اخیرا شیخ مصلحت در دانشگاه امیر کبیر گفته بود: عربستان سعودی در خدمت استکبار است!
هاشمی، تازه امروز فهمیده است که عربستان در خدمت استکبار است اما در گذشته متوجه این واقعیت نبود و به سوار شدن ملک عبدالله در ماشینش افتخار می کرد و خواستار توسعه و بهبود روابط با کشوری بود که داعش را با دلارهایش پرورش داده و مردم مظلوم سوریه را قتل عام کرده بود.

ملک عبدالله هم در خدمت استکبار بود اما هاشمی این حقیقت را نفهمید ، در حالی که همان نیروهای ارزشی و انقلابی که هاشمی این روزها با عنوان تندرو و خشک مقدس و دلواپس، آنان را برچسب باران می کند این حقیقت را فهمیدند و به پیروی از روح خدا که از آل سعود بیزار بود هم ملک عبدالله را در خدمت استکبار می دانستند هم حاکمان فعلی سعودی را.

هاشمی به خیال خود فکر می کرد وقتی ملک عبدالله در پای نامه اش، او را برادر خود خطاب می کند فردی قابل اعتماد است و هیچ نظر سوئی نسبت به ایران ندارد اما متوجه نبود که همین ملک عبدالله، بارها و بارها از آمریکا تقاضا کرده بود که با حمله به ایران ، سر افعی را قطع کند. هاشمی نفهمید که ملک عبدالله فقط برای او و برای حفظ ظاهر می نویسد برادرت عبدالله، اما در حقیقت ملت ایران را یک افعی می داند.

این دیر فهمیدن های برخی سیاسیون، هزینه های گزافی به ملت ایران تحمیل کرده است. معلوم نیست باید چقدر هزینه دهیم تا هاشمی و همفکرانش بفهمند رابطه و مذاکره با آمریکا، حلال مشکلات نیست و باید با توکل به خدا و تکیه بر توان داخلی به حل مشکلات اقدام کرد.

باید چقدر هزینه کنیم تا ظریف بفهمد تبریک به وزیر خارجه عربستان در حالی که سعودی ها با بمب های نامتعارف ،مشغول تکه تکه کردن کودکان و مردم مظلوم یمن هستند گناهی بزرگ است. این تبریک، نه تنها از منظر دین و شرع، گناهی آشکار است بلکه حتی از منظر دیپلماسی و عرف دیپلماتیک هم اشتباهی فاحش است.

روابط با کشورها باید براساس احترام متقابل صورت گیرد بنابراین وقتی سعودی ها به خاطر اقدام شنیع ماموران خود، حتی حاضر به یک عذرخواهی رسمی از ایران نشدند این تبریک چه معنایی دارد؟

با انتصاب عادل الجبیر به وزارت خارجه عربستان، برخی پایگاه های خبری به انتشار این خبر پرداختند که وزیر خارجه جدید عربستان، خواستار بهبود روابط با ایران شده است. بلافاصله بعد از نشر این خبر در رسانه ها، وزارت خارجه عربستان بیانیه داد و این خبر را تکذیب کرد.



حال باید از آقای ظریف پرسید وقتی سعودی ها حتی در حد و اندازه یک خبر هم حاضر نیستند بهبود روابط با ایران را بپذیرند و عادل الجبیر وزیر خارجه جدید عربستان در کنفرانس خبری با جان کری به اتهاماتش علیه ایران ادامه می دهد، چرا با تبریک گفتن نابجا ، غرور و شخصیت و عظمت مردم ایران را لگدمال می کنید؟ دیگر قرار است چه بلایی بر سرتان بیاورند تا به خود بیایید و کمی به رگ غیرتتان بربخورد؟!

معلوم نیست باید چقدر هزینه دهیم تا سیاسیونی که تا دیروز، عربستان را می ستودند و امروز تازه متوجه شده اند که عربستان در خدمت استکبار است بیدار شوند و بفهمند آمریکایی که امروز برای مذاکره و رابطه با آن دست و پا می زنند و خواستار تعامل سازنده با آن هستند عهدشکن و بی ادب و مکار است نه مودب و باهوش و قابل اعتماد؟!

باید چقدر هزینه دهیم تا سیاسیون خوشبین و خوش خیال بفهمند آمریکا از لبخند و خوش و بش کردن بعضی ها حساب نمی برد بلکه از نیروی ایمان و اقتدار و صلابت سلحشورانی حساب می برد که خواب های داعش را پریشان کردند.

اگر بنا بود آمریکا با لبخند و مکالمه تلفنی و دست دادن و قدم زدن از ایران حساب ببرد که شاه ملعون ،همه این کارها را بهتر از سیاستمداران ایرانی بلد بود اما لبخندهایش به آمریکا،نتیجه ای جز نوکری آمریکا در بر نداشت!

چقدر باید هزینه دهیم تا برخی سیاسیون ساده اندیش و دیرفهم ، بتوانند پنجه چدنی اوباما را از زیر دستکش مخملی اش ببینند؟!


پی نوشت:

سعودی ها چون خودشان را در برابر قدرت منطقه ای ایران ضعیف می بینند سعی می کنند در توهماتشان ،خودشان را بزرگ و مهم جلوه دهند. مثلا چند سال پیش وقتی عادل الجبیر سفیر عربستان در آمریکا بود ادعا کرد که ایران می خواسته او را ترور کند. اخیرا هم سعودی ها ادعا کردند که ایران می خواسته سفیرشان در لبنان را ترور کند....آخه بگو مورچه چیه که کله پاچش باشه! عربستان کیه که سفیرش اهمیت داشته باشه!

مضحک تر اینکه سعودی ها ادعا کردند برای مقابله با انصارالله یمن همه گزینه ها روی میز است!...آخه بگو آمریکا با اون همه ادعا، با گفتن گزینه ها روی میز است چه کاری تونست بکنه که نوکرش بخواد بکنه!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عربستان، آمریکا، سیاست خارجه، وزیر خارجه عربستان، سعودی ها، ظریف، هاشمی،
ارسال در تاریخ شنبه 19 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
اینکه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در زمان مرخص شدن از بیمارستان، لازم دیدند که بلافاصله پاسخ یاوه گویی و دروغ پردازی آمریکایی ها را بدهند حاکی از دو نکته مهم است.

اول اینکه دروغ پردازی های دشمن نباید بی پاسخ باقی بماند و مسئولین کشور وظیفه دارند با پاسخ سریع و قاطع ، دشمن را در موضع انفعال قرار دهند.

دوم اینکه اگر رئیس جمهور و وزیر امور خارجه به این وظیفه عمل کرده بودند مقام معظم رهبری لازم نمی دیدند که در اولین مصاحبه بعد از عمل جراحی و در بیمارستان ،پاسخ دروغ پردازی آمریکایی ها را بدهند.

اگر آقای ظریف و آقای عراقچی ،صریح و قاطع جواب جان کری و وندی شرمن را می دادند مقام معظم رهبری (مدظله العالی) مجبور نمی شدند با اشاره به درخواست قبلی آمریکایی ها بفرمایند:

« همان روزهای اولی که مسئله داعش در عراق پیش آمد، آمریکایی ها به وسیله سفیرشان از سفیر ما در عراق درخواست کردند که بیایید بنشینیم درباره داعش با هم هماهنگی کنیم. سفیر ما این را منعکس کرد، بعضی از مسئولین ما هم حرفی نداشتند؛ من مخالفت کردم. گفتم در این قضیه ما بخصوص با آمریکا همراهی نمی کنیم، چون این ها خودشان دستشان آلوده است؛ در این قضیه ما چطور بیاییم با کسانی که دستشان آلوده است و نیتشان آلوده است همکاری کنیم؟ بعد از آن هم همین آقای وزیر خارجه ای (جان کری) که این حرف را آمد جلوی چشم همه دنیا پشت دوربین گفت که « ما از ایران همکاری نمی خواهیم» همین ایشان شخصا از آقای دکتر ظریف درخواست کرده بود که بیایید ما در این قضیه همکاری کنیم، دکتر ظریف رد کرد. معاون او هم از آقای عراقچی در مذاکراتش درخواست کرده بود که بیایید ما همکاری کنیم؛ این ها رد کردند. بعد از آنکه آنها رد کردند و ما صریحا گفتیم در این قضیه با شما همکاری نمی کنیم حالا می گویند ما ایران را نمی خواهیم وارد کنیم!»

باید همانطور که جان کری در جلوی چشم جهانیان دروغ می گوید آقای ظریف نیز در جلوی چشم جهانیان ،صریح و قاطع جواب دروغ پردازی های جان کری را بدهد و دشمن را در موضع انفعال قرار دهد نه اینکه با سکوت خود بر حرف آمریکایی ها صحه بگذارد. اگر مقام معظم رهبری شخصا پاسخ دروغ پردازی آمریکایی ها را نمی دادند و آنها را رسوا نمی ساختند آیا دستگاه دیپلماسی کشور هنوز هم می خواست به سکوت خود ادامه دهد تا جهانیان دروغ آمریکا را باور کنند و تصور کنند که این آمریکاست که ایران را به ائتلاف راه نمی دهد؟!

اگر آقای روحانی نیز همانقدر که در برابر منتقدان دولتش، زودرنج است و خود را ملزم به پاسخگویی به نقد منتقدان می داند نسبت به یاوه گویی های آمریکایی ها نیز واکنش نشان می داد و سریع وارد عمل می شد هیچ گاه مقام معظم رهبری لازم نمی دیدند که در اولین فرصت بعد از مرخص شدن از بیمارستان ،سکوت و انفعال برخی مسئولین و دستگاه دیپلماسی کشور را با پاسخ صریح و قاطع خویش جبران نمایند.

 آقای روحانی همانطور که می گوید در مقابل تخریب گران دولت ساکت نمی نشیند باید در مقابل سخنان تخریب گرانه اخیر مسئولین آمریکایی نیز سکوت نمی کرد و سریع واکنش نشان می داد و حتی می توانست با ادبیات خودش ،خطاب به آمریکایی هایی که به دروغ می گویند ایران را در ائتلاف شرکت نخواهیم داد بگوید:
« هر جا اسم ایران می آید آمریکایی ها می گویند ما می لرزیم ...به جهنم...بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید...خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، روحانی، ظریف، سیاست خارجه، آمریکا، داعش،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 26 شهریور 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic