قصد پرداختن کامل به مفاد بیانیه سوئیس را ندارم فقط می خواهم نکاتی را پیرامون این بیانیه مطرح نمایم:

یک- تیم مذاکراتی ایران در دفاع از عملکرد خود ،معمولا به خواسته های آمریکایی ها استناد می کنند و می گویند آمریکا می خواهد تمام پیچ و مهره های صنعت هسته ای ایران را حذف کند، می خواهد فردو نباشد، آب سنگین اراک نباشد و... اما ما توانستیم این مقدار که در بیانیه عنوان شده است را حفظ کنیم.

یعنی تیم مذاکراتی ایران در دفاع از عملکردشان به جای اینکه خواسته های ملت ایران را معیار قرار دهند و عملکردشان را نسبت به آن بسنجند خواسته های آمریکایی ها را مطرح می کنند و با معیار خواسته های آمریکا، از عملکرد خود دفاع می کنند. این یک اشتباه بزرگ است.
درست مثل فردی که به بازار می رود و یک جفت جوراب را به قیمت یک میلیون تومان می خرد و وقتی به او اعتراض می کنند که این چه کاری بود کردی؟ در جواب می گوید فروشنده می خواست آن را چهار میلیون تومان به من بفروشد و من توانستم به یک میلیون تومان بخرم!

لذا اینکه تیم مذاکره کننده ایران،عملکرد خود را با خواسته های غربی ها می سنجند تا ما را به امتیازات فراوانی که داده اند راضی کنند اشتباه است. تیم مذاکره کننده باید خط قرمز ها و نیاز کشور را در نظر بگیرند. مثلا آنها می توانستند برای لغو تحریم های نفتی و بانکی از امتیاز اورانیوم 20 درصد استفاده کنند اما نباید از نیاز کشور که  190 هزار سو توان غنی سازی عنوان شده بود کوتاه بیایند که متاسفانه کوتاه آمدند. خواسته های ملت ایران در زمینه هسته ای بسیار مهم است و نباید نادیده گرفته شود بالاخص وقتی که برای کسب این دستاوردها ،خون پاک شهدای هسته ای هم در میان باشد.

تیم مذاکراتی ایران به دلیل اینکه به حصول توافق ،به چشم یک هدف می نگرند و بنا به سیاست های دولت ، اصرار دارند که حتما به توافق برسند نمی توانند خط قرمزهای نظام در زمینه هسته ای را رعایت کنند. در صورتی که اگر نگاه به درون داشتند و رسیدن به توافق برای آنان به یک هدف تبدیل نشده بود خط قرمزها را در نظر می گرفتند و تلاش خود را به کار می بستند تا به یک توافق خوب برسند و اگر با زیاده خواهی های آمریکا نمی توانستند به توافق خوب برسند باز هم نگران نبودند چون اصل، برای آنان رسیدن به توافق نبود بلکه می دانستند که در صورتی که به توافق نرسند راهکار اقتصاد مقاومتی و تکیه بر توان داخلی می تواند حلال مشکلات کشور باشد. این حرف ها شعار نیست بلکه چون ایمان و توکلمان ضعیف است خیال می کنیم با رابطه با آمریکا مشکلاتمان حل می شود اما با تکیه بر توان خود و اعتماد به خدا نمی توانیم بر مشکلات اقتصادی فائق بیاییم و این حرف ها را صرفا شعار تلقی می کنیم. اگر ایمانمان ضعیف نبود از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شدیم و دوباره پروتکل الحاقی را نمی پذیرفتیم چون می گویند مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.

البته این درست است که دکتر ظریف و تیم مذاکراتی ایران ،ساعت ها بیخوابی کشیده اند اما این دلیل نمی شود که ما به خاطر این بیخوابی ها، چشم خود را بر روی زحمات شهدایی که در این راه جان داده اند ببندیم و از تیم ایرانی به خاطر دادن امتیازات بزرگ به دشمن انتقاد نکنیم.
همیشه اینطور نیست که بیخوابی ها نتیجه مثبت داشته باشد، وقتی جهت گیری غلط باشد هر چقدر هم انسان تلاش کند به جای اینکه اثر مثبت داشته باشد اثر منفی خواهد داشت. مذاکره با استکبار به نیت برد - برد یک جهت گیری غلط است؛ لذا به نظر من اگر دکتر ظریف ، زمانی که می خواست بیانیه سوئیس را بپذیرد خوابیده بود و این بیانیه را نپذیرفته بود خوابش عبادت بود!

دو- اوباما در سخنانی که بعد از بیانیه لوزان داشت برای توجیه اقداماتش خطاب به منتقدان خود گفت: « ایران حتی در مواجهه با تحریم های بی سابقه، هیچ تمایلی نشان نداده است که آن جنبه ها از برنامه اش را که آنان معتقدند برای اهداف صلح آمیز است حذف کند... این درحالی است که مشکوک است که ما حتی بتوانیم تحریم های کنونی را سر جای خود نگه داریم.»

این سخن باراک اوباما نشانگر این واقعیت است که اوباما نیز برخلاف ادعاهای گزافش به خوبی می داند که ساختار تحریم ها ممکن بود با استقامت ایران از هم پاشیده شود و حتی او هم مشکوک است که بتواند ساختار تحریم ها را حفظ کند. وقتی این اعتراف را از زبان اوباما می شنویم بیشتر حسرت می خوریم زیرا اگر استقامت بیشتری به خرج داده بودیم ،می توانستیم بدون اینکه امتیازهای هنگفتی مثل اورانیوم 20 درصد و امتیازهای بزرگ فعلی را بدهیم ساختار تحریم ها را بشکنیم.


سه- در این بیانیه ،آژانس بین المللی انرژی اتمی به عنوان داور برای راستی آزمایی تعهدات ایران معرفی شده است. با توجه به سابقه نامطلوبی که آژانس در برخورد با پرونده هسته ای ایران داشته است سوال اینجاست که چرا تیم مذاکراتی ایران داوری آژانس را پذیرفته است؟

آقای ظریف و آقای عراقچی در پاسخ به این سوال گفتند: آژانس در گذشته همکاری خوبی با ایران نداشت اما در یکسال گذشته همکاری خوبی با ایران داشته است.

در جواب این آقایان باید گفت: اگر آژانس در یکسال گذشته در قبال تعهدات ایران ، از نظر شما عکس العمل منفی نداشته و به قول شما همکاری خوبی با ایران داشته است امری طبیعی است. چون ایران در یکسال گذشته خزانه اورانیوم 20 درصد خود را فقط در قبال دریافت دلارهای ناچیزی به صفر رسانید و این جای هیچ نگرانی برای قدرت های غربی نبود. اما در مورد لغو تحریم ها قضیه فرق می کند. چرا؟ 

زیرا اگر قرار باشد راستی آزمایی آژانس منجر به لغو تحریم ها شود این بدین معناست که حربه تحریم که در دست غربی ها و آمریکا برای اعمال فشار بر ایران و تغییر تدریجی رفتار و ساختار ایران استفاده می شد از دست آمریکا و متحدانش گرفته شود، و مسلما آمریکا نخواهد گذاشت حربه تحریم به صورت کامل از دستش خارج شود کما اینکه فکت شیت هسته ای آمریکا نشان می دهد که آمریکا حتی در ازای امتیازهای بزرگی که از ایران گرفته است حاضر نیست حربه تحریم را از دست خود خارج سازد و شروط متعددی را برای آن مطرح نموده است.

 از طرف دیگر اگر ایران بپذیرد که پروتکل الحاقی و حتی بازرسی های فراتر از پروتکل را اجرا کند مطمئنا آژانسی که تحت سلطه قدرت های بزرگ است قصد سرک کشیدن به مراکز حساس ایران را نیز به بهانه مشکوک بودن خواهد داشت و اگر ایران ، تقاضای آنان را به خاطر مسائل امنیتی نپذیرد آژانس و آمریکا به راحتی می توانند بهانه ای برای عدم راستی آزمایی و عدم لغو تحریم ها پیدا کنند. پس واقعا جای نگرانی است.




چهار- زمانی که توافقنامه ژنو امضا شد بسیاری از دلسوزان نظام و انقلاب به تیم مذاکره کننده هسته ای انتقاد کردند که چرا اورانیوم 20 درصد را به این راحتی از دست داده اند و می پرسیدند که دیگر قرار است از چه چیزی دست بکشند تا تحریم های اصلی برداشته شود؟
و اکنون مشخص شد که اگر تیم مذاکره کننده هسته ای در توافقنامه ژنو ،اورانیوم 20 درصد را فقط در قبال مقدار ناچیزی دلارهای بلوکه شده ،حراج نکرده بودند امروز مجبور نمی شدند باز هم امتیازهای هنگفتی بدهند و وعده نسیه بگیرند. اورانیوم 20 درصد به قدری ارزشمند بود که می شد با آن کل تحریم های نفتی و بانکی را برداشت.

پنج- برخی می گویند تفسیر آمریکا از بیانیه اهمیتی ندارد و شما باید تفسیر دکتر ظریف و تیمش را در این زمینه بپذیرید.
 اما سوال اینجاست که: مگر دکتر ظریف با خودش مذاکره کرده است که ملزم باشیم فقط تفسیر او را بپذیریم ؟ آیا آمریکا طرف دیگر مذاکره نیست؟ و دوم اینکه مگر دکتر ظریف ، خودش قرار است تحریم ها را بردارد؟ آیا این آمریکا نیست که باید تحریم ها را بردارد؟ لذا وقتی طرف حساب ما آمریکاست باید نظرش هم مهم تلقی شود چون مسلما آمریکا بر طبق برداشت خودش عمل خواهد کرد نه بر طبق برداشت دکتر ظریف.

نکته دیگر اینکه وقتی آمریکا از همین ابتدا، تفسیر ایرانی از بیانیه را نمی پذیرد چه تضمینی وجود دارد که به تعهداتش در قبال تعلیق یا لغو تحریم ها پایبند بماند. آیا این جای نگرانی نیست؟

شش- تیم مذاکراتی ایران می گویند اگر طرف مقابل به تعهداتش عمل نکند یا تحریم ها را برگرداند، تمام اقدامات اطمینان ساز ما نیز برگشت پذیر است!
سوال ما در اینجا این است: در بیانیه مشترکی که دکتر ظریف قرائت کرد آمده است «ایالات متحده نیز اجرای تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای را، همزمان با اجرای تعهدات عمده هسته ای ایران به نحوی که توسط آژانس بین المللی انرژی اتمی راستی آزمایی شود متوقف خواهد کرد.»

 
آیا اورانیومی که در طول ماه ها و سال ها به دست آمده است به راحتی و بدون هزینه برگشت پذیر است؟ آیا اطلاعات مهمی که توسط بازرسان آژانس در اختیار غربی ها و اسرائیل قرار می گیرد برگشت پذیر است؟ مهم تر از همه آیا غرور ملی که با کوتاه آمدن در برابر استکبار ،خدشه دار شده است به راحتی برگشت پذیر است؟ آیا امید و انگیزه جوانانی که برای ادامه راه شهدای هسته ای، تغییر رشته دادند و دکترای هسته ای گرفتند تا بتوانند قله های هسته ای را فتح کنند و اکنون باید با حسرت شاهد اکسید شدن اورانیوم باشند و به سانتریفیوژ هایی بنگرند که به انبار می روند به آسانی برگشت پذیر است؟


هفت- امسال به عنوان سال « دولت و ملت، همدلی و همزبانی» معرفی شده است. معنای همدلی و همزبانی این نیست که ما انتقاد نکنیم و کلیه اقدامات دولت را بپذیریم که بعضی ها به این بهانه می خواهند ما را ساکت نگه دارند. بلکه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در توضیح همدلی و همزبانی فرمودند:
« من مردم عزیزمان را به بی تفاوتی دعوت نمی کنم، به نظارت نکردن دعوت نمی کنم،آنها را به اهتمام در مسائل اساسی کشور دعوت می کنم؛ اما اصرار می کنم که برخوردها نه از سوی مردم نسبت به مسئولین و نه از سوی مسئولین نسبت به منتقدین، تخریبی نباشد.»

 لذا قرار نیست حقایق را بپوشانیم و طوطی وار حرف مسئولین را تکرار کنیم و برداشت خود از مسائل را بیان نکنیم بالاخص وقتی می بینیم خط قرمزهای مد نظر رهبر معظم انقلاب در بیانیه سوئیس رعایت نشده است.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: بیانیه لوزان، هسته ای، مذاکرات هسته ای، ظریف، سانتریفیوژ، پروتکل الحاقی، آمریکا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 17 فروردین 1394 توسط عقل کل
 این دستاورد بزرگ رو به آقای ظریف و دولت تدبیر و امید تبریک میگیم. ما واقعا از موفقیت بزرگ لوزان شوکه شدیم و اون رو یه پیروزی مشعشع تاریخی میدونیم! ما اصلا فکر نمی کردیم با تدبیر بشه به این سرعت ،چرخ سانتریفیوژها رو از کار انداخت همین الان یهویی!

تبریک میگیم که تونستن چنین دستاورد بزرگی رو واسه ملت ایران به ارمغان بیارن. تبریک میگیم که تونستن بالاخره پنج هزار سانتریفیوژ رو ،از مجموع حدود بیست هزار سانتریفیوژ فعال در نطنز نگه دارن؛ واقعا این پنج هزارتا هم خودش غنیمته؛ الکی مثلا یادمون نیس کشور به حدود 190 هزار سو غنی سازی نیاز داره و پنج هزار سانتریفیوژ نسل یک فقط میتونه حدود 6 هزار سو  رو تامین کنه.
 
 تبریک میگیم که تونستن هزار سانتریفیوژ رو در فردو نگه دارن تا بدون اینکه غنی سازی کنه همینطوری بچرخه و اینقد بچرخه و بچرخه تا سرش گیج بره و خودش وایسه و به جای اون، فردو رو به مرکز فیزیک و فناوری تبدیل کردن؛ الکی مثلا آلزایمر داریم و یادمون نیس فردو رو برای غنی سازی در عمق زمین ساختن تا از حمله دشمن درامان باشه، الکی مثلا روی زمین و در هوای آزاد نمیشه فیزیک بخونن و مجبورن برن زیر زمین تحقیق کنن؛ اونم به صورت کاملا بین المللی!

ما واقعا تشکر می کنیم که دولت و تیم مذاکره کننده در حرفاشون مدام از رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) اسم میبرن و از ایشان تشکر می کنن؛ الکی مثلا اصلا یادمون نیس که رهبر معظم انقلاب فرمودند توافق بر کلیات و جزئیات باید یک مرحله ای و غیر قابل تفسیر باشه اما اینا دو مرحله ای و مبهم و قابل تفسیر ارائه کردن، الکی مثلا یادمون نیس رهبر انقلاب فرمودند کشور به 190 هزار سو توان غنی سازی نیاز داره و اونا از این خط قرمز عبور کردن ، الکی مثلا یادمون نیس رهبر انقلاب فرمودند تمام تحریم ها باید یکجا برداشته بشه اما اینا مرحله ای و مشروط کردند.

من تبریک میگم که دوباره به آژانس بین المللی انرژی اتمی اعتماد کردن و اون رو به عنوان داور پذیرفتن، الکی مثلا یادمون نیس این آژانس چه بلاهایی سر ما آورد و بارها و بارها بعد از کلی بازرسی ،باز هم ادعا می کرد که نمیتونه صلح آمیز بودن برنامه هسته ایران رو تایید کنه، الکی مثلا یادمون نیس که بازرسان آژانس ،اطلاعات هسته ای ایران رو به اسرائیل میدادن و باعث ترور دانشمندان هسته ای شدن.

من تبریک میگم که پروتکل الحاقی رو پذیرفتند تا بازرسان آژانس بتونن هر جایی رو که مشکوک شدن بگردن و حتی بازرسی های فراتر از پروتکل رو نیز قبول کردن، الکی مثلا نمیدونیم که انجام داوطلبانه پروتکل نیاز به تصویب مجلس داره، الکی مثلا نمیدونیم آمریکا و اسرائیل چقدر حریص و مشتاقن تا از طریق بازرسان آژانس به مراکز دفاعی و موشکی ایران سرک بکشن، الکی مثلا نمیدونیم پذیرش این بازرسی های گسترده و نامحدود، عزت و استقلال کشور رو به باد میده.

من تبریک میگم که دوباره مثل توافقنامه ژنو ، دو تفسیر متفاوت از بیانیه ارائه شد و باز هم ما بنا به اعتمادی که به تیم مذاکراتی خودمون داریم تفسیر دکتر ظریف و تیمش رو می پذیریم و به حرف آمریکا اعتنا نمی کنیم، الکی مثلا آمریکا هیچ کارس و طرف حساب ما در مذاکره نیس و نظرش هیچ اهمیتی نداره، الکی مثلا معنای مذاکره این نیس که دو طرف پس از ماه ها و روزها و ساعت ها گفتگو به یک تفسیر مشترک برسن، الکی مثلا دکتر ظریف و تیمش کلی بیخوابی کشیدن تا به دو تفسیر متفاوت برسن و اصولا هیچ کسی نفهمه بر سر چه چیزی توافق شده!

من به همه ملت ایران این موفقیت بزرگ رو تبریک میگم، الکی مثلا منم جوگیر شدم و بدون اینکه کمی فکر کنم و ببینم بیانیه مشترک به نفع ایرانه یا به ضررش، الکی خوشحالم و میخوام برم تو خیابونا هورا بکشم، الکی مثلا منم از اون آدمایی ام که حتی وقتی تو فوتبالم می بازیم میرن شادی می کنن!



پ ن:
الکی مثلا من مطلب نوشتم تا الکی مثلا شما هم بخونین!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، لوزان، بیانیه سوئیس، ظریف، مذاکرات هسته ای، الکی مثلا،
ارسال در تاریخ دوشنبه 17 فروردین 1394 توسط عقل کل
از آنجا که دولت محترم سرنوشت خود را به مذاکرات هسته ای گره زده است و مصمم است به هر نحو ممکن به توافق هسته ای دست یابد لذا برای تقویت تیم مذاکراتی از هیچ اقدامی دریغ نمی ورزد.

در این راستا بعد از پیوستن آقای فریدون دستیار ویژه رئیس جمهور و آقای صالحی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی به تیم مذاکراتی هسته ای، تصمیم گرفته شد دیگر اعضای کابینه نیز به تیم مذاکراتی بپیوندند و با همتای آمریکایی خود به تبادل نظر بپردازند تا تیم هسته ای تقویت شود.

بنا بر گزارشات واصله قرار است خانم ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با حضور در تیم مذاکراتی علاوه بر تقویت این تیم، تجربیات و راهکارهای خود در مقابله با ریزگردها را در اختیار همتای آمریکایی قرار دهد تا آمریکایی ها نیز در آینده بتوانند به راحتی ،طوفان های سهمگینی همچون طوفان کاترینا را مهار کرده و در نزد ملتشان سربلند باشند.

همچنین قرار است آقای آخوندی وزیر مسکن و شهرسازی ،در دیدار با همتای آمریکایی خود ؛ ضمن برحذر داشتن او از تکرار تجربه مسکن مهر که طرح بسیار مزخرفی است  با ارائه طرح مسکن اجتماعی ، تمام بی خانمان های آمریکا را سر و سامان دهد.

قرار است آقای زنگنه وزیر نفت با استفاده از قدرت چانه زنی بالایی که دارد آمریکایی ها را به فروش بیشتر نفت ترغیب نموده و قیمت نفت را به پایین ترین حد ممکن برساند.

قرار است آقای جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دیدار با همتای آمریکایی ،به بررسی راه های ارتقاء آوازخوانی زنان بپردازد و برای کمک به سینمای ایران ،گلشیفته را نیز با خود به ایران بازگرداند.

قرار است آقای نعمت زاده وزیر صنعت و معدن با همتای آمریکایی خود دیدار کند و ...( با عرض پوزش این خبر اصلاح می شود: آقای نعمت زاده اعلام کرده اند حال و حوصله سفر کردن ندارند و اطمینان داده اند هر گاه دور مذاکرات به ایران رسید با همتای آمریکایی خود در تهران ملاقات خواهند کرد )

خبرها حاکیست از وقتی بابا پنجعلی در جریان مذاکرات هسته ای قرار گرفته به دکتر ظریف گفته است: « منم میام!»

لذا قرار است بابا پنجعلی نیز به تیم مذاکراتی بپیوندد تا به جای دکتر ظریف و تیمش که معمولا با آمریکایی ها تعارف و رودربایستی دارند جواب یاوه گویی های آمریکایی ها را بدهد.

کارشناسان می گویند هیچ چیز به اندازه حضور بابا پنجعلی روند مذاکرات را تسریع نکرده است به طوری که به احتمال زیاد تا چند روز آینده ،توافق بسیار خوبی حاصل خواهد شد.

بنا بر اخباری که از مذاکرات محرمانه به بیرون درز کرده است حضور بابا پنجعلی باعث شده آمریکایی ها دست از لاف زدن بردارند و مجبور شوند برای اولین بار در طول مذاکرات ایران و آمریکا، منطقی به بحث و مذاکره بپردازند ؛چون هر گاه با بی منطقی به تهدید ایران می پردازند و از گزینه های روی میز سخن می گویند یا تهدید به ترک میز مذاکره می کنند ،بابا پنجعلی در واکنش به باج خواهی و یاوه گویی آمریکایی ها می گوید: « الکی میگه!...بخوابونم دهنش! »

دکتر ظریف اذعان کرد اگر ما می دانستیم حضور بابا پنجعلی تا این حد روند مذاکرات را تسریع می کند به جای یکسال و نیم مذاکره و امتیاز دادن و لبخند زدن و قدم زدن ، از همان ابتدا از او در تیم مذاکراتی دعوت به عمل می آوردیم.




حاشیه مذاکرات هسته ای:


در آغاز مذاکرات ، بابا پنجعلی در حالی که به آقای فریدون زل زده بود از آقای ظریف پرسید: « عباس معصومیه؟ »

در طول مذاکرات، بارها تیم مذاکراتی ایران و آمریکا، اقدام به خرید ناهار کردند چون بابا پنجعلی گاه و بیگاه می گفت : «ناهار نخوردمه!»

در طول مذاکرات ،آقای عراقچی چندین بار مجبور شد توضیح دهد که وندی شرمن، زن جان کری نیست؛ چون بابا پنجعلی از جان کری می پرسید: «زنته؟!»

بعد از امضای توافقنامه، آقای ظریف بابا پنجعلی را بغل کرد و گفت: «فدایی داری! »

در پایان مذاکرات، تیم مذاکراتی ایران ،بسیار هیجان زده و خوشحال از توافق حاصل شده ؛شروع به کف زدن نموده و با هم خواندند:
« باریکلا اوباما کدخدا باریکلا...باریکلا مرد بی خدا باریکلا...باریکلا مرد بی خدا باریکلا ...»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: مذاکرات هسته ای، ظریف، دولت، آمریکا، بابا پنجعلی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 5 اسفند 1393 توسط عقل کل
آدم نمیدونه از بعضی توجیهات بخنده یا گریه کنه

وزیر امور خارجه ایران در جواب انتقادهایی که در مورد سفرش به پاریس در اوج اهانت به ساحت نبی مکرم اسلام صورت گرفت گفت: « من در ملاقاتم با وزیر امور خارجه فرانسه موضع و دیدگاه منطقی خود را صریح بیان کردم و بی رودربایستی با فابیوس صحبت کردم.»

پ ن پ می خواستی از وزیر خارجه فرانسه تشکر کنی و بگی دمتون گرم که بی رودربایستی دارید با پیامبرمون می جنگید!

در مورد پیاده روی با جان کری هم گفته: « به دلیل اینکه جلسه صریح و جدی داشتیم شاید نیاز بود که چند دقیقه ای بحث ها متوقف شود و به شکل دیگری ادامه یابد، این کارها در بحث های دیپلماسی خیلی طبیعی است؛ ژنو دو ایراد داشت یکی اینکه هتل، باغ و حیاطی نداشت و دیگر اینکه کوچه های کنار هتل که چند دقیقه ای در آن قدم زدیم پر از خبرنگار بود و آنها هم این گونه سوژه ها و عکس ها را می پسندند.»

پ ن پ انتظار داشتی به جای خبرنگار ، یه عده دستفروش ببینی و چنتا مغازه میوه فروشی ، تا قیمت بگیری ببینی اگه گوجه فرنگیاش از تهرون ارزونتره سفارش بدی بخرن تا دولت را واسه گوجه فرنگی نقد نکنن!
 


و در ادامه گفته است: « بیش از اندازه مورد نیاز پرداختن به این حواشی کمکی نمی کند، حرکتی که انجام شد بدون حاشیه سازی بود و صرفا به دلیل این بود که مذاکرات از حالت نسبتا تنش آلودی که پیدا کرده بود خارج شود تا بتوان با استفاده از هوای پاک مقداری فضای مذاکرات تغییر پیدا کند....فکر می کنم دوستانی که بیش از ظرفیت موضوع در این زمینه استفاده سیاسی می کنند اشکالی ندارد، ما آمادگی داریم که دوستان استفاده سیاسی کنند؛ همیشه گفته ام مذاکرات ما یک حرکت ملی است و جناحی نیست و من هیچگاه در عمرم جناحی نبوده ام و نخواهم شد و لذا دوستان مطمئن باشند من برای اهداف جناحی چنین کاری را نمی کنم چرا که جناحی ندارم و از دوستان نیز توقع دارم که منافع ملی را فدای ملاحظات جناحی نکنند.»

جناب ظریف! اولا: اگه شما جناحی نیستی پس اون عمو یا عمه من بود که چند سال پیش از ترس شکست جناحش در انتخابات با البرادعی درد دل می کرد و امسال هم در جمع شورای روابط خارجی آمریکا ابراز نگرانی می کرد که اگه مذاکرات به نتیجه نرسه ممکنه مردم در انتخابات آینده به جناح رقیب ما رای بدن!

ثانیا:  «بیش از اندازه مورد نیاز» یعنی چه؟...« حاشیه یعنی چه؟»... « بیش از ظرفیت موضوع» یعنی چه؟...
ظرفیت موضوع تا آنجاست که جا دارد ما از غصه این مصیبت بزرگ توهین به پیامبر اسلام(ص) دق کنیم و بمیریم. آن وقت شما می گویید «بیش از ظرفیت موضوع»!
 آیا از نظر شما توهین به پیامبر عظیم الشان اسلام موضوع کوچکی است؟ همه وجود ما وابسته به پیامبر(ص) است. اگر پیامبر(ره) را از ما بگیرند وجود ما چه معنا و ارزشی دارد؟! او سرچشمه رحمت الهی و محبوبترین خلق خداست. آن وقت ما بیاییم به خاطر اینکه اعتماد دشمنان پیامبر به ما خدشه دار نشود و به مذاکراتی که معلوم نیست دست آخر حتی نفع دنیایی هم برای ما داشته باشد آسیبی نرسد، اعتماد خدا و پیامبر خدا را نسبت به خود خدشه دار کنیم؟

جناب ظریف! شما می گویید استفاده سیاسی نکنید. کدام استفاده سیاسی؟ آیا اینکه انتظار داشته باشیم وزیر امور خارجه ایران به عنوان نماینده نظام مقدس جمهوری اسلامی، در برابر اهانت به پیامبر(ص) موضع قاطع بگیرد و در زمین دشمن بازی نکند استفاده سیاسی است؟
 برعکس، این شما هستید که از اعتقادات مردم،برداشت سیاسی می کنید و گمان دارید هر انتقادی به رفتار و گفتارتان وارد شود جنبه سیاسی و جناحی دارد. این شما هستید که به جای اینکه از اقدام ناپسندتان، توبه و استغفار کنید و از مردم عذرخواهی نمایید طلبکارانه سخن می گویید.

راستی جناب ظریف! منظورتان کدام هوای پاک بود؟ مگر می شود یک مسلمان با دشمن پیامبرش قدم بزند و نفسش نگیرد!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: پیامبر(ص)، توهین به پیامبر، جان کری، ظریف، پاریس،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 2 بهمن 1393 توسط عقل کل
یکی از یهودیان فرصت طلب به امام علی علیه السلام گفت: «هنوز پیامبرتان را دفن نکرده، دچار اختلاف شدید.»

امیرالمومنین علیه السلام بلافاصله در جواب آن یهودی فرمود: « اگر ما دچار اختلاف شدیم درباره آنچه از پیامبرمان رسیده اختلاف کردیم نه در خود او ، اما شما یهودیان هنوز پای شما پس از نجات از دریای نیل خشک نشده بود که به پیامبرتان گفتید برای ما خدایی بساز چنانکه بت پرستان خدایی دارند و پیامبر شما گفت شما مردم نادانی هستید.» (حکمت 317 نهج البلاغه)

آن یهودی فرصت طلب می دانست که حق امیرالمومنین علیه السلام غصب گردیده است و شاید انتظار داشت آن حضرت با شنیدن این سخن، سفره دلش را پیش آن مرد یهودی باز کند و زبان به شماتت غاصبان بگشاید ؛اما مولا با جواب دندان شکنی که به او دادند به آن مرد یهودی فهماندند که اجازه نمی دهند یک یهودی از اختلاف بین مسلمانان سوء استفاده کند و از آب گل آلود ماهی بگیرد.

این درسی است برای سیاستمداران ما ،تا اختلافات درون نظام را به بیرون از نظام نکشانند.

این درسی است برای وزیر امور خارجه تا اختلاف نظرهای جریانات سیاسی درون نظام را در شورای روابط خارجی آمریکا مطرح نکند.



این درسی است برای آقای ظریف تا به بهانه بالا بردن قدرت چانه زنی خود و رسیدن به توافق، سفره دلش را برای سیاست سازان آمریکایی باز نکند و طوری سخن نگوید که به جای مذاکره ،متهم به معامله بر سر منافع ملی شود.
جوری سخن نگوید که تصور شود آقای ظریف و جریان سیاسی متبوعش با آمریکا منافع مشترک دارند و هر دو از به قدرت رسیدن جریان به اصطلاح غرب ستیز نگرانند.
جوری سخن نگوید که گمان شود آقای ظریف و جناح سیاسی متبوعش به جای اینکه آمریکا را دشمن اصلی بدانند در عوض، یک دشمن مشترک با آمریکا دارند و آن دشمن مشترک جریانی سیاسی در ایران است که هواخواه غرب نیست.
جوری سخن نگوید که انگار آنها با آمریکا یک طرف هستند و جریانی که روبروی غرب می ایستد و معتقد است که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند طرف دیگر است!

البته این نکته شایان ذکر است که آقای ظریف اگر همه برگ های برنده اش را در آغاز مذاکرات حراج نکرده بود و با دست و دلبازی از اورانیوم 20 درصد چشم نپوشیده بود الان مجبور نمی شد از رقبای انتخاباتی ، اهرم فشاری بسازد تا شاید غرب را به توافق راضی کند.

هر چند آقای ظریف گمان می کند با پیش کشیدن احتمال به قدرت رسیدن جریانی که اهل امتیاز دادن به غرب نیست خواهد توانست به توافقی مطلوب دست یابد اما تجربه نشان داده است این راه مناسبی برای گرفتن امتیاز نیست.

زیرا وقتی جناب ظریف بقای قدرت خود و جریان متبوعش را وابسته به این توافق می داند و از اینکه حیثیت سیاسی اش در معرض خطر قرار گیرد ابراز نگرانی می کند غربی ها می فهمند که رسیدن به توافق برای طرف ایرانی امری حیاتی است لذا فشار را مضاعف می کنند تا از این اشتیاق به توافق ،حداکثر امتیاز را بگیرند و عملا تیم مذاکراتی ایران به جای گرفتن امتیاز، مجبور به دادن امتیاز بیشتر می شود.

حالا که اسم جریان سیاسی که اهل امتیاز دادن به غرب نیست به میان آمد و دانستیم که مسئول تیم مذاکره کننده هسته ای ایران از وجود چنین جریانی برای بالابردن قدرت چانه زنی خویش در مذاکرات استفاده می کند بهتر است دولت و مشتاقان توافق هسته ای ،قدر این جریان را بدانند و به جای برچسب هایی که هر روز نثارشان می کنند از آنان قدردانی نمایند چون اگر دلواپس ها! نبودند آقای ظریف با کدام برگ برنده ای می خواست به مذاکرات دلاورانه! خود ادامه دهد؟ با اورانیوم 20 درصدی که حراج کرد یا راکتور اراک؟!



پی نوشت:

1- آقای ظریف گفته بود سخنان من در شورای روابط خارجی آمریکا غلط ترجمه شده است!.....آخه جناب ظریف! چه رسانه های داخلی و چه منابع خارجی ،همگی از حرف شما یک برداشت واحد داشتند ؛نمیشه که همه را متهم بدونید الا خودتون را!  علاوه بر این شما که بار اولتون نبود که این طور حرف می زدی؛ باز هم از این حرفا زده بودی ؛نکنه حرفات با البرادعی هم غلط ترجمه شده!  پس شما که ادعا می کنید دلاورید حداقل دلاورانه پای حرفی که می زنید بمونید نه اینکه سعی کنید بپیچونید تا از تبعات حرفی که زدید فرار کنید.

2- من و امثال من با همه انتقادی که به سیاست های دولت و وزیر امورخارجه داریم هیچ گاه به خود اجازه نمی دهیم که در جمع دشمنان نظام از دغدغه ها و نگرانی هایی که از سیاست های دولت داریم سخن بگوییم ؛ چون دشمن برای ما یک خط قرمز است و هر اختلاف نظری که با آقای ظریف و جریان سیاسی متبوعش داشته باشیم اختلاف نظر درون نظام است شبیه اختلاف نظر درون یک خانواده. و بیگانه را محرم اسرار نمی دانیم بالاخص بیگانه ای که در دشمنی با نظام اسلامی ما ،از هیچ اقدامی دریغ نکرده است.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امیرالمومنین(ع)، یهودی، ظریف، شورای روابط خارجی آمریکا، انتخابات، توافق هسته ای،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 10 مهر 1393 توسط عقل کل
اینکه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در زمان مرخص شدن از بیمارستان، لازم دیدند که بلافاصله پاسخ یاوه گویی و دروغ پردازی آمریکایی ها را بدهند حاکی از دو نکته مهم است.

اول اینکه دروغ پردازی های دشمن نباید بی پاسخ باقی بماند و مسئولین کشور وظیفه دارند با پاسخ سریع و قاطع ، دشمن را در موضع انفعال قرار دهند.

دوم اینکه اگر رئیس جمهور و وزیر امور خارجه به این وظیفه عمل کرده بودند مقام معظم رهبری لازم نمی دیدند که در اولین مصاحبه بعد از عمل جراحی و در بیمارستان ،پاسخ دروغ پردازی آمریکایی ها را بدهند.

اگر آقای ظریف و آقای عراقچی ،صریح و قاطع جواب جان کری و وندی شرمن را می دادند مقام معظم رهبری (مدظله العالی) مجبور نمی شدند با اشاره به درخواست قبلی آمریکایی ها بفرمایند:

« همان روزهای اولی که مسئله داعش در عراق پیش آمد، آمریکایی ها به وسیله سفیرشان از سفیر ما در عراق درخواست کردند که بیایید بنشینیم درباره داعش با هم هماهنگی کنیم. سفیر ما این را منعکس کرد، بعضی از مسئولین ما هم حرفی نداشتند؛ من مخالفت کردم. گفتم در این قضیه ما بخصوص با آمریکا همراهی نمی کنیم، چون این ها خودشان دستشان آلوده است؛ در این قضیه ما چطور بیاییم با کسانی که دستشان آلوده است و نیتشان آلوده است همکاری کنیم؟ بعد از آن هم همین آقای وزیر خارجه ای (جان کری) که این حرف را آمد جلوی چشم همه دنیا پشت دوربین گفت که « ما از ایران همکاری نمی خواهیم» همین ایشان شخصا از آقای دکتر ظریف درخواست کرده بود که بیایید ما در این قضیه همکاری کنیم، دکتر ظریف رد کرد. معاون او هم از آقای عراقچی در مذاکراتش درخواست کرده بود که بیایید ما همکاری کنیم؛ این ها رد کردند. بعد از آنکه آنها رد کردند و ما صریحا گفتیم در این قضیه با شما همکاری نمی کنیم حالا می گویند ما ایران را نمی خواهیم وارد کنیم!»

باید همانطور که جان کری در جلوی چشم جهانیان دروغ می گوید آقای ظریف نیز در جلوی چشم جهانیان ،صریح و قاطع جواب دروغ پردازی های جان کری را بدهد و دشمن را در موضع انفعال قرار دهد نه اینکه با سکوت خود بر حرف آمریکایی ها صحه بگذارد. اگر مقام معظم رهبری شخصا پاسخ دروغ پردازی آمریکایی ها را نمی دادند و آنها را رسوا نمی ساختند آیا دستگاه دیپلماسی کشور هنوز هم می خواست به سکوت خود ادامه دهد تا جهانیان دروغ آمریکا را باور کنند و تصور کنند که این آمریکاست که ایران را به ائتلاف راه نمی دهد؟!

اگر آقای روحانی نیز همانقدر که در برابر منتقدان دولتش، زودرنج است و خود را ملزم به پاسخگویی به نقد منتقدان می داند نسبت به یاوه گویی های آمریکایی ها نیز واکنش نشان می داد و سریع وارد عمل می شد هیچ گاه مقام معظم رهبری لازم نمی دیدند که در اولین فرصت بعد از مرخص شدن از بیمارستان ،سکوت و انفعال برخی مسئولین و دستگاه دیپلماسی کشور را با پاسخ صریح و قاطع خویش جبران نمایند.

 آقای روحانی همانطور که می گوید در مقابل تخریب گران دولت ساکت نمی نشیند باید در مقابل سخنان تخریب گرانه اخیر مسئولین آمریکایی نیز سکوت نمی کرد و سریع واکنش نشان می داد و حتی می توانست با ادبیات خودش ،خطاب به آمریکایی هایی که به دروغ می گویند ایران را در ائتلاف شرکت نخواهیم داد بگوید:
« هر جا اسم ایران می آید آمریکایی ها می گویند ما می لرزیم ...به جهنم...بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید...خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، روحانی، ظریف، سیاست خارجه، آمریکا، داعش،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 26 شهریور 1393 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic