می خواستم بگویم به اضطرار تمام انسان هایی که در سیطره جاهلان آخرالزمان اسیرند: « اللهم عجل لولیک الفرج»

می خواستم بگویم به اضطرار کودکانی که از ترس بمب های خوشه ای که بر سرشان فرود می آید یا خنجری که بر گلویشان می نشیند به خود می لرزند: «اللهم عجل لولیک الفرج»

می خواستم بگویم به اضطرار زنانی که در چنگال داعش و صهیونیسم تحقیر می شوند و زنده به گور شدن جاهلیت اولی را بر زندگی ننگین جاهلیت مدرن ترجیح می دهند: «اللهم عجل لولیک الفرج»

می خواستم بگویم به اضطرار شیعیان «فوعه» و «کفریا» که در محاصره تروریست های تکفیری قرار دارند: «اللهم عجل لولیک الفرج»

می خواستم بگویم...
 
اما دیدم مضطر واقعی اوست که هزار و صد و هشتاد و یکسال است صدای استغاثه مظلومان عالم را شنیده است و قلبی پر درد دارد.

اگر ما با درک ناچیز و محدود خود ، تحمل شنیدن گوشه ای از قساوت و ظلم ظالمان را نداریم و دلمان به درد می آید، او که صاحب عصر و زمان است چه می کشد از دیدن این همه قساوت و بیرحمی و جنایت؟
او که فرزند «رحمت للعالمین» است و حریص به هدایت انسان هاست، چه می کشد از دیدن این همه ظلمت و انحراف؟

پس قسم به اضطرار حضرت مهدی (عج) : «اللهم عجل لولیک الفرج»

«این المضطر الذی یجاب اذا دعی »





طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: امام زمان(عج)، مضطر، انتظار فرج،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 13 خرداد 1394 توسط عقل کل

جمعی از اصحاب ، دور پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) حلقه زده بودند که امین وحی نازل شد و پیغامی آورد: « خدایم فرموده هر کدام از این جمع ، یک دعای مستجاب دارد.»

اصحاب با شنیدن این پیغام هیجان زده و خوشحال شدند. هرکدام بزرگترین آرزو و خواسته دلشان را طلب کردند و همه برآورده شد.

پیامبر که از نیات و حوائج اصحابش باخبر بود فرمود: «اگر اویس بود دعای دیگری می کرد»، اما هیچ کس در آن همهمه و هیجان نپرسید که اویس چه دعایی می کرد.

روزگار سپری شد و پیامبر رحمة للعالمین رحلت فرمودند. اصحاب دور هم جمع بودند و خاطرات گذشته را مرور می کردند. از قضا اویس هم به مدینه آمده بود. اصحاب از اویس پرسیدند: اگر تو بودی چه دعایی می کردی که پیامبر آرزو داشت تو آنجا می بودی؟

اویس گفت: اول شما بگویید که چه دعاهایی داشتید؟ اصحاب هر کدام دعاهایشان را بیان کردند. اویس ناراحت شد و گفت: «ما هر چه داریم از برکت پیامبر بود. اصلا همه زندگی ما پیامبر بود. بی او هر دو جهان نخواستنی است. شما یک دعای مستجاب داشتید و آن را هم برای خودتان خواستید! اگر من بودم از خدا می خواستم که محبوبم تا قیامت زنده باشد و هیچ کس لحظه ای از نور هدایتش بی نصیب نماند.»

سکوت و غم اصحاب را فرا گرفت. آنها به آرزوهایشان رسیده بودند اما بی پیامبر انگار هیچ نداشتند.

درست است که اکنون وحی نازل نمی شود اما چنین فرصت هایی از ما نیز دریغ نشده است. دعا در بعضی زمان ها و مکان ها مستجاب است. به طور مثال دعا در زیر قبه آقا امام حسین علیه السلام قطعا مستجاب است، یا روایت است که هر انسان غمناکی دو رکعت نماز ما بین نماز مغرب و عشا در مسجد سهله ( که محل زندگی امام زمان خواهد بود )بخواند و دعا کند دعایش مستجاب می شود.

پ ن : 1- آیا چند نفر خالصانه و با تضرع در این زمان ها و مکان های استجابت دعا ، فقط برای خواسته ی مولایشان دعا می کنند که فرمود: « اکثروا الدعا بتعجیل الفرج». اگر آقا امام زمان (عج) از دوستدارانشان نمی خواستند که برای فرج آن حضرت دعا کنند باز هم شرط محبت و عشق این بود که خالصانه دعا کنند چه برسد به اینکه آن حضرت ، دعا برای فرج را خواسته اند آن هم کثرت دعا را.(اکثروا...).

2-امام عصر (عج ) ؛عباس و علی اکبر (علیهما السلام) ندارند-همه آن سیصد و سیزده نفر یار مخلص کجا و یک نگاه کاشف الکرب عباس کجا؟ -مولایمان امام زمان (عج)، کاشف الکرب و شبه پیامبر که ندارند حداقل ای کاش اویس داشته باشند!




طبقه بندی: حرف حساب، 
برچسب ها: مهدویت، انتظار فرج، دعا،
ارسال در تاریخ چهارشنبه 14 تیر 1391 توسط عقل کل

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic