نمی شود نسبت به آبروی صاحبان فیش های نجومی نگران شد و برای آنها دلسوزی کرد و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که وقتی شنید استاندار بصره در یک مهمانی شرکت داشته که ثروتمندان بوده اند و فقرا نبوده اند نامه ای نوشت و عثمان بن حنیف را توبیخ کرد و نگران آبروی استاندارش نشد.

استانداری که نه اختلاس کرده بود ، نه حقوق نجومی از بیت المال برای خود قائل شده بود و تنها جرمش این بود که با ثروتمندان همنشین شده بود و همین یک جرم باعث شد آبروی او در طول تاریخ برود. استانداری که لایق و کاردان بود و حتی اصحاب جمل در فتنه جمل ، او را به جرم دفاع از امیرالمومنین علیه السلام ، تحت شکنجه قرار دادند و موهای سر و صورتش را کندند که باعث تاثر شدید مولا شد.

اما کاردانی و دلاوری عثمان بن حنیف باعث نشد که مولای حق، چشم بر اشتباهات استاندارش ببندد و او را توبیخ نکند.حتما برخی ها که امروز در برابر انتشار فیش های حقوقی نجومی بعضی مدیرانی که اتفاقا چندان هم کاردان نیستند،حرف از آبروی افراد می زنند اگر در آن زمان هم بودند مولایمان امیرالمومنین علیه السلام را شماتت می کردند که چرا به خاطر حضور در یک مهمانی، آبروی استاندارش را برده است!!!

نمی شود از حقوق و پاداش های ده ها و صدها میلیونی مدیران دفاع کرد و آن را حق آنان دانست و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که وقتی به حکومت رسید جلوی ویژه خواری ها را گرفت و فرمود: « به خدا قسم اگر این اموال را بیابم باز می گردانم هر چند مهر زنان شده باشد.»

دادن حقوق ها و پاداش های نجومی رویه و مرام عثمان بود نه رویه امیرالمومنین علیه السلام. عثمان به دامادش «حارث بن حکم» در شب عروسی دخترش سیصد هزار درهم و به «زبیر» ششصد هزار درهم و به «طلحه» دویست هزار درهم و به «مروان» پانصد هزار دینار و به «عبدالرحمن بن عوف» دویست و پنجاه و شش هزار دینار بخشید و آن گاه که با اعتراض ابوذر و عمار نسبت به این ریخت و پاش ها مواجه شد برای اینکه دهان منتقدانش را ببندد و آنها را ساکت کند دستور داد ابوذر را به ربذه تبعید کردند و عمار یاسر را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند.

نمی شود نسبت به اختلاس پانصد میلیونی برای ساختن یک سد بی تفاوت بود و مثل آن شیخ مصلحت اندیش گفت : « اینقدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی می سازیم، ممکن است از قبل آن پانصد میلیون هم اختلاس شود. اما این سد برای کشور می ماند و هیچکس نمی تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند.»
 
و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که نسبت به چراغ بیت المال هم حساس بود و برای مذاکره شخصی ،چراغ بیت المال را خاموش می کرد و به کارگزارانش فرمان می داد که: « نوک قلم ها را باریک بتراشید و فاصله سطرها را کم کنید و از زیاده روی در هزینه کردن بیت المال بپرهیزید زیرا اموال مسلمانان نباید متحمل ضرر شود.»
مولای ما، بر روی فاصله سطرها هم حساس بود و برخی ها بر هدر رفت پانصد میلیون هم چشم می بندند!

نمی شود خود را در آغوش فتنه گران انداخت و با کسانی که در برابر امام مسلمین کودتا کرده اند عکس یادگاری گرفت و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که در مقابل فتنه گران ایستاد و چشم فتنه را درآورد.

 نمی شود در برابر قتل شیعیان و اعمال فشار بر علمای شیعه سکوت کرد و با دیدن خشم مقدس سرداری غیور به خشم آمد و به بهانه تنش زدایی ، به روند عقب نشینی ادامه داد و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که نسبت به کشیدن خلخال از پای یک دختر یهودی نیز ساکت نمی نشست.

نمی شود در مناطق بالاشهر تهران زندگی کرد و برای فرزندان خود ، بهترین ها را مهیا نمود و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که می فرمود: « اگر بخواهم به عسل مصفا و مغز گندم و جامه های ابریشمین دست می یابم، ولی هیهات که هوای نفس بر من غلبه کند و آزمندی من، مرا به گزینش طعام ها بکشاند و حال آنکه در حجاز یا یمامه بینوایی باشد که به یافتن قرص نانی امید ندارد و هرگز مزه سیری را نچشیده باشد. یا شب با شکم انباشته از غذا سر بر بالین نهم و در اطراف من شکم هایی گرسنه و جگرهایی تشنه باشند.»

نمی شود در برابر دریافت حقوق های صدها میلیونی ،قیافه حق به جانب گرفت و بی حیایی را از حد گذراند و به جای عذرخواهی از پیشگاه ملت، با وقاحت تمام گفت که کار خلافی انجام نشده و آن گاه ادعای پیروی از امامی را داشت که در نامه به یکی از کارگزاران زیاده خواهش فرمود: « گویا میراث پدر و مادرت را به خانه می بری؟ سبحان الله! آیا به معاد ایمان نداری و از حسابرسی دقیق قیامت نمی ترسی؟ چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا کرده ای، در حالی که می دانی حرام می خوری و حرام می نوشی؟»

بعضی می گویند قانون به آنها اجازه می داده که چنین حقوق ها و پاداش هایی داشته باشند. گیرم قانون اجازه بدهد آیا وجدانشان هم اجازه می دهد؟ آیا وجدانی نداشتند که با دیدن هزاران ایرانی که تنها امیدشان برای اداره زندگی، گرفتن یارانه است و صدها کارگری که چندین ماه است حقوق نگرفته اند به درد آید و از گرفتن حقوق های نجومی شرم کنند؟!


پی نوشت:

1- یکی از جوک های سال این است که فاطمه حسینی جوانترین نماینده مجلس که پدرش حقوق 57 میلیونی می گرفته ، وقتی با رانت پدر در لیست امید وارد شد و رای آورد ،در زمان تبلیغات انتخاباتی اش می گفت: « من می خواهم نماینده نسلی باشم که زندگی شاد و پرامید حق مسلم آنان است نه بیکاری و تبعیض و بی عدالتی!»
طرف، خودش نماد تبعیض و بی عدالتی بوده و فریاد عدالت سر میداده!
پیشنهاد می کنم این خانم نماینده، فیش حقوقی پدرجانشان را قاب کرده و بر دیوار اتاق نصب نمایند تا نمونه بارزی از تبعیض و بی عدالتی ، همیشه جلوی چشمشان باشد!

2- سربازهایی هستند که در راه مبارزه با مواد مخدر به شهادت می رسند، سربازهایی هستند که در راه دفاع از امنیت کشور توسط اشرار و تروریست ها به شهادت می رسند، سربازهایی هستند که هنوز هم زخم جراحت داعشی های فتنه 88 را بر تن دارند، و سربازهایی هستند که جان خود را در اثر حوادث مختلف از دست می دهند... اما کسانی هم هستند که سر نمی بازند و پول می بازند! چند سالی صبر می کنند تا مشمول قانون خرید سربازی غایبین شوند و از خدمت سربازی سرباز می زنند.
این هم نوعی تبعیض است. تبعیضی که دولت و مجلس وضع کرده اند تا خزانه دولت پر شود! فرق آن جوانی که در پاسگاه مرزی ،شب ها را تا صبح با هراس از ورود اشرار و قاچاقچیان می گذراند با آن جوانی که خدمت سربازی را می خرد چیست؟ یا باید هیچکس سربازی نرود یا باید همه بروند.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: امام علی(ع)، استاندار بصره، تبعیض، عدالت، فیش های حقوقی، دولت، عثمان بن حنیف،
ارسال در تاریخ یکشنبه 6 تیر 1395 توسط عقل کل

خدا رحمت کند رئیس جمهور مکتبی و ساده زیست و صادق، شهید رجایی را که می فرمود: « مردم ما از کمبودها و کسری ها گله ندارند، آنچه مردم را می آزارد و صدایشان را درمی آورد وجود تبعیضات ناروا و سوء استفاده از بیت المال است و بس! »

تبعیض چه در تخصیص امکانات و چه در رسیدگی به فساد، برای مردم آزار دهنده است. اینکه برخی از پرونده های فساد اقتصادی در رسانه ها علنی شود و همه از آن سخن بگویند و حتی درباره اش پیامک بسازند اما بعضی از پرونده ها از دژ پولادین برخوردار باشند و رسانه ها را از اطلاع رسانی و پرداختن به آن منع کنند دل مردم عدالت طلب را به درد می آورد.

اگر می خواهیم به طور قاطع و صادقانه با مفاسد اقتصادی و ویژه خواری مبارزه کنیم باید هیچ فرد و گروه و جناحی در حصار امن نباشد و اگر می خواهیم صداقت و قاطعیت خود در مبارزه با فساد را به مردم اثبات نماییم باید مبارزه با ویژه خواری را از کسانی که جزو حامیان و اطرافیان ما محسوب می شوند شروع کنیم.

به عنوان مثال در پرونده فساد «کرسنت» ،بعضی از حامیان دولت فعلی نقش داشته اند، لذا بهتر است برای اینکه هم مردم و هم مفسدان و ویژه خواران اقتصادی ، اراده دولت در مبارزه با فساد و ویژه خواری را جدی بگیرند دولت محترم به جای اینکه رسانه ها را از پرداختن به این پرونده باز دارد، از رشوه خواران و مفسدان دخیل در این پرونده در هر مقام و جایگاه و منتسب به هر فرد و شخصیتی که باشند اعلام بیزاری کند و مبارزه با ویژه خواری را از پرونده کرسنت آغاز نماید.

همان طور که اخیرا رئیس جمهور تاکید داشت « نام افراد مفسد و ویژه خوار نباید در جیب رئیس دستگاه اجرایی کشور باشد، نام افراد مفسد و ویژه خوار باید بر سر زبان و بیان خبرنگاران ما باشد.» پس برای یاری رساندن به دولت در مبارزه با فساد و ویژه خواری و بنا به توصیه رئیس جمهور ، نام مفسدان کرسنت هم باید بر سر زبان و بیان خبرنگاران قرار گیرد.

قرارداد کرسنت 12 سال پیش در زمان وزارت آقای زنگنه در دولت اصلاحات بین شرکت اماراتی کرسنت پترولیوم با شرکت ملی نفت ایران منعقد شد. قراردادی که آقای زنگنه اخیرا با ارسال لایحه ای به دادگاه لاهه صریحا اذعان کرد که در حاشیه این قرارداد، زدو بندهایی صورت گرفته و عده ای از حسن اعتماد او سوء استفاده کرده اند.

قراردادی که عباس یزدان پناه یزدانی از نزدیکان و همکلاسی آقازاده معروف به عنوان جعبه سیاه این پرونده ، مدتی است ناپدید شده است و معلوم نیست کجاست!

قراردادی که همچون استات اویل باز هم آقازاده معروف در آن نقش کلیدی دارد. قراردادی که فسادی بالغ بر 8 تا 10 میلیارد دلار در آن تخمین زده می شود.

فساد، فساد است، چه سه هزار میلیارد تومان باشد و بر سر زبان ها بیفتد و چه بیش از 8 میلیارد دلار باشد و بایکوت خبری شود. فساد، فساد است چه «ب. ز » و « ش.ج» و « ا. ا » در آن نقش داشته باشند و چه « م. ه » و کل حروف الفبا!

مردم از فساد و ویژه خواری بیزارند و مانند برخی احزاب و سیاسیون نیستند که بر روی یک پرونده فساد و ویژه خواری، چشم ببندند و بر دیگری خیره شوند. مردم انتظار دارند که هیچ مفسدی حصار امن و دژ پولادین نداشته باشد و مفسدان و ویژه خواران اقتصادی چه منتسب به شخصیت ها و دولت کارگزاران و اصلاحات باشند و چه دولت عدالت و چه دولت اعتدال، همگی عادلانه و بدون تبعیض به اشد مجازات برسند.

کرسنت آزمونی است برای سنجش جدیت و قاطعیت دولت در مبارزه با فساد و ویژه خواری.  باید اسامی کسانی که در این پرونده ،رشوه های کلان گرفته اند و با عقد این قرارداد به منافع ملی آسیب رسانده اند بر سر زبان خبرنگاران باشد نه اینکه خدای ناکرده بر پست و سمت خود باقی بمانند یا ترفیع بگیرند! 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: کرسنت، ویژه خواری، دولت، اسامی مفسدان اقتصادی، تبعیض،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 21 اسفند 1392 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو