تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر دولت
می گفت: یه همسایه داریم هر چی حرف میزنه در ادبیات حرف زدنش ، یا کلمات انبر و گازانبر به کار می بره یا باغ یا منقل.

مثلا اگه بخواد بگه دلم درد میکنه میگه : انگار دارند با گازانبر روده هامو می چینند و جمع می کنند، یا مثلا اگه بخواد بگه چه برنامه ای برای آینده دارم، میگه: باید یه باغ بخرم وقتی درختاش میوه داد سیب و گلابی ها رو بفروشم و چوب درختاش رو هم زغال کنم واسه منقل!

گفتم: با این حساب، این همسایه تون استعداد نهفته ریاست جمهوری از نوع «اعتدالی» داره!

گفت: نه! آخه معتاده! یه پسر داره اونم مواد فروشه. اسم پسرش « برسام» است. گاهی وقتا وقتی نعشه میشه قربون صدقه پسرش میره و بلند میگه : پشرم برجام! من هر چی دارم از تو دارم عژیژم! »

                    




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: ادبیات روحانی، روحانی، دولت، اعتدال،
ارسال در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1395 توسط عقل کل
حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند: «همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است. پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.»

مقام معظم رهبری هم فرمودند: « اینکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام می فرماید: «ما رأیت نعمة موفورة الّا و فی جانبها حقّ مضیّع»؛ یعنی هرجا شما دیدید ثروت انباشته‌ای به وجود آمده، بدانید در کنارش حقوق ضایع‌شده فراوانی وجود دارد؛ مظهر اصلی و مصداق عمده‌اش همین است که کارگزاران و مسئولان حکومت، با استفاده از نفوذ و قدرت، راحت بتوانند از امکانات عمومی استفاده کنند؛ بانک ها راحت وام بدهند؛ مراکز گوناگون، امکان استفاده از زمین، آب، هوا، تجارت و وارد کردن و صادر کردن را در اختیار آنها بگذارند؛ ناگهان ببینید کسانی که دستشان از مال دنیا تا اندکی پیش خالی بود، ثروت های گزاف پیدا کرده‌اند؛ ظاهر کار هم قانونی است. »

     

امروز اگر رئیس جمهور از گورخوابی ابراز نگرانی و تاسف می کند به ثروت انباشته ای بنگرد که در اطرافش به وجود آمده است.

حقوق شهروندی آن گورخواب را چه کسی ضایع کرده است؟ رئیس جمهور فقط کافیست کمی حوالی خود را جستجو کند تا آن را بیابد؛ در ساختمان ریاست جمهوری که چند میلیارد خرج امکانات رفاهی اش کردند؛ در ویلای وزیر راه، در ثروت افسانه ای وزیر صنعت، در فیش حقوقی صفدر و شرکا، در پوشه قراردادهای نفتی وزیر نفت؛ و کمی نزدیکتر در جیب حسین فریدون و یا شاید از این هم نزدیکتر در منزل شخصی خود!

اگر زمانی شهید رجایی نگران محرومان بود زندگی ساده اش آن را باورپذیر می کرد؛ اما رئیس جمهور شمال نشین تهران و دولت سرمایه دارها را چه به نگران شدن برای گورخواب ها!!!

این ژست ها به شما نمی آید آقای رئیس جمهور!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: گورخوابی، سرمایه داری، ساده زیستی، دولت، روحانی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1395 توسط عقل کل

خسارات برجام تمامی ندارد. شبیه دومینویی است که  با حراج اورانیوم 20 درصد آغاز شد و با سیمان ریختن در قلب راکتور اراک ادامه یافت و امروز به خنجر زدن به پشت مدافعان حرم رسیده است و فردا معلوم نیست تا کجا پیش برود.

برجام نه تنها نعمت نبود بلکه عذابی بود که به دست اشرافیت زر و زور و تزویر بر سر ملت نازل شد. عذابی که اگر خداوند ما را از شر آن ایمن ندارد هویت انقلابی و استقلال جمهوری اسلامی را بر باد خواهد داد.

برجام فقط یک عذاب نبود که پایان پذیرد بلکه سرچشمه عذاب است. روزی ملت را با پر کردن قلب راکتور اراک عذاب می دهند و تحقیر می کنند ، روزی دیگر از الگوی جدیدی از قراردادهای نفتی برای باج دادن به شرکت های غربی رونمایی می کنند و ملت را عذاب می دهند و امروز نیز با ننگنامه FATF مردم را دق می دهند.

مردم عذاب می کشند از اینکه مسئولین ،در مناطق مرفه نشین پایتخت روی مبل های نرم و گرم لم داده اند و برای حاج قاسم سلیمانی که در سرما و گرمای عراق و سوریه جانش را کف دست گرفته تا دشمن نتواند به امنیت کشور ضربه بزند تحریم وضع می کنند.

این ننگ را به کجا ببریم که سردار دلاور ایرانی که مدافع امنیت میهن است در کشور خود نیز از دست دولتمردان کشورش امنیت ندارد!

آیا دولتمردان به ستون پنجم دشمن تبدیل شده اند که حاضرند برای راضی کردن نهادهای خودفروخته بین المللی ،از پشت به حاج قاسم ها خنجر بزنند؟

کدام دولت غیوری حاضر است نهادها و شرکت ها و افراد موثر کشورش را به دست خود تحریم کند و برای کسب رضایت کدخدا به هر خفتی تن دهد؟ تنها کسانی زیر بار چنین ننگ و ذلتی می روند که بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب، با الفبای غیرت بیگانه اند.

            


و جالب اینجاست که وقتی صدای انتقادها نسبت به عملکرد فاجعه آمیز دولتمردان بلند می شود باز هم مثل برجام ، سرمردم را با وعده و وعید و قول و تضمین های توخالی گرم می کنند و می گویند جای نگرانی نیست!

اگر جای نگرانی نیست چرا همه چیز را محرمانه نگه می دارید و از آشکار شدنش در نزد ملت هراسانید؟ اگر جای نگرانی نیست چرا بدون اجازه مجلس و نهادهای قانونی کشور به FATF تعهد داده اید؟ مگر دولت ، همه کاره کشور است که بتواند برای همه چیز تصمیم گیری کند؟

حتما تضمین های امروزتان نیز شبیه تضمین های دیروزتان است که با قاطعیت می گفتید همه تحریم ها در همان روز اجرای برجام یکباره رفع خواهد شد!

از دستاوردهای هسته ای که ثمره خون شهدای هسته ای بود عقب نشینی کردید تا تحریم ها برداشته شود ، اکنون که تحریم ها همچنان پابرجاست به جای اینکه پاسخگوی ساده اندیشی خود باشید محرمانه تعهد می دهید که چشم و گوش بیگانگان را این بار به حساب های ملت باز کنید، تا غربی ها مطمئن شوند اندکی از دلارهای بلوکه شده ، صرف تحقیقات علمی و اقتصادی نخواهد شد، صرف تامین امنیت کشور نخواهد شد، صرف هوافضا نخواهد شد و ...بلکه آنگونه خرج خواهد شد که کدخدا راضی باشد همانگونه که قبلا نیز محمود سریع القلم مشاور رئیس جمهور تلویحا به غربی ها تضمین داده بود که دولت پول برجام را صرف مبارزه با داعش نخواهد کرد!

اصلا بهتر نیست برای اینکه کدخدا از دولت راضی باشد به او تضمین دهید که تمام دلارها را در فیش های نجومی همان ذخایر نظام واریز خواهید کرد؟!

آیا این اوج ذلت نیست که دشمن به ما بگوید باید بدانم پول هایی که از فروش نفت و... به دست شما می رسد در کجا می خواهید خرج کنید؟! آیا این اوج بی غیرتی نیست که نهادها و افراد ایرانی را که آمریکا، آنان را تروریست می داند ما نیز حرف شیطان بزرگ را بپذیریم و در داخل کشور آنان را تحریم کنیم؟ آیا این بود مزد همه دلاوری های حاج قاسم و تلاش و کوشش نهادها و شرکت هایی که پیشرفت را برای کشور به ارمغان آوردند؟

اما اگر قرار به تحریم باشد باید کسانی در داخل ایران تحریم شوند که با وعده و وعیدهای توخالی سر مردم شیره مالیدند. آنها که قول داده بودند صد روزه مشکل اقتصاد مردم را حل کنند، آنان که می گفتند هم چرخ سانتریفیوژها خواهد چرخید و هم چرخ زندگی مردم! آنان که می گفتند تمامی تحریم های اقتصادی و حتی تحریم های تسلیحاتی و موشکی و اشاعه ای نیز لغو خواهد شد، آنان که بارها تاکید می کردند تحریم ها نه تعلیق می شود نه تعویق ؛ بلکه لغو خواهد شد! و با این وعده ها از ثمره خون شهدای هسته ای عقب نشینی کردند.

اگر قرار به تحریم باشد باید صاحبان فیش های نجومی و رفقایشان که آنها را ذخایر نظام می دانند تحریم شوند. اگر بنا به تحریم باشد باید فریدون ها و حامیان فریدون ها تحریم شوند.

گناه مردم چیست که آمریکای عهد شکن به تعهدش عمل نکرده و بر سر خوش خیال ها و ساده لوح هایی که به وعده اش اطمینان کرده بودند کلاه گذاشته است. آیا تاوان ساده لوحی دولتمردان را باید حاج قاسم و نهادهای انقلابی و شرکت ها و مراکز تحقیقاتی و علمی که کارهای موثر و فراوانی برای آبادانی و پیشرفت و امنیت کشور کرده اند بدهند؟

شاید بعضی گمان می کنند که هسته ای ارثیه پدری آنان بوده است که حراج کرده اند یا باغ پسته ای داشته اند که ایران در وسط آن افتاده است که محرمانه در حال فروش همه دستاوردهای نخبگان و ملت هستند و در عین حال، طلبکاری هم می کنند.

اما دولتمردان بدانند امام ما همانطور که فرمود « من دولت تعیین می کنم ، من توی دهن این دولت می زنم...» ، به ملت نیز آموخت که چگونه هم دولت تعیین کنند و هم در وقت لازم ، توی دهن هر دولتی که بخواهد استقلال کشور را بر باد دهد بزنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: FATF، برجام، دولت، حاج قاسم سلیمانی، تحریم، خودتحریمی،
ارسال در تاریخ شنبه 20 شهریور 1395 توسط عقل کل
یکی از خصوصیات دولت روحانی ،این است که بسیاری از ایرادات و انتقادات و اشکالاتی که به دولت قبل می گرفت خودش در عمل، شدیدتر و بدتر از آن را به انجام رسانده است.

به عنوان نمونه، تیم اقتصادی دولت یازدهم و از جمله شخص روحانی از جمله کسانی بودند که به افزایش حجم نقدینگی در دولت قبل انتقادات بسیاری داشتند، به طوری که روحانی در مهرماه 87 با انتقاد از عملکرد اقتصادی دولت نهم گفته بود: « مشفقانه به دولت پیشنهاد می شود به جای در پیش گرفتن سیاست های پولی و مالی انبساطی و افزایش حجم بیش از پیش نقدینگی و تورم، با بهبود فضای کسب و کار، نقدینگی موجود را به سمت تولید هدایت نماید که امروزه، معیار توانایی دولت در تکرار شعار «توانایی» نیست بلکه در هنر بهبود فضای کسب و کار و افزایش رشد سرمایه گذاری است.»

روحانی در مهرماه 91 نیز با بی اعتنایی به آمارهایی که بانک مرکزی در مورد تورم اعلام می کرد گفته بود: « رشد نقدینگی سیل بنیان‌کن است حالا بانک مرکزی نرخ تورم را هرچقدر می‌خواهد اعلام کند، از همین رشد نقدینگی می‌توان فهمید که در کشور چه می‌گذرد.»

اما آیا دولت روحانی که به افزایش حجم نقدینگی در دولت قبلی معترض بود خود توانست نقدینگی را کنترل کند؟

بنا به گزارش بانک مرکزی در پایان مرداد 92 و همزمان با آغاز به کار دولت یازدهم ،میزان نقدینگی 492 هزار میلیارد تومان بود و در پایان سال 94 به 1017 هزار میلیارد تومان رسید. بدین معنا که در 8 سال (96ماه) دولت قبلی، حجم نقدینگی حدود 400 هزار میلیاردتومان افزایش یافت اما در دولت روحانی فقط در عرض 31 ماه ، حجم نقدینگی حدود 525 هزار میلیارد تومان افزایش یافت و به 1017 هزار میلیارد تومان رسید که این افزایش کماکان ادامه دارد. این رقم نقدینگی در تاریخ دولت ها بی سابقه است.

        

نظریه پردازان اقتصادی دولت روحانی ، وقتی از افزایش نقدینگی در دولت قبل انتقاد می کردند عواملی همچون اجرای هدفمندی یارانه ها و مسکن مهر را در افزایش رشد نقدینگی و به تبع آن تورم موثر می دانستند اما جالب اینجاست که در حال حاضر 30 درصد رشدی که نقدینگی در سال 94 نسبت به سال 93 داشته است در شرایطی است که کشور در رکود به سر می برد و ساخت و ساز مسکن مهر و کارهای عمرانی نیز به بهانه عدم تامین منابع مالی تقریبا متوقف شده است. با این حساب دولت یازدهم ،ناتوانی خود در کنترل نقدینگی را به پای چه چیزی خواهد نوشت؟

کارشناسان اقتصادی معتقدند این حجم عظیم نقدینگی به مثابه سیلی بنیان کن است که در پشت سد مانده  و در صورتی که درست مدیریت و کنترل نشود ممکن است سد را بشکند و بحران اقتصادی ایجاد کند و تورم زا شود و آثار زیانباری بر اقتصاد کشور داشته باشد، اما در صورتی که  با مدیریت درست به سمت تولید روانه شود می تواند به حل مشکلات اقتصادی کشور کمک نماید. 

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در دیدار اخیرشان با هیات دولت با اشاره به حجم عظیم نقدینگی فرمودند: «من آن روز به آقای وزیر محترم اقتصاد و آقای سیف گفتم شما هر چه علم دارید و هر چه درس خوانده‌اید، امروز آن را به کار بیندازید برای اینکه این نقدینگی عظیمِ سنگین را هدایت کنید به سمت تولید، یعنی همه‌ی هنرتان این باشد؛ این کار اگر انجام بگیرد ــ که به نظر من کاری است ممکن؛ یعنی برای آقایانی که در رأس کار هستند، کاری است ممکن ــ مهم است.»

بنابراین آقای روحانی به جای نشان دادن آمارهای کاهش نرخ تورم به مردم که گویای وضعیت واقعی جیب آنها نیست باید همانطور که خود قبلا ادعا می کرد و می گفت « از همین رشد نقدینگی می توان فهمید در کشور چه خبر است» ، با نگاهی به رشد نقدینگی عظیمی که در دولتش ایجاد شده است باید بفهمد که در کشور چه می گذرد و به جای حاشیه سازی برای پرت کردن حواس مردم از ناتوانی های دولت( مثل نگرانی از لغو یک کنسرت و...) فکری به حال این نقدینگی افسار گسیخته ای بنماید که ممکن است با مدیریت نادرست ،تبدیل به سیلابی عظیم شود و وضعیت اقتصادی مردم را از شرایط فعلی هم ویران تر کند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: دولت، نقدینگی، روحانی، دولت یازدهم، دولت دهم، افزایش نقدینگی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 11 شهریور 1395 توسط عقل کل
در روزهایی که برخی از کارشناسان و دلسوزان کشور، پیگیر بررسی دقیقتر برجام بودند یکی از موافقان برجام به بهانه اینکه چرا 22 روز در اجرای برجام تاخیر افتاده است گفت: «خسارت 400 میلیارد تومانی برای هر روز تعویق در اجرای برجام!»

و اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس جمهور گفت: « هر یک روز تاخیر در اجرای برجام، خسارت های بسیار سنگینی برای کشور دارد و تا الان هم بیش از سه میلیارد دلار خسارت به کشور ضربه زده است.»

و مسعود پزشکیان نماینده مجلس نیز تاکید کرد: « با تاخیر در تعیین تکلیف برای برجام، روزانه چند هزار میلیارد تومان کشور ضرر می کند. معلوم نیست چه کسی باید در برابر این ضررها جوابگو باشد.»

و بالاخره برجام به فرجام رسید، فرجامی که با «تقریبا هیچ» و «خسارت محض» از آن یاد می شود و تجربه ای که به قدری ناخوشایند است که حتی یکی از موافقان سرسخت برجام هم ،تکرار آن را خیانت می داند.

اگر سال گذشته به بهانه خسارت های تخیلی در چاه برجام افتادیم اکنون می خواهند به بهانه های دیگر، به خسارت بزرگتری در ماجرای قراردادهای جدید نفتی برسیم.
چند روز پیش معاون اول رئیس جمهور گفت: « هر روز که یک قرارداد نفتی خصوصا در میادین مشترک به تاخیر می اندازیم خسارت بسیار سنگینی بر ملت ایران وارد می شود.»

در این واقعیت که تسریع در توسعه و برداشت از میادین مشترک نفتی لازم و ضروری است حرفی نیست ، اما آیا باید به این بهانه ، در خسارت بزرگتری وارد شویم و از ترس چاله در چاه بیفتیم و به قراردادهایی راضی شویم که سرمایه کشور را بر باد می دهند؟

چرا باید قراردادهایی را بپذیریم که نسبت به ظرفیت ها و توان داخلی کشور کم توجه است و استقلال کشور را نشانه گرفته و اختیار میادین نفت و گاز کشور را تا حدود 32 سال آینده در دست بیگانگان قرار می دهد؟

چرا باید باز هم به شرکت خائنی مثل توتال فرانسه اعتماد کنیم که با عملکرد نامطلوب خود، ده سال ایران را از برداشت از مهمترین و بزرگترین لایه گازی پارس جنوبی محروم کرد و راه را برای استفاده بیشتر قطری ها هموار نمود؟

چرا باید با شرکتی قرارداد ببندیم که در زمانی که قطری ها تمام سکوها را در لب مرز مشترک نصب کرده و حداکثر برداشت از میدان را داشتند، شرکت توتال، سکوهای ایران را در این میدان مشترک به جای اینکه در مرز مشترک نصب کند دور از مرز و در وسط میدان ،حفاری کرد تا باز هم به سود قطری ها تمام شود؟ و امروز چه کسی پاسخگوی این خسارات است؟

واقعا چرا اصرار دارند باز هم با شرکتی همکاری کنند که به جونیور رشوه داده بود؟



پی نوشت:
1- دولتی را که مردم، فعلا برای چهار سال انتخاب کرده اند چرا باید این حق را داشته باشد که بتواند برای فعالیت هسته ای تا 25 سال آینده و قراردادهای نفتی تا 30 سال آینده تصمیم گیری کند؟

2- گویا این دولت تا تمام استقلال کشور را نفروشد دست بردار نیست!

3- آن 166 نماینده ای که در مجلس قبلی با اینکه فهمیدند بیژن زنگنه قسم دروغ خورده است اما با اینحال باز هم به او رای اعتماد دادند الان کجا هستند تا پاسخگوی اقدامات زنگنه باشند؟




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: قراردادهای نفتی، زنگنه، توتال، پارس جنوبی، IPC، برجام، دولت،
ارسال در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1395 توسط عقل کل
نمی شود نسبت به آبروی صاحبان فیش های نجومی نگران شد و برای آنها دلسوزی کرد و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که وقتی شنید استاندار بصره در یک مهمانی شرکت داشته که ثروتمندان بوده اند و فقرا نبوده اند نامه ای نوشت و عثمان بن حنیف را توبیخ کرد و نگران آبروی استاندارش نشد.

استانداری که نه اختلاس کرده بود ، نه حقوق نجومی از بیت المال برای خود قائل شده بود و تنها جرمش این بود که با ثروتمندان همنشین شده بود و همین یک جرم باعث شد آبروی او در طول تاریخ برود. استانداری که لایق و کاردان بود و حتی اصحاب جمل در فتنه جمل ، او را به جرم دفاع از امیرالمومنین علیه السلام ، تحت شکنجه قرار دادند و موهای سر و صورتش را کندند که باعث تاثر شدید مولا شد.

اما کاردانی و دلاوری عثمان بن حنیف باعث نشد که مولای حق، چشم بر اشتباهات استاندارش ببندد و او را توبیخ نکند.حتما برخی ها که امروز در برابر انتشار فیش های حقوقی نجومی بعضی مدیرانی که اتفاقا چندان هم کاردان نیستند،حرف از آبروی افراد می زنند اگر در آن زمان هم بودند مولایمان امیرالمومنین علیه السلام را شماتت می کردند که چرا به خاطر حضور در یک مهمانی، آبروی استاندارش را برده است!!!

نمی شود از حقوق و پاداش های ده ها و صدها میلیونی مدیران دفاع کرد و آن را حق آنان دانست و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که وقتی به حکومت رسید جلوی ویژه خواری ها را گرفت و فرمود: « به خدا قسم اگر این اموال را بیابم باز می گردانم هر چند مهر زنان شده باشد.»

دادن حقوق ها و پاداش های نجومی رویه و مرام عثمان بود نه رویه امیرالمومنین علیه السلام. عثمان به دامادش «حارث بن حکم» در شب عروسی دخترش سیصد هزار درهم و به «زبیر» ششصد هزار درهم و به «طلحه» دویست هزار درهم و به «مروان» پانصد هزار دینار و به «عبدالرحمن بن عوف» دویست و پنجاه و شش هزار دینار بخشید و آن گاه که با اعتراض ابوذر و عمار نسبت به این ریخت و پاش ها مواجه شد برای اینکه دهان منتقدانش را ببندد و آنها را ساکت کند دستور داد ابوذر را به ربذه تبعید کردند و عمار یاسر را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند.

نمی شود نسبت به اختلاس پانصد میلیونی برای ساختن یک سد بی تفاوت بود و مثل آن شیخ مصلحت اندیش گفت : « اینقدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی می سازیم، ممکن است از قبل آن پانصد میلیون هم اختلاس شود. اما این سد برای کشور می ماند و هیچکس نمی تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند.»
 
و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که نسبت به چراغ بیت المال هم حساس بود و برای مذاکره شخصی ،چراغ بیت المال را خاموش می کرد و به کارگزارانش فرمان می داد که: « نوک قلم ها را باریک بتراشید و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده روی در هزینه کردن بیت المال بپرهیزید زیرا اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود.»
مولای ما، بر روی فاصله سطرها هم حساس بود و برخی ها بر هدر رفت پانصد میلیون هم چشم می بندند!

نمی شود خود را در آغوش فتنه گران انداخت و با کسانی که در برابر امام مسلمین کودتا کرده اند عکس یادگاری گرفت و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که در مقابل فتنه گران ایستاد و چشم فتنه را درآورد.

 نمی شود در برابر قتل شیعیان و اعمال فشار بر علمای شیعه سکوت کرد و با دیدن خشم مقدس سرداری غیور به خشم آمد و به بهانه تنش زدایی ، به روند عقب نشینی ادامه داد و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که نسبت به کشیدن خلخال از پای یک دختر یهودی نیز ساکت نمی نشست.

نمی شود در مناطق بالاشهر تهران زندگی کرد و برای فرزندان خود ، بهترین ها را مهیا نمود و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که می فرمود: « اگر بخواهم به عسل مصفا و مغز گندم و جامه های ابریشمین دست می یابم، ولی هیهات که هوای نفس بر من غلبه کند و آزمندی من، مرا به گزینش طعام ها بکشاند و حال آنکه در حجاز یا یمامه بینوایی باشد که به یافتن قرص نانی امید ندارد و هرگز مزه سیری را نچشیده باشد. یا شب با شکم انباشته از غذا سر بر بالین نهم و در اطراف من شکم هایی گرسنه و جگرهایی تشنه باشند.»

نمی شود در برابر دریافت حقوق های صدها میلیونی ،قیافه حق به جانب گرفت و بی حیایی را از حد گذراند و به جای عذرخواهی از پیشگاه ملت، با وقاحت تمام گفت که کار خلافی انجام نشده و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که در نامه به یکی از کارگزاران زیاده خواهش فرمود: « گویا میراث پدر و مادرت را به خانه می بری؟ سبحان الله! آیا به معاد ایمان نداری و از حسابرسی دقیق قیامت نمی ترسی؟ چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کرده ای، در حالی که می دانی حرام می خوری و حرام می نوشی؟»

بعضی می گویند قانون به آنها اجازه می داده که چنین حقوق ها و پاداش هایی داشته باشند. گیرم قانون اجازه بدهد آیا وجدانشان هم اجازه می دهد؟ آیا وجدانی نداشتند که با دیدن هزاران ایرانی که تنها امیدشان برای اداره زندگی، گرفتن یارانه است و صدها کارگری که چندین ماه است حقوق نگرفته اند به درد آید و از گرفتن حقوق های نجومی شرم کنند؟!


پی نوشت:

1- یکی از جوک های سال این است که فاطمه حسینی جوانترین نماینده مجلس که پدرش حقوق 57 میلیونی می گرفته ، وقتی با رانت پدر در لیست امید وارد شد و رای آورد ،در زمان تبلیغات انتخاباتی اش می گفت: « من می خواهم نماینده نسلی باشم که زندگی شاد و پرامید حق مسلم آنان است نه بیکاری و تبعیض و بی عدالتی!»
طرف، خودش نماد تبعیض و بی عدالتی بوده و فریاد عدالت سر میداده!
پیشنهاد می کنم این خانم نماینده، فیش حقوقی پدرجانشان را قاب کرده و بر دیوار اتاق نصب نمایند تا نمونه بارزی از تبعیض و بی عدالتی ، همیشه جلوی چشمشان باشد!

2- سربازهایی هستند که در راه مبارزه با مواد مخدر به شهادت می رسند، سربازهایی هستند که در راه دفاع از امنیت کشور توسط اشرار و تروریست ها به شهادت می رسند، سربازهایی هستند که هنوز هم زخم جراحت داعشی های فتنه 88 را بر تن دارند، و سربازهایی هستند که جان خود را در اثر حوادث مختلف از دست می دهند... اما کسانی هم هستند که سر نمی بازند و پول می بازند! چند سالی صبر می کنند تا مشمول قانون خرید سربازی غایبین شوند و از خدمت سربازی سرباز می زنند.
این هم نوعی تبعیض است. تبعیضی که دولت و مجلس وضع کرده اند تا خزانه دولت پر شود! فرق آن جوانی که در پاسگاه مرزی ،شب ها را تا صبح با هراس از ورود اشرار و قاچاقچیان می گذراند با آن جوانی که خدمت سربازی را می خرد چیست؟ یا باید هیچکس سربازی نرود یا باید همه بروند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام علی(ع)، استاندار بصره، تبعیض، عدالت، فیش های حقوقی، دولت، عثمان بن حنیف،
ارسال در تاریخ یکشنبه 6 تیر 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

قالب وبلاگ