهی با زائر یا عزادار اباعبدالله الحسین (ع) مورد لطف ویژه الهی قرار گرفته اند و در مقابل، کوچکترین بی احترامی یا اسائه ادب به زائر یا عزادار یا حتی کسی که به طور اتفاقی پایش به مجلس آن حضرت باز شده باشد مورد توبیخ ائمه علیهم السلام قرار می گیرد که نمونه اش را در قضیه رسول ترک به خاطر داریم.

درک این عظمت تنها محدود به شیعیان نیست بلکه یهودیان و  مسیحیان و زرتشتیان نیز به این عظمت پی برده اند و برای آن احترام ویژه قائلند.  

 اما با این همه عظمت و اوصاف ،چه کسی باور می کرد در کشوری که جوانانش با  بستن سربند «یا حسین» و« یا ابوالفضل» به استقبال شهادت می رفتند و آخرین ذکرشان یا حسین بود و آرزو داشتند سر بر دامان سالار شهیدان ، تشنه کام شربت شهادت بنوشند، فتنه گرانی پیدا شوند که حرمت عاشورا را بشکنند و در روزی که زمین و آسمان و جن و ملک در سوگ فرزند زهرا (س) عزادارند با سوت و کف زدن، عزاداری را به تمسخر بگیرند ؛نمازگزاران ظهر عاشورا را مورد حمله قرار دهند ؛خیمه های عزاداری را به آتش بکشند آن هم نه در مرکز صهیونیسم و وهابیت بلکه در قلب تهران پایتخت جهان تشیع!

و باز چه کسی باور می کرد حس قدرت طلبی ،چنان عقل فتنه گران را زایل کرده باشد که بخواهند با آشوبگری در روز عاشورا ،حتی با مقدسات مردم کاسبی کنند تا شاید بتوانند به جنبش مرده اموی ،جانی دوباره ببخشند اما گویا فتنه گران حتی از شعبان بی مخ هم بی مخ تر بودند که نفهمیدند بازی با حرمت عاشورا ،جان و هستی شان را ساقط می کند و دیر نیست زمانی که خداوند ؛خودش از حرمت شکنان عاشورا نیز انتقام بگیرد، چون تنها قانون خداست که آقازاده و فلان و بهمان نمی شناسد.

همانطور که عاشورا فراموش شدنی نیست حرمت شکنی عاشورا نیز فراموش نخواهد شد. ننگ این حرمت شکنی از پیشانی فتنه گرانی که حرمت عاشورا را شکستند پاک شدنی نیست حتی اگر شناسنامه دوم بگیرند!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام حسین(ع)، عاشورا، فتنه 88،
ارسال در تاریخ سه شنبه 21 آبان 1392 توسط عقل کل

شاهرگ حیات ما عشق حسین (ع) است

9 دی نشان داد هر چه را بزنید شاهرگ حیاتمان را نمی توانید بزنید.




طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: حماسه 9 دی، عاشورا، امام حسین علیه السلام،
ارسال در تاریخ شنبه 9 دی 1391 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic