در سال 88 تلاش های زیادی برای رفع ابهام از مدعیان تقلب صورت گرفت اما با لجاجت و بی منطقی آنان روبرو شد.

« پندآموز است اگر به نمونه ای ویژه از تلاش های ابهام زدا اشاره شود. اقداماتی که به دنبال آن بود تا به کمک روش های متعارف قانونی و یا حکم حکومتی و حتی سازوکارهای  عقلانی، حق را بر آنهایی که به دنبالش بودند عیان سازد و هیچ راز سر به مهری باقی نماند.

با شنیدن این خاطره ، کمی تفکر کنیم که چرا از این قبیل پیشنهادهای حقیقت یاب استقبال نشد؟

آقای ابوترابی که در سال 88 نایب رئیس مجلس بود و ضمنا با طیف های مختلفی از دانشگاهیان از جمله متصدیان ستاد آقای موسوی مثل آقای فاتح و... در ارتباط بود، از آقای جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی می خواهد جلسه ای با جمعی از دانشگاهیان داشته باشد و حرف های آنها را بشنود و به سوالاتشان پاسخ دهد. افراد شرکت کننده در جلسه از اعضای انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها بودند که در طول سه دهه ی گذشته همفکر و حامی آقای موسوی بوده اند.

وقتی که از سوی حاضران مسائل مختلفی مثل تقلب و واقعی نبودن نتیجه ی اعلام شده مطرح می شود، آقای جلیلی پیشنهاد راهگشایی را با آنها مطرح می کند و می گوید اگر شما معتقدید تقلب شده و آقای موسوی پیروز انتخابات است، یک راهش بازشماری آراء بود که هم شما نپذیرفتید و هم وقت آن گذشت، ولی این تنها راه اطمینان در رسیدن به حقیقت نیست، شما که دانشگاهی هستید و در بینتان اساتید جامعه شناسی هم هست، بیایید یک پروژه ی تحقیقاتی را طراحی کنید، ما هم به عنوان دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی از شما و کارتان پشتیبانی مادی و معنوی می کنیم، ببینیم از همین طرق نظرسنجی، مردم در 22 خرداد به چه کسی رای داده اند؟ نتیجه هر چه شد، هم ما به عنوان مسئول قبول می کنیم و هم شما از طرف آقای موسوی قبول کنید، اما متاسفانه این پیشنهاد راستی آزمایی هم پذیرفته نشد.

واقعا انسان شگفت زده می شود که کدام نظام سیاسی حاضر است چنین پیشنهادی را به معترضین بدهد و شگفتی بیشتر آنکه چرا معترضین نباید بپذیرند؟!

به نظر می رسد پاسخ جز این نیست که هر فرد و جمع و نظام سیاسی که اطمینان به درستی عملش داشته باشد، نگرانی از این قیبل راستی آزمایی ها ندارد و به قول معروف آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

پس اگر مسببان حوادث پس از انتخابات، حقیقتا معتقد بودند آراء مردم جا به جا شده است، چرا حاضر نشدند به اتکاء موضع صریح و قاطع رهبر انقلاب به بازشماری آراء تن دهند؟ »

کتاب فتنه تغلب ص 77-78




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: فتنه88، تقلب، موسوی، فتنه تغلب، راستی آزمایی، بازشماری آراء،
ارسال در تاریخ دوشنبه 9 دی 1398 توسط عقل کل
در بحبوحه فتنه 88 بود که با اصرار می گفت تقلب شده.

گفتم: اشتباه می کنی؛ تقلبی در کار نیست.

گفت: نه من مطمئنم تقلب شده.

گفتم: از کجا اینقدر مطمئنی.

گفت: من کاری به حرف های موسوی و کروبی و حتی هاشمی ندارم اما به حرف های خاتمی اطمینان کامل دارم ؛ چون این سید هیچگاه دروغ نمی گوید.

 گفتم: تو خودت از خاتمی شنیدی که گفت تقلب شده؟

گفت: خودم نشنیدم اما خاتمی در تجمع اعتراض آمیزمان شرکت کرد. حتی مجید انصاری تاکید کرد که خاتمی هم آمده است. خاتمی مرد قانون است اگر تقلبی در کار نبود او به صراحت به ما هم می گفت که تقلب نشده و به هیچ عنوان حاضر نمی شد در این تجمعات حضور پیدا کند. تازه مگر نگفتی پیشنهاد رفراندوم هم داده است، اگر تقلبی در کار نبود او نتیجه انتخابات را می پذیرفت و دلیلی نداشت که پیشنهاد رفراندوم بدهد.

گفتم: در طول سی سال که از انقلاب می گذرد برای اولین بار است که آمار تک تک صندوق ها را بر روی سایت قرار داده اند تا همه مردم بتوانند ببینند.کمی فکر کن آیا اگر ریگی به کفششان بود حاضر می شدند اینقدر دقیق آمار صندوق ها را با جزئیات اعلام کنند. در کل کشور هر کسی پای هر صندوقی حضور داشته است می تواند چک کند که آمار صندوق ها درست است یا نه!

خودش را به نشنیدن زد و این حرف ها را به حساب این گذاشت که من خاتمی را قبول نداشتم.

چند سال بعد وقتی خاتمی در جمعی چند نفره اعلام کرده بود که در انتخابات سال 88 قائل به تقلب نبوده است به طرفدارانی فکر می کردم که چگونه با اعتماد کاملی که به خاتمی داشتند شعار تقلب سر دادند.

خاتمی به نظام مقدس جمهوری اسلامی و مردم ایران ظلم بزرگی کرد اما ظلمی که در حق طرفدارانش روا داشت نیز ظلم کمی نبود.

یک مسئول باید رفتاری پدرانه داشته و دلسوز مردم باشد. آیا یک پدر حاضر است حقیقتی را از فرزندش پنهان کند و او را به میدانی بفرستند که هر لحظه ممکن است جانش به خطر بیفتد. خاتمی بنا به اذعان خویش ،می دانست که تقلبی در کار نیست و همچنین می دانست که آشوب های خیابانی مورد سوء استفاده دشمنان انقلاب و سلطنت طلبان و بهائیان و منافقین هم قرار خواهد گرفت اما طوری عمل کرد که  بخشی از طرفدارانش با یقین به تقلب و به پشتوانه اینکه او دروغ نمی گوید به صحنه آمدند و حتی برخی از آنها از سرمایه عمر و جوانی و زندگی شان در این راه گذشتند. اگر خاتمی آن روز حقیقت را به طرفدارانش گفته بود چه بسا آن جوانی که در آشوب های خیابانی جانش را از دست داد اکنون زیر خروارها خاک نخوابیده بود.

خاتمی به شعور طرفدارانش توهین کرد و با آنان نیز منافقانه رفتار نمود. این را آن دسته از طرفداران خاتمی فهمیدند که امروز دیگر حاضر نیستند مثل سابق از او حمایت کنند و از صحنه کنار کشیده اند؛ اما هنوز هم هستند طرفدارانی که دوست دارند این حقیقت را نادیده بگیرند و به ظلمی که خاتمی در حقشان روا داشته است هرگز نیندیشند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: خاتمی، فتنه 88، تقلب،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1395 توسط عقل کل
در حوادث فتنه سال 88 ، گروه شش نفره ای از طرف مجلس برای رسیدگی به اعتراض کاندیداهای معترض تشکیل شد که این شش نماینده با کاندیداهای انتخابات و آقای هاشمی دیدار کردند و سخنان آنها را شنیدند.

آقای زاکانی به عنوان یک نفر از آن گروه شش نفره ، به تعریف شنیده ها و جریان آن دیدارها پرداخته و در بخشی از سخنانش در مورد دیدار با آقای هاشمی گفته است:

« آقای هاشمی به صراحت به ما گفت تقلب شده.
گفتیم: چه جوری تقلب شده؟

گفت: آقای ری شهری آمده بود اینجا. آقای ری شهری به من گفت: روز 15 خرداد یکی از کارمندانش برای دیدار پدرش به «کهک» قم رفته و دیده پدرش نیست. بعد از مدتی پدرش می آید در حالی که شناسنامه اش را در دست دارد و انگشتش هم جوهری است.
از پدرش می پرسد: پدرجان کجا بودی؟
پدر می گوید: من رفتم 50 هزار تومان پول گرفتم و به آقای احمدی نژاد یک رای دادم.

آقای هاشمی گفت: از آن موقع (یک هفته قبل از انتخابات) صندوق پر می کردند.


این حرف را اگر من خودم از آقای هاشمی نشنیده بودم غیرقابل باور بود، اما من بودم با پنج نفر از نمایندگان که این حرف را از آقای هاشمی شنیدیم.

بعد به آقای هاشمی گفتیم: واقعا آقای هاشمی، در نظام اسلامی از یک هفته قبل از انتخابات داشتند برای یک نفر رای جمع می کردند؟! اصلا قابل تصور است؟!

گفت: بله همین جوری تقلب شده.

بعد دوستان به آقای محسنی اژه ای که در آن زمان وزیر اطلاعات بود مراجعه کردند و گفتند: آقای هاشمی یک چنین ادعایی دارند. اگر آقای ری شهری که آدم ثقه و معتمدی است چنین حرفی زده باشد باید ببینید موضوع چیست؟ موضوع مهمی است.

آقای اژه ای به عنوان وزیر اطلاعات بررسی کرد. سپس در مجمع تشخیص مصلحت جلوی 35 نفر به آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی! ما رفتیم این ادعایی را که شما مطرح کردید بررسی کردیم و از اساس نادرست بود، آن چیزی که منتسب کرده بودید به آقای ری شهری.

آقای ری شهری گفت: چه چیزی را به من منتسب کرده اند؟

قضیه را برای آقای ری شهری تعریف کردیم
آقای ری شهری به آقای هاشمی گفت: آقای هاشمی! من کی به شما چنین حرفی زدم؟!

آقای زاکانی در ادامه گفت: من این قضیه را در دانشگاه امام صادق گفتم و دفتر آقای هاشمی آن را تکذیب کرد.

بعد از آن تکذیب، یک روز که هر شش نماینده ای که این قضیه را از آقای هاشمی شنیده بودیم در مجلس حضور داشتیم و آقای ابوترابی هم به عنوان یک نفر از آن شش نفر داشت مجلس را اداره می کرد، من رفتم نطق کردم و از همه آنها شهادت گرفتم. گفتم: آقایان! همه شما بودید و شنیدید اما دفتر آقای هاشمی آن را تکذیب کرده است. من هم این ادعا را مطرح کردم اگر نادرست می گویم بگویید نادرست است.

همه سکوت کردند.
به آقای ابوترابی هم گفتم : اگر نادرست می گویم بگویید نادرست است. آقای ابوترابی هم سکوت کرد چون حرفم راست بود.»


پی نوشت:

وقتی شیخ مصلحت می تواند به کسانی که حی و حاضرند چیزی را نسبت دهد که بعدا توسط آن فرد انکار می شود؛ با این حساب هیچ جای تعجب نیست اگر حرف ها و خاطره هایی را به امام نسبت دهد که با صحیفه امام سنخیت ندارد!



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: فتنه88، تقلب، هاشمی، ری شهری، زاکانی، مجلس، ابوترابی،
ارسال در تاریخ سه شنبه 8 دی 1394 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو