لازم نیست حتما علوم حوزوی خوانده باشیم تا نسخه بدلی شیعه را از واقعی آن تشخیص دهیم بلکه همین مقدار که با الفبای شیعه آشنا باشیم و سعی کنیم بدون تعصب و غرض ورزی به مسائل نگاه کنیم کافیست تا بفهمیم کدام مرام و عقیده با مرام اهل بیت علیهم السلام سنخیت دارد و نشان دوازده مهر تابان را بر پیشانی دارد و کدام مرام و عقیده با مرام و منش اهل بیت سازگاری ندارد و نسخه ای تقلبی  و بدلی از شیعه ارائه می دهد و می خواهد خود را به جای نسخه اصلی  و واقعی جا بزند.

لازم نیست حتما کلام و فقه و اصول و فلسفه خوانده باشیم تا با استدلالات منطقی ،نسخه بدلی شیعه را تشخیص دهیم بلکه همین مقدار که گاه گاهی دلمان را بر سر سفره ادعیه ای که از زبان ائمه اطهار علیهم السلام روایت شده است میهمان کنیم متوجه می شویم که : « المتقدم لهم مارق و المتاخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق» هر کس از اهل بیت پیشی بگیرد از دین خارج شده است و هر کس از آنان عقب بماند نابود است و هر کس همراه آنان باشد به حق می رسد.

همین چند جمله کافیست تا به ما بیاموزد شیعه ، قدم هایش را با قدم های ائمه اطهار علیهم السلام تنظیم می کند، نه جلو می زند و نه عقب می ماند، نه اهل افراط است و نه اهل تفریط.

آن گاه اگر کسی را دیدیم که دهانش را باز کرده است و آشکارا به عقاید اهل سنت اهانت می کند می فهمیم که او نسخه بدلی شیعه است نه یک شیعه واقعی. چرا؟ چون دارد بر خلاف سیره اهل بیت علیهم السلام حرکت می کند.

 تاریخ گواهی می دهد بسیاری از چهار هزار شاگرد امام صادق علیه السلام از اهل سنت بوده اند به طوری که دو تن از پیشوایان مذاهب اربعه اهل سنت (نعمان بن ثابت و مالک بن انس) بی واسطه در محضر امام صادق تلمذ کرده اند.

حالا از این شیعه نمایان بدلی بپرسید آیا اگر امام صادق علیه السلام هم ،مشی و روش شما را داشتند اهل سنت حاضر می شدند حتی یک دقیقه هم از محضر ایشان بهره ببرند؟

آیا اگر امام صادق علیه السلام هم بر فرض محال می خواستند رفتاری همچون این شیعه نمایان بدلی در قبال عقاید اهل سنت داشته باشند باز هم ابوحنیفه پیشوای مذهب حنفی در مدح آن حضرت می گفت: « اگر آن دو سال که شاگرد (حضرت صادق) بودم نبود،نعمان( ابوحنیفه) هلاک می شد.» یا باز هم مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی در مدح آن حضرت می گفت: « در علم و عبادت و پرهیزکاری، برتر از جعفربن محمد هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است.»

امام صادق علیه السلام با اهل سنت چگونه رفتار کرده بودند که با وجود همه اختلاف عقاید و بحث هایی که با آنها داشتند بزرگان اهل سنت اینگونه امام را می ستودند.
آیا رفتار امام صادق علیه السلام با وحدت شیعه و سنی سازگار است یا با برائتی که شیعه نمایان بدلی از آن دم می زنند؟

امام رضا علیه السلام نیز طوری رفتار کرده بودند که وقتی وارد نیشابور شدند مورد استقبال بی نظیر بزرگان و دانشمندان اهل سنت قرار گرفتند به طوری که حدیث سلسله الذهب توسط بسیاری از علمای اهل سنت به ثبت رسیده است.
حال پاسخ دهید اگر امام رئوفمان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام نیز می خواستند مثل برخی از صاحبان شبکه های ماهواره ای لندن نشین که ادعای شیعه بودن دارند و بر طبل لعن و برائت می کوبند رفتار نمایند آیا علمای اهل سنت حاضر می شدند به استقبال آن حضرت بیایند و با اصرار و خواهش فراوان و گریه و زاری،طلب شنیدن یک روایت از زبان مبارک امام را داشته باشند؟

ائمه اطهار علیهم السلام با اینکه ذره ای از عقاید خود کوتاه نیامدند اما حتی با کفار نیز با منطق و استدلال و سعه صدر به بحث می پرداختند. به طوری که ابن ابی العوجاء یکی از ملحدین زمان امام صادق علیه السلام به یکی از یاران آن حضرت که از سخنان کفرآمیز او عصبانی شده بود گفت: « اگر از یاران جعفربن محمد صادق هستی او هرگز با ما چنین سخن نمی گوید و با شیوه تو با ما مجادله نمی کند. او سخنان ما را بیش از آنچه شنیده ای شنیده است ولی در مقام گفتگو هرگز دشنامی به ما نمی دهد و در پاسخ به کلام ما حالت حمله به خود نمی گیرد. او همواره بردبار، باوقار و عاقل و استوار است. تهمت زدن، سبکی و شتاب در رفتارش مشاهده نشد. او به سخن ما گوش فرا می دهد و به ما خوب توجه می کند تا دلیلمان را بداند و هرآنچه نیرو بر استدلال داریم به کار می گیریم به حدی که فکر می کنیم کلام خود را قطعی کردیم. آنگاه او حجت ما را با دلایلی ساده و خطابه ای کوتاه ابطال می کند و عذر ما را منتفی می کند و دیگر ما نمی توانیم به او پاسخی بدهیم. پس اگر از اصحاب او هستی همچون او با ما سخن بگو.»

امام صادق علیه السلام در مورد اهل سنت به شیعیان سفارش می کردند و می فرمودند: « به عیادت مریض های اهل تسنن بروید، امانت آنها را ادا کنید، به نفع آنان در دادگاه شهادت دهید، در تشییع جنازه مردگان آنها حضور پیدا کنید، در مساجد آنان نماز بگذارید، تا بگویند فلانی جعفری است که این گونه عمل می کند و این مرا خشنود می سازد.»

همان حضرات امامانی که به شیعیان آموختند زیارت عاشورا بخوانند و اهل تولی و تبری باشند و در مظلومیت حضرت زهرا سلام الله علیها و امام حسین علیه السلام اشک بریزند و مجالس عزاداری برپا نمایند، در رفتارشان طوری عمل می کردند که بزرگان اهل سنت در پیشگاهشان شاگردی می کردند و به استقبالشان می رفتند. آیا این رفتار با برادری و وحدت شیعه و سنی سازگار است یا با آتش دشمنی و تفرقه ای که شیعه نمایان بدلی در آن می دمند؟

آیا حضرات امام صادق و امام رضا علیهما السلام ،نسبت به وجود مقدس مادر بزرگوارشان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ارادت و محبت بیشتری داشتند و از مصائب آن حضرت بیشتر می گریستند یا شیعه نمایانی که اهل توهین به مقدسات اهل سنت هستند و این عمل را در راستای ارادت خود توجیه می کنند و وحدت را منافی محبت می دانند؟
شاید اگر این شیعیان بدلی در زمان امام صادق علیه السلام هم بودند می خواستند به آن حضرت تذکر بدهند که این نوع رفتار امام با اهل سنت،دل حضرت زهرا سلام الله علیها را به درد می آورد کما اینکه امروز چنین ادعا می کنند!!!

نکته دیگر اینکه در طول تاریخ تشیع ،شیعیان همیشه به علمایی که در راه اعتلای مکتب تشیع تلاش کرده اند احترام می گذاشتند. حال این ها چه جور شیعه ای هستند که به خود اجازه می دهند از علامه طباطبایی و آیت الله سید محمدباقر صدر گرفته تا آیت الله بهجت و آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سیستانی و امام خمینی و مقام معظم رهبری و شهید مطهری و ...را مورد اهانت قرار دهند و فقط یک نفر به نام سید صادق شیرازی را تقدیس نمایند؟

شناخت شیعه واقعی از نسخه بدلی آن ،چندان سخت نیست. مولایمان امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند اول حق را بشناس آن گاه اهل حق را نیز خواهی شناخت. ما نیز با نگاهی گذرا به سیره و منش اهل بیت علیهم السلام می توانیم تشخیص دهیم که شیعیان واقعی چه کسانی هستند.
 
البته بحث در اینجا فقط محدود به فرقه ای خاص نیست هر طیف و فرقه ای با هر نامی چه شیرازی و غیره ، که سیره و منشی خلاف سیره و منش اهل بیت علیهم السلام داشته باشند شیعه ای بدلی هستند.

نسخه های بدلی همیشه برای این هدف ایجاد می شوند که جلوی ظهور و رشد نسخه واقعی را بگیرند. اگر دشمنان اسلام ،نسخه بدلی از اسلام ارائه می دهند تا جلوی رشد اسلام گرایی در جهان را بگیرند برای مقابله با شیعه نیز، نسخه های بدلی را به میدان آورده اند تا جلوی رشد نسخه اصیل شیعه را بگیرند ، شیعه ای که لرزه بر اندام استکبار جهانی انداخته و کابوس شب های صهیونیست ها شده است.

شیعیان باید مراقب باشند احساسات پاک خود را به پای نسخه های بدلی هزینه نکنند. حرف من نیز در اینجا با طرفداران متعصب این فرقه ها نیست بلکه بیشتر با کسانی است که هنوز هم این بحث ها را صرفا سیاسی می دانند و تا با آنها صحبت می کنیم می گویند چون فلانی ، نظام و رهبری را قبول ندارد نظام هم با او مشکل دارد. در حالی که این مباحث کاملا عقیدتی است و اگر لحظه ای فارغ از نگاهی که فلان طیف به جمهوری اسلامی دارد به عملکرد و رفتارش بنگریم می بینیم که مشکل ما با این طیف و امثال آنها ،قبل از اینکه به نظام اسلامی مربوط باشد به اهل بیت علیهم السلام مربوط است.

ما می گوییم مکتب تشیع از چنان منطق قوی برخوردار است که اگر جهانیان با چهره واقعی آن آشنا شوند به سرعت به آن گرایش پیدا می کنند، اما متاسفانه شیعه نمایان بدلی با اقدامات غیر منطقی و بدعت های خویش ،سرعت رشد تشیع را کند کرده اند و حتی جان شیعیان را نیز به خطر انداخته اند. ما می گوییم نکند کسانی که بیشتر به ظاهر عوامفریب این طیف ها و فرقه ها می نگرند با نیت خیرخواهانه و دینی ،مروج نسخه بدلی شیعه شوند و در عین حال که دعای ندبه می خوانند و ندای «اللهم عجل لولیک الفرج» سر می دهند بدون اینکه متوجه باشند جلوی تعجیل در ظهور امام زمان(عج) را گرفته باشند و در خون پاک شیعیان مظلومی که بر اثر افراطی گری برخی از شیعه نمایان بدلی توسط تکفیری ها به شهادت می رسند شریک شوند.

پ ن:
حرف در این مورد بسیار است اما چون طولانی شد صرفنظر می کنم.



طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شیعه، لعن، شیعه لندنی، وحدت شیعه و سنی، فرقه شیرازی، برائت،
ارسال در تاریخ دوشنبه 10 فروردین 1394 توسط عقل کل
بیش از 70 روز است در محاصره اند. تا امروز را مقاومت کرده اند اما معلوم نیست با این اوضاع و احوال بتوانند تا کی دوام بیاورند. اگر آب و غذا به آنها نرسد از تشنگی و گرسنگی می میرند و اگر مقاومتشان را از دست بدهند اسیر گرگ های داعش می شوند.

نمی دانند نگران گرسنگی کودکانشان باشند یا سرنوشتی که در انتظار آنهاست . سرنوشتی شبیه آن 2500 کودکی که در سوریه به جرم محبت اهل بیت علیهم السلام ذبح شدند.

این حال و روز حدود بیست هزار شیعه ترکمن شهر آمرلی در طوزخورماتو از توابع استان صلاح الدین عراق است که در محاصره تکفیری های داعش قرار گرفته اند. تکفیری هایی که با تمام مذاهب مشکل دارند اما بیش از همه ،از شیعیان نفرت دارند و شیعه را دشمن درجه یک خود می دانند.

داعش دورتادور آمرلی را محاصره کرده است. تصویر زیر نشان دهنده وضعیت بغرنج شیعیان آمرلی است. در قسمت آبی رنگ ،شیعیان آمرلی ساکن هستند. قسمت سیاه رنگ تحت کنترل تروریست های داعش است. قسمت زرد رنگ تحت کنترل پیشمرگان کرد و قسمت سبز رنگ در اختیار دولت عراق است.



در حال حاضر نیروهای مقاومت مردمی جلوی نفوذ داعش به آمرلی را سد کرده اند و ارتش عراق هم سعی دارد محاصره را بشکند و خود را به آمرلی برساند.

اما مردمان آمرلی در بیم و امید به سر می برند. بیم از اینکه داعش هر لحظه ممکن است مقاومت را بشکند و به شهر وارد شود و امیدوار به اینکه ارتش هر چه زودتر محاصره را بشکند و آنها را نجات دهد.

در این بین وضعیت زنان و دختران عذاب آورتر است. اخباری که هر روز از مناطق تحت تصرف داعش مخابره می شود روزگار سیاهی را برایشان مجسم می کند. فتوای مزخرف جهاد نکاح تا کنیزفروشی و به مزایده گذاشتن و قاچاق ، آنان را به مرگ راضی کرده است. شاید آنها هم مثل برخی دیگر از زنان شمال عراق از وحشت داعش ،در فکر استفاده از سم های قوی هستند تا در صورت لزوم خود را خلاص کنند یا با اصرار از پدران و شوهران خود خواسته اند تا قبل از اسارت ،آنان را با گلوله ای به کام مرگ بفرستند و از تعرض گرگ های داعش نجات دهند.

جنایات فجیع داعش ،عاطفه ها را دگرگون کرده است. پدری که تا دیروز اوج محبتش را در این می دید که برای حمایت از خانواده اش از جان خود نیز بگذرد امروز مجبور می شود برای حمایت از خانواده اش از شر وحشی های داعش ، شبیه آن پدر سوری ،زن و فرزندانش را پیشاپیش بکشد تا آسوده بمیرند و از اسارت و مرگ زجرآوری که در انتظار آنهاست رها شوند یا شبیه بعضی از سران طایفه ایزدی از کردها بخواهند تا برای درامان ماندن دخترانشان ،آنها را به قتل برسانند!

شیعیان آمرلی نیز مضطر شده اند، فاجعه ای بزرگ در یک قدمی آنهاست. بیایید برای نجاتشان دعا کنیم، این حداقل کاری است که نه به عنوان یک شیعه بلکه به عنوان یک انسان باید انجام دهیم.

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: داعش، عراق، شیعه، آمرلی،
ارسال در تاریخ شنبه 1 شهریور 1393 توسط عقل کل
اینجا نه نژاد مطرح است ، نه زبان و نه حتی وطن
فرقی ندارد لبنانی باشی یا عراقی یا افغانی یا ایرانی یا اهل هر نقطه از این کره خاکی
اینجا فقط آرمان و عقیده است که همه را دور هم جمع نموده تا پاسدار حرم آل الله باشند و راه را بر سپاهیان یزید ببندند

وقتی قرار باشد شیعیان مهدی(عج) ،قیام جهانی آخرالزمان را رقم بزنند شرطش کسب آمادگی است و کسب آمادگی نیاز به تمرین دارد
باید مانوری بر پا شود تا شیعه یاد بگیرد چگونه از هر جا و مکانی، دل را از روزمرگی های زندگی جدا کند و خود را به حجاز برساند

و این مانور یاران مهدی(عج) است که در دمشق برپا شده است؛ آن هم نه با دشمن فرضی بلکه با دشمن واقعی.
 در این مانور ،شیعه تمرین می کند تا خود را از عراق و ایران و لبنان و افغانستان و هر نقطه ای از زمین که در آن ساکن است به زینبیه دمشق برساند و در دفاع از حرم عمه سادات با حرامیان سفیانی بجنگد
شیعه خود را به دمشق می رساند تا بیاموزد آن گاه که ندای «انا المهدی» را از کنار کعبه شنید چگونه لبیک گویان ،خود را به حجاز برساند

اما چرا دمشق؟
این چه سری است که یاران مهدی(عج) را به مانور دمشق می آزمایند؟
شاید راز آن را  باید در زیارت ناحیه جستجو کرد ،آنجا که مولایمان فرمود: «در هر صبح و شام بر تو ندبه می کنم و به جای اشک بر تو خون می گریم از سر سوز و حسرت و تاسف بر مصیبت هایی که بر تو وارد شد تا آن زمانی که به سبب این سوز غم و غصه طاقت فرسا و اندوه فراوان جان سپارم.»
و آن گاه که از حضرت سوال شد: این چه مصیبتی است که بر آن خون گریه می کنید؟ فرمود: « اسارت عمه ام زینب(س)»

 برای کسب آمادگی بیشتر ، مانور را در سخت ترین شرایط برگزار می کنند و چه چیزی سخت تر از اسارت عمه سادات ،دل امام عصر(عج) را به درد آورده است و چه جایی چون شام ، زخم بر دل مجروح امام سجاد (ع) نهاده است که فرمود: « امان از شام! شام! شام!»
شیعه باید امتحان دهد تا روشن شود آیا آنقدر آمادگی و توانایی کسب نموده است که دیگر اجازه ندهد زینب(س) به اسارت رود

و اینجا گرداگرد بارگاه مطهر عقیله بنی هاشم ، مدافعان حرم جمعند
می جنگند و سر می دهند و قطعه قطعه می شوند تا قرار دل بی قرار مولایشان باشند

و سلام بر مدافعان حرم
سلامی از جنس همان سلامی که هر روز بعد از گریه بر حسین علیه السلام بر زبان مولایمان مهدی(عج) جاری می شود
سلام بر مدافعان حرم...
سلام بر مدافعان حرم...




وقتی گرفتی روی دوش خود سلاحت
دریای غیرت موج می زد در نگاهت

آن دم که رفتی مادرت آهسته می گفت
دست علمدار حسین پشت و پناهت



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: سوریه، مدافعان حرم، حضرت زینب(س)، حضرت مهدی(عج)، شیعه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 توسط عقل کل

علی بن مسیب همدانی یکی از یاران امام رضا علیه السلام نقل کرده است که:

روزی خدمت امام رضا علیه السلام رفته و عرض کردم: « من راهم دور است و به علت دوری مسافت نمی توانم همیشه به حضورتان برسم و مسائل دینی خود را از شما دریافت کنم. پس مسائل فقهی و مبانی دینی را از چه کسی سوال کنم؟ »

امام رضا علیه السلام در جواب فرمودند: « من زکریا بن آدم القمی، المامون علی الدین و الدنیا » از زکریا بن آدم بیاموز که در امور دین و دنیا؛ امین و مورد اعتماد است.

نقل شده است زکریا بن آدم روزی خدمت امام رضا علیه السلام رسید و عرض کرد: « من قصد دارم از میان خاندان و اهل قم بیرون بروم و آنها را ترک گویم چون که نادان ها در میان ایشان زیاد شده اند.»

امام رضا علیه السلام در پاسخ فرمودند:« این کار را نکن و از قم مهاجرت ننما، چون خداوند به واسطه وجود تو ، بلا و عذاب را از خاندان تو و اهل قم دفع می کند چنانچه به وجود پدرم امام کاظم علیه السلام بلا را از اهل بغداد دور ساخته است.»

قبر مطهر زکریا بن آدم یار باوفای امام رضا علیه السلام در قبرستان شیخان قم زیارتگاه محبان اهل بیت علیهم السلام است.

زکریا بن آدم با کسب علم و تقوا و عمل صالح به درجه ای رسید که در دین و دنیا ،امین امام رضا علیه السلام شد و وجودش دافع بلایا بود و شیعه واقعی یعنی همین.




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام رضا (ع)، زکریا بن آدم، شیعه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 11 دی 1392 توسط عقل کل

مگر چند سال داشت، نوجوانی بیش نبود اما وقتی دید فقیری در میان برف از سرما می لرزد و او نمی تواند جای گرم و مناسبی برایش تهیه کند تمام شب را در سرما گذراند و لرزید تا درد آن فقیر را بفهمد.

تمام امکانات رفاهی آمریکا را رها کرد و به جنوب لبنان رفت تا با اسرائیل مبارزه کند و در میان محرومان زندگی کند و درد و غم آنان را در قلب خود بپذیرد.

او خدا را به خاطر نعمت درک درد ،سپاسگزار بود و می گفت:« خدایا تو را شکر می کنم که غم و دردهای شخصی مرا که کثیف و کشنده بود از من گرفتی و غم و دردهای خدایی دادی که زیبا و متعالی بود...

خدایا تو را شکر می کنم که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی...خدایا همه چیز بر من ارزانی داشتی و بر همه اش شکر کردم ...اما ای خدای بزرگ! یک چیز بیش از همه به من ارزانی داشتی که نمی توانم شکرش کنم و آن درد و غم بود.

خدایا! تو را شکر می کنم که مرا با درد آشنا کردی تا درد دردمندان را لمس کنم. به ارزش کیمیای درد پی ببرم  و ناخالصی های وجودم را در آتش درد بسوزانم.»

مطمئنا اگر شهید چمران اکنون در میان ما بود باید سراغش را در خیابان های منامه و در جمع مظلومان بحرینی یا در کوچه پس کوچه های غزه و...می گرفتیم . غم و درد مظلومان عالم ؛خواب را از چشمانش می ربود و این معنای شیعه مولا بودن است...و چه زیباست  در این موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است شیعه تمام عیار علی شدن.

و ما چقدر از درد محرومان و مظلومان عالم را احساس می کنیم ؟ چند درصد از دردهای ما شخصی و چند درصدش خدایی است؟ شاید دردهایمان را که اندازه بگیریم و بسنجیم ؛میزان صداقتمان در ادعای شیعه مولا بودنمان مشخص خواهد شد.




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شهید چمران، شیعه، مناجات،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 31 خرداد 1391 توسط عقل کل

مردم  را به زور از خانه هایشان بیرون کردند و ده ها خانه را تخریب نمودند تا سالنی 25 هزار نفری از کریستال بسازند و خوانندگان از 42 کشور در آن جمع شوند و همراه با موسیقی و خوانندگی ، برهنگی را ترویج نمایند  و 400 تا 600 میلیون نفر به طور زنده به تماشای آن بپردازند و برنده را انتخاب کنند در مسابقه ای به نام یورو ویژن!

مسابقه «یورو ویژن» در ظاهر یک مسابقه بین المللی موسیقی است که کشورهای فعال عضو اتحادیه پخش اروپا امکان شرکت در آن را دارند و از سال 1956 میلادی هر سال برگزار می شود.سال گذشته به سفارش صهیونیست ها آذربایجان در این مسابقه اول شد تا بتواند امسال میزبان برگزاری آن باشد.

و امسال این مسابقه از 2 تا 6 خرداد 91 در باکو پایتخت آذربایجان که دومین کشور شیعه جهان از نظر درصد جمعیت به شمار می آید برگزار شد که در آن به ترویج ابتذال جنسی و فرهنگ برهنگی پرداختند و حتی قرار بود دو هزار همجنس باز در حاشیه این مراسم در خیابان های باکو رژه بروند و الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان در جواب سفارت انگلیس که نگران واکنش مردم متدین آذربایجان بود ، قول داد که برای رژه همجنس بازان امنیت کامل را برقرار خواهد کرد تا در کشوری شیعی که عزاداری سالار شهیدان در خیابان های آن ممنوع است همجنس بازان با خیال آسوده رژه بروند. 

اما انتشار این خبر با اعتراضات مردم شهرهای مختلف آذربایجان مواجه شد و در ایران نیز مردم تبریز و چند شهر دیگر نسبت به این اقدام ،تجمع اعتراض آمیز مقابل کنسولگری آذربایجان برپا نمودند که در جواب آن ،دولت آذربایجان تعدادی از همجنس بازان را اجیر کرد تا در مقابل سفارت ایران در باکو بر ضد مراجع عظام و رهبر انقلاب شعار دهند. (در آذربایجان هرگونه تظاهرات ممنوع است اما ظاهرا برضد ایران آزاد است!) 

ولی چون عاقبت مجبور شدند رژه را از مراسم لغو نمایند تبلیغات ضد ایرانی را در شبکه های تلویزیونی آذربایجان تشدید کرده اند و در پایان مسابقه نیز الهام علی اف از نماد شیطان در یکی از میادین اصلی باکو رونمایی کرد و ادای احترام نمود.دولت آذربایجان برای برگزاری این مراسم 200 میلیون یورو هزینه کرد در حالی که در قلب باکو هنوز بسیاری از مناطق حتی از داشتن آب آشامیدنی سالم نیز محرومند.

دولت جمهوری آذربایجان دولتی لائیک است و روابط بسیار دوستانه ای با اسرائیل دارد به طوری که حیدر علی اف پدر رئیس جمهور فعلی می گفت :«اسرائیل دوست ماست و فلسطین ،وطن اسرائیلی هاست.»

آذربایجان 40 درصد نفت اسرائیل را تامین می کند و روابط پنهانی اش با اسرائیل بیش از آن است که آشکارا مشاهده می کنیم .الهام علی اف خود اذعان دارد که همکاری ها و روابطش با اسرائیل شبیه کوه یخی است که نود درصد آن را دیگران نمی بینند و پنهان است.یهودیان به عنوان حافظان منافع اسرائیل در این کشور فعالیت گسترده ای دارند.

بعد از فروپاشی شوروی این کشور از دامن کمونیسم به دامان صهیونیسم افتاد و رژیم صهیونیستی تمام تلاش خود را در راستای اسلام زدایی در بزرگترین کشور منطقه قفقاز به کار گرفت تا کشوری که بیش از 93 درصد مردم آن مسلمان و از این میان ، 85 درصد شیعه هستند از جمهوری اسلامی ایران الگو نگیرند .صهیونیست ها در حوزه های مختلف اعم از سیاسی  ،فرهنگی ،اقتصادی ، نظامی و رسانه ای آذربایجان نفوذ زیادی دارند. دولت آذربایجان به اسرائیل اجازه داده که از مرزهای مشترک آذربایجان با ایران برای جاسوسی از ایران استفاده کند.

 هر چند جمهوری اسلامی ایران با حسن نیت به دنبال ایجاد روابط حسنه با این کشور بود و حتی از کمک مالی به این کشور دریغ نکرد اما با وجود حاکمان لائیک ، تلاش های جمهوری اسلامی ایران در ایجاد روابط حسنه با این کشور چندان موفق نبوده است. حاکمان لائیک آذربایجان که از حزب آذربایجان نوین هستند گرایش زیادی به غرب و صهیونیسم دارند به طوری که آذربایجان تنها کشور مسلمانی بود که به همراه آمریکا ، برای کشتار مسلمانان به افغانستان و عراق سرباز اعزام کرد.       

در آذربایجان خفقان شدیدی برای مردم مذهبی وجود دارد و دولت به صراحت با دین و نمادهای دینی مبارزه می کند، مساجد را تخریب می کند، شیعیان معتقد را با بهانه های مختلف روانه زندان می کند، داشتن حجاب در مدارس و صدور اسناد هویتی برای زنان محجبه ممنوع است . درحالی که آیات شیطانی سلمان رشدی در این کشور منتشر شد فروش توضیح المسائل مراجع ممنوع است و شیعیان مقید به مبانی تشیع ، امکان ورود به کوچکترین نهاد دولتی را ندارند و تنها حزب اسلامی جمهوری آذربایجان که مهم ترین تشکل شیعی این کشور بود غیرقانونی اعلام شد و سران آن روانه زندان شدند.

با این شرایط و نفوذ همه جانبه صهیونیسم در این کشور، شاید تنها ،پیوستن به موج بیداری اسلامی بتواند مردم آذربایجان را از دیکتاتوری و اسلام ستیزی حاکمان لائیک نجات بخشد و هویت واقعی را به این کشور بازگرداند. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: آذربایجان، صهیونیسم، آمریکا، لائیک، شیعه، اسلام زدایی، بیداری اسلامی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 8 خرداد 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو