تبلیغات
افاضات عقل کل - مطالب ابر ایران
ایران، مثل یک شیر در منطقه است که اسرائیل را به وحشت انداخته و دشمنان سعی دارند قدرتش را زائل کنند.

با برجام توانستند دندان هسته ای ایران را بکشند!

اگر دندان موشکی و توانمندی های منطقه ای ایران را هم بکشند دیگر قدرتی برای این شیر باقی نمی ماند.

آنگاه می توانند ایران را از پای درآورند یا اینکه او را جوری تربیت کنند که رام باشد و در سیرک مورد نظر غربی ها ، خوش رقصی کند و مایه شادمانی آمریکا و اسرائیل را فراهم سازد و به پاس رام بودن، مانده غذایی هم جلوی او بیندازند تا بخورد!

شیری که دندانش را بکشند و پنجه اش را از کار بیندازند دیگر نه ابهتی دارد و نه غرشی ، و فقط به درد سیرک می خورد.

روح برجامی که اوباما می گوید ایران باید به آن عمل کند سرانجامش همین است. تبدیل یک شیر مقتدر و با ابهت به یک شیر رام و ذلیل که طبق میل آمریکا رفتار کند.






طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: هسته ای، برجام، توافق هسته ای، ایران، آمریکا، روح برجام، شیر،
ارسال در تاریخ شنبه 28 فروردین 1395 توسط عقل کل
در پسابرجام دایره اتهامات آمریکا علیه ایران وسعت بیشتری یافته است. چندی پیش ایران را متهم کردند که در انفجار سال 1983 پایگاه نیروی دریایی آمریکا در بیروت و همچنین انفجار در عربستان ضد نیروهای آمریکایی دخالت داشته و خواستار مصادره دو میلیارد دلار از دارایی های مسدود شده بانک مرکزی ایران برای پرداخت به آمریکایی هایی که آنها را قربانیان حوادث تروریستی می نامند شدند.

و امروز ، قاضی یکی از دادگاه های آمریکا با صدور حکمی ، ایران را محکوم به پرداخت ده و نیم میلیارد دلار بابت ماجرای یازده سپتامبر سال 2001 کرد که براساس آن، ایران باید به خانواده های قربانیان انفجار مرکز تجارت جهانی و پنتاگون در حوادث یازده سپتامبر غرامت بپردازد.

هر چه دولتمردان ایرانی، محترمانه و درست با آمریکا سخن می گویند آمریکایی ها جری تر شده و رفتار گستاخانه تری در قبال ایران نشان می دهند.

با این روندی که آمریکا در پیش گرفته و بدون سند و مدرک ، هر اتهامی را به ایران نسبت می دهد تا جایی که ایران را به دست داشتن در انفجار برج های دوقلویش متهم می کند؛ ممکن است این اتهام زنی های بی پایه و اساس تا آنجا پیش رود که ایران را حتی به دست داشتن در قتل «آبراهام لینکلن» و «جان اف کندی» که سال ها قبل از انقلاب در آمریکا ترور شده اند نیز متهم کنند!!!

و با این احکام مزخرفی که قضات آمریکایی علیه ایران صادر می نمایند چندان دور از انتظار نیست که فردا نیز حکمی صادر نموده و بگویند هر گاه رئیس جمهور ایران برای شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک آمد در ازای ترور روسای جمهور اسبق آمریکا (آبراهام لینکلن و جان اف کندی) ، او را بازداشت کرده و در دادگاه آمریکا محاکمه نمایید.



آمریکایی ها و اروپایی ها عمدتا نشان داده اند که تعهدی به احترام متقابل ندارند. مگر یادمان رفته است همین اروپایی هایی که دولت هاشمی ، خیلی سنگ آنها را به سینه می زد و در راستای تنش زدایی با غرب، در روابط با اروپایی ها کمال ادب و احترام را رعایت می کرد؛ مزد ادب و احترام هاشمی را دادند و در دادگاهی در آلمان علیه هاشمی رفسنجانی پرونده سازی کرده و او را به عنوان ریشه قتل های میکونوس معرفی نمودند!

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در دیدار اخیر خود با نمایندگان مجلس خبرگان با اشاره مجدد به قضیه میکونوس فرمودند:

« در قضایای مختلف اروپایی ها بودند که ابتدای به دشمنی کردند. سر قضیه آن قهوه خانه میکونوس، رئیس جمهور وقت ما را متهم کردند و به دادگاه می خواستند بکشانند؛ اسمش را به عنوان متهم در دادگاه مطرح کردند! خب چه کار کنیم با این ها؟ برویم التماس کنیم؟ برویم بگوییم آقا با ما بهتر از این باشید؟ ما کاری نکردیم با این ها؛ این ها هستند که دشمنی می کنند. اگر ما در مقابل دشمنی دشمنانمان با شجاعت و با اقتدار نایستیم، کشور را خواهند بلعید. ما مسئول کشوریم، مسئول ملتیم،مسئول تاریخیم، نباید اجازه بدهیم.»



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، روحانی، ایران، هاشمی، میکونوس، پسابرجام، اروپا،
ارسال در تاریخ جمعه 21 اسفند 1394 توسط عقل کل
پشه ای روی یک درخت بزرگ و تنومند نشسته بود، وقتی می خواست از روی درخت بلند شود به درخت گفت: « محکم خودت را نگه دار که من می خواهم بپرم»

درخت گفت: « من اصلا نفهمیدم تو کی آمدی که حالا می خواهی بروی!»

حکایت قطع رابطه عربستان و بحرین و ... با ایران همین است. بحرین که قبلا یکی از استان های ایران بود حالا می خواهد در برابر ایران ابراز وجود کند.
عربستان هم فقط به خاطر وجود اماکن مقدسه مکه و مدینه برای ما اهمیت دارد وگرنه حکایت عربستان و بحرین و سودان ، حکایت همان پشه ای است که آمدن و رفتنشان برای کشور بزرگ و مقتدر و متمدن ایران اصلا به چشم نمی آید.


و اما در جواب مشاور شاه سعودی که به ملت بزرگ ایران توهین کرده و گفته بود: «کاری با ملت ایران خواهیم کرد که در خیابان های عربستان مانند ولگردها گدایی کنند.»

 در جواب گستاخی این شاهزاده سعودی عرض می کنیم:

«ما هم با شما شاهزادگان سعودی و پادشاهتان کاری خواهیم کرد که در خیابان های عربستان با خفت و خواری و زبونی ،برای حفظ جانتان همان کاری را بکنید که عمروعاص در حال فرار ، برای حفظ جانش کرد.»

حتما شاهزادگان سعودی وهابی در تاریخ خوانده اند که:  معاویه بارها، عمروعاص را به تمسخر می گرفت و می گفت: « برو خدا را شکر کن و از عورت خود سپاسگزار باش که تو را نجات داد.»


پ ن:
نوشتن این جواب ،برایم خیلی سخت بود چون نوشتن بعضی کلمات را در شان خود نمی دانم اما انفعال مسئولین دیپلماسی در پاسخ قاطع به این توهین ها،مرا مجبور کرد که اینگونه جواب دهم.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عربستان، ایران، آل سعود، بحرین، قطع رابطه، عمروعاص،
ارسال در تاریخ دوشنبه 14 دی 1394 توسط عقل کل
بعضی ها در کشور طوری با جوانان مومن و انقلابی رفتار می کنند که گویا بدشان نمی آید نقش محمود عباس را در ایران بازی کنند.

محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین است که به مقاومت و ایستادگی در برابر اسرائیل اعتقادی ندارد و راه سازش با اسرائیل را در پیش گرفته است و در این راستا، جوانان مقاومت فلسطین را که به مبارزه با اسرائیل می اندیشند در تنگنا قرا می دهد ،به طوری که حدود هزار نفر از اعضای گروه های مقاومت فلسطین از جمله حماس و جهاد اسلامی به جرم مبارزه با اسرائیل ،در زندان های تشکیلات خودگردان محبوس شده اند!



محمود عباس به دنبال تنش زدایی با اسرائیل است و جوانان مقاومت را افراطی و تندرو می داند.

متاسفانه بعضی افراد در ایران نیز به گونه ای با جوانان مومن و انقلابی رفتار می کنند که آدم را به یاد اقدامات محمود عباس می اندازند. همانطور که محمود عباس همگام با اسرائیل و آمریکا ، اعضای گروه های مقاومت فلسطین را می کویند و آنان را تندرو می نامند ؛ افرادی هم در ایران هستند که همگام با آمریکا، جوانان مومن و انقلابی ایران را می کوبند و برچسب افراطی گری نثارشان می کنند.
 
همانطور که محمود عباس از شعار دادن بر ضد اسرائیل نگران می شود و آن را تنش زا می داند برخی ها در ایران نیز، از شعار مرگ بر آمریکا ناراحت می شوند و آن را تنش زا می نامند.

همانطور که اسرائیل و آمریکا ، بقای محمود عباس در قدرت را می پسندند و نگرانند که اگر او کنار برود بر قدرت گروه های مقاومت افزوده شود، آمریکا همچنین خواستار به قدرت رسیدن افرادی در ایران است که به دنبال تنش زدایی باشند و نگران است که مبادا استکبارستیزان در انتخابات پیروز شوند.

جوانان مقاومت فلسطین ،هم توسط اسرائیل سرکوب می شوند و هم توسط محمود عباس و تشکیلاتش؛ در ایران نیز جوانان مومن و انقلابی ،هم توسط شیطان بزرگ برچسب افراطی گری می خورند و هم توسط زنجیره ای ها و ارادتمندان آمریکا که دوست دارند نقش محمود عباس را بازی کنند.

مسلما اگر حمایت های بی دریغ رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) از جوانان مومن و حزب اللهی نبود احتمالا بعضی ها بدشان نمی آمد همانند محمود عباس، جوانان مومن و حزب اللهی را به جرم سر دادن شعار مرگ بر آمریکا در  زندان محبوس نمایند تا مزاحم سیاست های تنش زدایی نشوند و بگذارند امثال فابیوس و هاموند ،بی دغدغه به ایران رفت و آمد کنند.

خداوند بر عزت روزافزون مقام عظمای ولایت بیفزاید که همانند امام راحل(ره) از جوانان مومن و حزب اللهی که الگو از شهدای دفاع مقدس گرفته اند حمایت می کنند و اخیرا نیز برای چندمین بار تاکید فرمودند: « مسئولین کشور جوان های انقلابی را گرامی بدارند؛ این همه جوان های حزب اللهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت. باید به روحیه انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیه است که کشور را حفظ می کند، از کشور دفاع می کند؛ این روحیه است که در هنگام خطر به داد کشور می رسد.»

و خداوند کسانی را که اصرار دارند نقش محمود عباس را در ایران ایفا کنند به راه راست هدایت فرماید و آنها را سر عقل بیاورد تا بفهمند وجود روحیه انقلابی گری است که نظام را در برابر خطرات دشمن بیمه می کند.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: افراطی، محمود عباس، فلسطین، مقاومت، جوانان مومن و انقلابی، ایران،
ارسال در تاریخ جمعه 20 شهریور 1394 توسط عقل کل
مقامات آمریکا در اظهارات خود از نظارت های گسترده و نامحدود بر تاسیسات هسته ای و حتی نظامی ایران سخن می گویند؛ نظارت هایی که آن را 15 یا 25 سال و حتی ابدی نیز می دانند!

گذشته از اینکه چنین ادعاهای گزافی هیچ گاه عملی نخواهد شد و ملت غیور ایران هرگز اجازه چنین بازرسی ها و نظارت های نامتعارف را نخواهد داد، اما سوال اصلی اینجاست که : آیا تا پانزده یا بیست و پنج سال آینده، آمریکایی وجود دارد که با این اطمینان از بازرسی ها و نظارت های گسترده و طولانی مدت سخن می رانند؟!

متفکران و اندیشمندان مختلف در سراسر جهان و از جمله متفکرین غربی و آمریکایی اذعان دارند که آمریکا رو به فروپاشی است. به عنوان مثال، آلفرد مک کوی، استاد و مورخ آمریکایی معتقد است که در سال 2025 دیگر دوران آمریکا به سر خواهد آمد. او می گوید: « امپراطوری پرتغال در یکسال، اتحاد جماهیر شوروی در دو سال، امپراطوری فرانسه در هشت سال، امپراطوری عثمانی در یازده سال و امپراطوری بریتانیا در هفده سال پس از آغاز افولشان نابود شدند، می توان گفت که این بازه زمانی برای ایالات متحده آمریکا نیز 22 سال است و این روند از سال 2003 آغاز شده است.»

از نظر جان گالتونگ تئوریسین سیاسی و مشهور به پدر مطالعات صلح ، فروپاشی آمریکا از این هم نزدیک تر به نظر می رسد و زوال آن را در سال 2020 میلادی می داند.

برژینسکی سیاستمدار آمریکایی نیز چند سال پیش، وضع آمریکا را مشابه زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دانست که البته این نظر با واقعیت نیز تطابق دارد ،زیرا هر روز بر شمار افرادی که خواستار جدایی ایالت هایشان از دولت فدرال آمریکا می شوند افزوده می شود و سرنوشتی شبیه شوروی یعنی تبدیل ایالات متحده آمریکا به ده ها ایالت مجزا،در انتظار آمریکاست.

البته متفکران و سیاستمداران آمریکایی، امیدی هم به اصلاح این اوضاع ندارند ؛به طوری که یکی از سیاستمداران اسبق آمریکا که دغدغه احیای تمدن آمریکا را داشت سال ها پیش نوشت: « ابقای تمدن با دوازده ساله هایی که بچه دارند، پانزده ساله هایی که همدیگر را می کشند، هفده ساله هایی که از ایدز می میرند و هجده ساله هایی که دیپلم می گیرند و قادر به خواندن نیستند ممکن نیست.»

لذا مرگ آمریکا نزدیک است و ادعاها و تهدیدهای مقامات آمریکایی از سر قدرت نیست بلکه به گفته عامر عبدالمنعم نویسنده مصری: « آمریکا هم اکنون لحظات پایانی و سقوط خود را سپری می کند و به مانند یک گاو قربانی شده، صدای دردآلودی از خود درمی آورد و با دست و پاهای خود ضرباتی ناامیدانه به چپ و راست می زند تا اینچنین اطرافیانش را بترساند. شاید آنان که با چشم بسته به آن نزدیک می شوند این گونه احساس کنند که این گاو ضرباتی قوی دارد اما آنان که از فاصله دورتری از این زخمدیده ایستاده اند پایانش را نزدیک دیده و حالات کنونی اش را نشانی از مرگ می دانند.»

با این اوصاف، اصل سخن گفتن آمریکا از نظارت های 15 ساله و 25 ساله بر تاسیسات هسته ای ایران مضحک است و آمریکا آرزوی نظارت گسترده  و طولانی مدت جاسوسانش را که در قالب بازرسان آژانس به ایران می فرستد به گور خواهد برد ،زیرا کشوری که موجودیتش رو به زوال است چگونه می تواند آرزوهای بلندپروازانه داشته باشد.

آمریکایی ها به جای اینکه غلط زیادی نمایند و ایران را به حمله نظامی تهدید کنند، باید از روزی بترسند که سرداران ایرانی بر بالای سر جنازه مقامات آمریکایی حاضر شوند ؛زیرا دوران بزن و در رو تمام شده است و آمریکایی ها در صورتی که دست از پا خطا کنند سرداران ایرانی تا عمق کاخ سفید، آنان را دنبال خواهند کرد.

اگر امروز تصویر سردار باقرزاده بالای سر جنازه معاون صدام در رسانه ها منتشر می شود ؛فردا روزی خواهد آمد که تصویر سرداران ایرانی بالای جنازه مقامات آمریکایی منتشر شود و ممکن است یکی از آن مقامات، «جو بایدن» معاون اول رئیس جمهور آمریکا باشد.



دغدغه کنونی ما نسبت به نظارت ها و بازرسی ها، از این منظر است که معتقدیم پذیرش حتی یک ساعت نظارت و دسترسی نامتعارف بر تاسیسات هسته ای ایران ، اولا حاکمیت و عزت ملی و عظمت و ابهت ملت بزرگ ایران را خدشه دار می نماید و ثانیا جان نخبگان هسته ای ایران را در معرض خطر قرار می دهد. لذا کسانی که معتقدند در صورت عهدشکنی آمریکا، همه چیز را به صورت اول برمی گردانند آیا می توانند پدران آرمیتا و علیرضا را به آنها باز گردانند؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، ایران، هسته ای، نظارت و بازرسی، فروپاشی آمریکا، تهدید نظامی،
ارسال در تاریخ جمعه 18 اردیبهشت 1394 توسط عقل کل
چند ماه پیش «ترکی فیصل» رئیس پیشین سازمان اطلاعات عربستان سعودی گفته بود: « در صورتی که ایران امتیازی به دست بیاورد گزینه هایی که پیش رویمان قرار دارد را بررسی کرده و آنچه برای ما بهترین است را انتخاب می کنیم. یکی از این گزینه ها دست یافتن به فناوری غنی سازی اورانیوم در خاک عربستان است.»

رهبر معظم انقلاب(مدظله العالی) در بیانات خود فرمودند: « حالا فلان کشور عقب افتاده می گوید اگر ایران غنی سازی داشته باشد من هم می خواهم غنی سازی داشته باشم، خیلی خب،برو تو هم غنی سازی کن؛ بلدی برو بکن، ما که غنی سازی را از کسی نگرفتیم استعداد درونی ماست ،شما هم استعداد درونی داری تو ملتت ،برو غنی سازی کن ؛ بهانه گیری های بچه گانه که بعضی از کشورها می کنند...»



سعودی ها هم غنی سازی اورانیوم می خواهند!

شما سعودی های تنبل و شکم پرست و شهوتران را چه به غنی سازی اورانیوم؟!

غنی سازی اورانیوم نیاز به استعداد و تلاش و مغز دارد، تنبل ها و بی مغز ها و عقب افتاده ها که نمی توانند غنی سازی اورانیوم کنند.

شما سعودی ها از سران حکومتی تا مفتی ها و پلیس هایتان ،فقط اهل یک غنی سازی هستید، غنی سازی شکم و شهوت!


پی نوشت:

مرگ بر آل سعود



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: عربستان، آل سعود، غنی سازی، اورانیوم، ایران،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 20 فروردین 1394 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:6)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]  

قالب وبلاگ