تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر برجام
اورانیوم 20 درصد را به باد داده اند، هزاران سانتریفیوژ را از کار انداخته اند، قلب راکتور اراک را طبق دستور آمریکا با سیمان پر کرده اند، ده هزار کیلو اورانیوم زیرپنج درصد را به کمتر از سیصد کیلو رسانده اند، و بخش عظیمی از دستاوردهای شهدای هسته ای را بر باد داده اند و تازه طلبکار هم هستند!

و این در حالی است که تحریم ها هنوز پابرجاست و بنا بر قانونی که اخیرا در سنای آمریکا تصویب شد شرایط تحریم ها نسبت به قبل از برجام ، بدتر هم خواهد شد.

و اکنون به جای اینکه شرمنده و سرافکنده باشند و از ملت عذرخواهی کنند، طلبکار شده اند و حتی از یک شعر که لحن انتقادی نسبت به برجام داشته است خاطر نازکشان رنجیده و مظلوم نمایی می کنند که نباید این حرف ها زده می شد!

لابد انتظار داشته اند همانطور که رئیس جمهور،خواب آفتاب و مهتاب برجام را می بیند کل ملت هم دچار توهم باشند و از برجام ،صورتی خیالی در ذهن بسازند و آن را تقدیس کنند.

برجام برای غربگرایان، به امری مقدس تبدیل شده است که حتی نمی توان از آن انتقاد کرد.درست مثل هولوکاست که برای اسرائیل به امری مقدس تبدیل شده است که هر کس بخواهد در مورد آن تحقیق کند سر از زندان درمی آورد.

موجودیت اسرائیل وابسته به هولوکاست است همانطور که موجودیت غربگرایان داخلی در شرایط فعلی وابسته به برجام است.برجام هم مثل هولوکاست از درون، سست و توخالی است و تحقیق و حرف زدن درباره آن، پایه هایش را ویران می کند لذا حرف زدن در مورد آن قدغن است.

از نظر غربگرایان داخلی، از همه چیز می شود انتقاد کرد جز برجام و عملکرد آنان.

می شود علیه خدا تظاهرات کرد، می شود بر ضد ولایت فقیه شعار داد، می شود همه سیاستمدارانی که نظراتی متفاوت با غربگرایان دارند را مسخره کرد و از آنان کاریکاتور کشید و عکسشان را آتش زد، می شود کل مملکت را با دروغ تقلب، فلج کرد ، می شود 38 سال انقلاب را متهم به اعدام و زندان کرد؛ اما نمی توان درباره برجام دو کلمه حرف حساب زد!

جای طلبکار و بدهکار عوض شده است. به جای اینکه ما ملت از آقایان برجام پرست بپرسیم چرا هنوز تحریم ها پابرجاست و چرا برجام ، وضعیت ما را نسبت به قبل از برجام فاجعه بارتر کرده است ، آنها طلبکار شده اند که چرا اصلا حرف می زنید؟!

به جای اینکه ما ملت، این آقایان برجام پرست را در دادگاه محاکمه کنیم که چرا با ساده اندیشی و خوش خیالی، دستاورد شهدای هسته ای را به باد فنا داده اید، آنها هوچی گری کرده اند که چرا از ما انتقاد شده است؟ و چرا اصلا به رویمان می آورید که تحریم ها شدیدتر شده است؟! حتما انتظار دارند به آنها بگوییم: هسته ای و همه دستاوردهای ملت و نخبگان،بلاگردان وجودتان! ...به باد دادید که دادید فدای سرتان!!!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: برجام، روحانی، منتقدان، میثم مطیعی، آزادی بیان، هولوکاست، غربگرایان،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 7 تیر 1396 توسط عقل کل
شب ها چند ساعت بیشتر نمی خوابید و به نیایش با پروردگار مشغول بود تا خداوند گره ها را باز کند. تکفیری ها بخش اعظمی از سوریه را به تصرف خود در آورده بودند و دولت بشار اسد را در چند قدمی سقوط می دیدند. بسیاری از مسئولین و مقامات ایرانی نیز ، کار بشاراسد را تمام شده می دانستند و مقاومت را بیهوده.

اما حاج حسین فقط امیدش به خدا بود و تنها دلگرمی اش فرمایش رهبر معظم انقلاب بود که خواستار بقای دولت سوریه بودند و با توصیه به صبر و ایستادگی می فرمودند سوریه مثل مریضی می ماند که خودش نمی داند مریض است، باید به او بگویید که مریض است. دکتر نمی رود، شما باید ببریدش. دکتر که برود می گوید دارو نمی خواهم، دارو باید بنویسید برایش. نمی رود دارو را بگیرد باید برایش دارو بگیرید. دارو را نمی خورد باید دارو را به خوردش بدهید و به آن نظارت هم داشته باشید.

و اینگونه شد که سردار همدانی همراه با دیگر مدافعان حرم در سوریه ماندند و مقاومت کردند تا باز هم ثابت شود که تنها راه پیروزی، مقاومت است.
و خدای خرمشهر، حلب را آزاد کرد و فردا مسجدالاقصی و مسجدالحرام را نیز آزاد خواهد کرد.



آزادی حلب و نقض برجام!
خداوند این دو حادثه را با فاصله ای اندک، جلوی دیدگان ما قرار داد تا شاید ایمانمان تقویت شود.
در یکی امید به خدا موج می زند و در دیگری امید به کدخدا!

و خداوند قسم یاد کرده است که هر کس به غیر او امید داشته باشد ناامیدش خواهد کرد.
و ناامید شدند آنان که می گفتند اگر کدخدا را ببینیم تمام مشکلات حتی آب خوردن هم حل می شود.

آنان که برای حل مشکلات ، دل را به مکالمه تلفنی با اوباما خوش کرده بودند ؛ دیدند که هنوز ترامپ از راه نرسیده، برجام به گونه ای در جلوی چشمانشان نقض شد که مجبور شدند از آفتاب تابان و سیب و گلابی چشم بپوشند و آن را نقض فاحش بنامند و اوبامای مودب و باهوش حتی حاضر نشد به اندازه یک وتو برای آنان ارزش قائل شود.

آنان که به درخواست آمریکا، کشتی کمک رسان به مردم مظلوم یمن را به جیبوتی فرستادند، دیدند که چگونه همان کشور ذره بینی تحویلشان نگرفت و قطع رابطه کرد.

آنان که برای رضای پیرزن انگلیسی، رضای خدا را زیر پا گذاشتند و پوشش نامتعارف نخست وزیر انگلیس را پذیرفتند و لبخند زدند، دیدند که چگونه همان پیرزن برای آنها شاخ و شانه کشید و توهین کرد.

آنان که برای رضای آمریکا و فرانسه حاضر شدند در برابر اهانت به وجود مقدس پیامبر اسلام (ص) مماشات به خرج دهند و با جان کری قدم بزنند و برای دیدار با مقامات فرانسوی سر از پا نشناسند؛ دیدند که چگونه همان مقامات با بی مهری به هیجان آنان پاسخ دادند.

این است عاقبت دل بستن به کدخدایی که بزرگترین دشمن خداست.

اما آنان که دل در گرو خدا داشتند و جز به خدا امید نبستند مقاومتشان نتیجه داد و امروز به جای تیترهایی که رسانه های عربی می نوشتند « امروز سوریه، فردا ایران» ؛ باید نوشته شود « امروز حلب، فردا بیت المقدس»

البته باید مراقب بود سرنوشت پیروزی های جبهه مقاومت به دست کدخدا باوران نیفتد. حواسمان باشد روزگاری نه چندان دور، پیروزی های هسته ای را جشن گرفتیم اما زمانی که سررشته کار به دست برجام آفرینان افتاد دستاوردهای هسته ای بر باد رفت.

آزادسازی حلب، کابوس آمریکا بود که تعبیر شد و ما این پیروزی را در درجه اول تبریک می گوییم به آقا و مولایی که تنها یاور و راهنمای حضرت سید علی بود؛
به او که اصلی ترین مدافع حرم بود و تک تک مدافعان حرم را می شناسد؛
به او که در سخت ترین شرایط یاریگر حاج قاسم و ابووهب بود؛
به او که در غربت خان طومان، بر مظلومیت شهدا اشک ریخت؛
به او که همه مدافعان حرم از فاطمیون و زینبیون و حیدریون و...به عشق او فریاد سر می دادند « لبیک یا زینب»
به او که روزی جهان را از سیطره ظلم آزاد خواهد کرد...



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف دل، 
برچسب ها: سوریه، آزادی حلب، امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، سردار همدانی، سردار سلیمانی، برجام،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 25 آذر 1395 توسط عقل کل
آقای رئیس جمهور اخیرا گفتند: « کشور بی دغدغه اداره شد. چرا شکر نعمت نمی کنیم؟»



آقای رئیس جمهور!
چگونه شکر این نعمت گزارم
که جیبم خالی و پولی ندارم

*****
آقای رئیس جمهور! زمان پاسخگویی در مورد وعده هایی است که به مردم دادید ؛ نه طلبکاری کردن از مردم.

برجام رسید و باز بیکار شدیم
در دام رکود هم گرفتار شدیم

از مردمِ خود، جای طلبکاری نیست
صد وعده تو دادی، ما بدهکار شدیم؟!


*****
آقای رئیس جمهور!
لطفا به همان ذخایر نظام که گشایش های پسابرجامی شامل حالشان شده و حقوق های نجومی می گیرند بگویید شکر نعمت برجام را هم به جا بیاورند.
آنها بوده اند که بدون دغدغه زندگیشان را اداره کرده اند و گرنه ما مردم هزاران دغدغه داریم.

حقوق های نجومی در جیب دیگران باشد و شکرش را ما مردمی به جا آوریم که همیشه هشت مان گرو نه مان است؟!

یکی دیگر حقوقش شد نجومی
که ارقامش رسیده تا ثریا

به ما گویند شکرش را گزاریم
عجب رویی اینا دارند به والله!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: روحانی، شکر نعمت، برجام، حقوق های نجومی، وعده های انتخاباتی،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1395 توسط عقل کل

خسارات برجام تمامی ندارد. شبیه دومینویی است که  با حراج اورانیوم 20 درصد آغاز شد و با سیمان ریختن در قلب راکتور اراک ادامه یافت و امروز به خنجر زدن به پشت مدافعان حرم رسیده است و فردا معلوم نیست تا کجا پیش برود.

برجام نه تنها نعمت نبود بلکه عذابی بود که به دست اشرافیت زر و زور و تزویر بر سر ملت نازل شد. عذابی که اگر خداوند ما را از شر آن ایمن ندارد هویت انقلابی و استقلال جمهوری اسلامی را بر باد خواهد داد.

برجام فقط یک عذاب نبود که پایان پذیرد بلکه سرچشمه عذاب است. روزی ملت را با پر کردن قلب راکتور اراک عذاب می دهند و تحقیر می کنند ، روزی دیگر از الگوی جدیدی از قراردادهای نفتی برای باج دادن به شرکت های غربی رونمایی می کنند و ملت را عذاب می دهند و امروز نیز با ننگنامه FATF مردم را دق می دهند.

مردم عذاب می کشند از اینکه مسئولین ،در مناطق مرفه نشین پایتخت روی مبل های نرم و گرم لم داده اند و برای حاج قاسم سلیمانی که در سرما و گرمای عراق و سوریه جانش را کف دست گرفته تا دشمن نتواند به امنیت کشور ضربه بزند تحریم وضع می کنند.

این ننگ را به کجا ببریم که سردار دلاور ایرانی که مدافع امنیت میهن است در کشور خود نیز از دست دولتمردان کشورش امنیت ندارد!

آیا دولتمردان به ستون پنجم دشمن تبدیل شده اند که حاضرند برای راضی کردن نهادهای خودفروخته بین المللی ،از پشت به حاج قاسم ها خنجر بزنند؟

کدام دولت غیوری حاضر است نهادها و شرکت ها و افراد موثر کشورش را به دست خود تحریم کند و برای کسب رضایت کدخدا به هر خفتی تن دهد؟ تنها کسانی زیر بار چنین ننگ و ذلتی می روند که بنا به فرمایش رهبر معظم انقلاب، با الفبای غیرت بیگانه اند.

            


و جالب اینجاست که وقتی صدای انتقادها نسبت به عملکرد فاجعه آمیز دولتمردان بلند می شود باز هم مثل برجام ، سرمردم را با وعده و وعید و قول و تضمین های توخالی گرم می کنند و می گویند جای نگرانی نیست!

اگر جای نگرانی نیست چرا همه چیز را محرمانه نگه می دارید و از آشکار شدنش در نزد ملت هراسانید؟ اگر جای نگرانی نیست چرا بدون اجازه مجلس و نهادهای قانونی کشور به FATF تعهد داده اید؟ مگر دولت ، همه کاره کشور است که بتواند برای همه چیز تصمیم گیری کند؟

حتما تضمین های امروزتان نیز شبیه تضمین های دیروزتان است که با قاطعیت می گفتید همه تحریم ها در همان روز اجرای برجام یکباره رفع خواهد شد!

از دستاوردهای هسته ای که ثمره خون شهدای هسته ای بود عقب نشینی کردید تا تحریم ها برداشته شود ، اکنون که تحریم ها همچنان پابرجاست به جای اینکه پاسخگوی ساده اندیشی خود باشید محرمانه تعهد می دهید که چشم و گوش بیگانگان را این بار به حساب های ملت باز کنید، تا غربی ها مطمئن شوند اندکی از دلارهای بلوکه شده ، صرف تحقیقات علمی و اقتصادی نخواهد شد، صرف تامین امنیت کشور نخواهد شد، صرف هوافضا نخواهد شد و ...بلکه آنگونه خرج خواهد شد که کدخدا راضی باشد همانگونه که قبلا نیز محمود سریع القلم مشاور رئیس جمهور تلویحا به غربی ها تضمین داده بود که دولت پول برجام را صرف مبارزه با داعش نخواهد کرد!

اصلا بهتر نیست برای اینکه کدخدا از دولت راضی باشد به او تضمین دهید که تمام دلارها را در فیش های نجومی همان ذخایر نظام واریز خواهید کرد؟!

آیا این اوج ذلت نیست که دشمن به ما بگوید باید بدانم پول هایی که از فروش نفت و... به دست شما می رسد در کجا می خواهید خرج کنید؟! آیا این اوج بی غیرتی نیست که نهادها و افراد ایرانی را که آمریکا، آنان را تروریست می داند ما نیز حرف شیطان بزرگ را بپذیریم و در داخل کشور آنان را تحریم کنیم؟ آیا این بود مزد همه دلاوری های حاج قاسم و تلاش و کوشش نهادها و شرکت هایی که پیشرفت را برای کشور به ارمغان آوردند؟

اما اگر قرار به تحریم باشد باید کسانی در داخل ایران تحریم شوند که با وعده و وعیدهای توخالی سر مردم شیره مالیدند. آنها که قول داده بودند صد روزه مشکل اقتصاد مردم را حل کنند، آنان که می گفتند هم چرخ سانتریفیوژها خواهد چرخید و هم چرخ زندگی مردم! آنان که می گفتند تمامی تحریم های اقتصادی و حتی تحریم های تسلیحاتی و موشکی و اشاعه ای نیز لغو خواهد شد، آنان که بارها تاکید می کردند تحریم ها نه تعلیق می شود نه تعویق ؛ بلکه لغو خواهد شد! و با این وعده ها از ثمره خون شهدای هسته ای عقب نشینی کردند.

اگر قرار به تحریم باشد باید صاحبان فیش های نجومی و رفقایشان که آنها را ذخایر نظام می دانند تحریم شوند. اگر بنا به تحریم باشد باید فریدون ها و حامیان فریدون ها تحریم شوند.

گناه مردم چیست که آمریکای عهد شکن به تعهدش عمل نکرده و بر سر خوش خیال ها و ساده لوح هایی که به وعده اش اطمینان کرده بودند کلاه گذاشته است. آیا تاوان ساده لوحی دولتمردان را باید حاج قاسم و نهادهای انقلابی و شرکت ها و مراکز تحقیقاتی و علمی که کارهای موثر و فراوانی برای آبادانی و پیشرفت و امنیت کشور کرده اند بدهند؟

شاید بعضی گمان می کنند که هسته ای ارثیه پدری آنان بوده است که حراج کرده اند یا باغ پسته ای داشته اند که ایران در وسط آن افتاده است که محرمانه در حال فروش همه دستاوردهای نخبگان و ملت هستند و در عین حال، طلبکاری هم می کنند.

اما دولتمردان بدانند امام ما همانطور که فرمود « من دولت تعیین می کنم ، من توی دهن این دولت می زنم...» ، به ملت نیز آموخت که چگونه هم دولت تعیین کنند و هم در وقت لازم ، توی دهن هر دولتی که بخواهد استقلال کشور را بر باد دهد بزنند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: FATF، برجام، دولت، حاج قاسم سلیمانی، تحریم، خودتحریمی،
ارسال در تاریخ شنبه 20 شهریور 1395 توسط عقل کل
در روزهایی که برخی از کارشناسان و دلسوزان کشور، پیگیر بررسی دقیقتر برجام بودند یکی از موافقان برجام به بهانه اینکه چرا 22 روز در اجرای برجام تاخیر افتاده است گفت: «خسارت 400 میلیارد تومانی برای هر روز تعویق در اجرای برجام!»

و اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس جمهور گفت: « هر یک روز تاخیر در اجرای برجام، خسارت های بسیار سنگینی برای کشور دارد و تا الان هم بیش از سه میلیارد دلار خسارت به کشور ضربه زده است.»

و مسعود پزشکیان نماینده مجلس نیز تاکید کرد: « با تاخیر در تعیین تکلیف برای برجام، روزانه چند هزار میلیارد تومان کشور ضرر می کند. معلوم نیست چه کسی باید در برابر این ضررها جوابگو باشد.»

و بالاخره برجام به فرجام رسید، فرجامی که با «تقریبا هیچ» و «خسارت محض» از آن یاد می شود و تجربه ای که به قدری ناخوشایند است که حتی یکی از موافقان سرسخت برجام هم ،تکرار آن را خیانت می داند.

اگر سال گذشته به بهانه خسارت های تخیلی در چاه برجام افتادیم اکنون می خواهند به بهانه های دیگر، به خسارت بزرگتری در ماجرای قراردادهای جدید نفتی برسیم.
چند روز پیش معاون اول رئیس جمهور گفت: « هر روز که یک قرارداد نفتی خصوصا در میادین مشترک به تاخیر می اندازیم خسارت بسیار سنگینی بر ملت ایران وارد می شود.»

در این واقعیت که تسریع در توسعه و برداشت از میادین مشترک نفتی لازم و ضروری است حرفی نیست ، اما آیا باید به این بهانه ، در خسارت بزرگتری وارد شویم و از ترس چاله در چاه بیفتیم و به قراردادهایی راضی شویم که سرمایه کشور را بر باد می دهند؟

چرا باید قراردادهایی را بپذیریم که نسبت به ظرفیت ها و توان داخلی کشور کم توجه است و استقلال کشور را نشانه گرفته و اختیار میادین نفت و گاز کشور را تا حدود 32 سال آینده در دست بیگانگان قرار می دهد؟

چرا باید باز هم به شرکت خائنی مثل توتال فرانسه اعتماد کنیم که با عملکرد نامطلوب خود، ده سال ایران را از برداشت از مهمترین و بزرگترین لایه گازی پارس جنوبی محروم کرد و راه را برای استفاده بیشتر قطری ها هموار نمود؟

چرا باید با شرکتی قرارداد ببندیم که در زمانی که قطری ها تمام سکوها را در لب مرز مشترک نصب کرده و حداکثر برداشت از میدان را داشتند، شرکت توتال، سکوهای ایران را در این میدان مشترک به جای اینکه در مرز مشترک نصب کند دور از مرز و در وسط میدان ،حفاری کرد تا باز هم به سود قطری ها تمام شود؟ و امروز چه کسی پاسخگوی این خسارات است؟

واقعا چرا اصرار دارند باز هم با شرکتی همکاری کنند که به جونیور رشوه داده بود؟



پی نوشت:
1- دولتی را که مردم، فعلا برای چهار سال انتخاب کرده اند چرا باید این حق را داشته باشد که بتواند برای فعالیت هسته ای تا 25 سال آینده و قراردادهای نفتی تا 30 سال آینده تصمیم گیری کند؟

2- گویا این دولت تا تمام استقلال کشور را نفروشد دست بردار نیست!

3- آن 166 نماینده ای که در مجلس قبلی با اینکه فهمیدند بیژن زنگنه قسم دروغ خورده است اما با اینحال باز هم به او رای اعتماد دادند الان کجا هستند تا پاسخگوی اقدامات زنگنه باشند؟




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: قراردادهای نفتی، زنگنه، توتال، پارس جنوبی، IPC، برجام، دولت،
ارسال در تاریخ سه شنبه 19 مرداد 1395 توسط عقل کل
یکی از ویژگی های دوران پسابرجام، شنیدن استدلال های آبکی در دفاع از برجام است که به نمونه هایی از اینگونه استدلال ها اشاره می کنیم:

یک: آقای صالحی در مورد سند محرمانه توافق که قبلا بعضی ها وجود آن را انکار می کردند و با خبر آسوشیتدپرس مشخص شد که وجود خارجی دارد گفته است: « ما موافق نیستیم که برنامه بلند مدت ما این طور در معرض عموم قرار گیرد... خود ملت هم اگر خوب دقت کنند می پذیرند که اینگونه برنامه های مهم و استراتژیک بهتر است همین طور محرمانه بماند.»



بله! حالا که خوب دقت می کنم می بینم حق با آقای صالحی است. بهتر است این سند هم مثل بقیه مسائل که در دولت محرمانه است محرمانه بماند. همین قدر که آمریکا و کشورهای اروپایی و اسرائیل از این سند خبر دارند کافی است. چه لزومی دارد که در معرض عموم قرار بگیرد و مردم ایران هم از آن باخبر شوند. بگذارید همانطور که مردم بورکینافاسو و جزایر کارائیب از این سند بی اطلاعند مردم ایران هم بی خبر باقی بمانند.
 اصلا مردم ایران این چیزها را ندانند برای خودشان بهتر است. مگر متن برجام که رونمایی شد فایده ای جز نگرانی و ناراحتی برای مردم داشت؟ مگر فیش های حقوقی نجومی که علنی شد جز اعصاب خردی نتیجه ای برای مردم داشت؟ اصلا کارهای این دولت محرمانه بماند بهتر است چون علنی شدن آن چیزی جز ناراحتی برای مردم ندارد!


دو:
آقای عراقچی گفته: « از اول هم قرار نبود تحریم های غیر هسته ای لغو شود...مگر ما در فعالیت های موشکی خود تغییری داده ایم که انتظار داشته باشیم تحریم های مرتبط با موشکی برداشته شود.»

خب راست می گوید بنده خدا! مگر از تولید موشک دست برداشته اید که انتظار دارید تحریم های موشکی برداشته شود! مگر حقوق بشر مورد نظر غرب ( مثل آزادی همجنس گرایان و...) را پذیرفته اید که انتظار دارید تحریم های حقوق بشری برداشته شود! هر وقت تمام این مسائل را پذیرفتید شاید تحریم ها برداشته شود!!!


سه:
آقای عراقچی باز هم گفتند: « آنها تعهدات خود را انجام داده اند که اگر نداده بودند ما می رفتیم و پیگیری می کردیم. این ها بستگی به این دارد که ما چگونه نگاه کنیم. نگاه من به برجام فراتر از بحث برداشته شدن تحریم هاست. اهداف این چالش هسته ای به مراتب بزرگتر از برداشته شدن تحریم ها بود. باید ببینیم برجام توانسته خواسته مردم ایران را برآورده کند یا نه؟ شعار اصلی مردم که به خاطر آن ایستادگی کردند و فشارها را تحمل کردند این بود که انرژی هسته ای حق مسلم ماست...مردم بر این حق تاکید داشتند و برجام در این امر موفق بوده و این حق را محقق کرده است.»



بله! اصلا مردم انتظار نداشتند که تحریم ها برداشته شود، فقط می خواستند سازمان های جهانی که با رشوه گرفتن و تهدید حاضرند اسم عربستان را از لیست کودک کش ها خارج سازند حق هسته ای ملت ایران را به رسمیت بشناسند!
درست است که الان نه از اورانیوم 20 درصد خبری هست ، نه از چندین تن اورانیوم زیر 5 درصد خبری هست، نه از فردو خبری هست و اگر چه بیشتر دستاوردهای هسته ای که نخبگان علمی کشور برای آن زحمت کشیده بودند از دست دادیم اما در عوض حق هسته ای را به دست آوردیم!!!

و اگر این مدل برجام ها را ادامه دهیم خواهیم توانست حقوق دیگرمان را نیز به دست بیاوریم. مثلا اگر می خواهیم حق موشکی را محقق کنیم فقط کافیست موشک هایی مثل شهاب سه را با سیمان پر کنیم. آن گاه حق موشکی ما محقق می شود و در آینده می توانیم با چند موشک دست ساز کوتاه بردی که سازمان های جهانی آن را به رسمیت می شناسند تا صد کیلومتری تهران را نشانه گیری کنیم! درست است که دیگر دستمان به اسرائیل نمی رسد اما در عوض حق موشکی ما تثبیت می شود!

بنابراین به قول آقای عراقچی این ها بستگی دارد که ما چگونه نگاه کنیم. اگر با دید آقای عراقچی به برجام بنگرید جز خوبی نمی بینید.
اگر در دیده مجنون نشینی                    به غیر از خوبی لیلی نبینی


چهار:
آقای ظریف گفت :« اصلا معنی توافق چیست؟ معنی توافق این است که دو طرف راضی باشند مگر اینکه بتوان نامش را قرارداد تسلیم گذاشت و گرنه توافقی وجود ندارد که هر یک از دو طرف بتوانند بگویند صد درصد به نفعشان است چنین چیزی در جهان خارج وجود ندارد...نمی گویم برجام فتح الفتوح است اما سندی کاملا قابل دفاع است، اگر بخواهیم به برجام نمره بدهیم حتما با توجه به ظرف زمانی و شرایط بین المللی نمره بسیار خوبی می گیرد اما اگر بخواهیم به نحوه اجرای آمریکایی ها نمره بدهیم احتمالا نمره پایینی می گیرد.»



بله همین که پنجاه درصد توافق که تعهدات ایران بوده عملیاتی شده پس نتیجه می گیریم که برجام سندی کاملا قابل دفاع است. فقط تعهدات آمریکا عملیاتی نشده که به آن نمره پایینی می دهیم. درست است که ایران به خواسته اش نرسید اما آمریکا که به خواسته اش رسید بنابراین برجام نمره خوبی می گیرد چون یک طرف توافق حاصل شده است.
اصلا معنی توافق چیست؟ توافق یعنی اینکه دو طرف راضی باشند. آمریکا که راضی است ما هم می گوییم راضی هستیم به رضای آمریکا! لذا رضایت دو طرف تا حدودی حاصل شده است.


پنج:
آقای روحانی می گوید: « با برجام ، تهدید از سر مردم برداشته شد...»

آقای روحانی! اگر این گونه باشد که شما می گویید چرا اوباما که به قول شما مودب و باهوش است گفته: « حمله به ایران در پانزده سال آینده- یعنی زمانی که توافق به لحاظ اجرایی به نقطه پایان رسیده است- دقیقتر و آسان تر خواهد بود.»
بنابراین برجام به جای اینکه سایه تهدید را از سر مردم بردارد ما را خلع سلاح می کند و تهدیدآفرین می شود. وقتی کشوری مولفه های قدرتش را از دست داد بیشتر در معرض حمله دشمن قرار می گیرد.
 وقتی آمریکا توانست با برجام های متعدد، مولفه های قدرت ایران ( اعم از هسته ای، موشکی، منطقه ای و...) را بگیرد یا کاهش دهد آنگاه شرایط حمله به کشور فراهم می شود. اوباما در نشست آیپک در کاخ سفید گفته بود « در زمان جورج بوش نیز شرایط برای جنگ علیه ایران فراهم نبود و بوش نیز طرحی برای حمله به ایران فراهم نکرده بود.» چون ایران هنوز از مولفه های قدرت تهی نشده بود. آنچه مد نظر اوباماست فراهم شدن شرایط جنگ علیه ایران است که اگر برجام ها ادامه یابد این شرایط فراهم خواهد شد.

قبل از برجام ، آمریکایی ها از وجود اورانیوم 20 درصد و چند تن اورانیوم زیر 5 درصد نگران بودند و آن را یکی از عوامل قدرت ایران می دانستند اما اکنون این نگرانی وجود ندارد. آنچه سایه تهدید را از سر مردم برمی دارد قدرت هسته ای، موشکی و منطقه ای ایران است. اوباما در دیدار رهبران یهودی گفته بود « اگر به ایران حمله کنیم مقاومت لبنان با موشک های خود تلاویو را هدف قرار خواهد داد.» با این حساب ، آنچه مانع جنگ است موشک های ایران و حضور حزب الله لبنان در منطقه است نه برجام. وقتی آمریکا در جنگ 33 روزه اسرائیل و حزب الله که به جنگ نیابتی ایران و آمریکا شهرت یافت شکست خورد ،فهمید که تا عوامل قدرت را از ایران نگیرد نمی تواند با ایران رو در رو شود.



شش: آقای روحانی گفت: « اگر برجام نبود فروش نفت ما به صفر می رسید.»

روحانی، دولت را در حالی از احمدی نژاد تحویل گرفت که ایران روزانه یک میلیون و 400 هزار بشکه نفت می فروخت. آمریکا در نظر داشت فروش نفت ایران را به صفر برساند ولی به دلایل متعدد نتوانست به این خواسته اش برسد. آمارها نشان می دهد برخلاف ادعاهایی که مطرح می شود و می گویند قرار بود هر شش ماه، 20 درصد از فروش نفت ایران کاهش یابد تا در عرض دو سال به صفر برسد، آمریکا علیرغم تمام تلاش هایش هیچگاه نتوانست فروش نفت ایران را به زیر یک میلیون بشکه در روز برساند.
بنابر آمارهای ارائه شده، قبل از توافق ژنو از تیرماه 91 تا آذر 92 صادرات نفت ایران ثابت بوده و بالای یک میلیون بشکه در روز بوده است. و برطبق گزارش بانک مرکزی ، متوسط صادرات نفت خام ایران در سال 92 حدود یک میلیون و ششصد هزار بشکه در روز بوده است.
بنابراین این ادعا نیز همانند ادعای جنگ، صرفا بهانه ای برای تحمیل توافق به ایران تلقی می شود.




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، روحانی، ظریف، عراقچی، صالحی، مذاکرات هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 1 مرداد 1395 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ