حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: «همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است. پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.»

مقام معظم رهبری هم فرمودند: « اینکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام می فرماید: «ما رأیت نعمة موفورة الّا و فی جانبها حقّ مضیّع»؛ یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشته‌ای به وجود آمده، بدانید در کنارش حقوق ضایع‌شده فراوانی وجود دارد؛ مظهر اصلی و مصداق عمده‌اش همین است که کارگزاران و مسئولان حکومت، با استفاده از نفوذ و قدرت، راحت بتوانند از امکانات عمومی استفاده کنند؛ بانک ها راحت وام بدهند؛ مراکز گوناگون، امکان استفاده از زمین، آب، هوا، تجارت و وارد کردن و صادر کردن را در اختیار آنها بگذارند؛ ناگهان ببینید کسانی که دستشان از مال دنیا تا اندکی پیش خالی بود، ثروت های گزاف پیدا کرده‌اند؛ ظاهر کار هم قانونی است. »

     

امروز اگر رئیس جمهور از گورخوابی ابراز نگرانی و تاسف می کند به ثروت انباشته ای بنگرد که در اطرافش به وجود آمده است.

حقوق شهروندی آن گورخواب را چه کسی ضایع کرده است؟ رئیس جمهور فقط کافیست کمی حوالی خود را جستجو کند تا آن را بیابد؛ در ساختمان ریاست جمهوری که چند میلیارد خرج امکانات رفاهی اش کردند؛ در ویلای وزیر راه، در ثروت افسانه ای وزیر صنعت، در فیش حقوقی صفدر و شرکا، در پوشه قراردادهای نفتی وزیر نفت؛ و کمی نزدیکتر در جیب حسین فریدون و یا شاید از این هم نزدیکتر در منزل شخصی خود!

اگر زمانی شهید رجایی نگران محرومان بود زندگی ساده اش آن را باورپذیر می کرد؛ اما رئیس جمهور شمال نشین تهران و دولت سرمایه دارها را چه به نگران شدن برای گورخواب ها!!!

این ژست ها به شما نمی آید آقای رئیس جمهور!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: گورخوابی، سرمایه داری، ساده زیستی، دولت، روحانی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1395 توسط عقل کل

احمد توکلی نماینده تهران می گوید: «به فلان مسئول عالی رتبه دولتی اعتراض کردم که چرا باید 35 میلیون تومان حقوق ماهانه دریافت کنی؟

گفت: من نه سهام دارم و نه کار اقتصادی می‌کنم و نه درس می‌دهم. اگر این حقوق را نگیرم باید این کار را رها کنم.

گفتم: مگر چقدر خرج داری که به کمتر از این راضی نیستی؟....

حرف بینمان زیاد زده شد. آخر سر گفت به خاطر شما 7 میلیون تومان از حقوقم را کم می‌کنم و رفت.»

این تنها یک نمونه از مسئولینی است که با نام و عنوان جمهوری اسلامی، زندگی تجمل گرایانه دارد!

و این تنها یک نمونه از مسئولین دولتی است که برای پرداخت چندرغاز یارانه به مردم عزا می گیرد اما نوبت به خودشان که می رسد عزا نمی گیرند و تازه منت هم سر مردم می گذارند!

در کشوری که برخی از مردم ، از امکانات اولیه زندگی محرومند و حتی برای تامین آب آشامیدنی هم مشکل دارند ؛ مسئول جمهوری اسلامی ماهیانه 35 میلیون تومان حقوق می گیرد.

در کشوری که برخی از مردم ، تمام عمرشان را در آرزوی خانه دار شدن به سر می برند ،مسئول جمهوری اسلامی با افتخار می گوید: «فعلا که شش ماه است فرصت نکرده ام به ویلای شمالم بروم!»

همه مشکلات کشور از همین جا شروع می شود. اگر شمار چنین مسئولینی در کشور افزایش یابد و مردم نیز به جای اینکه ،این مدل از مسئولین را طرد کنند به آنها رای دهند و مورد اقبال قرار گیرند ؛ طبق فرمایش امام خمینی (ره) باید فاتحه جمهوری اسلامی را بخوانیم.

وقتی سبک زندگی مسئولین تغییر یابد و دچار رفاه زدگی شوند ،توان ایستادگی در مقابل استکبار را ندارند و می توانند انقلاب را یک شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت را بر باد دهند.

بنا به فرمایش امام ، روحیه کاخ نشینی و رفاه طلبی با سازش و ذلت پذیری و روحیه کوخ نشینی و ساده زیستی با ایستادگی و مقاومت و دفاع از ارزش ها رابطه ای تنگاتنگ دارد.

و جالب اینجاست که وقتی به این مسئولین رفاه زده تذکر می دهیم که چرا سطح زندگی خود را از سطح متوسط بالاتر برده اید، می گویند اسلام طرفدار ریاضت کشی نیست!

بله! اسلام دنبال ریاضت کشی نیست اما رفاه طلبی شما مسئولین ، باعث ریاضت کشی مردم می شود. آیا شما از ریاضت کشیدن مردم لذت می برید؟!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: ساده زیستی، رفاه طلبی، جمهوری اسلامی، دولت، مسئولین،
ارسال در تاریخ یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 توسط عقل کل
آنقدر حائز اهمیت است که اگر از رعایت آن چشم پوشی شود باید فاتحه نظام را بخوانیم! حتی جا دارد که صدا و سیما دوربینش را بردارد و به منزل مسئولین ببرد تا مردم ببینند مسئولینی که خود را امام شناس و در خط امام می دانند آیا وضعیت زندگی آنان، رنگ و بویی از ساده زیستی امام دارد؟

اصلا وقتی بود و نبود نظام مقدس جمهوری اسلامی به رعایت این اصل وابسته است این حق مردم است که از وضعیت زندگی مسئولین باخبر باشند.

این حق مردم است که بدانند آیا امام در نظر مسئولین کشور، یک الگوی تمام عیار برای زندگی است که باید از رفتار و گفتارش درس گرفت یا یک شخصیت محترم است که فقط باید زبانی، او را ستود؟

حضرت امام(ره) بارها و بارها نسبت به اشرافیگری و خوی کاخ نشینی به مسئولین هشدار داده و در صحیفه فرموده اند:

« آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می شود.آن روزی که مجلسیان خوی کاخ نشینی پیدا کنند خدای نخواسته و از این خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند آن روز است که ما برای این کشور باید فاتحه بخوانیم...ان روزی که زرق و برق دنیا پیدا بشود و شیطان در بین ما راه پیدا کند و راهنمای ما شیطان باشد، آن روز است که ابرقدرت ها می توانند در ما تاثیر کنند و کشور ما را به تباهی بکشند.»



از نظر حضرت امام(ره)، رواج خوی کاخ نشینی در بین مسئولین، نابودی کشور را به دنبال دارد. خوی کاخ نشینی، انسان را به رفاه زدگی و راحت طلبی عادت می دهد و قدرت مبارزه و ایستادگی در برابر ابرقدرت ها را از انسان می گیرد ،چون بنا به فرمایش امام « مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست...بحث مبارزه و رفاه، بحث قیام و راحت طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله ای است که هرگز با هم جمع نمی شوند.»

این خوی کاخ نشینی است که انسان را به سازش و کنار آمدن با مستکبرین ترغیب می کند و باعث می شود که انسان ، ایستادگی و مقاومت در برابر زورگویان و قلدران جهانی را دردسرساز بداند و قائل به تنش زدایی شود ؛تنش زدایی با دشمن، با دشمن که هیچ، حتی با شیطان؛ با شیطان که هیچ، حتی با شیطان بزرگ!

خوی کاخ نشینی به قدری مضر و آسیب رسان است که نه تنها در عمل و رفتار بلکه در کلام نیز اثر می گذارد و یک انسان متدین انقلابی را که تا دیروز می توانست صریح و بی پرده حرف بزند به رودربایستی و تعارف با مستکبرین عادت می دهد.

اگر مسئولی در جمهوری اسلامی دچار طبع و خوی کاخ نشینی شد حتما توجیه گر نیز می شود چون از یک طرف، خود را متدین و انقلابی می داند و از طرف دیگر نمی تواند از تجمل گرایی و اشرافیگری خود دست بکشد و به ناچار برای اقناع افکار عمومی ، دست به توجیه می زند و مفهوم ساده زیستی را مثلا به زهدفروشی تعبیر می کند و یا مثلا سازش با مستکبرین را نوعی تعامل با جهان و دوری از انزوا قلمداد می کند تا بدین نحو از زیر بار شماتت مردم ،رها شود و اقدام خود را نیز موجه جلوه دهد.

از نظر امام(ره)، خوی کاخ نشینی ثمره ای جز تباهی ندارد و جلوی پیشرفت انسان را می گیرد. امام معتقد بود که این خوی ،با اختراع و تصنیف و تالیف نیز منافات دارد و تقریبا تمام مصنفین و مخترعین در سراسر دنیا از کوخ نشینان بوده اند چون از یک آدمی که علاقه به شکم و مال و منال دارد این کارها برنمی آید.

خوی کاخ نشینی ویرانگر است لذا فرقی نمی کند بازاری باشد یا کارمند، حوزوی باشد یا دانشگاهی، بسیجی باشد یا پاسدار، آزاده باشد یا جانباز، نماینده باشد یا وزیر؛ خوی کاخ نشینی می تواند هر انسان مبارز و مومن و انقلابی را به انسانی واداده و راحت طلب و سازشکار تبدیل کند.

چه بسا رزمنده ای که دیروز در خط مقدم جبهه حاضر بود از جانش نیز بگذرد اما امروز وقتی گرفتار رفاه طلبی و اشرافیگری شد چنان نسبت به مال دنیا حرص می ورزد که برای یک درصد سود بیشتر، حاضر است سپرده اش را از این بانک به آن بانک منتقل کند.
چه بسا آزاده ای که از اسارت بعثی ها درآمد اما وقتی به زرق و برق دنیا رسید به اسارت پول و مقام گرفتار شد.
چه بسا روحانی و مبارزی که در زندان های رژیم منحوس پهلوی ،سخت ترین شکنجه ها را تحمل کرد و ذره ای تزلزل به خود راه نداد اما وقتی ساده زیستی را کنار گذاشت و تجمل گرا شد از بالا و پایین شدن نرخ دلار و ارزش سهامش در بورس ،لرزه بر اندامش افتاد.

خوی کاخ نشینی تعارف بردار نیست. هر کس و در هر موقعیت و مقامی و در هر زمانی ( چه صدر اسلام و چه امروز) که گرفتار این خوی تباه کننده شود برگه نابودی ایمانش را امضا کرده است و خداوند در برابر این خطر به هیچکس چک سفید امضا نداده است.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی(ره)، خوی کاخ نشینی، ساده زیستی، اشرافیگری، مسئولین،
ارسال در تاریخ جمعه 15 خرداد 1394 توسط عقل کل
زمانی شهید محراب آیت الله مدنی در نطقی که در جمع خبرگان ملت داشتند ، به ماجرای حضرت یوسف و زلیخا در قرآن اشاره می کنند و می گویند وقتی زلیخا از طعنه ها و ملامت های زنان مصر باخبر شد ضیافتی ترتیب داد و به دست هر یک از زنان کارد و ترنجی داد و به حضرت یوسف دستور داد که وارد ضیافت شود، آمدن یوسف همان و بریده شدن دست زنانی که ملامت گر زلیخا بودند همان.

سپس آیت الله مدنی با گریه دردناک پشت تریبون ادامه دادند:

« آقایان! نکند در محشر و قیامت ،محمدرضا (پهلوی) جلوی ما را بگیرد و بگوید دیدید شما هم وقتی به دستتان ترنج دادند دستتان را بریدید و مثل من کاخ نشین و طاغوتی شدید! »



این هشدار شهید آیت الله مدنی ، هشداری جدی به مسئولین است. نکند فردای قیامت محمدرضا پهلوی ملعون، با دیدن بعضی از مسئولین و خواص سیاسی جمهوری اسلامی که مشی و منش انقلابی و اسلامی را درست رعایت نمی کنند و محکم پای اصول اسلام و انقلاب نمی ایستند زبان به ملامت آنها گشاید و بگوید:

دیدید شما هم وقتی به قدرت رسیدید دنیاطلب شدید و زهد و ساده زیستی را کنار گذاشته و اشرافیگری و تجملگرایی را در پیش گرفتید آن هم به نام دین!

دیدید شما هم کاخ نشینان و سرمایه داران را بر کوخ نشینان و فقرا ترجیح دادید و مسابقه تجمل به راه انداختید.

دیدید شما هم خانواده و آقازاده هایتان را بر مردم برتری دادید و از آنها جونیور ساختید و به سرمایه نفت چشم دوختید.

دیدید شما هم فرهنگ اسلامی را به حاشیه راندید و عرصه را برای جولان فرهنگ غربی باز کردید و نورچشمی ها را از میان غربزده ها انتخاب کردید.

دیدید شما هم انتخابات را تا وقتی قبول داشتید که نامزد مطلوبتان رای بیاورد و آن گاه که فرد مورد نظرتان رای نیاورد فتنه و آشوب به پا کردید تا رای مردم را دور زده و قدرت را تصاحب کنید.

دیدید شما هم روز تاسوعا به جای عزاداری به تفریح رفتید.

دیدید شما هم نگران زنان زیبارو شدید و از میدان داری آنان استقبال کردید و حجاب را به حاشیه راندید.

دیدید شما هم با آمریکا هم کلام شدید و با کدخدا دست دادید و برای حل مشکلاتتان به مذاکره با شیطان بزرگ و استکبار جهانی روی آوردید.

دیدید شما هم دغدغه آخرت مردم را نداشتید و راه رسیدن به بهشت را برای آنان هموار نکردید.

دیدید شما هم تحمل شنیدن صدای مخالف خود را نداشتید و آنها را به جهنم فرستادید.


آقایان مسئول! مراقب باشید نکند دستتان را بریده باشید و وقتی بفهمید که دیگر کار از کار گذشته باشد.


پی نوشت:


خداوند با هیچ کس تعارف ندارد. هر فرد و جامعه ای که از مسیر حق خارج شود بر طبق سنت الهی مجازات خواهد شد.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اشرافیگری، تجملگرایی، ساده زیستی، مسئولین، آیت الله مدنی،
دنبالک ها: خطری که بیخ گوشمان است!،
ارسال در تاریخ سه شنبه 28 مرداد 1393 توسط عقل کل

دهه مبارک فجر که از راه می رسد بیشتر از امام (ره) سخن می گویند و در بزرگداشت نام امام خمینی (ره) می کوشند. اما نام امام(ره) از آرمان هایش جدا نیست ؛بزرگداشت نام و یاد امام(ره) باید با تعظیم و پاسداشت آرمان های امام همراه باشد و گرنه بزرگداشتی که فقط به نام امام بسنده شود اما آرمان های امام توسط عده ای تفسیر به رای گردد ظلمی مضاعف در حق امام است.

در جمهوری اسلامی باید گفتار و رفتار امام(ره)؛ ملاک و میزان تصمیم گیری ها و سیاست ها و موضع گیری ها باشد. اگر می خواهیم کسی را افراطی یا معتدل بنامیم باید با ملاک امام بسنجیم نه با برداشت های شخصی . اما برخی عادت کرده اند به جای اینکه افراط و تفریط و اعتدال را با کلام امام(ره) بسنجند، با نگرش و برداشت خود می سنجند و این اشتباه باعث می شود که جای خیلی چیزها عوض شود.

این جور افراد حتی از امام(ره) هم تصویری که خود می پسندند ارائه می دهند و هرگاه به آنها انتقاد شود که این نوع رفتار و گفتار شما برخلاف نظر امام(ره) است می گویند ما حرف دل امام را بهتر از شما می دانیم و بعد حرف دل خود را به امام نسبت می دهند و برای اثبات درستی حرفشان ،سوابق انقلابی خود را به رخ می کشند و منتقدان را متهم می کنند که یک شبه ، انقلابی شده اند!

معمولا دنیای این افراد وسعتی دارد به اندازه چند کشور اروپایی و آمریکا. لذا هر وقت رابطه ما با اروپا و آمریکا مناسب نباشد می گویند نباید با دنیا قهر کرد، و هر گاه با این چند کشور اروپایی و آمریکا روابطمان بهبود پیدا کند؛ می گویند با دنیا آشتی کردیم و درهای دنیا به روی ما باز شده است!

برخلاف امام(ره) که معتقد بود باید هسته های مقاومت را در سراسر جهان گسترش دهیم و از آفریقا تا آمریکای لاتین از مستضعفین جهانی در برابر استکبار حمایت کنیم آنها این نوع رفتار را تنش آفرین می دانند و معتقدند باید تنش زدایی کرد.

بر خلاف امام(ره) که از آل سعود بیزار بود آنها با خاندان سعودی روابط خانوادگی دارند.

برخلاف امام(ره) که توصیه موکد به ساده زیستی مسئولین داشتند آنها برای اینکه بر اموال میلیاردی خود سرپوش بگذارند ساده زیستی را به زهدفروشی تعبیر می کنند.

برخلاف امام(ره) که در برابر قانون، امتیازی برای خود و خانواده اش قائل نبود و می فرمود « اگر احمد هم خلاف کرد بازداشتش کنید و هیچ کس هم نباید در کار شما دخالت کند.» آنها در روند رسیدگی به هر پرونده ای که به آقازاده هایشان مربوط است ایجاد خلل می کنند و روند قضایی را به بن بست می کشانند.

برخلاف امام(ره) که آمریکا را شیطان بزرگ می نامید و می فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، آنها برای شیطان بزرگ ؛روز خوبی را آرزو می کنند و از گزینه های روی میزش می ترسند. گزینه هایی که جوانان این سرزمین ؛سال ها پیش در شلمچه و فکه و هویزه به پوشالی بودنش خندیدند و میز آمریکا را بر سر سردمدارانش خرد کردند.

بر خلاف امام(ره) که برای حل مشکلات کشور به جوانان اعتماد می کرد آنها در پی اعتمادسازی با دشمن هستند و کلید حل مشکلات داخلی را در خارج جستجو می کنند.

اما حرف های ما بر خلاف حرف های امام(ره) نیست ؛ما همان حرف های امام را تکرار می کنیم ،ولی عده ای که به انفعال و وادادگی خو کرده اند به جای اینکه در پی اصلاح خود برآیند و به آرمان های امام برگردند؛ فرزندان انقلابی امام(ره) را به تندروی و افراطی گری متهم می کنند و آنها را مزاحم می دانند!

پس اگر دل سپردن به آرمان های امام(ره) و تکرار فرمایشات امام، افراطی گری است با افتخار اعلام می کنم «من هم مثل امام(ره) یک افراطی ام!»




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، راه امام، انقلاب اسلامی، افراطی، ساده زیستی، آمریکا،
ارسال در تاریخ شنبه 12 بهمن 1392 توسط عقل کل

همه دم از خط امام (ره) و راه امام(ره) می زنند و نگران هستند که مبادا انحرافی از راه و آرمان های امام رخ دهد.

اما کدام امام(ره) را می گویند؟! امام راحل عظیم الشانی که سخنان و بیانات گهربارش در دسترس همه ی ملت است یا امامی که برخی بنا به تفسیر خود در ذهن خویش ساخته اند و از او سخن می گویند!

 به عنوان مثال یکی از شاخصه های مکتب امام (ره) ساده زیستی مسئولین است. کلام امام (ره) سرشار است از سفارش مسئولین و روحانیت و دست اندرکاران نظام جمهوری اسلامی به ساده زیستی.

امام خمینی (ره) در صحیفه، نسبت به سطح زندگی مسئولین و روحانیت توجه ویژه دارند و تاکید می کنند که سطح زندگی آنها نباید از متوسط بالاتر باشد و از مردم می خواهند که مسئولینی که از سطح متوسط بالاتر هستند سرجایشان بنشانند و جلویشان را بگیرند. ایشان می فرمایند:

« آن روزی که هر یک از شماها را ملت دید که دارید از مرتبه متوسط می غلتید به طرف مرفه و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا بکنید یا تمکن پیدا کنید ، مردم باید توجه داشته باشند و اینطور افرادی که بتدریج ممکن است یک وقتی خدای نخواسته پیدا بشود، آنها را سر جای خودشان بنشاند. اگر ملت می خواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد، باید مواظب آنهایی که دولت را تشکیل می دهند، آنکه رئیس جمهور است، آنکه  مجلسی هست همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسط به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه برسد...مادامی که این حد متوسط محفوظ است این جمهوری محفوظ است...آن روزی که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد ، انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی ، در کشور ، در وزیرها پیدا شد، در رئیس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت اینکه شکست بخوریم ، خودنمایی کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند.»

امام امت (ره) در اهمیت ساده زیستی روحانیت و مسئولین نظام جمهوری اسلامی می فرمایند:

« از اهم مسائلی که باید تذکر بدهم ، مسئله ای است که به همه روحانیت و دست اندرکاران کشور مربوط می شود و همیشه نگران آن هستم که مبادا این مردمی که همه چیزشان را فدا کردند و به اسلام خدمت نموده و به ما منت گذاشتند ، به واسطه اعمال ما از ما نگران بشوند...اگر خدای نخواسته مردم ببینند که آقایان وضع خودشان را تغییر داده اند ، عمارت درست کرده اند و رفت و آمدهایشان مناسب شان روحانیت نیست و آن چیزی را که نسبت به روحانیت در دلشان بوده است از دست بدهند، از دست دادن آن همان و از بین رفتن اسلام و جمهوری اسلامی همان.»

بعد امام (ره) تذکر می دهند که مبادا به بهانه در معرض خطر بودن و حفاظت یک مسئول؛ دچار تشریفات زائد شوند و می فرمایند:

« یک دسته ای که در معرض خطر هستند باید خودشان را حفظ کنند ولی همین ها باید مواظب باشند که زاید بر میزان نباشد...آن چیزی که مردم به آن توجه دارند و موافق مذاق عامه است اینکه زندگی شما ساده باشد، همان چیزی که سران اسلام و پیغمبر اسلام و امیرالمومنین و ائمه ما زندگی شان ساده و عادی بود بلکه پایین تر از عادی ...آنهایی هم که می خواهند خودشان را حفظ کنند باید بدانند که گاهی با یک اتومبیل پیکان بهتر می توانند محفوظ باشند تا وسیله دیگر

در جایی دیگر به طور ویژه ؛ روحانیت را مورد خطاب قرار می دهند و سفارش می کنند که از زی طلبگی خارج نشوند و می فرمایند:

«اگر ما از زی متعارف روحانیت خارج بشویم و خدای نخواسته ، توجه به مادیات بکنیم ، در صورتی که خودمان را با اسم روحانی معرفی می کنیم ، این منتهی ممکن است بشود به اینکه روحانیت شکست بخورد... من این نگرانی که همیشه هی در دلم هست این است که من خوف این را دارم که مردم به واسطه امثال من به بهشت بروند و ما برای خاطر اینکه خودمان مهذب نبودیم به جهنم...این خوفی است که بسیاری از اوقات من متذکرش هستم. و یک قصه ای را که برای من نقل کرده اند که یکی از تجار پیش یکی از علمای بزرگ رفته است و گفته است آقا! اگر پشت کتابی یک چیزی نوشته اند به ما هم بگویید، کتاب ها معلوم ، اما اگر پشت کتابی چیزی نوشته اند که شما از آن مطلع هستید به ما هم بگویید برای اینکه می بینیم که شما ما را دعوت می کنید به خیر و صلاح و خودتان نیستید اصلش. معلوم می شود یک مطلب دیگری در کار است...»

امام راحل (ره) سفارش می کنند که مسئولین باید همیشه مردمی بمانند و هشدار می دهند مسئولی که مردمی نباشد مورد طمع دشمن قرار می گیرد ، ایشان می فرمایند: «شما هر چه خوف دارید از خودتان بترسید...از این بترسید که اگر خدای نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمی بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگری پیدا کردید و خیال کردید حالایی که من رئیس جمهورم، حالایی که من وزیر کذا هستم، باید چه و چه باشم، آن وقت بدانید که آسیب می بینید ؛ یعنی آن وقت است که خارجی ها به شما طمع می کنند

این ها گوشه ای از سفارشات و توصیه های حضرت امام خمینی رحمة الله علیه در رابطه با ساده زیستی مسئولین است. خوشبختانه بخشی از مسئولین جمهوری اسلامی ؛ خود را مقید به رعایت ساده زیستی می دانند ؛اما با اینحال هنوز هستند مسئولین و شخصیت هایی که دم از خط امام و راه امام می زنند اما ساده زیستی را جدی نمی گیرند و گاهی آن را به زهدفروشی تعبیر می کنند و طوری دچار تشریفات می شوند که نگرانی مردمی که ولی نعمتان انقلابند را برمی انگیزند.

مردم با این تناقضات رفتاری و گفتاری بعضی مسئولین و شخصیت ها چگونه مواجه شوند؟ ادعای خط امام بودنشان را باور کنند یا عدول عملی از اصول امام را؟ آیا این ظلم به امام عظیم الشان نیست که از نام امام با عظمت یاد کنند و خود را شیفته و ارادتمند حضرتش بنمایانند اما سیره اش را زیر پا بگذارند؟! در کجای صحیفه نوشته است که برخی مسئولین برای خود و خانواده شان امتیازات ویژه قائل باشند؟! در کجای صحیفه قید شده که هم می شود مسئول بود هم طلبه بود و هم تشریفات و زندگی مرفه داشت؟ در کجای صحیفه آمده است که شان مسئولین و شخصیت ها اقتضا می کند که بالاتر از سطح متوسط مردم زندگی کنند؟!  

 اگر در پشت صحیفه امام (ره) چیزی نوشته اند که شما از آن مطلع هستید به ما هم بگویید! 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام خمینی (ره)، ساده زیستی، مسئولین، صحیفه امام، تجملگرایی، اصول امام،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 2 مرداد 1392 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic