مشکل این نیست که منتقدین رئیس جمهور بیسواد هستند یا بی شناسنامه حرف می زنند یا دلواپس شده اند یا تندروی می کنند یا می خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند...
مشکل این چیزها نیست. مشکل بر می گردد به شخصیت آقای روحانی که سعه صدر لازم برای ریاست جمهوری را ندارد و زود جوش می آورد و از کوره درمی رود.مشکل اینجاست که آقای روحانی نمی تواند انتقادی را بشنود و به جای واکنش نشان دادن و برچسب زدن، کمی دندان روی جگر بگذارد یا حداقل به جای کوبیدن منتقد، برای رد حرف منتقدان دلیل بیاورد.
مشکل این است که آقای روحانی اگر چه به دیگران می گوید آرامش جامعه را بر هم نزنید و آستانه تحملتان را بالا ببرید اما آستانه تحمل خودش پایین است و هر چند وقت یکبار سوژه سازی می کند و آرامش را برهم می زند،
مشکل این است که آقای روحانی اگر چه می گوید دعواهای گروهی و جناحی مثل فلفل در غذاست که یک حدی از آن بد نیست اما وقتی غذا پر از فلفل شود داد آدم درمی آید اما در عین حال ،خودش جیبی پر از فلفل دارد که به دهان گوینده هر حرفی که به مذاقش خوش نیاید می ریزد.

البته حاشیه ساز بودن روسای جمهور مسبوق به سابقه است. خاتمی به نوعی حاشیه سازی می کرد و احمدی نژاد به نوعی دیگر. مثلا خاتمی با نه روز یک بحران و لوایح دوقلو حاشیه سازی می کرد و احمدی نژاد هم با ادبیات عامیانه و چسبیدن به رفیق دوقلویش! اما با این حال ، هیچکدام به اندازه روحانی ، منتقدان خود را برچسب باران نمی کردند. حتی خاتمی با اینکه بر سر دانشجویان معترض فریاد زد باز هم کمتر از روحانی منتقدانش را می کوبید.

 روحانی از یک طرف می گوید از دولت انتقاد کنید و از طرف دیگر حرف منتقدان را اگر بر خلاف نظرش باشد می کوبد و چند برچسب نثارشان می کند. گویا او انتظار دارد یک جامعه تک صدایی داشته باشیم و آن صدا فقط دولت را تمجید کند. شاید هم روحانی انتظار دارد همه با همان چشمی به مسائل بنگرند که او می نگرد و نگاهی دیگر را برنمی تابد.



حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: «آلة الریاسه سعه الصدر» سعه صدر و وسعت نظر ابزار ریاست است. هر چه مسئولیت انسان بالاتر باشد باید سعه صدر بیشتری داشته باشد و کسانی که این ابزار کلیدی برای مدیریت را ندارند نباید مسئولیت بپذیرند. یک مسئول باید گوشی شنوا برای حرف های مردم ولو مخالفانش داشته باشد و حتی گاهی لازم است سخنانی را که بر علیه او گفته می شود نادیده بگیرد و خود را به تغافل بزند و بردباری به خرج دهد.

یک رئیس جمهور باید به مردم گزارش کار بدهد و به ابهامات و سوالات و دغدغه های مردم پاسخ دهد اما نباید اینقدر بیکار باشد که با شنیدن هر انتقادی ،موضع بگیرد و با برچسب زدن ،صدای منتقد را خاموش سازد. در کشور ما به اندازه کافی ؛روزنامه و سایت و خبرگزاری وجود دارد که بخواهد جواب منتقدین رئیس جمهور را بدهد. هر حرفی که منتقدین می زنند بلافاصله توسط روزنامه ها و سایت های حامی دولت رصد می شود و بر علیه آن موضع می گیرند حالا اگر رئیس جمهور هم بخواهد خود را در این بحث های سیاسی و جناحی وارد کند و برچسب بزند که دیگر فرصت نمی کند به کارهای اساسی کشور برسد.

لذا آقای روحانی بهتر است در اولین قدم برای بالابردن آستانه تحمل جامعه، ابتدا آستانه تحمل خود را بالا ببرد و دست از حاشیه سازی بردارد و تصمیم بگیرد که در برابر سخن منتقدان یا دلیل منطقی بیاورد یا کمی دندان روی جگر بگذارد و بردباری به خرج دهد. اگر روحانی در سخنرانی هایش تنها همین یک نکته را رعایت کند خواهد دید که کشور آرامش بیشتری پیدا خواهد کرد چون حداقل نتیجه اش این است که دیگر رئیس جمهور با حرف هایش سوژه جدیدی برای رسانه ها نمی سازد تا یک دسته بشوند بیسواد و یک دسته باسواد، یک دسته بی شناسنامه باشند و یک دسته شناسنامه دار، یک دسته افراطی باشند و یک دسته واداده ،یک دسته بخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و یک دسته به جهنم و...

 آقای روحانی باید به خاطر برچسب هایی که نثار منتقدانش می کند از مردم عذرخواهی کند بالاخص به خاطر سخنرانی اخیرش که گفت: « برخی بیکارند و شغل ندارند و دچار توهمات هستند و مدام غصه دین و آخرت مردم را می خورند در حالی که نه دین را می شناسند و نه آخرت را.»

آیا العیاذ بالله مراجع عظام تقلید و علما بیکارند که دغدغه آخرت مردم را دارند؟ آیا العیاذبالله پیامبر اکرم و امیرالمومنین علیه السلام بیکار بودند که دغدغه  آخرت مردم را داشتند؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: روحانی، رئیس جمهور، حاشیه سازی، علما، بهشت، منتقدان دولت،
ارسال در تاریخ دوشنبه 12 خرداد 1393 توسط عقل کل

1-یک باب منزل مسکونی به مساحت 175 متر ، با 127 متر مربع زیربنا ، 40 سال سابقه ساخت در منطقه نارمک تهران

2-حساب جاری بانک ملت شعبه دانشگاه علم و صنعت ایران برای دریافت حقوق از دانشگاه

3-حساب جاری بانک ملی شعبه وزارت کشور مربوط به دوره استانداری اردبیل که در حال حاضر موجودی ندارد

4-یک دستگاه اتومبیل پژو 504 مدل 1977 سفید رنگ

5-دو خط تلفن ثابت شهری

این فهرست اموال و دارایی های آقای احمدی نژاد بود که هشت سال پیش به اطلاع عموم مردم ایران رسید.

اکنون نیز که هشت سال گذشته است آقای احمدی نژاد اعلام کرد تغییری که در اموال اینجانب پدید آمده است بازسازی و نوسازی منزل مسکونی قدیمی نارمک است که با کمک همسر و فرزندان و با استقراض از بانک و همچنین صندوق نهاد و برخی بستگان چهار واحد حدود یکصد متر مربعی احداث گردیده که با فرزندان در آن سکونت داریم.

این کار پسندیده ای بود که آقای احمدی نژاد علاوه بر گزارش به رئیس قوه قضائیه ، مردم را محرم خود دانست و فهرست اموالش را به اطلاع عموم مردم ایران هم رسانید. عقلانیت اقتضا می کند که هر کار خوبی را ادامه دهیم لذا انتظار می رود که آقای روحانی نیز فهرست اموال و دارایی هایشان را اعلام عمومی نمایند. این امر هم اعتماد عمومی که سرمایه اجتماعی یک ملت را افزایش می دهد هم به شفافیت فضا کمک می کند.

در زمان تبلیغات ریاست جمهوری نیز بهتر بود که صدا و سیما از منزل هر کدام از کاندیداهای ریاست جمهوری فیلمی تهیه می کرد تا مردم بنا به توصیه های حضرت امام (ره) مبنی بر ساده زیستی مسئولین ؛ بهتر بتوانند به میزان پایبندی عملی کاندیداها به توصیه های امام راحل (ره) پی ببرند. البته منظور ، تهیه فیلم از منزل شخصی کاندیداهاست نه منزل پدری آنها ، چون معمولا منزل های پدری افراد که مربوط به زمان گذشته است سادگی خود را دارد و از طرف دیگر خود کاندیداها قرار بود رئیس جمهور شوند نه پدر آنها!

من به عنوان یک ایرانی از اینکه رئیس جمهور کشورم صادقانه و شفاف و بدون دغدغه ، اموال و دارایی هایش را اعلام عمومی نماید خرسند خواهم شد؛ شما چطور؟




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: رئیس جمهور، روحانی، احمدی نژاد، اعتماد عمومی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 13 مرداد 1392 توسط عقل کل

قانون انتخابات ریاست جمهوری در پنجم تیر ماه 1364 به تصویب رسید. این قانون در هشت فصل، 94 ماده و 25 تبصره تنظیم شده بود و هفت دوره انتخابات ریاست جمهوری با استناد به این قانون برگزار شد.

در حال حاضر مجلس طرحی را در دست بررسی دارد که به اصلاح این قانون می پردازد. طرح اصلاح قانون انتخابات، خارج از نوبت مورد بررسی قرار گرفت و نمایندگان با کلیات این طرح در 12 آذر 1391 موافقت نمودند. این طرح 21 ماده و 17 تبصره دارد که در صورت تصویب نهایی، 21 ماده از 94 ماده قانون انتخابات فعلی اصلاح خواهد شد.

یکی از موادی که مورد اعتراض قرار گرفته است ماده 7 است که به اصلاح ماده 35 قانون انتخابات می پردازد. در این ماده برای کاندیداهای ریاست جمهوری سقف سنی تعیین شده است ( دارا بودن حداقل 45 و حداکثر 75 سال سن).

و برای احراز رجل دینی بودن گفته است باید تاییدیه 25 نفر از اعضای ادوار مجلس خبرگان رهبری و یا اعضای شورای مدیریتی حوزه های علمیه را در زمان ثبت نام داشته باشد. و برای احراز رجل سیاسی بودن ، یک راه این است که حداقل صد نفر از نمایندگان فعلی یا گذشته مجلس، وزرا، معاون وزرا، دبیرکل احزاب ،...امضا کنند که فرد مورد نظر رجل سیاسی است.

البته فعلا ماده 7 این طرح به تصویب نهایی نرسیده است و چون مخالف قانون اساسی است احیانا حذف خواهد شد و حتی در صورت تصویب نهایی به تایید شورای نگهبان نمی رسد.

اما چند سوال؟

آیا این سقف سنی مناسب است؟ خداوند متعال هم سن چهل سالگی را برای مبعوث شدن به پیامبری مناسب می داند اما طبق این طرح باید پنج سال دیگر نیز اضافه شود تا شاید شایسته کاندیداتوری ریاست جمهوری شوید! از طرف دیگر شما به فرماندهان دفاع مقدس که حماسه ها آفریدند نگاهی بیندازید ببینید در چه رده سنی قرار داشتند؟ در اسلام، سن مطرح نیست شایسته سالاری مطرح است. مگر مولا علی علیه السلام چند سال داشتند که به ولایت امر مسلمین برگزیده شدند؟

در مورد رجل سیاسی و مذهبی بودن هم آیا صرف گرفتن امضا کفایت می کند؟ اولا نمایندگان مجلس خبرگان و علمای حوزوی به این راحتی ها امضا نمی دهند به این دلیل که می گویند از نظر شرعی بعدا ما مسئول اشتباهاتی هستیم که فرد مورد تاییدمان مرتکب می شود، ثانیا اگر امضا هم بدهند و فرد مورد نظر احیانا رد صلاحیت شود تازه اول جنجال سازی است که 25 عالم دینی تایید کردند و شورای نگهبان رد کرد!

در مورد رجل سیاسی هم اگر قرار باشد کاندیداهای ریاست جمهوری از همان ابتدا وامدار سیاسیون باشند و بعدها بخواهند دین خود را به آنها ادا کنند که نمی شود رئیس جمهور، می شود نوکر احزاب! و این رویه باعث می شود چرخه قدرت فقط در دست عده ای معدود باقی بماند و همان ایراداتی که ما به نظام دو حزبی آمریکا و برخی کشورهای غربی می گیریم بر سر خودمان هم بیاید و هیچ فرد مستقلی نتواند به چرخه قدرت وارد شود.

گذشته از این ها مگر گرفتن چند امضا می تواند نشانه صلاحیت افراد باشد؟ اصلا مگر خود امضا دهندگان در کجا احراز صلاحیت شده اند تا امضایشان نشان دهنده صلاحیت باشد؟!

آیا بهتر نیست برای حاکم کردن شایسته سالاری در کشور، از همه کسانی که کاندیدای نمایندگی یا ریاست جمهوری هستند در ابتدا آزمونی گرفته شود تا سطح اطلاعات آنها را در علومی که به مسئولیتشان مربوط است بسنجد؟

چرا برای یک مسئولیت معمولی در رده های پایین دولتی با اینکه می دانیم افراد مورد نظر مدرک مورد نیاز را دارند آزمون استخدامی به عمل می آوریم اما از کسانی که قرار است بر سرنوشت مردم حاکم شوند آزمونی به عمل نمی آید؟

آیا کسی که نماینده مجلس می شود نباید با قانون های مختلف آشنا باشد؟ چرا وقتی به برخی نمایندگان مراجعه می کنیم تا به رفع مشکل قانونی بپردازند می گویند تخصص ما در فلان رشته است و با قوانین فلان نهاد آشنایی نداریم؟!

آیا کسی که می خواهد رئیس جمهور شود نباید اطلاعات پایه ای از علوم مورد نیاز در مسئولیتش را بداند؟ چرا باید اجازه دهیم کسانی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مورد تایید قرار گیرند که به طور مثال در بحث های اقتصادی فقط سخن کارشناسان را تکرار می کنند و خود حتی با مبانی علم اقتصاد هم آشنایی ندارند؟ آیا چنین افرادی می توانند در پیچ و خم مشکلات اقتصادی و...بهترین تصمیم را بگیرند؟ اصلا چرا نباید از کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری تست هوش بگیرند و استعداد حساب و تحلیل و مدیریتشان را بسنجند تا حداقل از نظر میزان اطلاعات و استعداد، بهترین ها برگزیده شوند؟

عصر ما عصر اطلاعات و دانایی است و برای مدیریت جامعه اسلامی باید کسانی برگزیده شوند که هم تعهد داشته باشند و هم تخصص. و به قول شهید چمران « تقوا از تخصص لازم تر است اما آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست». تخصص نمایندگی یعنی آشنایی اجمالی با کلیه قوانین و تخصص ریاست جمهوری یعنی آشنایی اجمالی با کلیه اطلاعات و علومی که یک رئیس جمهور در تصمیم گیری ها به آن نیاز دارد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: رئیس جمهور، مجلس، قانون انتخابات، کاندیدا، رجل مذهبی و سیاسی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 19 آذر 1391 توسط عقل کل

نکاتی چند پیرامون سوال از رئیس جمهور:

- قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت های زیادی دارد که ما هنوز از بعضی از ظرفیت های آن استفاده نکرده ایم به طوری که بعد از گذشت سی سال ؛ برای اولین بار قسمتی از اصل هشتاد و هشتم عملی شد و سوال از رئیس جمهور در مجلس صورت گرفت. در صورتی که در ادوار گذشته نیز می شد از این ظرفیت استفاده کرد. شاید اگر این قانون در دوره های گذشته نیز عملی شده بود بعضی از مشکلاتی که اکنون با آن مواجه هستیم و ریشه در عملکرد دولت های گذشته دارد کمتر وجود داشت و از طرف دیگر با کسب تجربه آموخته بودیم که چگونه باید از رئیس جمهور سوال کرد و چگونه رئیس جمهور باید پاسخ دهد!

- این سوالات گر چه به قول رئیس جمهور مدت ها بر سر زبان ها بود ، اما قسمتی از آن ، از همان نوع حاشیه هایی بود که بارها رهبر معظم انقلاب اشاره فرموده بودند از حاشیه ها دوری کنید و به متن بپردازید؛ لذا بر سر زبان انداختن دوباره این حاشیه ها کار چندان درستی نبود و اگر جلسه از کنترل خارج می شد و خویشتن داری صورت نمی گرفت و پای حرف های ناگفته به میان می آمد ممکن بود فضای امیدبخشی که بعد از حضور حماسی مردم در انتخابات به وجود آمده بود را تبدیل به یاس و جدال بر سر بحث های فرعی کند و دشمنی که با اثر انگشت مردم ناامید شده بود با کلام بیجای برخی مسئولین امیدوار شود و ذائقه مردم تلخ گردد.

 - بعضی ها این جلسه را با بازی فوتبال یا رینگ بوکس اشتباه گرفته اند، گویی مجلس یک تیم است و دولت تیمی دیگر و قرار بوده است به هم گل بزنند و ببینند چه کسی برنده می شود و چه کسی بازنده؟! و انگار نه انگار که دولت و مجلس دو قوه از نظام جمهوری اسلامی هستند که ضربه دیدن هر یک از آنها ضربه به نظام است!

- رعایت اخلاق و ادب اسلامی بر هر مسلمانی لازم است اما بر مسئولین یک نظام اسلامی لازم تر است. هم اینکه رئیس جمهور با کنایه بگوید «به نظرم طراح سوال از همان هایی بوده که با شاسی فوق لیسانس شده» خارج از چارچوب اخلاق اسلامی است و هم اینکه گروهی از نمایندگان ، رئیس جمهور را در جلسه مجلس هو کنند خارج از ادب است. هم اینکه رئیس جمهور لغات و اصطلاحات کوچه بازاری را در جلسات رسمی به کار برد شایسته نیست و هم اینکه یک نماینده در جریان بحث با نماینده ای دیگر ، کلمات رکیک به کار برد دور از ادب است. کار غلط، غلط است حال از طرف هر کسی که باشد. پس بهتر است با تعصب رفتارهای غلط را توجیه نکنیم و نگوییم « جواب های ، هوی است» یا مجلس در حق دولت نامردی کرده بود پس حقش بود و دلمان خنک شد و...  مسلما نوع رفتارهای مسئولان با یکدیگر بر رفتار جامعه نیز اثر می گذارد و نا مناسب بودن ادبیات سخن گفتن آنهابا یکدیگر، روحیه تعامل و همکاری را به کینه و لجبازی تبدیل می کند و دودش به چشم مردم می رود!

- در مورد سوال از مکتب ایرانی، رئیس جمهور بعد از تعریف و تمجید از ایران گفت « ایران یعنی شیوه شیعه علوی و اسلام ناب محمدی (ص) » .  خوب مرد حسابی! اگر واقعا منظورت این است چرا لقمه را دور سرت می چرخانی ، یک راست بگو « اسلام ناب محمدی» تا هم کلام امام عظیم الشان را که همیشه می فرمود « اسلام ناب محمدی» پاس داشته باشی و هم این همه جار و جنجال به پانکنی!  چون ما ملت از کسانی که فقط دم از ایران می زنند چشم ترس داریم زیرا دیده ایم همان ها که فقط ندای ایران ایرانشان به گوش می رسید ناقوس جنگ که به صدا درآمد بارو بندیلشان را بستند و از ایران فراری شدند و با دشمنان ایران هم کاسه شدند اما آنها که دم از اسلام می زدند در زیر شنی تانک های دشمن له شدند اما نگذاشتند یک وجب از ایران به یغما رود!

- در مورد قانون عفاف و حجاب نیز رئیس جمهور گفت « کار فرهنگی با برخورد و بگیر و ببند نمی شود و به دختر و پسرها گیر سه پیچ ندهید» . مسلما برای یک نظام اسلامی شایسته نیست که وضعیت عفاف و حجاب در آن مناسب نباشد لذا اگر نظر رئیس جمهور این است که با کار فرهنگی حجاب و عفاف را نهادینه کند کسی جلوی این کار را نگرفته ، محکم و جدی به صحنه بیاید و با کار فرهنگی آن را عملی سازد. درست است که نهادهای مختلفی در عرصه فرهنگ دخیلند از صدا و سیما و... اما در زیرمجموعه دولت که می توان این کار را کرد. پس بهتر است دولت به جای اینکه حرف هایی بزند که هنجارشکنان را جری تر کند هر طرح فرهنگی در این زمینه دارد به مرحله اجرا درآورد و وضعیت حجاب را سروسامان دهد.چون هدف اصلی اجرای این قانون است و روش اجرا میتواند متفاوت باشد اگر دولت روش مناسبی دارد به جای تعلل ،اجرایی کند.

- در مورد نوشتن و اجرای قانون نیز مقام معظم رهبری (مدظله العالی )بارها اشاره فرموده اند که مجلس سعی کند طوری قانون بنویسد که اجرای آن برای دولت عملی باشد و دولت نیز وقتی قانونی منجز شد موظف است همه توان خود را برای اجرای آن به کارگیرد. اما در حال حاضر گاهی مجلس بر تصویب قانونی اصرار دارد که شورای نگهبان آن را برخلاف قانون اساسی می داند و اجرای آن برای دولت مشکل است اما وقتی به مجمع می رود تصویب می شود . دولت نیز گاهی این قوانین را به عنوان قانون نمی پذیرد و اینجاست که همکاری بین قوا کمرنگ می شود.

- در مورد برکناری وزیر خارجه نیز رئیس جمهور گفت «من به او ماموریت نداده بودم» بر فرض که این طور باشد (هرچند وزیر مربوطه چیز دیگری می گوید) اما اگر چند ساعتی صبر می کرد و وقتی وزیر از ماموریت برمی گشت برکنارش می نمود آسمان که به زمین نمی آمد. قرار نیست دلخور بودن از یک وزیر را بر سر نظام خالی کنیم.

- مردم هم مجلس را به خوبی می شناسند و هم دولت را. هم به معایب مجلس واقفند و هم به معایب دولت. پیش از اینکه احمدی نژاد بخواهد با کنایه عیب های مجلس را رو کند مردم ،یکشنبه سیاه  و تلاش برای تصویب حقوق مادام العمر و...را از این مجلس دیده بودند و قبل از اینکه نمایندگان بخواهند از رئیس جمهور مچ گیری کنند مردم عزل ناگهانی وزرا و...را از رئیس جمهور دیده بودند پس زیاد نگران خدشه دار شدن آبروی مجلس یا دولت در نزد مردم نباشید و سعی نکنید با کش دادن این بحث ها ، خود را ثابت کنید ؛به جای آن سعی کنید ولایتمداری را در عمل تجربه کنید.

خیلی طولانی شد از بقیه نکات صرف نظر می کنم




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مجلس، دولت، رئیس جمهور، قانون اساسی،
ارسال در تاریخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic