تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر حاج قاسم سلیمانی
تو را چه به رجز خوانی و تهدید کردن؟

به پشتوانه ی کدامین افتخار، رجز می خوانی و ایران را تهدید می کنی؟

به سوابق عیاشی و لودگی هایت می نازی یا بساط قماربازی ات؟!

دهانت را ببند تا بوی گند شراب، در فضا نپیچد

تو را چه به رجزخوانی!

حتی مردم آمریکا نیز تو را هوسران و اهل بزم می شناسند نه اهل رزم

انگشت نمای کل دنیا شده ای در هرزگی.

 

آن کس می تواند رجزخوانی کند که اهل رزم باشد،

مثل سردار پرآوازه ایرانی حاج قاسم سلیمانی

آنکه منطقه را با یک انگشت می چرخاند

آنکه سربازانی دارد شبیه حججی ها

که در اسارت هم مثل کوه باصلابت و استوارند


تو به کدامین سربازانت می نازی؟

به سربازان بزدلی که وقتی به چند قدمی آب های ایران می رسند از ترس، خودشان را خیس می کنند!

یا به ارتشی که در سوریه و عراق و افغانستان زمین گیر می شود

شاید فکر کرده ای همین که با حروف بزرگ، تهدید کنی ؛ بزرگ می شوی

تهدیدهایت فقط به درد نوچه هایت می خورد

همان گاوهای شیرده ای که روی کمک هایت حساب باز می کنند اما در باتلاق بدبختی فرو می روند

 

مراقب حرف زدنت باش!

برای گوشمالی دادن به تو، نیازی به ورود ایران نیست؛

نگاهی به دور و برت بینداز

انصارالله یمن را ببین که چگونه گوش سعودی ها را پیچانده و تو و هم پیمانانت را زمین گیر کرده؛

حزب الله لبنان را ببین که چگونه دمار از روزگار دست پرورده ات اسرائیل درآورده.

اینان تنها گوشه ای از سربازان مقاومتند در منطقه؛

حاج قاسم سلیمانی از این سربازهای بین المللی کم ندارد

اگر جرقه ای بر علیه ایران برپا کنی شعله هایش تا کاخ سفید خواهد رسید و روزگارت را سیاه خواهد کرد.

دوران بزن در رو سرآمده است، ترامپ قمار باز!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سردار سلیمانی، ترامپ، تهدید، رجزخوانی، حاج قاسم سلیمانی، آمریکا،
ارسال در تاریخ جمعه 5 مرداد 1397 توسط عقل کل
سردار حاج قاسم سلیمانی در یکم مهر ماه در یادواره شهدای ملایر، سخنرانی کردند اما چون در رسانه ها ، کمتر به صورت مکتوب به آن پرداخته شد بخش هایی از این سخنرانی را در اینجا آوردیم. (وقتی مشاهده می کنیم سخنان افرادی که کارنامه درخشانی در خدمت به نظام ندارند و حرف هایشان بیشتر شبیه اراجیف است اما به دلیل حزبی و جناحی بودن، سخنانشان در رسانه ها پخش می شود چرا نباید سخنان پرمغز و سرشار از معرفت سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی به صورت کامل و مکتوب ارائه شود.)

گزیده ای از سخنرانی سردار حاج قاسم سلیمانی در یادواره شهدای ملایر:

***  من اعتقادم این است قله تربیت دینی و اخلاقی ما، دفاع مقدس بود... من معتقدم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که ظهور بکنند حکومتی که ایجاد بکنند قله آن حکومت، آن دوره ای بود که در دفاع مقدس ما ، در بخش ها و حالاتش اتفاق افتاد...من با تمام وجودم اعتقادم این است که جنگ ما مملو بود از بهشتیانی که بهشت ، مشتاق دیدارشان بود...

*** برادری داشتیم به نام ماهانی. «علی ماهانی » خیلی آدم مقدسی بود. خیلی مقدس بود. زخم بدنش را که دستش مجروح بود – به پایش هم شبیه دستش بود- همیشه به نوعی مخفی می کرد که تظاهر به این زخم نکرده باشد، که این زخم را طوری نمایان نکند که نمایش داده شود. این خیلی حرف است برادران! خیلی خودسازی بزرگی می خواهد. این ها حرف های عادی نیست. آن وقت او در والفجر3 در میدان مین اینجا ماند. میدان مین والفجر3 خیلی میدان بزرگی بود شاید جزو پرتراکم ترین میدان ها و موانع جنگ ، همین منطقه والفجر3 و کربلای یک بود حتی در بخشی از ابعاد از شلمچه هم بیشتر بود منهای کانال ها، بیشتر بود. خب (علی ماهانی را) می شناختند. شناخته شده بود. آمدند آب بدهند به مجروحین توی معبر. اول رفتند به سمت او... نخورد گفت به فلانی بدهید. دادند باز آمدند، گفت به فلانی بدهید. به همه مجروحین دادند. آب بود ولی وقتی برگشتند او به شهادت رسیده بود تشنه.

ما وقتی نه آب، نه تشنگی – تشنگی یک حرجی است که بر انسان وارد می شود. انسان اصلا ممکن است در آن لحظه عقلش هم کار نکند تا چه برسد به وجدانش. یک تلاشی داشته باشد حرصی داشته باشد بقاپد از دست کسی این را- غیر از این در موضوعات مادی، در موضوعاتی که خیلی ارزشی ندارد ما چه رقابت هایی می کنیم. نه در چیزی که حیاتمان هست، نه در چیزی که ناجی جانمان هست، در چیزی که یک ذره ما را بالا می برد؛ پول جیب ما را، رتبه ما را؛ درجه ما را، یا هر چیز دیگری در جامعه وجود دارد. ساده نیست...

      

*** (در دفاع مقدس) شرط اداره و فرماندهی ، سن نبود. شرط اداره و فرماندهی ، تحصیلات نبود. شرط اداره و فرماندهی، رتبه نبود. شرط اداره و فرماندهی، سنوات نبود.اما یک شرط وجود داشت و آن پخته شدن در کوره بود، زلال شدن در کوره بود، کوره آتش عملیات ها و جنگ. لذا برخی از رشدها ، رشدهای الکی نبود، پفکی نبود، رشدهای حقیقی بود. به سرعت می دیدی یک فرمانده گروهان می رسید به مستوای فرمانده گردان، گردان را اداره می کرد، به سرعت به مستوای بالاتری می رسید دلیلش انتخاب، انتخاب دقیق بود، درست بود.

آن وقت ویژگی فرماندهی، انکسار بود. برادران! اگر در هر ارتقائی و ارتفاعی که انسان پیدا می کند حالا این ارتقاء و ارتفاع چه منصبی باشد، چه مسئولیتی باشد، چه مقام مادی باشد، ثروتی پیدا بکند، چه علمی پیدا بکند اگر در آن، انکسار وجود نداشته باشد، خودشکستگی وجود نداشته باشد این تکبر و غرور و نخوت و طاغوت را درست می کند. همه کسانی که به مرتبه طاغوت رسیدند اول طاغوت نبودند، همه فرعون ها در مرتبه تولد، فرعون نبودند اما چون انکسار وجود نداشت و هر کسی به یک نسبتی، فرعونی در وجودش دارد. به تعبیر یک نویسنده ای، بعضی از انسان ها یک حیوان را در وجود خود دارند. بعضی از انسان ها یک نمایشگاهی از حیوانات را در وجود خودشان دارند. یک انسانی خلق و خوی بدترین حیوانات را پیدا می کند خلق و خوی خوک پیدا می کند با خصوصیاتش. خلق و خوی گرگ پیدا می کند در سطوح گوناگونش.

انسان منزه، انسانی است که این انکسار (را داشته باشد.) چرا معصوم می گوید « وَ لَا تَرْفَعْنِی فِی النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِی عِنْدَ نَفْسِی مِثْلَهَا، وَ لَا تُحْدِثْ لِی عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِی ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِی بِقَدَرِهَا» این میزان است. ما خیلی باید در این موضوع اگر می خواهیم شبیه بشویم در هر دوره ای از عمرمان و بمانیم به نسبت آن دوره، این موضوع را نباید در وجود خودمان فراموش کنیم و آن انکسار است. آن شکست داخلی در درون. خود را هیچ انگاشتن. این را دقت کنید. غرور، تکبر، نخوت، آفت هر گونه اثر تربیتی و اخلاقی و هر گونه مسئولیتی است.

یک مشکلی که ما داریم امروز ؛ و دیروز این نبود، دیروز هر آنچه وجود داشت حقیقی بود. ظاهر و باطن یکی بود. اما وقتی ظاهر و باطن دوتا می شود این اثر خیلی بد تربیتی دارد. در این کلمات قصار آقا امیرالمومنین(ع) وجود دارد در حالات این انسان ها. این ها منظورش کفار نیست. مسلمان هاست. « یَقُولُ فِى الدُّنْیَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِینَ وَ یَعْمَلُ فِیهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِینَ». حرف که می زند در چارچوب زاهدین حرف می زند اما عمل که می کند در چارچوب دنیاطلبان عمل می کند. این تضاد است. 

*** همت، واقعا هر وقت تو ذهنم می آید آدم دلش مملو از غصه می شود. فرمانده لشکر بود، لشکر پایتخت. ده ها هزار نفر زیر نظر او بودند. تو خیبر – برادران! طاقت این است، امتحان این است- تو خیبر، لشکرش آنقدر شهید شد، شهید شد، مجروح شد، شهید شد به گردان رسید. گردان را از طلائیه منتقل کرد به جزیره مجنون جنوبی، تبدیل به دسته شد. و الله تبدیل به دسته بعلاوه شد یعنی قریب 40 نفر!

همت با دسته ماند. آن وقت بدتر که موتور- نه در یک بنز ضد گلوله، در یک فضای ویژه – همت در ترک یک موتور، ناشناس توی ضلع وسطی جزیره جنوبی شهید شد و بیش از دو ساعت کسی نمی دانست اینکه بر زمین افتاده، همت است. این طوری می شود که او بر جان ها ، امروز حکومت می کند...

    

*** دلیل اینکه این نظام، برغم این فشار و این حصار و این محاصره و این سطوح گوناگونی که وجود دارد سرپا باقی مانده، رشد می کند... دو دلیل وجود دارد دو دلیل عمده. دلایل زیادی وجود دارد که در این نظام و سلامت این نظام و استثنایی بودن این نظام اثر دارد. یکی اش رهبری است. والله العظیم این را از باب اینکه بعضی ها ورد زبانشان شده در بیانات سعی می کنند مثل کلمه بسم الله الرحمن الرحیم این را بگویند اما به عمقش توجه نکنند این را نمی گویم. تو دنیا رهبری هست، زیاد هست، ملکه هست، پادشاه هست، صدراعظم هست، امپراطور هست، هستند در سطوح گوناگون، دارند تو ابعاد مختلف. اما کجا این حجم حرص! واقعا آدم بعضی وقت ها متاثر میشه ، نه از مردم عادی، مردم عادی خیلی معرفتشان بیشتر از نخبه هاست، نه نخبه های سیاسی. نقش رهبری در صیانت از این نظام ، در توجه و احترام به مردم، در حقوق مردم، در منزه بودن این جامعه. ما یادمان می رود بعضی وقت ها، مسئول مثل پدر است. پدر و مادر سه تا خصوصیت مهم دارند. یکی اخلاص در تربیت. پدر و مادر به بچه اش در تربیت دروغ نمی گوید. تربیت دروغ نمی کند. و لو اینکه خودش عمل نکند اما آنچه توصیه می کند آن درست را توصیه می کند. دوم صمیمیت است. سوم نگرانی است. ما بیاییم به دلیل انتخابات، به دلیل هر چیز دیگری، شعار های بی بها، کم بها، آن چیزی که ما بگوییم جوان بخندد. نپسندیم بر بچه خودمان، بر محفوظ بودن دختر خودمان حریص باشیم اما بر ولنگاری جامعه به عنوان مسئول بی توجه باشیم و کسی جرات نکند در جامعه اسلامی امر به معروف و نهی از منکر بکند. یک کشاورز خوب، یک مسئول خوب است. او بر آبیاری دقت می کند، وقتی این علف های هرز در مزرعه اش سبز می شود قبل از اینکه دانه کنند و این دانه بریزند و قابل کنترل نباشند مزرعه را از بین ببرد آن را هرس می کند.

*** من اعتقادم این است دو کار در کنار همه کارها مهم است برای مسئله نظام. یکی وحدت است. همه هم می گویند وحدت. وحدت در تعریفی که عموما در بُعد سیاسی می شود معلوم نیست این، جا بیفتد. اما وحدت پیرامون اصول، یک امر حقیقی است. باید بشود.

مهمترین مولفه ای که در وحدت باید اتفاق بیفتد وحدت حول دشمن است. اگر پیرامون دشمن، شما داری می جنگی با دشمن، اگر در خط مقدم شما دو صدا بلند شد، یکی فریاد زد این دشمن نیست دوست است، یکی گفت این دشمن است، این همان می شود که در جنگ صفین اتفاق افتاد طومار سپاه امیرالمومنین(ع) را به هم ریخت و تولد پیدا کرد از داخل آن خوارج. خوارج تولد چنین توطئه ای بود. قرآن سر نیزه. معاویه یک مرتبه تطهیر شد. شک کردند خیلی ها در این موضوع. حالا که دشمن این طوری نیست. دشمن یعنی به معنای آمریکا و سطوح مختلف دیگرش، اذنابش. اگر یک عده آمدند گفتند نه این دشمن نیست،اشتباه می کنید، کی میگه آمریکا با ما دشمن است، این نیست، بد فهمیدیم ما این را. شناخت از دشمن یک امر سیاسی نیست. شناخت از دشمن یک امر تحقیقی و تجربی است. اگر کسی رفت این را دنبال کرد در تاریخ عملکرد دشمن، در سیطره های دشمن، در عملکردهای دشمن، در سیاست های دشمن، آن را نگاه کرد گول نمی خورد.

*** چرا امیرالمومنین(ع) با معاویه صلح نکرد؟

اگر امیرالمومنین با معاویه صلح می کرد و مشروعیت به معاویه می داد از حکومت امیرالمومنین(ع) و مشروعیت حکومت امیرالمومنین(ع) چیزی باقی می ماند؟! ممکن بود ظاهراً امیرالمومنین(ع) به شهادت نرسد اما از اسلام چی باقی می ماند؟!

خصوصاً کسانی که در این منصب ها و جایگاه ها قرار گرفتند اگر آدرس غلط دادند به جامعه ما و در جامعه دو صدایی پیرامون دشمن به وجود آوردند خیانت می کنند، این ها مرتکب خیانت شدند. کوچه دادن به دشمن، بدترین نوع خیانت است. ترویج فهم غلط از دشمن در جامعه، جامعه را، حساسیتش را از بین بردن، سرد کردن، در درونش تفرقه ایجاد کردن خیانت است. این بُعد مهمی است. ابعاد گوناگونی این دارد باید به آن توجه کرد.

موضوع دوم مسئله آگاهی و آمادگی مردم ماست. آگاهی و آمادگی دو ضلع و دو مسئله لازم و ملزوم یکدیگرند. اگر جامعه آگاه نبود آماده نمی شود. اگر جامعه آمادگی خاصی پیدا کرد بدون آن آگاهی، این به نتیجه نمی رسد. شما یک لشکر را بیارائید ؛ مجهز کنید؛ مسلح کنید توی میدان ببرید اما آن شعور لازم را، آن آگاهی لازم را نداشته باشد این فرو می ریزد. این در اولین حمله فرو می ریزد. آگاهی و آمادگی جامعه به آن چیزی است که فهم مردم را توسعه بدهد، شعور مردم را توسعه بدهد، خواسته های مردم را تعالی بدهد. اگر خواسته های مردم، اگر شعور مردم، اگر فهم مردم تعالی پیدا کرد مردم خواسته های بلندی را طلب کردند، در دانشگاه های ما خواسته های دانشجویی ، خواسته های بلندی بود این جامعه رشد می کند. اگر خواسته ها را آوردید در یک حد نازل و پستی، این جامعه رشد نمی کند. این برمی گردد به مسئولین کشور. این همان نقش پدر و مادر را دارد. این همان ترسیم هدف است...

      

*** باید به جامعه خودمان تزریق کنیم ، ترویج کنیم این موضوع را. بگوییم به جامعه خودمان مطلب را. اهمیت نظام را برسانیم. این حس به وجود بیاید. اینکه ما در اطراف خودمان در طول 16 سال گذشته، قریب سه میلیون انسان کشته شدند اما این نظام مصون باقی مانده است. این ساده نیست. این ارزش کمی نیست. فرقی بین شمال تهران و جنوب تهران و شرق ایران و غرب ایران و شمال ایران و جنوب ایران هم ندارد. لذا نظام ، اهمیت فوق العاده ای دارد.

ما که امروز مسئولیتی بر دوش داریم در میدان های گوناگون، این مسئولیت را با تمام جانمان به این دلیل باید انجام بدهیم که امروز مصداق حقیقی و اسلام مجسم – چطور می گویند امیرالمومنین(ع) قرآن ناطق بود- امروز اسلام مجسم، نظام جمهوری اسلامی است و همان چیزی است که امام حسین(ع) به خاطر آن جان داد. همه ارزش ها را و همه آن انسان های بزرگ را که داد فرمود « ربنا تقبل منا هذا القربان». این ارزش است. برای این جمع شدیم برای این لباس پوشیدیم ، برای این توی میدان ها وجود داریم –حالا کی چی میگه مهم نیست، اهمیتی ندارد- اینکه تو خط باشیم، تو راه باشیم، پشت سر حرکت کنیم، تندتر نرویم ، کندتر نرویم این اهمیت دارد...اشکال ندارد انسان حب یک کسی را بیشتر داشته باشد حب کسی را کمتر داشته باشد اما اصول را نباید خدشه دار کند. این حب نباید بر اصول اثر بگذارد. اگر اثر گذاشت من خودباخته آن شخصم. باخته ام خودم را، شما باخته ای خودت را.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: حاج قاسم سلیمانی، سردار سلیمانی، یادواره شهدای ملایر، دشمن شناسی، شهدا، شهید همت، دفاع مقدس،
ارسال در تاریخ جمعه 16 مهر 1395 توسط عقل کل

خسارات برجام تمامی ندارد. شبیه دومینویی است که  با حراج اورانیوم 20 درصد آغاز شد و با سیمان ریختن در قلب راکتور اراک ادامه یافت و امروز به خنجر زدن به پشت مدافعان حرم رسیده است و فردا معلوم نیست تا کجا پیش برود.

برجام نه تنها نعمت نبود بلکه عذابی بود که به دست اشرافیت زر و زور و تزویر بر سر ملت نازل شد. عذابی که اگر خداوند ما را از شر آن ایمن ندارد هویت انقلابی و استقلال جمهوری اسلامی را بر باد خواهد داد.

برجام فقط یک عذاب نبود که پایان پذیرد بلکه سرچشمه عذاب است. روزی ملت را با پر کردن قلب راکتور اراک عذاب می دهند و تحقیر می کنند ، روزی دیگر از الگوی جدیدی از قراردادهای نفتی برای باج دادن به شرکت های غربی رونمایی می کنند و ملت را عذاب می دهند و امروز نیز با ننگنامه FATF مردم را دق می دهند.

مردم عذاب می کشند از اینکه مسئولین ،در مناطق مرفه نشین پایتخت روی مبل های نرم و گرم لم داده اند و برای حاج قاسم سلیمانی که در سرما و گرمای عراق و سوریه جانش را کف دست گرفته تا دشمن نتواند به امنیت کشور ضربه بزند تحریم وضع می کنند.

این ننگ را به کجا ببریم که سردار دلاور ایرانی که مدافع امنیت میهن است در کشور خود نیز از دست دولتمردان کشورش امنیت ندارد!

آیا دولتمردان به ستون پنجم دشمن تبدیل شده اند که حاضرند برای راضی کردن نهادهای خودفروخته بین المللی ،از پشت به حاج قاسم ها خنجر بزنند؟

کدام دولت غیوری حاضر است نهادها و شرکت ها و افراد موثر کشورش را به دست خود تحریم کند و برای کسب رضایت کدخدا به هر خفتی تن دهد؟ تنها کسانی زیر بار چنین ننگ و ذلتی می روند که بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب، با الفبای غیرت بیگانه اند.

            


و جالب اینجاست که وقتی صدای انتقادها نسبت به عملکرد فاجعه آمیز دولتمردان بلند می شود باز هم مثل برجام ، سرمردم را با وعده و وعید و قول و تضمین های توخالی گرم می کنند و می گویند جای نگرانی نیست!

اگر جای نگرانی نیست چرا همه چیز را محرمانه نگه می دارید و از آشکار شدنش در نزد ملت هراسانید؟ اگر جای نگرانی نیست چرا بدون اجازه مجلس و نهادهای قانونی کشور به FATF تعهد داده اید؟ مگر دولت ، همه کاره کشور است که بتواند برای همه چیز تصمیم گیری کند؟

حتما تضمین های امروزتان نیز شبیه تضمین های دیروزتان است که با قاطعیت می گفتید همه تحریم ها در همان روز اجرای برجام یکباره رفع خواهد شد!

از دستاوردهای هسته ای که ثمره خون شهدای هسته ای بود عقب نشینی کردید تا تحریم ها برداشته شود ، اکنون که تحریم ها همچنان پابرجاست به جای اینکه پاسخگوی ساده اندیشی خود باشید محرمانه تعهد می دهید که چشم و گوش بیگانگان را این بار به حساب های ملت باز کنید، تا غربی ها مطمئن شوند اندکی از دلارهای بلوکه شده ، صرف تحقیقات علمی و اقتصادی نخواهد شد، صرف تامین امنیت کشور نخواهد شد، صرف هوافضا نخواهد شد و ...بلکه آنگونه خرج خواهد شد که کدخدا راضی باشد همانگونه که قبلا نیز محمود سریع القلم مشاور رئیس جمهور تلویحا به غربی ها تضمین داده بود که دولت پول برجام را صرف مبارزه با داعش نخواهد کرد!

اصلا بهتر نیست برای اینکه کدخدا از دولت راضی باشد به او تضمین دهید که تمام دلارها را در فیش های نجومی همان ذخایر نظام واریز خواهید کرد؟!

آیا این اوج ذلت نیست که دشمن به ما بگوید باید بدانم پول هایی که از فروش نفت و... به دست شما می رسد در کجا می خواهید خرج کنید؟! آیا این اوج بی غیرتی نیست که نهادها و افراد ایرانی را که آمریکا، آنان را تروریست می داند ما نیز حرف شیطان بزرگ را بپذیریم و در داخل کشور آنان را تحریم کنیم؟ آیا این بود مزد همه دلاوری های حاج قاسم و تلاش و کوشش نهادها و شرکت هایی که پیشرفت را برای کشور به ارمغان آوردند؟

اما اگر قرار به تحریم باشد باید کسانی در داخل ایران تحریم شوند که با وعده و وعیدهای توخالی سر مردم شیره مالیدند. آنها که قول داده بودند صد روزه مشکل اقتصاد مردم را حل کنند، آنان که می گفتند هم چرخ سانتریفیوژها خواهد چرخید و هم چرخ زندگی مردم! آنان که می گفتند تمامی تحریم های اقتصادی و حتی تحریم های تسلیحاتی و موشکی و اشاعه ای نیز لغو خواهد شد، آنان که بارها تاکید می کردند تحریم ها نه تعلیق می شود نه تعویق ؛ بلکه لغو خواهد شد! و با این وعده ها از ثمره خون شهدای هسته ای عقب نشینی کردند.

اگر قرار به تحریم باشد باید صاحبان فیش های نجومی و رفقایشان که آنها را ذخایر نظام می دانند تحریم شوند. اگر بنا به تحریم باشد باید فریدون ها و حامیان فریدون ها تحریم شوند.

گناه مردم چیست که آمریکای عهد شکن به تعهدش عمل نکرده و بر سر خوش خیال ها و ساده لوح هایی که به وعده اش اطمینان کرده بودند کلاه گذاشته است. آیا تاوان ساده لوحی دولتمردان را باید حاج قاسم و نهادهای انقلابی و شرکت ها و مراکز تحقیقاتی و علمی که کارهای موثر و فراوانی برای آبادانی و پیشرفت و امنیت کشور کرده اند بدهند؟

شاید بعضی گمان می کنند که هسته ای ارثیه پدری آنان بوده است که حراج کرده اند یا باغ پسته ای داشته اند که ایران در وسط آن افتاده است که محرمانه در حال فروش همه دستاوردهای نخبگان و ملت هستند و در عین حال، طلبکاری هم می کنند.

اما دولتمردان بدانند امام ما همانطور که فرمود « من دولت تعیین می کنم ، من توی دهن این دولت می زنم...» ، به ملت نیز آموخت که چگونه هم دولت تعیین کنند و هم در وقت لازم ، توی دهن هر دولتی که بخواهد استقلال کشور را بر باد دهد بزنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: FATF، برجام، دولت، حاج قاسم سلیمانی، تحریم، خودتحریمی،
ارسال در تاریخ شنبه 20 شهریور 1395 توسط عقل کل
امروز که نیروهای مقاومت در سوریه به نزدیک ترین نقطه تماس با اسرائیل در جولان اشغالی رسیده اند و تلویزیون رژیم صهیونیستی، هراسان این سوال را مطرح می کند که « آیا ایرانی ها با بیرون راندن شورشیان(تروریست های تکفیری)، مرز جولان را به یک جبهه باز علیه اسرائیل تبدیل خواهند کرد؟ »

امروز که توطئه های کشورهای غربی و عربی در سوریه نقش بر آب شده است و همگان از نقش ایران در بقای حکومت سوریه سخن می گویند

امروز که آوازه سردار قاسم سلیمانی همه جا پیچیده است و حتی آمریکا که اسم سردار سلیمانی را در چارچوب تحریم ایران در راس فهرست تحریم های وزارت خزانه داری خود قرار داده بود از زبان وزیر امور خارجه و همچنین رئیس سابق سیا ،آرزوی دیدار با حاج قاسم را در دل می پروراند اما حاج قاسم به آنها افتخار ملاقات نمی دهد

امروز که اوباما هم فهمیده است بدون ایران نمی تواند نقشی در تحولات منطقه داشته باشد و برای جبران شکست هایش تصمیم می گیرد با نوشتن نامه به مقام معظم رهبری(مدظله العالی) و دعوت از ایران برای شرکت در ائتلاف ساختگی ضد داعش ، به پاکسازی چهره خود در حمایت از تروریست ها بپردازد تا شاید از این راه بتواند در پیروزی های حاج قاسم و جبهه مقاومت سهیم شود و برای خود کسب آبرو کند

امروز که تروریست های تکفیری در سوریه و عراق تضعیف گشته اند و حاج قاسم برای پایان عمرشان خط و نشان می کشد

امروز که در پرتو دلاوری ها و فرماندهی سردار قاسم سلیمانی ،ده ها و صدها حاج قاسم در عراق و سوریه و لبنان و یمن تربیت شده اند و جبهه مقاومت قوی تر از هر زمان دیگر است

امروز یادمان نرود دیروز را !

یادمان نرود دیروز که حاج قاسم داشت نیروهای دفاع وطنی را در سوریه سازماندهی می کرد و مردم و ارتش سوریه را به مقاومت در برابر تروریست های تکفیری تشویق می نمود عده ای با زبان و قلمشان ، حمایت از سوریه را بی فایده و هزینه بر می دانستند و می گفتند کار سوریه تمام شده است و باید دست از بشار اسد کشید و کوتاه آمد

یادمان نرود دیروز که رزمندگان مقاومت و حاج قاسم برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم سر از پا نمی شناختند و خواب را به چشمشان حرام کرده بودند ؛بعضی ها سخنرانی می کردند و به جای اینکه حامی و یاور حاج قاسم و جبهه مقاومت باشند و به رزمندگان مقاومت روحیه بدهند در عوض با کلام بیجا ، همان اتهامات دشمن را علیه سوریه تکرار می کردند و آب به آسیاب دشمن می ریختند

یادمان نرود بعضی از همین افرادی که امروز حاج قاسم را می ستایند دیروز با قلم و زبانشان پشت حاج قاسم را خالی کردند و در مسیر آرمان های جبهه مقاومت سنگ اندازی کردند.

اصولا بعضی افراد یاد گرفته اند در غم ها و شکست ها و سختی ها ،خودشان را کنار بکشند و فقط نق بزنند و در پیروزی ها ،خودشان را سهیم بدانند. در صدر اسلام هم از این گونه افراد کم نبودند ؛قرآن در مورد آنها فرموده است: « و ان منکم لمن لیبطئن فان اصابتکم مصیبة قال قد انعم الله علی اذ لم اکن معهم شهیدا، و لئن اصابکم فضل من الله لیقولن کان لم تکن بینکم و بینه مودة یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزا عظیما »

اما حاج قاسم کم حرف بود و پر کار و آرمان هایش را در عمل ثابت می کرد ،

گام هایش چنان استوار بود که موج بی مهری ها و سنگ اندازی ها ،نتوانست ذره ای در اراده و عزم راسخش تزلزل ایجاد نماید،

گام هایی که آموخته اند قدم های خود را تنها با قدم های ولایت ،تنظیم نمایند باید هم محکم و استوار باشند،

گام هایی که تنها به قدم زدن با ولایت ،افتخار می کنند باید هم بتوانند داعش را له کنند.






طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: سردار سلیمانی، حاج قاسم سلیمانی، سوریه، عراق، جبهه مقاومت، تروریست های تکفیری،
ارسال در تاریخ یکشنبه 26 بهمن 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ