تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر شهید بروجردی
شهید همت(ره) شیفته ی اخلاق و رفتار شهید محمد بروجردی(ره) بود. به مناسبت سالروز شهادت سردار شهید محمد بروجردی ( یکم خرداد 1362)، قسمتی از بیانات سردار خیبر حاج ابراهیم همت در وصف شهید بروجردی را در زیر می آوریم:

« به اعتقاد بنده، منجی کردستان از چنگال مزدوران رژیم بعث؛ اعم از کومله، دموکرات و رزگاری، شهید محمد بروجردی است. او نقش عظیمی در ایجاد و حفظ امنیت کل این منطقه داشت و به واقع، حق بزرگی به گردن مردم منطقه ی کردستان دارد.

اوایل سال 1359 بود که من با این شهید بزرگوار در پاوه آشنا شدم.

جریان آشنایی ما از این قرار بود که در بیست و هشتم اردیبهشت ماه سال 59، طی عملیاتی به فرماندهی سردار شهیدمان ناصر کاظمی؛ فرمانده وقت سپاه پاوه، باینگان فتح شد. حدود یک هفته بعد از این ماجرا بود که شهید بروجردی به باینگان آمد، دست بر قضاء ورود ایشان به مقر باینگان، مصادف شد با حمله ی عناصر مسلح ضد انقلاب به این مقر. پس از چند ساعت درگیری سنگین، بالاخره موفق شدیم حلقه ی محاصره را که دشمن اطراف بروجردی و بچه هایشان بسته بود، بشکنیم و ضد انقلاب را عقب برانیم، متعاقب فرار ذلت بار دشمن، بلافاصله وارد مقر شدیم.

جو داخل آنجا؛ علی الخصوص از لحاظ روحیه ی نیروها، فوق العاده آشفته و عصبی به نظر می رسید. رفتیم به سمت اتاقی که شهید بروجردی در آن مشغول توجیه تعدادی از بر و بچه های سپاه بود. هیچ وقت این اولین دیدارمان را فراموش نمی کنم. وقتی در اتاق باز شد و به او سلام کردیم، با وجود اینکه بیش از هشت ساعت محاصره و درگیری سنگین را از سر گذرانده بود، به رویمان می خندید. آن روز در چهره ی این مرد روحانی و این مرد بزرگ کردستان، چنان تبسم عجیبی دیدم که برای اولین بار در زندگی ام احساس کردم با مردی آشنا می شوم که در همه ی زمینه های روحی و اخلاقی با دیگران تفاوت دارد. اصلا همین سرزندگی و لبخند با طراوت، یکی از ویژگی های خاص این مرد بزرگ بود.

از آن به بعد؛ یعنی تا آغاز عملیات فتح مبین (بهار 1361) در کنار این شهید بزرگوار بودم و افتخار شاگردی این آقا، این میرزا و این معلم کبیر را داشتم. بروجردی دارای یک سری ویژگی های اخلاقی برجسته بود که من در طول جنگ، و شاید در طول زندگی ام، کمتر انسانی را این گونه دیده ام.

«ولایت پذیری» در این انسان بزرگ، «استقامت و پایداری» ، «اخلاق حسنه» ، خصوصا در برخوردهای اجتماعی و روحیه گرفتن تمامی بچه های رزمنده از این بزرگ مرد، از ویژگی های خاص او بود. آن زمان که ایشان در کردستان حضور داشت، در اوج مصائب و گرفتاری هایی که باعث و بانی آن خط دولت موقت بود، حتی یک لحظه هم نبود که خبر نرسد مثلا پایگاهی سقوط کرده، سر برادری توسط ضد انقلاب بریده شده، شهری سقوط کرده و یا محوری به دست دشمن افتاده. در میان این همه آشفتگی و عصبانیت ها، هر کدام از برادران ما که این مرد بزرگوار را می دیدند، روحیه می گرفتند و بشاش می شدند.

جداً قلم قاصر است و قلمم می شکند اگر بخواهم مقام والای بروجردی را توصیف کنم. فراموش نمی کنم در اوج مصائب و ناراحتی هایمان در پاوه، شهید ناصر کاظمی (فرمانده وقت سپاه پاوه و فرماندار این شهرستان) هر بار که خیلی خسته می شد و روحیه اش را آزرده می دید، بلافاصله می گفت: من باید بروم کرمانشاه، بروجردی را ببینم. در بازگشت به پاوه، او را خوش و خندان می دیدم که می گفت: بروجردی را دیدم، روحیه گرفتم.

تک تک برادرانی که در طول جنگ های کردستان با همه ی کمبودها، سختی ها و مصائب آنجا سوخته و ساخته بودند، با صبر و استقامت انواع شکنجه های روحی و روانی را تحمل کرده بودند و داغ شهادت یاران همسنگرشان را به دل داشتند، سر بریدن ها، بدن های سوخته، تکه تکه شده و شکنجه شده ی عزیزانشان را می دیدند و باز هم مقاومت می کردند، با این وجود همگی این بر و بچه ها صراحتاً می گفتند: هر بار که ما بروجردی را می بینیم، دلمان قرص می شود و روحیه مان تازه می شود....

بنده معتقدم که بروجردی مظلوم زیست، مظلوم مبارزه کرد و در مظلومیت به شهادت رسید. شهید، مقام والایی دارد. انسان های الهی افتخاری بالاتر از شهادت ندارند، اما آنچه مطرح است اینکه این شهدا امانت الهی هستند که در دنیا به دست مسئولین سپرده شده اند تا به نحو احسن از این امانت استفاده کنند.

 همین جا خوب است به مسئله ای اشاره کنم که شاید تازگی داشته باشد. روز بیست و نهم اردیبهشت امسال (1362) یعنی چهار روز قبل از شهادت بروجردی، برادر محسن رضایی برای بازدید از اردوگاه لشکر 27 در قلاجه، به غرب آمده بود. به ایشان گفتم بروجردی اگر در کردستان بماند به احتمال قوی شهید می شود. این مرد حیف است.

از سیاست بگویید، هم وزیر خارجه است و هم نخست وزیر. از سیاست داخلی و مسائل اجتماعی و برخوردهای مردمی بگویید، در کردستان هم فرماندار، هم فرمانده سپاه و هم فرمانده عملیات است. حیف است این مرد بزرگ از دست برود، چرا که در حقیقت با از دست رفتن او ما " کتاب کردستان" را از دست می دهیم. کتاب حماسه ی کردستان از همان صفحه ی اولش به همت او نقش بسته است. اوست که به صاحبان مغزهای پوسیده و پوچ می فهماند که چگونه باید کردستان را ساخت و چگونه می شود مسائل کردستان را پیش برد و ضد انقلاب را از کردستان ریشه کن کرد. خلاصه گفتم چنین مردی حیف است و...، لذا استدعا داریم ایشان را بخواهید بیایند تهران و در آنجا هر کاری را هم به ایشان بدهید، برازنده است.

از قضا، یکی از برادران سپاه کردستان هم آنجا بود و همین حرف های مرا تکرار کرد و گفت: بروجردی شهید می شود. بروجردی را ببرید تهران. ما حاضریم او در کردستان نباشد، چون می ترسیم به او بگوییم به خط نرو. آخر مدام می رود!

عجیب اینکه چهار روز بعد، برادر محسن رضایی در حضور من به معاونشان؛ برادر علی شمعخانی زنگ زد و گفت: به بروجردی بگویید بیاید تهران. وقتی با کردستان تماس گرفتند از آن طرف خط گفته بودند: بروجردی یک ساعت پیش شهید شده.

شاید شناخت ما از انسان ها کم باشد. شاید ما خدای ناکرده براساس جو شایعه و تهمت هایی که همیشه علیه انسان های الهی در جامعه رواج پیدا می کنند، تحت تاثیر قرار بگیریم. اما آنچه می خواهم بگویم این است که بروجردی شناخته نشد. بروجردی هنوز هم نه بر ملت ایران و نه بر تاریخ شناخته نشده است. تصور من این است که زمان های بسیاری باید سپری شود تا بروجردی شناخته بشود. شاید خون بروجردی این بیداری را در ما به وجود بیاورد تا به جا و به موقع بتوانیم این گونه عناصر الهی را کشف کنیم و از استعدادهای پاکشان، که در حقیقت امانت الهی است، به نحو احسن استفاده نماییم.»

کتاب «به روایت همت، جلد یک، ص 93-84 »


پی نوشت:

هدیه به ارواح مطهر شهدا، به ویژه شهید محمد بروجردی و شهید محمد ابراهیم همت صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: شهدا، شهید بروجردی، شهید همت، به روایت همت، شهادت، شهید محمد بروجردی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 1 خرداد 1397 توسط عقل کل

قالب وبلاگ