در نوار غزه نزدیک به دو میلیون نفر در 360 کیلومتر مربع زندگی می کنند و تراکم جمعیت به قدری بالاست که به اصطلاح جای سوزن انداختن نیست اما اسرائیل در غزه بمب فسفری می اندازد!

فسفر در معرض هوا شروع به سوختن می کند و وقتی بر روی بدن قرار می گیرد تا عمق استخوان را می سوزاند و با آب هم خاموش شدنی نیست. این بمب ها سوزندگی و خفه کنندگی شدید دارند. کودکان غزه راحت جان نمی دهند بلکه زجر می کشند و می سوزند و می میرند.

چه کسانی حامیان رژیم تروریست و کودک کش اسرائیل هستند؟
با توجه به واکنش های سران کشورهای جهان به راحتی می توان دوستان اسرائیل را از مخالفان اسرائیل بازشناخت.

آیا عربستان و امارات که هزینه جنگ غزه را تامین و از اسرائیل حمایت می کنند دوست اسرائیل هستند یا ونزوئلا که سفیر اسرائیل را اخراج می کند و حمایت های دارویی و پزشکی برای مردم غزه می فرستد؟

آیا آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان دوست اسرائیل هستند یا آرژانتین که خیابانی  به نام «اسرائیل» را به «فلسطین آزاد» تغییر نام می دهد؟

غزه معیار خوبی است برای شناخت دوست و دشمن. و همانطور که مقام معظم رهبری(مدظله العالی) با اشاره به حمایت های صریح آمریکا و کشورهای غربی از اسرائیل فرمودند: « ما این را به عنوان یک تجربه مهم باید برای خودمان حفظ کنیم و آمریکا را بشناسیم. آمریکا این است .نظام لیبرال دموکراسی این است. این در عمل ما ،در قضاوت ما ،در برخورد ما اثر خواهد گذاشت و باید اثر بگذارد.»

ما نیز وقتی جنایات اسرائیل و دفاع حامیان اسرائیل از این جنایات را مشاهده می کنیم دیگر نمی توانیم آمریکا را مودب بنامیم یا برای رابطه بیشتر با آمریکا لحظه شماری کنیم و از گشایش مجدد سفارت انگلیس در ایران ذوق زده شویم و با هیجان از گسترش روابط با عربستان سخن بگوییم.

و آن گاه که دفاع آشکار ونزوئلا و برخی دیگر از کشورهای آمریکای جنوبی از مردم مظلوم غزه را می بینیم دیگر نمی توانیم به عنوان کشورهای دور! از آنها یاد کنیم.




البته هیچ کس مدعی نبوده و نیست که باید در را به روی دنیا ببندیم و با کشورهای مختلف قطع رابطه کنیم اما این واقعیتی انکارناپذیر است که هر کشوری بر اساس آرمان ها و ایدئولوژی خویش ،اولویت سیاست خارجی اش را رقم می زند.
یکی از اصول سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران مبارزه با اسرائیل است و در این راستا اولویت سیاست خارجه ایران باید براساس تعامل و ارتباط بیشتر با کشورهای مخالف اسرائیل شکل گیرد نه کشورهای دوست اسرائیل.
 این منطقی نیست که از یک طرف از جنایات اسرائیل ابزار تنفر و انزجار نماییم و از طرف دیگر از گسترش تعامل با دوستان اسرائیل ذوق زده شویم.

بنابراین کسانی که امروز کشتار بیرحمانه کودکان غزه را محکوم می نمایند و شاهد حمایت آشکار کشورهای مطرح اروپایی و آمریکا و حمایت پنهان عربستان از اسرائیل هستند اما باز هم گسترش تعامل با دوستان یک رژیم آدمکش به مذاقشان خوش می آید باید دستگاه محاسباتی خود را چک کنند و ببینند چرا دستگاه محاسباتی آنها دچار اختلال شده است ؟ مگر ممکن است دستگاه محاسباتی درست کار کند اما با داده های صحیح ،خروجی غلط به دست آورد؟!



طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: اسرائیل، غزه، آمریکا، ایران، انگلیس، عربستان، سیاست خارجی،
ارسال در تاریخ دوشنبه 6 مرداد 1393 توسط عقل کل

تبریک که چیزی نیست ما باید برای تولد نوه ولیعهد انگلیس کادو هم ببریم!

آخر هیچ کشوری در طول تاریخ به اندازه انگلیس محبوب ملت ایران نبوده است؛ این کشور به قدری برای مردم ایران دوست داشتنی است که هر کاری در ایران می شود می گویند کار ، کار انگلیسی هاست!

 انگلیسی ها در ایران حق آب و گل دارند.ما به خاندان سلطنتی انگلیس هم مدیونیم.

ما که نبودیم اما مورخان نوشته اند در زمان سلطنت پدربزرگ همین الیزابت خانم بود که ایران دچار قحطی شدید شد و حدود 9 میلیون از جمعیتش را از دست داد. در آن زمان جرج پنجم ؛ کار را برای ما تمام کرد. هر چه ما می گفتیم جنگ جهانی اول به ما ربطی ندارد و بیطرف هستیم اما انگلیسی ها به پاس همان نان و نمکی که با هم خورده بودیم ایران ما را اشغال کردند تا تنها نباشیم.

گندم های کشاورزان ما را می خریدند و احتکار می کردند تا آذوقه ی سربازانشان را تامین کنند و حتی از واردات مواد غذایی به ایران جلوگیری می کردند. از بس به ما علاقه داشتند مرده و زنده مان را برای خودشان می خواستند و 9 میلیون ایرانی را در فجیع ترین نسل کشی به کام مرگ فرستادند تا روی حمله مغول را سفید کرده باشند.

ما باید احترام ملکه انگلیس را داشته باشیم چون او خیلی هوای دین و اعتقادات ما را دارد. یادتان که نرفته است لقب شوالیه را ملکه الیزابت به سلمان رشدی داد تا از کتاب آیات شیطانی تشکر کرده باشد.

ما با انگلیس اینقدر قاطی بودیم که ما و انگلیس نداشت. نفت ما انگار نفت خودشان بود؛ هر چقدر که دلشان می خواست می بردند.

خدمات انگلیس به ایرانی ها آنقدر زیاد است که قابل شمارش نیست. انگلیس بود که با یک کودتا ، رضاخان را به ما هدیه داد. انگلیس بود که در جنگ هشت ساله همیشه از صدام حمایت می کرد. انگلیس بود که در فتنه 88 اوج بزرگواری اش را به ملت ایران نشان داد!

انگلیس اینقدر برای ما محترم است که هر مجرمی از ایران فرار می کند فورا به انگلیس پناهنده می شود و او هم انصافا کم نمی گذارد برای آنان و تربیت شان می کند تا مثل خودش بار بیایند.

ما حتی دریافت اخبارمان را نیز به انگلیس مدیونیم. اگر بی بی سی نبود ما حقیقت را از کجا می فهمیدیم!!! و اخبار مهم و حیاتی را از کجا دریافت می کردیم؟ از کجا می فهمیدیم که جشن تولد ملکه انگلیس کی برگزار می شود؟ از کجا می فهمیدیم که شاهزاده ویلیام و همسرش کیت میدلتون قرار است بچه دار شوند؟ از کجا می فهمیدیم که بچه شان پسر است یا دختر تا به آنها تبریک بگوییم؟

جناب عراقچی حق داشت که به یکباره ذوق زده شود و شان دیپلماتیکش را کنار بگذارد و بچه دار شدن عروس ملکه را تبریک بگوید! مگر می شود این همه خدمات انگلیس به ایران را نادیده گرفت؟

پ ن:

چند روز است با خودم کلنجار می روم تا قضیه این تبریک را بگذارم به حساب یک اشتباه و فراموش کنم ؛اما نشد. یک جورایی غرور ملی ام جریحه دار شده است...کاش جناب عراقچی توبیخ شود تا حساب کار دست او و دیگران بیاید که عرصه سیاست خارجی،صحنه احساساتی حرف زدن و جوگیر شدن و گاف دادن نیست تا دیگر شاهد این دست گل به آب دادن ها نباشیم. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: ایران، انگلیس، ملکه انگلیس، وزارت خارجه،
ارسال در تاریخ جمعه 4 مرداد 1392 توسط عقل کل

در سومین سالگرد سفر مهدی هاشمی به لندن این گزارش را بخوانید و بدون دلیل تهمت نزنید!

« اینجانب مهدی هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)  بر آن شدم تا گزارش ماموریت سه ساله ام به لندن را به عرض ملت ایران برسانم تا به اتهاماتی که در طول سه سال گذشته ؛مغرضان و بدخواهان نسبت به اینجانب روا داشته اند پایان دهم و همگان بدانند که حساب اینجانب در محضر خدا و مردم پاک است و آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است.

در شهریور ماه سال 1388 از طرف دانشگاه آزاد اسلامی به بنده ماموریت داده شد تا از شعب دانشگاه آزاد در خارج کشور بازدید به عمل آورده و به مشکلات آنها رسیدگی نمایم . در اولین گام بنده به لندن رفتم تا پیگیر وضعیت شعبه آکسفورد شوم .

در آنجا ابتدا به دنبال یافتن زمین مناسب برای احداث دانشگاه شدم چون از زمان دولت اصلاحات که پیشنهاد تاسیس این شعبه مطرح شد اقدام عملی موثری در این راستا صورت نگرفته بود. همزمان با یافتن زمین ، با شرکت های متعدد برای تهیه مصالح و امکانات مورد نیاز ساخت دانشگاه قرارداد تنظیم نمودم تا کار در کمترین زمان ممکن به انجام رسد.

به عنوان نمونه با شرکتی آلمانی برای خرید میلگرد، با شرکتی ایتالیایی جهت خرید شیرآلات و...قرارداد بستیم و کلیه این قراردادها طوری تنظیم شد که کمترین هزینه از بیت المال صرف شود به عنوان مثال جهت خرید توالت فرنگی به جای اینکه با شرکتی آلمانی که قیمت را بالا می گرفت قرارداد ببندیم با شرکتی فرانسوی قرارداد بستیم که نیمی از سهام آن متعلق به سیف الاسلام پسر قذافی بود و از آنجا که بنده با سیف الاسلام رفیق فابریک بودم به حدی که گاهی او را «سیفی صحاف» صدا میزدم و او هم به جای اینکه ناراحت شود خوشش می آمد( بگذریم خوب نیست مسائل شخصی را در گزارش رسمی بیاورم) با قیمت پایین تری موفق به تنظیم قرارداد شدم به طوری که حتی برای شعب دیگر دانشگاه آزاد که قرار است در کشورهای دیگر تاسیس شود نیز پیش خرید کردم .

جهت استحضار ملت ایران باید عرض کنم که همان طور که قبلا پدر هم اشاره فرمودند ما در دانشگاه آزاد اسلامی شش واحد در خارج از کشور داریم و همه آنها هم مشکل دارند و بنده موظفم بنابر این ماموریت به تمام مشکلاتشان رسیدگی کنم.

حال با این همه دلسوزی و حساسیتی که بنده نسبت به هزینه کردن از بیت المال دارم جای بسی تاسف است که عده ای مغرض و بدخواه نسبت به چندرغاز حقوق و حق ماموریت سه هزار پوندی اینجانب جوسازی می کنند و به جای اینکه از زحمات بنده تشکر کنند تهمت های ناروا نثارم می نمایندو حقوقم را قطع می نمایند. ( البته من دفاع از حقوق ملت ایران را وظیفه خود میدانم و منتی هم نیست اما آیا می دانید که اگر دوستی من با سیفی نبود چقدر باید بیشتر از بیت المال هزینه می کردیم؟!)

به هر حال بعد از اینکه قرارداد خرید زمین و قراردادهای خرید مصالح مورد نیاز با موفقیت تنظیم شد تصمیم گرفتیم برای کلنگ زنی و افتتاح پروژه ساخت دانشگاه اقدام  کنیم لذا با تهران تماس گرفته و از پدر خواهش کردم تا کلنگی که سال ها با آن سدها و پروژه های عظیم ملی را افتتاح می فرمودند به لندن بفرستند تا به برکت آن ، این پروژه نیز زود به سرانجام برسد.

اما رسیدن کلنگ همان و آغاز مشکلات همان!

در فرودگاه لندن ، کلنگ را توقیف کردند ؛ وقتی علت این کار را از پلیس فرودگاه لندن جویا شدم در جواب گفتند : این کلنگ از موزه لندن به سرقت رفته است و باید به موزه لندن بازگردانده شود!

هر چه استدلال کردم که این کلنگ ، میراث پدری اینجانب است و ربطی به موزه لندن نداردگفتند زمانی که منشور کوروش را به ایران فرستاده اند یک کلنگ نیز ضمیمه آن بوده است اما بازگردانده نشده و درآن زمان مسئولین موزه لندن اهمیت چندانی برای آن کلنگ قائل نبودند اما اکنون با تحقیقات کارشناسان میراث فرهنگی لندن مشخص شده که شواهد حاکی از آن است که آن کلنگ یا همان کلنگی بوده که اسکندر مقدونی با آن چال اسکندرون را حفر نموده است یا همان کلنگی است که فرهاد با آن بیستون را می کنده است!

خلاصه هر چه تلاش کردم تا آنها را متقاعد سازم که اشتباه می کنند و به هر قیمتی حتی با گذاشتن وثیقه ،کلنگ را آزاد کنم نشد که نشد ؛ اینجانب حتی با جناب مشایی و بقایی نیز که در جریان منشور کوروش بودند تماس گرفتم و آنها نیز پیگیر موضوع شدند و برای موزه لندن توضیح دادند که کلنگی در کار نبوده است اما انگلیسی ها قبول نکردند و حتی می خواستند بنده را به جرم کلنگ ربایی به زندان بیندازند که من در آنجا وکیلی زبده و کاردان گرفتم تا از حقوق ملی و خانوادگی ام دفاع کنم.

انگلیسی ها گفتند باید مورد راستی آزمایی قرار بگیری تا به صدق حرف هایت پی ببریم. از این جریانات ؛اوضاع روحی من به هم ریخته بود و برای راستی آزمایی نیز انسان باید از نظر روحی آمادگی داشته باشد  به خاطر همین خواهرم فائزه که در روحیه افزایی استاد است برای روحیه دادن به اینجانب راهی لندن شد هر چند او نیز در ایران مورد اتهام قرار گرفته بود و به ناحق به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده بود و قوه قضائیه به هیچ عنوان به او اجازه خروج از کشور را نمی داد! اما چون همه زندان ها پر بود و جایی برای خواهرم فائزه پیدا نمی شد قبول کردند تا وقتی که زندانی برای او خالی شود برای دفاع از حقوق ملت به لندن برود!

در حال حاضر جلسه راستی آزمایی برگزار شد و از بنده پرسیدند « این دروغا که میگی راسه ؟» و بنده با قاطعیت گفتم که دروغ نمی گویم و تبرئه شدم اما این انگلیسی ها که من می شناسم روی دست امثال مرا نیز آورده اند اگر دوباره دبه درنیاورند و بهانه جدیدی دست نگیرند کلنگ را پس می گیرم و علیرغم اینکه بیشتر قراردادها را با بهانه های مختلف یک طرفه لغو کردند و بعد از سقوط قذافی و سیفی ، شرکت فرانسوی نیز قرارداد را لغو کرد اما حتی اگر در لندن هم نتوانم کلنگ پروژه را به زمین بزنم به کشورهای دیگر رفته و بعد از اتمام ماموریتم با افتخار و کلنگ به دست به ایران بر می گردم  وبه شرفم قسم می خورم که تا کلنگ را پس نگیرم به وطن بر نخواهم گشت ، حتی اگر شده فامیلی به لندن قشون کشی می کنیم اما نمی گذاریم میراث ملی و خانوادگی مان را از ما بگیرند.

در پایان بر خود لازم می دانم از عزیزانی که در لندن در حمایت از بنده تجمعاتی برگزار کردند و با دادن شعار « کلنگ ما رو پس بدین» و « کلنگ ما رو دزدیدین ، دارین باهاش پز میدین » اوج لطف و وطن پرستی خود را نشان دادند تشکر نمایم.»

                                                                برادر کوچک ملت ایران : مهدی هاشمی




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  بی مزه، 
برچسب ها: مهدی هاشمی، دانشگاه آزاد، فتنه 88، فائزه هاشمی، آکسفورد، لندن، انگلیس،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 2 شهریور 1391 توسط عقل کل

این هم از عجایب دوران ماست کشوری که در قرن بیست و یکم هنوز هم عنوان نظام مشروطه سلطنتی را به دنبال دارد و حتی پارلمان آن نیز از دو مجلس لردها (اشراف) و مجلس عوام تشکیل شده است ، یکی از داعیه داران دموکراسی در جهان می شود و همراه با هم نژادهای انگلوساکسون خود در آمریکا به دیگر کشورها لشکرکشی می کند تا دموکراسی را صادر کند!

و عجیب تر اینکه این کشور چسب و وصله ای (بریتانیای کبیر) که خودش از چهار بخش تشکیل شده که هر کدامشان ساز خودش را می زند و دنبال استقلال هستند ،قرن هاست که به تفرقه افکنی در بین ملل دیگر پرداخته و مردم را به جان هم انداخته تا بتواند استعمارگری کند و نفعش را ببرد!

کشوری که ما به نام انگلیس می شناسیم ، نام اصلی اش بریتانیای کبیر است که از چهار بخش انگلستان ، ولز ، اسکاتلند، ایرلند شمالی تشکیل شده که با اتحاد این چهار بخش ، پادشاهی متحد بریتانیای کبیر شکل گرفت. اما از همان ابتدا ندای استقلال خواهی برای جدا شدن از بریتانیا به گوش می رسید که توسط حاکمان بریتانیا به شدت سرکوب می شد که نمونه اش اعتراضات و درگیری در ایرلند شمالی است.

انگلیسی ها از قرن 16 میلادی سیطره و نفوذ خود را بر جزیره ایرلند گسترش دادند و مقاومت های مردم ایرلند را به شدت سرکوب کردند و برای اینکه تسلط خود را بر این کشور بیشتر کنند شماری از پروتستان های هم نژاد خویش را به شمال ایرلند مهاجرت دادند و با قدرت یافتن این مهاجرین و اقدامات تجاوزکارانه آنها علیه مردم ایرلند، انگلیس به  ایرلند لشکرکشی کرد و با سرکوب مقاومت های مردمی یکی از فجیع ترین و وحشیانه ترین جنایات بشری در آن زمان را رقم زد.

یکی از مبارزان ایرلندی که به اسطوره مقاومت مردم ایرلند مشهور است « بابی ساندز » است که خواستار خروج اشغالگران انگلیسی از شمال ایرلند بود و توسط دولت انگلیس به 14 سال حبس محکوم شد ؛ اما به محض ورود به زندان در اعتراض به رفتار دولت انگلیس به همراه تعدادی دیگر ، دست به اعتصاب غذا زد. کمی بعد از آغاز اعتصاب غذا ؛ از طرف مردم ایرلند در انتخابات به عنوان نماینده انتخاب شد اما دولت بریتانیا حاضر به قبول این انتخابات نشد و قانون انتخابات را تغییر داد تا دیگر زندانیان جمهوریخواه نتوانند کاندیدا شوند. دولت بریتانیا خواست های بابی ساندز را نپذیرفت و حتی وساطت پاپ نیز با مخالفت مارگارت تاچر نخست وزیر وقت بریتانیا مواجه شد و سرانجام در سال 1981 میلادی پس از 66 روز اعتصاب غذا ، بابی ساندز در سن 27 سالگی در زندان جان باخت. 

جمهوری اسلامی ایران خیابانی که در رژیم پهلوی به نام چرچیل نامگذاری شده بود به خیابان بابی ساندز تغییر داد و چون دولت انگلیس مجبور بود برای نامه نگاری با سفارتش در تهران بنویسد (تهران- خیابان بابی ساندز) در اصلی سفارت را بست و در دیگر سفارت در خیابانی دیگر را باز کرد.

در این روزها که اخبار شصتمین سالگرد تاجگذاری ملکه انگلیس به گوش می رسد باید به خاطر داشت که این روباه پیر نه تنها در طول قرن ها استعمارگری ، خون ملت های دیگر را در شیشه کرد بلکه حتی به مردم خودش نیز رحم نکرد و ندای استقلال خواهی آنها را با گلوله پاسخ داد. در حال حاضر نیز علاوه بر ایرلند شمالی که سال هاست داعیه استقلال طلبی دارد اسکاتلند نیز اعلام کرده است که در پاییز سال 2014 همه پرسی استقلال برگزار خواهد کرد تا از بریتانیا جدا شود.

با این حساب ، حاکمان انگلیس بهتر است به جای دخالت در کشورهای دیگر و حمایت از مخالفان دولت سوریه ، صدای مخالفان دولت انگلیس در ایرلند شمالی و اسکاتلند را بشنوند و کمی هم برای مردمشان ارزش قائل شوند تا در قرن بیست و یکم هنوز عتیقه های سلطنت قرون وسطایی بر آنها حاکم نباشند و از نظام ارباب و رعیتی دل بکنند.

 زشت است در عصر مدرن که همه از حقوق شهروندی دم می زنند دولت انگلیس چهار روز را تعطیل کند و از پول مالیات های مردم ، میلیون ها پوند خرج کند تا پیرزنی هشتاد ساله تاج بر سر گذارد و خود را ارباب و مردم را رعیت خود بداند!!!

انگلیسی ها ! کمی به روز شوید و نظام حکومتی تان را آپدیت کنید!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: بریتانیا، انگلیس، ایرلند شمالی، بابی ساندز، اسکاتلند، ملکه انگلیس،
ارسال در تاریخ جمعه 19 خرداد 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic