پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

« هر کس شخصی را مامور رسیدگی به امور مردم نماید، در حالی که می داند در میان مردم شخصی بهتر از او و آشناتر به کتاب خدا و سنت پیامبرش وجود دارد به یقین به خدا و پیامبرش و مسلمین خیانت کرده است.»

چقدر تعریف خائن از دیدگاه دین و حزب تفاوت دارد! آن وقت می گویند چرا مردم به حزب روی خوش نشان نمی دهند و احزاب در ایران جایگاه شایسته و بایسته ای ندارند.

فرض کنید یک مسلمان به عضویت حزبی درآید و در زمان رای گیری بخواهد بر طبق نظر خودش که با تحقیق به آن رسیده است و حجت شرعی برای او قلمداد می شود عمل کند اما نظر حزبش چیز دیگری باشد؛ آن گاه او اگر بخواهد بر خلاف نظر حزبش رفتار نماید حزب تمامیت خواهش او را خائن معرفی می کنند و اگر بر خلاف حجت شرعی که برایش حاصل شده است رفتار نماید به خدا و پیامبر و مسلمین خیانت کرده است.

لذا روشن است که با دیدن عملکرد احزابی که حجت شرعی افراد را نادیده می گیرند و انتظار دارند اعضای حزب، «صم بکم» در اختیار حزب باشند مردم حق دارند که از حزب رویگردان باشند. مردم حق دارند از پیروی کورکورانه و تعطیل نمودن فکر و اندیشه خویش ؛هراسان باشند و به عضویت چنین احزابی درنیایند.

وقتی ما در انتخابات مختلف ، مردم را به انتخاب اصلح توصیه می کنیم  و می گوییم که باید برای رای به هر کاندیدایی ، حجت شرعی برایشان حاصل شده باشد و تاکید می کنیم که اگر بر طبق حجت شرعی رای دادند و بعد انتخاب آنها اشتباه از آب درآمد چون براساس حجت شرعی بوده ماجور هستند اما اگر برخلاف حجت شرعی رای دادند عذری در پیشگاه الهی ندارند و این در حالی است که اثر گذاری رای مردم یک در  چند میلیون است؛ لذا به طریق اولی کسی که رای او در تعیین وزیر یا شهردار نقش دارد و ارزش رای او حدود یک در 300 یا حدود یک در 30 است باید حجت شرعی برایش حاصل شده باشد و اعمال رای نماید وگرنه خائن به مسلمین است.

آیا فردای قیامت کسی که بر خلاف حجت شرعی ؛ نظر حزبش را برگزیده است عذری در بارگاه الهی دارد وقتی از او سوال می شود که چرا چنین عمل کردی و او بگوید چون دنباله رو حزبم بودم ؟ فرق چنین افرادی با آنان که می گفتند ما دنباله رو پدرانمان هستیم چیست؟ قرآن آنها را توبیخ می کند و می فرماید « آیا اگر پدرانشان درک نکردند و هدایت نیافتند باز هم از آنها پیروی می کنند.»

آیا اینگونه رفتار کردن نوعی حزب پرستی نیست؟ و می بینیم که حزب پرستان به نوعی شخصیت پرستی نیز می رسند.  

اما تعجب من از این است کسانی که تحمل موافق و هم حزبی خود را ندارند چگونه دم از « زنده باد مخالف من» می زدند و کسانی که با رفتار دیکتاتور مآبانه خود؛ مردم را از هر چه حزب است رویگردان و دلزده می کنند چگونه به دنبال توسعه سیاسی بودند و کسانی که حتی حق سخن گفتن را از هم حزبی خود می گیرند چگونه می خواستند گقتگوی تمدن ها به راه بیندازند!

با این مدل اصلاحاتی که این ها به نمایش گذاشته اند آزادی اندیشه امکان پذیر نیست؛ با این حساب می توان گفت: « آزادی اندیشه؛ با اصلاحات نمیشه»




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: حزب، احزاب، حجت شرعی، اصلاحات، آزادی اندیشه،
ارسال در تاریخ سه شنبه 26 شهریور 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic