اورانیوم 20 درصد را به باد داده اند، هزاران سانتریفیوژ را از کار انداخته اند، قلب راکتور اراک را طبق دستور آمریکا با سیمان پر کرده اند، ده هزار کیلو اورانیوم زیرپنج درصد را به کمتر از سیصد کیلو رسانده اند، و بخش عظیمی از دستاوردهای شهدای هسته ای را بر باد داده اند و تازه طلبکار هم هستند!

و این در حالی است که تحریم ها هنوز پابرجاست و بنا بر قانونی که اخیرا در سنای آمریکا تصویب شد شرایط تحریم ها نسبت به قبل از برجام ، بدتر هم خواهد شد.

و اکنون به جای اینکه شرمنده و سرافکنده باشند و از ملت عذرخواهی کنند، طلبکار شده اند و حتی از یک شعر که لحن انتقادی نسبت به برجام داشته است خاطر نازکشان رنجیده و مظلوم نمایی می کنند که نباید این حرف ها زده می شد!

لابد انتظار داشته اند همانطور که رئیس جمهور،خواب آفتاب و مهتاب برجام را می بیند کل ملت هم دچار توهم باشند و از برجام ،صورتی خیالی در ذهن بسازند و آن را تقدیس کنند.

برجام برای غربگرایان، به امری مقدس تبدیل شده است که حتی نمی توان از آن انتقاد کرد.درست مثل هولوکاست که برای اسرائیل به امری مقدس تبدیل شده است که هر کس بخواهد در مورد آن تحقیق کند سر از زندان درمی آورد.

موجودیت اسرائیل وابسته به هولوکاست است همانطور که موجودیت غربگرایان داخلی در شرایط فعلی وابسته به برجام است.برجام هم مثل هولوکاست از درون، سست و توخالی است و تحقیق و حرف زدن درباره آن، پایه هایش را ویران می کند لذا حرف زدن در مورد آن قدغن است.

از نظر غربگرایان داخلی، از همه چیز می شود انتقاد کرد جز برجام و عملکرد آنان.

می شود علیه خدا تظاهرات کرد، می شود بر ضد ولایت فقیه شعار داد، می شود همه سیاستمدارانی که نظراتی متفاوت با غربگرایان دارند را مسخره کرد و از آنان کاریکاتور کشید و عکسشان را آتش زد، می شود کل مملکت را با دروغ تقلب، فلج کرد ، می شود 38 سال انقلاب را متهم به اعدام و زندان کرد؛ اما نمی توان درباره برجام دو کلمه حرف حساب زد!

جای طلبکار و بدهکار عوض شده است. به جای اینکه ما ملت از آقایان برجام پرست بپرسیم چرا هنوز تحریم ها پابرجاست و چرا برجام ، وضعیت ما را نسبت به قبل از برجام فاجعه بارتر کرده است ، آنها طلبکار شده اند که چرا اصلا حرف می زنید؟!

به جای اینکه ما ملت، این آقایان برجام پرست را در دادگاه محاکمه کنیم که چرا با ساده اندیشی و خوش خیالی، دستاورد شهدای هسته ای را به باد فنا داده اید، آنها هوچی گری کرده اند که چرا از ما انتقاد شده است؟ و چرا اصلا به رویمان می آورید که تحریم ها شدیدتر شده است؟! حتما انتظار دارند به آنها بگوییم: هسته ای و همه دستاوردهای ملت و نخبگان،بلاگردان وجودتان! ...به باد دادید که دادید فدای سرتان!!!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، روحانی، منتقدان، میثم مطیعی، آزادی بیان، هولوکاست، غربگرایان،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 7 تیر 1396 توسط عقل کل
برای روحانی هدف، وسیله را توجیه می کند. همه دیدیم برای کسب رای چه کارها که نکرد! 38 سال انقلاب را زیر سوال برد و اصلا به روی خود نیاورد که در این 38 سال، خودش چه مسئولیت هایی داشته  است. نان انقلاب را خورد و مثل یک اپوزیسیون فراری سخن گفت.

اخیرا هم  که خاطر نازکش از اینکه چرا به او گفته اند مخاطب « بایدهایش» خود اوست رنجیده است و دنبال فرصتی بود تا با کنایه زدن، خودش را آرام کند. بنابراین برای بالیدن به رای 23 میلیونی خود، سخنان امام علی(ع) را تحریف کرد و گفت:

« امیرالمومنین مبنای ولایت و مبنای حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند و گفت هر کسی که شما مردم او را برگزینید به عنوان ولی خودتان و به عنوان رهبر جامعه، من هم اطاعت می کنم، من هم می شنوم و اجرا می کنم.»

هر آدم عاقلی می داند که اگر مبنای ولایت ، فقط رای مردم باشد و ملاک حق بودن را رای اکثریت مشخص کند نتیجه می گیریم که  پیامبران الهی هیچکدام بر حق نبوده اند، چون همگی در زمان خود در اقلیت بودند و رای مردم با آنها نبود. اصلا چرا پیامبران الهی بر خلاف نظر اکثریت به دنبال اقامه دین خدا بودند؟!

اکثریت، ابراهیم را در آتش انداختند؛ اکثریت، نوح را مسخره کردند؛ اکثریت، موسی را ساحر دانستند؛ اکثریت، عیسی را تخریب کردند؛ اکثریت، پیامبر(ص) را اذیت کردند ، اکثریت، بت پرست بودند، اکثریت به حضرت علی(ع) سلام هم نمی کردند؛ اکثریت،صدای مظلومیت حضرت فاطمه (س) را نشنیدند؛ اکثریت، امام حسن(ع) را مجبور به صلح با معاویه کردند؛ اکثریت، امام حسین(ع) را شهید کردند...

اگر مبنای ولایت، رای مردم باشد پس غدیر یعنی چه؟ مصیبت در و دیوار و آتش و شهادت محسن(ع) یعنی چه؟ گریه های شبانه روزی دختر پیامبر به خاطر غصب خلافت یعنی چه؟ خار در چشم و استخوان در گلو یعنی چه؟

رئیس جمهوری که ادعا می کند تحصیلات حوزوی دارد اما یک روز از کربلا درس مذاکره می گیرد، یک روز صلح اجباری امام حسن(ع) را تفسیر به رای می کند و امروز هم مبنای ولایت امیرالمومنین(ع) را زیرسوال می برد، آیا این عمامه روی سرش سنگینی نمی کند؟

رئیس جمهوری که هنوز معنای «مشروعیت» و «مقبولیت» حکومت را درک نکرده است لباس روحانیت به تن کرده که چه شود؟

البته چندان هم نباید از ایشان انتظار داشت معارف دین را درست بفهمد. کسی که رساله دکترایش تقلبی از آب درآمده است از کجا معلوم ، تحصیلات حوزوی اش را با فهم عمیق از معارف دین گذرانده باشد؟!

زمانی محمد خاتمی هم برای کسب چند رای بیشتر، ولایت امیرالمومنین و کلمه « مولا» را به دوستی تفسیر کرد و موجب شادی و ذوق زدگی کسانی شد که ولایت علی(ع) را قبول نداشتند.

سیاست ماکیاولیستی یعنی همین. از همه چیز می توان به نفع خود استفاده کرد.

البته درک روحانی چندان هم دشوار نیست: رئیس جمهوری که در چهار سال، کارنامه ای پر از ناکارآمدی داشته باشد و همه تخم مرغ هایش را در سبد برجام چیده باشد و امروز خر آمریکا از پل گذشته و به ریش روحانی خندیده باشد و برنامه ای برای چهار سال آینده هم نداشته باشد، مجبور است به این مدل سفسطه بازی ها روی بیاورد تا طبق معمول ، ذهن مردم را از مسائل اصلی منحرف سازد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روحانی، ولایت، امام علی(ع)، رای مردم، خاتمی، ماکیاولی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 28 خرداد 1396 توسط عقل کل
وقتی افرادی مثل علیرضا زاکانی که سابقه خوبی در دفاع از حقوق هسته ای ایران و مبارزه با مفاسد اقتصادی دارد رد صلاحیت شده اند این سوال مطرح می شود که چرا روحانی رد صلاحیت نشد؟

رد صلاحیت روحانی نه تنها دور از نظر نبود بلکه دلایل کافی برای رد صلاحیت روحانی وجود داشت و این موضوع به قدری قابل پیش بینی بود که حتی اصلاح طلبان و اعتدالیون هم احساس خطر کرده و علاوه بر جهانگیری که به عنوان کاندیدای پوششی و ضربه گیر وارد صحنه شد، محمد هاشمی نیز یکی از دلایل ثبت نام خود را چنین عنوان کرد که: « آمده بودم تا در صورت عدم تایید صلاحیت روحانی در صحنه باشم.»

حمیدرضا جلایی پور فعال اصلاح طلب نیز، پس از تایید صلاحیت روحانی گفت: « ثبت نام و تایید صلاحیت روحانی گردنه مهمی بود که رد شد.»

با این شواهد، چرا روحانی رد صلاحیت نشد؟

از آنجا که تاکنون سابقه نداشته رئیس جمهور در حال خدمت! را رد صلاحیت نمایند- چون این شائبه پیش می آید که اگر برای ریاست جمهوری صلاحیت نداشت چرا زودتر او را از ریاست جمهوری عزل نکردند- اگر روحانی در شرایط فعلی رد صلاحیت می شد با مظلوم نمایی می توانست از زیر بار پاسخگویی به کارنامه منفی خود شانه خالی کند و مردم را برای رای دادن به معاون اولش تشویق نماید و احتمال تکرار قضیه ای که در رد صلاحیت هاشمی اتفاق افتاد و روحانی را رای آور کرد بود.

از طرف دیگر، بسیاری از نظرسنجی ها حاکی از یک دوره ای شدن ریاست جمهوری روحانی است بنابراین اگر اتفاق غیر منتظره ای رخ ندهد و ذهن مردم را درگیر حاشیه ها نکنند احتمال اینکه مردم با رای خود؛ روحانی را کنار بزنند بالاست و اینگونه کنار زدن به دست مردم – هرچند ریسک پذیر است - خیلی بهتر و موثرتر از زمانی است که شورای نگهبان بخواهد او را رد صلاحیت نماید.

البته روحانی را نباید دست کم گرفت چون او استاد جنگ روانی است و می تواند به راحتی ، سیاه را سفید جلوه دهد. بنابراین اکنون زمان افزایش آگاهی مردم در راستای کنار زدن این دولت ناکارآمد است.

امید است که مردم با رای خود؛ روحانی را رد صلاحیت کنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: روحانی، شورای نگهبان، انتخابات ریاست جمهوری،
ارسال در تاریخ شنبه 2 اردیبهشت 1396 توسط عقل کل
شهید همت در مورد فرانسه می گفت:

« از همان ماه های اول شروع جنگ به بعد، ما از حضور جنگنده های پیشرفته میراژ اف-۱ فرانسوی در ارتش صدام خبر داشتیم، آن هم در شرایطی که هیچ خلبان عراقی، تجربه پرواز با این جت های مدرن را نداشت.

فرانسوی ها، دارند به صدام موشک های اگزوسه را می دهند تا با شلیک آنها، بعثی ها از بندر فاو، کشتی های ما را در ترمینال نفتی جزیره خارک، هدف قرار بدهند و منهدم کنند. روزی پنج فروند هواپیمای فوق پیشرفته سوپر استاندارد، موشک های اگزوسه سوار کرده اند.

جالب است این را هم بدانید که فرانسوی ها، مطابق قوانین خودشان، مجاز نیستند تسلیحات فوق مدرنشان را غیر از ارتششان، به کشور دیگری بفروشند. مع الوصف آمده اند و قوانین خودشان را هم، به قول معروف دور زده اند! مدعی شده اند که؛ ما این سوپر استانداردها را به عراق نفروخته ایم، بلکه فقط آنها را اجاره داده ایم! بماند که چنین جنگنده هایی، چون جزء تسلیحات سازمانی نیروی هوایی عراق نبوده اند، قطعا خلبان عراقی هم ندارند. پس چه کسی آنها را به پرواز در می آورد؟ خلبان های فرانسوی.

لذا دولت فرانسه، عین روسپی های سیاسی، این قدر کِرم می ریزد و آنقدر بر سر واگذاری سوپر استاندارد و موشک اگزوسه به عراق تبلیغات به راه می اندازد که در ایران، اجرای دو عملیات والفجر۲ و والفجر۳، حدود پانزده روز به تعویق می افتد.

نکته بعدی آنجاست که دو، یا سه شب پیش، تلویزیون دولتی فرانسه در بخش خبری خودش صراحتا اعلام می کند: تحویل این هواپیماها به عراق، صرفا با هدف کمک به رژیم صدام، جلوگیری از سقوط آن و ممانعت از رشد انقلاب اسلامی در منطقه، انجام گرفته است! بعد هم همین تلویزیون دولتی، در کمال رذالت و وقاحت اعلام می کند: هم اکنون بیش از ششصد مستشار نظامی فرانسوی، در ارتش عراق خدمت می کنند.»

سابقه سیاه فرانسوی ها را از کلام شهید همت می توان دریافت. پرونده سیاهی که هر روز برحجم آن افزوده می شود. اما متاسفانه با وجود چنین پرونده ای امروز شاهدیم که دولت یازدهم آنچنان نسبت به فرانسه ارادت می ورزد که هر جسارتی از فرانسوی ها سربزند نادیده انگاشته و به دیده منت می پذیرد چون در برابر غربی ها احساس ضعف می کند.

نمونه اخیرش سفر وزیر خارجه فرانسه به ایران برای مذاکرات اقتصادی بود. این سفر در حالی انجام شد که نظامی های فرانسوی در رزمایش مشترک با انگلیس و آمریکا در آب های خلیج فارس بودند.

این همزمانی باعث نگرانی تجار فرانسوی شده بودند و احتمال می دادند که دولت ایران از انجام مذاکرات اقتصادی به دلیل فعالیت نظامی فرانسه در خلیج فارس سرباز زند.

در این راستا یکی از تجار فرانسوی با نگرانی، از وزیرخارجه فرانسه پرسید: «جناب وزیر! چرا این سفر دقیقا در روزی انجام شد که فرانسه به همراه انگلیس و آمریکا در خلیج فارس و در نزدیکی آب های ایران مانور نظامی که طبیعتا پیام های خاصی دارد، برگزار کرده اند؟...آیا فکر نمی کنید این مسئله روی روابط تجاری ما با ایران تاثیر بگذارد و نتوانیم در این سفر قرارداد خاصی منعقد کنیم؟ شما از واکنش مقامات ایرانی نگران نیستید؟»

وزیر فرانسوی پاسخ داد: «خیر، بنده هیچ نگرانی نسبت به موفقیت آمیز بودن این سفر ندارم. مقامات ایرانی در هیچ یک از جلسات مقدماتی و برنامه ریزی برای سفر در تهران و پاریس به این مسئله معترض نشدند.»

و در ادامه با لحنی گستاخ آمیز گفت: «دولت ایران به این سفرها احتیاج دارد و مطمئنم که هیچ اعتراضی در جلسات فردا هم  نخواهیم شنید.»

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) با اشاره به این نوع اظهارات گستاخانه وزیر غربی فرمودند:

«احساس ضعف شما، موجب تشویق دشمن به حمله‌ی به شما است؛ این یک قاعده‌ی کلّی است.

اگر می خواهید دشمن را از تهاجم به خودتان منصرف کنید، سعی کنید اظهار ضعف نکنید. نمی گویم به دروغ بگوییم قوی هستیم، [بلکه] می گویم قوّت خودمان را آشکار کنیم. ما نقاط قوّت زیادی داریم، این نقاط قوّت را آشکار کنیم. در زمینه‌ی اقتصادی هم همین‌جور است، در زمینه‌ی فرهنگی هم همین‌جور است.

اشتباه بزرگ بعضی از ماها در چالش اقتصادی بزرگی که امروز کشور دچار آن است -که ما امروز دچار چالش اقتصادی هستیم- این بود که در زمینه‌ی اقتصادی اظهار ضعف شد؛ دشمن دید که اینجا جایی است که می شود فشار آورد، [لذا] فشار را زیاد کردند؛ [طوری که] از یک نفر در مصاحبه بپرسند که این رزمایشی که شما دارید فلان‌جا می کنید و درعین‌حال با ایرانی‌ها مذاکره می کنید، [یک وقت] ایرانی‌ها از این رزمایش ناراحت نشوند که به این مذاکرات اقتصادی ضربه بخورد،

او رویش بشود و خجالت نکشد از اینکه بگوید «نه آقا، اینها تأثیری ندارد؛ ایرانی‌ها اینقدر احتیاج به این مذاکرات دارند که امثال این رزمایش ضرری به مذاکره‌ی اقتصادی ما نمی زند»! این اظهار ضعف در مقابل دشمن نباید بشود.»




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فرانسه، شهید همت، وزیر خارجه فرانسه، مقام معظم رهبری، چالش اقتصادی، روحانی، احساس ضعف،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط عقل کل
می گفت: یه همسایه داریم هر چی حرف میزنه در ادبیات حرف زدنش ، یا کلمات انبر و گازانبر به کار می بره یا باغ یا منقل.

مثلا اگه بخواد بگه دلم درد میکنه میگه : انگار دارند با گازانبر روده هامو می چینند و جمع می کنند، یا مثلا اگه بخواد بگه چه برنامه ای برای آینده دارم، میگه: باید یه باغ بخرم وقتی درختاش میوه داد سیب و گلابی ها رو بفروشم و چوب درختاش رو هم زغال کنم واسه منقل!

گفتم: با این حساب، این همسایه تون استعداد نهفته ریاست جمهوری از نوع «اعتدالی» داره!

گفت: نه! آخه معتاده! یه پسر داره اونم مواد فروشه. اسم پسرش « برسام» است. گاهی وقتا وقتی نعشه میشه قربون صدقه پسرش میره و بلند میگه : پشرم برجام! من هر چی دارم از تو دارم عژیژم! »

                    




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: ادبیات روحانی، روحانی، دولت، اعتدال،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط عقل کل
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: «همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است. پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.»

مقام معظم رهبری هم فرمودند: « اینکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام می فرماید: «ما رأیت نعمة موفورة الّا و فی جانبها حقّ مضیّع»؛ یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشته‌ای به وجود آمده، بدانید در کنارش حقوق ضایع‌شده فراوانی وجود دارد؛ مظهر اصلی و مصداق عمده‌اش همین است که کارگزاران و مسئولان حکومت، با استفاده از نفوذ و قدرت، راحت بتوانند از امکانات عمومی استفاده کنند؛ بانک ها راحت وام بدهند؛ مراکز گوناگون، امکان استفاده از زمین، آب، هوا، تجارت و وارد کردن و صادر کردن را در اختیار آنها بگذارند؛ ناگهان ببینید کسانی که دستشان از مال دنیا تا اندکی پیش خالی بود، ثروت های گزاف پیدا کرده‌اند؛ ظاهر کار هم قانونی است. »

     

امروز اگر رئیس جمهور از گورخوابی ابراز نگرانی و تاسف می کند به ثروت انباشته ای بنگرد که در اطرافش به وجود آمده است.

حقوق شهروندی آن گورخواب را چه کسی ضایع کرده است؟ رئیس جمهور فقط کافیست کمی حوالی خود را جستجو کند تا آن را بیابد؛ در ساختمان ریاست جمهوری که چند میلیارد خرج امکانات رفاهی اش کردند؛ در ویلای وزیر راه، در ثروت افسانه ای وزیر صنعت، در فیش حقوقی صفدر و شرکا، در پوشه قراردادهای نفتی وزیر نفت؛ و کمی نزدیکتر در جیب حسین فریدون و یا شاید از این هم نزدیکتر در منزل شخصی خود!

اگر زمانی شهید رجایی نگران محرومان بود زندگی ساده اش آن را باورپذیر می کرد؛ اما رئیس جمهور شمال نشین تهران و دولت سرمایه دارها را چه به نگران شدن برای گورخواب ها!!!

این ژست ها به شما نمی آید آقای رئیس جمهور!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: گورخوابی، سرمایه داری، ساده زیستی، دولت، روحانی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:6)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]  

قالب وبلاگ