پاریس متعلق به ایران است!... چرا؟
« چون زمانی که مغول ها به ایران حمله کردند حدود شش میلیون نفر از افراد متعلق به یکی از اقوام ایرانی را زنده به گور کرده و کشتند.»

- چه کسی این را گفته؟

«ما این را می گوییم و اجازه نخواهیم داد کسی این حقیقت را انکار کند و هر کس در این مورد تحقیق نماید محاکمه می کنیم و هر کس که بخواهد این حقیقت را انکار کند حتما او هم با مغول هاست و دوستدار و طرفدار مغول هاست! »

- حالا گیرم که این قضیه حقیقت داشته باشد اما مغول ها بسیاری از مردمان دیگر را نیز تار و مار کردند چرا تنها شما مظلوم نمایی می کنید؟ اصلا حمله مغول ها چه ربطی به پاریس دارد؟

«ربطش این است که ما از موقعیت جغرافیایی پاریس خوشمان آمده و چون ما در حمله مغول ها مظلوم واقع شده ایم باید پاریس را به ما بدهند و باز هم می گویم حدود شش میلیون نفر از افراد یکی از اقوام ایرانی در حمله مغول ها زنده به گور شدند و هر کس که بخواهد این واقعیت را انکار کند بی شک و به طور یقین طرفدار مغول هاست»

این طنز نیست بلکه همان منطقی است که صهیونیست ها درباره هولوکاست دارند!

ادعا می کنند در جنگ جهانی دوم ،شش میلیون یهودی، توسط نازی ها سوزانده و کشته شده اند.

وقتی به آنها می گوییم مورخان اروپایی نیز این قضیه را تایید نمی کنند و اصلا مگر در آن زمان جمعیت یهودی های اروپا چقدر بوده است که شش میلیون نفر از آنها کشته شده اند؛ پاسخ می دهند که کسی حق ندارد هولوکاست را انکار کند و هر کس در مورد آن تحقیق کند محاکمه و زندانی می شود و هر کس هولوکاست را انکار کند حتما طرفدار نازی هاست!

وقتی به آنها می گوییم در جنگ جهانی دوم ،بیش از هفتاد میلیون انسان کشته شده اند چرا تنها شما مظلوم نمایی می کنید و اصلا هیتلر که اهل آلمان بود چه ربطی به فلسطین دارد که فلسطین را اشغال کرده اید؟...

اما صهیونیست ها چون تروریست هستند، اهل منطق نیستند تا بشود با آنها با زبان منطق سخن گفت.

ببینید با چه ادعای پوچ و مزخرفی ،جهانیان را به بازی گرفته اند و متاسفانه بعضی ها نیز در موضعی کاملا منفعلانه از زیرسوال بردن هولوکاست خودداری می کنند از ترس اینکه مبادا جزو حامیان نازی ها محسوب شوند؛ اما اگر انکار یا زیرسوال بردن هولوکاست، نشانه حمایت از نازی ها قلمداد شود پس انکار ادعای ما که گفتیم در حمله مغول ها به ایران، شش میلیون نفر از افراد یکی از اقوام ایرانی زنده به گور و کشته شدند نیز حمایت از مغول هاست! بنابراین کسی حق ندارد ادعای ما را نیز انکار کند چون همانقدر که صهیونیست ها در رابطه با ادعایشان سند دارند ما هم داریم! و اگر صهیونیست ها می توانند با یک ادعا ، فلسطین را مطالبه کنند پس ما هم می توانیم با ادعایی شبیه آن، پاریس یا لندن یا واشنگتن را مطالبه کنیم!

 صهیونیسم جهانی با ادعای « آزادی بیان» به همه مقدسات و پیامبران الهی و بالاخص وجود مقدس حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم اهانت می کند.

اگر توهین به مقدسات ادیان آسمانی و پیامبران الهی نشانه « آزادی بیان است» چرا حرف زدن در مورد یک حادثه تاریخی که توسط اندیشمندان و مورخان اروپایی نیز زیرسوال رفته و آن را افسانه ای بیش نمی دانند باید ممنوع باشد؟

وقتی مورخان اروپایی هم هولوکاست را انکار می کنند مگر ما طرفدار صهیونیست ها و کاسه داغ تر از آش هستیم که آن را زیر سوال نبریم؟

لذا در راستای « آزادی بیان» مورد ادعای غربی ها ، فقط چند کاریکاتور و انیمیشن هولوکاست را بازنشر می نماییم:
باید صرفا در راستای « آزادی بیان»، کاریکاتورهای هولوکاست را در شمار شش میلیون نسخه (به عدد ادعایی هولوکاست) در نشریات اروپایی و به چند زبان (بالاخص زبان عبری) منتشر کنند!

 قسمت اول انیمیشن هولوکاست

 قسمت دوم انیمیشن هولوکاست

 قسمت سوم انیمیشن هولوکاست

 قسمت چهارم انیمیشن هولوکاست

 قسمت پنجم انیمیشن هولوکاست

 قسمت ششم انیمیشن هولوکاست

 قسمت هفتم انیمیشن هولوکاست

 قسمت هشتم انیمیشن هولوکاست

 قسمت نهم انیمیشن هولوکاست

 قسمت دهم انیمیشن هولوکاست


















طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: هولوکاست، اسرائیل، کاریکاتور هولوکاست، انیمیشن هولوکاست، صهیونیسم، افسانه هولوکاست،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 دی 1393 توسط عقل کل

«به زودی مردم آمریکا با صدای اذان از خواب بیدار خواهند شد »

این جمله ای است که رسانه های محافظه کار آمریکایی، از چند سال پیش نسبت به گسترش روزافزون اسلام در آمریکا به کار بردند تا با هشدار به دولتمردان کشورشان، جلوی نفوذ بیشتر اسلام را بگیرند.

نگاهی به آمارها نشان می دهد در سال 1970 جمعیت مسلمانان امریکا حدود یکصد هزار نفر بود و در سال 2008 به بالغ بر 9 میلیون نفر رسید.این افزایش جمعیت سخن هنری کیسینجر سیاستمدار آمریکایی را در خاطر می آورد که در سال 1990 در مقاله ای نوشته بود « در ده سال آینده افزایش چشمگیر جمعیت مسلمانان، بزرگترین خطر برای امریکا خواهد بود»

خطری که دولتمردان اروپایی نیز از آن هراس دارند و به نقل از برنارد لوئیس نویسنده ضد اسلام گفته اند« در پایان قرن 21 اروپا مسلمان خواهد شد». چند سال پیش دولت آلمان نیز اعلام کرده بود این کشور تا سال 2050 به یک کشور مسلمان تبدیل می شود و کلاوس کینکل وزیر خارجه اسبق آلمان با نگرانی گفته بود:« در حالی که اسلام، در سی سال پیش از این ، هجده درصد جمعیت دنیا را داشت؛ اینک به یک چهارم جمعیت دنیا یعنی یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر رسیده است»

انگلیس هم از اینکه جمعیت مسلمانان که در سی سال قبل در انگلیس حدود 82 هزار نفر بود اکنون به دو و نیم میلیون نفر رسیده است ابراز وحشت می کند و از ساخت بیش از چند هزار مسجدی که بیشتر آنها در کلیساهای خریداری شده از مسیحیان برپا شده است هراس دارد.

گذشته از همه این ها، اندیشه لیبرالیسم که قرار بود پایان تاریخ باشد و نسخه اش را برای تمام کشورها از جمله کشورهای اسلامی پیچیده بودند اکنون به پایان خود رسیده است و نه تنها مسلمانان با کنار زدن دیکتاتورهای وابسته به غرب به دنبال حاکم کردن اسلام در کشورهایشان برآمده اند بلکه انعکاس این بیداری به خیایان های نیویورک و لندن هم رسیده و جنبش 99 درصدی را شکل داده است که خواستار پایان نظام سرمایه داری هستند.

و اکنون غرب و صهیونیسم خود را در بن بستی می بینند که راه خروجی برای آن متصور نیست. حتی معرفی کردن اسلام به عنوان منبع تروریسم نیز ،نه تنها رشد اسلام خواهی در غرب را متوقف نکرد بلکه بعد از حادثه یازده سپتامبر رشد اسلام گرایی افزایش یافت و قرآن به یکی از پرفروش ترین کتاب های اروپا و آمریکا تبدیل شد.

اینکه غرب و صهیونیسم در سال های اخیر بر حجم توهین به مقدسات مسلمانان افزوده اند و با نوشتن کتاب و کشیدن کاریکاتور و ساخت فیلم به مقدسات اسلامی اهانت می کنند اوج عجز و درماندگی آنها در برابر اسلام را نشان می دهد.

اهانت، آخرین ابزار ضعیفانی است که ادعای قدرت دارند و جبهه کفر هر گاه کم می آورد به اهانت روی می آورد. ( در جنگ احزاب که همه دشمنان پیامبر از مشرک تا یهود برای محو اسلام با هم متحد شده بودند ، وقتی مولا علی علیه السلام با عمرو بن عبدود روبرو شد و تمامیت ایمان در برابر تمامیت کفر قرار گرفت بعد از اینکه مولا ، عمرو را به زمین زد و عمرو نفس های آخرش را می کشید به صورت مولا آب دهان انداخت و جسارت کرد) صهیونیسم جهانی نیز در برابر اسلام کم آورده است و ناتوان از مبارزه ، سلسله وار اهانت می کند و این نشان دهنده این است که جبهه کفر دارد نفس های آخرش را می کشد.

و دیر نیست زمانی که جواب تمام جسارت ها و اهانت های جبهه کفر را یکجا بدهیم ؛ آن گاه که پشت سر مولایمان مهدی (عج) در بیت المقدس نماز بگذاریم و از قلب واشنگتن گرفته تا قلب تلاویو ؛ ندای « اشهد ان محمد رسول الله» را طنین انداز کنیم.   قل انتظروا انا منتظرون  




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: پیامبر اعظم (ص)، اسلام خواهی، آمریکا، اروپا، صهیونیسم، اهانت به مقدسات،
ارسال در تاریخ شنبه 25 شهریور 1391 توسط عقل کل

مردم  را به زور از خانه هایشان بیرون کردند و ده ها خانه را تخریب نمودند تا سالنی 25 هزار نفری از کریستال بسازند و خوانندگان از 42 کشور در آن جمع شوند و همراه با موسیقی و خوانندگی ، برهنگی را ترویج نمایند  و 400 تا 600 میلیون نفر به طور زنده به تماشای آن بپردازند و برنده را انتخاب کنند در مسابقه ای به نام یورو ویژن!

مسابقه «یورو ویژن» در ظاهر یک مسابقه بین المللی موسیقی است که کشورهای فعال عضو اتحادیه پخش اروپا امکان شرکت در آن را دارند و از سال 1956 میلادی هر سال برگزار می شود.سال گذشته به سفارش صهیونیست ها آذربایجان در این مسابقه اول شد تا بتواند امسال میزبان برگزاری آن باشد.

و امسال این مسابقه از 2 تا 6 خرداد 91 در باکو پایتخت آذربایجان که دومین کشور شیعه جهان از نظر درصد جمعیت به شمار می آید برگزار شد که در آن به ترویج ابتذال جنسی و فرهنگ برهنگی پرداختند و حتی قرار بود دو هزار همجنس باز در حاشیه این مراسم در خیابان های باکو رژه بروند و الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان در جواب سفارت انگلیس که نگران واکنش مردم متدین آذربایجان بود ، قول داد که برای رژه همجنس بازان امنیت کامل را برقرار خواهد کرد تا در کشوری شیعی که عزاداری سالار شهیدان در خیابان های آن ممنوع است همجنس بازان با خیال آسوده رژه بروند. 

اما انتشار این خبر با اعتراضات مردم شهرهای مختلف آذربایجان مواجه شد و در ایران نیز مردم تبریز و چند شهر دیگر نسبت به این اقدام ،تجمع اعتراض آمیز مقابل کنسولگری آذربایجان برپا نمودند که در جواب آن ،دولت آذربایجان تعدادی از همجنس بازان را اجیر کرد تا در مقابل سفارت ایران در باکو بر ضد مراجع عظام و رهبر انقلاب شعار دهند. (در آذربایجان هرگونه تظاهرات ممنوع است اما ظاهرا برضد ایران آزاد است!) 

ولی چون عاقبت مجبور شدند رژه را از مراسم لغو نمایند تبلیغات ضد ایرانی را در شبکه های تلویزیونی آذربایجان تشدید کرده اند و در پایان مسابقه نیز الهام علی اف از نماد شیطان در یکی از میادین اصلی باکو رونمایی کرد و ادای احترام نمود.دولت آذربایجان برای برگزاری این مراسم 200 میلیون یورو هزینه کرد در حالی که در قلب باکو هنوز بسیاری از مناطق حتی از داشتن آب آشامیدنی سالم نیز محرومند.

دولت جمهوری آذربایجان دولتی لائیک است و روابط بسیار دوستانه ای با اسرائیل دارد به طوری که حیدر علی اف پدر رئیس جمهور فعلی می گفت :«اسرائیل دوست ماست و فلسطین ،وطن اسرائیلی هاست.»

آذربایجان 40 درصد نفت اسرائیل را تامین می کند و روابط پنهانی اش با اسرائیل بیش از آن است که آشکارا مشاهده می کنیم .الهام علی اف خود اذعان دارد که همکاری ها و روابطش با اسرائیل شبیه کوه یخی است که نود درصد آن را دیگران نمی بینند و پنهان است.یهودیان به عنوان حافظان منافع اسرائیل در این کشور فعالیت گسترده ای دارند.

بعد از فروپاشی شوروی این کشور از دامن کمونیسم به دامان صهیونیسم افتاد و رژیم صهیونیستی تمام تلاش خود را در راستای اسلام زدایی در بزرگترین کشور منطقه قفقاز به کار گرفت تا کشوری که بیش از 93 درصد مردم آن مسلمان و از این میان ، 85 درصد شیعه هستند از جمهوری اسلامی ایران الگو نگیرند .صهیونیست ها در حوزه های مختلف اعم از سیاسی  ،فرهنگی ،اقتصادی ، نظامی و رسانه ای آذربایجان نفوذ زیادی دارند. دولت آذربایجان به اسرائیل اجازه داده که از مرزهای مشترک آذربایجان با ایران برای جاسوسی از ایران استفاده کند.

 هر چند جمهوری اسلامی ایران با حسن نیت به دنبال ایجاد روابط حسنه با این کشور بود و حتی از کمک مالی به این کشور دریغ نکرد اما با وجود حاکمان لائیک ، تلاش های جمهوری اسلامی ایران در ایجاد روابط حسنه با این کشور چندان موفق نبوده است. حاکمان لائیک آذربایجان که از حزب آذربایجان نوین هستند گرایش زیادی به غرب و صهیونیسم دارند به طوری که آذربایجان تنها کشور مسلمانی بود که به همراه آمریکا ، برای کشتار مسلمانان به افغانستان و عراق سرباز اعزام کرد.       

در آذربایجان خفقان شدیدی برای مردم مذهبی وجود دارد و دولت به صراحت با دین و نمادهای دینی مبارزه می کند، مساجد را تخریب می کند، شیعیان معتقد را با بهانه های مختلف روانه زندان می کند، داشتن حجاب در مدارس و صدور اسناد هویتی برای زنان محجبه ممنوع است . درحالی که آیات شیطانی سلمان رشدی در این کشور منتشر شد فروش توضیح المسائل مراجع ممنوع است و شیعیان مقید به مبانی تشیع ، امکان ورود به کوچکترین نهاد دولتی را ندارند و تنها حزب اسلامی جمهوری آذربایجان که مهم ترین تشکل شیعی این کشور بود غیرقانونی اعلام شد و سران آن روانه زندان شدند.

با این شرایط و نفوذ همه جانبه صهیونیسم در این کشور، شاید تنها ،پیوستن به موج بیداری اسلامی بتواند مردم آذربایجان را از دیکتاتوری و اسلام ستیزی حاکمان لائیک نجات بخشد و هویت واقعی را به این کشور بازگرداند. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آذربایجان، صهیونیسم، آمریکا، لائیک، شیعه، اسلام زدایی، بیداری اسلامی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 8 خرداد 1391 توسط عقل کل

آنقدر با تبلیغ در رسانه های مختلف در سطح جهان مشهورش کردند که وقتی در آن سوی دنیا از یک کودک ازبکی پرسیدند می خواهی در آینده چه کاره شوی؟ گفت: مایکل جکسون!

مایکل به خاطر بیماری پوستی اش دستکش به دست می کرد اما پوشیدن این نوع دستکش مورد استقبال طرفداران و حتی خواننده های معروف قرار گرفت. نوع لباس پوشیدنش مد می شد و عکس های گوناگون زنانه و مردانه اش را همه دیده بودند . با اعلام خبر مرگ او سایت هایی شبیه گوگل به دلیل هجوم یکباره کاربران برای دقایقی از دسترس خارج شدند و بعضی خبرگزاری ها از خودکشی حدود 12 نفر خبر دادند. دانستن جزئیات زندگی خصوصی اش مورد علاقه طرفداران جهانی اش قرار می گرفت و به جزئی از نماد فرهنگی جهان تبدیل شده بود.

و این ها همه مدیون الگوسازی غرب بود.

در پروتکل شماره 9 رهبران صهیونیسم برای تسخیر جهان آمده است:

«تا زمانی كه افراد جوامع مختلف مطابق الگو و انگاره ‏های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی ‏توانیم برنامه ‏هایمان را در اینگونه جوامع مطابق با روشی كلی و یكسان پیاده كنیم. اما اگر برنامه ‏ها را محتاطانه و توأم با آموزش آغاز كنیم، می ‏توانیم در كمتر از یك دهه منش و خلق و خوی سرسخت ‏ترین افراد را تغییر داده و آنها را مانند افرادی كه از پیش مطیع ساخته ‏ایم، به زیر سلطه خویش درآوریم»

صهیونیست ها و به تبع آن آمریکا و کشورهای غربی براساس معیارهای مورد نظر خود الگوسازی می کنند و با تبلیغات گسترده الگوهای خودساخته را محبوب مردم جهان و بالاخص جوانان می سازند و با این روش جهانیان را بر طبق خواست خود تربیت می کنند.

اما آیا ما نیز در الگوسازی بر اساس معیارهایمان موفق بوده ایم؟

خیلی از مشکلات فرهنگی جامعه ما با الگوسازی مناسب حل شدنی است. تجربه نشان داده اگر الگویی را خوب معرفی کنیم مورد استقبال قرار خواهد گرفت. به عنوان مثال انجام یک پروژه تحقیقاتی نشان داد وقتی افکار و اعتقادات و عمل شهید فهمیده برای نوجوانان درست تبیین شد بیش از 80 درصد از آنان می گفتند که در صورت قرار گرفتن در چنین موقعیتی حاضرند مثل شهید فهمیده عمل کنند.

البته در ارائه الگو باید نکاتی را مورد توجه قرار دهیم. اول اینکه ما باید بر اساس اصول و معیار های اسلام و انقلابمان الگوسازی کنیم نه اینکه با معیارهای غرب به ارائه الگو بپردازیم.مثلا اگر در برنامه های صدا و سیما می خواهیم از بازیگر یا خواننده یا فوتبالیست و...دعوت کنیم تا به نوعی او را مورد ارج قرار دهیم فردی را دعوت کنیم که به معیارهای ما نزدیکتر است نه فردی که براساس معیارهای غربی ستاره شده است.

دوم اینکه باید از تناقض در ارائه الگو جلوگیری کنیم. نمی شود که ما از ارزش و جایگاه حجاب سخن بگوییم اما از سویی دیگر بازیگری را مورد تقدیر قرار دهیم که دختران ما بی توجهی او به امر حجاب را بارها دیده اند. نمی شود از چادر به عنوان حجاب برتر سخن بگوییم اما در سریال هایمان هر زن بدبخت بیچاره و بدون تحصیلاتی را با چادر نشان دهیم . بسیاری اوقات همین اقدامات متناقض اثربخشی کارهای مثبت ما را از بین می برد.

 سوم اینکه در ارائه الگو به تمام اقشار جامعه توجه کنیم. طوری عمل نکنیم که علاقه کاذب به فوتبالیست شدن یا بازیگر شدن و...به وجود بیاید بلکه باید هر فردی از جامعه که به رشته ای علاقمند است بتواند الگوی مناسب خود را پیدا کند یکی از دلایلی که رهبر انقلاب با اقشار مختلف جلسات صمیمانه برگزار می کنند همین الگوسازی است.

ما که می خواهیم مرزهای علم را بشکنیم باید از الگوهای علمی مان تقدیر ویژه به عمل آوریم نباید دانشمند ما که برای مطالعه و تحقیق بیخوابی کشیده و با تلاش شبانه روزی به رشد علمی کشور کمک کرده است حتی بعد از شهادتش نیزگمنام باشد.(اگر یک دانشمند هسته ای غرب ترور می شد چه ها که نمی کردند! ) واقعا چند درصد از جوانان ما همان قدر که فلان بازیگر و خواننده را می شناسند شهید شهریاری و...را نیز می شناسند! البته منظور من از این مطلب بی توجهی به عرصه هنر نیست بلکه منظور جلوگیری از الگوسازی های کاذب در عرصه هنر است همان گونه که بزرگان عرصه سینما نیز به این نکته اذعان کرده اند که بعضی بازیگرها با تیپ و قیافه ستاره شده اند نه با هنرشان! (بگذریم از اینکه بعضی از بازیگران و خوانندگان و فوتبالیست های غربی از ستاره های وطنی نیز شناخته شده ترند!)

چیزی که روشن است این است که ما با برخورداری از مکتب غنی اسلام و تمدن تاریخ ساز ایران و ستاره های درخشان انقلابمان می توانیم در هر عرصه ای به الگوسازی مناسب نه تنها برای مردم خودمان بلکه برای جهانیان بپردازیم .




برچسب ها: غرب، صهیونیسم، انقلاب اسلامی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 8 آبان 1390 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو