خسارات برجام تمامی ندارد. شبیه دومینویی است که  با حراج اورانیوم 20 درصد آغاز شد و با سیمان ریختن در قلب راکتور اراک ادامه یافت و امروز به خنجر زدن به پشت مدافعان حرم رسیده است و فردا معلوم نیست تا کجا پیش برود.

برجام نه تنها نعمت نبود بلکه عذابی بود که به دست اشرافیت زر و زور و تزویر بر سر ملت نازل شد. عذابی که اگر خداوند ما را از شر آن ایمن ندارد هویت انقلابی و استقلال جمهوری اسلامی را بر باد خواهد داد.

برجام فقط یک عذاب نبود که پایان پذیرد بلکه سرچشمه عذاب است. روزی ملت را با پر کردن قلب راکتور اراک عذاب می دهند و تحقیر می کنند ، روزی دیگر از الگوی جدیدی از قراردادهای نفتی برای باج دادن به شرکت های غربی رونمایی می کنند و ملت را عذاب می دهند و امروز نیز با ننگنامه FATF مردم را دق می دهند.

مردم عذاب می کشند از اینکه مسئولین ،در مناطق مرفه نشین پایتخت روی مبل های نرم و گرم لم داده اند و برای حاج قاسم سلیمانی که در سرما و گرمای عراق و سوریه جانش را کف دست گرفته تا دشمن نتواند به امنیت کشور ضربه بزند تحریم وضع می کنند.

این ننگ را به کجا ببریم که سردار دلاور ایرانی که مدافع امنیت میهن است در کشور خود نیز از دست دولتمردان کشورش امنیت ندارد!

آیا دولتمردان به ستون پنجم دشمن تبدیل شده اند که حاضرند برای راضی کردن نهادهای خودفروخته بین المللی ،از پشت به حاج قاسم ها خنجر بزنند؟

کدام دولت غیوری حاضر است نهادها و شرکت ها و افراد موثر کشورش را به دست خود تحریم کند و برای کسب رضایت کدخدا به هر خفتی تن دهد؟ تنها کسانی زیر بار چنین ننگ و ذلتی می روند که بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب، با الفبای غیرت بیگانه اند.

            


و جالب اینجاست که وقتی صدای انتقادها نسبت به عملکرد فاجعه آمیز دولتمردان بلند می شود باز هم مثل برجام ، سرمردم را با وعده و وعید و قول و تضمین های توخالی گرم می کنند و می گویند جای نگرانی نیست!

اگر جای نگرانی نیست چرا همه چیز را محرمانه نگه می دارید و از آشکار شدنش در نزد ملت هراسانید؟ اگر جای نگرانی نیست چرا بدون اجازه مجلس و نهادهای قانونی کشور به FATF تعهد داده اید؟ مگر دولت ، همه کاره کشور است که بتواند برای همه چیز تصمیم گیری کند؟

حتما تضمین های امروزتان نیز شبیه تضمین های دیروزتان است که با قاطعیت می گفتید همه تحریم ها در همان روز اجرای برجام یکباره رفع خواهد شد!

از دستاوردهای هسته ای که ثمره خون شهدای هسته ای بود عقب نشینی کردید تا تحریم ها برداشته شود ، اکنون که تحریم ها همچنان پابرجاست به جای اینکه پاسخگوی ساده اندیشی خود باشید محرمانه تعهد می دهید که چشم و گوش بیگانگان را این بار به حساب های ملت باز کنید، تا غربی ها مطمئن شوند اندکی از دلارهای بلوکه شده ، صرف تحقیقات علمی و اقتصادی نخواهد شد، صرف تامین امنیت کشور نخواهد شد، صرف هوافضا نخواهد شد و ...بلکه آنگونه خرج خواهد شد که کدخدا راضی باشد همانگونه که قبلا نیز محمود سریع القلم مشاور رئیس جمهور تلویحا به غربی ها تضمین داده بود که دولت پول برجام را صرف مبارزه با داعش نخواهد کرد!

اصلا بهتر نیست برای اینکه کدخدا از دولت راضی باشد به او تضمین دهید که تمام دلارها را در فیش های نجومی همان ذخایر نظام واریز خواهید کرد؟!

آیا این اوج ذلت نیست که دشمن به ما بگوید باید بدانم پول هایی که از فروش نفت و... به دست شما می رسد در کجا می خواهید خرج کنید؟! آیا این اوج بی غیرتی نیست که نهادها و افراد ایرانی را که آمریکا، آنان را تروریست می داند ما نیز حرف شیطان بزرگ را بپذیریم و در داخل کشور آنان را تحریم کنیم؟ آیا این بود مزد همه دلاوری های حاج قاسم و تلاش و کوشش نهادها و شرکت هایی که پیشرفت را برای کشور به ارمغان آوردند؟

اما اگر قرار به تحریم باشد باید کسانی در داخل ایران تحریم شوند که با وعده و وعیدهای توخالی سر مردم شیره مالیدند. آنها که قول داده بودند صد روزه مشکل اقتصاد مردم را حل کنند، آنان که می گفتند هم چرخ سانتریفیوژها خواهد چرخید و هم چرخ زندگی مردم! آنان که می گفتند تمامی تحریم های اقتصادی و حتی تحریم های تسلیحاتی و موشکی و اشاعه ای نیز لغو خواهد شد، آنان که بارها تاکید می کردند تحریم ها نه تعلیق می شود نه تعویق ؛ بلکه لغو خواهد شد! و با این وعده ها از ثمره خون شهدای هسته ای عقب نشینی کردند.

اگر قرار به تحریم باشد باید صاحبان فیش های نجومی و رفقایشان که آنها را ذخایر نظام می دانند تحریم شوند. اگر بنا به تحریم باشد باید فریدون ها و حامیان فریدون ها تحریم شوند.

گناه مردم چیست که آمریکای عهد شکن به تعهدش عمل نکرده و بر سر خوش خیال ها و ساده لوح هایی که به وعده اش اطمینان کرده بودند کلاه گذاشته است. آیا تاوان ساده لوحی دولتمردان را باید حاج قاسم و نهادهای انقلابی و شرکت ها و مراکز تحقیقاتی و علمی که کارهای موثر و فراوانی برای آبادانی و پیشرفت و امنیت کشور کرده اند بدهند؟

شاید بعضی گمان می کنند که هسته ای ارثیه پدری آنان بوده است که حراج کرده اند یا باغ پسته ای داشته اند که ایران در وسط آن افتاده است که محرمانه در حال فروش همه دستاوردهای نخبگان و ملت هستند و در عین حال، طلبکاری هم می کنند.

اما دولتمردان بدانند امام ما همانطور که فرمود « من دولت تعیین می کنم ، من توی دهن این دولت می زنم...» ، به ملت نیز آموخت که چگونه هم دولت تعیین کنند و هم در وقت لازم ، توی دهن هر دولتی که بخواهد استقلال کشور را بر باد دهد بزنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: FATF، برجام، دولت، حاج قاسم سلیمانی، تحریم، خودتحریمی،
ارسال در تاریخ شنبه 20 شهریور 1395 توسط عقل کل
در روزهایی که برخی از کارشناسان و دلسوزان کشور، پیگیر بررسی دقیقتر برجام بودند یکی از موافقان برجام به بهانه اینکه چرا 22 روز در اجرای برجام تاخیر افتاده است گفت: «خسارت 400 میلیارد تومانی برای هر روز تعویق در اجرای برجام!»

و اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس جمهور گفت: « هر یک روز تاخیر در اجرای برجام، خسارت های بسیار سنگینی برای کشور دارد و تا الان هم بیش از سه میلیارد دلار خسارت به کشور ضربه زده است.»

و مسعود پزشکیان نماینده مجلس نیز تاکید کرد: « با تاخیر در تعیین تکلیف برای برجام، روزانه چند هزار میلیارد تومان کشور ضرر می کند. معلوم نیست چه کسی باید در برابر این ضررها جوابگو باشد.»

و بالاخره برجام به فرجام رسید، فرجامی که با «تقریبا هیچ» و «خسارت محض» از آن یاد می شود و تجربه ای که به قدری ناخوشایند است که حتی یکی از موافقان سرسخت برجام هم ،تکرار آن را خیانت می داند.

اگر سال گذشته به بهانه خسارت های تخیلی در چاه برجام افتادیم اکنون می خواهند به بهانه های دیگر، به خسارت بزرگتری در ماجرای قراردادهای جدید نفتی برسیم.
چند روز پیش معاون اول رئیس جمهور گفت: « هر روز که یک قرارداد نفتی خصوصا در میادین مشترک به تاخیر می اندازیم خسارت بسیار سنگینی بر ملت ایران وارد می شود.»

در این واقعیت که تسریع در توسعه و برداشت از میادین مشترک نفتی لازم و ضروری است حرفی نیست ، اما آیا باید به این بهانه ، در خسارت بزرگتری وارد شویم و از ترس چاله در چاه بیفتیم و به قراردادهایی راضی شویم که سرمایه کشور را بر باد می دهند؟

چرا باید قراردادهایی را بپذیریم که نسبت به ظرفیت ها و توان داخلی کشور کم توجه است و استقلال کشور را نشانه گرفته و اختیار میادین نفت و گاز کشور را تا حدود 32 سال آینده در دست بیگانگان قرار می دهد؟

چرا باید باز هم به شرکت خائنی مثل توتال فرانسه اعتماد کنیم که با عملکرد نامطلوب خود، ده سال ایران را از برداشت از مهمترین و بزرگترین لایه گازی پارس جنوبی محروم کرد و راه را برای استفاده بیشتر قطری ها هموار نمود؟

چرا باید با شرکتی قرارداد ببندیم که در زمانی که قطری ها تمام سکوها را در لب مرز مشترک نصب کرده و حداکثر برداشت از میدان را داشتند، شرکت توتال، سکوهای ایران را در این میدان مشترک به جای اینکه در مرز مشترک نصب کند دور از مرز و در وسط میدان ،حفاری کرد تا باز هم به سود قطری ها تمام شود؟ و امروز چه کسی پاسخگوی این خسارات است؟

واقعا چرا اصرار دارند باز هم با شرکتی همکاری کنند که به جونیور رشوه داده بود؟



پی نوشت:
1- دولتی را که مردم، فعلا برای چهار سال انتخاب کرده اند چرا باید این حق را داشته باشد که بتواند برای فعالیت هسته ای تا 25 سال آینده و قراردادهای نفتی تا 30 سال آینده تصمیم گیری کند؟

2- گویا این دولت تا تمام استقلال کشور را نفروشد دست بردار نیست!

3- آن 166 نماینده ای که در مجلس قبلی با اینکه فهمیدند بیژن زنگنه قسم دروغ خورده است اما با اینحال باز هم به او رای اعتماد دادند الان کجا هستند تا پاسخگوی اقدامات زنگنه باشند؟




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: قراردادهای نفتی، زنگنه، توتال، پارس جنوبی، IPC، برجام، دولت،
ارسال در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1395 توسط عقل کل
یکی از ویژگی های دوران پسابرجام، شنیدن استدلال های آبکی در دفاع از برجام است که به نمونه هایی از اینگونه استدلال ها اشاره می کنیم:

یک: آقای صالحی در مورد سند محرمانه توافق که قبلا بعضی ها وجود آن را انکار می کردند و با خبر آسوشیتدپرس مشخص شد که وجود خارجی دارد گفته است: « ما موافق نیستیم که برنامه بلند مدت ما این طور در معرض عموم قرار گیرد... خود ملت هم اگر خوب دقت کنند می پذیرند که اینگونه برنامه های مهم و استراتژیک بهتر است همین طور محرمانه بماند.»



بله! حالا که خوب دقت می کنم می بینم حق با آقای صالحی است. بهتر است این سند هم مثل بقیه مسائل که در دولت محرمانه است محرمانه بماند. همین قدر که آمریکا و کشورهای اروپایی و اسرائیل از این سند خبر دارند کافی است. چه لزومی دارد که در معرض عموم قرار بگیرد و مردم ایران هم از آن باخبر شوند. بگذارید همانطور که مردم بورکینافاسو و جزایر کارائیب از این سند بی اطلاعند مردم ایران هم بی خبر باقی بمانند.
 اصلا مردم ایران این چیزها را ندانند برای خودشان بهتر است. مگر متن برجام که رونمایی شد فایده ای جز نگرانی و ناراحتی برای مردم داشت؟ مگر فیش های حقوقی نجومی که علنی شد جز اعصاب خردی نتیجه ای برای مردم داشت؟ اصلا کارهای این دولت محرمانه بماند بهتر است چون علنی شدن آن چیزی جز ناراحتی برای مردم ندارد!


دو:
آقای عراقچی گفته: « از اول هم قرار نبود تحریم های غیر هسته ای لغو شود...مگر ما در فعالیت های موشکی خود تغییری داده ایم که انتظار داشته باشیم تحریم های مرتبط با موشکی برداشته شود.»

خب راست می گوید بنده خدا! مگر از تولید موشک دست برداشته اید که انتظار دارید تحریم های موشکی برداشته شود! مگر حقوق بشر مورد نظر غرب ( مثل آزادی همجنس گرایان و...) را پذیرفته اید که انتظار دارید تحریم های حقوق بشری برداشته شود! هر وقت تمام این مسائل را پذیرفتید شاید تحریم ها برداشته شود!!!


سه:
آقای عراقچی باز هم گفتند: « آنها تعهدات خود را انجام داده اند که اگر نداده بودند ما می رفتیم و پیگیری می کردیم. این ها بستگی به این دارد که ما چگونه نگاه کنیم. نگاه من به برجام فراتر از بحث برداشته شدن تحریم هاست. اهداف این چالش هسته ای به مراتب بزرگتر از برداشته شدن تحریم ها بود. باید ببینیم برجام توانسته خواسته مردم ایران را برآورده کند یا نه؟ شعار اصلی مردم که به خاطر آن ایستادگی کردند و فشارها را تحمل کردند این بود که انرژی هسته ای حق مسلم ماست...مردم بر این حق تاکید داشتند و برجام در این امر موفق بوده و این حق را محقق کرده است.»



بله! اصلا مردم انتظار نداشتند که تحریم ها برداشته شود، فقط می خواستند سازمان های جهانی که با رشوه گرفتن و تهدید حاضرند اسم عربستان را از لیست کودک کش ها خارج سازند حق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند!
درست است که الان نه از اورانیوم 20 درصد خبری هست ، نه از چندین تن اورانیوم زیر 5 درصد خبری هست، نه از فردو خبری هست و اگر چه بیشتر دستاوردهای هسته ای که نخبگان علمی کشور برای آن زحمت کشیده بودند از دست دادیم اما در عوض حق هسته ای را به دست آوردیم!!!

و اگر این مدل برجام ها را ادامه دهیم خواهیم توانست حقوق دیگرمان را نیز به دست بیاوریم. مثلا اگر می خواهیم حق موشکی را محقق کنیم فقط کافیست موشک هایی مثل شهاب سه را با سیمان پر کنیم. آن گاه حق موشکی ما محقق می شود و در آینده می توانیم با چند موشک دست ساز کوتاه بردی که سازمان های جهانی آن را به رسمیت می شناسند تا صد کیلومتری تهران را نشانه گیری کنیم! درست است که دیگر دستمان به اسرائیل نمی رسد اما در عوض حق موشکی ما تثبیت می شود!

بنابراین به قول آقای عراقچی این ها بستگی دارد که ما چگونه نگاه کنیم. اگر با دید آقای عراقچی به برجام بنگرید جز خوبی نمی بینید.
اگر در دیده مجنون نشینی                    به غیر از خوبی لیلی نبینی


چهار:
آقای ظریف گفت :« اصلا معنی توافق چیست؟ معنی توافق این است که دو طرف راضی باشند مگر اینکه بتوان نامش را قرارداد تسلیم گذاشت و گرنه توافقی وجود ندارد که هر یک از دو طرف بتوانند بگویند صد درصد به نفعشان است چنین چیزی در جهان خارج وجود ندارد...نمی گویم برجام فتح الفتوح است اما سندی کاملا قابل دفاع است، اگر بخواهیم به برجام نمره بدهیم حتما با توجه به ظرف زمانی و شرایط بین المللی نمره بسیار خوبی می گیرد اما اگر بخواهیم به نحوه اجرای آمریکایی ها نمره بدهیم احتمالا نمره پایینی می گیرد.»



بله همین که پنجاه درصد توافق که تعهدات ایران بوده عملیاتی شده پس نتیجه می گیریم که برجام سندی کاملا قابل دفاع است. فقط تعهدات آمریکا عملیاتی نشده که به آن نمره پایینی می دهیم. درست است که ایران به خواسته اش نرسید اما آمریکا که به خواسته اش رسید بنابراین برجام نمره خوبی می گیرد چون یک طرف توافق حاصل شده است.
اصلا معنی توافق چیست؟ توافق یعنی اینکه دو طرف راضی باشند. آمریکا که راضی است ما هم می گوییم راضی هستیم به رضای آمریکا! لذا رضایت دو طرف تا حدودی حاصل شده است.


پنج:
آقای روحانی می گوید: « با برجام ، تهدید از سر مردم برداشته شد...»

آقای روحانی! اگر این گونه باشد که شما می گویید چرا اوباما که به قول شما مودب و باهوش است گفته: « حمله به ایران در پانزده سال آینده- یعنی زمانی که توافق به لحاظ اجرایی به نقطه پایان رسیده است- دقیقتر و آسان تر خواهد بود.»
بنابراین برجام به جای اینکه سایه تهدید را از سر مردم بردارد ما را خلع سلاح می کند و تهدیدآفرین می شود. وقتی کشوری مولفه های قدرتش را از دست داد بیشتر در معرض حمله دشمن قرار می گیرد.
 وقتی آمریکا توانست با برجام های متعدد، مولفه های قدرت ایران ( اعم از هسته ای، موشکی، منطقه ای و...) را بگیرد یا کاهش دهد آنگاه شرایط حمله به کشور فراهم می شود. اوباما در نشست آیپک در کاخ سفید گفته بود « در زمان جورج بوش نیز شرایط برای جنگ علیه ایران فراهم نبود و بوش نیز طرحی برای حمله به ایران فراهم نکرده بود.» چون ایران هنوز از مولفه های قدرت تهی نشده بود. آنچه مد نظر اوباماست فراهم شدن شرایط جنگ علیه ایران است که اگر برجام ها ادامه یابد این شرایط فراهم خواهد شد.

قبل از برجام ، آمریکایی ها از وجود اورانیوم 20 درصد و چند تن اورانیوم زیر 5 درصد نگران بودند و آن را یکی از عوامل قدرت ایران می دانستند اما اکنون این نگرانی وجود ندارد. آنچه سایه تهدید را از سر مردم برمی دارد قدرت هسته ای، موشکی و منطقه ای ایران است. اوباما در دیدار رهبران یهودی گفته بود « اگر به ایران حمله کنیم مقاومت لبنان با موشک های خود تلاویو را هدف قرار خواهد داد.» با این حساب ، آنچه مانع جنگ است موشک های ایران و حضور حزب الله لبنان در منطقه است نه برجام. وقتی آمریکا در جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله که به جنگ نیابتی ایران و آمریکا شهرت یافت شکست خورد ،فهمید که تا عوامل قدرت را از ایران نگیرد نمی تواند با ایران رو در رو شود.



شش: آقای روحانی گفت: « اگر برجام نبود فروش نفت ما به صفر می رسید.»

روحانی، دولت را در حالی از احمدی نژاد تحویل گرفت که ایران روزانه یک میلیون و 400 هزار بشکه نفت می فروخت. آمریکا در نظر داشت فروش نفت ایران را به صفر برساند ولی به دلایل متعدد نتوانست به این خواسته اش برسد. آمارها نشان می دهد برخلاف ادعاهایی که مطرح می شود و می گویند قرار بود هر شش ماه، 20 درصد از فروش نفت ایران کاهش یابد تا در عرض دو سال به صفر برسد، آمریکا علیرغم تمام تلاش هایش هیچگاه نتوانست فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برساند.
بنابر آمارهای ارائه شده، قبل از توافق ژنو از تیرماه 91 تا آذر 92 صادرات نفت ایران ثابت بوده و بالای یک میلیون بشکه در روز بوده است. و برطبق گزارش بانک مرکزی ، متوسط صادرات نفت خام ایران در سال 92 حدود یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز بوده است.
بنابراین این ادعا نیز همانند ادعای جنگ، صرفا بهانه ای برای تحمیل توافق به ایران تلقی می شود.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، صالحی، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1395 توسط عقل کل
سال گذشته در همین روزها بود که تیتر می زدند:

 « دنیا به احترام ایران ایستاد»؛ «جشن هسته ای در سراسر ایران» ؛ « انقلاب دیپلماسی به تاریخ 23 تیرماه 94»؛ « جهان تغییر کرد، دوئل مذاکرات پس از 12 سال به توافق رسید»؛ « ظریف و یارانش به تاریخ پیوستند» ؛ « 23 تیرماه 94 روزی تاریخی و فراموش نشدنی بعد از 12 سال مقاومت هسته ای»؛ « خجسته باد این پیروزی» ؛ «تمام تحریم ها لغو می شود»؛ «پیروزی بدون جنگ»؛ « بالاخره یک روز خوب آمد»؛ « کلید چرخید، ایران خندید»؛ « بهترین توافق ممکن به دست آمد»؛ «ایران بر قله توافق»؛ «فتح الفتوح دیپلماسی ایران»؛ «توافق قهرمانانه ایران»؛ «پایانی بر ظلم علیه ملت ایران»؛ «توافق هسته ای یادآور فتح خرمشهر بود» ...



و چقدر سعی داشتند با این تیترها، هیجانات کاذب به جامعه تزریق کنند.

و امسال شاهدیم سهم ما مردم از آن فتح الفتوح و پیروزی بزرگ و آن همه گشایش های وعده داده شده ی پسابرجام، چیزی جز گشایش چشم ها و دهان هایمان از سر تعجب با دیدن فیش های نجومی نبود!

و امسال شاهدیم صندوق توسعه ملی که قرار بود جیب ملت را توسعه دهد جیب برخی مدیران و آقازاده ها را توسعه می داده است و بانکی که باید به رفاه کارگران بیندیشد به رفاه مدیرعاملش می اندیشیده است.

و امسال دیدیم کاسبان تحریم و کاسبان برجام و کاسبان پسابرجام ، یک طایفه بیشتر نبوده اند و آنان ، همان حامیان و دار و دسته فتنه گرانی بوده اند که در سال 88 با سفارش تشدید تحریم ها به دشمن، مردم را تحت فشار قرار دادند و امروز با حقوق های نجومی ، مردم را آزار می دهند.

و امسال دیدیم کلیدی که قرار بود قفل زندگی مردم را بگشاید تا چرخ زندگی آنها ،بهتر بچرخد، تنها برای فریدون و رفقا می چرخیده و اشک ملت را در می آورده است.
و امسال دیدیم از بزرگترین دستاورد برجام که به آن می بالیدند و بر سر اولویت داشتن یا نداشتن آن، بحث ها می کردند هم خبری نیست و بوئینگ را باید در خواب ببینند.

و رئیس جمهوری که پارسال می گفت « هیچ توافقی را امضا نخواهیم کرد مگر آنکه در نخستین روز، تمام تحریم های اقتصادی ، بالمره و در همان روز لغو شود» ، امسال به دنبال زمینه چینی برای اجرای برجام دو و سه است تا شاید بتواند برخی از تحریم هایی که قول لغو شدنش را در برجام یک داده بود با برجام های بعدی لغو کند.

و امسال شاهدیم آنان که عقل خود را باخته اند پنج هزار میلیارد تومان از بودجه دفاعی کاسته اند، آن هم در شرایط پر آشوب منطقه که سعودی ها هر روز برای نا امن کردن ایران نقشه می کشند و نامزد ریاست جمهوری آمریکا تز می دهد که بعد از سوریه ، نوبت ایران است.

و آنان که عقل خود را باخته اند و همه چیز را برای مردم محرمانه تلقی می کنند با FATF مذاکره می کنند تا چشم بیگانگان را به روی حساب های مردم بگشایند و گوشه ای از گشایش های پسابرجام را به نمایش بگذارند!

و امسال شاهدیم جان کری که پارسال ،هندوانه زیر بغل ظریف می گذاشت و از او تمجید می کرد و می گفت « ظریف مذاکره کننده ای حرفه ای و میهن پرست است» ، امسال می گوید « برای نوه هایتان تعریف کنید که چگونه در یک اتاق نشستید و ظریف را مجبور کردید که در برابر قدرت متقاعد کننده شما،تسلیم شود.»

 و صالحی که پارسال با قسم جلاله و مظلوم نمایی با سیمان ، می خواست رای نمایندگان به برجام را شتاب بخشد ، تازه امسال بوی توطئه غربی ها به مشامش رسیده است و می گوید قبل از برجام اوضاع بهتری داشتیم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، پسابرجام، روحانی، ظریف، روزنامه های زنجیره ای، کاسبان تحریم، کاسبان برجام،
ارسال در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1395 توسط عقل کل
ایران، مثل یک شیر در منطقه است که اسرائیل را به وحشت انداخته و دشمنان سعی دارند قدرتش را زائل کنند.

با برجام توانستند دندان هسته ای ایران را بکشند!

اگر دندان موشکی و توانمندی های منطقه ای ایران را هم بکشند دیگر قدرتی برای این شیر باقی نمی ماند.

آنگاه می توانند ایران را از پای درآورند یا اینکه او را جوری تربیت کنند که رام باشد و در سیرک مورد نظر غربی ها ، خوش رقصی کند و مایه شادمانی آمریکا و اسرائیل را فراهم سازد و به پاس رام بودن، مانده غذایی هم جلوی او بیندازند تا بخورد!

شیری که دندانش را بکشند و پنجه اش را از کار بیندازند دیگر نه ابهتی دارد و نه غرشی ، و فقط به درد سیرک می خورد.

روح برجامی که اوباما می گوید ایران باید به آن عمل کند سرانجامش همین است. تبدیل یک شیر مقتدر و با ابهت به یک شیر رام و ذلیل که طبق میل آمریکا رفتار کند.






طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، توافق هسته ای، ایران، آمریکا، روح برجام، شیر،
ارسال در تاریخ شنبه 28 فروردین 1395 توسط عقل کل
چقدر سخت است کسب دستاوردهای علمی  و چقدر راحت است از دست دادن و هدر دادن آن.

چند سالی است دیگر ، روز ملی فناوری هسته ای رنگ و بویی از جشن ندارد و رنگ غم به خود گرفته است، بالاخص امسال که باید به جای جشن، مرثیه بخوانیم.

مرثیه هزاران سانتریفیوژی که از کار انداختند و برای اینکه ملت را راضی کنند دلیل تراشی کردند و گفتند « این سانتریفیوژها از نوع نسل اول بود و باید از رده خارج می شد!»  و اصلا به روی مبارکشان نیاوردند که اگر این سانتریفیوژ ها ارزش چندانی نداشت پس چرا دشمن برای از کارانداختن آنها، ویروس «استاکس نت» را طراحی کرد. ویروسی که شبیه بمب عمل می کرد و اگر توسط نخبگان ایرانی شناسایی نشده بود صدمات مالی و جانی فراوانی به تاسیسات و نخبگان هسته ای ایران وارد می نمود.

امسال باید مرثیه بخوانیم، مرثیه چند تن اورانیومی که از خاک ایران خارج کردند و سپس برای اینکه دل ملت را خوش کنند گفتند «اصلا باورمان نمی شد بتوانیم در ازای 11 تن اورانیوم غنی شده، 200 تن اورانیوم طبیعی بگیریم!» 

آیا این آقایان واقعا ملت را ابله فرض کرده اند و گمان می کنند ملت ، فرق بین اورانیوم غنی شده و اورانیوم طبیعی را نمی دانند؟ آیا فکر می کنند کسی جز آنها از علم هسته ای سر در نمی آورد؟ براساس کدام منطق، مبادله اورانیوم غنی شده ای که نخبگان هسته ای ایران برای تولید آن حدود ده سال زحمت کشیده اند با کیک زرد یا همان خاک معدنی اورانیوم ، شادی آفرین است؟!!!

امسال باید مرثیه بخوانیم، مرثیه راکتور اراک و سیمانی که قبل از اینکه قلب راکتور اراک را نشانه رود غرور و عزت ایرانیان را نشانه گرفت.
مرثیه معدن ساغند که معلوم نیست چه بر سرش می آورند.

مرثیه درز اطلاعات هسته ای ایران که چشمان اسرائیل را روشن می نماید.
مرثیه جوانانی که در اثر سهل انگاری و خوش خیالی دولتمردان ،در لیست جوخه های ترور موساد و سیا قرار می گیرند.

و آقایان همچنان به خوش خیالی خود ادامه می دهند و با خوشحالی می گویند: «مدیرکل آژانس گفته است اقدامات شفافیت ساز ایران ، فراتر از توافقاتی بوده که این کشور با آژانس انرژی اتمی داشته است!» 
کدام عقل سلیمی می پذیرد ما فراتر از تعهداتمان عمل کنیم و آنان به تعهداتشان عمل نکنند و باز هم لبخند بزنیم! کاش خداوند به برخی سیاستمداران ما عقل عنایت می فرمود.

اگر انتظار دارید زمانی فرا برسد که روحانی از نقض برجام سخن بگوید و به اشتباهاتش پی ببرد انتظار بیهوده ای است. روحانی همان کسی است که بعد از دو سال تعلیق کردن فعالیت های هسته ای ایران ، در چشم هفتاد میلیون نفر زل زد و گفت : «ما تعلیق نکردیم ما تکمیل کردیم! اینکه بگویید تعلیق کردیم حرف بیسوادهاست!»

آژانس انرژی هسته ای می گفت ایران فعالیت هایش را تعلیق کرده است، رهبر معظم انقلاب می فرمودند دو سال فعالیت های هسته ای ایران تعلیق شده است، تمام کارشناسان متفق القول بودند به اینکه ایران برای اعتمادسازی با غرب ، دو سال فعالیت های هسته ای خود را تعلیق کرده است اما روحانی می گفت « ما تعلیق نکردیم این حرف مال بیسوادهاست!»

کسی که اشتباهات گذشته اش را نمی پذیرد انتظار دارید اشتباهات امروزش را بپذیرد؟!

آیا روحانی در آن زمان حاضر شد اشتباهش را بپذیرد و تعلیق را بشکند؟ مسلما نه!
اگر رهبر معظم انقلاب وارد صحنه نمی شدند و دستور به رفع تعلیق نمی دادند و اگر مردم با رای خود ، تیم روحانی را بازنشسته نمی کردند روحانی کماکان برای اعتمادسازی با غرب به تعلیق ادامه می داد. زیرا روحانی هیچگاه امیدش از غرب قطع نمی شود هر چند غربی ها برای او ارزشی قائل نباشند و منافقین را بر او ترجیح دهند. چنانکه دولت اعلام کرد سفر روحانی به اتریش به این علت لغو شد که دولت اتریش حاضر نشده است تجمع چند منافق را لغو نماید. اگر اروپایی ها برای روحانی ذره ای ارزش قائل بودند نباید به خاطر تجمع چند منافق ورشکسته، سفر روحانی به اتریش لغو شود. ( ضرب المثلی هست که می گوید: برای کسی بمیر که برایت تب کند!)

برجام به حیثیت روحانی وابسته است و روحانی هیچگاه حاضر نخواهد شد نقض برجام را بپذیرد. زیرا تمام حیثیتش زیر سوال می رود.

اکنون که ظریف می گوید « من و جان کری همدیگر را درک می کنیم» ، آمریکا به تعهداتش عمل نمی کند؛  وای از چند ماه دیگر که نه اوبامایی در کاخ سفید است و نه جان کری وزیر خارجه است! حالا که همدیگر را درک می کنند روح و جسم برجام! مدام در حال نقض شدن است وای به روزی که همدیگر را درک نکنند!

از هسته ای عقب نشینی کردیم در حالی که رکود بر اقتصادمان حاکم است و طبق آمارهای ارائه شده، شکاف طبقاتی افزایش یافته و با تعطیلی واحدهای تولیدی بر خیل بیکاران افزوده می شود.

از هسته ای عقب نشینی کردیم در حالی که ما به فراتر از تعهداتمان عمل کرده ایم و غربی ها به تعهداتشان عمل نکرده اند. خسارت محض یعنی همین!

آیا راه جبرانی هست؟ آیا مردم ، عزمشان را جزم می کنند تا از ادامه این اشتباهات جلوگیری کنند؟ آیا روند عقب نشینی به پیشروی علمی تبدیل خواهد شد؟ آیا در آینده ای نزدیک شاهد خواهیم بود که در روز ملی فناوری هسته ای، جشنی حقیقی برگزار کنیم؟





طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: هسته ای، روز ملی فناوری هسته ای، 20 فروردین، روحانی، برجام، نقض برجام، تعلیق،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو