مردم منتظر برگزاری مناظره بودند تا با کاندیداها و برنامه هایشان بیشتر آشنا شوند و بهتر بتوانند دست به گزینش بزنند یا در انتخابشان تجدید نظر کنند یا در صحت انتخابشان به اطمینان برسند. جدای از اینکه این مناظره تا چه حد در این امر به مردم کمک کرد نکاتی چند قابل ذکر است:

یک- قسمت اول مناظره ، بیشتر حول همان مطالبی گذشت که کاندیداها در فرصت های قبلی نیز به آن اشاره کرده بودند و برنامه ها به مناظره گذاشته نشد، شاید یک دلیلش این بود که معمولا همه کاندیداها در بیان راه حل برای مسائل اقتصادی ، تقریبا راه حل های مشابهی داشتند و وقتی برنامه ها یکسان است و کلی بیان می شود دیگر جایی برای مناظره نمی ماند. مطالبی که کاندیداهای محترم بیان می کردند همان راه حل هایی بود که اگر از یک دانشجوی اقتصاد هم سوال می کردی همین راه حل ها را ارائه می داد. لذا هر چند فرصت پاسخگویی ناچیز بود اما اگر قرار بود دوباره فقط یک سری مسائل تکرار شود مقدار زمان، تفاوت چندانی نمی کرد.  

دو- با دیدن این مناظره بیشتر به نبود تئوری اقتصادی در کشور پی بردیم. ما از نظر علمی پیشرفت های خوبی داشته ایم اما متاسفانه در زمینه اقتصاد جز کارهای اندکی که  صورت گرفته است مطالعات بنیادی و چشمگیری برای ارائه نظریه اقتصاد اسلامی در کشور انجام نشده است که در این زمینه دانشگاه و حوزه ی ما کم کاری کرده اند و شاید به همین دلیل بود که کاندیداهای ما نیز ابتکار قابل ذکری در عرصه ی اقتصاد نداشتند.

سه- بعضی از کاندیداها به جای پرداختن به سوال و محدود کردن پاسخ در چارچوب همان سوال ،بیشتر به توضیح و تفسیر مطالبی پرداختند که ربط مستقیم به سوال نداشت.

چهار- در بخش دوم که مجری ، سوالات چندگزینه ای را مطرح کرد و بعضی از کاندیداها ناراحت شدند و آن را توهین به مردم دانستند ( معلوم نیست از کجا می گفتند که مردم از این نوع سوال کردن ناراحت می شوند!) هر چند همه ی سوالات بیان نشد اما اینگونه هم نبود که همه ی سوالات مطرح شده، مشکل داشته باشد، البته اگر سوال را باسنجیدن بیشتر جوانب مطرح می کردند بهتر بود. اما هر دولتی در اتخاذ سیاست های اقتصادی اولویت هایی دارد و اتفاقا همین اولویت هاست که دولت ها را با هم متفاوت می کند. به عنوان مثال در انتخاب اعضای کابینه ، یک رئیس جمهور ممکن است وقتی بین فردی با تخصص90 درصد و تعهد 80 درصد و فردی دیگر با تخصص 80 درصد و تعهد 90 درصد مخیر شود اولی را انتخاب کند و رئیس جمهور دیگر دومی را. در اتخاذ سیاست ها نیز همین گونه است ؛ ما در دنیایی زندگی می کنیم که باید دست به انتخاب بزنیم و هر رئیس جمهوری با این مسائل روبرو خواهد شد. اگر سوالات جامع تهیه شده بود و کاندیداها نیز با تدبر به آن پاسخ می گفتند در انتخاب مردم راهگشا بود.

پنج - جواب به اینگونه سوالات توهین به مردم نبود ، توهین به مردم وقتی است که همه چیز را سربسته بیان کنند و بخواهند با شنیدن مسائل کلی به قضاوت بپردازیم. ما اکنون در دهه پیشرفت و عدالت قرار گرفته ایم لذا در انتخاب رئیس جمهور نیز باید شاخصه ها را بالا در نظر بگیریم. اکنون در کشور، جوانان نخبه ی ما همزمان در چندین رشته تحصیل کرده و متخصص می شوند لذا این توقع زیادی نیست که یک رئیس جمهور در مسائل گوناگون سررشته داشته و صاحبنظر باشد. حتی شاید لازم باشد که قبل از تایید صلاحیت ، با آزمون گرفتن از آنها حداقل اطلاعات مورد نیاز یک رئیس جمهور و میزان هوش و استعداد آنان نیز سنجیده شود. مگر برای استخدام کارمند در مراکز دولتی علاوه بر داشتن شرایط لازم، از آنها آزمون نمی گیرند تا بهترین ها را انتخاب کنند؛ لذا چه اشکالی دارد که از نامزدهای ریاست جمهوری نیز آزمون گرفته شود.

شش - این مناظره نشان داد که کاندیداهای محترم متوجه شده اند که مردم نسبت به بی انصافی و بداخلاقی مسئولین حساس هستند تا جایی که وقتی یکی از کاندیداها به خاطر اعتراض به نحوه سوالات ؛ ژست مخالف گرفت و پاسخگو نبود؛ بلافاصله متوجه بازتاب منفی رفتارش شد و رویه اش را تغییر داد و همراهی کرد.




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: مناظره اقتصادی، انتخابات ریاست جمهوری، کاندیداهای ریاست جمهوری،
ارسال در تاریخ جمعه 10 خرداد 1392 توسط عقل کل

 آنچه بیشتر از همه در سخنان کاندیداها به چشم می خورد اشاره به مشکلات موجود و توضیح و تفسیر آن  است. چیزی که خود مردم بیشتر از کاندیداهای محترم آن را لمس می نمایند و با آن دست و پنجه نرم می کنند.

تاکنون عموما کاندیداهای ریاست جمهوری در ارائه برنامه ها به بیان دیدگاه های کلی پرداخته اند و برنامه هایی که از آن سخن می گفتند نوعی کلی گویی بود. بی پرده بگویم وقتی سخن بعضی از آنها را می شنیدم به یاد وعده های کاندیداهای ریاست جمهوری می افتادم که سوژه ی رسانه ها شده بودند. مگر آن پیرمردی که سوژه خبرنگاران شده بود چه می گفت؟ او هم وعده می داد که مشکل بیکاری را حل می کند و تورم را مهار می کند و...او هم کلی گویی می کرد ... کلی گویی کردن که دردی را دوا نمی کند ، اینکه بگویند ما در عرض چند روز یا چند ماه یا چند سال اقتصاد ایران را رونق می بخشیم و  چنین و چنان می کنیم آیا می شود برنامه و راه حل؟! هر چند بعضی از کاندیداها اشاره می کنند که در کتاب یا سایتشان به بیان برنامه هایشان پرداخته اند اما مگر چند درصد از مردم وقت و حوصله دارند که تمام این ها را بخوانند و نتیجه گیری کنند. اگر در عرض بیست دقیقه برنامه عملیاتی شان در رابطه با مهار تورم را تشریح می کردند همین کافی بود تا مردم به میزان واقعیت دیگر وعده هایشان نیز پی ببرند.

از طرف دیگر چه تضمینی وجود دارد که این وعده ها عملی شود؟ شاید بگویند نمی شود تضمین داد؟ اما اگر راهکار عملی خود را بیان می کردند می توانستیم جوانب مختلف آن را بسنجیم و ببینیم با این راه حلی که ارائه داده اند آیا در ظرف این مدتی که معین کرده اند تحقق وعده ی داده شده ، منطقی است و امکان عملیاتی شدن آن هست؟

یا اینکه ببینیم این راه حلی که مد نظر دارند به چه قیمتی وعده شان را تحقق پذیر می نماید ؟ مثلا نکند که راه حل های اقتصادی آنان به فرهنگ ما ضربه بزند؟ یا برنامه ها و راه حل های فرهنگی آنان ، ما را از اهداف انقلابمان دور سازد؟ اما وقتی به صورت کلی سخن می گویند و تضمین وعده هایشان را به بعد موکول می کنند چطور می شود اطمینان کرد؟ گیرم رئیس جمهور شدند و بعد به وعده هایشان عمل نکردند ،مردم جز اعتراض چه کاری می توانند انجام دهند آیا می شود هنوز چهار سال نشده آنها را به خاطر عملی نشدن وعده هایشان کنار گذاشت؟

 امیدوارم در مناظره ها این مشکل حل شود و رو در رو شدن کاندیداها آنان را به سمت ارائه برنامه های عملیاتی بکشاند تا هم بتوان بهتر قضاوت کرد، هم کمی فاصله شعار تا عمل روشن تر شود. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری، کاندیدا، برنامه، مناظره انتخاباتی،
ارسال در تاریخ جمعه 10 خرداد 1392 توسط عقل کل

این روزها برخی از کاندیداها چنان از دوره سازندگی و اصلاحات تعریف می کنند که گویی در آن زمان ما مشکلی نداشته ایم و کشور گل و بلبل بوده است.

گویا یادشان رفته است که مردم خسته از سیاست های دولت سازندگی و با تصور اینکه ناطق ادامه ی هاشمی است به خاتمی رو آوردند و باز گریزان از سیاست های خاتمی به نامزدهای مورد حمایتش رای ندادند و هاشمی و موسوی را جاگذاشتند و به احمدی نژاد رسیدند.

این روزها برخی کارهای نامعقول احمدی نژاد دستاویزی شده است تا عیب های دولت سازندگی و اصلاحات را با آن بپوشانند و قیافه حق به جانب بگیرند.

در حالی که احمدی نژاد سال 84 کسی بود که شعارها و آرمان هایش احیاگر آرمان های امام خمینی (ره) بود و دوست و دشمن به این خصوصیت اذعان داشتند و حتی دشمنان با اعتراف به این خصلت ابراز نگرانی می کردند  و این مزیتی بود که دولت های سازندگی و اصلاحات از آن بی بهره بودند.

و اکنون نیز اعتراض و رویگردانی از احمدی نژاد بدین خاطر است که چرا از آن آرمان ها، فاصله گرفته است و چرا در بعضی مسائل ، رویه ی دولت سازندگی و اصلاحات را در پیش گرفته است؟

در کنار محاسن و اقدامات مثبتی که دولت احمدی نژاد داشته است معایب و اقدامات منفی هم کم ندارد که برخی ناشی از سوء تدبیر است ، اما گاهی بعضی کاندیداها با بیان این سوء تدبیرها به گونه ای از اقدامات دولت اصلاحات سخن می گویند که گویی در آن زمان همه چیز مدبرانه و با عقلانیت به پیش می رفته است.

 آیا این نشانه تدبیر و دوراندیشی و عقلانیت بود که دولت های سازندگی و اصلاحات زمینه ی عدم وابستگی اقتصاد ایران به نفت را فراهم نکردند تا امروز تحریم پاشنه آشیل ما نباشد؟ آیا این تدبیر بود که سال ها با عدم برنامه ریزی و نداشتن جسارت ، بنزین را سهمیه بندی نکردند و این سرمایه را هدر دادند؟ آیا این تدبیر بود که کشور را در تولید بنزین خودکفا نکردند؟ و...پس لطفا اینقدر ژست تدبیر و عقلانیت به خود نگیرید و واقعیات را بگویید!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری، دولت اصلاحات، دولت سازندگی، احمدی نژاد، تدبیر،
ارسال در تاریخ جمعه 10 خرداد 1392 توسط عقل کل

آقای روحانی شما گفتید سرمایه های انقلاب را تلف نکنید ، اینها عزیز ما هستند ؛ اینها بزرگ ما هستند به آنها وقت بدهید تا از خودشان دفاع کنند ، اما آیا به مردم که ولی نعمتان این انقلابند نباید وقت داد که از سرمایه های انقلاب سوال کنند؟

آیا ولی نعمتان حق ندارند از سرمایه های انقلاب بپرسند چرا به آتش فتنه دامن زدند و با اردوکشی های خیابانی همراهی نمودند و وجهه ی نظام را در جهان خدشه دار کردند؟ آبروی نظام اسلامی مهم تر است یا آبروی سرمایه های نظام؟!

آیا عدالت نباید در حق همه یکسان اجرا شود؟! آقای روحانی می دانید عدالت یعنی چه؟ عدالت یعنی اینکه یک آقازاده با یک جوان روستایی در برابر قانون یکسان باشند، عدالت یعنی اینکه یک مجرم امنیتی به خاطر آقازاده بودن ، بعد از چند سال فرار از کشور با قید وثیقه ده میلیارد تومانی ، آزاد نشود!

آیا فقط سرمایه های انقلاب باید حق دفاع از خود را داشته باشند و ولی نعمتان انقلاب این حق را نداشته باشند؟! سرمایه های انقلاب مهم ترند یا ولی نعمتان انقلاب؟! مگر امام (ره) نمی فرمود که اگر این مردم نبودند شماها (سرمایه های انقلاب) هنوز هم در گوشه زندان رژیم شاه به سر می بردید؟!

آیا ولی نعمتان انقلاب حق ندارند بپرسند چرا جوانان ما (مثل شهید حسین غلام کبیری) باید در آتش فتنه ای که آقازاده های شما به آن دامن زدند پرپر شوند؟!

وقتی به ولی نعمتان انقلاب فرصت نمی دهید تا از سرمایه های انقلاب سوال کنند ؛ مجبور می شوند گوشه ای از حرف دلشان را در دست نوشته های خود در 9 دی به نمایش بگذارند، آقای روحانی اگر یادتان رفته است دوباره آن دست نوشته ها را ببینید. 




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری، فتنه 88، آقازاده ها، حسن روحانی، صدا و سیما،
ارسال در تاریخ سه شنبه 7 خرداد 1392 توسط عقل کل

سی سال است دنبال کلیدی می گشتیم تا مشکلات کشور را حل کنیم

حالا تازه فهمیدیم کلید را کی برداشته بود و نشان نمیداد!

فقط نفهمیدیم چرا این کلید نتوانست قفل هسته ای ایران را باز کند؟!!!




طبقه بندی: به رنگ سیاست، 
برچسب ها: انتخابات ریاست جمهوری، حسن روحانی، تدبیر و امید،
ارسال در تاریخ سه شنبه 7 خرداد 1392 توسط عقل کل

نامه می نویسند به رهبر انقلاب و دغدغه هایشان را مطرح می کنند اما سرگشاده!

اگر نوشتن این نامه ها از باب خیرخواهی امام مسلمین است پس چرا خصوصی نمی نویسید؟ چرا نامه ای را که خطاب به رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) می نویسید در جامعه منتشر می کنید؟ چرا متن نامه ی شما خطاب به رهبری را حتی اپوزیسیون خارج نشین و رسانه های بیگانه نیز باید بدانند و با آن جدول اتهاماتشان علیه نظام را کامل کنند؟! چرا دم از اخلاق می زنید اما خود ، آن را زیر پا می گذارید!

این چه رویه ای است که چند سالی است جریان دارد؟ خدا لعنت کند آنکه این رویه ی نامه نگاری سرگشاده به رهبر انقلاب را باب کرد.

مگر امام نفرمود که پشتیبان ولی فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. آیا نوشتن نامه سرگشاده به ولی فقیه ، پشتیبانی از ولایت فقیه است؟ آیا نوشتن نامه سرگشاده از باب دلسوزی و خیرخواهی است یا راهی است برای تحمیل نظر خود بر ولی فقیه؟ یا شاید خودشیرینی برای کاندیدای رد صلاحیت شده!

آیا ولی فقیهی که باید با یک اشاره ی او میلیون ها نفر آماده جانفشانی در راه اسلام شوند باید با نامه ی سرگشاده مورد خطاب قرار گیرد؟! مگر امام خمینی (ره) نفرمود «ولایت فقیه همان ولایت رسول الله (ص) است» آیا اینگونه حرمت نگه می دارید؟!

اصلا مگر شما کی هستید که بی پروا برای ولی فقیه تان تعیین تکلیف می کنید؟ بعضی از شما ها را اگر از نسب هایتان جدا کنند دیگر ارزش قابل ذکری برایتان باقی نمی ماند تا در سایه ی آن خودنمایی و ابراز وجود کنید.

اگر در زمان امام خمینی (ره) به آن حضرت ، نامه سرگشاده می نوشتید مسلما شهید مطهری از اولین کسانی بود که واکنش نشان می داد. چون آن استاد بزرگوار با وجود اینکه مشاوری زبده و امین برای امام راحل عظیم الشان بود اما در کوچکترین مسائل نیز از محضر امام کسب تکلیف می کرد نه اینکه بخواهد تعیین تکلیف کند!

پا را از گلیم خودتان درازتر نکنید. اگر مخالفان نظام ، نامه سرگشاده می نویسند ما آن را به پای عداوت و حماقتشان می گذاریم اما این اقدام مدافعان نظام را به حساب چه چیزی بگذاریم؟!




طبقه بندی: به رنگ سیاست،  حرف حساب، 
برچسب ها: مقام معظم رهبری، انتخابات ریاست جمهوری، نامه سرگشاده،
ارسال در تاریخ پنجشنبه 2 خرداد 1392 توسط عقل کل
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات