وقتی افرادی مثل علیرضا زاکانی که سابقه خوبی در دفاع از حقوق هسته ای ایران و مبارزه با مفاسد اقتصادی دارد رد صلاحیت شده اند این سوال مطرح می شود که چرا روحانی رد صلاحیت نشد؟

رد صلاحیت روحانی نه تنها دور از نظر نبود بلکه دلایل کافی برای رد صلاحیت روحانی وجود داشت و این موضوع به قدری قابل پیش بینی بود که حتی اصلاح طلبان و اعتدالیون هم احساس خطر کرده و علاوه بر جهانگیری که به عنوان کاندیدای پوششی و ضربه گیر وارد صحنه شد، محمد هاشمی نیز یکی از دلایل ثبت نام خود را چنین عنوان کرد که: « آمده بودم تا در صورت عدم تایید صلاحیت روحانی در صحنه باشم.»

حمیدرضا جلایی پور فعال اصلاح طلب نیز، پس از تایید صلاحیت روحانی گفت: « ثبت نام و تایید صلاحیت روحانی گردنه مهمی بود که رد شد.»

با این شواهد، چرا روحانی رد صلاحیت نشد؟

از آنجا که تاکنون سابقه نداشته رئیس جمهور در حال خدمت! را رد صلاحیت نمایند- چون این شائبه پیش می آید که اگر برای ریاست جمهوری صلاحیت نداشت چرا زودتر او را از ریاست جمهوری عزل نکردند- اگر روحانی در شرایط فعلی رد صلاحیت می شد با مظلوم نمایی می توانست از زیر بار پاسخگویی به کارنامه منفی خود شانه خالی کند و مردم را برای رای دادن به معاون اولش تشویق نماید و احتمال تکرار قضیه ای که در رد صلاحیت هاشمی اتفاق افتاد و روحانی را رای آور کرد بود.

از طرف دیگر، بسیاری از نظرسنجی ها حاکی از یک دوره ای شدن ریاست جمهوری روحانی است بنابراین اگر اتفاق غیر منتظره ای رخ ندهد و ذهن مردم را درگیر حاشیه ها نکنند احتمال اینکه مردم با رای خود؛ روحانی را کنار بزنند بالاست و اینگونه کنار زدن به دست مردم – هرچند ریسک پذیر است - خیلی بهتر و موثرتر از زمانی است که شورای نگهبان بخواهد او را رد صلاحیت نماید.

البته روحانی را نباید دست کم گرفت چون او استاد جنگ روانی است و می تواند به راحتی ، سیاه را سفید جلوه دهد. بنابراین اکنون زمان افزایش آگاهی مردم در راستای کنار زدن این دولت ناکارآمد است.

امید است که مردم با رای خود؛ روحانی را رد صلاحیت کنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روحانی، شورای نگهبان، انتخابات ریاست جمهوری،
ارسال در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1396 توسط عقل کل
در دوران شاه ملعون، تبعیض و بی عدالتی حاکم بود و اطرافیان و منسوبین شاه بر همه مقدم بودند. انقلاب که به پیروزی رسید یکی از اهداف انقلاب اسلامی برقراری حکومت عدل الهی و رفع تبعیض از جامعه بود.

با این وجود، عده ای در روزهای اخیر با اعلام تایید نشدن صلاحیت سید حسن خمینی ، به جای اینکه از اجرای یکسان قانون در حق همه(حتی نوه امام) خوشحال باشند ابراز ناراحتی کردند و به طور مثال، پسر سید حسن با نوشتن متنی، واکنش نشان داد.

اما سوال اصلی این است که آیا امام خمینی(ره) انقلاب کردند تا امتیاز ویژه برای خانواده و اطرافیان خود قائل شوند؟ مسلما نه! امام الگوی عدالت و تقوا بود و هرگز راضی نبود که در اجرای قانون بین منسوبین ایشان و دیگران تفاوت قائل شوند. با این حساب ، آیا سید حسن انتظار داشت در حق او پارتی بازی کنند و چون نوه امام است با بقیه فرق داشته باشد؟!

آیت الله صدیقی امام جمعه موقت تهران نیز مثل سید حسن خمینی در آزمون شرکت نکرد و رد صلاحیت شد اما قانون را پذیرفت و اعتراض نکرد. اگر بنا به تایید صلاحیت بدون آزمون باشد آیت الله صدیقی هم از نظر علمی و هم از نظر اخلاق و عرفان که محضر بزرگانی چون آیت الله بهاء الدینی و آیت الله بهجت را درک کرده است بر سید حسن اولویت داشت.
آیا چون سید حسن نوه امام است باید تایید صلاحیت می شد اما آیت الله صدیقی که منسوب به امام نیست باید رد شود؟!

بعضی افراد حتی وقتی در یک اداره ، پارتی بازی ببیند صدای اعتراضشان بلند می شود اما وقتی نوبت به خودشان می رسد انتظار دارند که در حق آنها پارتی بازی کنند.

این اقدام شورای نگهبان در تایید نکردن صلاحیت سید حسن خمینی به دلیل عدم شرکت در آزمون، اقدامی تحسین برانگیز بود و ما باید به خاطر اینکه شورای نگهبان جلوی پارتی بازی را گرفت از این نهاد قانونی تشکر و قدردانی کنیم.

مسلما روح مطهر حضرت امام (ره) از این اقدام شورای نگهبان بسیار خشنود است زیرا امام هیچگاه راضی نبود که به عنوان «پارتی» برای خانواده و منسوبینش محسوب شود. این هدیه شیرین و گوارایی به حضرت امام بود. هدیه ای که نشان داد انقلاب خمینی (ره) هنوز هم طرفدار عدالت و رفع تبعیض است. من از شورای نگهبان متشکرم که با این اقدام و اجرای یکسان قانون، روح حضرت روح الله را در ملا اعلی شاد کردند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سید حسن خمینی، شورای نگهبان، امام خمینی(ره)، خبرگان، آزمون خبرگان، پارتی بازی،
ارسال در تاریخ شنبه 24 بهمن 1394 توسط عقل کل
ما می دانیم که آقای روحانی شگردهای جنگ روانی را به خوبی می شناسد و بارها نیز شاهد بوده ایم که این شگردها را به کار گرفته تا ذهن مردم را از مسائل اصلی به موضوعات دیگر بکشاند و آنان را سرگرم کند.

اخیرا نیز پس از اجرای برجام،  پا را از محدوده اختیارات و وظایف قوه مجریه فراتر نهاد  و تیربار انتقاداتش را به سمت شورای نگهبان گرفت.

اما رئیس جمهور باید این نکته را نیز بداند که شگردهای جنگ روانی برای ما مردم نیز چندان ناشناخته نیست و این طور نیست که بشود حواس همه را از مسائل اصلی که به قوه مجریه مربوط می شود پرت کرد.

ما یادمان نرفته است که تا همین چند وقت پیش ، آقای روحانی حتی آب خوردن مردم را به رفع تحریم گره زده بود.

ما یادمان نرفته که اکبر ترکان مشاور رئیس جمهور، تحمل چند روز بررسی دقیق تر برجام در مجلس را نداشت و می گفت: « هر روز تاخیر در اجرای برجام صد میلیون دلار به کشور ضرر می زند.»

ما یادمان نرفته که صادق زیباکلام می گفت: « روزانه سه میلیارد دلار! ، هزینه عدم لغو تحریم ها برای ایران است.»
و اصلا هم معلوم نشد این اعداد و ارقام بعضا غیرقابل باور را از کجا آورده اند!

ما یادمان نرفته که بعضی از مسئولین دولتی می گفتند اگر می خواهید آلودگی هوا و محیط زیست برطرف شود، اگر می خواهید خودروی ارزانتر و با کیفیت تولید شود، اگر می خواهید مشکل مسکن حل شود و خلاصه اگر می خواهید همه مشکلات کشور حل شود باید تحریم ها برطرف شود.

و حالا که با پرداخت هزینه های سنگین، ادعا می کنند که تحریم ها برداشته شده است مردم در انتظار عمل به وعده های دولت و رئیس جمهورند.

انتظار دارند اکنون که برجام اجرایی شده ، اثرات آن میلیون ها و میلیاردها دلاری که در اثر اجرا شدن برجام عاید اقتصاد کشور می شود در معیشت و زندگی خود ببینند. به هر حال آن ده ها میلیارد دلاری که می گفتند بلوکه شده و با رفع تحریم به کشور بر می گردد حتی اگر توسط دولت روحانی، پیش خور هم شده باشد باید اثری در زندگی مردم داشته باشد؛ وگرنه اگر قرار باشد در پسابرجام هم هر ماه تن مردم بلرزد که نکند یارانه شان قطع شود مگر دیوانه بودید که هزاران سانتریفیوژ را در نطنز برچینید و فردو را به دکور هسته ای تبدیل کنید.

انتظار دارند رئیس جمهور به جای اینکه تمام فکر و ذهنش، صرف تسخیر مجلس توسط طرفداران و هم حزبی هایش باشد و بگوید « دوست داریم اعتدالیون به مجلس بروند» ،کمی هم در قبال اقدامات خود و وزرایش پاسخگو باشد و بگوید ضرر بیش از 75 هزار میلیارد تومانی را که در اثر کاهش قیمت نفت به اقتصاد ایران وارد شد و هر روز هم بر میزان این ضرر افزوده می شود چه کسی جبران خواهد کرد؟

انتظار دارند رئیس جمهور به جای اینکه پاپیچ سیاست ها و وظایف شورای نگهبان شود و در کار آن شورا دخالت کند ، پاسخ دهد چرا آن زمان که سیاست تنش زدایی را در پیش نگرفته بودیم و آمریکا و عربستان از ما حساب می بردند نفت را بالای صد دلار می فروختیم اما از زمانی که آقای روحانی سیاست تنش زدایی را پیاده کرده است هر روز قیمت نفت کاهش می یابد به طوری که با تولید و عرضه بیشتر نفت ایران، اولین دستاورد اجرای برجام کاهش مجدد قیمت نفت بود؟! آقای رئیس جمهور! کی قرار است پاسخگوی دیپلماسی ضعیف نفتی باشید؟!

ملت ایران برای اجرای برجام هزینه های سنگینی داده است. هزینه هایی که هیچگاه قابل جبران نخواهد بود. آیا چیزی می تواند خون پاک شهدای هسته ای را جبران کند؟ قبل از اینکه قلب راکتور اراک را خارج سازند این قلب مصفا و مطهر شهدای هسته ای بود که برای عزت و افتخار ایران اسلامی  فدا شد و بالاخره روزی خواهد آمد که باید در محضر عدل الهی ، پاسخگوی این هزینه های سنگین باشند و باشیم.

هر چند ما در ازای این هزینه های بسیار سنگین، دستاوردهایی نیز کسب نمودیم که هرگز قابل مقایسه با آن هزینه های سنگین نیست و لغو و تعلیق موقت بخشی از تحریم ها از جمله این دستاوردهاست ،تحریم هایی که هر لحظه ممکن است به بهانه های دیگر بازگردد چرا که به قول آقای ظریف: « آمریکا به تحریم معتاد شده است» ، اما با این حال به نظر من، بزرگترین دستاورد برجام این است که دیگر هیچ مسئولی نمی تواند بی تدبیری و بی عرضگی اش را به پای تحریم بنویسد. خدا را شکر بهانه تحریم از برخی مسئولین بهانه جو گرفته شد البته اگر بهانه ای دیگر برای خود دست و پا نکنند!

اگر تا دیروز می گفتند « تحریمیم می فهمی!» ، امروز باید گفت «تحریم را برداشتند، می فهمی! وقت عمل به وعده هاست.»







طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، پسا برجام، تحریم، روحانی، رئیس جمهور، شورای نگهبان، دولت،
ارسال در تاریخ شنبه 3 بهمن 1394 توسط عقل کل

سوال: مجلس خبرگان وظیفه تعیین رهبری و نظارت بر عملکرد رهبری را برعهده دارد و از طرف دیگر صلاحیت نمایندگان مجلس خبرگان باید ابتدا به تایید شورای نگهبان برسد و شورای نگهبان نیز ، نیمی از اعضای آن به صورت مستقیم توسط رهبری انتخاب می شوند ونیمی دیگر به صورت غیرمستقیم و با واسطه قوه قضائیه و مجلس تعیین می شوند.(البته تایید صلاحیت کاندیداهای خبرگان، فقط به عهده فقهای شورای نگهبان است) لذا این دور پیش می آید که ولی فقیه اعتبار می بخشد به شورای نگهبان و شورای نگهبان اعتبار می بخشد به مجلس خبرگان و مجلس خبرگان اعتبار می بخشد به ولی فقیه.

پاسخ های متعددی به این سوال داده شده است که من در اینجا قصد ندارم به طور کامل به آن بپردازم ؛ فقط به ارائه چند نکته در این زمینه می پردازم .

1- ولی فقیه اعتبار خود را از ناحیه خداوند متعال می گیرد نه از ناحیه مردم. مجلس خبرگان براساس معیارهایی که شرع بیان کرده است به مصداق یابی می پردازد و فقیه واجد شرایط را برمی گزیند. پس ولی فقیه مشروعیت الهی دارد و مقبولیت مردمی.لذا در بحث مشروعیت ولی فقیه هیچ گونه دوری وجود ندارد چون ولی فقیه مشروعیتش را با واسطه امام زمان (عج) و معیارهایی که شرع مقدس بیان فرموده است می گیرد و به همین خاطر است که گفته می شود اگر ولی فقیه یک دیکتاتوری کند خود به خود از ولایت ساقط می شود یعنی دیگر مشروعیت الهی ندارد حتی اگر بر فرض مقبولیت مردمی هم داشته باشد، اما دیگر ولی فقیه جامعه نیست فقط حاکم جامعه است مثل دیگر حکام دنیا.

2- باید توجه داشت که در قضیه انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) به رهبری ، این دور از اساس وجود ندارد ؛ زیرا مجلس خبرگانی که ایشان را به رهبری برگزید توسط شورای نگهبانی تایید صلاحیت شده بودند که آن شورای نگهبان توسط امام خمینی (ره) انتخاب شده بودند.

3-در هر صورت نظارت بر انتخابات باید صورت گیرد حال چه توسط شورای نگهبان باشد چه توسط نهاد یا افرادی دیگر. اما همان نهاد و افراد نیز باید توسط فرد یا افرادی دیگر انتخاب شوند همان گونه که در انتخابات سایر کشورها می بینیم  لذا احتمال تبانی و اعمال قدرت در هر صورت وجود دارد اما آنچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی در نظارت بر انتخابات در نظر گرفته شده است اطمینان بخشی بیشتری دارد.البته اگر راهکار بهتر و جامع تری برای نظارت بر انتخابات وجود داشته باشد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ظرفیت هرگونه تعالی و تغییر را درخود دارد. 

4-شبهه دور بیشتر در این راستا مطرح می گردد که ادعا می شود قدرت در یک جا متمرکز شده و ممکن است به سمت دیکتاتوری و استبداد کشیده شود. اما فی الواقع آنچه ما می بینیم این است که فعلا این ولی فقیه است که مظلوم واقع می شود .همه نهادها در کلام به رهنمودهای رهبری اشاره می کنند اما در عمل می لنگند. طرح نظارت بر نمایندگان که مورد سفارش رهبری بود بعد از چند سال هنوز هم در مجلس اصولگرا سرنوشت مطلوبی پیدا نمی کند .تهاجم فرهنگی که از سال 72 مطرح شد مورد غفلت دولت سازندگی قرار می گیرد و روحیه اشرافیگری برخلاف رهنمودهای رهبری؛ ترویج می شود.دولت اصلاحات هم که ساز خودش را می زد . دولت عدالت محور هم که نزدیکترین نظرات به ولی فقیه را داشت دغدغه های فرهنگی رهبری را مورد غفلت قرار می  دهد. لذا به نظر می رسد این ولی فقیه است که مورد ظلم واقع می شود و ما بیشتر باید نگران باشیم که رهنمودهای رهبری بر زمین نماند.

5- نظام مورد قبول اسلام ، نظام امت و امامت است. ولی فقیه ،امام امت اسلامی است و امام برقلوب امت حکومت می کند.( البته این بدین معنا نیست که همه مردم جامعه ، ولی فقیه را قبول داشته باشند ،خود خداوند متعال را هم ،همه قبول ندارند چه برسد به ولی فقیه!). حال فرض کنید خدای ناکرده ، ولی فقیه شرایطش را از دست داد و مشروعیت الهی اش ساقط شد ؛چه پیش خواهد آمد؟ در این صورت یا حاکم جامعه که دیگر ولایتش ساقط شده و دیگر نمی توان او را ولی فقیه و امام امت نامید با استفاده از قدرت در جایگاه خویش خواهد ماند یا اینکه خود می پذیرد و کنار می رود. اگر کنار رفت که مشکلی پیش نمی آید و مردم به سراغ فقیه دیگری که شرایط مورد نظر شرع را دارد می روند. اما اگر از قدرت استفاده کرد و در جایگاهش باقی ماند( در اینجا فرض بر این است که اکثریت اطرافیان حاکم و سکانداران حکومت هم به دلایلی از جمله حفظ موقعیت و ...با او همراهی داشته باشند و تقوایشان را از دست بدهند!) دو فرض پیش می آید. اگر اکثریت مردم جامعه ،مسلمان اهل عمل و خواستار حاکمیت احکام اسلامی باشند مسلما حکومت چنین حاکمی را نخواهند پذیرفت و از راه های مختلف به دنبال برکنار کردن چنین حاکمی برمی آیند حتی اگر به قیمت از دست دادن جانشان باشد و چنین حکومتی که پشتوانه مردمی ندارد پایدار نخواهد بود. (البته این یک فرض است که با درنظر گرفتن دلیل بعدی که اشاره خواهیم کرد امکان وقوعش نزدیک به صفر است). اما اگر مردم جامعه فقط پوسته ای از اسلام را به همراه داشته باشند و خود نیز اهل عمل به احکام اسلامی نباشند چنین حاکمی را می پذیرند و مسلما چنین مردمی لیاقت ولی فقیه مورد نظر اسلام را ندارند و همان بهتر که چنین حاکمی بر آنها حکومت کند.

لذا در حکومت اسلامی مردم نقش کلیدی دارند ، همان طور که ما در جمهوری اسلامی دیده ایم که حضور همیشگی مردم در صحنه و حمایت از ولی فقیه و امام جامعه بود که این نظام را در برابر انواع دشمنی ها حفظ کرد ؛به طور مثال در فتنه 88 که بسیاری از خواص سکوت کردند و بعضی از همان ها که خود را با واسطه یا بی واسطه منتخب رهبری می دانستند نیز یا سکوت کردند و یا حتی به آتش فتنه دامن زدند این مردم بودند که به صحنه آمدند و از امامشان  حمایت کردند و 9 دی را آفریدند، در صورتی که اگر حاکمیت ولی فقیه بر قلوب مردم نبود فتنه 88 می توانست انقلاب را به زمین بزند.

6- اما در باب مسئله ولایت فقیه ، کلیدی ترین و مهمترین نکته، توجه به نقش امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. ولی فقیه نائب عام امام زمان (عج) است . امام زمان (عج) فرموده اند:«...فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم». آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم. باید توجه داشت که امام زمان (عج) در زمان غیبت نیز به وظیفه هدایت گری خویش عمل می کنند. خورشید اگر پشت ابر هم باشد گرمایش را از ما دریغ نمی کند.لذا امام زمان ما را به حال خود رها نکرده اند و هدایت قلب ها را به عهده دارند. وقتی مردمی صادقانه به دنبال یافتن نائب عام حضرت برمی آیند مسلما حضرت مهدی (عج) که خود فرموده اند ما از شما غافل نیستیم و در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم اجازه نخواهند داد که هر کسی در قلب مردم به عنوان نائب حضرت جای گیرد.(حتی کسانی که هنوز در مصداق نائب عام حضرت دچار تردید هستند اگر صادقانه قلبشان را به مولایشان بسپارند حضرت آنها را هدایت خواهد کرد.) حتما قضیه شیخ مفید و حکمی را که به اشتباه صادر کرد شنیده اید مگر می شود امام زمان(عج) که حکم شیخ مفید را تصحیح کرد تا حتی یک کودک بی گناه به خطر نیفتد اجازه دهند کسی با استفاده از عنوان نائب عام ایشان ، امت اسلامی را به مسیر غلط بکشاند و امام زمان به وظیفه هدایت گری خویش عمل نکند.(البته این بدین معنا نیست که ولی فقیه اشتباه نمی کند اشتباهات تاکتیکی ممکن است وجود داشته باشد اما اشتباهات راهبردی که مسیر جامعه را به سمت غلط بکشاند وجود ندارد) اینکه حضرت می فرمایند « من حجت خدا بر آنها هستم» یعنی آنها نیز به حال خود رها نشده اند. ما تاکنون در طول تاریخ شاهد حکومت هیچ فقیهی نبوده ایم تا با استناد به آن ادعا کنیم فقیهی حکومت کرد و به استبداد و دیکتاتوری کشیده شد. اما شاهد بودیم که قرار بود آقای منتظری به عنوان ولی فقیه بعد از امام راحل (ره) ،رهبری جامعه را برعهده گیرد اما چون شرایطش را نداشت در ماه های آخر عمر حضرت امام ،از این منصب عزل شد و آنکه شایستگی اش را داشت در این جایگاه قرار گرفت. مسلما این انتخاب نیز از منظر عارفان اهل دلی چون آیت الله بهاءالدینی و...با عنایت امام عصر(عج) صورت گرفت.البته این نکته حائز اهمیت است که عنایت امام زمان(عج) به شرطی است که مردم آگاهانه در صحنه باشند و در عمل نشان دهند که لیاقت این لطف را دارند وگرنه هیچ جبری در کار نیست و اگر مردم تغییر کنند و اسلام فقط لقلقه زبانشان باشد تضمینی در عنایت امام زمان (عج) و حفظ رهبری صالح وجود ندارد.لذا آنچه بیشتر جای مراقبت دارد حضور مستمر مردم در صحنه و تمایل آنها به اجرای احکام نورانی اسلام است و تا وقتی مردم صادقانه پای اسلام ایستاده باشند امام زمان(عج) بر طبق سنت الهی، سرپرستی امت اسلامی را تضمین خواهند کرد. 

در  پاسخ به «شبهه دور» می توانید به لینک های زیر مراجعه کنید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: شبهه دور، خبرگان، شورای نگهبان، ولی فقیه، نظارت بر رهبری،
دنبالک ها: شبهه دور (خبرگان رهبری)، شبهه دور، بررسی شبهه دور انتخاب رهبری، شبهه دور در مورد مجلس خبرگان،
ارسال در تاریخ یکشنبه 23 مهر 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو