یکی از ویژگی های دوران پسابرجام، شنیدن استدلال های آبکی در دفاع از برجام است که به نمونه هایی از اینگونه استدلال ها اشاره می کنیم:

یک: آقای صالحی در مورد سند محرمانه توافق که قبلا بعضی ها وجود آن را انکار می کردند و با خبر آسوشیتدپرس مشخص شد که وجود خارجی دارد گفته است: « ما موافق نیستیم که برنامه بلند مدت ما این طور در معرض عموم قرار گیرد... خود ملت هم اگر خوب دقت کنند می پذیرند که اینگونه برنامه های مهم و استراتژیک بهتر است همین طور محرمانه بماند.»



بله! حالا که خوب دقت می کنم می بینم حق با آقای صالحی است. بهتر است این سند هم مثل بقیه مسائل که در دولت محرمانه است محرمانه بماند. همین قدر که آمریکا و کشورهای اروپایی و اسرائیل از این سند خبر دارند کافی است. چه لزومی دارد که در معرض عموم قرار بگیرد و مردم ایران هم از آن باخبر شوند. بگذارید همانطور که مردم بورکینافاسو و جزایر کارائیب از این سند بی اطلاعند مردم ایران هم بی خبر باقی بمانند.
 اصلا مردم ایران این چیزها را ندانند برای خودشان بهتر است. مگر متن برجام که رونمایی شد فایده ای جز نگرانی و ناراحتی برای مردم داشت؟ مگر فیش های حقوقی نجومی که علنی شد جز اعصاب خردی نتیجه ای برای مردم داشت؟ اصلا کارهای این دولت محرمانه بماند بهتر است چون علنی شدن آن چیزی جز ناراحتی برای مردم ندارد!


دو:
آقای عراقچی گفته: « از اول هم قرار نبود تحریم های غیر هسته ای لغو شود...مگر ما در فعالیت های موشکی خود تغییری داده ایم که انتظار داشته باشیم تحریم های مرتبط با موشکی برداشته شود.»

خب راست می گوید بنده خدا! مگر از تولید موشک دست برداشته اید که انتظار دارید تحریم های موشکی برداشته شود! مگر حقوق بشر مورد نظر غرب ( مثل آزادی همجنس گرایان و...) را پذیرفته اید که انتظار دارید تحریم های حقوق بشری برداشته شود! هر وقت تمام این مسائل را پذیرفتید شاید تحریم ها برداشته شود!!!


سه:
آقای عراقچی باز هم گفتند: « آنها تعهدات خود را انجام داده اند که اگر نداده بودند ما می رفتیم و پیگیری می کردیم. این ها بستگی به این دارد که ما چگونه نگاه کنیم. نگاه من به برجام فراتر از بحث برداشته شدن تحریم هاست. اهداف این چالش هسته ای به مراتب بزرگتر از برداشته شدن تحریم ها بود. باید ببینیم برجام توانسته خواسته مردم ایران را برآورده کند یا نه؟ شعار اصلی مردم که به خاطر آن ایستادگی کردند و فشارها را تحمل کردند این بود که انرژی هسته ای حق مسلم ماست...مردم بر این حق تاکید داشتند و برجام در این امر موفق بوده و این حق را محقق کرده است.»



بله! اصلا مردم انتظار نداشتند که تحریم ها برداشته شود، فقط می خواستند سازمان های جهانی که با رشوه گرفتن و تهدید حاضرند اسم عربستان را از لیست کودک کش ها خارج سازند حق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند!
درست است که الان نه از اورانیوم 20 درصد خبری هست ، نه از چندین تن اورانیوم زیر 5 درصد خبری هست، نه از فردو خبری هست و اگر چه بیشتر دستاوردهای هسته ای که نخبگان علمی کشور برای آن زحمت کشیده بودند از دست دادیم اما در عوض حق هسته ای را به دست آوردیم!!!

و اگر این مدل برجام ها را ادامه دهیم خواهیم توانست حقوق دیگرمان را نیز به دست بیاوریم. مثلا اگر می خواهیم حق موشکی را محقق کنیم فقط کافیست موشک هایی مثل شهاب سه را با سیمان پر کنیم. آن گاه حق موشکی ما محقق می شود و در آینده می توانیم با چند موشک دست ساز کوتاه بردی که سازمان های جهانی آن را به رسمیت می شناسند تا صد کیلومتری تهران را نشانه گیری کنیم! درست است که دیگر دستمان به اسرائیل نمی رسد اما در عوض حق موشکی ما تثبیت می شود!

بنابراین به قول آقای عراقچی این ها بستگی دارد که ما چگونه نگاه کنیم. اگر با دید آقای عراقچی به برجام بنگرید جز خوبی نمی بینید.
اگر در دیده مجنون نشینی                    به غیر از خوبی لیلی نبینی


چهار:
آقای ظریف گفت :« اصلا معنی توافق چیست؟ معنی توافق این است که دو طرف راضی باشند مگر اینکه بتوان نامش را قرارداد تسلیم گذاشت و گرنه توافقی وجود ندارد که هر یک از دو طرف بتوانند بگویند صد درصد به نفعشان است چنین چیزی در جهان خارج وجود ندارد...نمی گویم برجام فتح الفتوح است اما سندی کاملا قابل دفاع است، اگر بخواهیم به برجام نمره بدهیم حتما با توجه به ظرف زمانی و شرایط بین المللی نمره بسیار خوبی می گیرد اما اگر بخواهیم به نحوه اجرای آمریکایی ها نمره بدهیم احتمالا نمره پایینی می گیرد.»



بله همین که پنجاه درصد توافق که تعهدات ایران بوده عملیاتی شده پس نتیجه می گیریم که برجام سندی کاملا قابل دفاع است. فقط تعهدات آمریکا عملیاتی نشده که به آن نمره پایینی می دهیم. درست است که ایران به خواسته اش نرسید اما آمریکا که به خواسته اش رسید بنابراین برجام نمره خوبی می گیرد چون یک طرف توافق حاصل شده است.
اصلا معنی توافق چیست؟ توافق یعنی اینکه دو طرف راضی باشند. آمریکا که راضی است ما هم می گوییم راضی هستیم به رضای آمریکا! لذا رضایت دو طرف تا حدودی حاصل شده است.


پنج:
آقای روحانی می گوید: « با برجام ، تهدید از سر مردم برداشته شد...»

آقای روحانی! اگر این گونه باشد که شما می گویید چرا اوباما که به قول شما مودب و باهوش است گفته: « حمله به ایران در پانزده سال آینده- یعنی زمانی که توافق به لحاظ اجرایی به نقطه پایان رسیده است- دقیقتر و آسان تر خواهد بود.»
بنابراین برجام به جای اینکه سایه تهدید را از سر مردم بردارد ما را خلع سلاح می کند و تهدیدآفرین می شود. وقتی کشوری مولفه های قدرتش را از دست داد بیشتر در معرض حمله دشمن قرار می گیرد.
 وقتی آمریکا توانست با برجام های متعدد، مولفه های قدرت ایران ( اعم از هسته ای، موشکی، منطقه ای و...) را بگیرد یا کاهش دهد آنگاه شرایط حمله به کشور فراهم می شود. اوباما در نشست آیپک در کاخ سفید گفته بود « در زمان جورج بوش نیز شرایط برای جنگ علیه ایران فراهم نبود و بوش نیز طرحی برای حمله به ایران فراهم نکرده بود.» چون ایران هنوز از مولفه های قدرت تهی نشده بود. آنچه مد نظر اوباماست فراهم شدن شرایط جنگ علیه ایران است که اگر برجام ها ادامه یابد این شرایط فراهم خواهد شد.

قبل از برجام ، آمریکایی ها از وجود اورانیوم 20 درصد و چند تن اورانیوم زیر 5 درصد نگران بودند و آن را یکی از عوامل قدرت ایران می دانستند اما اکنون این نگرانی وجود ندارد. آنچه سایه تهدید را از سر مردم برمی دارد قدرت هسته ای، موشکی و منطقه ای ایران است. اوباما در دیدار رهبران یهودی گفته بود « اگر به ایران حمله کنیم مقاومت لبنان با موشک های خود تلاویو را هدف قرار خواهد داد.» با این حساب ، آنچه مانع جنگ است موشک های ایران و حضور حزب الله لبنان در منطقه است نه برجام. وقتی آمریکا در جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله که به جنگ نیابتی ایران و آمریکا شهرت یافت شکست خورد ،فهمید که تا عوامل قدرت را از ایران نگیرد نمی تواند با ایران رو در رو شود.



شش: آقای روحانی گفت: « اگر برجام نبود فروش نفت ما به صفر می رسید.»

روحانی، دولت را در حالی از احمدی نژاد تحویل گرفت که ایران روزانه یک میلیون و 400 هزار بشکه نفت می فروخت. آمریکا در نظر داشت فروش نفت ایران را به صفر برساند ولی به دلایل متعدد نتوانست به این خواسته اش برسد. آمارها نشان می دهد برخلاف ادعاهایی که مطرح می شود و می گویند قرار بود هر شش ماه، 20 درصد از فروش نفت ایران کاهش یابد تا در عرض دو سال به صفر برسد، آمریکا علیرغم تمام تلاش هایش هیچگاه نتوانست فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برساند.
بنابر آمارهای ارائه شده، قبل از توافق ژنو از تیرماه 91 تا آذر 92 صادرات نفت ایران ثابت بوده و بالای یک میلیون بشکه در روز بوده است. و برطبق گزارش بانک مرکزی ، متوسط صادرات نفت خام ایران در سال 92 حدود یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز بوده است.
بنابراین این ادعا نیز همانند ادعای جنگ، صرفا بهانه ای برای تحمیل توافق به ایران تلقی می شود.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، صالحی، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1395 توسط عقل کل
یکشنبه 19 مهر در روند بررسی کلیات طرح یک فوریتی «اقدام متناسب و متقابل دولت در اجرای برجام» یکی از نمایندگان گفت: «عده ای با کلیات و جزئیات طرح پیشنهادی موافقند که خودشان می دانند و عده ای هم به تصور اینکه به کلیات رای دهند بعد در جزئیات خواهند توانست پیشنهادات خود را جایگزین کنند به کلیات رای می دهند که من خطاب به گروه دوم می گویم شما یا آقای رئیس را نشناخته اید یا ساده لوحی می کنید برای اینکه فکر می کنید چیزی را می شود تصویب کرد و جایگزین آنچه کرد که کمیسیون امنیت ملی در صحن تقدیم کرده است.این تجربه در دو سه روز آینده مشخص می شود.»

و امروز کاملا روشن شد که پیش بینی این نماینده ،درست از آب درآمد و رئیس مجلس در بررسی جزئیات طرح، فرصت ارائه پیشنهادات را به نمایندگان نداد و این طرح با تغییر بسیار جزئی به تصویب رسید.

طرحی که قرار است سرنوشت 10 تا 25 سال آینده کشور را رقم بزند در عرض 20 دقیقه به تصویب رسید. با این حساب می توان گفت سیمانی که آقای صالحی می گفت می خواهند روی من بریزند و مرا دفن کنند، با تصمیم و هماهنگی چند نفر از جمله آقای لاریجانی رئیس مجلس، روی مجلس ریخته شد و پیشنهادات نمایندگان را دفن کرد.



البته آغاز ریختن سیمان از وقتی بود که کمیسیون ویژه برجام را که توسط خود مجلس تعیین شده بود کنار زدند و با توجیه اینکه این کمیسیون فقط وظیفه ارائه گزارش را برعهده داشته است به کمیسیون امنیت ملی رجوع کردند.

و هرگز جواب ندادند که اگر قرار بود برای کمیسیون برجام هیچ ارزشی جز قرائت یک گزارش قائل نشوند پس چرا ساعت ها وقت نمایندگان کمیسیون و مردم را صرف دعوت از متخصصان و تیم مذاکراتی گذشته و حال نمودند و حتی دبیرکل آژانس را در جلسات خود دعوت کردند و به پرسش و پاسخ پرداختند.

آیا ملت را سرکار گذاشته بودند؟ گزارش کمیسیون برجام برای چه کسی ارائه شد؟ آیا قرار نبود این گزارش ملاک عمل مجلس و نمایندگان قرار گیرد؟ آیا اگر گزارش کمیسیون برجام طبق میل برخی آقایان و از جمله رئیس مجلس بود باز هم آن کمیسیون را کنار می زدند؟

می گویند حرمت امامزاده با متولی آن است وقتی مجلس برای تصمیمات خود ارزش قائل نیست و به راحتی کمیسیون منتخب خود را کنار می زند نباید انتظار داشته باشد که دولت برای مجلس ارزش قائل شود و برجام را در قالب لایحه به مجلس بفرستد. تا همین مقدار نقشی هم که فعلا برای مجلس قائل شده اند  از عنایت و پیگیری مقام عظمای ولایت است و گرنه کسانی که منتقدان خود را بیسواد می دانند حاضرند همه چیز و از جمله قانون را نادیده بگیرند و برخی سیاستمداران هم برای بقای قدرت خود حاضرند مثل حزب باد عمل کنند.


پی نوشت:

ای کاش آنقدر جرات و جسارت داشتند که رای شان را علنی اعلام می کردند. بعضی نمایندگان می خواهند طوری عمل کنند که اگر برجام خوب از آب درآمد بگویند ما بودیم که به آن طرح رای دادیم و اگر بد از آب درآمد بگویند ما به آن رای ندادیم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مجلس، برجام، طرح یک فوریتی، لاریجانی، صالحی، سیمان، کمیسیون ویژه برجام،
ارسال در تاریخ سه شنبه 21 مهر 1394 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic