تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر سوریه
شب ها چند ساعت بیشتر نمی خوابید و به نیایش با پروردگار مشغول بود تا خداوند گره ها را باز کند. تکفیری ها بخش اعظمی از سوریه را به تصرف خود در آورده بودند و دولت بشار اسد را در چند قدمی سقوط می دیدند. بسیاری از مسئولین و مقامات ایرانی نیز ، کار بشاراسد را تمام شده می دانستند و مقاومت را بیهوده.

اما حاج حسین فقط امیدش به خدا بود و تنها دلگرمی اش فرمایش رهبر معظم انقلاب بود که خواستار بقای دولت سوریه بودند و با توصیه به صبر و ایستادگی می فرمودند سوریه مثل مریضی می ماند که خودش نمی داند مریض است، باید به او بگویید که مریض است. دکتر نمی رود، شما باید ببریدش. دکتر که برود می گوید دارو نمی خواهم، دارو باید بنویسید برایش. نمی رود دارو را بگیرد باید برایش دارو بگیرید. دارو را نمی خورد باید دارو را به خوردش بدهید و به آن نظارت هم داشته باشید.

و اینگونه شد که سردار همدانی همراه با دیگر مدافعان حرم در سوریه ماندند و مقاومت کردند تا باز هم ثابت شود که تنها راه پیروزی، مقاومت است.
و خدای خرمشهر، حلب را آزاد کرد و فردا مسجدالاقصی و مسجدالحرام را نیز آزاد خواهد کرد.



آزادی حلب و نقض برجام!
خداوند این دو حادثه را با فاصله ای اندک، جلوی دیدگان ما قرار داد تا شاید ایمانمان تقویت شود.
در یکی امید به خدا موج می زند و در دیگری امید به کدخدا!

و خداوند قسم یاد کرده است که هر کس به غیر او امید داشته باشد ناامیدش خواهد کرد.
و ناامید شدند آنان که می گفتند اگر کدخدا را ببینیم تمام مشکلات حتی آب خوردن هم حل می شود.

آنان که برای حل مشکلات ، دل را به مکالمه تلفنی با اوباما خوش کرده بودند ؛ دیدند که هنوز ترامپ از راه نرسیده، برجام به گونه ای در جلوی چشمانشان نقض شد که مجبور شدند از آفتاب تابان و سیب و گلابی چشم بپوشند و آن را نقض فاحش بنامند و اوبامای مودب و باهوش حتی حاضر نشد به اندازه یک وتو برای آنان ارزش قائل شود.

آنان که به درخواست آمریکا، کشتی کمک رسان به مردم مظلوم یمن را به جیبوتی فرستادند، دیدند که چگونه همان کشور ذره بینی تحویلشان نگرفت و قطع رابطه کرد.

آنان که برای رضای پیرزن انگلیسی، رضای خدا را زیر پا گذاشتند و پوشش نامتعارف نخست وزیر انگلیس را پذیرفتند و لبخند زدند، دیدند که چگونه همان پیرزن برای آنها شاخ و شانه کشید و توهین کرد.

آنان که برای رضای آمریکا و فرانسه حاضر شدند در برابر اهانت به وجود مقدس پیامبر اسلام (ص) مماشات به خرج دهند و با جان کری قدم بزنند و برای دیدار با مقامات فرانسوی سر از پا نشناسند؛ دیدند که چگونه همان مقامات با بی مهری به هیجان آنان پاسخ دادند.

این است عاقبت دل بستن به کدخدایی که بزرگترین دشمن خداست.

اما آنان که دل در گرو خدا داشتند و جز به خدا امید نبستند مقاومتشان نتیجه داد و امروز به جای تیترهایی که رسانه های عربی می نوشتند « امروز سوریه، فردا ایران» ؛ باید نوشته شود « امروز حلب، فردا بیت المقدس»

البته باید مراقب بود سرنوشت پیروزی های جبهه مقاومت به دست کدخدا باوران نیفتد. حواسمان باشد روزگاری نه چندان دور، پیروزی های هسته ای را جشن گرفتیم اما زمانی که سررشته کار به دست برجام آفرینان افتاد دستاوردهای هسته ای بر باد رفت.

آزادسازی حلب، کابوس آمریکا بود که تعبیر شد و ما این پیروزی را در درجه اول تبریک می گوییم به آقا و مولایی که تنها یاور و راهنمای حضرت سید علی بود؛
به او که اصلی ترین مدافع حرم بود و تک تک مدافعان حرم را می شناسد؛
به او که در سخت ترین شرایط یاریگر حاج قاسم و ابووهب بود؛
به او که در غربت خان طومان، بر مظلومیت شهدا اشک ریخت؛
به او که همه مدافعان حرم از فاطمیون و زینبیون و حیدریون و...به عشق او فریاد سر می دادند « لبیک یا زینب»
به او که روزی جهان را از سیطره ظلم آزاد خواهد کرد...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: سوریه، آزادی حلب، امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، سردار همدانی، سردار سلیمانی، برجام،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 آذر 1395 توسط عقل کل
خیلی ها وقتی خبر شهادتش را شنیدند بغضشان شکست و گریه کردند. مسئولین و شخصیت های مختلف نیز دست به قلم شدند و پیام تبریک و تسلیت فرستادند. اما برخی از همان افرادی که امروز به مناسبت شهادت سردار سرتیپ پاسدار حسین همدانی پیام فرستادند از کسانی بودند که در گذشته با اقداماتشان، خون به دل سردار کرده بودند.

ظریف یکی از کسانی بود که در همان ساعات نخستین ،پیام داد؛ اما ای کاش شهادت این سردار بزرگوار، ظریف را بیدار سازد و رویه اش را تغییر دهد. رویه ای که باعث شده بود قلب سردار همدانی از شنیدن خبر قدم زدن ظریف و جان کری به درد بیاید و بگوید: « مگر می شود با آمریکایی ها قدم بزنیم و انتظار داشته باشیم که شهدا ما را شفاعت کنند و قطعا شهدا به خاطر انجام این کار ما را محاکمه خواهند کرد.»

روحانی هم پیام فرستاد اما ای کاش او هم با شهادت سردار ؛دست از سهل اندیشی بردارد و به راه امام برگردد و آمریکا را شیطان بزرگ ببیند نه کدخدای جهان که باید با او معامله کرد!
سهل اندیشی روحانی باعث شده بود که سردار همدانی با انتقاد و ابراز نگرانی از سیاست خارجه دولت بگوید: « رابطه ایران و آمریکا همچون رابطه گرگ و میش است. امروز تمام ابهت ابرقدرتی دشمن شکسته شده اما با یکسری از کارها این ابهت در حال بازگشت است.»

هاشمی هم پیام داد اما او هم در فتنه 88 با موضع گیری های نادرست و نقش فعال خود و فرزندانش ،در آتش فتنه دمید و دل سردار شهیدمان را خون کرد.

 سردار همدانی نقش کلیدی در مبارزه با عناصر فتنه گر و ایجاد آرامش در کشور داشت و حتی توانست با مدیریت درست و دلسوزانه خود، برخی از افراد معترض را به مدافعان انقلاب تبدیل نماید.

او سر سازش با فتنه گران نداشت و معتقد بود «رهبران فتنه مثل کروبی و میرحسین اگر تبرئه بشوند حتما خداوند متعال و این هایی که شهید و جانباز و مجروح شده اند هرگز رضایت نخواهند داد» و می گفت « موسوی و کروبی متهمان اصلی این ماجرا هستند و حداقل مجازات برای این ها اعدام است.»

سردار همدانی در همان زمان که هاشمی ،بشار اسد را رفتنی می دانست و با سخنان نسنجیده اش محور مقاومت را تضعیف می کرد، خواستار بقای بشار اسد بود و می گفت «اطاعت پذیری بشار اسد از رهبر انقلاب بیشتر از برخی دولتمردان ماست.»

سردار بی ادعای ایرانی ، برخلاف خیلی از سیاستمداران و حزب گرایان که روزنامه ها و سایت ها را قرق کرده اند هیچ سهمی از رسانه ها و روزنامه ها نداشت و تنها بعد از شهادتش از او سخن گفتند؛ در حالی که اگر او نبود دمشق سقوط می کرد و حرم عقیله بنی هاشم در اسارت شیطان قرار می گرفت. او بود که آبروی شیعیان را خرید و با دفاع از حرم حضرت زینب(س) نگذاشت شیعه ،شرمنده امام زمانش شود.

و سرانجام بعد از سالها مجاهدت در جبهه های دفاع 8 ساله و نبرد با داعشی های ایران در دفاع هشت ماهه، به دست داعشی های سوریه به شهادت رسید و به یاران شهیدش پیوست.



پی نوشت:

سردار همدانی از قول آیت الله بهاء الدینی گفته بود: «هر کس هر روز زیارت عاشورا بخواند همه گره هایش باز می شود.».
 هدیه به روح مطهر سردار شهید همدانی یک زیارت عاشورا قرائت فرمایید.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سردار همدانی، سوریه، داعش، شهادت، ظریف، هاشمی، فتنه 88،
ارسال در تاریخ شنبه 18 مهر 1394 توسط عقل کل
زمانی که وزیر خارجه سابق آمریکا به بیش از صد کشور سفر کرد تا تشکیل داعش را رقم بزند قتل آیلان را امضا کرد.

زمانی که فرانسه و انگلیس با کمک های مالی و نظامی و اطلاعاتی در کنار ایالات متحده آمریکا ،از گروه های تروریستی تکفیری در سوریه حمایت کردند نقشه قتل آیلان را کشیدند.

پدر و مادر آیلان سال ها بود که در امنیت در سوریه زندگی می کردند که به یکباره آمریکا، تروریست های تکفیری را به جان مردم سوریه انداخت و ترکیه و عربستان و قطر هم ،جان مردم سوریه را بازیچه آمال و آرزوهای فاسد خود قرار دادند و حال و روز کشوری که ادیان مختلف در کنار هم با آرامش زندگی می کردند به اینجا رسید که بر طبق آمار کمیساریای عالی امور پناهندگان سازمان ملل ،تاکنون یازده میلیون سوری آواره شده اند.

داعش پدیده ای ساخت آمریکاست که بلای جان مردم سوریه و عراق شده است و همچون غده سرطانی اسرائیل ،باید جلوی رشد آن گرفته شود.

اگر آمریکا برای حفظ امنیت اسرائیل، نقشه تشکیل داعش را نکشیده بود ،امروز آیلان و برادرش در کنار پدر و مادر خود در آرامش زندگی می کردند و مجبور نمی شدند از کوبانی آواره شوند. مجبور نمی شدند از کانادا تقاضای پناهندگی کنند و تقاضایشان رد شود. مجبور نمی شدند سوار قایق شوند و خطر غرق شدن را به جان بخرند تا شاید بتوانند به یکی از کشورهای اروپایی پناهنده شوند.



اگر امروز جسد بی جان آیلان در سواحل ترکیه پیدا شد تا نماد مظلومیت هزاران آواره ای باشد که نمی دانند به کجا پناه برند، دیروز هم شاهد جنازه غرق خون کودکان سوری و عراقی بودیم که سر از بدنشان جدا شد یا زنده سوزانده شدند!

اگر امروز روزنامه ها و خبرگزاری های جهان برای پسربچه کرد سوری دلسوزی می کنند باید از خود بپرسند آیلان را چه کسی به کشتن داد؟

اگر امروز برخی از روزنامه های زنجیره ای در ایران نیز تصویر آیلان را در صفحه اول خود چاپ می کنند باید از قاتلان آیلان نیز ابراز بیزاری کنند؛ نه اینکه یک روز در سوگ آیلان سه ساله بنشینند و روزی دیگر برای قاتلان آیلان تیتر بزنند و چهره شنیع آمریکا و انگلیس و فرانسه را بزک کنند!

کسی که دلش برای آیلان و هزاران کودکی می سوزد که به خاطر ظلم و جنایت داعش و تروریست های تکفیری ،معصومانه جان می دهند باید فریادش مرگ بر قاتلین این کودکان نیز باشد . پس به حکم انسانیت فریاد سر می دهیم: مرگ بر شیطان بزرگی که کودکان را در سوریه و عراق و یمن و غزه به کشتن می دهد. مرگ بر آمریکا.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آیلان، کوبانی، سوریه، داعش، آمریکا، روزنامه های زنجیره ای، مرگ بر آمریکا،
ارسال در تاریخ یکشنبه 15 شهریور 1394 توسط عقل کل
سلام و درود بر شیعیان «نبل» و «الزهرا»
سلام بر مردمانی که چهار سال است در محاصره اند اما کم نیاورده اند.
نه بارش مکرر موشک و خمپاره توانسته است از اراده راسخ آنان بکاهد و نه قطع برق و کمبود آب و مواد غذایی توانسته است آنان را از مقاومت دلسرد نماید.

سلام بر مردمانی که تروریست های تکفیری و ترکیه و آمریکا و عربستان، دست به دست هم دادند و نقشه کشیدند تا مقاومتشان را بشکنند اما نتوانستند.

سلام بر جوانان مقاومی که همچون جوانان حزب الله لبنان و بسیجیان دلاور ایران، آرزوی شهادت دارند و از مبارزه خسته نمی شوند. جوانانی که به طرفداری از بشار اسد و سید حسن نصرالله و جمهوری اسلامی ایران شهره اند و ارتش سوریه نیز ،بخشی از زبده ترین نیروهایش را از بین آنها انتخاب می کند.

سلام بر شیعیانی که خاری شده اند در چشم تروریست های تکفیری، تروریست هایی که در کمین نشسته اند تا مقاومت مردم را بشکنند و کینه های انباشته در قلبشان را بر سر آنها خالی کنند و قتل عامی فجیع به راه اندازند. تروریست هایی که از هیچ اقدامی برای شکستن مقاومت این مردم دریغ نکرده اند ،ده ها نفر از اهالی این مناطق اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و سالخورده را ربوده و یا سر بریده اند و یا تحت شدیدترین شکنجه ها قرار داده اند. تروریست هایی که بالگردهای حامل مواد غذایی را که توسط ارتش سوریه برای مردم این مناطق از طریق هوا ارسال می شود با سامانه های موشکی ساخت آمریکا مورد حمله قرار می دهند تا غذا به اهالی این مناطق نرسد، حتی مواد غذایی آلوده به سم را به صورت قاچاق از ترکیه به سوی این مناطق می فرستند تا اهالی آن را مسموم نمایند که به طور مثال در یک مورد منجر به مرگ دختربچه ای بر اثر خوردن چیپس آلوده به آرسنیک شد.

سلام بر مردمانی که وقتی عرصه بر آنان تنگ شد و در زمینه مواد غذایی در مضیقه قرار گرفتند حتی مجبور شدند از برگ درختان و گیاهان صحرایی تغذیه کنند اما آرزوی تسلیم شدن را بر دل تکفیری ها گذاشتند.

سلام بر شیعیانی که از کربلا ، درس راستین مقاومت آموختند نه درس دروغین مذاکره و سازش! سلام بر شیعیانی که هر روز دارند در عمل ثابت می کنند که «هیهات منا الذله».



و سلام بر شیعیان «فوعه» و «کفریا»
بر آنانی که چهار ماه است تحت شدیدترین محاصره قرار گرفته اند و همچون خواهران و برادران خود در «نبل» و «الزهرا» در برابر تروریست های تکفیری ایستاده اند و از مقاومت دست نکشیده اند.

سلام بر شیعیانی که تروریست های تکفیری هر گاه در برابر ارتش سوریه و حزب الله لبنان (در قلمون و زبدانی و...) شکست می خورند به تلافی آن شکست، حمله به شیعیان این مناطق را تشدید می کنند.

سلام بر مردمانی که صدای مظلومیت آنان شنیده نمی شود و در رسانه های خبری جهان سانسور می شوند و مجامع و سازمان های بین المللی مدعی حقوق بشر، اسمی از آنان نمی برند اما ملائکه آسمان و زمین ،هر روز مقاومتشان را تحسین می کنند.

کاش می شد ذره ای از غیرت و حمیت و شجاعت و مقاومت شیعیان نبل و الزهرا و فوعه و کفریا را به کسانی تزریق کنیم که این روزها خواب بازگشایی جاسوسخانه شیطان بزرگ در ایران را می بینند و از همین حالا در فکرند که شام و ناهارشان را در مک دونالد سفارش دهند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سوریه، نبل، الزهرا، فوعه، کفریا، شیعیان، تروریست های تکفیری،
ارسال در تاریخ جمعه 30 مرداد 1394 توسط عقل کل
امروز که نیروهای مقاومت در سوریه به نزدیک ترین نقطه تماس با اسرائیل در جولان اشغالی رسیده اند و تلویزیون رژیم صهیونیستی، هراسان این سوال را مطرح می کند که « آیا ایرانی ها با بیرون راندن شورشیان(تروریست های تکفیری)، مرز جولان را به یک جبهه باز علیه اسرائیل تبدیل خواهند کرد؟ »

امروز که توطئه های کشورهای غربی و عربی در سوریه نقش بر آب شده است و همگان از نقش ایران در بقای حکومت سوریه سخن می گویند

امروز که آوازه سردار قاسم سلیمانی همه جا پیچیده است و حتی آمریکا که اسم سردار سلیمانی را در چارچوب تحریم ایران در راس فهرست تحریم های وزارت خزانه داری خود قرار داده بود از زبان وزیر امور خارجه و همچنین رئیس سابق سیا ،آرزوی دیدار با حاج قاسم را در دل می پروراند اما حاج قاسم به آنها افتخار ملاقات نمی دهد

امروز که اوباما هم فهمیده است بدون ایران نمی تواند نقشی در تحولات منطقه داشته باشد و برای جبران شکست هایش تصمیم می گیرد با نوشتن نامه به مقام معظم رهبری(مدظله العالی) و دعوت از ایران برای شرکت در ائتلاف ساختگی ضد داعش ، به پاکسازی چهره خود در حمایت از تروریست ها بپردازد تا شاید از این راه بتواند در پیروزی های حاج قاسم و جبهه مقاومت سهیم شود و برای خود کسب آبرو کند

امروز که تروریست های تکفیری در سوریه و عراق تضعیف گشته اند و حاج قاسم برای پایان عمرشان خط و نشان می کشد

امروز که در پرتو دلاوری ها و فرماندهی سردار قاسم سلیمانی ،ده ها و صدها حاج قاسم در عراق و سوریه و لبنان و یمن تربیت شده اند و جبهه مقاومت قوی تر از هر زمان دیگر است

امروز یادمان نرود دیروز را !

یادمان نرود دیروز که حاج قاسم داشت نیروهای دفاع وطنی را در سوریه سازماندهی می کرد و مردم و ارتش سوریه را به مقاومت در برابر تروریست های تکفیری تشویق می نمود عده ای با زبان و قلمشان ، حمایت از سوریه را بی فایده و هزینه بر می دانستند و می گفتند کار سوریه تمام شده است و باید دست از بشار اسد کشید و کوتاه آمد

یادمان نرود دیروز که رزمندگان مقاومت و حاج قاسم برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم سر از پا نمی شناختند و خواب را به چشمشان حرام کرده بودند ؛بعضی ها سخنرانی می کردند و به جای اینکه حامی و یاور حاج قاسم و جبهه مقاومت باشند و به رزمندگان مقاومت روحیه بدهند در عوض با کلام بیجا ، همان اتهامات دشمن را علیه سوریه تکرار می کردند و آب به آسیاب دشمن می ریختند

یادمان نرود بعضی از همین افرادی که امروز حاج قاسم را می ستایند دیروز با قلم و زبانشان پشت حاج قاسم را خالی کردند و در مسیر آرمان های جبهه مقاومت سنگ اندازی کردند.

اصولا بعضی افراد یاد گرفته اند در غم ها و شکست ها و سختی ها ،خودشان را کنار بکشند و فقط نق بزنند و در پیروزی ها ،خودشان را سهیم بدانند. در صدر اسلام هم از این گونه افراد کم نبودند ؛قرآن در مورد آنها فرموده است: « و ان منکم لمن لیبطئن فان اصابتکم مصیبة قال قد انعم الله علی اذ لم اکن معهم شهیدا، و لئن اصابکم فضل من الله لیقولن کان لم تکن بینکم و بینه مودة یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما »

اما حاج قاسم کم حرف بود و پر کار و آرمان هایش را در عمل ثابت می کرد ،

گام هایش چنان استوار بود که موج بی مهری ها و سنگ اندازی ها ،نتوانست ذره ای در اراده و عزم راسخش تزلزل ایجاد نماید،

گام هایی که آموخته اند قدم های خود را تنها با قدم های ولایت ،تنظیم نمایند باید هم محکم و استوار باشند،

گام هایی که تنها به قدم زدن با ولایت ،افتخار می کنند باید هم بتوانند داعش را له کنند.






طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سردار سلیمانی، حاج قاسم سلیمانی، سوریه، عراق، جبهه مقاومت، تروریست های تکفیری،
ارسال در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393 توسط عقل کل
اینجا نه نژاد مطرح است ، نه زبان و نه حتی وطن
فرقی ندارد لبنانی باشی یا عراقی یا افغانی یا ایرانی یا اهل هر نقطه از این کره خاکی
اینجا فقط آرمان و عقیده است که همه را دور هم جمع نموده تا پاسدار حرم آل الله باشند و راه را بر سپاهیان یزید ببندند

وقتی قرار باشد شیعیان مهدی(عج) ،قیام جهانی آخرالزمان را رقم بزنند شرطش کسب آمادگی است و کسب آمادگی نیاز به تمرین دارد
باید مانوری بر پا شود تا شیعه یاد بگیرد چگونه از هر جا و مکانی، دل را از روزمرگی های زندگی جدا کند و خود را به حجاز برساند

و این مانور یاران مهدی(عج) است که در دمشق برپا شده است؛ آن هم نه با دشمن فرضی بلکه با دشمن واقعی.
 در این مانور ،شیعه تمرین می کند تا خود را از عراق و ایران و لبنان و افغانستان و هر نقطه ای از زمین که در آن ساکن است به زینبیه دمشق برساند و در دفاع از حرم عمه سادات با حرامیان سفیانی بجنگد
شیعه خود را به دمشق می رساند تا بیاموزد آن گاه که ندای «انا المهدی» را از کنار کعبه شنید چگونه لبیک گویان ،خود را به حجاز برساند

اما چرا دمشق؟
این چه سری است که یاران مهدی(عج) را به مانور دمشق می آزمایند؟
شاید راز آن را  باید در زیارت ناحیه جستجو کرد ،آنجا که مولایمان فرمود: «در هر صبح و شام بر تو ندبه می کنم و به جای اشک بر تو خون می گریم از سر سوز و حسرت و تاسف بر مصیبت هایی که بر تو وارد شد تا آن زمانی که به سبب این سوز غم و غصه طاقت فرسا و اندوه فراوان جان سپارم.»
و آن گاه که از حضرت سوال شد: این چه مصیبتی است که بر آن خون گریه می کنید؟ فرمود: « اسارت عمه ام زینب(س)»

 برای کسب آمادگی بیشتر ، مانور را در سخت ترین شرایط برگزار می کنند و چه چیزی سخت تر از اسارت عمه سادات ،دل امام عصر(عج) را به درد آورده است و چه جایی چون شام ، زخم بر دل مجروح امام سجاد (ع) نهاده است که فرمود: « امان از شام! شام! شام!»
شیعه باید امتحان دهد تا روشن شود آیا آنقدر آمادگی و توانایی کسب نموده است که دیگر اجازه ندهد زینب(س) به اسارت رود

و اینجا گرداگرد بارگاه مطهر عقیله بنی هاشم ، مدافعان حرم جمعند
می جنگند و سر می دهند و قطعه قطعه می شوند تا قرار دل بی قرار مولایشان باشند

و سلام بر مدافعان حرم
سلامی از جنس همان سلامی که هر روز بعد از گریه بر حسین علیه السلام بر زبان مولایمان مهدی(عج) جاری می شود
سلام بر مدافعان حرم...
سلام بر مدافعان حرم...




وقتی گرفتی روی دوش خود سلاحت
دریای غیرت موج می زد در نگاهت

آن دم که رفتی مادرت آهسته می گفت
دست علمدار حسین پشت و پناهت



طبقه بندی: حرف دل، 
برچسب ها: سوریه، مدافعان حرم، حضرت زینب(س)، حضرت مهدی(عج)، شیعه،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ