یکی از ویژگی های دوران پسابرجام، شنیدن استدلال های آبکی در دفاع از برجام است که به نمونه هایی از اینگونه استدلال ها اشاره می کنیم:

یک: آقای صالحی در مورد سند محرمانه توافق که قبلا بعضی ها وجود آن را انکار می کردند و با خبر آسوشیتدپرس مشخص شد که وجود خارجی دارد گفته است: « ما موافق نیستیم که برنامه بلند مدت ما این طور در معرض عموم قرار گیرد... خود ملت هم اگر خوب دقت کنند می پذیرند که اینگونه برنامه های مهم و استراتژیک بهتر است همین طور محرمانه بماند.»



بله! حالا که خوب دقت می کنم می بینم حق با آقای صالحی است. بهتر است این سند هم مثل بقیه مسائل که در دولت محرمانه است محرمانه بماند. همین قدر که آمریکا و کشورهای اروپایی و اسرائیل از این سند خبر دارند کافی است. چه لزومی دارد که در معرض عموم قرار بگیرد و مردم ایران هم از آن باخبر شوند. بگذارید همانطور که مردم بورکینافاسو و جزایر کارائیب از این سند بی اطلاعند مردم ایران هم بی خبر باقی بمانند.
 اصلا مردم ایران این چیزها را ندانند برای خودشان بهتر است. مگر متن برجام که رونمایی شد فایده ای جز نگرانی و ناراحتی برای مردم داشت؟ مگر فیش های حقوقی نجومی که علنی شد جز اعصاب خردی نتیجه ای برای مردم داشت؟ اصلا کارهای این دولت محرمانه بماند بهتر است چون علنی شدن آن چیزی جز ناراحتی برای مردم ندارد!


دو:
آقای عراقچی گفته: « از اول هم قرار نبود تحریم های غیر هسته ای لغو شود...مگر ما در فعالیت های موشکی خود تغییری داده ایم که انتظار داشته باشیم تحریم های مرتبط با موشکی برداشته شود.»

خب راست می گوید بنده خدا! مگر از تولید موشک دست برداشته اید که انتظار دارید تحریم های موشکی برداشته شود! مگر حقوق بشر مورد نظر غرب ( مثل آزادی همجنس گرایان و...) را پذیرفته اید که انتظار دارید تحریم های حقوق بشری برداشته شود! هر وقت تمام این مسائل را پذیرفتید شاید تحریم ها برداشته شود!!!


سه:
آقای عراقچی باز هم گفتند: « آنها تعهدات خود را انجام داده اند که اگر نداده بودند ما می رفتیم و پیگیری می کردیم. این ها بستگی به این دارد که ما چگونه نگاه کنیم. نگاه من به برجام فراتر از بحث برداشته شدن تحریم هاست. اهداف این چالش هسته ای به مراتب بزرگتر از برداشته شدن تحریم ها بود. باید ببینیم برجام توانسته خواسته مردم ایران را برآورده کند یا نه؟ شعار اصلی مردم که به خاطر آن ایستادگی کردند و فشارها را تحمل کردند این بود که انرژی هسته ای حق مسلم ماست...مردم بر این حق تاکید داشتند و برجام در این امر موفق بوده و این حق را محقق کرده است.»



بله! اصلا مردم انتظار نداشتند که تحریم ها برداشته شود، فقط می خواستند سازمان های جهانی که با رشوه گرفتن و تهدید حاضرند اسم عربستان را از لیست کودک کش ها خارج سازند حق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند!
درست است که الان نه از اورانیوم 20 درصد خبری هست ، نه از چندین تن اورانیوم زیر 5 درصد خبری هست، نه از فردو خبری هست و اگر چه بیشتر دستاوردهای هسته ای که نخبگان علمی کشور برای آن زحمت کشیده بودند از دست دادیم اما در عوض حق هسته ای را به دست آوردیم!!!

و اگر این مدل برجام ها را ادامه دهیم خواهیم توانست حقوق دیگرمان را نیز به دست بیاوریم. مثلا اگر می خواهیم حق موشکی را محقق کنیم فقط کافیست موشک هایی مثل شهاب سه را با سیمان پر کنیم. آن گاه حق موشکی ما محقق می شود و در آینده می توانیم با چند موشک دست ساز کوتاه بردی که سازمان های جهانی آن را به رسمیت می شناسند تا صد کیلومتری تهران را نشانه گیری کنیم! درست است که دیگر دستمان به اسرائیل نمی رسد اما در عوض حق موشکی ما تثبیت می شود!

بنابراین به قول آقای عراقچی این ها بستگی دارد که ما چگونه نگاه کنیم. اگر با دید آقای عراقچی به برجام بنگرید جز خوبی نمی بینید.
اگر در دیده مجنون نشینی                    به غیر از خوبی لیلی نبینی


چهار:
آقای ظریف گفت :« اصلا معنی توافق چیست؟ معنی توافق این است که دو طرف راضی باشند مگر اینکه بتوان نامش را قرارداد تسلیم گذاشت و گرنه توافقی وجود ندارد که هر یک از دو طرف بتوانند بگویند صد درصد به نفعشان است چنین چیزی در جهان خارج وجود ندارد...نمی گویم برجام فتح الفتوح است اما سندی کاملا قابل دفاع است، اگر بخواهیم به برجام نمره بدهیم حتما با توجه به ظرف زمانی و شرایط بین المللی نمره بسیار خوبی می گیرد اما اگر بخواهیم به نحوه اجرای آمریکایی ها نمره بدهیم احتمالا نمره پایینی می گیرد.»



بله همین که پنجاه درصد توافق که تعهدات ایران بوده عملیاتی شده پس نتیجه می گیریم که برجام سندی کاملا قابل دفاع است. فقط تعهدات آمریکا عملیاتی نشده که به آن نمره پایینی می دهیم. درست است که ایران به خواسته اش نرسید اما آمریکا که به خواسته اش رسید بنابراین برجام نمره خوبی می گیرد چون یک طرف توافق حاصل شده است.
اصلا معنی توافق چیست؟ توافق یعنی اینکه دو طرف راضی باشند. آمریکا که راضی است ما هم می گوییم راضی هستیم به رضای آمریکا! لذا رضایت دو طرف تا حدودی حاصل شده است.


پنج:
آقای روحانی می گوید: « با برجام ، تهدید از سر مردم برداشته شد...»

آقای روحانی! اگر این گونه باشد که شما می گویید چرا اوباما که به قول شما مودب و باهوش است گفته: « حمله به ایران در پانزده سال آینده- یعنی زمانی که توافق به لحاظ اجرایی به نقطه پایان رسیده است- دقیقتر و آسان تر خواهد بود.»
بنابراین برجام به جای اینکه سایه تهدید را از سر مردم بردارد ما را خلع سلاح می کند و تهدیدآفرین می شود. وقتی کشوری مولفه های قدرتش را از دست داد بیشتر در معرض حمله دشمن قرار می گیرد.
 وقتی آمریکا توانست با برجام های متعدد، مولفه های قدرت ایران ( اعم از هسته ای، موشکی، منطقه ای و...) را بگیرد یا کاهش دهد آنگاه شرایط حمله به کشور فراهم می شود. اوباما در نشست آیپک در کاخ سفید گفته بود « در زمان جورج بوش نیز شرایط برای جنگ علیه ایران فراهم نبود و بوش نیز طرحی برای حمله به ایران فراهم نکرده بود.» چون ایران هنوز از مولفه های قدرت تهی نشده بود. آنچه مد نظر اوباماست فراهم شدن شرایط جنگ علیه ایران است که اگر برجام ها ادامه یابد این شرایط فراهم خواهد شد.

قبل از برجام ، آمریکایی ها از وجود اورانیوم 20 درصد و چند تن اورانیوم زیر 5 درصد نگران بودند و آن را یکی از عوامل قدرت ایران می دانستند اما اکنون این نگرانی وجود ندارد. آنچه سایه تهدید را از سر مردم برمی دارد قدرت هسته ای، موشکی و منطقه ای ایران است. اوباما در دیدار رهبران یهودی گفته بود « اگر به ایران حمله کنیم مقاومت لبنان با موشک های خود تلاویو را هدف قرار خواهد داد.» با این حساب ، آنچه مانع جنگ است موشک های ایران و حضور حزب الله لبنان در منطقه است نه برجام. وقتی آمریکا در جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله که به جنگ نیابتی ایران و آمریکا شهرت یافت شکست خورد ،فهمید که تا عوامل قدرت را از ایران نگیرد نمی تواند با ایران رو در رو شود.



شش: آقای روحانی گفت: « اگر برجام نبود فروش نفت ما به صفر می رسید.»

روحانی، دولت را در حالی از احمدی نژاد تحویل گرفت که ایران روزانه یک میلیون و 400 هزار بشکه نفت می فروخت. آمریکا در نظر داشت فروش نفت ایران را به صفر برساند ولی به دلایل متعدد نتوانست به این خواسته اش برسد. آمارها نشان می دهد برخلاف ادعاهایی که مطرح می شود و می گویند قرار بود هر شش ماه، 20 درصد از فروش نفت ایران کاهش یابد تا در عرض دو سال به صفر برسد، آمریکا علیرغم تمام تلاش هایش هیچگاه نتوانست فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برساند.
بنابر آمارهای ارائه شده، قبل از توافق ژنو از تیرماه 91 تا آذر 92 صادرات نفت ایران ثابت بوده و بالای یک میلیون بشکه در روز بوده است. و برطبق گزارش بانک مرکزی ، متوسط صادرات نفت خام ایران در سال 92 حدود یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز بوده است.
بنابراین این ادعا نیز همانند ادعای جنگ، صرفا بهانه ای برای تحمیل توافق به ایران تلقی می شود.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، صالحی، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1395 توسط عقل کل
سال گذشته در همین روزها بود که تیتر می زدند:

 « دنیا به احترام ایران ایستاد»؛ «جشن هسته ای در سراسر ایران» ؛ « انقلاب دیپلماسی به تاریخ 23 تیرماه 94»؛ « جهان تغییر کرد، دوئل مذاکرات پس از 12 سال به توافق رسید»؛ « ظریف و یارانش به تاریخ پیوستند» ؛ « 23 تیرماه 94 روزی تاریخی و فراموش نشدنی بعد از 12 سال مقاومت هسته ای»؛ « خجسته باد این پیروزی» ؛ «تمام تحریم ها لغو می شود»؛ «پیروزی بدون جنگ»؛ « بالاخره یک روز خوب آمد»؛ « کلید چرخید، ایران خندید»؛ « بهترین توافق ممکن به دست آمد»؛ «ایران بر قله توافق»؛ «فتح الفتوح دیپلماسی ایران»؛ «توافق قهرمانانه ایران»؛ «پایانی بر ظلم علیه ملت ایران»؛ «توافق هسته ای یادآور فتح خرمشهر بود» ...



و چقدر سعی داشتند با این تیترها، هیجانات کاذب به جامعه تزریق کنند.

و امسال شاهدیم سهم ما مردم از آن فتح الفتوح و پیروزی بزرگ و آن همه گشایش های وعده داده شده ی پسابرجام، چیزی جز گشایش چشم ها و دهان هایمان از سر تعجب با دیدن فیش های نجومی نبود!

و امسال شاهدیم صندوق توسعه ملی که قرار بود جیب ملت را توسعه دهد جیب برخی مدیران و آقازاده ها را توسعه می داده است و بانکی که باید به رفاه کارگران بیندیشد به رفاه مدیرعاملش می اندیشیده است.

و امسال دیدیم کاسبان تحریم و کاسبان برجام و کاسبان پسابرجام ، یک طایفه بیشتر نبوده اند و آنان ، همان حامیان و دار و دسته فتنه گرانی بوده اند که در سال 88 با سفارش تشدید تحریم ها به دشمن، مردم را تحت فشار قرار دادند و امروز با حقوق های نجومی ، مردم را آزار می دهند.

و امسال دیدیم کلیدی که قرار بود قفل زندگی مردم را بگشاید تا چرخ زندگی آنها ،بهتر بچرخد، تنها برای فریدون و رفقا می چرخیده و اشک ملت را در می آورده است.
و امسال دیدیم از بزرگترین دستاورد برجام که به آن می بالیدند و بر سر اولویت داشتن یا نداشتن آن، بحث ها می کردند هم خبری نیست و بوئینگ را باید در خواب ببینند.

و رئیس جمهوری که پارسال می گفت « هیچ توافقی را امضا نخواهیم کرد مگر آنکه در نخستین روز، تمام تحریم های اقتصادی ، بالمره و در همان روز لغو شود» ، امسال به دنبال زمینه چینی برای اجرای برجام دو و سه است تا شاید بتواند برخی از تحریم هایی که قول لغو شدنش را در برجام یک داده بود با برجام های بعدی لغو کند.

و امسال شاهدیم آنان که عقل خود را باخته اند پنج هزار میلیارد تومان از بودجه دفاعی کاسته اند، آن هم در شرایط پر آشوب منطقه که سعودی ها هر روز برای نا امن کردن ایران نقشه می کشند و نامزد ریاست جمهوری آمریکا تز می دهد که بعد از سوریه ، نوبت ایران است.

و آنان که عقل خود را باخته اند و همه چیز را برای مردم محرمانه تلقی می کنند با FATF مذاکره می کنند تا چشم بیگانگان را به روی حساب های مردم بگشایند و گوشه ای از گشایش های پسابرجام را به نمایش بگذارند!

و امسال شاهدیم جان کری که پارسال ،هندوانه زیر بغل ظریف می گذاشت و از او تمجید می کرد و می گفت « ظریف مذاکره کننده ای حرفه ای و میهن پرست است» ، امسال می گوید « برای نوه هایتان تعریف کنید که چگونه در یک اتاق نشستید و ظریف را مجبور کردید که در برابر قدرت متقاعد کننده شما،تسلیم شود.»

 و صالحی که پارسال با قسم جلاله و مظلوم نمایی با سیمان ، می خواست رای نمایندگان به برجام را شتاب بخشد ، تازه امسال بوی توطئه غربی ها به مشامش رسیده است و می گوید قبل از برجام اوضاع بهتری داشتیم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، پسابرجام، روحانی، ظریف، روزنامه های زنجیره ای، کاسبان تحریم، کاسبان برجام،
ارسال در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1395 توسط عقل کل
اینکه افراد جدیدی به مجلس راه یابند بنفسه امر مطلوبی است و باعث چرخش قدرت و استفاده از طرح ها و ایده های نو می شود.
اما این افراد جدیدالورود باید شان و جایگاه نمایندگی را ارج نهند و رفتاری نشان ندهند که حاکی از ذوق زدگی آنان از ورود به مجلس باشد.

یک نماینده باید در برابر مردم، فروتن و متواضع باشد اما در برابر مسئولین ، روحیه پرسشگری و انتقادی خود را حفظ کند تا حق مردم ضایع نشود.

نماینده ای که با دیدن یک وزیر ذوق زده می شود یا از اینکه می تواند رئیس جمهور را از نزدیک ببیند لذت می برد یا مدام به دنبال این است که با این مسئول و آن مسئول عکس بیندازد آیا می تواند در وقت لازم ، از وزیر یا رئیس جمهور سوال یا انتقاد کند یا وزیر را به استیضاح بکشاند؟! و آیا مثلا می تواند با زبانی منطقی و رسا از تضییع حقوق ملت در قضیه برجام جلوگیری به عمل آورد؟!

به گمانم برخی از نمایندگان جدیدالورود هنوز هم در شگفتی رای آوردن خود هستند که لازم است هر چه زودتر از این حال و هوا خارج شده و رفتاری در تراز نماینده مجلس جمهوری اسلامی داشته باشند.







طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مجلس، نماینده، دولت، ظریف، رئیس جمهور،
ارسال در تاریخ شنبه 29 خرداد 1395 توسط عقل کل
با افتخار در مقابل پرچم آمریکا ایستاده ای و با جان کری دست می دهی و لبخند می زنی تا به جهانیان بگویی ایران و آمریکا ، آنقدر با هم دوست و عجین شده اند که دیگر پرچم ایران و پرچم آمریکا فرقی ندارد، من در برابر پرچم آمریکا می ایستم و جان کری در برابر پرچم ایران!



آقای ظریف! اگر تو برای پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران هزینه نداده ای ، بیا تا به تو نشان دهیم هزاران هزار شهید گلگون کفنی را که از جان خود گذشتند تا شیطان بزرگ نتواند در مقابل پرچم مقدس جمهوری اسلامی که به نام جلاله «الله» و  شعار « الله اکبر» مزین است بایستد و عظمت ایران را به سخره بگیرد.

تو با اجازه چه کسی جرات کردی نام جلاله « الله » را در پشت وجود منحوس جان کری قرار دهی؟

از سرمایه چه کسی خرج می کنی جناب ظریف؟!

از سرمایه آن شهیدی که با خونش نوشته بود « مرگ بر آمریکا»

 یا از سرمایه آن مادری که هنوز بعد از سی سال وقتی شهید می آورند قاب عکس فرزندش را بغل می گیرد و عصازنان به راه می افتد تا شاید خبری از فرزند مفقودالاثرش بیابد و در هر راهپیمایی، دستان لرزانش را گره کرده و فریاد مرگ بر آمریکا سر می دهد و با چشمانی که از گریه های شبانه در فراق فرزند کم سو شده است آتش کشیدن پرچم آمریکا را به نظاره می نشیند تا کمی دلش تسکین یابد.

جناب ظریف! اگر برای تو و غربزده های وطنی که هنوز در خواب غفلت به سر می برید آمریکا یک دوست قابل اعتماد است؛ برای ما و میلیون ها انسان آزاده ای که هنوز در راه آرمان های خمینی کبیر (ره) قدم برمی داریم آمریکا هنوز هم شیطان بزرگ است.

اگر برای تو که جان کری را درک می کنی ایستادن در مقابل پرچم آمریکا یک افتخار است؛ برای ما و میلیون ها انسان آزاده ای که هر روز شاهد جنایات آمریکا و نوچه هایش در سوریه و عراق و یمن و غزه هستیم آتش زدن پرچم آمریکا یک افتخار است.

ما و آزادیخواهان جهان، آنقدر پرچم آمریکا را به آتش می کشیم تا دل دردمند آن کودک یمنی که تمام خانواده اش را در بمباران سعودی ها از دست داده ، کمی آرام شود.

آنقدر پرچم آمریکا را به آتش می کشیم تا گریه های آن زن بی پناه سوری که داعشِ ساختِ آمریکا ،تمام حیثیتش را به تاراج برده ، کمی تقلیل یابد.

آنقدر پرچم آمریکا را به آتش می کشیم تا زخم سوزان فاجعه منا که توسط نوچه های سعودیِ آمریکا رقم خورد کمی مرهم یابد.

اصلا آمریکا مالِ شما و غربزده های وطنی؛ اما حزب الله لبنان که مثل خورشید می درخشد و مدافعان حرم که شادی قلب اهل بیت(ع) را به ارمغان آورده اند مالِ ما.

شیطان بزرگ مالِ شما؛ اما حضرت مهدی (عج) که اگر همین امروز ظهور نماید کاخ سفید را بر سر جان کری و اوباما ویران خواهد کرد مالِ ما.

دولت فاسدِ وابسته ی توخالیِ پوکِ عربستان سعودی مالِ شما ؛ اما انصارالله یمن که خار چشم شاهزادگان شکمباره سعودی شده است مال ما.

آقای ظریف! فکر کرده ای با ایستادن در مقابل پرچم آمریکا برای کشورت افتخار آفریده ای؟! یادت رفته قبل از تو عادل الجبیر سعودی که او را دوست و برادر خطاب کرده بودی این کار را کرده بود.
تو با این کار ، کشور بزرگ و قدرتمند جمهوری اسلامی را در حد دولت فاسدِ وابسته یِ توخالیِ پوکِ عربستان سعودی پایین آوردی!




پی نوشت:

آقای روحانی اخیرا خطاب به منتقدانش ، از غیرت دینی و تعصب ملی دم زده بود!!!
اگر غیرتی که شیخ حسن از آن دم می زند یعنی اینکه اجازه دهیم شیطان بزرگ در مقابل نام جلاله الله، قد علم کند؛ این غیرت ارزانی خودش!



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: ظریف، پرچم ایران، پرچم آمریکا، جان کری، عادل الجبیر،
ارسال در تاریخ جمعه 3 اردیبهشت 1395 توسط عقل کل
آقای روحانی در سخنرانی اخیر خود با اشاره به دستاوردهای دولتش در سال 94 گفت: «ما در یک صحنه جهانی در برابر دنیا و قدرت های جهانی پیروز شدیم...و تا پایان تاریخ به آن افتخار خواهیم کرد.»

آقای روحانی! ما مردم باید به کدامیک از دستاوردهای دولت شما تا پایان تاریخ!!!! افتخار کنیم!

به اینکه دست نخبگان هسته ای را بستید و تا پانزده سال آینده نمی توانند اورانیوم را بیش از 3/67 غنی سازی نمایند و با این کار ،انگیزه های علمی آنان را کشتید!

به اینکه کلیدتان ، پیشرفت های علمی را قفل کرد و  رشد علمی کشور را کاهش داد!

به اینکه همه چیز در دولت شما محرمانه است و مردم را محرم اسرار نمی دانید،

به اینکه از برجام بتی ساخته اید و همگان را مجبور به کرنش در برابر آن می نمایید و هر کس کوچکترین انتقادی به آن داشته باشد با ادبیات اخلاق مدارانه!!! جنابعالی مورد نوازش قرار می گیرد و حتی کسانی که آنان را افتخارآفرینان برجام می دانید و به آنان مدال می دهید حق کوچکترین انتقاد نسبت به عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش را ندارند،

به اینکه اثرات برجام فقط بر روی کاغذ مانده است و یاوه گویی های آمریکا هر روز بیشتر می شود و دلارهای ایران به بهانه های واهی مصادره می گردد؛

به اینکه با دست و دلبازی ، اقتصاد فرانسه را از رکود خارج کردید و در عوض ، فرانسه به پاس خوش خدمتی شما ،با جدیت به دنبال تحریم مجدد ایران به بهانه موشکی برآمد!

به اینکه وعده صد روزه شما ، چندساله شد و کشور همچنان در رکود به سر می برد و وزیر کار می گوید هر پنج دقیقه یک نفر به بیکاران کشور اضافه می شود!

به اینکه وزیر نفتی دارید که سیاست های غلطش، عاملی مهم در کاهش قیمت نفت است!

به اینکه از یک طرف حرم اهل بیت(ع) را خط قرمز می دانید و از طرف دیگر، فیلم های مربوط به سوریه را در جشنواره فجر حذف می کنید.

آقای روحانی! ما تا پایان تاریخ باید به چه چیزی در سال 94 افتخار کنیم؟!

آیا به این افتخار کنیم که در آغازین روزهای سال 94 برای اولین بار در تاریخ روابط ایران با کشورهای جهان، دو نوجوان ایرانی توسط برادران سعودی آقای ظریف در فرودگاه مورد تعرض قرار گرفتند و شما کاری نکردید؟

آیا به این افتخار کنیم که حدود پانصد حاجی ایرانی را در منا کشتند و شما سفرتان به آمریکا را لغو نکردید و وزیر خارجه دولتتان، با ادبیات انفعالی و دوست و برادر خواندن حاکمان سعودی بر زخم دل صدها خانواده ایرانی نمک پاشید؟

آیا به این افتخار کنیم که جیبوتی هم برای ما که حتی آمریکا را نیز به حساب نمی آوردیم ،شاخ شده و با قطع رابطه، عظمت ما را به سخره می گیرد؟

آیا به این افتخار کنیم که با دیپلماسی انفعالی خود ، خزانه عزت ملی را خالی می کنید؟!

 خداوند به مدافعان حرم و سردار سلیمانی و دریادلان سپاه خیر دهد که هر از چندگاهی با اقدامات غرورآفرین خود (مثل دستگیری تفنگداران آمریکایی)عزت ملی ما را شارژ می کنند و گرنه با این سیاست انفعالی که شما در پیش گرفته اید چیزی از عزت و غرورمان باقی نمی ماند.

آقای روحانی! ضرب المثلی هست که می گوید عطر آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید؛ به جای اینکه در هر سخنرانی در مدح برجام ، افسانه سرایی کنید، کمی از محله ای که زندگی می کنید پایین تر بیایید تا بفهمید برجام برای مردم ،بوی خوشی ندارد!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: روحانی، برجام، سال94، ظریف، دولت، عربستان، عزت ملی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 27 اسفند 1394 توسط عقل کل
خیلی ها وقتی خبر شهادتش را شنیدند بغضشان شکست و گریه کردند. مسئولین و شخصیت های مختلف نیز دست به قلم شدند و پیام تبریک و تسلیت فرستادند. اما برخی از همان افرادی که امروز به مناسبت شهادت سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی پیام فرستادند از کسانی بودند که در گذشته با اقداماتشان، خون به دل سردار کرده بودند.

ظریف یکی از کسانی بود که در همان ساعات نخستین ،پیام داد؛ اما ای کاش شهادت این سردار بزرگوار، ظریف را بیدار سازد و رویه اش را تغییر دهد. رویه ای که باعث شده بود قلب سردار همدانی از شنیدن خبر قدم زدن ظریف و جان کری به درد بیاید و بگوید: « مگر می شود با آمریکایی ها قدم بزنیم و انتظار داشته باشیم که شهدا ما را شفاعت کنند و قطعا شهدا به خاطر انجام این کار ما را محاکمه خواهند کرد.»

روحانی هم پیام فرستاد اما ای کاش او هم با شهادت سردار ؛دست از سهل اندیشی بردارد و به راه امام برگردد و آمریکا را شیطان بزرگ ببیند نه کدخدای جهان که باید با او معامله کرد!
سهل اندیشی روحانی باعث شده بود که سردار همدانی با انتقاد و ابراز نگرانی از سیاست خارجه دولت بگوید: « رابطه ایران و آمریکا همچون رابطه گرگ و میش است. امروز تمام ابهت ابرقدرتی دشمن شکسته شده اما با یکسری از کارها این ابهت در حال بازگشت است.»

هاشمی هم پیام داد اما او هم در فتنه 88 با موضع گیری های نادرست و نقش فعال خود و فرزندانش ،در آتش فتنه دمید و دل سردار شهیدمان را خون کرد.

 سردار همدانی نقش کلیدی در مبارزه با عناصر فتنه گر و ایجاد آرامش در کشور داشت و حتی توانست با مدیریت درست و دلسوزانه خود، برخی از افراد معترض را به مدافعان انقلاب تبدیل نماید.

او سر سازش با فتنه گران نداشت و معتقد بود «رهبران فتنه مثل کروبی و میرحسین اگر تبرئه بشوند حتما خداوند متعال و این هایی که شهید و جانباز و مجروح شده اند هرگز رضایت نخواهند داد» و می گفت « موسوی و کروبی متهمان اصلی این ماجرا هستند و حداقل مجازات برای این ها اعدام است.»

سردار همدانی در همان زمان که هاشمی ،بشار اسد را رفتنی می دانست و با سخنان نسنجیده اش محور مقاومت را تضعیف می کرد، خواستار بقای بشار اسد بود و می گفت «اطاعت پذیری بشار اسد از رهبر انقلاب بیشتر از برخی دولتمردان ماست.»

سردار بی ادعای ایرانی ، برخلاف خیلی از سیاستمداران و حزب گرایان که روزنامه ها و سایت ها را قرق کرده اند هیچ سهمی از رسانه ها و روزنامه ها نداشت و تنها بعد از شهادتش از او سخن گفتند؛ در حالی که اگر او نبود دمشق سقوط می کرد و حرم عقیله بنی هاشم در اسارت شیطان قرار می گرفت. او بود که آبروی شیعیان را خرید و با دفاع از حرم حضرت زینب(س) نگذاشت شیعه ،شرمنده امام زمانش شود.

و سرانجام بعد از سالها مجاهدت در جبهه های دفاع 8 ساله و نبرد با داعشی های ایران در دفاع هشت ماهه، به دست داعشی های سوریه به شهادت رسید و به یاران شهیدش پیوست.



پی نوشت:

سردار همدانی از قول آیت الله بهاء الدینی گفته بود: «هر کس هر روز زیارت عاشورا بخواند همه گره هایش باز می شود.».
 هدیه به روح مطهر سردار شهید همدانی یک زیارت عاشورا قرائت فرمایید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سردار همدانی، سوریه، داعش، شهادت، ظریف، هاشمی، فتنه 88،
ارسال در تاریخ شنبه 18 مهر 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

قالب وبلاگ