بعد از پیروزی بر یهود بنی نضیر و کسب غنایم ، پیامبر صلی الله علیه و آله به انصار دو پیشنهاد داد و فرمود: اگر مایل هستید اموال و خانه هایتان را با مهاجران تقسیم کنید و در این غنایم با مهاجران شریک شوید و اگر می خواهید اموال و خانه هایتان از آن شما باشد و از این غنایم چیزی به شما داده نشود. انصار گفتند: هم اموال و خانه هایمان را با آنها تقسیم می کنیم و هم چشمداشتی به غنایم نداریم و مهاجران را بر خود مقدم می شمریم.

خداوند ایثار و از خودگذشتگی انصار را ستود و آیه 9 سوره مبارکه حشر در حق آنان نازل شد و فرمود: «و کسانی که پیش از آمدن مهاجران در دیار خویش بوده اند و ایمان آورده اند و آنهایی را که به سویشان مهاجرت کرده اند دوست می دارند و در دل احساس حسد نمی کنند و دیگران را بر خویش ترجیح می دهند هر چند خود نیازمند باشند و آنان که از بخل و حرص درامان مانده باشد رستگارانند.»

روحیه ایثارگری انصار به حدی بود که بر سر جا دادن یک مهاجر در خانه هایشان  بر یکدیگر سبقت می گرفتند و بر طبق فرمایش قرآن ، نسبت به آنچه به مهاجرین داده شد و به انصار داده نشد حتی در دل نیز احساس نیاز نکردند هر چند گاهی خود آنها نیز نیازمند بودند. این بسیجی های صدر اسلام ، هر کجا که پیامبر فرمان داد آماده بودند و استقامت کردند و عده ای به شهادت رسیدند تا پایه های حکومت اسلامی در مدینة النبی استوار گشت.

اما بعد از رحلت پیامبر (ص) ، انصار با آن همه سوابق درخشان ،به ندای حق طلبی حضرت زهرا سلام الله علیها ، پاسخ مثبت ندادند با اینکه توانایی این کار را داشتند .حضرت زهرا (س) در خطبه ای که ایراد کردند به طور ویژه ، انصار را مورد خطاب قرار داده و فرمودند:

« ای جوانمردان! ای بازوان ملت و پاسداران اسلام! شما را چه شده که در باز گرفتن حق من سستی روا می دارید؟ چرا دیده بر هم نهاده اید و از ستمی که بر من روا می دارند تغافل می ورزید؟...چه با شتاب به بیراهه رفتید ، حال آنکه بر استحقاق حقم توانایید ، نیروی کافی بر آنچه می گویم در اختیار شماست...فریاد استغاثه ام را می شنوید اما به فریادم نمی رسید، در حالی که به جهادگری توصیف شدید، به خیر و صلاح معروفید ، برگزیدگانی که انتخاب شده اید، بهترینی که گزینش شدید ، با اعراب مشرک جنگیدید ، رنج و سختی بسیاری به جان خریدید ، با ملل مختلف نبرد نمودید، با دلاوران آنان مبارزه کردید ، شما پیوسته همراه ما حرکت می کردید، فرمان می دادیم شما هم فرمان می بردید تا آسیای اسلام به محور وجود خاندان ما به حرکت و جنبش درآمد...و پایه های اسلام استوار گردید. پس چرا بعد از آن همه بیانات قرآن و پیامبر (ص) ، امروز حیران ماندید؟ و پس از آشکار شدن حق، آن را مخفی نمودید؟ پس از بستن پیمان ها آن را شکستید؟ بعد از ایمان به خدا، مجددا مشرک شدید؟

سپس حضرت زهرا (س) در ادامه خطبه ، دلیل این انحراف را بیان می کنند و می فرمایند: « به هوش باشید! چنین می بینم که به تن آسایی خو کرده ، عافیت طلب شده اید! کسی را که برای رهبری و اداره امور از همه شایسته تر بود کنار زدید و به تن پروری و آسایش در خلوت تن در دادید، آن زمان که گشایش در امور یافتید ، از سختی انجام مسئولیت به فراخنای زندگی بی دردسر ، روی آوردید ، سرانجام آنچه از ایمان و معرفت در درون داشتید بیرون افکندید

تن آسایی و عافیت طلبی، بلایی بود که مجاهدان و بسیجیان و پاسداران اسلام در زمان پیامبر(ص) را زمین گیر کرد . هر چند ثروت اندوزی و تجمل گرایی زمینه ساز عافیت طلبی است اما عافیت طلبی و تن آسایی، لزوما همراه با ثروت اندوزی نیست ؛ چه بسا افرادی که ثروت اندوز هم نبودند و زندگی معمولی داشتند اما عافیت طلب و تن پرور شدند و روحیه جهادی خود را از دست دادند و به دنبال زندگی بی دردسر رفتند و در بزنگاه نیاز اسلام به حضور در صحنه و دفاع از حق ، جا ماندند و بی تفاوتی اختیار کردند. 

نتیجه و طبیعت تن آسایی آن است که در ضمیر ناخودآگاه انسان ، تمایل به دنیا و عیش و نوش آن به وجود می آید و انسان گاهی حتی بدون اینکه متوجه باشد برای تامین تن آسایی خود ،رای و نظرش به سمت باطل کشیده می شود.(حتما دقت کرده اید که در انتخابات های مختلف نیز،افراد عافیت طلب معمولا به کاندیدایی رای می دهند که موید تن آسایی آنها باشد و عافیت طلبی آنها را برهم نزند و افراد جهادی نیز به کاندیدایی رای می دهند که موید روحیه جهادی آنها باشد.)

پ ن: بیایید امسال که شروع آن با یاد بانوی یگانه اسلام بوده است طوری برنامه ریزی کنیم که تا پایان سال خطبه حضرت زهرا (س) را حفظ کرده باشیم . روزی نیم خط هم حفظ کنیم تا پایان سال به اتمام رسیده است. از اولین اقدامات امام زمان (عج) بعد از ظهور ، انتقام گرفتن از قاتلین مادر بزرگوارشان است ؛ پس ما که خود را منتظر ظهور حضرت می دانیم باید در پاسداشت و حفظ کلام زهرای اطهر (سلام الله علیها) بیشتر بکوشیم.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: خطبه حضرت زهرا(س)، پیامبر (ص)، انصار مدینه، عافیت طلبی، سقیفه،
ارسال در تاریخ شنبه 17 فروردین 1392 توسط عقل کل

امت اسلام به سرنوشت سازترین پیچ تاریخ رسیده است. یک طرف چشمانی از غم فراق دردانه هستی می گرید و در طرف دیگر چشمانی پر از نیرنگ در انتظار است تا رسول رحمت ،دیده از جهان فروبندد و نقشه های آنان عملیاتی شود.

همان ها که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حدود دو ماه پیش در خطابه غدیر با عنوان (اصحاب صحیفه) به آنان اشاره کرده بود و اکثر مردم منظور حضرت را از این کلام نفهمیدند؛ آنجا که فرموده بود:

« ای مردم، بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند. ای مردم، خداوند و من از آنان بیزار هستیم. ای مردم ، آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش اند و چه بد است جایگاه متکبران. بدانید که آنان «اصحاب صحیفه» هستند، پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند.»

آری! پیامبر همه چیز را بیان کرده بود و هشدار های لازم را داده بود و حتی در روزهای آخر عمر مبارکشان در روایتی جگرسوز فرموده بود: «فتنه ها همچون پاره های شب ظلمانی ، پی در پی در می رسند.» اما تنها تعداد اندکی منظور پیامبر را فهمیدند و این رسم رهبران الهی است که همه چیز را برای مردم بیان می کنند اما اگر مردم نکته سنج نباشند و اشاره رهبر در کلامش را نفهمند و به خودشان حتی زحمت ندهند که در کلامش تدبر کنند و عمق سخنش را بفهمند سقیفه ها رقم خواهد خورد!

حال، عده ای بر خلاف دستور پیامبر (ص) در سپاه اسامه هم شرکت نکرده اند و توصیه های دلسوزانه پیامبر نه تنها در آنها اثر نکرد بلکه مورد لعن پیامبر هم قرار گرفتند ؛اما ماندند تا نقشه هایشان را به اجرا درآورند. و این نشان می دهد که امت اسلام تا وقتی تکلیف خواصی که در مقابل دستور رهبری سرپیچی می کنند را روشن نکند هر لحظه باید در انتظار یک حادثه بود. اطاعت مشروط از رهبری ، بلایی است که نه تنها خواص بلکه به تدریج جامعه را به سقوط می کشاند.

اطاعت از پیامبر و رهبری صالح جامعه اسلامی، باید محض باشد و مطلق ، اگر خودت را درگیر اما و اگرها کنی ، روزی این اما و اگر ها سنگ هایی می شود بر سر راهت که هر آن ممکن است مسیر هدایتت را سد کند و تو را به زمین بزند. و چه بسیار افرادی که در طول تاریخ با اما و اگرها و شرط هایشان سقوط کردند. یکی می گفت از پیامبر اطاعت می کنم اما اگر سخنش به ضررم تمام نشود. اما اگر حرف دلخواه مرا به زبان آورد، اما اگر از علی حمایت نکند، اما اگر از من تعریف کند ، اما اگر به جای علی مرا انتخاب کند و...

وقتی مردم در قبال نافرمانی خواص از رهبری جامعه، سکوت می کنند و گاه با آنان همراهی می نمایند کار به اینجا می رسد که پیامبر خاتم (ص) حتی نمی تواند بر روی کاغذی کلامش را بنویسد و حتی ابایی ندارند که در حضورش جسارت کنند و بگویند« هذیان می گوید!». اگر بخواهید احترام خواص نافرمان را در جامعه حفظ کنید باید منتظر سقیفه ها باشید!




طبقه بندی: حرف حساب،  تلنگر، 
برچسب ها: پیامبر اعظم (ص)، اصحاب صحیفه، سقیفه،
ارسال در تاریخ جمعه 22 دی 1391 توسط عقل کل

بعد از رحلت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم) ، کودتاگران سقیفه با شتاب برای غصب خلافت اقدام کردند ، این شتاب و عجله برای تصاحب خلافت تا آنجا بود که هیچ کدام از ابوبکر و عمر و عایشه در دفن رسولخدا شرکت نداشتند! به طوری که عایشه می گوید :« ما از دفن پیامبر آگاه نشدیم مگر آن گاه که صدای بیل ها را شنیدیم». این غاصبان خلافت ،برای کسب قدرت به جنایات فراوانی دست زدند که یکی از آن جنایات بزرگ ،حمله به خانه عصمت کبری حضرت زهرا(سلام الله علیها) است اما جنایات دیگری نیز در پرونده این غاصبان به ثبت رسیده است که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم:

1- پشتوانه و حامی مسلح باند کودتا ، قبیله وحشی و بدوی «بنی اسلم» است که به اقرار خود عمر در پیروزی کودتاگران نقش بسزایی داشت.طبری نقل می کند که قبیله بنی اسلم پس از ورود به مدینه چنان در کوچه ها تجمع کردند که کوچه ها جای گنجایش آنان را نداشت و عمر می گفت «همین که قبیله اسلم را دیدم به پیروزی یقین پیدا کردم.» گویا تر از این ، بیان شیخ مفید در کتاب(جمل) است. او از قول ابی مخنف نقل می کند که گروهی از اعراب بادیه بودند که برای تهیه آذوقه و خواروبار به مدینه داخل شدند، اما مردم مدینه به علت فوت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به آنان اعتنایی نکردند. آنان نیز با خلیفه جدید بیعت کردند و امر او را گردن نهادند. آن گاه عمر آنان را طلبید وبه ایشان گفت : در ازای بیعت با خلیفه رسول خدا آنچه نیاز دارید از خواروبار و آذوقه-بی هیچ عوضی- برگیرید و به سوی مردم درآیید و آنان را گرد آورید و وادار به بیعت کنید و هر که امتناع کرد بر سر و پیشانی اش بکوبید! راوی می گوید: به خدا قسم دیدم که آن قبیله بدوی در دم ، کمربندها را محکم کردند و دستارها بر گردن حمایل نموده و با چوبدستی به مردم حمله کردند و با آن محکم به مردم می زدند و آنان را به زور وادار به بیعت می کردند.

از این رو بعدها کودتاگران برای جبران این اقدام بزرگ کوشیدند اینان را از ننگ اعرابی بودن (جاهلیت و بدویت ) استثنا کنند ، عایشه به پاس خدماتی که به پدرش کردند از قول پیامبر در فضیلت آنها روایتی ساخت که آثار کذب بر خواننده آگاه پوشیده نیست.

2- سلمان و مقداد را آن گونه زدند ، که سلمان می گوید گردنم همچون غده ای ورم کرد! مقداد را آنچنان زدند که اگر علی علیه السلام به فریادش نرسیده بود و او را از زیر مشت و لگدهای آنان نجات نمی داد، جان باخته بود.شمشیر زبیر را شکسته و برسینه اش نشستند.

3- فجائه « ایاس بن عبدالله» صحابی رسول خدا را با برچسب ارتداد در حالی که دست و پایش را بسته بودند به درون آتش انداخته و زنده زنده سوزاندند. فجائه هر چه فریاد می زد من مسلمانم کسی نبود به فریاد او برسد. ابوبکر در لحظه های پایانی عمرش از چندین عمل خود بیش از بقیه اظهار پشیمانی می کرد که یکی همین کشتن فجائه بود. او می گفت: «ای کاش فجائه را در آتش نمی سوزاندم»

4- « بریده ی اسلمی» را با دستور عمر با ضرب و جرح از مسجد بیرون کردند، به سبب اینکه در مسجد به ابوبکر می گفت این حدیثی که تو از پیامبر نقل می کنی که نبوت و خلافت در یک نسل جمع نشود دروغ است و شما همان دو نفری هستید که رسول خدا به شما فرمود: خدمت علی بروید و به ولایت او بر مومنان تسلیم شوید و شما هم گفتید : آیا دستور خدا و رسول است؟ و حضرت هم فرمود: آری. بریده اسلمی می گفت شما دروغگویید و به خدا قسم در شهری که تو امیر آن باشی سکونت نمی کنم.پس آن گاه به دستور عمر او را کتک زدند و بیرونش انداختند.

5- « مالک بن نویره» را که به ابوبکر اعتراض می کرد که از منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله پایین بیا زیرا آنجا جایگاه علی علیه السلام است، زدند و از مسجد بیرون انداختند. همین اعتراض باعث شد که ابوبکر کینه او را به دل بگیرد و خالد بن ولید -فرمانده مشرکان دیروز- را برای قتل او اعزام کند. او هم در برخورد با قبیله مالک با وجود اعتراضی که به او شد، باز هم به پیش تاخت و با اینکه قبیله مالک شهادت دادند ، اذان گفتند، نماز خواندند اما خالد دست از بهانه جویی برنداشت تا با حیله ،مالک را فریب داد و هر چه مالک و دیگر اصحاب پیامبر که همراه خالد آمده بودند اصرار کردند که مالک را نزد ابوبکر بفرست( در حالی که در مواردی نظیر این افرادی را برای تعیین تکلیف نزد ابوبکر فرستاده بود و سرانجام برای رسیدن به همسر زیبای مالک ، همان شب او را به همراه چند تن دیگر گردن زد و به همسر او تجاوز کرد.) این خالد همان کسی است که ابوبکر او را سیف الله می نامید.خالد تا پایان خلافت ابوبکر به سمت فرمانده سپاه اسلام باقی ماند و در خلافت عمر به عنوان معاون(ابوعبیده) در شام فعالیت می کرد و وقتی مرد، عمر دستور داد زنان قبیله اش (بنی خزوم) را آورده تا برای خالد گریه کنند.

6- «حباب بن منذر» را به جرم اینکه در سقیفه در برابر ابوبکر شمشیر کشیده بود و خلافت او را قبول نکرده بود در همان سقیفه لگدکوبش کردند و دهانش را پر از خاک نمودند.

7- کشتار دسته جمعی قبایل یکی دیگر از جنایات غاصبان خلافت است. «زیاد بن زبید» از طرف ابوبکر به سوی قبایل مختلف می رفت و آنان را به اطاعت از ابوبکر می خواند ولی آنها او را با جواب هایی که خوش نداشت از خود می راندند، تا اینکه به مدینه رفت و ابوبکر را در جریان آنچه پیش آمده بود گذاشت. ابوبکر به شدت ناراحت شد و زیاد را با سپاهی چهار هزار نفری به سوی آنان فرستاد. زیاد با سپاه خود قبایل بنی هند، بنی عاقل، بنی حجر، بنی حمیر را قتل عام کرد.سپس به دیگر قبایل کنده روآورد وپس از درگیری های زیاد و ریختن خون های فراوان و آمدن سپاه «عکرمه بن ابی جهل» به کمک او توانست قبایل کنده را در سرزمین حضرموت سرکوب کند. از اینها که بگذریم از دیگر قبایلی که مردانشان قتل عام شدند و اموالشان به غارت رفت و کودکان و نوامیسشان به اسارت درآمدند، یکی اهل یمامه است که وقتی خلافت ابوبکر را شنید آن را انکار کرد و از بردن زکات به مدینه امتناع ورزید. ابوبکر نیز سپاهی را به سمت آنان فرستاد و به بهانه ارتداد همه را از دم تیغ گذراند. قبیله بنی سلیم نیز از این اتهام و قتل و غارت ها درامان نماند و خالد به دستور ابوبکر، مردان آنان را زنده زنده در آتش سوزاند تا آنجا که حتی عمر را به اعتراض علیه ابوبکر واداشت و ابوبکر هم در جواب می گفت: خالد شمشیر خداست!! و....

برگرفته از کتاب« چشمه در بستر» نوشته مسعود پور آقایی

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک.




برچسب ها: سقیفه، ابوبکر، عمر، خالد،
ارسال در تاریخ شنبه 1 بهمن 1390 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic