آن روز که اوباما و پوتین بعد از نشست جی هشت به همدیگر روی خوش نشان ندادند معلوم بود که کار به جاهای باریک خواهد کشید.

بعد از جلسه گروه جی هشت در اواخر خرداد 92 اوباما و پوتین با هم دیداری داشتند که رسانه ها از آن به عنوان دیداری بی سابقه یاد کرده و آن را نوعی نمایش کمدی نامیدند. اینقدر از دست هم دلخور بودند که حاضر نبودند به همدیگر نگاه کنند. اوباما روی یک دست خود به نوعی لم داده بود و پوتین هم با دستان خود بازی می کرد.

علاوه بر بحران سوریه و سامانه موشکی آمریکا در شرق اروپا که موجب سردی روابط آمریکا و روسیه شده بود ، تنش در روابط مسکو- واشنگتن در پی تصمیم مسکو مبنی بر اعطای پناهندگی به «ادوارد اسنودن» افشاگر برنامه های جاسوسی آمریکا تشدید شد به طوری که در اعتراض به این تصمیم، اوباما دیدارش با پوتین را که قرار بود در آستانه نشست دو روزه گروه بیست در سنت پترزبورگ برگزار شود لغو کرد و حتی در کنفرانس خبری کاخ سفید در 18 مرداد ، پوتین را به بچه ای تنبل و بی حال در ته کلاس تشبیه کرد و گفت لفاظی های ضد آمریکایی؛ پس از بازگشت ولادیمیر پوتین به کرملین بیشتر شده است.

این مسئله به تفاوت شخصیت پوتین و مدودف نیز بر می گردد. مدودف شخصی لیبرال و متمایل به غرب شناخته می شد و در سیاست خارجی سعی می کرد  با دادن امتیازاتی به غرب و اتخاذ سیاست موسوم به « ری ست» از تنش روابط روسیه و آمریکا بکاهد اما در قبال اعتمادی که به غرب کرد ، با بدقولی آمریکا و عمل نکردن به وعده هایش مواجه شد. اما پوتین به عنوان مرد آهنین روس شناخته می شود که درک بهتری نسبت به غرب دارد و به سادگی به وعده های آنان اعتماد نمی کند.

اکنون نیز بحران سوریه مسئله ای جدی است که می تواند به قدرت نمایی روسیه و آمریکا منجر شود. صرف نظر از اینکه سوریه به دلیل نقشی که در محور مقاومت دارد مورد توجه ویژه آمریکا و هم پیمانانش می باشد ، سوریه برای مسکو و واشنگتن نیز صحنه ای برای قدرت نمایی و حفظ پرستیژ جهانی است.

 آمریکا نمی تواند بپذیرد که تروریست های مورد حمایت او در جنگ با ارتش سوریه دچار شکست های متعدد شوند و دولت مورد حمایت مسکو، هر روز به پاکسازی مناطقی از سوریه و آزادسازی آن از دست تروریست های جبهه النصره بپردازد. لذا بر طبل جنگ می کوبد تا با جوسازی رسانه ای یا حمله ای محدود، تروریست های سوری را از انفعال خارج سازد و نگذارد دولت بشار اسد دست برتر را داشته باشد. جنگی که هر چند ممکن است آغاز آن به دست آمریکا و متحدانش رقم بخورد اما پایان آن قابل پیش بینی نیست.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: سوریه، آمریکا، روسیه، اوباما، پوتین،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 شهریور 1392 توسط عقل کل

ضرب المثلی هست که می گوید « آب که سربالا میره، قورباغه ابوعطا می خونه» ...این حکایت این روزهای قطر است

وقتی می بینیم کشوری در قد و قواره قطر ، وارد بازی قدرت در منطقه شده است نشان دهنده به هم ریختگی اوضاع است . کشوری کوچک با وسعت 11،493 کیلومتر مربع و با جمعیت 1,853,563 نفر ، که حدود یک و نیم میلیون آنها کارگران مهاجری هستند که در این کشور مشغول به کارند و فقط حدود 300 هزار نفر اصالتا قطری اند و خاندان آل ثانی بر سیصد هزار نفر حکومت می کنند! 

 همین قطر که سالیان طولانی تحت حاکمیت ایران بود و برای ماهیگیری و صید مروارید به ایران مالیات می پرداخت و بعد از آن نیز به ترتیب ؛توسط ترکان عثمانی و انگلیسی ها اداره می شد و تازه در سال 1971 بود که به استقلال رسید حالا کارش به جایی رسیده که در شورای امنیت با نماینده روسیه دهان به دهان می شود و روسیه را تهدید می کند که قطعنامه بر ضد سوریه را وتو نکند به حدی که نماینده روسیه هم حرصش درمی آید و تحقیرآمیز به وزیرخارجه قطر می گوید: «اگر یک بار دیگر با این لحن با من حرف بزنی چیزی به نام قطر از این به بعد وجود نخواهد داشت ...تو مهمان شورای امنیت هستی ، پس احترام خودت را حفظ کن و اندازه حجمت حرف بزن!»

اما واقعا چه اتفاقی افتاده که این کشور کوچک ، زبان دراز شده و خط و نشان می کشد؟   

دلیل آن، چیزی نیست جز نقشی که آمریکا برای قطر در منطقه در نظر گرفته است. آمریکا برای تحت الشعاع قرار دادن انقلاب های مردمی در منطقه ، قطر را به صحنه کشانده است تا انقلاب ها را از مسیر اصلی منحرف کند و در کنار آن به اختلافات دامن بزند؛ اینجاست که می بینیم قطر در تونس ولیبی دخالت می کند ، در صدد ایجاد اختلاف بین انقلابیون مصری بر می آید ؛ به بحران سوریه دامن می زند و خواستار اعزام نیروی نظامی به سوریه می شود و با استفاده از شبکه تلویزیونی الجزیره ، تنش در منطقه را تشدید می کند.

البته حس جاه طلبی امیر قطر رانیز باید در نظر داشت به طوری که حتی به پدر خود نیز رحم نکرد و با کودتایی که در سال 1995 بر علیه پدرش کرد به قدرت رسید، این حس قدرت طلبی «حمد بن خلیفه آل ثانی» را گزینه مناسبی برای اجرای اهداف آمریکا و انگلیس در منطقه قرار داده است.

اگر چه در حال حاضر قطر با عربستان ، در صدد براندازی حکومت بشاراسد هستند اما اختلافات این دو با هم نیز در پشت پرده وجود دارد ، به طوری که عربستان از نقش قطر در منطقه نگران است .چندی پیش از آرشیو های محرمانه قذافی ، صدای مکالمات قذافی با نخست وزیر قطر به دست آمد که نخست وزیر قطر به صراحت گفته بود رژیم آل سعود به دست قطر سقوط خواهد کرد و روزی قطر به قطیف و الشرقیه وارد می شود و عربستان سعودی تجزیه می شود.

قطر مزدور خوبی برای آمریکا و اسرائیل در منطقه است . بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه پایگاه السیلیه است که در قطر قرار دارد وپایگاه آمریکایی «العدید» نیزبه عنوان مقر نیروی هوایی آمریکا در مرکز این کشور کوچک واقع است؛ قطر حلقه ارتباط اسرائیل با کشورهای عربی است روابط محرمانه قطر با اسرائیل در حدی است که سامی ریول یهودی می گوید «اگر کمک های سخاوتمندانه قطر نبود اسرائیل نمی توانست در شرکت های عربی نفوذ کند.»

در حالی قطر به نقش آفرینی در منطقه می پردازد و کشورهای دیگر را به انجام اصلاحات و حفظ حقوق شهروندی توصیه می کند که این کشور هنوز رنگ انتخابات را به خود ندیده است و امیر قطر گفته است تا سال 2014 امکان اصلاحات در قطر میسر نیست!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: قطر، سوریه، آمریکا، عربستان، روسیه، اسرائیل، بیداری اسلامی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 21 اسفند 1390 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic