ایران، مثل یک شیر در منطقه است که اسرائیل را به وحشت انداخته و دشمنان سعی دارند قدرتش را زائل کنند.

با برجام توانستند دندان هسته ای ایران را بکشند!

اگر دندان موشکی و توانمندی های منطقه ای ایران را هم بکشند دیگر قدرتی برای این شیر باقی نمی ماند.

آنگاه می توانند ایران را از پای درآورند یا اینکه او را جوری تربیت کنند که رام باشد و در سیرک مورد نظر غربی ها ، خوش رقصی کند و مایه شادمانی آمریکا و اسرائیل را فراهم سازد و به پاس رام بودن، مانده غذایی هم جلوی او بیندازند تا بخورد!

شیری که دندانش را بکشند و پنجه اش را از کار بیندازند دیگر نه ابهتی دارد و نه غرشی ، و فقط به درد سیرک می خورد.

روح برجامی که اوباما می گوید ایران باید به آن عمل کند سرانجامش همین است. تبدیل یک شیر مقتدر و با ابهت به یک شیر رام و ذلیل که طبق میل آمریکا رفتار کند.






طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، توافق هسته ای، ایران، آمریکا، روح برجام، شیر،
ارسال در تاریخ شنبه 28 فروردین 1395 توسط عقل کل
یکی از یهودیان فرصت طلب به امام علی علیه السلام گفت: «هنوز پیامبرتان را دفن نکرده، دچار اختلاف شدید.»

امیرالمومنین علیه السلام بلافاصله در جواب آن یهودی فرمود: « اگر ما دچار اختلاف شدیم درباره آنچه از پیامبرمان رسیده اختلاف کردیم نه در خود او ، اما شما یهودیان هنوز پای شما پس از نجات از دریای نیل خشک نشده بود که به پیامبرتان گفتید برای ما خدایی بساز چنانکه بت پرستان خدایی دارند و پیامبر شما گفت شما مردم نادانی هستید.» (حکمت 317 نهج البلاغه)

آن یهودی فرصت طلب می دانست که حق امیرالمومنین علیه السلام غصب گردیده است و شاید انتظار داشت آن حضرت با شنیدن این سخن، سفره دلش را پیش آن مرد یهودی باز کند و زبان به شماتت غاصبان بگشاید ؛اما مولا با جواب دندان شکنی که به او دادند به آن مرد یهودی فهماندند که اجازه نمی دهند یک یهودی از اختلاف بین مسلمانان سوء استفاده کند و از آب گل آلود ماهی بگیرد.

این درسی است برای سیاستمداران ما ،تا اختلافات درون نظام را به بیرون از نظام نکشانند.

این درسی است برای وزیر امور خارجه تا اختلاف نظرهای جریانات سیاسی درون نظام را در شورای روابط خارجی آمریکا مطرح نکند.



این درسی است برای آقای ظریف تا به بهانه بالا بردن قدرت چانه زنی خود و رسیدن به توافق، سفره دلش را برای سیاست سازان آمریکایی باز نکند و طوری سخن نگوید که به جای مذاکره ،متهم به معامله بر سر منافع ملی شود.
جوری سخن نگوید که تصور شود آقای ظریف و جریان سیاسی متبوعش با آمریکا منافع مشترک دارند و هر دو از به قدرت رسیدن جریان به اصطلاح غرب ستیز نگرانند.
جوری سخن نگوید که گمان شود آقای ظریف و جناح سیاسی متبوعش به جای اینکه آمریکا را دشمن اصلی بدانند در عوض، یک دشمن مشترک با آمریکا دارند و آن دشمن مشترک جریانی سیاسی در ایران است که هواخواه غرب نیست.
جوری سخن نگوید که انگار آنها با آمریکا یک طرف هستند و جریانی که روبروی غرب می ایستد و معتقد است که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند طرف دیگر است!

البته این نکته شایان ذکر است که آقای ظریف اگر همه برگ های برنده اش را در آغاز مذاکرات حراج نکرده بود و با دست و دلبازی از اورانیوم 20 درصد چشم نپوشیده بود الان مجبور نمی شد از رقبای انتخاباتی ، اهرم فشاری بسازد تا شاید غرب را به توافق راضی کند.

هر چند آقای ظریف گمان می کند با پیش کشیدن احتمال به قدرت رسیدن جریانی که اهل امتیاز دادن به غرب نیست خواهد توانست به توافقی مطلوب دست یابد اما تجربه نشان داده است این راه مناسبی برای گرفتن امتیاز نیست.

زیرا وقتی جناب ظریف بقای قدرت خود و جریان متبوعش را وابسته به این توافق می داند و از اینکه حیثیت سیاسی اش در معرض خطر قرار گیرد ابراز نگرانی می کند غربی ها می فهمند که رسیدن به توافق برای طرف ایرانی امری حیاتی است لذا فشار را مضاعف می کنند تا از این اشتیاق به توافق ،حداکثر امتیاز را بگیرند و عملا تیم مذاکراتی ایران به جای گرفتن امتیاز، مجبور به دادن امتیاز بیشتر می شود.

حالا که اسم جریان سیاسی که اهل امتیاز دادن به غرب نیست به میان آمد و دانستیم که مسئول تیم مذاکره کننده هسته ای ایران از وجود چنین جریانی برای بالابردن قدرت چانه زنی خویش در مذاکرات استفاده می کند بهتر است دولت و مشتاقان توافق هسته ای ،قدر این جریان را بدانند و به جای برچسب هایی که هر روز نثارشان می کنند از آنان قدردانی نمایند چون اگر دلواپس ها! نبودند آقای ظریف با کدام برگ برنده ای می خواست به مذاکرات دلاورانه! خود ادامه دهد؟ با اورانیوم 20 درصدی که حراج کرد یا راکتور اراک؟!



پی نوشت:

1- آقای ظریف گفته بود سخنان من در شورای روابط خارجی آمریکا غلط ترجمه شده است!.....آخه جناب ظریف! چه رسانه های داخلی و چه منابع خارجی ،همگی از حرف شما یک برداشت واحد داشتند ؛نمیشه که همه را متهم بدونید الا خودتون را!  علاوه بر این شما که بار اولتون نبود که این طور حرف می زدی؛ باز هم از این حرفا زده بودی ؛نکنه حرفات با البرادعی هم غلط ترجمه شده!  پس شما که ادعا می کنید دلاورید حداقل دلاورانه پای حرفی که می زنید بمونید نه اینکه سعی کنید بپیچونید تا از تبعات حرفی که زدید فرار کنید.

2- من و امثال من با همه انتقادی که به سیاست های دولت و وزیر امورخارجه داریم هیچ گاه به خود اجازه نمی دهیم که در جمع دشمنان نظام از دغدغه ها و نگرانی هایی که از سیاست های دولت داریم سخن بگوییم ؛ چون دشمن برای ما یک خط قرمز است و هر اختلاف نظری که با آقای ظریف و جریان سیاسی متبوعش داشته باشیم اختلاف نظر درون نظام است شبیه اختلاف نظر درون یک خانواده. و بیگانه را محرم اسرار نمی دانیم بالاخص بیگانه ای که در دشمنی با نظام اسلامی ما ،از هیچ اقدامی دریغ نکرده است.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امیرالمومنین(ع)، یهودی، ظریف، شورای روابط خارجی آمریکا، انتخابات، توافق هسته ای،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 10 مهر 1393 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic