واقعا باید نگران بود. اصلا نمی شود به دولتی که اقداماتش را اتفاقی می داند اعتماد کرد.
 از کجا معلوم که به صورت کاملا اتفاقی در اثر اجرای توافق وین ،جان نخبگان هسته ای و دفاعی کشور به خطر نیفتد و ترور نشوند؟

دولتی که خود را با تدبیر می داند اما حتی نمی تواند رفت و آمدش را در راهروهای سازمان ملل مدیریت کند چگونه می تواند اجرای برجام را به عهده بگیرد؟

چه تضمینی وجود دارد که در آینده هم وقتی اطلاعات و اسناد محرمانه هسته ای و دفاعی کشور به دست اسرائیل و آمریکا افتاد آن را اتفاقی تلقی نکنند؟ چگونه می توان به چنین دولت و مسئولینی اعتماد کرد؟

اگر اتفاقی می شود مکالمه تلفنی انجام داد و اتفاقی می شود با جان کری قدم زد و اتفاقی می شود با اوباما دست داد، از کجا معلوم که چند ماه یا چند سال بعد از اجرای توافق ، به صورت کاملا اتفاقی دانشمندان ما ترور نشوند؟

از کجا معلوم که به صورت کاملا اتفاقی بعد از اجرای تعهدات ایران در توافق وین، تحریم ها باقی نماند و هسته ای از دست نرود و ما نمانیم با دست خالی؟!
از کجا معلوم که به صورت کاملا اتفاقی ، تحریم ها دوباره برنگردد؟ مگر می شود به تضمین های مسئولینی که اقداماتشان اتفاقی است اعتماد کرد؟

آیا هیچ عاقلی می تواند به دولتی که قدرت برنامه ریزی و مدیریت رفت و آمدها و ملاقات هایش در سازمان ملل را ندارد و آن را اتفاقی می داند اعتماد کند؟

اگر اوباما به راحتی توانست آنطور که ادعا می کنند ظریف را غافلگیر کند و با او ملاقات نماید قطعا در اجرای توافق هم می تواند ظریف و روحانی را غافلگیر و شوکه نماید.

آیا ظریف و اوباما در صف نانوایی یا پارک همدیگر را دیده اند که اینقدر به شعور ملت توهین می کنید و آن را اتفاقی می دانید؟

اما کلام آخر:
این راهی که برخی از مسئولین در پیش گرفته اند سرانجامش کاملا روشن است. شاه ملعون قبلا تمام این راه را به صورت کامل رفته است. او هم با رئیس جمهور آمریکا مکالمه تلفنی داشت ،هم به رئیس جمهور آمریکا لبخند می زد، هم با رئیس جمهور آمریکا قدم می زد ، هم با رئیس جمهور آمریکا دست می داد و خوش و بش می کرد و هم به رئیس جمهور آمریکا اعتماد می کرد اما پایان این راهی که شاه ملعون رفت و اعتمادی که به آمریکا داشت سردرآوردن از تیمارستانی در آمریکا بود! همین.


پی نوشت:
حالا ظریف چند انگشت دارد؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: ظریف، اوباما، آمریکا، دست دادن، توافق وین، اتفاقی، دانشمندان هسته ای،
ارسال در تاریخ جمعه 10 مهر 1394 توسط عقل کل
گیرم ادعای پیروی از قرآن نداشتیم، گیرم قرآن ، ما را به دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم سفارش نکرده بود،گیرم خود را شیعه نمی دانستیم، اصلا گیرم مسلمان نبودیم، آیا انسان هم نبودیم؟ آیا به عنوان یک انسان، وجدان نداشتیم؟

طبیعی ترین واکنش یک وجدان بیدار، در برابر مشاهده ظلم ظالمان چیست؟

آیا یک وجدان بیدار ،از مظلوم دفاع نمی کند؟ آیا یک وجدان بیدار در برابر دیدن ظلم بی تفاوت است؟
آیا یک وجدان بیدار تلاش نمی کند در حد وسع خود ،با دست و قلب و زبانش جلوی ظلم را بگیرد؟ آیا اظهار تنفر و بیزاری از ظالمان و مستکبران ، نشانه یک وجدان بیدار نیست؟

آیا می شود وجدانی بیدار باشد و ببیند چگونه یزیدیان و عمر سعدهای قرن 21، فرمان کشتن کودکان و بریدن سر بی گناهان را به حرمله ها و شمرهای زمانه صادر می کنند و بر آنان لعنت نفرستد؟

آیا می شود وجدانی بیدار باشد و زنده سوزاندن کودک شیرخوار فلسطینی و اقدامات فجیع رژیم کودک کش اسرائیل و آل سعود را نظاره کند و حمایت همه جانبه آمریکا از هر دو رژیم منحوس را بنگرد و شعار « مرگ بر آمریکا» سر ندهد؟

عجیب نیست اگر این شعار حرص اوباما را هم درآورده باشد به طوری که اخیرا ادعا کرده بود این شعار فقط شعار تندروهای ایران است!

اوباما هرگز نمی تواند درک کند شعار مرگ برآمریکا ،ترجمه امروزی شعار لعنت بر یزید است.

اوباما هرگز نمی تواند درک کند که «مرگ بر آمریکا» تنها یک شعار نیست بلکه سرنوشت محتومی است که به زودی گریبان آمریکا را خواهد گرفت. شعاری که انعکاس آن را در اعتراضات جنبش 99 درصدی و سیاهپوستان آمریکا شاهدیم و سرنوشتی همچون شوروی را برای ایالات متحده رقم خواهد زد.

«مرگ بر آمریکا» شعار وجدان های بیداری است که نمی توانند جنایات حرمله ها و شمرهای زمان را ببینند و بی تفاوت باشند.

 بیداری وجدانتان را با شعار «مرگ بر آمریکا» بسنجید. اگر قبلا با اعتقاد راسخ این شعار را سر می دادید و امروز در تکرار آن تعلل می ورزید وجدانتان را چک کنید شاید به خواب رفته یا به مرگ وجدان دچار شده باشید.

امروز اگر کسانی سعی دارند با قلم و زبانشان چهره خبیث آمریکا را بزک کنند و جنایات امثال اوباما و فابیوس و...را نادیده بگیرند و توجیه نمایند تا بتوانند روابطشان را با ظالمان بهبود بخشند تا شاید در پرتو آن به رشد اقتصادی برسند ؛یادشان نرود در هزار و چهارصد سال پیش هم افرادی بودند که وقتی قدرت امثال یزید و ابن زیاد را می دیدند ترجیح می دادند بر روی جنایات آنها چشم بپوشند و چهره یزید و ابن زیاد و عمرسعد را تطهیر نمایند تا دنیایشان به خطر نیفتد اما تاریخ گواهی می دهد که این افراد ،هم دنیایشان را به باد دادند و هم آخرتشان را.



پی نوشت:

با افتخار می گویند «تابوی رابطه با آمریکا شکسته شد.»

ما دو نوع تابوشکنی داریم. اگر آنچه شکسته می شود در راستای فرمان عقل و شرع باشد ستودنی است مثل اقامه حق در جمعی که به باطل خو گرفته اند. اما اگر آنچه شکسته می شود برخلاف فرمان عقل و شرع باشد نه تنها افتخار نیست بلکه مایه شرمساری است.به طور مثال بعضی معتادها حاضرند تابوشکنی کنند و برای به دست آوردن ذره ای مواد ، از ناموسشان نیز بگذرند! اما آیا این تابوشکنی افتخار است یا مایه ننگ؟



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: آمریکا، اوباما، مرگ بر آمریکا، وجدان،
ارسال در تاریخ دوشنبه 19 مرداد 1394 توسط عقل کل
همه چیز از نوع نگاه ما شکل می گیرد. نوع نگاه ما به مسائل است که رفتار ما را تنظیم می کند و با تغییر نگاه، تغییر رفتار نیز به وجود می آید. با تغییر نگاه است که انسانی خموده به انسانی فعال تبدیل می شود و بالعکس.

در مسائل اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نیز، نوع نگاه ماست که زمینه ساز رشد و شکوفایی اقتصادی یا رکود می شود، نوع نگاه است که ملتی را با اراده راسخ در میدان مبارزه اقتصادی و سیاسی به صحنه می آورد یا به خمودگی و وادادگی عادت می دهد.



از این منظر شاهد هستیم که در آغاز سال جدید، مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، از همگان یک خواهش دارند و می فرمایند:

« در نگاه کلان به اقتصاد کشورمان دو جور نگاه وجود دارد. من خواهش می کنم بخصوص صاحب نظران و همچنین جوانان و عامه مردم عزیزمان به این نکته توجه کنند که دو جور نگاه به رونق اقتصادی و پیشرفت اقتصاد وجود دارد، یک نگاه می گوید که ما پیشرفت اقتصاد را باید از ظرفیت های درون کشور و درون مردم تامین بکنیم...
نگاه دوم به اقتصاد کشور، نگاه به پیشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بیرون از مرزها است؛ می گوید سیاست خارجی مان را تغییر بدهیم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بیاییم تا اقتصاد رونق پیدا کند، تحمیل قدرت های مستکبر را در بخش های گوناگون و مسائل گوناگون بپذیریم تا اقتصادمان رونق پیدا کند، این هم نگاه دوم است. امروز شرایط کشور به ما نشان داده است که این نگاه دوم یک نگاه کاملا غلط و عقیم و بی فایده است همین تحریم هایی که امروز علیه ملت ایران اعمال می شود دلیل محکم و متقنی است بر غلط بودن این نگاه. یعنی شما وقتی که به امید قدرت های خارجی نشستید تا آنها بیایند اقتصاد شما را رونق بدهند و با زیر بار آنها رفتن، اقتصاد را رونق بدهید آنها به حد کم قانع نیستند. وقتی که شما نگاه می کنید به بیرون، مواجه می شوید با یک مسئله ای مثل کاهش قیمت نفت؛ ناگهان قدرت های مستکبر با همراهی ایادی منطقه ای خودشان متاسفانه به این نتیجه می رسند که قیمت نفت را به نصف و گاهی کمتر از نصف برسانند؛ شما مواجه می شوید با یک چنین مشکلی، وقتی نگاه به بیرون باشد این است. وقتی شما نگاه به درون کردید دیگر این جور نیست. امروز خارجی ها و روسای قدرت های مستکبر می خواهند همین نگاه دوم را در مردم ما تقویت کنند.»


آری! اگر اوباما در کنار گزینه هایی که همیشه لاف می زند و می گوید روی میزش نگه داشته است سفره هفت سین می چیند و برای ملت ایران پیام نوروزی می فرستد و آنان را به نگاه دوم دعوت می کند به خوبی دریافته است که با تغییر نگاه مردم و مسئولین می تواند به تغییر رفتار و ساختار جمهوری اسلامی برسد.

اوباما به خوبی می داند که اگر موفق شود نگاه مردم ایران را تغییر دهد تغییر رفتار و تغییر ساختار به خودی خود به وجود خواهد آمد و این یعنی جمهوری اسلامی از محتوا خارج شود و جز اسمی از آن باقی نماند. او می داند که اگر بتواند مردم ایران را قانع کند تا نگاه دوم را بپذیرند و به امید وعده نسیه ای که شاید اقتصادشان رونق یابد از اصول و آرمان هایی که برای حفظ آن جان داده اند نقدا دست بکشند و مشی استکبارستیزی را که توصیه قرآن است کنار بگذارند، دیگر این جمهوری اسلامی نمی تواند الگویی برای سایر کشورهای مسلمان منطقه باشد.

اما چرا نگاه دوم غلط است؟ دلیلش روشن است. زیرا اگر این نگاه، نگاه درستی بود نباید در اوج اعتمادسازی و مذاکرات هسته ای ، توطئه نفتی آمریکا و عربستان شکل بگیرد تا به اقتصاد ایران ضربه بزند. اگر این نگاه، نگاه درستی بود نباید در زمانی که خزانه اورانیوم 20 درصد ایران به صفر رسید تحریم های جدیدی علیه ایران امضا شود.

اصلا اگر رابطه با آمریکا می توانست حلال مشکلات باشد چرا در عراق که آمریکا حتی حضور نظامی نیز داشت هر روز ناامنی بیشتر می شد؟ مگر آمریکایی ها نمی خواستند از عراق چنان کشوری بسازند که ایرانی ها با دیدن آن ،آه حسرت کشیده و بگویند لطفا یک قدم این طرف تر هم بیایید و وضع ما را نیز سروسامان دهید، پس چرا تا حضور نظامی آمریکا در عراق پررنگ بود همه جا ناامن بود اما از وقتی مردم عراق تصمیم گرفتند به نیروی جوانان خود اتکا کنند علیرغم تمام کارشکنی های آمریکا که به داعش تنفس مصنوعی می داد ،توانستند در حالی که با داعش می جنگند پرشکوه ترین و امن ترین مراسم اربعین را رقم بزنند.

اگر آمریکا ، حلال مشکلات است چرا دوستان اروپایی اش در بحران اقتصادی دست و پا می زنند؟ اصلا مگر آمریکا توانسته است اقتصاد خودش را سروسامان دهد که انتظار داشته باشیم اقتصاد دیگران را رونق ببخشد. اقتصادی که بر پایه دلارهای بدون پشتوانه استوار است و بهبود اقتصادی را صرفا در بهبود اوضاع ابرسرمایه دارها معنا می کند تا میلیاردرها بتوانند هر روز بر شمار آسمانخراش های عمودی خود بیفزایند؛ اقتصادی که ارمغانش، افزایش شمار بی خانمان ها و تشدید فقر است، اقتصادی که فقط به فکر جیب زراندوزان صهیونیست است و فقرا را در زیر چرخ هایش له می کند به چه دردی می خورد؟ آیا رابطه با چنین اقتصادی قرار است حلال مشکلات اقتصادی ما باشد؟ اصلا کدام عاقلی از دشمن درجه یک خود انتظار کمک دارد که ما داشته باشیم.

اما نگاه اول، امتحانش را پس داده و درست بودنش را در عمل ثابت کرده است. این نگاه اول بود که در طول هشت سال دفاع مقدس، فتح المبین و بیت المقدس و والفجر8 را رقم زد؛ نگاه اول بود که موشک های ایران را بلای جان صهیونیست ها نمود؛ نگاه اول بود که صنعت هسته ای را شکوفا کرد و غنی سازی 20 درصد را به ارمغان آورد، نگاه اول بود که ایران را در هوافضا و نانوتکنولوژی و...صاحب نام کرد.

شهدای ما از شهید چمران و همت و خرازی و باکری و باقری گرفته تا شهریاری و احمدی روشن و رضایی نژاد و علی محمدی و تهرانی مقدم، همگی نام آوران نگاه اول هستند.

نگاه اول می تواند اقتصاد ایران را نجات دهد. با نگاه به بیرون نمی توان تولید داخلی را تقویت کرد و جلوی خام فروشی را گرفت .اقتصاد مقاومتی ثمره نگاه اول است. وقتی دولت و ملت با نگاه واحد و تکیه بر توان داخلی، همدل و همزبان شوند اقتصاد مقاومتی به بار می نشیند و تحریم ها نیز کارایی خود را از دست خواهد داد و حربه تحریم از دست دشمن گرفته خواهد شد. وقتی با همدلی و همزبانی ملت و دولت، اقتصاد مقاومتی به شکوفایی برسد دیگر لازم نیست با اصرار بخواهیم مردم را قانع کنیم تا تورم صفر درصد یا خروج از رکود را باور کنند بلکه آن گاه مردم ،رونق اقتصادی و کاهش تورم را با گوشت و پوستشان احساس خواهند کرد و این یعنی همدلی دولت و ملت.



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اقتصاد مقاومتی، دولت و ملت، همدلی و همزبانی، مقام معظم رهبری، نگاه به درون، اوباما، سیاست خارجی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 10 فروردین 1394 توسط عقل کل

فرعون هم هر جا کم می آورد گزینه هایش را به رخ موسی(ع) می کشید. گزینه هایی که هیچ کدامش بر روی میز کوچک اوباما جا نمی شد و وسعتی داشت به بزرگی یک میدان.

پرسیدند: ای موسی! تو اول گزینه هایت را به میدان می آوری یا ما بیاوریم؟

فرمود: اول شما گزینه هایتان را به میدان بیاورید.

و برای مدتی گزینه های فرعون، فرصت خودنمایی یافتند و مردم را به وحشت انداختند اما وقتی موسی گزینه اش را به میدان آورد تمام گزینه های فرعون بلعیده شد و ساحران سجده کنان گفتند « آمنا برب العالمین رب موسی و هارون»

فرعون ادعای « انا ربکم الاعلی » داشت ، کشورش بدهکارترین کشور دنیا نبود و قدرتش هوش از سر اوباما می برد اما تمام گزینه هایش در برابر عصای موسی برباد رفت.

 پیامبر ما ،دو گزینه ثقیل را برای ما به یادگار گذاشته است «ثقل اکبر و ثقل اصغر»که تمسک به آنها اعجازی دارد که عصای موسی نداشت

پس اوباما ! اول تو گزینه هایت را به میدان بیاور

گزینه هایت خیلی وقت است بر روی میزت خاک خورده و لاف زدن هایت تکراری شده است

ما منتظریم تمام گزینه هایت را یکجا به میدان بیاوری تا گزینه های ما کار را تمام کند

 گزینه های ما شوخی بردار نیست اوباما !

 وقتی گزینه هایمان را به میدان بیاوریم ؛تمام گزینه هایت محو می شود  و  زمان آن  می رسد که جنبش 99 درصدی همراه با اندیشمندان سرزمینت ؛همگی به حقانیت راه ما ایمان بیاورند.

پ ن: بیا...این بچه هم با یک بار دست کشیدن به سر اوباما فهمیده تو مخ اوباما چه خبره!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: اوباما، آمریکا، ایران، گزینه های روی میز،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 23 بهمن 1392 توسط عقل کل

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در اطلاعیه ای اعلام کرد مراسم یوم الله 13 آبان امسال باشکوه تر از سال های قبل برگزار خواهد شد و سخنران این مراسم در تهران پرزیدنت باراک اوباماست. و همه با هم شعار خواهیم داد: درود بر اوباما یزید کافر!

سیف رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد از دیروز نرخ دلار به شکل غیرقابل باوری کاهش یافت به طوری که اگر ما به صورت دستوری جلوی کاهش آن را نگرفته بودیم اکنون هر دلار به پایین تر از پنجاه تومان رسیده بود.

از دیروز همه چیز در ایران صلواتی شده. رفتم خرید کنم وقتی می خواستم کارت بکشم مغازه دار گفت: لازم نیست ؛برای سلامتی روحانی و اوباما صلوات!!!

دیروز سرآشپز کاخ سفید از اوباما پرسید: ناهار چه غذایی دوست دارید؟ و اوباما هیجان زده گفت: قورمه سبزی! 

دیشب همه ی روسای جمهور آمریکا به خواب اوباما آمده بودند و به او گفتند براوووووووووووو . کاری که ما سفید ها نتوانستیم عملیاتی کنیم توی سیاه از عهده اش برآمدی! ما با آنها قطع رابطه کرده بودیم اما تو کاری کردی که آنها برای تماس با ما پیشقدم شوند.

سوزان رایس در تماس تلفنی از ظریف خواست تا برای روحانی یک آیدی بسازد تا در راستای دیپلماسی خصوصی با اوباما چت کند.

بنا بر اخبار واصله از کاخ سفید از دیروز تا حالا میشل با باراک اوباما قهر کرده است چون باراک از میشل پرسیده : به نظرت برای روز « ولنتاین » چه هدیه ای برای روحانی بخرم؟!!!




طبقه بندی: بی مزه، 
برچسب ها: روحانی، اوباما، دیپلماسی، گفتگو،
ارسال در تاریخ یکشنبه 7 مهر 1392 توسط عقل کل

آن روز که اوباما و پوتین بعد از نشست جی هشت به همدیگر روی خوش نشان ندادند معلوم بود که کار به جاهای باریک خواهد کشید.

بعد از جلسه گروه جی هشت در اواخر خرداد 92 اوباما و پوتین با هم دیداری داشتند که رسانه ها از آن به عنوان دیداری بی سابقه یاد کرده و آن را نوعی نمایش کمدی نامیدند. اینقدر از دست هم دلخور بودند که حاضر نبودند به همدیگر نگاه کنند. اوباما روی یک دست خود به نوعی لم داده بود و پوتین هم با دستان خود بازی می کرد.

علاوه بر بحران سوریه و سامانه موشکی آمریکا در شرق اروپا که موجب سردی روابط آمریکا و روسیه شده بود ، تنش در روابط مسکو- واشنگتن در پی تصمیم مسکو مبنی بر اعطای پناهندگی به «ادوارد اسنودن» افشاگر برنامه های جاسوسی آمریکا تشدید شد به طوری که در اعتراض به این تصمیم، اوباما دیدارش با پوتین را که قرار بود در آستانه نشست دو روزه گروه بیست در سنت پترزبورگ برگزار شود لغو کرد و حتی در کنفرانس خبری کاخ سفید در 18 مرداد ، پوتین را به بچه ای تنبل و بی حال در ته کلاس تشبیه کرد و گفت لفاظی های ضد آمریکایی؛ پس از بازگشت ولادیمیر پوتین به کرملین بیشتر شده است.

این مسئله به تفاوت شخصیت پوتین و مدودف نیز بر می گردد. مدودف شخصی لیبرال و متمایل به غرب شناخته می شد و در سیاست خارجی سعی می کرد  با دادن امتیازاتی به غرب و اتخاذ سیاست موسوم به « ری ست» از تنش روابط روسیه و آمریکا بکاهد اما در قبال اعتمادی که به غرب کرد ، با بدقولی آمریکا و عمل نکردن به وعده هایش مواجه شد. اما پوتین به عنوان مرد آهنین روس شناخته می شود که درک بهتری نسبت به غرب دارد و به سادگی به وعده های آنان اعتماد نمی کند.

اکنون نیز بحران سوریه مسئله ای جدی است که می تواند به قدرت نمایی روسیه و آمریکا منجر شود. صرف نظر از اینکه سوریه به دلیل نقشی که در محور مقاومت دارد مورد توجه ویژه آمریکا و هم پیمانانش می باشد ، سوریه برای مسکو و واشنگتن نیز صحنه ای برای قدرت نمایی و حفظ پرستیژ جهانی است.

 آمریکا نمی تواند بپذیرد که تروریست های مورد حمایت او در جنگ با ارتش سوریه دچار شکست های متعدد شوند و دولت مورد حمایت مسکو، هر روز به پاکسازی مناطقی از سوریه و آزادسازی آن از دست تروریست های جبهه النصره بپردازد. لذا بر طبل جنگ می کوبد تا با جوسازی رسانه ای یا حمله ای محدود، تروریست های سوری را از انفعال خارج سازد و نگذارد دولت بشار اسد دست برتر را داشته باشد. جنگی که هر چند ممکن است آغاز آن به دست آمریکا و متحدانش رقم بخورد اما پایان آن قابل پیش بینی نیست.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: سوریه، آمریکا، روسیه، اوباما، پوتین،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 6 شهریور 1392 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو